صفحه 1 از 14 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: **** انجام شناسی ( = معاد شناسی ) در سه مرحله . ب : برزخ ؟ *****

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,042
    حضور
    192 روز 16 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28779

    **** انجام شناسی ( = معاد شناسی ) در سه مرحله . ب : برزخ ؟ *****




    جنس عالم برزخ چیست ؟


    سطح اطلاعات و آگاهی های ما از عالم برزخ بسیار محدود است.جزییات در مورد این عالم چندان برای ما روشن نیست ؛ منبع اصلی ما در ادراک ویژگی های عالم برزخ منایع نقلی و روایات است که آن هم خالی از اجمال و ابهام و اختصار نیست .به علاوه برخی کلیات و اصول در خصوص عالم برزخ نیز از علوم عقلی به دست می آید ، در هر صورت نباید توقع داشت که نظرات دقیق و قطعی در خصوص جزییات این عالم داده شود .
    در مورد جنس عالم باید گفت، عالم برزخ عالمی بین عالم ماده و آخرت است . در آن خصوصیات مادی آن گونه که در این عالم می بینیم وجود ندارد ، از این جهت عالم برزخ را همان عالم مثال دانسته اند ؛ بنا براین گفته می شود که در عالم برزخ نه تجرد محض از ماده وجود دارد و نه ویژگی های عالم ماده به طور کامل جریان دارد .
    درباره حقیقت عالم مثال گفته شده: عالم مثال عالم روحانی و از جوهر نورانی است . از این نظر که محسوس مقداری است ، شبیه جوهر جسمانی است؛ از این لحاظ که نورانی است، شبیه جوهر مجرد عقلی است، ولی نه مرکب مادی است و نه جوهر عقلی ،بلکه برزخ و حد فاصل بین آن دو عالم است.(1)
    درک تفاوت صورت اشیا در عالم مثال و ماده بدین صورت خواهد بود که شیء در عالم مثال صورت مقداری دارد و از ماده منزه است، ولی همان شیء وقتی در عالم ماده ایجاد شود ، غیر از مقدار ماده نیز دارد. صورت شیء در عالم مثال مثل صورت آدمی در آینه است که مقدار و شکل دارد، ولی ماده ندارد، اما صورت انسان در عالم جسمانی غیر از مقدار و شکل ، ماده نیز دارد.
    روح انسان پس از مرگ و بریدن از بدن مادی، خود را با بدن برزخی و یا «قالب مثالی» می‏یابد و می‏بیند، بدنی که متناسب با نظام برزخی بوده، اتحادش با روح، قوی‏تر از اتحاد آن با بدن مادی در زندگی دنیوی است.
    بدن برزخی از آن جا که از بدن مادی بالاتر است، از سنخ ماده و جسم طبیعی نیست که احکام ماده بر آن غالب باشد، ولی از آن جا که از بدن قیامتی پایین‏تر است، دارای برخی لوازم ماده چون، شکل، اندازه و مقدار می‏باشد.
    روایات نیز به صراحت بیانگر این حقیقتند که بدن برزخی شبیه بدن دنیوی است. امام صادق(ع) می‏فرماید: «ارواح مؤمنان (در برزخ) در بدن‏هایی شبیه بدن‏های دنیوی آنان است»(2)

    پی‌نوشت‌:
    1. عبدالرحمن جامی، نقد النصوص فی شرح نقش الفصوص الحکم، ص 55، نشر مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، تهران 1370ش.
    2. بحارالانوار، ج 6، ص 268، روایت 119.

  2. صلوات ها 9


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,042
    حضور
    192 روز 16 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28779



    فرق عالم قبر و برزخ ؟

    عالم قبر و بزخ یکی است ،دلایل و فلسفه وجود عالم برزخ متعدد است که مهم ترین آنها چنین است:
    1- عالم برزخ براى انتقال آدمى از دنیا به قیامت، نوعى آمادگى ایجاد مى‏کند، مانند این که اگر کسى بخواهد با آب سرد دوش بگیرد، یکباره برایش مشکل است، بلکه کم کم بدنش را با آب سرد خیس مى‏کند، تا آمادگى ایجاد شود.
    انتقال از محیطى به محیط دیگر که از هر نظر با آن متفاوت است، در صورتى قابل تحمل خواهد بود که مرحله میانه‏اى وجود داشته باشد. مرحله‏اى که بعضى از ویژگى‏هاى مرحله اول و پاره‏اى از ویژگى‏هاى مرحله دوم در آن جمع باشد.
    انسان تا دوران تکامل برزخ را سپری نکند، ورود به عالم دیگر برای او میسّر نمی شود. آدمی برای رسیدن به بهشت و جهنم ابدی باید شرایط برزخی را بگذراند تا در سایه تکامل ذاتی و جوهری، جسم و روح مناسب با ابدیت را به دست آورد.
    به همین جهت بر اساس آیات و روایات برای ورود روح و بدن به عالم قیامت، نیاز به تحوّل اساسی است تا روح و بدن قابلیت پذیرش احکام و قوانین قیامت را بیابند. بدن مادی در دنیا با یک حادثه از بین می رود، ولی در قیامت، بر اثر تحوّلات اساسی که در بدن ایجاد می شود، به صورتی می گردد که در عین حال که سوزش و ناراحتی شدید دارد، اما بدن از بین نمی رود. اگر این تحولات، نسبت به بدن مادی ایجاد نشود، بدن با صفات کنونی نمی تواند احکام و سنن قیامت را تحمل نماید.
    2- روح حقیقت مجردی است که با نابودی بدن و حیات مادی از بین نمی رود .افراد بسیاری به دنیا آمده و از آن جدا شده اند ، در عین حال که از حقیقت روحانی برخوردار هستند. از طرف دیگر آخرت، عالمی است که همه انسان ها از اولین تا آخرین در آن جمع می شوند. تا زمانی که انسان روی کره خاکی زندگی می کند و نظام مادی پا برجا است، عالم آخرت پا برجا نمی شود، پس باید کسانی که زودتر از برپایی قیامت از دنیا می روند، در عالم متوسط زندگی کنند.
    بنابراین باید میان دنیا و آخرت، برزخی باشد و ارواح پس از جدا شدن بدن های مادی عنصری به برزخ منتقل گردند و در آن جا بمانند و پس از پایان دنیا و آغاز قیامت، با هم محشور شوند.
    هم چنین ممکن نیست هر انسانی برای خود قیامتی جداگانه داشته باشد،زیرا قیامت بعد از فنای دنیا و تبدیل زمین و آسمان به زمین و آسمان دیگر است.(1)
    از نظر فلسفی نیز ثابت شده است که عالم هستی از یک دیدگاه کلی، به سه عالم: مادی، مثال و تجرد تقسیم می شود. هر یک از این عوالم دارای احکام، قوانین و سنن مختص به خود است. عالم مثال همان است که با عالم برزخ (عالم متوسط میان مادیت و تجرد محض) تطبیق می کند.
    از این گذشته از روایاتى استفاده مى‏شود که در برزخ پاره‏اى از کمبودهاى تعلیم و تربیت افراد مؤمن جبران مى‏گردد. نیز مومنانی که گناهکار بو.دند و توبه نکردن ، در عالم برزخ دچار عذاب شده و با پاک شدن از گناه ، در قیامت آماده ورود به بهشت می گردند.

    پی نوشت :
    1. پیام قرآن، ج 5، ص 475.

  5. صلوات ها 8


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,042
    حضور
    192 روز 16 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28779



    انسان‏ها علاوه بر آنکه در روز قیامت، نتایج اعمال، حرکات و انتخاب خود را خواهند دید؛ به مجرد آنکه وارد عالم و نظام برزخ شدند، در ادامه مسیر حرکتی که در دنیا انتخاب و به سوی آن حرکت کرده‏اند، قرار خواهند گرفت و آن را ادامه خواهند داد تا نتیجه کامل را در قیامت بگیرند.
    بنابراین، این طور نیست که همه در برزخ، در یک شرایط واحد و به تعبیری در یک "عالم برزخی" و در یک مسیر باشند؛ بلکه بر اساس آن که هر حرکتی دنباله و تداومش را در برزخ خواهد داشت؛ هر کسی با شرایط متفاوتی که خود در دنیا انتخاب کرده و متناسب با وضعیت خود، در برزخ خویش واقع خواهد شد.
    از این رو هرکسی بنابر مسیر انتخابی خود، در شرایط متفاوت و گوناگون در برزخ خود، به حرکتش ادامه می‏دهد و می‏توان گفت با تفاوت مسیرها، حرکت‏ها، عملکردها، هدف‏ها، گزینش‏ها و مراتب و منزلت وجودی هر انسانی، برزخ و برزخ‏ها وجود خواهد داشت.
    به یک نظر و در یک تقسیم بندی کلی، پس از ورود انسان‏ها به برزخ ، یا انسان‏ها به سوی بهشت در حرکت‏اند ، یا به سوی جهنم؛ یعنی در این نگاه کلی، برزخ دو راه دارد: یا به سوی "لقای اسمای رحمت خدا" یا به سوی "لقای اسمای غضب خدا" و هر فردی با توجه به شرایط خاص فکری و عملی خود، در هر یک از این راه‏ها، حرکتش با فرد دیگر متفاوت خواهد بود؛ ولی در مجموع، یا عمل و فکر آنان به سوی خداوند است و یا به سوی غیر خدا.
    و از این رو هر کس در برزخ خود، در عالمی قرار می‏گیرد که متناسب با گزینش انتخاب مسیر و حرکت او در دنیا باشد؛ کسی که الهی باشد به یک طرف برزخ و کسی که غیر الهی باشد، به سمت دیگرمی رود.
    پس جایگاه همه انسان‌ها یکی نیست و برزخ‌ها متعدد است.
    خداوند متعال در آیات متعددی از قران به این حقیقت که برزخ‌های انسان‌ها متفاوت است اشاره فرموده که در اینجا چند مورد را بیان می‌کنیم :
    1. «فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتْ الْحُلْقُومَ وَأَنْتُمْ حِینَئِذٍ تَنظُرُونَ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیهِ مِنْکمْ وَلَکنْ لَا تُبْصِرُونَ فَلَوْلَا إِنْ کنتُمْ غَیرَ مَدِینِینَ تَرْجِعُونَهَا إِنْ کنتُمْ صَادِقِینَ فَأَمَّا إِنْ کانَ مِنْ الْمُقَرَّبِینَ فَرَوْحٌ وَرَیحَانٌ وَجَنَّةُ نَعِیمٍ وَأَمَّا إِنْ کانَ مِنْ أَصْحَابِ الْیمِینِ فَسَلَامٌ لَک مِنْ أَصْحَابِ الْیمِینِ وَأَمَّا إِنْ کانَ مِنْ الْمُکذِّبِینَ الضَّالِّینَ فَنُزُلٌ مِنْ حَمِیمٍ وَتَصْلِیةُ جَحِیمٍ إِنَّ هَذَا لَهُوَ حَقُّ الْیقِینِ؛(1) پس چرا آن‏گه که جان شما به گلو می‏رسد، (مرگ) و در آن هنگام خود نظاره‏گرید و ما به آن محتضر از شما نزدیکتریم؛ ولی شما نمی‏بینید و نمی‏فهمید. پس چرا اگر شما بی‏جزا می‏مانید و حساب و کتابی در کار نیست‏ اگر راست می‏گویید، (روح‏) را بر نمی‏گردانید؟ و اما اگر او از مقربان باشد، در آسایش و راحت و بهشت پر نعمت خواهد بود. و اما اگر از یاران راست باشد، از یاران راست بر تو سلام باد و اما اگر از دروغ زنان گمراه است، پس با آبی جوشان پذیرایی خواهد شد و ( فرجامش‏) در افتادن به جهنم است. این است همان حقیقت راست و یقین».
    از این آیات کاملاً استفاده می‏شود که در ورود به "نظام برزخی" هر کسی در شرایط خاص خویش قرار گرفته، در آن مسیر به پیش می‏رود. مقربان و اصحاب یمین و دروغ‏گویان و گمراهان هر کدام در شرایط خاص خود قرار گرفته، نظام برزخی‏شان با یکدیگر متفاوت خواهد بود. پس "نظام برزخی"، برزخ‏ها است و غیر از دنیا و نظام مادی است. در آنجا هر یک سمت و سویش مشخص است و بنابر یک تقسیم‏بندی کلی - صرف نظر از تفاوت در مراتب هر قسم - یا به سوی خداوند می‏روند و یا سمت و سویی غیر الهی دارند.
    2. «الَّذِینَ تَتَوَفَّاهُمْ الْمَلَائِکةُ ظَالِمِی أَنفُسِهِمْ فَأَلْقَوْا السَّلَمَ مَا کنَّا نَعْمَلُ مِنْ سُوءٍ بَلَی إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ بِمَا کنْتُمْ تَعْمَلُونَ فَادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِینَ فِیهَا فَلَبِئْسَ مَثْوَی الْمُتَکبِّرِینَ وَقِیلَ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا مَاذَا أَنْزَلَ رَبُّکمْ قَالُوا خَیراً لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا فِی هَذِهِ الدُّنْیا حَسَنَةٌ وَلَدَارُ الْآخِرَةِ خَیرٌ وَلَنِعْمَ دَارُ الْمُتَّقِینَ جَنَّاتُ عَدْنٍ یدْخُلُونَهَا تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ لَهُمْ فِیهَا مَا یشَاءُونَ کذَلِک یجْزِی اللَّهُ الْمُتَّقِینَ الَّذِینَ تَتَوَفَّاهُمْ الْمَلَائِکةُ طَیبِینَ یقُولُونَ سَلَامٌ عَلَیکمْ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِمَا کنتُمْ تَعْمَلُونَ؛ (2) همانان که فرشتگان جانشان را می‏گیرند؛ در حالی که بر خود ستمکار بوده‏اند، پس از در تسلیم در آیند و می‏گویند: "ما هیچ کار بدی نمی‏کردیم". آری! خدا به آنچه می‏کردید، دانا است. پس، از درهای دوزخ وارد شوید و در آن همیشه بمانید و حقا که چه بد است جایگاه متکبران، و به کسانی که تقوا پیشه کردند، گفته شود: "پروردگارتان چه نازل کرد؟" می‏گویند: "خوبی". برای کسانی که در این دنیا نیکی کردند، ( پاداش‏) نیکویی است، و قطعاً سرای آخرت بهتر است و چه نیکو است سرای پرهیزگاران. بهشت‏های عدن که در آن داخل می‏شوند؛ رودها از زیر درختان‏ آنها روان است، در آنجا هر چه بخواهند برای آنان فراهم‏ است. خدا این‏گونه پرهیزگاران را پاداش می‏دهد. همان کسانی که فرشتگان، جانشان را در حالی که پاک‏اند، می‏ستانند و به آنان می‏گویند: "درود و سلام بر شما باد به پاداش‏ آنچه انذارمی‏دادید به بهشت در آیید».
    خداوند در ادامه می‏فرماید: پرهیزگاران نیز پس از مرگ، با سلام و سلامتی به بهشت برزخی داخل می‏شوند؛ چرا که بر اساس گزینش نوع حرکت و مسیر خود در دنیا، دنباله آن حرکت را در "بهشت برزخی" تداوم بخشیده و هم نتیجه آن حرکت را با برخورداری از نعمت‏های بهشت برزخی، دریافت خواهند کرد. به هر حال، مجموع آیات، بیانگر این حقیقت است که هر کس در "نظام برزخی"، نتیجه حرکت و انتخاب خود را در دنیا خواهد گرفت و این نتایج به جهت الهی و غیر الهی (جهنم و بهشت برزخی) تقسیم خواهد شد.
    روایات نیز به تعدد برزخ‏ها بر اساس نوع حرکت و مسیر انسان در دنیا، اشارات دقیق، درس‏آموز و عبرت‏انگیز فراوانی دارد که به ذکر یک نمونه اکتفا می‏شود.
    ابوایوب انصاری می‏گوید: حضرت رسول(ص) فرمود: "هنگامی که روح مؤمن قبض می‏شود (پس از مرگ) بندگان خدا از اهل رحمت به گرد او جمع شده و او را ملاقات می‏کنند؛ چنان که بشارت دهنده‏ای از اهل دنیا را ملاقات می‏کنند.
    سپس به همدیگر می‏گویند: مهلتی دهید تا او استراحت کند؛ چرا که در گرفتاری شدیدی بوده است؛ یعنی زندگی در این دنیا برای مؤمن یک نوع گرفتاری شدید است که با مرگ از این شداید خارج شده و آرام می‏گیرد. یا از سختی هنگامه مرگ و پس از آن بیرون آمد، سپس از او سؤال می‏کنند: فلانی چه می‏کند و فلانی در چه حالی است؟ (از فلان کس چه خبر؟) آیا ازدواج کرده است؟ پس هنگامی که از این تاز ه وارد از حال شخصی سؤال می‏کنند که قبل از وی مرده است". در پاسخ‏ می‏گوید: او قبل از من مرده است؛ سپس بندگان خدا از اهل رحمت چون آن شخص مرده را در میان خوب‏ها نمی‏بینند، نتیجه می‏گیرند که او میان گناه کاران و بدکاران و در عالم آنها قرار دارد و از این رو می‏گویند: "انا للَّه و انا الیه راجعون" او برده شده به سوی مادرش هاویه که بد مادری و بد مربی و تربیت کننده‏ای است".(3)
    این روایت به صراحت اشاره به این حقیقت دارد که کسی که وارد برزخ شد، از همان اول با توجه به سمت و سویی که در دنیا داشته است؛ در عالم و برزخ خود قرار خواهد گرفت. کسی که گناهکار است و مسیرش در دنیا به سوی خدا نبوده، در عالمی به نام "هاویه" قرار می‏گیرد و پاکان و خوبان او را در میان خود نمی‏بینند.
    اما نیکان و انسان‌های خوب هم دیگر را می‌شناسند و با هم در ارتباط هستند، ولی نیکان با بدان ارتباطی ندارند و در واقع صف این دو گروه از هم جدا می‌شود.

    پی‌نوشت‌ها:
    1. واقعه (56) آیات 83 - 95.
    2. نحل (16) آیات 28 - 32.
    3. به نقل از: طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج 20، ص 350.

  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,042
    حضور
    192 روز 16 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28779



    عالم برزخ متوسط (میان) دنیا و آخرت است و برخی خصوصیات این جهان را از قبیل «محدودیت زمانی» داراست ولی در عین حال مربوط به عالم عقبی و اولین مرحله عالم ملکوت است.
    آیات و روایات متعددی گواه برآنست که انسان مومن در عالم برزخ متنعم به نعمت های الهی است؛ چنان که در روایت آمده است: «القبراما روضة من ریاض الجنة واما حفرة من حفر النیران؛ برزخ یا بوستانی از گلزار بهشت است و یا حفره ای از گودال های آتش ».
    و نیز روایات زیادی صراحت دارد که اعمال انسان در قبر با او همراهند و پشتیبان یا عذاب دهنده اویند تا در قیامت بر خداوند عرضه شوند.
    البته برخی از مومنین نیز در قبرمعذبند واین عذاب کفاره گناهانشان خواهد بود تا درقیامت وارد بهشت گردند وهمین عذاب یا متنعم شدن را جهنم و بهشت برزخی گویند.
    نکته دیگر آن که آنچه در قبر مورد سوال است نوعا اعتقادات انسان می باشد ولی بررسی تفصیلی اعمال مربوط به قیامت است. (1)
    از جمله تفاوت های دنیا با عالم برزخ عبارت است از:
    1- در این جهان روح انسان همراه جسم مادی است، ولی در آن جهان چنین نیست، یعنی روح همراه با جسم مثالی است.
    2- در این جهان فرصت برای انتخاب و گزینش عقیده و عمل وجود دارد، ولی در آن جهان چنین فرصتی نیست؛
    3- نحوه هستی آن عالم، برتر و کامل تر از این جهان است.
    به عبارت دیگر عالم برزخ به عالم ماده احاطه دارد. پیشرفت و تکامل در عالم ارواح امکان دارد؛ ولی تکامل در آنجا مثل این دنیا نیست. بنابراین انسان می تواند رشد معنوی بیابد، نه به جهت این که در آنجا اختیاربر اعمال خیر یا آموزش و تعلیم دارد، بلکه به این خاطر که چون در دنیا اعمال شایسته داشته است، بروز و ظهور این امور خیر در دنیا پس از مرگ انسان، باعث تکامل او در عالم برزخ می شود و بر درجات او افزون می گردد. مانند این که بنای خیری ساخته است، یا فرزندانی شایسته از خود به یادگار نهاده است یا سنت نیکویی پایه گذاری کرد و بعد از مرگش همچنان شکوفا می شود. همان گونه که تحولات نیز درآن جا وجود دارد؛ مثلاً ممکن است کسی معذب باشد، ولی بنا به دلایلی ( مثل صدقه جاریه، فرزندان صالح ) ازعذاب نجات یابد و این مطالب را از آیات قرآن و احادیث اهل بیت (ع) درمی یابیم. توضیح این مطلب نیز ضروری می نماید که توبه و پذیرش آن، فقط در عالم دنیا امکان دارد و بعد از مرگ، توبه و پشیمانی هیچ کس سودی به همراه نخواهد داشت.

    پی‌نوشت‌ها:
    1. برای آگاهی بیشتر ر. ک به: « حیات برزخی» علی محمداسدی؛ «عالم برزخ در چند قدمی ما» محمدی اشتهاردی؛ «سیاحت غرب» نجفی قوچانی؛ «معاد شناسی» آیت الله طهرانی.

  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    اهل البيت عليهم السلام،فلسفه،عرفان،ادبيات،فيزيك،مطالعه
    نوشته
    4,990
    حضور
    133 روز 12 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    21820



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    برزخ دو راه دارد: یا به سوی "لقای اسمای رحمت خدا" یا به سوی "لقای اسمای غضب خدا" و هر فردی با توجه به شرایط خاص فکری و عملی خود، در هر یک از این راه‏ها، حرکتش با فرد دیگر متفاوت خواهد بود؛
    و له الاسماء الحسنی

    با سلام و ادب

    استاد گرامی لقاء اسماء إفناء در آنها و لازمه اش شهود و حضور است و رهاوردش معرفت.

    ابتدا سؤالم این است که آیا اسماء جمال بر اسماء جلال و یا به تعبیر دیگر اسماء رحمت بر غضب

    فضیلت و برتری دارند؟

    چه تفاوتی است بین اینها در حالیکه هر دو اسماء اللهند."از دیدگاه توحیدی عرض می کنم"مگر الله اسم مستجمع صفات نیست؟

    سؤال دیگرم این است چگونه کسانی که در دنیا پشیزی معرفت کسب نکرده اند قادرند به لقاء اسماء جلال برسند؟

    مگر اینکه در دنیا این مقام را کسب کرده باشند که آنهم خود یک نوع از معرفت است.

    و سؤال دیگر اینکه بهشتیان از معرفت شهودی و حضوری اسماء جلال محروم می مانند؟

    مگر و "علّم الاسماء" شامل کلّ اسماء نیست؟

    و در آخر من آرزو دارم همه ی اسماء الله را درک کنم،هم جلالش را و هم جمالش.اگر قرار باشد لقاء اسماء جلال و عذاب خاص

    جهنمی ها باشد بنده دوست دارم مدتی را برای درک و لقاء این اسماء در جهنم باشم و تا درک نکردم خارج نشوم!

    استاد گرامی مطالبی که عرض کردم بیان حقیقت است نه مطایبه، بلکه حقیقتا در پی دانستن و دریافت آنم.

    با تشکر


    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,042
    حضور
    192 روز 16 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28779



    نقل قول نوشته اصلی توسط حبیبه نمایش پست ها
    و له الاسماء الحسنی

    با سلام و ادب
    علیکم السلام .
    استاد گرامی لقاء اسماء إفناء در آنها و لازمه اش شهود و حضور است و رهاوردش معرفت.
    عنایت نماید سوختن در آتش در واقع درک آن با حق الیقین است .
    ابتدا سؤالم این است که آیا اسماء جمال بر اسماء جلال و یا به تعبیر دیگر اسماء رحمت بر غضب

    فضیلت و برتری دارند؟
    در جای خود به تفصیل آمده ودر این جا اشاره می شود :
    جهنم اصلا هدف اصلی خلقت نیست زیرا انسان برای رسیدن به مقام خلافت اللهی خلق شده و هدف رسیدن به لقای خدااست :
    «و الی الله المصیر»(1)
    «یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه»(2)
    و لقای رحمت خدا هدف بوده است:
    «و لذالک خلقهم»(3)
    بنا بر این خلق جهنم برای پاک کردن انسان های گناهکار و برای جایگاه کسانی است که به دشمنی با خدا و پیامبران خدا قد علم کنندو هدف خلقت یعنی رسیدن به بندگی را آگاهانه رها کنند.
    اما بهشت هدف است. البته هدف متوسط و به عنوان جایگاه لقای خدا .هدف خلقت رسیدن به لقای خدا در بهشت مخصوص لقا ودیدار است :
    «فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی»(4)
    «فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر»(5)


    پی نوشت ها :
    1- عمران(3)آیه28.
    2- انشقاق(84)آیه6.
    3- هود(11)آیه 119.
    4-فجر(89)آیه30.
    5-قمر(54)آیه55.
    چه تفاوتی است بین اینها در حالیکه هر دو اسماء اللهند."از دیدگاه توحیدی عرض می کنم"مگر الله اسم مستجمع صفات نیست؟
    جناب تان اهل فضل هستید درباره معنای اسما ءالله بخصوص در تفسیر حمد امام خمینی دقت نماید .
    سؤال دیگرم این است چگونه کسانی که در دنیا پشیزی معرفت کسب نکرده اند قادرند به لقاء اسماء جلال برسند؟
    آنها به مظهر اسم جلال که دوزخ است می رسند ونه بخود اسم جلال .
    مگر اینکه در دنیا این مقام را کسب کرده باشند که آنهم خود یک نوع از معرفت است.

    و سؤال دیگر اینکه بهشتیان از معرفت شهودی و حضوری اسماء جلال محروم می مانند؟
    از معرفت آن محروم نیستند از تجلی آن مصون اند وخدا وند همواره با اسماء جمال بر آنها تجلی دارد . مثلا سر کار عالیه نسبت به فلان رنج جسمی و پیآمدش علم دارید ولی همواره می کوشید گرفتارش نشوید .
    مگر و "علّم الاسماء" شامل کلّ اسماء نیست؟
    تعلیم اسما غیر از دریافت تجلیات آنها مثلا ابلیس مظهر اسم مضل است وخداوند با اسم مضل بر او تجلی نموده است . ولی در عین حال علم به رحمت خدا هم دارد واز آن رحمت محروم است .
    و در آخر من آرزو دارم همه ی اسماء الله را درک کنم،هم جلالش را و هم جمالش.اگر قرار باشد لقاء اسماء جلال و عذاب خاص
    آیا حاضرید مظهر اسم مضل باشید ؟؟

    جهنمی ها باشد بنده دوست دارم مدتی را برای درک و لقاء این اسماء در جهنم باشم و تا درک نکردم خارج نشوم!
    چرا بر خلاف انبیا وائمه آروزی می کنید ؟؟!!
    آیا می دانید ؟
    امام صادق(ع) فرمود:
    «روزی رسول خدا(ص) نشسته بود، جبرئیل آمد ولی محزون بود، حضرت از سبب حزن او سؤال کرد، جبرئیل گفت: چرا محزون نباشم. امروز خداوند به آتش جهنم دستور داد افروخته شود، اول سرخ شد، بعد سفید شد، بعد سیاه و تاریک شد، پس اگر یک حلقه از زنجیری که بلندی آن هفتاد ذراع است، بر دنیا گذاشته شود، دنیا از حرارت آن آب می‌شود، و اگر قطره‌ای از زقّوم و ضریع آن در آب‌های اهل دنیا بچکد، همه از گند آن می‌میرند».

    ( علم الیقین مقصد 4، باب 15، فصل 1، ص 1032، نشر بیدار قم 1358ش. )

    استاد گرامی مطالبی که عرض کردم بیان حقیقت است نه مطایبه، بلکه حقیقتا در پی دانستن و دریافت آنم.

    با تشکر
    پاسخی که تقدیم شد حقیقت است .

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    اهل البيت عليهم السلام،فلسفه،عرفان،ادبيات،فيزيك،مطالعه
    نوشته
    4,990
    حضور
    133 روز 12 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    21820



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    پاسخی که تقدیم شد حقیقت است .
    بسم الله الرحمان الرحیم

    با سلام و ادب

    استاد گرامی مگر انسان مقام خلیفة اللهی ندارد و مگر نه این است که خلافت ـ

    که جانشینی چیزی در جای دیگری است ـ کامل نمی شود مگر به اینکه خلیفه نمایشگر

    مستخلف عنه باشد و تمامی شئون وجودی، آثار، احکام و تدابیر او را حکایت کند. (طباطبایی، 1424: 1 / 115)

    این امر جز به مظهریت تام در جمیع اسمای الهی محقق نمی شود.

    و مگر انسان به عنوان حضرت کون جامع مطرح نیست؟؛ چرا که اصل تعین او از مقام احدیت و تعین اول آغاز می گردد

    و به مراتب واحدیت، عوالم عقول، عوالم و مراتب مثال و عالم اجسام منتهی می شود که در بین موجودات،

    تنها انسان در عین اینکه از اکوان است، می تواند تمام حضرات را در خود جمع نماید. (ابن عربی، 1336: 22)

    آیا همه ی اینها به این معنا نیست که انسان می تواند به مقام مظهریت جمیع اسماء الله برسد؟


    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,042
    حضور
    192 روز 16 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28779



    نقل قول نوشته اصلی توسط حبیبه نمایش پست ها
    بسم الله الرحمان الرحیم

    با سلام و ادب

    استاد گرامی مگر انسان مقام خلیفة اللهی ندارد و مگر نه این است که خلافت ـ

    که جانشینی چیزی در جای دیگری است ـ کامل نمی شود مگر به اینکه خلیفه نمایشگر

    مستخلف عنه باشد و تمامی شئون وجودی، آثار، احکام و تدابیر او را حکایت کند. (طباطبایی، 1424: 1 / 115)

    این امر جز به مظهریت تام در جمیع اسمای الهی محقق نمی شود.

    و مگر انسان به عنوان حضرت کون جامع مطرح نیست؟؛ چرا که اصل تعین او از مقام احدیت و تعین اول آغاز می گردد

    و به مراتب واحدیت، عوالم عقول، عوالم و مراتب مثال و عالم اجسام منتهی می شود که در بین موجودات،

    تنها انسان در عین اینکه از اکوان است، می تواند تمام حضرات را در خود جمع نماید. (ابن عربی، 1336: 22)

    آیا همه ی اینها به این معنا نیست که انسان می تواند به مقام مظهریت جمیع اسماء الله برسد؟
    باسلام .
    جناب حافظ نصیحتی خوبی دارد :

    قطع این بادیه بی همرهی خضر مکن
    ظلمات است بترس از خطر گمراهی.
    آنچه در باب خلافت انسان در آموزه های عرفانی مطرح شده گرچه جناب سرکار عالی اهل فضل واستاد فن ونکته آموز این معارف هستید .
    ولی دقت مضاعف می طلبد .
    مثلا وجود نازنین حضرت ختمی مرتبت مظهر کامل واکمل اسما الهی است .
    از سوی دیگر یکی از اسمایی الهی اسم مضل است
    اما انسان کامل مظهر اسم هادی است ونه این اسم که در مقابل اسم هادی قرار دارد ومظهر آن اسم موجود دیگری است .
    در نتیجه مقام خلافت انسان که جناب تان در پی به فعلیت رساندن آن در خود هستید کمی کار بشتر می برد وبه قول شاعر :
    بهوس راست نیاید به تمنا نشود
    اندر این راه بسی خون جگر باید خورد .


  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    اهل البيت عليهم السلام،فلسفه،عرفان،ادبيات،فيزيك،مطالعه
    نوشته
    4,990
    حضور
    133 روز 12 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    21820



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    اما انسان کامل مظهر اسم هادی است ونه این اسم که در مقابل اسم هادی قرار دارد ومظهر آن اسم موجود دیگری است .
    بسم الله الرحمان الرحیم

    با سلام و ادب

    و تشکر از توضیحات حکیمانه حضرتعالی که به یقین و به گوش جان خواهم شنید اما:

    استاد گرانقدر امید دارم که از سؤالات مکرر شاگرد کوچکتان خسته نشوید،که قصد فهم این مطالب را دارم.

    خلیفة الله بودن انسان کامل چه معنایی دارد؟مگر خلیفه مستخلف عنه در جمیع اسماء و صفات نیست؟

    مگر هادی و مضل خدا نیست؟ "یهدی من یشاء و یضل من یشاء"

    مگر حقیقت قران، وجود انسان کامل نیست و با حقیقت حضرتش اتحاد وجودی ندارد:"وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ وَلاَ يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إَلاَّ

    خَسَارًا"

    مسلما نه خداوند و نه قران برای بشر اضلال ابتدائی ندارد بلکه کسی که به هدایت پشت کند قابلیت ظهور اضلال را در خویش ایجاد کرده است

    و به تبعات اضلال گرفتار می آید.اصالت با هدایت است اما جان پشت کرده به هدایت ظرف ظهور ضلالت خواهد شد.

    شما به عنوان استاد بنده مرا نصیحتی می فرمائید این نصیحت از سوی جنابتان برای بنده هدایت است اما اگر من به تقصیر خویش نشنیدم

    و از هدایت شما بهره مند نگشتم ضلالت در ظرف وجودم ظهور خواهد کرد.



    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,042
    حضور
    192 روز 16 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28779



    نقل قول نوشته اصلی توسط حبیبه نمایش پست ها
    بسم الله الرحمان الرحیم

    با سلام و ادب

    و تشکر از توضیحات حکیمانه حضرتعالی که به یقین و به گوش جان خواهم شنید اما:

    استاد گرانقدر امید دارم که از سؤالات مکرر شاگرد کوچکتان خسته نشوید،که قصد فهم این مطالب را دارم.

    خلیفة الله بودن انسان کامل چه معنایی دارد؟مگر خلیفه مستخلف عنه در جمیع اسماء و صفات نیست؟

    مگر هادی و مضل خدا نیست؟ "یهدی من یشاء و یضل من یشاء"

    مگر حقیقت قران، وجود انسان کامل نیست و با حقیقت حضرتش اتحاد وجودی ندارد:"وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ وَلاَ يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إَلاَّ

    خَسَارًا"

    مسلما نه خداوند و نه قران برای بشر اضلال ابتدائی ندارد بلکه کسی که به هدایت پشت کند قابلیت ظهور اضلال را در خویش ایجاد کرده است

    و به تبعات اضلال گرفتار می آید.اصالت با هدایت است اما جان پشت کرده به هدایت ظرف ظهور ضلالت خواهد شد.

    شما به عنوان استاد بنده مرا نصیحتی می فرمائید این نصیحت از سوی جنابتان برای بنده هدایت است اما اگر من به تقصیر خویش نشنیدم

    و از هدایت شما بهره مند نگشتم ضلالت در ظرف وجودم ظهور خواهد کرد.
    باسلام وسپاس .
    انسان کامل گرچه مظهر همه اسما الهی است . ولی برخی اسما جلال در وجود او به فعلیت می رسد مثلا (( محمد رسول الله والذین معه اشداء علی کفار رحما بینهم )) که اسم منتقیم و اسم فهار در وجود او تجلی نموده وکفار معاند را ادب می کند .
    اما هیچ گاه مظهر اسم مضِل نمی شود وکسی را گمراه نمی نماید .
    آیه ی یاد شده در پرسش جز قضایای عکس الحمل است .
    و چنانچه که جناب تان اشاره نموده اید بدین معنا است که عده با سوء اختیار خود دچار اضلال کیفری می شوند .
    چه این که قران کریم نیز درمان وشفا است ولی کسی که این دارو را مصرف ننماید دچار خسران ودرد می گردد .
    نه این که قران چنان باشد لذا مولوی زیبا گفته است :
    مثنوی ماست قران مدِل
    بعضی را هادی ست بعضی رامضِل
    .
    پس انسان کامل وقران مظهر اسم مضل نیست چون مظهر اسم مضل موجودی است که با اضلال ابتدایی دست به گمراه نمودند افرا د می زند .

  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 14 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود