صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ***** درسنامه حکمت و حکومت (نامه امام علی علیه السلام به مالک اشتر) *****

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,049
    حضور
    192 روز 18 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28784

    ***** درسنامه حکمت و حکومت (نامه امام علی علیه السلام به مالک اشتر) *****




    مالک اشتر ؟

    مالک بن حرث ملقب به اشتر سرباز شجاع و فداکار برازنده اسلام و یار باوفا و مورد اعتماد امیرالمؤمنین على (ع) که جانبازی هاى او در جمل و صفین در رکاب حضرت مشهورتر از آن است که در این مختصر آید. چون خبر درگذشت وى به امام رسید، فرمود: مالک با من چنان بود که من با رسول الله. نیز فرمود: مالک چه مالکى؟! اگر او را قطعه سنگى بدانیم سنگى سخت، اگر او را به کوه تشبیه کنیم کوهى عظیم بود، به خدا سوگند که مرگش مردم عراق را خوار و مردم شام را دل شاد ساخت، دگر چون مالک را نیابم.
    در سال 38 هجرى امیرالمؤمنین (ع) او را به حکومت مصر گماشت و آن عهدنامه جامع تاریخى را همراه وى ساخت . چون معاویه بشنید ،دهقان روستاى عریش را واداشت که به وى زهر دهد و از این راه او را به شهادت رساند.
    مالک علاوه بر شجاعت و دلاورى مردى دانشمند و خردمند و متواضع و زاهد بود. نقل است که روزى مالک با لباسى ژولیده در میان بازار مى گذشت. یکى از بازاریان از روى استهزا کلوخى به وى پرتاب نمود، چون به وى گفتند: او مالک یار امیرالمؤمنین (ع) است ،به خود بلرزید و سراسیمه به دنبالش دویدن گرفت که از او پوزش بخواهد، هنگامى به وى رسید که او در مسجد به نماز مشغول بود، چون مالک از نماز بپرداخت ،آن مرد به دست و پاى مالک بیفتاد، مالک گفت :چرا چنین مى کنى؟! وى گفت: من جسارت کردم ،مرا ببخش. مالک گفت: بیم مدار و آسوده باش که به خدا سوگند به مسجد نیامدم جز بدین منظور که براى تو طلب مغفرت نمایم.
    حضرت به دو تن از فرماندهان سپاه خویش به صفین نوشت: اینک مالک بن حرث اشتر را بر شما و سربازان تحت فرماندهى شما امیر ساختم، سخنش را گوش دهید و فرمانش را اطاعت کنید . او را زره و سپر خویش پندارید که وى کسى است که سستى و اشتباه در او راه ندارد . در کارى که شتاب و سرعت در آن لازم بود، اهمال و تأنى نکند . به کارى که تأخیر در آن روا باشد، شتاب نورزد. (1)

    پی نوشت:
    1.معاریف و معارف ،واژه مالک.

  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,049
    حضور
    192 روز 18 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28784



    شمه ی از فرزند مالک اشتر :

    ابراهیم فرزند مالک اشتر یار صمیمی و صحابی خاص امیرالمؤمنین، رئیس قبیله نخع و یکه تاز آنان از فرماندهان شریف و با سیادتی بود که به شجاعت و تدبیر مشهور بود. بسیاری از مورخان او را در شجاعت ستوده اند. از دیگر مواردی که مورخان در وصف شجاعتش گفته اند، حضور او در جنگ صفین است. او با وجود آن که نوجوانی کم سن و سال بود، در این جنگ حضور یافت .
    علامه سید محسن امین نیز او را در کتابش اعیان الشیعه چنین می ستاید: « ابراهیم مردی شجاع، سلحشور، با شهامت، صف شکن و رئیس بود، او دارای طبعی عالی و همتی بلند و طرفدار حق بود و دارای طبع شعر و زبانی فصیح و هوادار و دوستدار خاندان عصمت و طهارت؛ همان گونه که پدرش مالک اشتر نیز دارای چنین صفات و امتیازات عالی بود و حق هم همین است که چنین فرزندی مجسمه چنین پدری باشد» . (1)
    چهره ای مانند ابراهیم موجبات اعتلای هر چه بیشتر مختار را فراهم آورده بود و موفقیت های بسیاری را نصیب قیام کرده بود. ابراهیم با مختار بیعت کرد و به همراه او قیام بزرگ شیعیان عراق را به راه انداخت . او پس از آغاز قیام و بدست گرفتن امور کوفه به عنوان فرمانده کل سپاه مختار انتخاب شده، اقدامات بسیاری را در کوفه و عراق به انجام رسانید.
    جنگ نهر خازر بارزترین عرصه ظهور و بروز قابلیت های فرماندهی این فرمانده شجاع بود. در این جنگ سپاه عراق که تعدادشان بسی کمتر از سپاه شام به فرماندهی عبیدالله بن زیاد بود بر سپاه شام فائق آمد و ابن زیاد نیز در نبردی تن به تن با ابراهیم کشته شد. (2)
    ابراهیم بعد از اتمام کار جنگ به عنوان حاکم موصل در ان جا مستقر شد (3) وی به دستور مختار در ان منطقه با اختیارات تام امور را اداره می کرد و در زمان جنگ مختار با مصعب در محل ماموریت خود مشغول انجام وظیفه بود. (4) و مدرک معتبری نداریم که مختار از او کمک خواسته و او در انجام وظیفه و کمک به مختار سستی کرده باشد. مختار فرماندهی جنگ با مصعب را به احمر بن شمیط که مرد شجاع و از محبان اهل بیت بود واگذار کرد و از ابراهیم نخواست که فرماندهی این جنگ را به عهده بگیرد. شاید به جهت حساسیت و اهمیت منطقه موصل بوده است. شاید هم اشتباه مختار بود که فرماندهی این نبرد مهم را به ابراهیم واگذار نکرد. (5) شاید هم علل دیگری در کار بوده که ما از ان اگاهی نداریم و هیچ کدام عهد شکنی نکردند و عهد و پیمانی در کار نبوده و از هر دو در تاریخ به عظمت یاد شده است .
    بعد از شهادت مختار ، مصعب بن زبیر از یک سو و عبدالملک مروان از سوی دیگر در او طمع کردند تا ابراهیم را که مردی پر نفوذ و مدیر بود ، را با خود همراه سازند ؛ از این رو مصعب نامه ای به ابراهیم نوشته به او وعده داد که در صورتی که حکومت ابن زبیر را بپذیرد، امارت مناطق شمالی عراق را به او می سپارد. نامه مشابهی نیز از سوی عبدالملک مروان - خلیفه اموی شام - به دست ابراهیم رسید . ابراهیم با یاران و مشاورانش در این باب به مشورت پرداخت و سرانجام تصمیم گرفت با مصعب بن زبیر همراه شود ، پس نامه ای به مصعب نوشت و با گروهی از یاران خود از موصل یا نصیبین - مقر حکومت خود - حرکت کرد و به کوفه آمد و با مصعب ملاقات کرد. (6)
    سرانجام ابراهیم در سال 72 هجری یا 71 در پی شکست مصعب و لشکر عراق از سپاهیان عبدالملک مروان که برای تصرف عراق به جنگ مصعب بن عمیر فرستاده شده بودند، کشته شد و سر بریده او را نزد عبدالملک مروان فرستادند و بدن او نزدیک سامراء به خاک سپرده شد. که قبرش زیارتگاه و دارای قبه و بارگاهی می باشد . (7)


    پی نوشت ها:
    1. اعیان الشیعه، سید محسن امین، تحقیق سید حسن امین ،بیروت ،دار التعارف للمطبوعات،1418 ه ق،چاپ پنجم، ج 3، ص 171 .
    2. ابن اثير، الکامل في التاريخ، بيروت، دار صادر، ج 4، ص 261 - 264 .
    3. همان ، ص 265.
    4. سید ابو فاضل رضوی اردکانی، ماهیت قیام مختار ، ص 655 . قم ، دفتر تبلیغات اسلامی .
    5. همان ، ص 604 - 605 .
    6. الکامل ، همان ، ص 275 .
    7. اعیان الشیعه،.همان ،ص 171 و 174.

  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,049
    حضور
    192 روز 18 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28784



    *****  درسنامه حکمت و حکومت  (نامه امام علی علیه السلام  به مالک اشتر)  *****

    به نام خداوند بخشنده مهربان
    این فرمانى است از بنده خدا على امیر المؤمنین به مالک فرزند حارث اشتر در عهدى که خود به او فرموده هنگامى که وى را کارگزار مصر گردانید، تا مالیات آنجا را جمع کند و با دشمنان بجنگند و کار مردم مصر را اصلاح نماید و شهرها را آباد نماید. به او فرمان مى‏دهد که تقواى الهى را رعایت کند و طاعت و بندگى پروردگار را بر همه کارها مقدم بدارد و از آنچه در کتاب خود فرموده پیروى نماید.
    از قبیل واجبات و سنتها که کسى به سعادت و نیکبختى نمیرسد مگر به پیروى از آنها و کسى گرفتار شقاوت و بدبختى نمیگردد مگر به انکار و ضایع کردن آنها. و دیگر این که خدا را با قلب و دست و زبانش یارى نماید، چرا که خداوند «جلّ اسمه» پذیرفته که یاوران خود را یارى کند و عزت دهندگان دینش را عزیز بدارد. و به او فرمان میدهد که در برابر خواسته‏ هاى شهوات نفس را سر جاى خود بنشاند و از طغیان آن را باز دارد زیرا نفس آدمى هماره انسان را امر به بدى مینماید مگر در آنجا که خدا ترحّم فرماید. و سپس بدان اى مالک من ترا به شهرهایى میفرستم که گرفتار آشفتگى شده‏اند، شهرهایى که گاهى در آنها اجراى عدالت شده‏ ترجمه‏ روان‏ نهج البلاغه(ارع)، صفحه‏ ى 1087و گاهى هم بر مردمش ظلم شده است مردم چنان به کارهاى تو دقیق هستند که تو به کارهاى کارگزاران قبلى دقت داشتى و در باره تو همان را میگویند که تو در باره پیشینیان میگفتى. نیکوکاران را به آنچه که انسانهاى صالح در باره آنها میگویند میتوان شناخت بنا بر این بهترین چیزى که پس‏ انداز میکنى عمل صالحت باشد.






    ویرایش توسط صادق : ۱۳۹۴/۰۷/۲۲ در ساعت ۰۹:۰۰

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,049
    حضور
    192 روز 18 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28784



    پس مالک هواى نفس خویش شو و در کارهاى حرام به نفس خود بخل کن که بخل به نفس نمودن، انصاف دادن به آن است در آنچه دوست دارد و یا نمى‏پسندد مهربانى بر رعیت را پوشش قلبت قرار ده و به آنها محبت کن و لطف داشته باش و براى آنها چون حیوانى درنده و ضرر رسان نباش که خوردنشان را مقتنم شمارى مردم دو دسته‏ اند: یا برادر ایمانى تو محسوب میشوند و یا مثل تو انسانند و هم کیش تو نیستند. گناهى از آنها سر میزند و سبب هاى بدکارى از روى عمد و یا سهو به آنان روى آورده، پس تو از گناهان بگذر چنانکه دوست دارى خداوند تبارک و تعالى از لغزشهایت بگذرد و ترا عفو فرماید و در حالى که تو برتر از آنها هستى و آنکه بر تو ولایت دارد از تو برتر است.




  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,049
    حضور
    192 روز 18 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28784



    و خداوند متعال بر آنکه تو را ولایت داد برتر است خواسته است که کار این مردم را انجام دهى و آنان را وسیله آزمایش تو قرار داد. هیچگاه خود را براى جنگ با خدا آماده نکن که طاقت کیفرش را ندارى و در بخشش از حضرتش بی نیاز نخواهى بود و هیچوقت بر آمرزش ناامید نشو و بر کیفر شادى نکن و در اظهار خشمى که میتوانى فرو برى عجله مکن و در گفتارت نگو که من را امیر کرده‏اند میفرمایم پس مرا اطاعت کنید. که این طور حرف زدن باعث سیاهى دل و پژمردگى دین و زوال نعمت میگردد و آفت و بلا را گریبانگیر انسان می سازد ترجمه‏ روان‏ نهج البلاغه(ارفع)، صفحه‏ ى 1089هرگاه قدرتى را که در اختیارت هست ترا گرفتار غرور و کبر کرد به بزرگى و عظمت حکومت پروردگار بنگر که چگونه قدرتى بر تو دارد و تو را بر خود آن قدرت نیست. با این نگرش تو طغیانت سرکوب میگردد و تندبات فروکش میکند و عقل بر باد رفته ‏ات باز میگردد.




  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,049
    حضور
    192 روز 18 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28784



    بپرهیز که در اظهار بزرگى خود را همسان پروردگار خوانى و در عظمت کبریایى خود را شبیه او دانى که پروردگار هر جبّار و هر گردنکش را ذلیل میکند و هر شخص متکبّر را پست مینماید. با خدا و مردم و خویشاوندان و هر رعیتى که دوست میدارى از جانب خود با انصاف رفتار کن که اگر چنین نکنى ستمکارى و کسى که به بندگان خدا ستم کند خداوند به جاى بندگانش با او دشمن است. پروردگار با هر که دشمن باشد عذرش را نمیپذیرد و این شخص همچنان با خدا در ستیز است مگر آنکه دست از ظلم بردارد و توبه کند و هیچ چیز مثل برپایى ظلم خیلى سریع نعمت الهى را به نقمت و نکبت تبدیل نمینماید.




  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,049
    حضور
    192 روز 18 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28784




    چرا که خداوند تبارک و تعالى آه مظلوم و دعاى ستمدیدگان را میشنود و حضرت او در کمین ستمکاران است. بنا بر این کارى که از میان همه کارها باید بیشتر دوست داشته باشى اعتدال در راه حق و همگانى کردن عدالت و تلاش براى جلب رضایت مردم است. زیرا نارضایتى توده مردم اثر خشنودى خواص را از بین میبرد و ناخشنودى خواص در حالى که اکثر مردم راضى باشند، اثرى ندارد و به حساب نمیآید. و در مواقعى که گشایش هست، سنگینى بار خواص بر والى از همه افراد جامعه بیشتر است و در موقع گرفتارى یارى و کمک خواص از همه کمتر است و رعایت انصاف را از هر چیزى بدتر میدانند و هنگام درخواست از همه بیشتر میخوانند و هنگامى که به آنان عطا میشود از همه کمتر سپاس میگزارند ترجمه‏روان‏نهج‏البلاغه(ا رفع)، صفحه‏ى 1091و چون به ایشان عطا نشود از جهت قبول عذر از همه مردم کندترند. و در سختى روزگار صبرشان از همه کمتر است.


  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,049
    حضور
    192 روز 18 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28784




    به تحقیق آنهایى که حامى دین و موجب کثرت مسلمین و آماده پیکار با دشمنانند توده مردمند پس تو باید با این گروه همراه باشى و به سوى ایشان میل و رغبت نشان دهى. و بین مردم با کسى از همه بیشتر دشمن باش که در عیبجویى مردم اصرار دارد زیرا مردم عیبهایى دارند که شخص حاکم براى پوشاندن آنها سزاوارتر است. بنا بر این آنچه از بدیهاى مردم بر تو پوشیده است پى‏جویى مکن، بلکه آن عیوبى هم که آشکار است باید بپوشانى. و داورى در باره آنچه که از تو پنهان است با پروردگار خواهد بود پس تا آنجا که مى‏توانى زشتى‏ها را بپوشان تا خداوند نیز عیبهایت را که دوست دارى از چشم مردم پنهان باشد، بپوشاند. هر نوع عقده و کینه از مردم در دل دارى بیرون بریز و خود را آزاد کن و رشته هر دشمنى را پاره نماى. و هر چه را در نظرت نادرست آمد خود را بى‏اطلاع نشان بده و در قبول سخنان افراد سخن‏چین و فتنه‏انگیز عجله نکن زیرا سخن‏چین خائن و نیرنگباز است، هر چند که خود را ناصح و پند دهنده جلوه دهد.




  17. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,049
    حضور
    192 روز 18 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28784




    در مشورت کردن اشخاص بخیل را دخالت مده که ترا از نیکى و کار خیر بازداشته و ترا از فقر مى‏ترساند و نیز با آدم ترسو مشورت مکن که ترا در انجام کارها سست مى‏کند و همچنین شخص حریص را مورد شور قرار مده که حرص ستم نمودن را در نظرت آرایش مى‏دهد. به تحقیق که بخل و ترس و حرص، غرایزى هستند که از سوء ظن به پروردگار سرچشمه مى‏گیرند. بدان که بدترین وزیران مباشر تو آنهایى هستند که در گذشته وزراى اشرار و بدکاران و در گناهان آنان شریک بودند. و به طور قطع ایشان حامیان گنهکاران و برادران اهل ظلم بوده ‏اند.


  18. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,049
    حضور
    192 روز 18 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28784




    و تو به جاى آنها باید جستجو کنى در بین اهل ایمان افرادى را انتخاب کنى که در رأى و اندیشه و نفوذ همانند آنها باشند و گناهان آنها را هم مرتکب نشده باشند.
    و ستمگر را بر ستمش و گناهکار را بر گناهش یارى نکرده‏ اند. چنین افرادى هزینه کمترى براى تو دارند و یاریشان بهتر و مهربانى‏اشان بیشتر و دوستى‏اشان با غیر تو کمتر باشد این گروه را از یاران خاص و خلوت خود در مجالس سرّى قرار ده و کسى را در بین آنها انتخاب کن که سخن حق را هر چند تلخ باشد، بگوید و در آنچه انجام مى‏دهى و یا مى‏گویى و خدا آن را از دوستانش نمى‏پسندد کمتر یارى‏ات کند و کمتر ترا بستاید در حالى که چنین کارى در اثر هواى نفس تو واقع مى‏شود در هر جا که باشد. و به اهل ورع و صداقت نزدیک شو و به آنها بیاموز و عادتشان ده که براى تو چاپلوسى نکنند و تو را براى کارهایى که نکرده‏اند خوشحال نسازند چرا که چاپلوسى زیاد باعث طغیان و نخوت انسان مى‏گردد و وى را وادار به سرکشى مى‏کند. آدم نیکوکار و شایسته با بدکار و گنهکار نزد تو یکسان نباشند که نتیجه یکسان بودن این مى‏شود که شخص نیکوکار دیگر رغبتى به کار نیک پیدا نخواهد کرد و بدکار به کارهاى خلاف تشویق مى‏شود و هر کدام را به آنچه برگزیده پاداش بده.


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود