صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: رفتار حضرت ابراهیم در حال سقوط در آتش

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    109
    حضور
    4 روز 12 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    302

    اشاره رفتار حضرت ابراهیم در حال سقوط در آتش




    با سلام
    در رابطه با داستان حضرت ابراهیم علیه السلام میخوانیم:
    روز موعود فرا رسيد و ابراهيم با كمال بردبارى و صبر انقلابى، در كنار شعله‏هاى آتش قرار گرفت جالب اينكه هر يك از نيروهاى ملكوتى خداوند براى كمك به ابراهيم نزد او رفتند ولى ابراهيم از آنها كمك نخواست. به هر حال، مزدوران نمرود ابراهيم را در ميان منجنيق گذاشتند و منجنيق را به كار انداختند و چند لحظه‏اى بيشتر نمانده بود كه او را به ميان درياى آتش پرتاب كنند، در اين لحظه پرخطر، جبرئيل بزرگترين فرشته مقرب خدا خود را به ابراهيم رساند و گفت:
    آيا تو نيازى به من دارى تا برآورم؟ ابراهيم با كمال قاطعيت گفت: به تو نيازى ندارم،
    جبرئيل گفت:
    پس حاجت خود را از خدا بخواه ابراهيم گفت: آگاهى خدا به حال من مرا بى‏نياز از سخن گفتن مى‏كند.
    حال دو سوال در مورد دو جمله قرمز رنگ به ذهن می رسد
    1- به تو نیازی ندارم ، آیا رد توسل به غیر خداست در نزد موحدان واقعی؟
    2- آگاهى خدا به حال من مرا بى‏نياز از سخن گفتن مى‏كند آیا رد دعا در نزد افراد خالص و کسانی است که به مقام رضا رسیده اند؟
    خلاصه این رفتار حضرت ابراهیم را چطور می توان با تعلیمات اسلامی مبنی بر توسل و دعا توضیح داد ( توجیه نه)
    با تشکر

  2. صلوات ها 12


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,554
    حضور
    175 روز 11 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58344



    با نام و یاد دوست






    رفتار حضرت ابراهیم در حال سقوط در آتش








    کارشناس بحث: استاد محسن


  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    پژوهش هاي ديني قرآن، روايي و كلامي
    نوشته
    564
    حضور
    16 روز 1 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1521



    نقل قول نوشته اصلی توسط hosain.nor نمایش پست ها
    با سلام
    در رابطه با داستان حضرت ابراهیم علیه السلام میخوانیم:
    روز موعود فرا رسيد و ابراهيم با كمال بردبارى و صبر انقلابى، در كنار شعله‏هاى آتش قرار گرفت جالب اينكه هر يك از نيروهاى ملكوتى خداوند براى كمك به ابراهيم نزد او رفتند ولى ابراهيم از آنها كمك نخواست. به هر حال، مزدوران نمرود ابراهيم را در ميان منجنيق گذاشتند و منجنيق را به كار انداختند و چند لحظه‏اى بيشتر نمانده بود كه او را به ميان درياى آتش پرتاب كنند، در اين لحظه پرخطر، جبرئيل بزرگترين فرشته مقرب خدا خود را به ابراهيم رساند و گفت:
    آيا تو نيازى به من دارى تا برآورم؟ ابراهيم با كمال قاطعيت گفت: به تو نيازى ندارم،
    جبرئيل گفت:
    پس حاجت خود را از خدا بخواه ابراهيم گفت: آگاهى خدا به حال من مرا بى‏نياز از سخن گفتن مى‏كند.
    حال دو سوال در مورد دو جمله قرمز رنگ به ذهن می رسد
    1- به تو نیازی ندارم ، آیا رد توسل به غیر خداست در نزد موحدان واقعی؟
    2- آگاهى خدا به حال من مرا بى‏نياز از سخن گفتن مى‏كند آیا رد دعا در نزد افراد خالص و کسانی است که به مقام رضا رسیده اند؟
    خلاصه این رفتار حضرت ابراهیم را چطور می توان با تعلیمات اسلامی مبنی بر توسل و دعا توضیح داد ( توجیه نه)
    با تشکر
    بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام و طلب توفیق و سلامتی برای شما
    با پاسخ به پرسش اول شما پاسخ پرسش دوم نیز معلوم خواهد شد.
    سخن در این جا به معنای نفی توسل نیست و اگر هم ابراهیم پیامبر از هر گونه توسلی به غیر خدا پرهیز کرد، خود دلیلی منطقی داشت.
    ابراهیم پیامبر در آن هنگامه روحانی و ابتلای عرفانی، دوست داشت تنها خودش باشد و خدای خودش. به همین دلیل به هیچ وسیله ای متوسل نشد تا خلوت انسش با معبود بر هم نخورد.او زنجبر توسل را از هم درید تا حتی یک لحظه از توجه خالصانه اش به معبود کم نشود. چه بسا اگر ابراهیم به وساطت جبرییل یا هر موجود شریف دیگری پاسخ مثبت می داد، شاید آن آتش بر او گلستان نمی شد.از کجا معلوم این توسل خودش نوعی امتحان نبود! امتحان روی امتحان!
    او در آن میعاد سخت و آن معرکه پر رمز و راز، تمام توجهش به پرودگار بود تا ذره ای از توکلش نسبت به خدای متعال کم نشود. پس به هیچ چیزی جز ملاقات معبودش نمی اندیشید. این نهایت عرفان و معرفت است. در ضمن، حضرت خود به این دلیل که از اولیاء الله بود پس باب وساطت بندگان خدا و باب الحوائج بود و نمی توان فرض کرد کسی که خود باب الحوائج است آن هم در کسوت پیامبری اولو العزم چون ابراهیم؛ جز به خدا رجوع کند. هر چه بر وسعت و عمق معرفت افزوده شود،واسطه ها کمتر می شود. علاوه جز خدا کسی از ابراهیم بزرگ تر نبود که وی به سویش دست نیاز دراز کند.
    ابراهیم از جمله پیامبران بزرگ الهی بود که انواع امتحانات را دید. امتحاناتی بسیار سخت تا که به مقام منیع "امامت" رسید.
    "وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماما"(1)
    (به خاطر آوريد) هنگامى كه خداوند، ابراهيم را با وسايل گوناگونى آزمود. و او به خوبى از عهده اين آزمايش ها برآمد، خداوند به او فرمود:من تو را امام و پيشواى مردم قرار دادم!
    و اما در باره انسان های عادی توسل به واسطه های شریف لازم است. زیرا این گونه افراد هر چند کوشش معنوی هم داشته باشند،اما آن طور که باید به مقام درک معرفت خدا نمی رسند و نمی توانند از اسرار آن سوی پرده غیب مطلع شوند تا بدون واسطه از خدای متعال چیزی بخواهند (اگر چه در مناسک دینی چون نماز همه طلب ها به طور مستقیم از خدای متعال است.) چون آن اندازه معرفت نصیب شان نمی شود که ارتباطی مستقیم داشته باشند و از اولیای الهی بی نیاز شوند.
    به همین دلیل به افراد پاکی چون انبیای بزرگ و معصومین سلام الله علیهم اجمعین متوسل می شوند تا به واسطه آبروی آن ها نزد خدای متعال، به حاجت خود برسند.در نتیجه موحدان واقعی خود اولیاء الله و باب الحوائج اند و خود باب توسل.
    ابراهیم خود باب توسل بود. پیامبری که مقامش از ملائک بالاتر بود پس در آن هنگام، فقط به خدای متعال متوسل شد تا از آتش سوزان در امان باشد.
    از امام صادق عليه السّلام روايت شده است كه حضرت ابراهيم در آن حال شروع كرد به خواندن اين دعا:
    يا اللَّه يا واحد يا احد يا صمد يا من لم يلد و لم يولد و لم يكن له كفوا احد.
    پس آتش از سوزاندن او عاجز شد و ابراهيم در حالى كه زانوهايش را به بغل گرفته و جبرئيل با او بود در ميان بوستانى سبز و خرّم به سخن گفتن پرداختند.(1)
    این جملات نشان می دهد که ابراهیم پیامبر تنها به خدای خود پناه برد تا که آتش نمرود بر وی گلستان شد.والله العالم.
    پی نوشت ها:
    1. سوره بقره،آیه 124
    2.گروه مترجمان، ترجمه تفسیر جوامع الجامع،مشهد،انتشارات بنياد پژوهش هاى اسلامى آستان قدس رضوى،سال 1377 خورشیدی،چاپ دوم،ج‏4، ص 160

    ویرایش توسط محسن : ۱۳۹۴/۰۷/۱۵ در ساعت ۲۳:۵۷

  7. صلوات ها 9


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    نوشته
    1
    حضور
    5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4



    سلام
    ممنون از مطلب خوبتون
    کاشکی با خوندن این داستانها حداقل یه کم بیدار می شدیم و از غیر از خدا طلب کمک نمی کردیم


  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    446
    حضور
    14 روز 8 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2192



    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن نمایش پست ها
    سخن در این جا به معنای نفی توسل نیست و اگر هم ابراهیم پیامبر از هر گونه توسلی به غیر خدا پرهیز کرد، خود دلیلی منطقی داشت.
    با سلام

    داستانی با این مضمون نقل شده هست

    که روزی فردی با ایمان سوار برکشتی میشود کشتی در طوفان دریا گرفتار میشود و غرق میشود، فرد بعد از افتادن در دریا ، تمام سعی خود را برای نجات دادن خود انجام میدهد ، در همین حال رو به اسمان میکند و به خدا میگوید ، خدایا من یک عمر بندگی تو را کردم ، حال در این گرفتاری ، مرا از مرگ نجات بده، از اسمان پاسخ میاد که باشه بنده خوبم ، من تو رو نجات میدم ، ناگهان کشتی از راه میرسه و برای اون فرد طناب نجات میندازه و اون فرد کمک اون کشتی رو رد میکنه و میگه من به کمک شما نیاز ندارم ، خدا خودش به من وعده داده که نجاتم میده ، و اون کشتی عبور میکنه ، بعد از چند دقیقه کشتی دوم از راه میرسه و باز هم اون مرد کمک کشتی دوم رو هم رد میکنه و کشتی سوم هم به همین منوال... و در نهایت اون فرد غرق میشه.
    اون دنیا در محضر خدا قرار میگیره ، به خدا اعتراض میکنه که خدایا مگر قرار نبود من رو نجات بدی ، پس چی شد؟ خدا خطاب بهش میگه ، خوب نادان ، اون کشتی ها رو من برای نجات تو فرستادم و تو کمک اونها رو رد کردی ، انتظار داشتی خودم شخصا و بدون واسطه نجاتت بدم.


    البته که این داستان بالا یک داستان ساختگی هست
    اما شاید نعوذبالله کمی شباهت به داستان حضرت ابراهیم داشته باشه . ابراهیم (ع) تمام کمک ها رو رد کرد و در نهایت خداوند معجزه وار او را از اتش نجات داد.

    حال تکلیف ما بنده های عادی و معمولی خداوند چیه؟ ایا باید طنابهایی که کشتی ها و اغیار برای ما میندازن رو در گرفتاریهای زندگی بگیریم و یا اینکه مثل حضرت ابراهیم انقدر به خداوند ایمان داشته باشیم که تمام کمکها از غیر خدا رو رد کنیم؟

    ایا اگر حضرت ابراهیم بعد از رد کردن کمکها در اتش گرفتار میشد و اتش به گلستان تبدیل نمیشد و کشته میشدند ، ایا در اون دنیا مورد ملامت خداوند قرار نمیگرفت که کمکها، واسطه ای از جانب من بودند و نباید رد میکردی؟ اگر مورد ملامت قرار نمیگیرند ، پس چرا ما انسانهای عادی در بزنگاههای زندگی باید کمک دیگران را قبول کنیم و اگر قبول نکنیم ، پیامدهای حاصل از اون ، در اون دنیا گریبان ما رو خواهد گرفت.




    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن نمایش پست ها
    ابراهیم خود باب توسل بود. پیامبری که مقامش از ملائک بالاتر بود پس در آن هنگام، فقط به خدای متعال متوسل شد تا از آتش سوزان در امان باشد.
    اگر حضرت ابراهیم نباید به غیر خدا توسل میکرده و من نوعی باید و الزاما به دیگری غیر خداوند توسل کنم ، درسی که این داستان رد کردن کمک ملائک و دیگران غیر خدا،برای من نوعی دارد چیست؟ چرا که با این حساب این موضوعی است که فقط برای اولیا خداوند کاربرد دارد.


    اگر پاسخ قسمت اول ، همون جوابی است که قبلا مرقوم فرمودید ، لطفا فقط پاسخ پرسش قرمز رنگ رو بدهید. متشکرم.


  11. صلوات ها 8


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    پژوهش هاي ديني قرآن، روايي و كلامي
    نوشته
    564
    حضور
    16 روز 1 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1521



    نقل قول نوشته اصلی توسط مولکول 68 نمایش پست ها
    با سلام

    داستانی با این مضمون نقل شده هست

    که روزی فردی با ایمان سوار برکشتی میشود کشتی در طوفان دریا گرفتار میشود و غرق میشود، فرد بعد از افتادن در دریا ، تمام سعی خود را برای نجات دادن خود انجام میدهد ، در همین حال رو به اسمان میکند و به خدا میگوید ، خدایا من یک عمر بندگی تو را کردم ، حال در این گرفتاری ، مرا از مرگ نجات بده، از اسمان پاسخ میاد که باشه بنده خوبم ، من تو رو نجات میدم ، ناگهان کشتی از راه میرسه و برای اون فرد طناب نجات میندازه و اون فرد کمک اون کشتی رو رد میکنه و میگه من به کمک شما نیاز ندارم ، خدا خودش به من وعده داده که نجاتم میده ، و اون کشتی عبور میکنه ، بعد از چند دقیقه کشتی دوم از راه میرسه و باز هم اون مرد کمک کشتی دوم رو هم رد میکنه و کشتی سوم هم به همین منوال... و در نهایت اون فرد غرق میشه.
    اون دنیا در محضر خدا قرار میگیره ، به خدا اعتراض میکنه که خدایا مگر قرار نبود من رو نجات بدی ، پس چی شد؟ خدا خطاب بهش میگه ، خوب نادان ، اون کشتی ها رو من برای نجات تو فرستادم و تو کمک اونها رو رد کردی ، انتظار داشتی خودم شخصا و بدون واسطه نجاتت بدم.


    البته که این داستان بالا یک داستان ساختگی هست
    اما شاید نعوذبالله کمی شباهت به داستان حضرت ابراهیم داشته باشه . ابراهیم (ع) تمام کمک ها رو رد کرد و در نهایت خداوند معجزه وار او را از اتش نجات داد.

    حال تکلیف ما بنده های عادی و معمولی خداوند چیه؟ ایا باید طنابهایی که کشتی ها و اغیار برای ما میندازن رو در گرفتاریهای زندگی بگیریم و یا اینکه مثل حضرت ابراهیم انقدر به خداوند ایمان داشته باشیم که تمام کمکها از غیر خدا رو رد کنیم؟

    ایا اگر حضرت ابراهیم بعد از رد کردن کمکها در اتش گرفتار میشد و اتش به گلستان تبدیل نمیشد و کشته میشدند ، ایا در اون دنیا مورد ملامت خداوند قرار نمیگرفت که کمکها، واسطه ای از جانب من بودند و نباید رد میکردی؟ اگر مورد ملامت قرار نمیگیرند ، پس چرا ما انسانهای عادی در بزنگاههای زندگی باید کمک دیگران را قبول کنیم و اگر قبول نکنیم ، پیامدهای حاصل از اون ، در اون دنیا گریبان ما رو خواهد گرفت.
    اگر حضرت ابراهیم نباید به غیر خدا توسل میکرده و من نوعی باید و الزاما به دیگری غیر خداوند توسل کنم ، درسی که این داستان رد کردن کمک ملائک و دیگران غیر خدا،برای من نوعی دارد چیست؟ چرا که با این حساب این موضوعی است که فقط برای اولیا خداوند کاربرد دارد.
    اگر پاسخ قسمت اول ، همون جوابی است که قبلا مرقوم فرمودید ، لطفا فقط پاسخ پرسش قرمز رنگ رو بدهید. متشکرم.
    بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام مجدد خدمت شما
    تفاوت نگاه توحیدی ابراهیم پیامبر با ما انسان های عادی
    باید قبول کنیم که معرفت پیامبران نسبت به توحید با معرفت ما بسیار متفاوت است.
    این معرفت ابراهیم پیامبر است که خدا در باره اش فرمود:
    "وَ كَذلِكَ نُري إِبْراهيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنين" سوره ابراهیم آیه 75
    و اين چنين، ملكوت آسمان ها و زمين (و حكومت مطلقه خداوند بر آن ها) را به ابراهيم نشان داديم (تا به آن استدلال كند،) و اهل يقين گردد.
    در آن هنگامه عجیب،آن آتشی که گلستان ابراهیم شد، نشانه ای از معجزه الهی ونشانه حقانیت نبوت آن حضرت بود. این اتفاق می بایست بدون هیچ واسطه ای و صرفا برای اثبات حقانیت آن حضرت می افتاد، تا مکر نمرود -آن پادشاه ستمگر- به خودش باز گردد.
    توضیح این که:
    نگاه توحیدی که ابراهیم به خدای متعال داشت، در اوج بود.باید قبول کنیم نگاه یک پیامبر که خود واسطه اعلای فیض خداوندی است،با نگاه ما تفاوتی غیر قابل قیاس دارد.نگاهی که خود جزیی از ملکوت و غیب است.نگاهی که اسرار عالم هستی را تفسیر می کند.
    نگاه پیامبر اولو العزمی چون ابراهیم نسبت به خدای متعال یک نگاه عادی نبود.
    آن حضرت به طور مستقیم از مبدا فیض کمک خواستند چون بین خود و خدا هیچ واسطه ای نمی دیدند. بنا بر این، آن نگاه ملکوتی همه واسطه ها را به کنار زد تا به مبدا لطف و محبت برسد.ولی ما انسان های عادی به اندازه توان و معرفتی که داریم در بیشتر مواقع الطاف الهی را از مسیر توسل و واسطه های مقرب می جوییم و جالب این که در آن زمان که کمکی را از واسطه های فیض الهی دریافت می کنیم، این حس به ما دست می دهد که به طور مستقیم مشمول لطف الهی شده ایم و اصلا متوجه واسطه ها نمی شویم هر چند واسطه ها این لطف را به ما رساندند که آن چه را دریافت کرده ایم کمک غیبی بوده و باید حواس مان جمع باشد که شکرش را به جا آوریم.
    نشان دادن واسطه ها به ابراهیم چه پیامی داشت؟
    خدای متعال ترتب واسطه ها را به ابراهیم علیه السلام نشان داد تا علاوه بر آن که پیامبرش از این امتحان سر بلند بیرون آید و اتمام حجتی با پیامبرش شود، با این حال به ما نشان دهد که نگاه ابراهیم نگاه ملکوتی است.نگاهی که مستقیما مبدا فیض ربوبی را نشانه کرده است. نگاهی کاملا متفاوت با ما.او به طور مستقیم معجزه الهی را می طلبید تا آنانی که نظاره گر آن حادثه عجیب بودند، با چشم و جان خود حقیقت را ببینند و درک کنند.
    ما هنگامی که در شدت بلا و امتحان قرار گرفته ایم و از خدای متعال تقاضای کمک می کنیم که این کمک گاهی بدون واسطه است و گاهی با واسطه که اگر با واسطه هم کمک بخواهیم، ولی در اصل نگاه مان باید به خدا باشد و وجود واسطه ها ما را از اصل مبدا فیض غافل نکند تا دچار شرک نشویم.
    با این حال اگر در همان لحظه واسطه ای به کمک ما بیاید که معمولا نسبت به ما انسان های عادی چنین است (چون تحمل پذیرش فیض مستقیم را نداریم) آن را رد نمی کنیم چون فکر رد کردن در ذهن ما نخواهد افتاد. بلکه آن را با تمام وجود می پذیریم.
    از مباحث مطرح شده نتیجه می گیریم:
    ابراهیم پیامبر است ولی ما انسان های عادی هستیم پس بین دو نگاه تفاوت بسیاری است. او هنگام بلا به اسباب فکر نمی کند. اما ما هم به خدا و هم به اسبابش می نگریم.که اگر به طور مستقیم هم از خدا کمک بخواهیم نه چون با معرفتی که پیامبران داشتند آن را می طلبیم، بلکه با معرفتی به اندازه توان خود مان این کار را می کنیم و اگر اسباب برای حل مشکلات مان آمدند، آن را می پذیریم حتی اگر در پایین ترین مرحله باشد.
    در هر صورت پیامبران خود ولی خدا هستند. میان خدا و ولی اش واسطه ای وجود ندارد مگر زمانی که با خواست و اراده حق همراه شود. مثل وساطت جبرییل امین برای رساندن کلام خدا بر قلب پیامبر که این ها موارد خاص است. پس ما چون ولی خدا نیستیم و معرفت مان نسبت به آن ها قابل مقایسه نیست،به همین دلیل توجهی که به ما می شود به طور معمول از مسیر توسل می شود نه مستقیم و این اشکالی ندارد.
    در نتیجه درس ابراهیم برای نپذیرفتن اسباب، به دلیل موقعیت خاص آن حضرت در آن هنگامه جدال با آتش عظیم نمرود بود.ابراهیم دوست داشت که در آن لحظات عرفانی هیچ چیزی میان او و معشوقش حایل نشود و هیچ سببی میان او و خدایش قرار نگیرد و هیچ چیزی با او شریک نشود تا با بندگی خالصانه اش به اوج معرفت برسد. و این چنین؛ آتش گلستان شد.!

    رفتار حضرت ابراهیم در حال سقوط در آتش

  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    3,077
    حضور
    81 روز 15 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3767



    کسی را فرض کنید که در حال نبرد با دشمنان خداست ان هم در خط مقدم جبهه.
    اگر کسی بگوید اگر فلان کار را بکنی از معرکه نجات پیدا میکنی و شهید نمیشوی. شما به او چه خواهید گفت؟
    آیا جهادی که در ان شهادت محتمل و حتی صد در صدی باشد خالصانه تر نیست؟
    ایا نباید به کسی که درخواست نامیرایی در جنگ میکند شک کرد؟
    ایا چنین نامیرایی میتواند نام امتحان داشته باشد ؟
    مگر ابرهیم در مبارزه اش شک دارد که به فکر جان باشد؟
    پس در این معرکه اگر جبرئیل بفر مایند بیا کاری کنم تا در جنگ کشته نشوی خواهیم گفت اجر ما را زایل مکن. جنگی که شهادت در ان نباشد جهاد نیست.

    آیا کسی که به جنگ میرود و از خدا میخواهد شهید نشود و زنده بماند با کسی که به جنگ میرود تا تمام هستی اش را فدا کند تفاوتی ندارند؟
    اگر کسی که به جبهه برود دعایش این باشد که خدایا من را شهید نکن من میخواهم زنده بمانم، شما چه تصوری نسبت به او دارید؟!

    خوب فکر میکنم واضح است که چرا ابراهیم از جبرئیل و خدا کمک نخواست.

    اینجا درخواست زنده ماندن با جهاد کردن ناسازگار و متناقض است.
    نه اینکه کمک خواستن از جبرئیل و خدا مشکل داشته باشد.

    تاسف اینکه عده ای جاهل بخواهند از این داستان توسل و دعا را نفی کنند.
    ویرایش توسط و طاها : ۱۳۹۴/۱۰/۲۰ در ساعت ۰۷:۰۳

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۴
    نوشته
    55
    حضور
    1 روز 21 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    66



    اگه میگن به غیر از خدا از کسی کمک نگیرید پس وقتی به دردسر افتادیم و نیاز به کمک کسی داشتیم باید چی کار کنیم؟

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    علاقمند به کتاب روانشناسی و تاریخی
    نوشته
    1,310
    حضور
    40 روز 12 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    10
    صلوات
    3701



    با سلام

    به فرمان نمرود، ابراهیم را زندانی نمودند، از هر سو اعلام شد که مردم هیزم جمع کنند، و یک گودال و فضای وسیعی را در نظر گرفتند، بت پرستان گروه گروه هیزم می‎آوردند و در آن جا می‎ریختند. گر چه یک بار هیزم برای سوزاندن ابراهیم کافی بود، ولی دشمنان می‎خواستند هر چه کینه دارند نسبت به ابراهیم آشکار سازند، وانگهی این حادثه موجب عبرت برای همه شود، و عظمت و قلدری نمرود در قلبها سایه بیافکند تا در آینده هیچ کس چنین جرئتی نداشته باشد. روز موعود فرا رسید، نمرود با سپاه بیکران خود، در جایگاه مخصوص قرار گرفتند، در کنار آن بیابان، ساختمان بلندی برای نمرود ساخته بودند، نمرود بر فراز آن ساختمان رفت تا از همان بالا صحنه سوختن ابراهیم را بنگرد و لذت ببرد. هیزم‎ها را آتش زدند، شعله‎های آن به سوی آسمان سرکشید، آن شعله‎ها به قدری اوج گرفته بود که هیچ پرنده‎ای نمی‎توانست از بالای آن عبور کند، اگر عبور می‎کرد می‎سوخت و در درون آتش می‎افتاد.
    در این فکر بودند که چگونه ابراهیم را در درون آتش بیفکنند، شیطان یا شیطان صفتی به پیش آمد و منجنیقی ساخت و ابراهیم را در درون آن نهادند تا به وسیله آن او را به درون آتش پرتاب نمایند. در این هنگام ابراهیم تنها بود، حتی یک نفر از انسانها نبود که از او حمایت کند، تا آن جا که پدر خوانده‎اش «آزر» نزد ابراهیم آمد و سیلی محکمی به صورت او زد و با تندی گفت: «از عقیده‎ات برگرد!» ولی همه موجودات ملکوتی نگران ابراهیم بودند، فرشتگان آسمانها گروه گروه به آسمان اول آمدند و از درگاه خدا درخواست نجات ابراهیم (ع) را نمودند، همه موجودات نالیدند، جبرئیل به خدا عرض کرد: «خدایا! خلیل تو، ابراهیم بنده تو است و در سراسر زمین کسی جز او تو را نمی‎پرستد، دشمن بر او چیره شده و می‎خواهد او را با آتش بسوزاند.» خداوند به جبرئیل خطاب کرد: «ساکت باش! آن بنده‎ای نگران است که مانند تو ترس از دست رفتن فرصت را داشته باشد، ابراهیم بنده من است، اگر خواسته باشم او را حفظ می‎کنم، اگر دعا کند دعایش را مستجاب می‎نمایم.» جبرئیل هنگام سقوط ابراهیم در آتش، به امر خداوند بر او نازل شد و آمادگی خود را برای هرگونه کمکی که ابراهیم بطلبد، اعلام داشت؛ اما ابراهیم سر باز زد و گفت از غیر خداوند درخواستی نخواهد کرد و این یکی از ادله خلت ابراهیم (ع) به شمار می رود.
    استجابت دعای ابراهیم (ع) و تبدیل آتش به گلستان

    ابراهیم پس از آن مشغول دعا به درگاه خداوند شد. در منابع روایی، دعاهای متعددی از ابراهیم در این لحظه نقل شده است. ابراهیم در میان منجنیق، لحظه‎ای قبل از پرتاب، خدا را چنین خواند: «یا الله یا واحد یا احد یا صمد یا من لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا احد نجنی من النار برحمتک؛ ای خدای یکتا و بی‎همتا، ای خدای بی‎نیاز، ای خدایی که هرگز نزاده و زاده نشد، و هرگز شبیه و نظیر ندارد، مرا به لطف و رحمتت، از این آتش نجات بده.» و مطابق بعضی از روایات، امام صادق (ع) فرمود: ابراهیم (ع) در مناجات خود، انوار پنج تن آل عبا (ع) را واسطه قرار داد و گفت: «اللهم انی اسئلک بحق محمد و علی و فاطمه و الحسن و الحسین؛ خدایا از درگاهت مسئلت می‎نمایم به حق محمد (ص) و علی و فاطمه و حسن و حسین (ع) مرا حفظ کن.»
    جبرئیل در فضا نزد ابراهیم آمد و گفت: «آیا به من نیاز داری؟» ابراهیم گفت: «به تو نیازی ندارم ولی به پروردگار جهان نیاز دارم.» جبرئیل انگشتری را در انگشت دست ابراهیم نمود، که در آن چنین نوشته شده بود: «معبودی جز خدای یکتا نیست، محمد (ص) رسول خدا است، به خدا پناهنده شدم، و به او اعتماد کردم، و کارم را به او سپردم.» ابراهیم به درون آتش پرتاب شد؛ ولی خداوند سبحان، او را از آتش رهانید:

    فعاليت داشتن در فضاي مجازي و پاک ماندن در آن ' تقواي دو چندان ميخواهد. يادمان نرود گاهي با گناه به اندازه ي يک لايک فاصله داريم... يادمان نرود فضاي مجازي هم "محضر خداست " نکند که شرمنده باشيم، امان از لحظه ي غفلت که فقط خدا شاهد است و بس...! گاهي روي مانيتور بچسبانيم "ورود شيطان ممنوع " مراقب دستي که کليک ميکند، چشمي که ميبيند و گوشي که ميشنود باشيم... و بدانيم و آگاه باشيم که خدا هم هميشه آنلاين "است. .وما فقط در مشگلات آنلاین میشیم

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    3,077
    حضور
    81 روز 15 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3767



    مطابق بعضی از روایات، امام صادق (ع) فرمود: ابراهیم (ع) در مناجات خود، انوار پنج تن آل عبا (ع) را واسطه قرار داد و گفت: «اللهم انی اسئلک بحق محمد و علی و فاطمه و الحسن و الحسین؛ خدایا از درگاهت مسئلت می‎نمایم به حق محمد (ص) و علی و فاطمه و حسن و حسین (ع) مرا حفظ کن.»

    این روایت خیلی زیبا و قابل تامل...

    زکریا سلام خدا بر او از خداوند فرزند و وارث میخواهد. و یحیی در صلب اوست.
    ابراهیم سلام الله علیه اولادی دارد و اسحق به واسطه لطف حق به دنیا می آید.
    ابراهیم به وادی غیر ذی زرع مهاجرت میکند تا دین خدا را زنده کند.

    ابراهیم در ان هنگام که قرار است به آتش افکنده شود در صلب او ذریه طیبه است و پیامبران و ائمه در نسل او هستند.
    اینجا زندگی و حیات ابراهیم بهتر از شهادت اوست و به همین جهت او نجات یافت
    و این روایت نشان میدهد ابراهیم شاید پی به این مسئله برده است که چنین توسلی داشته است. به هر صورت این سوال ایجاد میشود که ابرهیم چگونه اهل بیت را شناخته است.
    ویرایش توسط و طاها : ۱۳۹۴/۱۱/۱۰ در ساعت ۱۰:۲۳

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 4

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود