صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: غلط دستوری در قرآن (استفاده از ضمیر مذکر برای مؤنث)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    205
    حضور
    4 روز 3 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    242

    اشاره غلط دستوری در قرآن (استفاده از ضمیر مذکر برای مؤنث)




    لطفا به این شبهه پاسخ بدین.

    (قرآن معتقد است که شیر از شکم دامها خارج می‌شود:
    وَإِنَّ لَكُمْ فِي الْأَنْعَامِ لَعِبْرَةً نُّسقِيكُم مِّمَّا فِي بُطُونِهَا وَلَكُمْ فِيهَا مَنَافِعُ كَثِيرَةٌ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ (مؤمنون/21) و بدون شک در دامها براى شما پندی است از آنچه در شكمشان است شما را می‌نوشانیم؛ و در آنها برای شما بهره‌ی زیادی است و از آنها می‌خورید.
    و منظور از شکم، دقیقا معده‌ی آنان است؛ زیرا گفته است که شیر از میان سرگین و خون خارج می‌شود:
    وَإِنَّ لَكُمْ فِي الأَنْعَامِ لَعِبْرَةً نُّسْقِيكُم مِّمَّا فِي بُطُونِهِ مِن بَيْنِ فَرْثٍ وَدَمٍ لَّبَنًا خَالِصًا سَآئِغًا لِلشَّارِبِينَ (نحل/66) و بدون شک در دامها براى شما پندی است، آنچه در شكماشان است از ميان سرگين و خون شما را شیری ناب می‌نوشانیم كه براى نوشندگان گواراست.
    آیا چنین است؟!

    اشتباه اساسی در قرآن!

    در دو آیه‌ی بالا، اشتباه اساسی دیگری در لفظ قرآن وجود دارد، در آیه نخست، قرآن گفته است که وَإِنَّ لَكُمْ فِي الْأَنْعَامِ لَعِبْرَةً نُّسقِيكُم مِّمَّا فِي بُطُونِهَا؛ همانگونه که مشاهده می‌گردد، قرآن از ضمیر "ها" در "بطونها" استفاده کرده که به الانعام بر می‌گردد و کاملا درست است، زیرا انعام به دلیل جمع بودن، واژه‌ای است مؤنث؛ حتی اگر قبول کنیم مراد تنها جنس ماده است که از آنها شیر گرفته می‌شود، باز هم کاربرد ضمیر "ها" کاملا درست است.
    اکنون به آیه دوم توجه کنید:
    وَإِنَّ لَكُمْ فِي الأَنْعَامِ لَعِبْرَةً نُّسْقِيكُم مِّمَّا فِي بُطُونِهِ در این آیه، محمد دچار اشتباه اساسی شده است و به جای کاربرد ضمیر مؤنث "ها" در "بطون‌" از ضمیر مذکر "ـه" استفاده کرده که کاملا اشتباه است، زیرا هم "الانعام" واژه‌ای است مؤنث و هم در ادامه آیه اشاره صریحی به "لبن" (شیر) دارد که تنها از جنس مؤنث خارج می‌شود، پس در اینجا هم باید از ضمیر مؤنث "ها" استفاده می‌کرد، بنابراین درست آیه چنین است:
    وَإِنَّ لَكُمْ فِي الأَنْعَامِ لَعِبْرَةً نُّسْقِيكُم مِّمَّا فِي بُطُونِهَا مِن بَيْنِ فَرْثٍ وَدَمٍ لَّبَنًا خَالِصًا سَآئِغًا لِلشَّارِبِينَ (نحل/66)
    در صورتی که قران گفته است:
    وَإِنَّ لَكُمْ فِي الأَنْعَامِ لَعِبْرَةً نُّسْقِيكُم مِّمَّا فِي بُطُونِهِ مِن بَيْنِ فَرْثٍ وَدَمٍ لَّبَنًا خَالِصًا سَآئِغًا لِلشَّارِبِينَ (نحل/66)

    اکنون توجیه بزرگان اسلام و کسانی که از بزرگترین ادیبان عرب به شمار می‌آیند، توجه کنید:
    سیبویه ، کسی که صرف و قواعد صرف و نحو عرب را به آنان یاد داد در توجیه این تناقض می‌گوید:
    العرب تخبر عن الانعام بخبر الواحد.
    الزجاج می‌گوید که الانعام در سوره نحل مذکر است. کسائی هم همین نظر را دارد.
    شوکانی می‌گوید "منظور از الانعام در اینجا نعم است"، زیرا اگر مفرد باشد ضمیر مذکر می‌گیرد.
    ابوذکریا الفراء؛ عالم نحوی عراقی می‌گوید که نعم و الانعام هر دو یکی هستند.
    دکتر فاضل صالح السامرائی در کتاب التعبیر القرآنی می‌گوید که منظور قرآن از تذکیر در سوره‌ی نحل همه‌ی مناقع انعام است، زیرا شیر تنها از جنس مؤنث خارج می‌شود ولی هم گوشت شیر از انعام و چون در ادبیات عرب ذکر بر انثی غلبه دارد اینجا ضمیر" ـه" به کار گرفته شده، در پاسخ باید گفت "اتفاقا برعکس گفته‌ی جناب دکتر، در سوره نحل تنها به شیر اشاره شده؛ در حالی که در سوره‌ی مؤمنون به سایر منافع آن هم اشاره گردیده است " وَلَكُمْ فِيهَا مَنَافِعُ كَثِيرَةٌ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ (مؤمنون/21)" اگر توجیه شما درست باشد، باید در این سوره از ضمیر "ـه" استفاده می‌شد".
    همانگونه که مشاهده می‌گردد، مسلمین برای توجیه این موضوع و اشتباه بزرگ محمد به تناقض‌گوئی روی آوردند.

    اما توجیه اشتباه اول قرآن در خارج شدن شیر از میان خون و مدفوع.
    در اینجا قرآن به صراحت گفته که شیر از میان خون و مدفوع خارج می‌شود، یعنی تولید شیراز جائی است میان خون و مدفوع، مسلمنین برای توجیه این امر می‌گوید که شیر از خون گرفته می‌شود، آیا شیر هم از مدفوع گرفته می‌شود؟ شما چرا یکی را رها و به دیگری چسبیدید، چون اولی که خون باشد را می‌توانید توانید با سفسطه توجیه کنید اما دومی که مدفوع است را نه؟!)


    ویرایش توسط ذره بین : ۱۳۹۵/۰۹/۲۱ در ساعت ۲۱:۵۵ دلیل: قرمز برای مطالعه اذیت کننده است

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,527
    حضور
    175 روز 1 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58313



    با نام و یاد دوست






    غلط دستوری در قرآن (استفاده از ضمیر مذکر برای مؤنث)








    کارشناس بحث: استاد میقات

    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۴/۰۷/۱۴ در ساعت ۰۵:۰۵ دلیل: تغییر کارشناس پاسخگو

  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    2,247
    حضور
    53 روز 22 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6125



    «وَ إِنَّ لَكُمْ فِي الْأَنْعامِ لَعِبْرَةً نُسْقيكُمْ مِمَّا في‏ بُطُونِهِ مِنْ بَيْنِ فَرْثٍ وَ دَمٍ لَبَناً خالِصاً سائِغاً لِلشَّارِبين‏»
    و در وجود چهارپايان، براى شما (درسهاى) عبرتى است: از درون شكم آن ها، از ميان غذاهاى هضم شده و خون، شير خالص و گوارا به شما مى ‏نوشانيم. (نحل: 16/ 66)


    با سلام و درود

    بررسی معنای لغوی:

    «فرث»؛ گياه جويده در شكمبه. بعضى آن را سرگين (مدفوع) ترجمه كرده ‏اند، ولى سرگين مدفوع حيوان، و فرث همان گياه جويده است كه هنوز مواد غذائى آن بوسيله روده ‏ها جذب نشده است.(قرشی، قاموس قرآن، ج ‏5، ص 156)

    اگر سرگین معنا شده، مراد موقعی است که هنوز به مدفوع تبدیل نشده و در شکمبه حیوان است.(ر.ک: كتاب العين، ج ‏8، ص 220)

    كلمه «فرث» به معناى كثافاتى است كه در روده ‏ها مى افتد و در روده بزرگ جمع مى ‏شود، ولى وقتى به خارج آمد آن را سرگين گويند.(ترجمه الميزان، ج ‏12، ص 418)

    «فرث» در لغت به معنى غذاهاى هضم شده درون معده است كه به مجرد رسيدن به روده‏ ها، ماده حياتى آن جذب بدن مى ‏گردد، و تفاله ‏هاى آن به خارج فرستاده مى ‏شود. در آن حال كه اين غذاى هضم شده در درون معده است به آن «فرث» مى ‏گويند، و هنگامى كه تفاله‏ هاى آن خارج شد «روث» (سرگين) گفته مى ‏شود.(تفسير نمونه، ج ‏11، ص 289)


    بیان ادبی:

    كلمه «أنعام» كه (با توجه به ضمير فى بطونه) مذكر حساب شده، به عنوان اسم مفرد به معناى جمع به كار رفته است، مثل كلمه «نعم» كه در قول شاعر چنين است:

    «فى كل عام نعم تحونه * يلحقه قوم و تنتجونه». [شاعر، نعم را بكار برده و ضماير آن را مفرد آورده است.]

    و آن جا كه ضمير انعام مؤنّث آورده شده (مؤمنون/ 21) به اين دليل است كه آن، جمع مكسّر نعم گرفته شده است.(تفسير جوامع الجامع، ج ‏2، ص 295)

    بنا بر برخى از لغات جايز است كه با جمع، معامله مذكر یا مؤنث شود. در این جا (نحل/ 66) معامله مذکر شده، و در سوره مؤمنين «نُسْقِيكُمْ مِمَّا فِي بُطُونِها»(مؤمنون/ 21)، معامله مؤنث شده است.

    برخى: مرجع ضمير، مفرد «انعام» است، مانند: «و طابَ ألبان اللقاح فَبَرد». در اين جا ضمير «برد» به «لبن» [که مفرد البان است] بر مى ‏گردد.

    برخی: «انعام» و «نعم» هر دو يكى هستند، مانند قول شاعر:
    «فان تعهدينى و لى لمة * فان الحوادث اودى بها». در اين جا ضمير «اودى» به معناى «حوادث» بر می گردد. (مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‏6، ص 571)

    ضمير كلمه «بُطُونِهِ» به لفظ «الْأَنْعامِ» باز مى ‏گردد كه از نظر لفظی، مفرد و مذكر، و از نظر معنا، جمع و مؤنث مى ‏باشد.(تفسير آسان، ج ‏9، ص 220)

    نکته: هیچ کدام از موارد فوق با هم تضادی ندارند، افزون بر این که در ادبیات زبان عرب، شاهد مثال دارد و مرسوم است.


    بیان تفسیری:


    شير حيوانات شيرده كه جايش اواخر شكم، ميان دو پاست، و خون كه مجرايش شرايين و رگ ها است كه به تمامى آن دو احاطه دارد، و اگر شير را عبارت دانسته از چيزى كه ميان كثافات و خون بدن قرار دارد، از اين باب بوده كه اين هر سه در داخل بدن و در مجاورت هم قرار دارند، اين غذاى پاک و لذيذ را از ميان آن دو بيرون كشيده.

    [به عنوان مثال:] هم چنان كه گفته مى ‏شود: "من از ميان قوم، زيد را اختيار كردم، و از ميان آن ها بيرونش كشيدم"، كه البته وقتى گفته مى ‏شود كه زيد و قوم در يک جا جمع شده باشند، هر چند زيد در حاشيه (گوشه) جمعيت نشسته باشد، نه در وسطشان؛ چون مراد اين است كه من او را از ميان آن همه جمعيت با اين كه غير شما نيز بود تميز دادم و جدا كردم.

    معناى آيه اين است كه ما شما را از آن چه كه در بطون انعام است شيرى از ميان سرگين و خون آن ها بيرون كشيديم و به شما نوشانديم، كه به هيچ يک از آن دو آلوده نبود، و طعم و بوى هيچ يک از آن دو را با خود نياورد، شيرى گوارا براى نوشندگان.

    [پیام آیه:] اين خود عبرتى است براى عبرت گيرندگان، و وسيله ‏اى است براى راه بردن به كمال قدرت و نفوذ اراده خدا، و اين كه آن كس كه شير را از سرگين و خون پاک نگاه داشته قادر است كه انسان را دوباره زنده كند، هر چند كه استخوانش هم پوسيده و اجزايش در زمين گم شده باشد. (ترجمه الميزان، ج ‏12، ص 418)

    بیانی دیگر؛

    مى ‏دانيم كه مقدار كمى از غذا مانند بعضى از مواد قندى و همچنين آب از همان ديواره‏ هاى معده جذب بدن مى‏شود، اما قسمت عمده، هنگامى كه غذاى هضم شده منتقل به روده ‏ها شد وارد خون مى‏ گردد، و نيز مى ‏دانيم كه شير از غده ‏هاى مخصوصى كه درون پستان است تراوش مى‏ كند و مواد اصلى آن از خون و غده‏ هاى چربى ساز گرفته مى‏ شود.
    به اين ترتيب اين ماده سفيد رنگ تميز خالص، از ميان غذاهاى هضم شده مخلوط با تفاله ‏ها، و از لابلاى خون به دست مى‏ آيد، و اين به راستى عجيب است، سر چشمه‏ اى آن چنان آلوده و تنفر آميز، اما محصولش اين چنين خالص و گوارا و نيروبخش‏ است.(تفسير نمونه، ج ‏11، ص 289 و 290)

    غلط دستوری در قرآن (استفاده از ضمیر مذکر برای مؤنث)

    عَنِ النَّبِيِّ(ص)، عَنْ جَبْرَئِيلَ، عَنْ مِيكَائِيلَ، عَنْ إِسْرَافِيلَ، عَنِ اللَّوْحِ، عَنِ الْقَلَمِ، قَالَ: يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى:


    «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي»

    (أمالي الصدوق، ص 235‏)

  7. صلوات ها 9


  8. #4

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    205
    حضور
    4 روز 3 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    242



    ببخشید شما گفتید که (و آن جا كه ضمير انعام مؤنّث آورده شده (مؤمنون/ 21) به اين دليل است كه آن، جمع مكسّر نعم گرفته شده است.(تفسير جوامع الجامع، ج ‏2، ص 295)) میشه یک مثال دیگر از قرآن یا کتب احادیث بیارید که از اون قاعده تبعیت کرده باشه.دوم اینکه اسم این قاعده چیه؟

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    2,247
    حضور
    53 روز 22 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6125



    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن امیری نمایش پست ها
    ببخشید شما گفتید که (و آن جا كه ضمير انعام مؤنّث آورده شده (مؤمنون/ 21) به اين دليل است كه آن، جمع مكسّر نعم گرفته شده است.(تفسير جوامع الجامع، ج ‏2، ص 295)) میشه یک مثال دیگر از قرآن یا کتب احادیث بیارید که از اون قاعده تبعیت کرده باشه.دوم اینکه اسم این قاعده چیه؟

    با سلام و درود

    برای جمع مکسّر غیر عاقل، فعل و یا ضمیر مؤنث به کار می رود:

    مانند «انعام» که جمع مکسر «نعم» است و در قرآن نیز در آیات متعددی، با ضمیر مؤنث آورده شده است:

    «وَ الْأَنْعامَ خَلَقَها لَكُمْ فيها دِفْ‏ءٌ وَ مَنافِعُ وَ مِنْها تَأْكُلُون‏»(نحل: 16/ 5)

    «اللَّهُ الَّذي جَعَلَ لَكُمُ الْأَنْعامَ لِتَرْكَبُوا مِنْها وَ مِنْها تَأْكُلُون‏»(غافر: 40/ 79)

    «وَ قالُوا هذِهِ أَنْعامٌ وَ حَرْثٌ حِجْرٌ لا يَطْعَمُها إِلاَّ مَنْ نَشاءُ بِزَعْمِهِمْ وَ أَنْعامٌ حُرِّمَتْ ظُهُورُها وَ أَنْعامٌ لا يَذْكُرُونَ اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا»(انعام: 6/ 138)


    هم چنین مانند «انهار» که جمع مکسر «نهر» است:

    «وَ جَعَلْنَا الْأَنْهارَ تَجْري»(انعام: 6/ 6)

    فعل «تجری» ـ مفرد مؤنث ـ برای «الانهار»، بسیار در قرآن آورده شده است.


    هم چنین مانند «بیوت» که جمع مکسر «بیت» است:

    «في‏ بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصال‏»(نور: 24/ 36)


    هم چنین ....


    نکته:


    به قواعد ادبیات عرب حتی در کتب دوره متوسطه که مراجعه فرمایید آمده که برای جمع مکسر عاقل، هم ضمیر جمع، هم ضمیر مفرد مذکر و هم ضمیر مفرد مؤنث آورده می شود؛ ولی برای جمع مکسر غیر عاقل، ضمیر مفرد مؤنث آورده می شود.

    غلط دستوری در قرآن (استفاده از ضمیر مذکر برای مؤنث)

    عَنِ النَّبِيِّ(ص)، عَنْ جَبْرَئِيلَ، عَنْ مِيكَائِيلَ، عَنْ إِسْرَافِيلَ، عَنِ اللَّوْحِ، عَنِ الْقَلَمِ، قَالَ: يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى:


    «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي»

    (أمالي الصدوق، ص 235‏)

  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    264
    حضور
    4 روز 6 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    438



    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    به قواعد ادبیات عرب حتی در کتب دوره متوسطه که مراجعه فرمایید آمده که برای جمع مکسر عاقل، هم ضمیر جمع، هم ضمیر مفرد مذکر و هم ضمیر مفرد مؤنث آورده می شود؛ ولی برای جمع مکسر غیر عاقل، ضمیر مفرد مؤنث آورده می شود.
    سلام.
    طبق همین قاعده ای که فرمودید باید برای آیه سوره نحل هم ضمیر مونث استفاده میشد. جای دیگری هم داریم که برای جمع مکسر غیرعاقل از ضمیر مذکر استفاده شده باشه؟

    إِنَّ شَرَّ الدَّوَابَّ عِندَ اللّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ


    الانفال-22

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8432



    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن امیری نمایش پست ها
    وَإِنَّ لَكُمْ فِي الأَنْعَامِ لَعِبْرَةً نُّسْقِيكُم مِّمَّا فِي بُطُونِهِ در این آیه، محمد دچار اشتباه اساسی شده است و به جای کاربرد ضمیر مؤنث "ها" در "بطون‌" از ضمیر مذکر "ـه" استفاده کرده که کاملا اشتباه است،
    سلام

    حضرت محمد ص دچار اشتباه نشده بلكه كسانيكه دستور تجريد وتحريق قران محمد ص را دادند بايد پاسخگو باشند !

    خود اهل سنت روايت كرده اند كه عثمان با شتابزدگي مصاحف اصحاب را سوزاند (از ترس انتشار قرائت ابن مسعود رض) واگر دقت شود در همين قران فعلي قرائات مختلف مويد ماهستند مانند :

    مَا يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَةٍ فَلَا مُمْسِكَ لَهَا وَمَا يُمْسِكْ فَلَا مُرْسِلَ لَهُ مِن بَعْدِهِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ {فاطر/2}


    وقرأ أبي بن كعب وابن ابي عبلة فلا ممسك له .

    ابی کسی است که امام صادق ع میفرماید ما بقرائتش میخوانیم .



    وَأَجَازَ النَّحْوِيُّونَ فِي غَيْرِ الْقُرْآنِ" فَلَا مُمْسِكَ لَهُ" عَلَى لَفْظِ" مَا" وَ" لَها" عَلَى الْمَعْنَى.

    وقرىء : فلا مرسل لها ، بتأنيث الضمير ، وهو دليل على أن التفسير هو ) مِن رَّحْمَةِ ( ، وحذف لدلالة ما قبله عليه .بحرالمحیط

    وفراء گفته :
    وقوله : وَما يُمْسِكْ فَلا مُرْسِلَ لَهُ [2] ولم يقل : لها ، وقد قال قبل ذلك (ما يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَها) فكان التأنيث فى (لها) لظهور الرحمة. ولو قال : فلا ممسك له لجاز ، لأن الهاء إنما ترجع على (ما) ولو قيل فى الثانية : فلا مرسل لها لأن الضمير على الرّحمة جاز ، ولكنها لمّا سقطت الرحمة من الثاني ذكّر على (ما).



    كلماتي مانند نوحيه ونوحيها بطونه وبطونها و فنفخنا فيه وفنفخنا فيها ..... همچنين قرائات ايمسكها يدسه ويدسها وفلا ممسك له و.....هستند كه كلمات اول توسط خلفا در مصحف ثبت شد وكلمات دومي نوشته نشد ! چرا ؟




    وَقَرَأَ عِيسَى بن عمرالعَلاَّمَةُ، إِمَامُ النَّحْوِ، أَبُو عُمَرَ الثَّقَفِيُّ، البَصْرِيُّ.: " أم يدسها فِي التُّرَاب "


    وَقَرَأَ الْجَحْدَرِيُّ: أَيُمْسِكُهَا عَلَى هَوَانٍ، أَمْ يَدُسُّهَا بِالتَّأْنِيثِ عَوْدًا عَلَى قَوْلِهِ: بِالْأُنْثَى، أَوْ عَلَى مَعْنَى مَا بُشِّرَ بِهِ، وَافَقَهُ عِيسَى عَلَى قِرَاءَةِ هَوَانٍ عَلَى وَزْنٍ فَعَالٍ. وَقَرَأَتْ فِرْقَةٌ: أَيُمْسِكُهُ بِضَمِيرِ التَّذْكِيرِ، أَمْ يَدُسُّهَا بِضَمِيرِ التَّأْنِيثِ. وَقَرَأَتْ فِرْقَةٌ: عَلَى هَوْنٍ بِفَتْحِ الْهَاءِ. وَقَرَأَ الْأَعْمَشُ: عَلَى سُوءٍ .

    وقرأ الجحدري أم يدسها في التراب يردها على قوله بالأنثى ويلزمه أن يقرأ أيمسكها وقرأ عيسى بن عمر أيمسكه على هوان وقال هوان وهون واحد وقرأ الأعمش أيمسكه على سوء وحكى أبو عبيد عن الكسائي قال في لغة قريش الهون والهوان بمعنى واحد وقال لغة بني تميم يجعل الهون مصدر الشئ الهين 46 - ثم قال جل وعز ألا ساء ما يحكمون

    پس بايد بدنبال قرائت صحيح كه در قران رسول خدا ثبت بود بگرديم .



  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    2,247
    حضور
    53 روز 22 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6125



    نقل قول نوشته اصلی توسط خیر البریه نمایش پست ها
    كلماتي مانند نوحيه ونوحيها بطونه وبطونها و فنفخنا فيه وفنفخنا فيها ..... همچنين قرائات ايمسكها يدسه ويدسها وفلا ممسك له و.....هستند كه كلمات اول توسط خلفا در مصحف ثبت شد وكلمات دومي نوشته نشد ! چرا ؟


    با سلام و درود

    در این خصوص و در تاپیک های مختلف (در اسک دین و در کانون گفتگوی قرآنی) صحبت کرده ایم و پاسخ داده شده است لذا موضوع کتابت قرآن و ... خارج از موضوع این تاپیک است و در جای خود باید آن را پیگیری نمود.

    غلط دستوری در قرآن (استفاده از ضمیر مذکر برای مؤنث)

    عَنِ النَّبِيِّ(ص)، عَنْ جَبْرَئِيلَ، عَنْ مِيكَائِيلَ، عَنْ إِسْرَافِيلَ، عَنِ اللَّوْحِ، عَنِ الْقَلَمِ، قَالَ: يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى:


    «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي»

    (أمالي الصدوق، ص 235‏)

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8432



    سلام وتشكر

    عرب حجاز سبيل را مونث و عرب تميم ونجد آنرا مذكر ميدانند !!!!!!


    يعني قرائات مختلف نتيجه جمع عثمان از روي مصاحف مختلف قبائل مختلف عرب است .
    پس مونث ومذکر و رفع ونصب ضمائر (صرف ونحو عرب) امریست نسبی وقبیله ای که بسته به قبائل عرب است ، مثلا انعام را یکی مذکر دانسته وقرائت کرده : مما فی بطونها : ودیگری مونث دانسته و در مصحفش نوشته : مما فی بطونها :

    وليستبين سبيل برفع السبيل وتذكيرها وعرب الحجاز تؤنث السبيل وتميم وأهل نجد يذكرونها !!!!‌





  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    205
    حضور
    4 روز 3 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    242



    ببینید کلمه ی انعام در دوجا با دو ضمیر متفاوت یک بار مونث و یک بار مذکر آورده شده.بر اساس قاعده ی شما باید فقط مونث می آمد چرا مذکر استفاده شده?

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود