صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ***** غدیر در آینه فاطمی *****

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,022
    حضور
    192 روز 9 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28749

    ***** غدیر در آینه فاطمی *****




    غدير در قرآن ؟

    در مورد غدیر خم چند ین آیه وارد شده است:
    یکی آیه "الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و..."(1) که روز نهم ذی حجه در سال دهم هجری هنگام حج وداع نازل شد . با نزول حکم ولایت و تعیین سرپرست جامعه اسلامی، اسلام کامل و نعمت تمام و جامعه اسلامی بیمه شد. از ضربه خوردن به وسیله کافران و مشرکان ایمن گشت .
    پیامبر به جهت غوغای مخالفان و ترس از شورش و...از ابلاغ حکم جانشینی امام علی تا فرصت مناسب تری خودداری کرد تا این که در روز هجدهم با نزول آیه "یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک و ان لم تفعل ..."(2) موظف شد این حکم را بدون فوت وقت ابلاغ کند. حضرت در محل غدیر خم حکم ولایت را ابلاغ کرد . عملا دین را کامل و نعمت را تمام کرد. (3)
    آیه دیگر که بنا بر روایات، در مورد غدیر خم نازل شده اند: یکی آیه 32 انفال است که فرمود :
    وَ إِذْ قالُوا اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ أَوِ ائْتِنا بِعَذابٍ أَليمٍ
    (به خاطر بياور) زمانى را كه گفتند: «پروردگارا! اگر اين حق است و از طرف توست، بارانى از سنگ از آسمان بر ما فرود آر! يا عذاب دردناكى براى ما بفرست!»
    دیگری آیه اول و دوم سوره معارج است :
    سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِع‏؛
    تقاضاكننده‏اى تقاضاى عذابى كرد كه واقع شد! اين عذاب مخصوص كافران است، و هيچ كس نمى‏تواند آن را دفع كند.
    در کتب تفسیر و حدیث وارد شده که وقتی رسول خدا در غدیر خم امام علی(ع) را به ولایت عهدی منصوب کرد، خبر آن در اطراف پراکنده شد تا به گوش حارث بن نعمان فهرى رسيد. حارث بى درنگ شتر خود را سوار شد و شرفياب حضور رسول اللَّه گرديد. حضرت آن موقع در ابطح بودند، حارث از شتر خود فرود آمده و بند بر پاى آن نهاد و نزديك شد، آن گاه روى به آن جناب نموده و در حالى كه حضرت در بين جمعى از اصحابش بود، عرض كرد:
    از ناحيه پروردگارت به ما دستور دادى كه به وحدانيت خداوند و رسالت تو شهادت دهيم، ما نيز پذيرفتيم، آن گاه به ما گفتى چه و چه (و همه احكام را ذكر كرد) و ما قبول كرديم، و اين همه اطاعت از ما تو را كفايت نكرد تا دو بازوى پسر عمت را كشيده و او را بر همه ما سرورى دادى، و گفتى: هر كه من مولاى اويم، على مولاى او است. اينك آمده‏ام از تو بپرسم داستان سرورى پسر عمت از ناحيه خود تو است يا از ناحيه خداست؟
    رسول اللَّه فرمود: سوگند به خدايى كه جز او معبودى نيست ! آن نيز مانند همه دستوراتم از ناحيه خداست.
    حارث به سوى مركب خود برگشت و در حالى كه مى‏ گفت: بار الها! اگر اين مطلب حق است و از ناحيه تو است ،سنگى از آسمان بر ما بباران، و يا عذابى دردناك بر ما نازل كن. هنوز به شتر خود نرسيده بود كه خدا او را هدف سنگ ريزه‏اى قرار داد به طورى كه از فرق سرش فرو رفت و از پائين تنش بيرون آمده و هلاكش ساخت. در باره همين واقعه در سوره معارج اين دو آيه" سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ. لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ" را فرستاد.(4)

    پی نوشت ها:
    1. مائده(5)آیه3.
    2.همان،آیه67.
    3. ترجمه المیزان،ج5،ص272.
    4. تفسیر المنار، ج4،ص464 به نقل از تفسیر ثعلبی.

  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,022
    حضور
    192 روز 9 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28749



    برای اثبات جانشینی ، آیات و احادیث فراوان داریم که هیچ کدام قابل انکار نیستند. از راه های فراوان می توان آنان را معترف ساخت اما انتظار پذیرش از جانب آنان نداشته باش ،چون به این عقاید نسل به نسل عادت کرده اند و رها کردن آنها و پذیرش عقاید جدید، جسارت و شهامت و آزادگی سطح بالا می طلبد که اکثر انسان ها فاقد آنند.
    اما برای بحث با یک سنی توجه دادن به حدیث "ثقلین " با مقدمات قرآنی بسیار کارساز است .
    باید مطرح کرد که قرآن برای چه نازل شده؟ مگر نه اینکه قرآن برای هدایت انسان ها و حل اختلاف و نشان دادن صراط مستقیم( که یگانه است )نازل شده ؟اگر این چنین است آیا قرآن برای حل اختلاف و نشان دادن راه توحید کافی است ؟ آیا انسان ها همه یا اهل علم می توانند به قرآن مراجعه کرده و به قرآن عمل کنند و هدایت یابند ؟ یا علاوه بر قرآن باید مفسر و بیانگر و معلمی هم در کنار قرآن باشد که قول او حجت بوده و حل اختلاف کرده و راه یگانه را نشان داده و خاستگاه اختلاف را که اختلاف برداشت و فهم وتفسیر است ، بردارد؟
    اگر بگوییم در جنب قرآن کس دیگری لازم نیست، مخالف قرآن حرف زده ایم زیرا خود قرآن وجود مفسر و مبین و معلم کتاب را لازم دانسته و با وجود او کفر و گمراهی را غیر موجه شمرده است . به آیات زیر توجه کنید:
    --و ما انزلنا علیک الکتاب الا لتبین لهم الذی اختلفو فیه(نحل(16)،آیه64)
    اختلاف غالبا از جهل ناشی می شود و قرآن نازل شده تا علم باشد و جهل را برطرف نماید. خود قرآن مورد مراجعه افراد مختلف واقع می شود و اختلاف برداشت طبیعی است . برای حل این اختلاف برداشت باید خود قرآن چاره اندیشیده باشد و گرنه کتابی که برای حل اختلاف آمده، خود کتاب اختلاف می گردد . قرآن پیامبر را به عنوان مفسر و مبین و معلم کتاب معرفی می کند تا با تبیین و تفسیر و تعلیم ایشان اختلاف حل گردد:
    --کیف تکفرون و انتم تتلی علیکم آیات الله و فیکم رسوله(آل عمران(3)،آیه 101)
    --و انزلنا الیک الذکر لتبین للناس ما نزل الیهم(نحل(16)،آیه44)
    --و یعلمهم الکتاب(جمعه(63)،آیه2)
    بنا بر آیات فوق، با وجود قرآن و پیامبر کفر ناموجه می شود و اگر پیامبر در جنب قرآن و حجت و مبین و مفسر قرآن نباشد ،کفر افراد به اختلاف فهم آنان مستند شده و موجه خواهد بود.
    در روایات هم با توجه به این نکته امامت اثبات شده است .منصور حازم به امام صادق عرض کرد: با مردم بر امامت این گونه استدلال کردم:
    آیا رسول خدا حجت بر مردم بود و قول و عمل او واجب الاطاعه بود؟
    گفتند:آری.
    گفتم: بعد از ایشان آیا حجتی بر خلق هست؟ گفتند :قران؛ دیدم همه طوایف مسلمان بلکه بدون اعتقاد ها به قرآن هم برای اثبات حرف خود به قرآن استناد می کنند . پس دانستم که قرآن باید قیم و مبین و مفسر داشته باشد . پرسیدم :مبین و مفسر وقیم قرآن کیست؟
    گفتند:ابن مسعود و عمر و حذیفه و...عالم به قرآن بودند.
    پرسیدم:به همه معارف و احکام قرآن علم داشتند؟ پس دیدم همه آنان به جهل خود اعتراف کرده و جز علی هیچ کس عالم به همه قرآن نیست. پس شهادت دادم که علی قیم و مبین ومفسر قران است و اطاعت از قول و عمل او لازم و واجب است و او حجت خدا بر مردم است .
    امام بعد از شنیدن ، استدلال او را تایید کرد و برای او طلب رحمت کرد.(کافی ،ج1،ص169.)

    ر مردی از شام برای بحث درباره امامت به محضر امام صادق(ع) رسید . امام اصحاب خود را به بحث با او تشویق کرد و در آخر هشام را به این امر مامور کرد . اواز هشام خواست امامت امام صادق را اثبات کند . هشام پرسید:
    خدا بیشتر به مصالح مردم توجه دارد یا خودشان؟
    او قبول کرد که خدا توجه و عنایت بیشتر دارد. هشام پرسید: خدایی که چنین عنایت دارد، برای رعایت مصالح مردم چه کرده است؟
    او گفت: برای آنان حجت و دلیل نصب کرده تا از اختلاف و تفرقه در امان باشند و آنان را به راه مستقیم ببرد .
    هشام پرسید: او کیست؟
    گفت: رسول خدا.
    -بعد از او کیست؟
    -کتاب و سنت.
    آیا کتاب و سنت امروز توانسته ما را متحد کرده و رفع اختلاف نماید ؟
    -بله.
    -پس چرا تو از شام برای بحث با ما آمده ای؟(مگر ما و تو اختلاف نداریم و هر کدام هم خود را تابع قرآن نمی دانیم؟)
    مرد شامی اعتراف کرد که جوابی ندارد و ساکت ماند و در برابر اعتراض امام به سکوتش، گفت:
    چیزی نمی توانم بگویم و حرفش حق است ولی همین ایراد به خود او هم وارد است.
    امام فرمود :حالا تو بپرس تا جواب او را بشنوی .پس شامی همین سؤال ها را از هشام پرسد و وقتی پرسید: حجت الان چه کسی است ، هشام به امام اشاره کرد و گفت: همین آقایی که اینجا نشسته و مردم برای بهره بردن از علم او بار سفر بسته، به مدینه می آیند .
    شامی پرسید :از کجا یقین کنم؟
    -هر چه می خواهی از او بپرس.
    بعد امام قبل از اینکه شامی چیزی بپرسد ،تمام جریان سفر شامی را به وی گفت و اثبات کرد که از جانب خدا به هر چه خدا بخواهد ،علم دارد و حجت خداست و شامی ایمان آورد.(کافی،ج1،ص172) .
    بنا بر این حدیث ثقلین حجت قاطع است و اثبات می کند فقط تمسک به قرآن وعترت نجات بخش است و جز عترت کسی نمی تواند رهبر دینی و فکری جامعه باشد،زیرا همه در معرض خطا و اشتباه هستند.
    حدیث غدیر نیز که متواتر بین جمیع امت است، برای بحث بسیار مفید است . برای استناد به این حدیث و جوابگویی از اشکالات آنان می توانید به کتاب "رهبری امام علی از دیدگاه قرآن و سنت" ترجمه المراجعات سید شرف الدین توسط محمد جعفر امامی مراجعه کنید.


  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,022
    حضور
    192 روز 9 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28749



    حضرت علی (ع)و حدیث غدیر ؟


    امام در طول عمر خود در موارد متعددی با حدیث غدیر بر حقانیت و خلافت خود استدلال نموده است. حضرت
    هر وقت موقعیت را مناسب می‌دید حدیث غدیر را به رخ مخالفان می‌کشید، و از این راه موقعیت خود را در قلوب مردم استحکام می‌بخشید و حقیقت را آشکار می‌ساخت.
    نه تنها امام، بلکه دخت پیامبر گرامی(ص) حضرت فاطمه(ع) و فرزندان گرامی وی حضرت امام حسن مجتبی(ع) و سالار شهیدان حسین بن علی(ع) و گروهی از شخصیت های بزرگ اسلام مانند: عبد الله بن جعفر، عمار یاسر، اصبغ بن نباته، قیس بن سعد، و حتی پاره‌ای از خلفای اموی و عباسی همچون عمر بن عبد العزیز و مأمون خلیفة عباسی و بالاتر از همه، برخی از مخالفان مشهور حضرت مانند عمرو عاص و… با حدیث غدیر احتجاج کرده‌اند.
    بنابراین احتجاج با حدیث غدیر از زمان حضرت تا کنون ادامه داشته و در هر عصر و قرنی علاقمندان حضرت حدیث غدیر را از دلایل امامت و ولایت امام می‌شمردند. به ذکر نمونه‌هایی از این احتجاجات می‌پردازیم:
    1ـ می‌دانیم که اعضای شورای شش نفره به دستور خلیفة دوم تعیین گشته، و ترکیب اعضا نیز طوری بود که همة افراد می‌دانستند
    خلافت به علی نخواهد رسید، زیرا عمر به سرمایه‌دار بزرگی چون عبد الرحمن بن عوف (که قوم و خویش نزدیک عثمان نیز بود) «حق وتو» داده بود و با روابطی که بین او و جناح مخالف علی(ع) وجود داشت، پیدا بود که این حق را جز به زیان مولا(ع) به کار نمی‌برد.
    در روز شورا، هنگامی که گوی خلافت از سوی عبد الرحمن بن عوف به سمت عثمان پرتاب شد، امام برای ابطال رأی شورا شروع به سخن کرد و گفت: با شما به سخنی احتجاج می‌کنم که هیچ کس نمی‌تواند آن را انکار کند.. .. .. .. شما را به خدا سوگند می‌دهم آیا در میان شما کسی هست که پیامبر دربارة او گفته باشد: «مَن کنت مولاه فهذا علی مولاه، اللّهمّ وال مَن والاه وانْصُر من نَصره لِیَبلغ الشاهدُ الغائب».
    یعنی، من مولای هر کس هستم، علی مولای او است. پروردگارا! دوست بدار هر کس را که علی را دوست بدارد، و یاری کن هر کس که علی را یاری کند و این سخن را حاضران به غائبان برسانند.
    در این موقع همة اعضای شورا به تصدیق علی برخاستند و گفتند: به خدا سوگند، این فضیلت را جز تو کسی ندارد(1). احتجاج امام به حدیث غدیر منحصر به این مورد نیست، بلکه در موارد دیگری نیز امام به این حدیث
    احتجاج کرده که اشاره می‌‌کنیم:
    2ـ روزی امیر مؤمنان(ع) در کوفه سخنرانی می‌نمود. در خلال سخن رو به جمعیت کرد و گفت: شما را به خدا سوگند می‌دهم !هر کس در غدیر حاضر بوده، و به گوش خود شنیده است که پیامبر مرا به جانشینی خود برگزید، بایستد و شهادت بدهد؛ ولی تنها کسانی بایستند که این مطلب را به گوش خود از پیامبر شنیده‌اند، نه آنان که از دیگران شنیده‌اند. در این موقع سی نفر از جای برخاستند و به حدیث غدیر گواهی دادند.
    باید توجه داشت که، در آن تاریخ متجاوز از بیست و پنج سال از واقعة غدیر می‌گذشت، و برخی از اصحاب در کوفه نبودند و یا پیش از آن درگذشته بودند، و برخی نیز به عللی از دادن شهادت کوتاهی می‌ورزیدند.
    مرحوم «علاّمه امینی» از مصادر فراوان این احتجاج را در کتاب نفیس خود آورده است. علاقمندان می‌توانند به کتاب مزبور مراجعه فرمایند. (2)
    3ـ در دوران خلافت عثمان دویست تن از شخصیت های بزرگ مهاجر و انصار در مسجد پیامبر گرامی گرد آمده، درباره موضوعات مختلف بحث و گفتگو می‌کردند. سخن به فضایل قریش و سوابق و مهاجرت آنان کشیده شد و هر تیره‌ای از قریش به شخصیت های برجسته خود مباهات می‌نمود.
    در طول جلسه، که از نخستین ساعات روز آغاز شده و تا ظهر ادامه داشت و شخصیت ها در آن سخن می‌گفتند، امیر مؤمنان(ع) فقط به سخنان مردم گوش می‌داد و سخنی نمی‌گفت. در این موقع ناگهان جمعیت روی به حضرت آوردند و از ایشان درخواست نمودند که زبان به سخن بگشاید. امام به اصرار مردم برخاست و دربارة پیوند خود با خاندان پیامبر و نیز سوابق درخشانش به تفضیل سخن گفت، تا آنجا که فرمود:
    آیا به خاطر دارید که روز غدیر خداوند به پیامبر مأموریت داد همان طور که نماز و زکات و مراسم حج را برای آنان روشن کرده است، پیشوایی مرا به خلق نیز اعلام کند؟ برای انجام همین کار پیامبر خطبه‌ای خواند و فرمود: خداوند انجام کاری را بر عهده من گذارده است، و من از آن می‌‌ترسیدم که مردم مرا در ابلاغ پیام الهی تکذیب کنند، ولی خداند امر فرمود که آن را ابلاغ کنم و نوید داد که از شر مردم حفظ می‌کند.
    هان ای مردم! می‌دانید خداوند مولای من، و من مولای مؤمنان بوده و از خود آنان به خودشان اولی هستم؟ همگی
    گفتند: بلی. در این موقع پیامبر فرمود: علی! برخیز، و من برخاستم و او رو به جمعیت کرد و گفت: «مَن کُنت مَولاه فَهذا عَلیّ مولاه اللّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه».
    در این موقع سلمان از رسول خدا پرسید، علی چگونه بر ما ولایت دارد؟ پیامبر فرمود: «وَلائه کِوَلائی، مَن کُنت أولی بِه مِن نَفسه فَعَلیّ أولی بِه مِن نَفسه» [ولایت علی بر شما به سان ولایت من بر شماست. هر کس من بر وی اولویت دارم، علی نیز بر او اولویت دارد].(3)
    4ـ تنها علی نیست که با حدیث غدیر بر مخالفان احتجاج نموده است، بلکه دخت گرامی پیامبر نیز در یک روز تاریخی که برای احقاق حقّ خود سخنرانی می‌نمود، رو به یاران پیامبر(ص) کرد و گفت: آیا روز غدیر را فراموش کردید که پیامبر به علی فرمود: «من کنت مولاه فهذا علیّ مولاه».
    5ـ هنگامی که حسن بن علی(ع) تصمیم گرفت که با معاویه قرارداد مشهور صلح (آتش بس) را منعقد سازد، برخاست و خطبه‌ای به شرح زیر ایراد نمود:
    خداوند اهل بیت پیامبر را به وسیلة اسلام گرامی داشت و ما را برگزید و هر نوع پلیدی را از ما پاک نمود.. .. .. همة امّت شنیدند که پیامبر رو به علی(ع) کرد و گفت: تو نسبت به من، منزلت هارون نسبت به موسی را داری.
    همة مردم دیدند و شنیدند که پیامبر دست علی را در غدیر خم گرفت و به مردم گفت: «مَن کُنت مَولاه فَعَلیّ مَولاه اللّهمّ وال من والاه و عادِ مَن عاداه».(4)
    6ـ حضرت حسین بن علی(ع) نیز به هنگام سخنرانی در اجتماع انبوه سرزمین مکه، که در میان آنان صحابة پیامبر نیز زیاد بودند، چنین فرمود: «شما را به خدا سوگند می‌دهم آیا می‌دانید که پیامبر در غدیر، علی را به خلافت و ولایت برگزید و فرمود: حاضران ماجرا را به گوش غائبان برسانند»؟ آن جمع همگی گفتند: گواهی می‌دهیم.
    7ـ علاوه بر اینها، گروهی از اصحاب پیامبر مانند عمار یاسر، زید بن ارقم، عبد الله بن جعفر، اصبغ بن نباته و افراد دیگری غیر از اینها همگی با این حدیث بر خلافت و شایستگی امام استدلال کرده‌اند.(5)

    پی نوشت:
    1. مناقب خوارزمی، ص217.
    2. الغدیر، ج1، ص153ـ171.
    3. فرائد السمطین، باب 58.
    4. ینابیع المودة، ص482.
    5. الغدیر، ج1، ص146ـ 195.

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    ...
    نوشته
    1,729
    حضور
    164 روز 12 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9
    صلوات
    3453



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    همان،آیه67.
    با سلام وعرض ادب ..استاد "همان"نام چه سوره ایه ؟..بسیار ممنون میشم توضیح بدید.
    نظری کرد رخش دید ملک عشق نداشت


    عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد


    فرشته عشق دارد اما عشق دردمندانه ندارد! استاد غلامحسین ابراهیمی دینانی

  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,022
    حضور
    192 روز 9 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28749



    نقل قول نوشته اصلی توسط همای رحمت نمایش پست ها
    با سلام وعرض ادب ..استاد "همان"نام چه سوره ایه ؟..بسیار ممنون میشم توضیح بدید.
    باسلام .
    کلمه : همان .
    در پاورقی ها اشاره به منع پیشین است مثلا اگر مطلبی از جای ویا کتابی نقل شد ومنع ذکر گردید
    بار دیگر اگر از همان کتاب .یا سوره مطلبی ویا آیه ی نقل در پاورقی برای اختصار کلمه : همان را ذکر می کنند .


  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    ...
    نوشته
    1,729
    حضور
    164 روز 12 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9
    صلوات
    3453



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    باسلام .
    کلمه : همان .
    در پاورقی ها اشاره به منع پیشین است مثلا اگر مطلبی از جای ویا کتابی نقل شد ومنع ذکر گردید
    بار دیگر اگر از همان کتاب .یا سوره مطلبی ویا آیه ی نقل در پاورقی برای اختصار کلمه : همان را ذکر می کنند .
    بسیار بسیار ممنونم استاد
    نظری کرد رخش دید ملک عشق نداشت


    عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد


    فرشته عشق دارد اما عشق دردمندانه ندارد! استاد غلامحسین ابراهیمی دینانی

  13. صلوات


  14. #7
    سیده راضیه آنلاین نیست. همکارتدوین(کلام،تاریخ،ولایت وفرهنگی)

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    علاقه
    نعمتهای خدا
    نوشته
    5,411
    حضور
    205 روز 9 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    73
    آپلود
    2
    گالری
    709
    صلوات
    11622



    *****  غدیر در آینه فاطمی *****


    امام صادق(ع) :
    شیعه ما، کسی است که اگر از گرسنگی هم بمیرد، از مخالفان ما، چیزی نخواهد خواست.
    پسر کوچولوی بابا، علیرضا احمدی روشن

       
    با تیر، نشد تیغ، نشد چوب، نشد سنگ
    با هرچه به دستم برسد آمده ام جنگ
    من زاده ی ایرانم، آزاده و آزاد
    بیگانه پرستیدن ننگ است مرا ننگ
    گر دشمن این خاک شود گرگ، شود شیر
    دندان بکند تیز، نشانم بدهد چنگ
    گر یک وجب از خاک مرا چشم بدوزد
    تاوان بدهد خاکش فرسنگ به فرسنگ
    گیریم صبوری بکنم چند صباحی
    غیرت شمشیری است که حاشا بزند زنگ


  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,022
    حضور
    192 روز 9 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28749



    نقل قول نوشته اصلی توسط سیده راضیه نمایش پست ها
    *****  غدیر در آینه فاطمی *****

    غدیر از فاطمه الهام گیرد
    امامت از ولایت جام گیرد
    وغین ، دال ، و یا و را ، هماره
    پر از خورشید و ماه است وستاره
    غدیر وکعبه در دستان زهرا ست
    از او این دو هماره شور آراست
    غدیر انگشتری در دست زهراست
    نگین کِلک آن بانوی یکتاست
    علی آباد را زیر بغل او
    ولی آباد را ماه حمل او
    شهید اول کوی ولایت
    غریب کوی مظلوم رسالت
    عَلَم بر دوش وبال و پر شکسته
    که تنها در دفاع حق نشسته
    امامت ریشه در آن اشک بسته
    به مظلومیت آن پر شکسته
    همان آموزگار جان فدایی
    و سر مشق شهیدان خدایی


  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدا و آنچه او پسندد
    نوشته
    659
    حضور
    14 روز 6 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2187

    غدیر بهار عزت




    خطاب آمد پیمبر را بخواند
    هر آنکس بود آنجا تا بداند

    و آن اتمام نعمت بر نبی بود
    چه دین ، گر آن نباشد منتفی بود

    بگفتا حاجیان را تا بمانند
    بگفت این وحی حق است تا بدانند

    گرفت دست امیر المؤمنین را
    نمود ابلاغ وحی آخرین را

    بگفت تکمیل شد زین لحظه اسلام
    نمودم وحی را بی وقفه اعلام


    هر آنکس را پیمبر هست مولا
    علی اینک پس از من هست مولا

    زمین و آسمان غرق شعف شد
    که مولاشان علی شاه نجف شد

    چه این ابلاغ در حکم مبین بود
    علی زین حکم پس مولای دین بود

    غدیر پس آیتی بر نهی جُرم است
    غدیر احیاء عدل و نفی ظلم است

    یدلله بود در دستان احمد
    گلی خوشرنگ از بُستان سرمد

    برائت جوید از ظلم و تعّدی
    حمایت سازد از هر دردمندی

    بگو«خادم» که فصل انتظار است
    بهار عزّت است و افتخار است

    ورود مرتضی شد ابتدایش
    ظهـور قائم حق انتهـــایش





    انَّ الحُسین مِصباحَ الهُدی و سفینَهَ النّجاه
    ************

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,022
    حضور
    192 روز 9 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28749



    چرا نام حضرت علی به صراحت در قرآن نیامده؟

    عدم ذکر نام امامان در قرآن چند نکته دارد که به پار‌ه­ای اشاره می‌شود:
    نکته ‌اول: دعوای سیاسی و پتانسیل آن:
    انگیزه سیاسی از مهم­ترین عوامل تأثیر گزار در اجتماع بشری است. اگر کسی بگوید: پتانسیل انگیزه سیاسی نیرومندتر از دیگر انگیزه­ها است، سخن گزافی نگفته است. حتی گاه مشاهده می‌شود دیندار در تعاملات اجتماعی به جهت نیرومندی انگیزه سیاسی از ارزش‌‌های دینی و مسئولیت ناشی از آن فاصله می‌گیرد و به جهت جاه طلبی و نیل به آرمان‌‌های سیاسی دین را فدای آن می‌کند. برای این سخن نمونه بسیار است.
    این انگیزه موجب شد که گروهی از مسلمانان بعد از رحلت رسول گرامی اسلام(ص) با به فراموشی سپردن و نادیده گرفتن وصیت‌هایش در سقیفه بنی ساعده برای تصدی امر حکومت به چانه زنی بپردازند.
    آری مسلمانان بعد از رحلت پیامبر در امر حکومت با هم به نزاع برخاستند و دو دسته شدند.
    گروهی در پی نظام خلافت بودند و به سقیفه بنی ساعده رفتند و سرانجام ابوبکر قدرت سیاسی را به دست گرفت.
    گروهی دیگر در پی نظام امامت بودند و به طرفداری از امام علی(ع) برخاستند و انتقال قدرت سیاسی به حضرت را خواستار شدند، ولی به نتیجه نرسیدند؛ چرا که پتانسیل انگیزه سیاسی قدرتمند بود و این امر خود سدّی محکم در برابر بسیاری از استدلال­‌ها قرار گرفت و نگذاشت حیات سیاسی مسلمانان راه درست خویش را بپیماید.
    نکته دوّم: قرآن کتاب هدایت و معجزه جاویدان:
    قرآن کتاب هدایت بشر است، این هدایت فراتر از مرز‌های جغرافیایی و زمانی است.
    قرآن کتاب هدایت تمامی بشر از زمان خاتم پیامبران به بعد است. قرآن با توجه به جهانی و جاودانی بودن دین اسلام "هدی النّاس"(1) است؛ یعنی راهنمای همه‌بشر از زمان حضرت خاتم تا دمیدن صور اسرافیل است؛ به همین جهت خداوند به حفظ آن اهتمام ورزیده است. فرمود: "انّا نحن نزّلنا الذّکر و انّا له لحافظون؛(2) قرآن را فرو فرستادیم و خود ما آن را حفظ می‌کنیم.
    مشیت خداوندی به مصونیت قرآن از تحریف تعلق گرفته است، و این هم راهکار خاص خود را می‌طلبد، چرا که فرمود: "أبا الله ان یجری الاشیاء الاّ بالاسباب". (3)
    بعد از بیان این دو نکته، می‌گوییم:
    قرآن کتاب هدایت است و همواره باید چراغ راه بشر قرار گیرد، تا شاهد صدقی برای رسالت رسول گرامی اسلام(ص) و دستور عمل زندگی بشر باشد. لازمة وصول به این هدف مصون ماندن قرآن از تحریف است که این هم در مشیت خداوندی نهفته است. این که خداوند وعده داده است که قرآن را از تحریفات مصون نگه می‌داریم، به گفته مفسران وحی، این امر راهکار می‌خواهد.
    یکی از راهکار‌های آن این است که قرآن در امر سیاسی (به این معنا که بعد از پیامبر چه فردی قدرت سیاسی مسلمانان را به دست بگیرد) که از پتانسیل قدرتمندی بهره­مند است، با شفّافیت وارد میدان کارزار نگردد؛ بلکه به گونه­ای رهنمود دهد که حساسیت جناح‌‌های سیاسی را برنیانگیزد و حکومت­‌ها به تحریف قرآن رو نیاورند.
    با توجه به علم خداوندی از حوادث و رویداد‌های بعد از زمان پیامبر اگر در قرآن به امامت امام علی(ع) و یازده گوهر امامت از نسل حضرت با صراحت یاد می‌شد، مخالفان سیاسی این دوازده گوهر امامت به جای گفتن "حسبنا کتاب الله" می‌گفتند:
    قرآن را قبول نداریم، یا می‌گفتند: برخی از آیات قرآن تحریف شده است. یا در پی مقابله بر می‌آمدند و می‌کوشیدند، تا اسم‌ها را تغییر دهند و به جای امامت امام علی(ع) امامت فلان فرد را مندرج می‌کردند. در چنین وضعیتی حکومت نه تن‌ها پشتیبان حفظ قرآن نمی­شد، بلکه یکی از عوامل بسیار مهم تحریف قرآن به شمار می‌آورد.
    آیات سیاسی، یا به عبارتی رساتر آیاتی که به گونه­ای از بار سیاسی بهره­مند است و برخی از جناح‌‌های سیاسی می‌تواند، به نفع حرکت سیاسی خویش از آن کمک بگیرد، نه تن‌ها به صورت برجسته و مشخص نمود ندارد، بلکه در لابه لای دیگر آیات نیمه مخفی مانده است.
    آیه تطهیر (انما یرید الله لیذهب عنکم الرّجس اهل البیت و یطهّرکم تطهیراً)(4) درباره عصمت اهل بیت پیامبر نازل شده، لیکن پیامبر دستور می‌دهد که این آیه را در میان آیاتی که درباره ‌زنان پیامبر است قرار دهند.
    آیة ‌اکمال دین و اتمام نعمت (الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دیناً)(5) بعد از حادثه غدیر و درباره امامت و ولایت امام علی(ع) نازل شده امّا به دستور پیامبر در بین آیاتی که درباره‌احکام خوردن گوشت‌ها و این که چه گوشت‌‌هایی خوردنش حرام است قرار گرفته است.
    آیه تبلیغ (یا ایها الرّسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلّغت رسالته و الله یعصمک من النّاس) که قبل از حادثه غدیر خم نازل شد و پیامبر با نزول این آیه مأموریت یافت که امامت و ولایت امام علی(ع) را برای مردم تبیین نماید، در بین آیاتی قرار گرفته که مربوط به اهل کتاب است.
    همه این آیات که در قرآن تنظیم شده است، به دستور پیامبر در جایگاه خویش قرار گرفته اند، بعید نیست که پیامبر این گونه چیدمان را برای جلوگیری از تحریف برگزیده باشد، چرا که این چیدمان حساسیت مخالفان سیاسی را بر نمی­انگیزاند، و از سوی دیگر هدف قرآن که "هدی للناس" و "هدی للمتقین" است، با توجّه به روایت و تفسیر نبوی در هدایتگریش، به وظیفه خود عمل کرده است.
    در بررسی بیشتر از این موضوع می‌گوئیم:
    از نگاه کلی­تر و عام­تر برای این مسئله دو جهت عنوان شده است:
    یکی اینکه قرآن راه و روشی دارد و آن این است که در مـوضوعات غالبا می‌خواهد مطلب را به صورت اصل بیان کند، نه به صورت شخصی و فردی و ایـن خـود بـه عـنوان مزیتی برای قرآن محسوب می‌شود.
    دیگر اینکه پیامبر و یا خداوند نمی‌خواست در این مسئله که به هر حال هوا و هوس­‌ها و انگیزه‌‌های انسان­ها در آنها بسیار قوی بوده و در آنها دخالت خواهد کرد، مـطـلبی به صورت صریح و آن هم در کتاب مقدس قرآن
    طرح شود، زیرا خطر تحریف آیات و یا مهجوریت قرآن بسیار بود.
    اگر این مسئله اتفاق می‌افتاد، آن گـاه متقن­ترین و مقدس­ترین سند اسلام خدشه دار شده بود.
    پیامبر در گـفـتار خود به طور صریح فرمود: ( من کنت مولاه فهذا علی مولاه. . . ) آیا صریح­تر از این هم ممکن است؟
    از سوی دیگر شیوه قرآن مجید در باره ائمه هدی(ع) به ویژه امیرالمومنین(ع) و خانواده حضرت این است که به معرفی"شخصیت" ممتاز و برجستگی‏‌های آنان بپردازد، نه به معرفی "شخص".
    قرآن مجید درموارد متعددی پرده از امتیازات و ویژگی­های رفتاری ائمه به­ویژه امیرالمومنین(ع) برداشته است از جمله:
    1- "و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا"، (6) مفسرین بزرگ شیعه و سنی آورده‏اند که این آیه در شأن امیرالمومنین و خانواده ایشان است و مسئله روزه‏داری حضرت علی و. . . . و دادن افطار خود به مسکین و یتیم و اسیر در سه شب متوالی را به طور متواتر نقل کرده‏اند.
    2- "انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا"، (7)
    در خصوص این آیه مقالات و کتب متعددی نگاشته شده و در اینکه شامل حضرت علی(ع) و فاطمه(س) و حسین(ع) است، نزد شیعه وسنی هیچ اختلافی نیست. تنها اختلاف در شمول آن نسبت به همسران پیامبر است که با ادله متعددی علمای شیعه شمول آن را نسبت به همسران پیامبر(ص) رد کرده‏اند.
    3- "انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یوتون الزکوة و هم راکعون"، (8) شان نزول این آیه نیز در تمام تفاسیر معتبر شیعه و سنی در باره حضرت علی(ع) می‏باشد.
    البته آیات بسیاردیگری نیز وجود دارد که در اینجا به همین سه مورد اکتفا می‏کنیم.
    در آیه اول اوج ایثار در شدت نیاز ؛در آیه دوم طهارت مطلق از هر کژی و کاستی و عیب و گناه ؛ در آیه سوم تلفیق دو عبادت بزرگ با یکدیگر همراه با اوج اخلاص وخدا دوستی نمایان گردیده است.
    البته در آیه سوم نکته دیگری وجود دارد که در قسمت بعد به آن اشاره خواهیم کرد.
    شیوه ذکر شده حکمت‌های متعددی دارد از جمله:
    1- این مسئله می‌تواند آزمونی باشد تا کسانی که ایمان واقعی دارند، از افرادی که به ظاهر ایمان آوردند، شناخته شوند که آیا حقیقت را آن گونه که هست خواهند پذیرفت یا آن گونه که هوا‌های نفسانی شان اقتضا می‌کند، آن را تحریف خواهند کرد؟
    2-انگشت گذاردن روی اشخاص به طور اساسی شاید چندان نقشی در روشنگری نداشته باشد، بلکه نهایتا به نوعی تبعیت و پیروی کورکورانه می‏کشاند. البته این مانع از آن نیست که در مورد لزوم افراد نیز معرفی شوند، ولی معرفی شخصیت معرفی الگوهاست. در نتیجه جامعه را به جای گرایش متعصب آمیز و جاهلانه به سمت تعقل و ژرف اندیشی و توجه به ملاک‌ها و فضایل و امتیازات واقعی سوق می‏دهد.
    معرفی شخصیت زمینه ساز پذیرش معقول است، در حالی که معرفی شخص در مواردی موجب دافعه می‏شود. چه بسا در ذهن توده انسان‌ها کتاب آسمانی را در حد یک کتاب خانوادگی و قبیل‌های تنزل دهد.
    این روش به­ویژه در شرایطی که شخص از جهاتی تحت تبلیغات سوء قرار گرفته باشد یا جامعه به هر دلیلی آمادگی پذیرش وی را نداشته باشد، بهترین روش است.
    این مسئله دقیقاً در مورد امیرالمومنین و اهل­بیت(ع) وجود داشته است. برای شناخت درست این مسئله لازم است ابتدا شرایط و ویژگی­‌های جامعه اسلامی زمان نزول قرآن را در نظرگیریم تا در پرتو جامعه شناسی آن زمان و روانشناسی اجتماعی خاص آن جامعه بتوانیم به درک صحیحی از مسئله نایل آییم.
    به استثنای اندکی از مومنان برجسته اکثر جامعه صدر اسلام نسبت به اهل بیت به­ویژه امیرالمومنین(ع) پذیرش نداشتند. پیامبر نیز در مقاطع مختلف با دشواری‌های زیادی مسئله امامت را مطرح می‏ساختند و در هر مورد با نوعی واکنش منفی و مقاومت رو­ به­رو می‏شدند. دلایل این امر متعدد است از جمله:
    الف) بسیاری از آنان کسانی بودند که تا چند صباحی قبل در صف مخالفان اسلام قرار داشتند و رویاروی خود و شمشیر علی (علیه‏السلام) را دیده و از همان جا کینه وی را به دل گرفته بودند، چنان که حضرت فاطمه زهرا(س) یکی از علل رویگردانی مردم از آن حضرت را همین نکته (نکیر سیفه) بیان فرمود.
    ب)تفکرات و سنن غلط جاهلی هنوز براندیشه مردم حاکم بود. اموری مانند سن و. . . را در امور سیاسی دخیل می‏دانستند. به خاطر جوان بودن حضرت علی(ع) وی را چندان شایسته برای رهبری جامعه نمی‏دانستند.
    ج) این تفکر خطرناک در سطح جامعه رایج بود و توسط کسانی تبلیغ می‏شد که پیامبر(ص) درصدد آن است که خویشان خود را برای همیشه بر مسند قدرت و حکومت بنشاند. در این راستا خدمات ارزنده پیامبر را نیز نوعی بازی سیاسی و منفعت شخصی و خانوادگی تفسیرمی‏کردند که برای چنگ اندازی به حکومت برای خود و اهل بیتش انجام داده است.
    این مسئله چنان بالا گرفته بود که روز غدیر پس از معرفی امیرالمومنین یکی از حاضران صدا زد " خدایا! پیامبر به ما گفت که از سوی خدا آمده و کتاب الهی آورده‏ام و ما پذیرفتیم. اکنون می‏خواهد داماد و پسرعمش را بر ما حاکم و مستولی سازد، اگر او راست می‏گوید سنگی از آسمان ببار و مرا بکش!! (9)
    آیا در چنین وضعیتی تا چه اندازه صلاح بود نام آن حضرت و یا ائمه(ع) بعد از ایشان در قرآن به صراحت ذکر شود؟
    ممکن است کسی با خود بیندیشد که اگر چنین شده بود، ریشه اختلافات از بن کنده می‏شد و امت اسلامی یکپارچه و هم‏آوا می‏شدند و راه هدایت راپیشه می‏ساختند، زیرا قرآن مورد قبول همه است و برآن اختلافی نیست. اما آیا واقعیت چنین است؟
    خیر. زیرا این خطر به طور جدی وجود داشت که بر سر خلافت امیرالمومنین(ع) حتی اساس اسلام و قرآن به خطر افتد. اگر نام آن حضرت به صراحت در قرآن می‏آمد، این مشکل وجود داشت که طیف عظیمی که در جامعه پایگاه تبلیغاتی وسیعی داشتند و در صدر اطرافیان پیامبر نیز بودند، رسالت حضرت و قرآن و. . . را یکسره نفی و انکار کنند و یا به تحریف آیات دست زنند و خطرجدی برای اساس اسلام و قرآن بیافرینند.
    همان گونه که در مورد روایات پیامبر چنین کردند. شاید این مسئله ابتدا اغراق آمیز جلوه نماید، در حالی که رخداد‌های مهم تاریخی به خوبی از این نکته پرده برگرفته‏اند. در این جا به ذکر یک نمونه که در منابع تاریخی مهم اهل تسنن به تکرار آمده و از مسلمات تاریخی است، اکتفا می‏شود:
    همه مورخان برجسته آورده‏اند که چون پیامبر لحظات آخر عمر خویش را می‏گذراندند، در خواست قلم و لوحی نمودند تا سندی برای امت به یادگار نهند که هیچ گاه به انحراف و ضلالت گرفتار نگردند. این درخواست برای اطرافیان کاملاً روشن بود و هدف از آن با توجه به موضعگیری‌های پیشین پیامبر واضح بود.
    در این هنگام عمر صدا زد " ان الرجل لیهجر؛(10) این مرد بر اثر شدت تب هذیان می‏گوید"!! شگفتا پیامبری که خداوند در وصفش فرموده است: "و ماینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی. . . " در خانه‏اش و نزد عزیزترین و بهترین حامیانش این چنین جسارت آمیز مورد طعن قرار گیرد !
    کار به جایی می‏رسد که حضرت از تصمیم خود منصرف می‏شود! زیرا ترس آن وجود داشت که اصرار بر آن، موجب انکار رسالت شود. مسلما ًکسانی که چنین در خانه پیامبر خدا با وی برخورد می‏کنند، خود را مستظهر به پشتیبانی وسیع اجتماعی می‏بینند و گرنه هرگز جرات چنین جسارتی به خود نمی‏دادند.
    پس اصلاً بعید نبود که با نام بردن از حضرت علی (ع) و امامان دیگر، اصل وحی و رسالت و قرآن از طرف چنین مسلمان نما‌ها زیر سؤال رود.
    از همین جا روشن می‏شود که سرّ شیوه قرآن چیست. یعنی قرآن هم برای اهل فهم و درک و تعقل حرف خود را زده است و هم کاری کرده که فاقدان چنان خصوصیتی یکسره از اصل دین جدا نشوند و یا در مقابل دین اقدام نکنند و انگیزه‏‌های سیاسی خاصی باعث نشود که به طور کلی مردم را از اصل دین و دیانت جدا سازند.
    علاوه بر آیاتی که به گونه‏‌های مختلف ولایت امیرالمومنین (علیه‏السلام) را مطرح ساخته‏اند، سومین آیه­ای که در آغاز این نگاشته آورد‌ه ایم، بسیار روشن این پیام را داده و همراه با بیان امتیازات خاص حضرت، ولایت و رهبری امت را گوشزد ساخته است.


    پی‌نوشت‌ها:
    1. بقره (2) آیه 185.
    2. حجر (15) آیه 92.
    3. بحارالانوار، ج 2، ص 93.
    4. احزاب (33) آیه 33.
    5. مانده(5) آیه3.
    6. الانسان(76) آیه 9.
    7. احزاب، آیه 33.
    8. مائده(5) آیه 55.
    9. تفسیرنورالثقلین، ج2، ص151.
    10. بحار، ج30، ص130و466و513.

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 4

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود