صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شبهه: «تکلیف و توان انسان ها»

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,144
    حضور
    59 روز 9 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2752

    اشاره شبهه: «تکلیف و توان انسان ها»




    سلام
    چگونه میتوان گفت که خداوند به اندازه توان تکلیف میخواهد در حالی که احکام یکی هستند ولی توان ها (چه از حیث وراثتی و چه از حیث محیطی)متفاوتند؟

    بعنوان مثال :
    شخصی که نطفه اش خوب منعقد نشده و از نظر محیطی توی شرایط بدی هست مسلما احتمال خیلی کمی هست که نماز خوان شود
    اما حکم بی نمازی در هرصورت این است که فرد بی نماز مورد شفاعت قرار نمیگیرد؟ و این با آیه لایکلف الله نفسا الاوسعها در تناقض است
    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۴/۰۸/۰۴ در ساعت ۱۲:۱۹

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,527
    حضور
    174 روز 22 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58309



    با نام و یاد دوست






    شبهه: «تکلیف و توان انسان ها»








    کارشناس بحث: استاد شعیب


  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    با سلام خدمت شما دوست گرامی
    از جمله‏ استعدادهای انسان استعداد تکلیف پذیری‏ است .
    انسان می‏تواند در چهار چوب قوانینی که برایش وضع شده است ، زندگی کند . هر موجود دیگر غیر از انسان جز از قوانین جبری طبیعی از قانون دیگر نمی‏تواند پیروی کند . مثلا نمی‏توان برای سنگها و چوبها یا برای‏ درختان و گلها و یا برای اسب و گاو و گوسفند قانون وضع کرد و به آنها ابلاغ کرد و آنها را مکلف ساخت که در چار چوب قوانین و مقرراتی که برای‏ آنها و به مصلحت آنها وضع شده است رفتار نمایند . این موجودات ، فرضا در جهت حفظ و مصلحت آنها اقدامی بشود ، باید به صورت اجبار و الزام‏ عمل شود .

    ولی انسان یگانه موجود ممتازی است که این " امکان " و " توانایی " شگفت را دارد که در چهار چوب یک سلسله قوانین قراردادی رفتار نماید .

    این قوانین قراردادی از آن نظر که از طرف یک مقام صلاحیتدار وضع می‏شود و به انسان تحمیل می‏شود و تحمل قانون از نوعی زحمت و مشقت خالی نیست ، به نام " تکلیف " خوانده می‏شود .

    قانونگذار برای اینکه انسان را به تکلیف خاصی مکلف سازد چند شرط را باید رعایت کند . به عبارت دیگر ، انسان با واجد بودن چند شرط می‏تواند انجام تکالیفی را بر عهده بگیرد . شرایط تکلیف که در همه تکالیف باید وجود داشته باشد امور ذیل است :
    1- بلوغ
    2- عقل
    3- اطلاع و آگاهی
    4- قدرت و توانایی
    5-آزادی و اختیار

    که با نبود هر کدام از این مشخصه ها آن تکلیف پذیری انسان مخدوش می شود.
    اما این انسان به صورت معمولی این مشخصه ها را دارد اما گاهی می شود که برخی از انسان ها درجات پایینی از این مشخصه ها را داشته باشند تا جایی که این مشخصه ها حتی در حد اقل خود باشند ولی اگر این ها منتفی شد تکلیف هم به حسب انتفای شرطش منتفی می گردد.

    امام رضا (ع) این عوامل را به بیانی دیگر می فرمایند که:
    بنده از چهار چیز استطاعت بر عمل پیدا می کند
    راهش باز باشد، جسمش صحت داشته باشد جوارحش سالم باشد برای او سببی از ناحیه خدا باشد.(اصول کافی ج1 ص 160) که امام صادق به آنها از جوامع الفضل نامیده اند و امام هادی در رساله اهوازیه خویش این مبادی عمل اختیاری را به زیبایی توضیح می دهند(تحف العقول)

    پس هرگاه عملی از کسی به خاطر نبود یکی از این مبادی طرح(بازداشته ) شود این عمل غیر اختیاری بوده و نه ثواب و نه عقابی بر آن بار نخواهد شد.

    اما هرگاه مکلف بنا بر ظرفیتی که دارد (وسع) به مقداری از این مبادی دست یافت به میزان وسعش با او معمله خواهد شد"لا یکلف الله نفسا الا وسعها"(بقره (2) آيه276.)
    و در قیامت هم که خداوند حاکم علی الاطلاق است بنا بر عدل حکم خواهد کرد و تمام زمینه های عمل را محاسبه خواهد کرد همان گونه که می فرماید"فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره و من یعمل مثقال ذره شرا یره" این یعنی محاسبه تمام آنچه که در عمل تاثیر دارد و خدا هیچ ذره ای را فروگذار نمی کند.
    خود خدا درباره قیامت می فرماید:
    « وَ نَضَعُ الْمَوازينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئا؛ (انبيا(21)آيه 47.) ترازوهاى عدل را در روز رستاخيز مى نهيم , پس هيچ كس ستمى نمى بيند»
    و بطور كلي مي توان گفت كه به حكم عقل و نقل خداوند به هيچ وجه همه انسان ها را همانند هم و به طور مساوي در نظر نمي گيرد . با همه افراد به طور كاملا متفاوتي برخورد مي نمايد تا كم ترين ظلم و بي عدالتي در اين زمينه روا داشته نشود.
    در آیه ای دیگر هم این مضمون را داریم که: "ان لیس للانسان الا ما سعی" یعنی خدا جهت گیری ها را می بیند و نمره می دهد آن سعی و تلاش را نه داشته های ذاتی را . به تعبیر دیگر ثواب و عقاب خدا برای آن اعمالی است که بنا بر وسعش انجام می دهد نه آن وسعش که از طرف خدا موهبتی به او بوده است که برای آن تلاشی نکرده است. پس اگر جهت گیری در فرد مثبت بود با وسعش عملی نیک انجام می دهد و برایند عملش محاسبه خواهد شد نه مقدار عملش .

    اما مطلب دیگری که هست این که اگر ما می بینیم برخی از تکالیف به صورت عام برای همه انسان ها وضع شده است
    این نشان می دهد که این تکلیف ظرفیت این را دارد که همه وسع ها -از ضعیف ترین آنها تا قوی ترین آنها - این را در حد اقلش که همان انجام تکلیف باشد آن را انجام دهند مگر این که فردی به خاطر عدم عاملی (که در قبل عرض کردیم:جوامع فضل) این فعل نتواند انجام دهد که دیگر از مورد تکلیف خارج خواهد شد مثل این که مکلفی دیوانه شود یا بی هوش شود یا علم به تکلیف پیدا نکند که فقد این عمل به خاطر فقد آن عامل است .
    پس اگر خدا نماز را برای همه واجب کرده است این بدان معنا است که همه مومنین(شرط ایمان برای این است که علم به وجوب نماز و شناخت خدا به عنوان شارع و...باشد) از درجه ضعیف تا قوی آن می توانند این عمل را انجام دهند و اگر آن را انجام ندادند از سوء اختیار آنها است و معاقب خوهند بود که یکی از آن عقاب ها عدم شفاعت اولیاء الهی است.
    اما نحوه انجام این واجبات بنا بر شرایط مکلف مختلف خواهد بود مثلا کسی که توان ایستادن را ندارد برای او نماز نشسته تشریع می شود و تا جایی که نماز غریق یک الله اکبر بیش نیست.
    و برخی از احکام به مناسبت عدم توانایی مکلف بر آن عمل- مانند حج و جهاد و ...- از دوش مکلف برداشته می شود پس خدا تکلیف بما لا یطاق نمی کند.


  7. صلوات


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۴
    علاقه
    فلسفه و کلام اسلامی
    نوشته
    154
    حضور
    1 روز 20 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    290



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    سلام
    چگونه میتوان گفت که خداوند به اندازه توان تکلیف میخواهد در حالی که احکام یکی هستند ولی توان ها (چه از حیث وراثتی و چه از حیث محیطی)متفاوتند؟
    سلام
    همین حکم واحد در شرایط متفاوت، جزای متفاوت خواهد داشت...
    به عنوان مثال در حدیثى معروف آمده است : «یغفر للجاهل سبعون ذنبا قبل أن یغفر للعالم ذنب واحد ؛ هفتاد گناه جاهل بخشیده مى‏شود، قبل از آن كه یك گناه عالم بخشیده شود.» (كافى، ج 1، ص 47) در این مثال گناه مشترک بین عالم و جاهل است ولی حسابرسی متفاوت است.
    انسان در هر شرایط که باشد وجدان و عقل او راه را تا حدودی به او نشان میدهد، حتی اگر در بد ترین خانواده و محیط یا وراثت باشد.
    از طرفی خداوند در تمام دوران نمونه هایی از کسانی که در شرایط بد بودند ولی الوده به گناه نشدند را دارد که حجت بر همه انسانها تمام شود...
    همین ترک نماز که مثال زدید، بالاخره اگر شخصی در جامعه مسلمین باشد حتی برای یک بار هم که شده فکر نمیکند شاید اخرتی در پی این دنیا باشد؟ شاید عقابی داشته باشد؟ و ...
    اما اگر حتی این هم نباشد و کسی هیچ احتمالی در مورد دین و واجبات و ... نداشته باشد و عقل او هم او را راهنمایی نکند، عدالت خداوند ایجاب میکند او را مورد رحمت قرار دهد و ببخشد. ایات و روایات دال بر عدالت خدا و همچنین دلایل عقلی ان، روایاتی مانند نماز کلید بهشت است را محدود میکنند.

    رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِى لِلْايمَنِ أَنْ ءَامِنُواْ بِرَبِّكُمْ فََامَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَ كَفِّرْ عَنَّا سَيَِّاتِنَا وَ تَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَار

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    412
    حضور
    8 روز 15 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1095



    این را خطاب به کارشناس می گویم.پس شما قبول دارید که حسن فاعلی در حسن فعلی اثر دارد. به عنوان مثال آیا کسی که مشروب را به زور در دهانش می ریزند این مشروب در زندگی اش تاثیری ندارد؟ در سیر و سلوک عرفانی او تاثیری ندارد؟ یا کودکی که در خانه او موسیقی و فیلم مستهجن نگاه می کنند تاثیری در زندگی او ندارد؟ چون این کودک یا اون شخص یک یا دو شرط از تکلیف را نداشته اند.اما مگر می شود حسن فاعلی باعث نشود که حسن فعلی اثر خودش را نگذارد. فیلم مستهجن اثر می گذارد چه شخص خودش نخواهد چه بخواهد نگاه کند. چه عقلش بکشد این بد است چه نکشد. در واقع شما تنها اثری که برای اعمال انسان در سرنوشتش قائلید این است که او این اعمال را با چند شرطی که بیان کردید انجام داده باشد. مثلا کسی که دیوانه است اعمالش اثری نمی گذارند در آینده اش. حتی اگر گناهان زیادی انجام دهد. این بافلسفه دین نمی خواند. در واقع فلسفه دین و نبوت انبیا این است که انسان نمی داند چه چیز خوب است و چه چیز بد است . پس خدا یک دینی می آورد که به انسان بگوید این کار بداست و تو را بدبخت می کند و این کار خوب است و تو را خوشبخت می کند پس تو موظف و مکلفی کار خوب را انجام دهی و کار بد را انجام ندهی. این یعنی کار خوب و بدی بدون وابستگی به انسان وجود دارد که خدا می خواسته به ما بگوید. اما وقتی بگوییم که کار بد وخوب به اصولی مثل عقل و بلوغ و اطلاع و آگاهی و ... بستگی دارند یعنی بد وخوب بودن آن ها وابسته به ما هستندبنابراین چه ضرورتی برای دین است؟ سنی ها درست می گویند. شیعه ها درست می گویند. وهابی ها هم درست می گویند. مسیحی ها هم درست می گویند. چه ضرورتی دارد یک دین واحد وجود داشته باشد برای همه؟؟؟؟؟؟؟ چه ضرورتی برای تبلیغ شیعه وجود دارد؟ اگر دیگران دین حق نداشته باشند خوب سرنوشتشان تغییری نمی کند؟چون بهشان نرسیده است. اگر ما دین نداشته باشیم طوری نمی شود. اگر دین نداشته باشیم به سعادت می رسیم زیرا اعمالی که انجام می دهیم حسن فاعلی دارند و ما را به سعادت می رسانند. دین پس برای چیست؟

  11. #6

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    412
    حضور
    8 روز 15 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1095



    این را هم خطاب به آقای ملا علی می گویم. از کجا می دانید که توان انسان ها متفاوت است؟ دلایل خود را بیان کنید.

  12. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    اهل البيت عليهم السلام،فلسفه،عرفان،ادبيات،فيزيك،مطالعه
    نوشته
    4,988
    حضور
    133 روز 11 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    21819



    نقل قول نوشته اصلی توسط ابوالبرکات نمایش پست ها
    این را خطاب به کارشناس می گویم.پس شما قبول دارید که حسن فاعلی در حسن فعلی اثر دارد. به عنوان مثال آیا کسی که مشروب را به زور در دهانش می ریزند این مشروب در زندگی اش تاثیری ندارد؟ در سیر و سلوک عرفانی او تاثیری ندارد؟ یا کودکی که در خانه او موسیقی و فیلم مستهجن نگاه می کنند تاثیری در زندگی او ندارد؟ چون این کودک یا اون شخص یک یا دو شرط از تکلیف را نداشته اند.اما مگر می شود حسن فاعلی باعث نشود که حسن فعلی اثر خودش را نگذارد. فیلم مستهجن اثر می گذارد چه شخص خودش نخواهد چه بخواهد نگاه کند. چه عقلش بکشد این بد است چه نکشد. در واقع شما تنها اثری که برای اعمال انسان در سرنوشتش قائلید این است که او این اعمال را با چند شرطی که بیان کردید انجام داده باشد. مثلا کسی که دیوانه است اعمالش اثری نمی گذارند در آینده اش. حتی اگر گناهان زیادی انجام دهد. این بافلسفه دین نمی خواند. در واقع فلسفه دین و نبوت انبیا این است که انسان نمی داند چه چیز خوب است و چه چیز بد است . پس خدا یک دینی می آورد که به انسان بگوید این کار بداست و تو را بدبخت می کند و این کار خوب است و تو را خوشبخت می کند پس تو موظف و مکلفی کار خوب را انجام دهی و کار بد را انجام ندهی. این یعنی کار خوب و بدی بدون وابستگی به انسان وجود دارد که خدا می خواسته به ما بگوید. اما وقتی بگوییم که کار بد وخوب به اصولی مثل عقل و بلوغ و اطلاع و آگاهی و ... بستگی دارند یعنی بد وخوب بودن آن ها وابسته به ما هستندبنابراین چه ضرورتی برای دین است؟ سنی ها درست می گویند. شیعه ها درست می گویند. وهابی ها هم درست می گویند. مسیحی ها هم درست می گویند. چه ضرورتی دارد یک دین واحد وجود داشته باشد برای همه؟؟؟؟؟؟؟ چه ضرورتی برای تبلیغ شیعه وجود دارد؟ اگر دیگران دین حق نداشته باشند خوب سرنوشتشان تغییری نمی کند؟چون بهشان نرسیده است. اگر ما دین نداشته باشیم طوری نمی شود. اگر دین نداشته باشیم به سعادت می رسیم زیرا اعمالی که انجام می دهیم حسن فاعلی دارند و ما را به سعادت می رسانند. دین پس برای چیست؟
    به نام حق

    افعال حتی اگر از سر جهل و یا جبر انجام شوند آثاری طبیعی بر نفس انسان دارند اما موضوع این است که این نوع افعال یک وقت در رابطه با آثار

    طبیعیشان بررسی می شوند و یک وقت به لحاظ آثار اخرویشان در عذاب و عقاب،در مورد دوم عِقابی در کار نیست،گرچه به طور طبیعی باعث ایجاد

    آثار سوء در ظرفیت و قابلیت انسان برای دریافت فیوضات الهی می گردد و برای رفع آثار آنها نیاز به مجاهدت و سعی مضاعف است.

    با توجه به آیات و روایات فلسفه دین این نیست که خوب و بد را به انسان آموزش دهد بلکه هدف رسالت انبیاء بیدار کردن فطرتهای به خواب رفته

    و بر انگیختن عقل و خرد انسانهاست، همانطور که حضرت علی علیه السلام در خطبه اول نهج البلاغه به آن تصریح فرمودند:

    "بَعَثَ فِيهِمْ رُسُلَهُ وَ وَاتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِيَاءَهُ لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ يُذَكِّرُوهُمْ مَنْسِيَّ نِعْمَتِهِ وَ يَحْتَجُّوا عَلَيْهِمْ بِالتَّبْلِيغِ وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ...."

    در اين هنگامه، خداوند سفيرانش را بر اساس زمانبندي مناسب و ويژه به سوي مردم گسيل داشت تا استعدادهاي نهفته آفريده را در آنان بشكفند،

    و ميثاق فطرت الهي را عينيّت بخشند، و نعمت فراموش شده او را به يادشان آرند، و با رساندن پيام حق، راه هر گونه عذري را سدّ كنند، و گنجينه‏ هاي

    خرد را از اسارت خرافات و اوهام آزاد سازند....

    همینطور به این مطلب در آیات 7و 8 سوره مبارکه شمس اشاره شده است:

    "و نفس و ما سواها فالهمها فجورها و تقواها"

    قسم به نفس و آنکه آن را آفرید و خوبی و بدی را به او الهام کرد.

    اما امامیه به حسن و قبح عقلی معتقدند یعنی کاری که در شرع خوب است فی نفسه خوب و کاری که شرع آن را بد می داند فی نفسه بد است

    اما اینکه نتیجه گرفتید بد و خوب کارها وابسته به ماست تنها یک مغالطه است چرا که ما در نفس الامر حسن و قبح افعال هیچ تاثیری نداریم

    بلکه شرایطی را که استاد فرمودند میزان مکلف بودن ما را در برابر این تکالیف مشخص می کند و همینطور ملاک عقاب و ثواب را در نزد حق تعالی.

    ویرایش توسط حبیبه : ۱۳۹۴/۰۷/۱۵ در ساعت ۱۴:۲۰


    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  13. صلوات


  14. #8
    اناالعبد آنلاین نیست. همکار اجرایی بخش آرشیو و عرفانهای کاذب

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۴
    علاقه
    هیچی ... کاش بتونم بنده باشم..هیچی نمیخوام دیگه
    نوشته
    1,049
    حضور
    37 روز 11 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    47
    صلوات
    7340



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    سلام
    سلام علیکم


    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    چگونه میتوان گفت که خداوند به اندازه توان تکلیف میخواهد در حالی که احکام یکی هستند ولی توان ها (چه از حیث وراثتی و چه از حیث محیطی)متفاوتند؟

    بعنوان مثال :
    شخصی که نطفه اش خوب منعقد نشده و از نظر محیطی توی شرایط بدی هست مسلما احتمال خیلی کمی هست که نماز خوان شود
    اما حکم بی نمازی در هرصورت این است که فرد بی نماز مورد شفاعت قرار نمیگیرد؟ و این با آیه لایکلف الله نفسا الاوسعها در تناقض است

    شما میگویید خداوند به اندازه ی وسع انسان ها ازشون تکلیف میخواهد در حالی که توان ها فرق میکند ..

    خب تکلیف هم نسبت به توان ها فرق میکند .. بزارید یک مثال بزنم:

    در شرایط عادی نماز باید ایستاده خونده بشه .. تکلیف سختی نیست .. حال اگر طرف پاش مشکل داشته باشه اینجا دستور اینه که میتونه نشسته بخونه ببینید

    و دقت کنید سخت گرفته نشده و با توجه به وسعش این تکلیف کم شده .. حال اگه نمیتونه نشسته بخونی خوابیده میشه خوند .

    کلا در احکام و فرعیات سخت گرفته نشده و به صورت عام میشه گفت آسان هستن و با توجه به یک فرد سالم در حد توانش هستش ... و برای فرد مریض و ... با توجه به توانش تکلیف داده شده ..

    حالا اگر فرضا دستت خونی شده و یا زخم شده و خون بند نمیاد مثلا میتونی وضوی جبیره بگیری .. آب نیست میگن میتونی تیمم کنی .. اینا همه مثاله برای اینکه

    متوجه شوید که اسلام کوتاه اومده خیلی جاها ..


    در موردی مثالی که زدید طرف اگر زنا زاده هم باشه باز هم میتونه هدایت بشه ، شاید یکم نسبت به فرد عادی سخت تر باشه و میلش به گناه بیشتر باشه اما شما نمیتونی بگی که

    صد در صد اون فرد راه هدایتش بسته شده ...

    خیلیییییی افرادی بودن که در بدترین شرایط حتی تو همین سایت هم هستن که فرد با خدایی هستن با اینکه خونواده و فامیلشون قید و بندی ندارن ..

    ویرایش توسط اناالعبد : ۱۳۹۴/۰۷/۱۵ در ساعت ۱۵:۴۳
    طرح ترک رذائل اخلاقی و انجام فضائل اخلاقی برای نزدیکتر کردن ظهور امام زمان (عج) ... این هفته قرائت یک صفحه قرآن هر روز http://www.askdin.com/showthread.php...356#post819356

    انسان
    هرچند هم که عبادتش بسیار باشد، نباید مغرور گشته و خیال کند که به کمال نهایی خویش راه یافته است، بلکه باید بداند که انسان تا زنده است، هدف تیر شیطان و نفس اماره است و درهرحال باید خود را ضعیف و محتاج به مدد و کمک حضرت حق ببیند.

  15. صلوات


  16. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    نقل قول نوشته اصلی توسط ابوالبرکات نمایش پست ها
    این را خطاب به کارشناس می گویم.پس شما قبول دارید که حسن فاعلی در حسن فعلی اثر دارد. به عنوان مثال آیا کسی که مشروب را به زور در دهانش می ریزند این مشروب در زندگی اش تاثیری ندارد؟ در سیر و سلوک عرفانی او تاثیری ندارد؟ یا کودکی که در خانه او موسیقی و فیلم مستهجن نگاه می کنند تاثیری در زندگی او ندارد؟ چون این کودک یا اون شخص یک یا دو شرط از تکلیف را نداشته اند.اما مگر می شود حسن فاعلی باعث نشود که حسن فعلی اثر خودش را نگذارد. فیلم مستهجن اثر می گذارد چه شخص خودش نخواهد چه بخواهد نگاه کند. چه عقلش بکشد این بد است چه نکشد. در واقع شما تنها اثری که برای اعمال انسان در سرنوشتش قائلید این است که او این اعمال را با چند شرطی که بیان کردید انجام داده باشد. مثلا کسی که دیوانه است اعمالش اثری نمی گذارند در آینده اش. حتی اگر گناهان زیادی انجام دهد. این بافلسفه دین نمی خواند. در واقع فلسفه دین و نبوت انبیا این است که انسان نمی داند چه چیز خوب است و چه چیز بد است . پس خدا یک دینی می آورد که به انسان بگوید این کار بداست و تو را بدبخت می کند و این کار خوب است و تو را خوشبخت می کند پس تو موظف و مکلفی کار خوب را انجام دهی و کار بد را انجام ندهی. این یعنی کار خوب و بدی بدون وابستگی به انسان وجود دارد که خدا می خواسته به ما بگوید. اما وقتی بگوییم که کار بد وخوب به اصولی مثل عقل و بلوغ و اطلاع و آگاهی و ... بستگی دارند یعنی بد وخوب بودن آن ها وابسته به ما هستندبنابراین چه ضرورتی برای دین است؟ سنی ها درست می گویند. شیعه ها درست می گویند. وهابی ها هم درست می گویند. مسیحی ها هم درست می گویند. چه ضرورتی دارد یک دین واحد وجود داشته باشد برای همه؟؟؟؟؟؟؟ چه ضرورتی برای تبلیغ شیعه وجود دارد؟ اگر دیگران دین حق نداشته باشند خوب سرنوشتشان تغییری نمی کند؟چون بهشان نرسیده است. اگر ما دین نداشته باشیم طوری نمی شود. اگر دین نداشته باشیم به سعادت می رسیم زیرا اعمالی که انجام می دهیم حسن فاعلی دارند و ما را به سعادت می رسانند. دین پس برای چیست؟
    نه بزرگوار این گونه نیست که شما می فرمایید این ها دو بحث است یکی این که احکام تابع در نفس الامر و واقع تشریع شده اند و معیار هستند برای رسیدن به کمال . و در این شکی نداریم و ما شیعه بر خلاف مصوبه از اهل تسنن قائل هستیم که احکام واقعیت نفس الامریه دارند و فعل مجتهد و مکلف حکم ساز نیست. و مجتهد یا مخطا است یا مصیب.
    اما یک بحث دیگری هست و آن این که حال افرادی با ظرفیت های مختلف چگونه باید به این احکام عمل کنند؟
    که در پیان عرایضم در پست قبل عرض کردم که این که احکام به صورت عمومی وضع شده اند نشان از این دارد که وسع همه افراد برای عمل به این احکام می رسد یعنی این احکام برای سعادت بشر با وصف اختیار، وضع شده اند و آن شرایطی که برای عمل اختیاری عرض کردم همه از مبادی عمل اختیاری است که با نبود یکی از آنها عمل از اختیاری بودن خارج می شود و اصلا حسنی برای فاعلش لحاظ نخواهد شد.
    چرا که مستحضرید که برای ثواب حسن فاعلی شرط است یعنی نمی توان گفت اگر کسی در خواب مثلا بدون اختیار عملی با حسن فعلی را انجام داد این عمل ممدوح است و بر عکس اگر کسی یک عمل مذموم را بدون اختیار انجام داد یا عمل را اکراهی یا اضطراری انجام داد آن فاعل ذم می شود و عقاب می شود .
    و بحثی که این جا به وجود می آید این که اگر کسی به سوء محیط یا اجبار دیگران فعلی بدی را اکراهی یا اضطراری انجام داد جدای از این که عقاب نمی شود و ذم نمی شود آیا اثر وضعی آن چه می شود؟
    باید گفت که در این که اثر وضعی آن عمل اکراهی یا اضطراری بر وجود فرد بار می شود اما این بحث دنیوی آن است اما بحث اخروی آن باز برمی گردد به مسائلی که عرض شد که خدا به افعال اختیاری انسان نگاه می کند و بتمامی زمینه های غیر اختیاری را در سعادت و شقاوت انسان (سعادت اخروی) لحاظ می کند الحاکم هو الشاهد
    بحث در این جا همان بحث عدالت تکوینی و جزایی خداست که خدا در این عالم اسباب و علل را تاثیر می دهد و هر موثری اثری خواهد داشت چه اختیاری و چه اضطراری اما در زمان جزا دادن و تعیین رتبه اخروی تمام زمینه های عمل و اسباب و علل لحاظ خواهد شد .


  17. صلوات


  18. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,144
    حضور
    59 روز 9 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2752



    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها
    پس اگر خدا نماز را برای همه واجب کرده است این بدان معنا است که همه مومنین(شرط ایمان برای این است که علم به وجوب نماز و شناخت خدا به عنوان شارع و...باشد) از درجه ضعیف تا قوی آن می توانند این عمل را انجام دهند و اگر آن را انجام ندادند از سوء اختیار آنها است و معاقب خوهند بود که یکی از آن عقاب ها عدم شفاعت اولیاء الهی است.
    سلام و تشکر

    اما اگر اطلاع و اگاهی یکی از شروط مکلف بودن است..خیلی ها اطلاع درستی از دین و چرایی احکام آن ندارند ..پس نباید عقوبت داشته باشند

    ولی اگر به نظر شما اکثر آدما در حال حاضر شرایط تکلیف را دارند ..یعنی اینکه اکثر ادما اهل دوزخ اند .. و این با غالب بودن خیر در جهان هستی در تضاد است
    ویرایش توسط غریبه آشنا : ۱۳۹۴/۰۷/۱۵ در ساعت ۲۲:۴۷

صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود