صفحه 1 از 7 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: گزینش دین؛ اجبار یا اختیار!؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,168
    حضور
    21 روز 3 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1582

    اشاره گزینش دین؛ اجبار یا اختیار!؟




    سلام
    قسمتی از آیه ی معروفی هست که تقریبا همه جا ازش استفاده میشه و میگه:
    لا إِکْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فقد استَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقي‏ لاَ انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَميعٌ عَليمٌ(256/بقره)
    هیچ اکراهی در این دین نیست ، همانا کمال از ضلال متمایز شد ، پس هر کس به طغیانگران کافر شود و به خدا ایمان آورد ، بر دستاویزی محکم چنگ زده است ، دستاویزی که ناگسستنی است و خدا شنوا و دانا است .



    هر عقل سلیمی این قسمت قرمز رو تایید میکنه! ولی طبق معمول سدهای بیشمار سر راهش قرار میگیره!! مثلا:
    إِذْ يُوحي‏ رَبُّکَ إِلَي الْمَلائِکَةِ أَنِّي مَعَکُمْ فَثَبِّتُوا الَّذينَ آمَنُوا سَأُلْقي‏ في‏ قُلُوبِ الَّذينَ کَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْناقِ وَ اضْرِبُوا مِنْهُمْ کُلَّ بَنانٍ(12/انفال)
    آن هنگام را که خداوند وحی کرد به ملائکه که من با شمایم پس استوار بدارید کسانی را که ایمان آوردند. بزودی در دلهای آنان که کافر شدند ترس و وحشت می افکنم ، پس شما بالای گردنها را بزنید ، و از ایشان هر سرانگشت را قطع کنید .



    وَدُّوا لَوْ تَکْفُرُونَ کَما کَفَرُوا فَتَکُونُونَ سَواءً فَلا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِياءَ حَتَّي يُهاجِرُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ لا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيًّا وَ لا نَصيراً(89/نسا)
    آنها دوست دارند شما نیز کافر شوید هم چنان که خودشان کافر شدند و در نتیجه مثل هم باشید ، پس زنهار که از آنان به هیچ وجه دوست مگیرید تا آنکه در راه خدا هجرت کنند ، پس اگر از قبول دعوت خدا اعراض کردند ، آنان را هر جا یافتید بگیرید و بکشید ، نه از آنان دوست بگیرید و نه یاور .
    قاتِلُوا الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ لا يُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ لا يَدينُونَ دينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْکِتابَ حَتَّي يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ(29/توبه)
    با کسانی که از اهل کتابند و به خدا و روز جزا ایمان نمی آورند و آنچه را خدا و رسولش حرام کرده حرام نمی دانند و به دین حق نمی گروند کارزار کنید تا با دست خود و بذلت جزیه بپردازند .



    بی دلیل یاد مدیر راهنماییم افتادم که میگفت من کسی رو مجبور نمیکنم و چند دقیقه بعد میگفت اگه کاری که میگمو انجام ندید شلنگ میخورید!!








  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58295



    با نام و یاد دوست






    گزینش دین؛ اجبار یا اختیار!؟








    کارشناس بحث: استاد یاسین


  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,066
    حضور
    36 روز 9 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3947



    بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام و احترام



    (لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ)[1]

    " رشد" از نظر لغت عبارت است از راه‏يابى و رسيدن به واقع، در برابر" غى" كه به معنى انحراف از حقيقت و دور شدن از واقع است.


    از آنجا كه دين و مذهب با روح و فكر مردم سر و كار دارد و اساس و شالوده‏اش بر ايمان و يقين استوار است خواه و ناخواه راهى جز منطق و استدلال نمى‏تواند داشته باشد و جمله" لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ" در واقع اشاره‏ اى به همين است.



    به علاوه همانگونه كه از شان نزول آيه استفاده مى‏شود، بعضى از ناآگاهان از پيامبر اسلام ص مى‏خواستند كه او همچون حكام جبار با زور و فشار اقدام به تغيير عقيده مردم (هر چند در ظاهر) كند، آيه فوق صريحا به آنها پاسخ داد كه دين و آيين چيزى نيست كه با اكراه و اجبار تبليغ گردد، به خصوص اينكه در پرتو دلائل روشن و معجزات آشكار، راه حق از باطل آشكار شده و نيازى به اين امور نيست.



    اين آيه پاسخ دندان شكنى است به آنها كه تصور مى‏كنند اسلام در بعضى از موارد جنبه تحميلى و اجبارى داشته و با زور و شمشير و قدرت نظامى پيش رفته است.



    جايى كه اسلام اجازه نمی دهد پدرى فرزند خويش را براى تغيير عقيده تحت فشار قرار دهد، تكليف ديگران روشن است، اگر چنين امرى مجاز بود، لازم بود اين اجازه، قبل از هر كس به پدر در باره فرزندش داده شود، در حالى كه چنين حقى به او داده نشده است.[2]



    این مطالب با سایر آیات که مثلا می فرماید: «إِذْ يُوحِى رَبُّكَ إِلىَ الْمَلَئكَةِ أَنىّ‏ِ مَعَكُمْ فَثَبِّتُواْ الَّذِينَ ءَامَنُواْ سَأُلْقِى فىِ قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الرُّعْبَ فَاضْرِبُواْ فَوْقَ الْأَعْنَاقِ وَ اضْرِبُواْ مِنهْمْ كُلَّ بَنَان»[3] (و (به ياد آر) موقعى را كه پروردگارت به فرشتگان وحى كرد: «من با شما هستم كسانى را كه ايمان آورده‏ اند، ثابت قدم داريد! بزودى در دلهاى كافران ترس و وحشت مى‏افكنم ضربه‏ ها را بر بالاتر از گردن (بر سرهاى دشمنان) فرود آريد! و همه انگشتانشان را قطع كنيد)


    در مورد مجبور کردن افراد برای پذیرش دین نیست، بلکه به لطف و عنایت خداوند در مقابل دشمنان اشاره دارد. اینکه خداوند افراد بی دین را مجبور به پذیرش اجباری دین نمی کند معنی اش این نیست که بی دین هیچ اثر و پیامدی ندارد و انسان مومن و با تقوا و بی دین و فاسق نزد خداوند یک سان باشند.



    مثلا معلم در ابتدای سال به دانش آموزان می گوید وظیفه شما است که درس هایتان را خوب بخوانید و تکالیف را انجام دهید، ولی اگر دانش آموزی درس نخواند و تکالیفش را انجام ندهد من او را مجبور به درس خواندن نمی کنم. آیا این حرف معنی اش آن است که درس نخواندن هیچ اثر و نتیجه سوء ای ندارد و دانش آموز درس خوان و درس نخوان نزد معلم یک سان هستند؟!




    [1] - سوره بقره،آیه256.

    [2] - آیت الله مکارم شیرازی، تفسير نمونه، ج‏2، ص: 279

    [3] - سوره انفال،آیه12.




    گزینش دین؛ اجبار یا اختیار!؟
    امام جواد(علیه السلام):خصلتهايى كه مؤمن‏ به آن نيازمند مى ‏باشد سه‏ چيز است: 1- توفيق از جانب خداى عزّ و جل 2- خود واعظ خويش بودن 3- پذيرفتن نصيحت‏.(تحف العقول / ترجمه حسن زاده‏،ص: 827)


  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    اهل البيت عليهم السلام،فلسفه،عرفان،ادبيات،فيزيك،مطالعه
    نوشته
    4,988
    حضور
    133 روز 11 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    21816



    به نام حق

    برای آیه شریفه"لا اکراه فی الدین"وجوه تفسیری مختلفی بیان شده است.

    حضرت علامه جوادی آملی حفظه الله تعالی آن را آزادی تکوینی انسان می دانند که کمال انسان در آن است

    و آن را در محدوده تشریع نمی دانند و می فرمایند اگر قائل باشیم این آزادی در محدوده تشریع است نتیجه اباحیگری

    خواهد شد و عذابهای جهنم نباید باشد(نقل به مضمون)

    از حضرت امام خمینی (ره)هم تفسیری بسیار زیبا در این مورد دیدم ایشان فرموده اند:"لا اکراه فی الدین" به این معناست

    که دین مکروه طبع انسان نیست بلکه محبوب انسان است(نقل به مضمون)

    البته این تفسیر را ایه ی 30 سوره شریفه روم هم تائید می کند:"فطرة الله التی فطر الناس علیها"

    یعنی فطرت مردم توحیدی است و چیزی که در سرشت انسان باشد محبوب اوست و نه تحمیل به او.
    ویرایش توسط حبیبه : ۱۳۹۴/۰۷/۱۴ در ساعت ۲۰:۰۲


    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,740
    حضور
    11 روز 11 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    141
    گالری
    208
    صلوات
    8477



    نقل قول نوشته اصلی توسط Masood11 نمایش پست ها
    إِذْ يُوحي‏ رَبُّکَ إِلَي الْمَلائِکَةِ أَنِّي مَعَکُمْ فَثَبِّتُوا الَّذينَ آمَنُوا سَأُلْقي‏ في‏ قُلُوبِ الَّذينَ کَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْناقِ وَ اضْرِبُوا مِنْهُمْ کُلَّ بَنانٍ(12/انفال)
    سلام علیکم
    آیه لا اکراه فی الدین با آیات مربوط به جهاد منافات ندارد زیرا جهاد با کسانی است که فتنه گری می کنند. مباحث انحرافی را نه در محیط تخصصی بلکه در میان عامه مردم منتشر می سازند و یا با دست بردن به اسلحه به مرزهای اسلامی تجاوز می کنند و انسانها را بخاطر دینی که برگزیده اند دچار قتل و غارت می کنند. در انیجاست که قرآن می فرماید: قاتلوهم حتی لا تکون فتنه!
    شما مجبور نیستید نظام سباسی کشوری را بپذیرید ولی وقتی داخل آن کشور می شوید مجبور هستید به قوانین آن کشور احترا بگذارید و الا قانون با شما برخورد می کند!
    قوائنیی را که در مجلس شورای اسلامی تصویب می کنند لازم نیست شما قبول کنید ممکن است به آنها انتقاد هم داشته باشید ولی بعد از تصویب باید آن به آن قانون ملتزم باشید زیرا مقوله احترام به قانون غیر از مقوله پذیرش آن است!
    پس پذیرش دین یک حرف است و پایبندی به قوانین آن دین حرفی دیگری است! لذا نمی توان از عدم اکراه در پذیرش دین عدم اکراه در احترام به قوانین دین را برداشت نمود!
    دین وظیفه دارد از امنیت اعتقادی مردم خود دفاع کند و لذاست که با مرتدین و کفار برخورد تندی دارد. البته از بحثهای تخصصی در محیطهای تخصصی حمایت می کند. ولی غیر آن را فتنه گری می داند!



  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,168
    حضور
    21 روز 3 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1582



    نقل قول نوشته اصلی توسط یاسین نمایش پست ها
    بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام و احترام

    در مورد مجبور کردن افراد برای پذیرش دین نیست، بلکه به لطف و عنایت خداوند در مقابل دشمنان اشاره دارد. اینکه خداوند افراد بی دین را مجبور به پذیرش اجباری دین نمی کند معنی اش این نیست که بی دین هیچ اثر و پیامدی ندارد و انسان مومن و با تقوا و بی دین و فاسق نزد خداوند یک سان باشند.



    مثلا معلم در ابتدای سال به دانش آموزان می گوید وظیفه شما است که درس هایتان را خوب بخوانید و تکالیف را انجام دهید، ولی اگر دانش آموزی درس نخواند و تکالیفش را انجام ندهد من او را مجبور به درس خواندن نمی کنم. آیا این حرف معنی اش آن است که درس نخواندن هیچ اثر و نتیجه سوء ای ندارد و دانش آموز درس خوان و درس نخوان نزد معلم یک سان هستند؟!




    [1] - سوره بقره،آیه256.

    [2] - آیت الله مکارم شیرازی، تفسير نمونه، ج‏2، ص: 279

    [3] - سوره انفال،آیه12.


    سلام
    مثالتون با مسئله تشابه نداره! دانش آموزی که درس نخونده خودش باعث مردودیش میشه، ولی در اینجا(مطابق مثال) معلم گفته هر کی درس نخوند بهش صفر میدم و میزنمش و دیگه سر کلاس راهش نمیدم!!!
    اینکه بگیم آزادی که حرف منو قبول کنی یا نکنی ولی اگه نکردی میکشمت در اصل دیکتاتوریه!

  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,168
    حضور
    21 روز 3 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1582



    نقل قول نوشته اصلی توسط روح بخش نمایش پست ها

    سلام علیکم
    آیه لا اکراه فی الدین با آیات مربوط به جهاد منافات ندارد زیرا جهاد با کسانی است که فتنه گری می کنند. مباحث انحرافی را نه در محیط تخصصی بلکه در میان عامه مردم منتشر می سازند و یا با دست بردن به اسلحه به مرزهای اسلامی تجاوز می کنند و انسانها را بخاطر دینی که برگزیده اند دچار قتل و غارت می کنند. در انیجاست که قرآن می فرماید: قاتلوهم حتی لا تکون فتنه!
    شما مجبور نیستید نظام سباسی کشوری را بپذیرید ولی وقتی داخل آن کشور می شوید مجبور هستید به قوانین آن کشور احترا بگذارید و الا قانون با شما برخورد می کند!
    قوائنیی را که در مجلس شورای اسلامی تصویب می کنند لازم نیست شما قبول کنید ممکن است به آنها انتقاد هم داشته باشید ولی بعد از تصویب باید آن به آن قانون ملتزم باشید زیرا مقوله احترام به قانون غیر از مقوله پذیرش آن است!
    پس پذیرش دین یک حرف است و پایبندی به قوانین آن دین حرفی دیگری است! لذا نمی توان از عدم اکراه در پذیرش دین عدم اکراه در احترام به قوانین دین را برداشت نمود!
    دین وظیفه دارد از امنیت اعتقادی مردم خود دفاع کند و لذاست که با مرتدین و کفار برخورد تندی دارد. البته از بحثهای تخصصی در محیطهای تخصصی حمایت می کند. ولی غیر آن را فتنه گری می داند!

    سلام
    به عنوان مثال من میگم هر کی به یخچال دست بزنه باید دستش قطع بشه! بعد یکی بپرسه چرا!؟ و من بگم چون اگه دزد بیاد و بخواد مواد داخل یخچالو ورداره و...!! خب اگه اینطوره چرا حکم کلی بدم!!؟
    این چیزی که فرمودیدم یه چیزی در حد همین مثاله!! این موارد همه یه احتمال کوچیکن از بین هزاران هزار احتمال! و اگه اینطور بود نیاز به حکم کلی نبود دیگه!

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,066
    حضور
    36 روز 9 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3947



    نقل قول نوشته اصلی توسط Masood11 نمایش پست ها
    سلام
    به عنوان مثال من میگم هر کی به یخچال دست بزنه باید دستش قطع بشه! بعد یکی بپرسه چرا!؟ و من بگم چون اگه دزد بیاد و بخواد مواد داخل یخچالو ورداره و...!! خب اگه اینطوره چرا حکم کلی بدم!!؟
    این چیزی که فرمودیدم یه چیزی در حد همین مثاله!! این موارد همه یه احتمال کوچیکن از بین هزاران هزار احتمال! و اگه اینطور بود نیاز به حکم کلی نبود دیگه!
    بسم الله الرحمن الرحیم

    همانطور که دانش آموز بخاطر درس نخواندن خودش مردود میشه، انسان هم به خاطر گناهان و عدم عبادت خداوند که در اختیار خودش است جهنمی می شود.

    هیچ جا در دین نداریم که گفته شود:« آزادی که حرف منو قبول کنی یا نکنی ولی اگه نکردی میکشمت»!

    انسان مخیر است دین را بپذیرد یا نپذیرد و هیچ فرد را مجبور به پذیرش دین نمی کنند. اگر فردی با اختیار و عقل دین را پذیرفت و بعدا از دین برگشت باز هم او را نمی کشند. اما اگر ابتدا بگوید به دین ایمان آوردم و بعدا بگوید از ایمانم برگشتم و با این کار موجب سست شدن ایمان دیگران شود و به نوعی فساد ایجاد کند چنین فردی مجازات می شود.

    گزینش دین؛ اجبار یا اختیار!؟
    امام جواد(علیه السلام):خصلتهايى كه مؤمن‏ به آن نيازمند مى ‏باشد سه‏ چيز است: 1- توفيق از جانب خداى عزّ و جل 2- خود واعظ خويش بودن 3- پذيرفتن نصيحت‏.(تحف العقول / ترجمه حسن زاده‏،ص: 827)


  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,168
    حضور
    21 روز 3 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1582



    نقل قول نوشته اصلی توسط یاسین نمایش پست ها
    بسم الله الرحمن الرحیم

    همانطور که دانش آموز بخاطر درس نخواندن خودش مردود میشه، انسان هم به خاطر گناهان و عدم عبادت خداوند که در اختیار خودش است جهنمی می شود.

    هیچ جا در دین نداریم که گفته شود:« آزادی که حرف منو قبول کنی یا نکنی ولی اگه نکردی میکشمت»!

    انسان مخیر است دین را بپذیرد یا نپذیرد و هیچ فرد را مجبور به پذیرش دین نمی کنند. اگر فردی با اختیار و عقل دین را پذیرفت و بعدا از دین برگشت باز هم او را نمی کشند. اما اگر ابتدا بگوید به دین ایمان آوردم و بعدا بگوید از ایمانم برگشتم و با این کار موجب سست شدن ایمان دیگران شود و به نوعی فساد ایجاد کند چنین فردی مجازات می شود.
    کافر به جهنم میره، درست! ولی در اینجا بحث سر کشتنه!

    اگه دقت کنید در اون آیاتی که اول آوردم این مطلب برداشت میشه! آیه اول میگه انتخاب دین آزاده و آیات بعدی میگن کسانی که به این دین نگرویدنو هر کجا پیدا کردید بکشید!!

    چنین فردی هم اگه بگه من از ایمانم برگشتم و بعد دلیلشم بگه مجازاتش بی عدالتیه!

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,066
    حضور
    36 روز 9 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3947



    نقل قول نوشته اصلی توسط Masood11 نمایش پست ها
    کافر به جهنم میره، درست! ولی در اینجا بحث سر کشتنه!

    اگه دقت کنید در اون آیاتی که اول آوردم این مطلب برداشت میشه! آیه اول میگه انتخاب دین آزاده و آیات بعدی میگن کسانی که به این دین نگرویدن و هر کجا پیدا کردید بکشید!!

    چنین فردی هم اگه بگه من از ایمانم برگشتم و بعد دلیلشم بگه مجازاتش بی عدالتیه!
    بسم الله الرحمن الرحیم

    به آیاتی که در ابتدا ذکر کردید دوباره توجه کنیم:

    [quote=Masood11;735461]سلام
    قسمتی از آیه ی معروفی هست که تقریبا همه جا ازش استفاده میشه و میگه:
    لا إِکْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فقد استَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقي‏ لاَ انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَميعٌ عَليمٌ(256/بقره)


    هر عقل سلیمی این قسمت قرمز رو تایید میکنه! ولی طبق معمول سدهای بیشمار سر راهش قرار میگیره!! مثلا:
    إِذْ يُوحي‏ رَبُّکَ إِلَي الْمَلائِکَةِ أَنِّي مَعَکُمْ فَثَبِّتُوا الَّذينَ آمَنُوا سَأُلْقي‏ في‏ قُلُوبِ الَّذينَ کَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْناقِ وَ اضْرِبُوا مِنْهُمْ کُلَّ بَنانٍ(12/انفال)
    آن هنگام را که خداوند وحی کرد به ملائکه که من با شمایم پس استوار بدارید کسانی را که ایمان آوردند. بزودی در دلهای آنان که کافر شدند ترس و وحشت می افکنم ، پس شما بالای گردنها را بزنید ، و از ایشان هر سرانگشت را قطع کنید .

    این آیه مربوط به جنگ بدر است؛ جنگ بدر از یک طرف میان مسلمانان مهاجر که مجبور شدند خانه، کاشانه و وطن خود را رها کنند و برای حفظ جانشان به مدینه هجرت کنند. آیا جنگ مسلمانان با چنین افرادی محکوم است و باید به طرف مقابل حق داد؟!


    وَدُّوا لَوْ تَکْفُرُونَ کَما کَفَرُوا فَتَکُونُونَ سَواءً فَلا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِياءَ حَتَّي يُهاجِرُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ لا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيًّا وَ لا نَصيراً(89/نسا)
    آنها دوست دارند شما نیز کافر شوید هم چنان که خودشان کافر شدند و در نتیجه مثل هم باشید ، پس زنهار که از آنان به هیچ وجه دوست مگیرید تا آنکه در راه خدا هجرت کنند ، پس اگر از قبول دعوت خدا اعراض کردند ، آنان را هر جا یافتید بگیرید و بکشید ، نه از آنان دوست بگیرید و نه یاور .

    این آیه درباره منافقانى است كه بعضى از مسلمانان ساده دل به حمايت از آنها برخاسته و از آنها شفاعت مى‏كردند و قرآن بيگانگى آنها را از اسلام بيان داشت در اين آيه مى‏ فرمايد: تاريكى درون آنها بقدرى است كه نه تنها خودشان كافرند بلكه" دوست مى‏دارند كه شما هم همانند آنان كافر شويد و مساوى يكديگر گرديد".
    (وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَما كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَواءً) بنا بر اين آنها از كافران عادى نيز بدترند، زيرا كفار معمولى دزد و غارتگر عقائد ديگران نيستند، اما اينها هستند، فعاليتهاى پى‏ گيرى براى تخريب عقايد ديگران دارند.

    اكنون كه آنها چنين هستند هرگز نبايد شما مسلمانان دوستانى از ميان آنها انتخاب كنيد (فَلا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِياءَ).
    مگر اينكه در كار خود تجديد نظر كنند و دست از نفاق و تخريب بردارند و نشانه آن اين است كه از مركز كفر و نفاق به مركز اسلام (از مكه به مدينه) مهاجرت نمايند.
    (حَتَّى يُهاجِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ).

    " اما اگر آنها حاضر به مهاجرت نشدند بدانيد كه دست از كفر و نفاق خود بر نداشتند و اظهار اسلام آنها فقط به خاطر اغراض جاسوسى و تخريبى است و در اين صورت مى‏توانيد هر جا بر آنها دست يافتيد، آنها را اسير كنيد و يا در صورت لزوم به قتل برسانيد") آیت الله مکارم شیرازی، تفسير نمونه، ج‏4، ص: 52(

    قاتِلُوا الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ لا يُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ لا يَدينُونَ دينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْکِتابَ حَتَّي يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ(29/توبه)
    با کسانی که از اهل کتابند و به خدا و روز جزا ایمان نمی آورند و آنچه را خدا و رسولش حرام کرده حرام نمی دانند و به دین حق نمی گروند کارزار کنید تا با دست خود و بذلت جزیه بپردازند .

    اين آيات در حقيقت اسلام براى آنها يك سلسله احكام حد وسط ميان" مسلمين" و" مشركين" قائل شده است، زيرا اهل كتاب از نظر پيروى از يك دين آسمانى شباهتى با مسلمانان دارند، ولى از جهتى نيز شبيه به مشركان هستند، به همين دليل اجازه كشتن آنها را نمى ‏دهد.

    در صورتى اجازه كنار آمدن با اهل كتاب را داده می شود كه آنها حاضر شوند به صورت يك اقليت سالم مذهبى با مسلمانان زندگى مسالمت‏ آميز داشته باشند، اسلام را محترم بشمرند و دست به تحريكات بر ضد مسلمانان و تبليغات مخالف اسلام نزنند، و يكى ديگر از نشانه‏ هاى تسليم آنها در برابر اين نوع همزيستى مسالمت‏آميز آن است كه" جزيه" را كه يك نوع ماليات سرانه است، بپذيرند و هر ساله مبلغى مختصر تحت اين عنوان به حكومت اسلامى بپردازند، در غير اين صورت اجازه مبارزه و پيكار با آنها را صادر مى‏ كند تفسير نمونه، ج‏7، ص: 351.

    ویرایش توسط یاسین : ۱۳۹۴/۰۷/۱۶ در ساعت ۲۱:۲۰
    گزینش دین؛ اجبار یا اختیار!؟
    امام جواد(علیه السلام):خصلتهايى كه مؤمن‏ به آن نيازمند مى ‏باشد سه‏ چيز است: 1- توفيق از جانب خداى عزّ و جل 2- خود واعظ خويش بودن 3- پذيرفتن نصيحت‏.(تحف العقول / ترجمه حسن زاده‏،ص: 827)


  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 7 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود