جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اثبات امامت برای کسی که آن را قبول ندارد

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۴
    نوشته
    20
    حضور
    7 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    44

    اشاره اثبات امامت برای کسی که آن را قبول ندارد




    چطور میتوانیم به کسی که ولایت حضرت علی (ع) و فرزندانشان را قبول ندارد، ولایت را اثبات کنیم؟
    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۴/۰۸/۰۴ در ساعت ۱۲:۱۴

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,511
    حضور
    174 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58279



    با نام و یاد دوست






    اثبات امامت برای کسی که آن را قبول ندارد








    کارشناس بحث: استاد شعیب


  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    با سلام خدمت شما دوست گرامی
    قرآن کریم برای بحث های اعتقادی یک راهکار برای مسلمانان ترسیم می دارد :
    قُل يا أَهلَ الكِتابِ تَعالَوا إِلىٰ كَلِمَةٍ سَواءٍ بَينَنا وَبَينَكُم أَلّا نَعبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلا نُشرِكَ بِهِ شَيئًا وَلا يَتَّخِذَ بَعضُنا بَعضًا أَربابًا مِن دونِ اللَّهِ ۚ فَإِن تَوَلَّوا فَقولُوا اشهَدوا بِأَنّا مُسلِمونَ﴿۶۴ آل عمران﴾
    بگو: «ای اهل کتاب! بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است؛ که جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزی را همتای او قرار ندهیم؛ و بعضی از ما، بعضی دیگر را -غیر از خدای یگانه- به خدایی نپذیرد.» هرگاه (از این دعوت،) سرباز زنند، بگویید: «گواه باشید که ما مسلمانیم!»
    در این آیه شریفه در بحث اعتقادی مسلمانان و اهل کتاب می فرماید "تعالوا الی کلمه سواء بیننا و بینکم" این یک قاعده مهم برای بحث های اعتقادی است
    به این صورت که طرف مقابل را به موضع مشترک دو طرف دعوت می کنید اگر طرف مقابل شما فقط خدا را قبول دارد یا نه بالاتر پیامبری حضرت محمد را قبول دارد یا نه بالاتر ...هر کجا که هست از همان جا سنگ بنای بحث را برای او بگذارید
    مثلا اگر طرف مقابل ما کسی است که سنی مذهب است و قرآن و سخنان پیامبر را قبول دارد یا صحاح سته را معتبر می داند بحث را از همان جا با او شروع می کنیم :
    و برای او آیاتی که به بحث ولایت امام علی می پردازد مثل آیه ولایت یا اولوا الامر و یا کونوا مع الصادقین و یا ... را می آوریم .
    از آن رسا تر احادیث پیامبر در باره ولایت امام علی (ع) را بیان می کنیم مثلا روایت منزلت و یا حدیث غدیر و یا حدیث طیر و یا حدیث ثقلین و یا ... را بیان می کنیم این احادیث در کتب آنها نیز هست.
    آنگاه به تبیین این احادیث و دلالت آنها بر امامت می پردازیم.
    یک بحث دیگر درباره تعداد این امامان است که خوشبختانه در کتب آنها از این دست روایات وجود دارد که قابل بحث می باشد.
    در ادامه نمونه هایی از این آیات و روایات را بیان خواهیم کرد:



  7. صلوات


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    1- آیه ولایت:
    إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ.(سوره مائده آيه55)

    طبراني(از علمای اهل سنت) که متوفاي 360 است از زيد بن حسن از جدش از عمار نقل مي‌کند که اميرالمؤمنين سلام الله عليه در حال رکوع مشغول خواندن نماز مستحبي بود و انگشترش را از انگشتش درآورد و به سائل داد و اين قضيه به نبي مکرم خبر داده شد و بر نبي مکرم اين آيه نازل شد:
    إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ.
    سوره مائده آيه 55
    بعد از اين که اين آيه نازل شد و بر مردم قرائت کرد:
    فقرأها رسول الله صلى الله عليه وسلم ثم قال من كنت مولاه فعلي مولاه.

    منابعی که از اهل سنت این قضیه را نقل کرده اند:
    المعجم الأوسط، ج 6، ص 218 و مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) وما نزل من القرآن في علي ( ع )، أحمد بن موسى ابن مردويه الأصفهاني، ص 235 و تخريج الأحاديث والآثار، الزيلعي، ج 1 ص 410 و الدر المنثور في التفسير بالمأثور، جلال الدين السيوطي، ج 2، ص 293

    2- آیه اولوا الامر

    "یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِی شَیْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِیلاً"(نسا 59)

    ترجمه:
    "اى کسانى که ایمان آورده‏اید! اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر خدا و صاحبان امر را، و هر گاه در چیزى نزاع کردید آن را به خدا و پیامبر ارجاع دهید اگر ایمان به خدا و روز رستاخیز دارید، این براى شما بهتر و عاقبت و پایانش نیکوتر است".

    همه مفسران شیعه در این زمینه اتفاق نظر دارند که منظور از "اولوا الامر"، امامان معصوم هستند که رهبرى مادى و معنوى جامعه اسلامى، در تمام شئون زندگى از طرف خداوند و پیامبر (ص) به آنها سپرده شده است، و غیر آنها را شامل نمى‏شود. البته کسانى که از طرف آنها به مقامى منصوب شوند و پستى را در جامعه اسلامى به عهده گیرند، با شروط معینى اطاعت آنها لازم است، این اطاعت نه به خاطر این است که آنان اولوا الامرند، بلکه به این جهت که آنان نمایندگان اولوا الامر هستند.

    اما اهل سنت این اولوا الامر را به معانی دیگر مانند زمام داران خلفا و .. گرفته اند که در زیر ما ثابت می کنیم که فقط امامان معصوم می توانند باشند:
    فخر رازى که یکی از علمای اهل سنت است در آغاز سخنش در ذیل این آیه، به این حقیقت اعتراف کرده، مى‏گوید:

    " کسى که خدا اطاعت او را به طور قطع و بدون چون و چرا لازم بشمرد حتما باید معصوم باشد؛ زیرا اگر معصوم از خطا نباشد به هنگامى که مرتکب اشتباهى مى‏شود خداوند اطاعت او را لازم شمرده، و پیروى از او را در انجام خطا لازم دانسته، و این خود یک نوع تضاد در حکم الاهى ایجاد مى‏کند؛ زیرا از یک طرف انجام آن عمل ممنوع است، و از طرف دیگر پیروى از "اولوا الامر" لازم است، و این موجب اجتماع " امر و نهى" مى‏شود.

    بنابراین، از یک طرف مى‏بینیم خداوند اطاعت فرمان اولوا الامر را بدون هیچ قید و شرط لازم دانسته و از طرف دیگر اگر اولوا الامر معصوم از خطا نباشند چنین فرمانى صحیح نیست. از این مقدمه چنین استفاده مى‏کنیم که اولوا الامر که در آیه فوق به آنها اشاره شده حتما باید معصوم بوده باشند.(فخر رازى، تفسیر کبیر (مفاتیح الغیب)، ج 10، 113، دار احیاء التراث العربی ، سال 1357".)
    همان گونه که فخر رازی به این نتیجه رسیده است باید این اولوالامر معصوم باشند چرا که بدون قید و شرط اطاعت از آنها همانند اطاعت از خدا و رسول لازم است پس باید اولو المر معصوم باشند همان گونه که رسول خدا معصوم است
    اینجا فخر رازی چون چاره ای جز پذیرش این مطلب نمی بیند به دنبال مصداق می گردد و اجماع مسلمین را مصداق آن می داند که این اشکال به او وارد است چگونه از یک عده غیر معصوم (تک تک افراد ) وقتی جمع شوند یک کل معصوم به وجود می آید و آیا مگر اجماع امت در مساله ای رخ می دهد که هیچ مسلمانی از آن تخلف نکند تا بشود از آن پیروی کرد و اشکال دیگر این که پیروی از اجماع امت در مساله ای یک مطلب دوری است فردی که یک کاری را جهل دارد می خواهد از اجماعی پیروی کند که خود باید جزو آن باشد. و این محال است.
    پس اجماع امت هم نمی تواند معصوم باشد وقتی به فرق مختلف مراجعه می کنیم می بینیم فقط شیعه است که امامان را با ادله محکم خود معصوم می داند و بعد از پیامبر فقط درباره عصمت علی(ع) گفتگو است و در بقیه صحابه بدون شک همه بر غیر معصوم بودنشان اجماع دارند پس پیروی از امام علی(ع) ثابت است


    به همین دو آیه بسنده می کنیم

    اما روایات:

    1-حدیث غدیر:
    "من کنت مولاه فهذا علی مولاه"
    در اهمّيّت اين رويداد تاريخى، همين اندازه كافى است كه اين واقعه تاريخى را صد و ده تن از صحابه پيامبر(صلى الله عليه وآله) نقل كرده اند.(علاّمه امينى تمام اين پنجاه حديث و مدارك و منابع آن را به طور دقيق در جلد سوّم الغدير آورده است.)

    این خطبه را عده ای از اهل سنت در کتاب های خود آورده اند:

    مسند احمد، جلد 1، صفحه 84، 88، 118، 119، 152، 332، 281، 331 و 370; سنن ابن ماجه، جلد 1 صفحه 55 و 58; المستدرك على الصّحيحين حاكم نيشابورى، جلد 3، صفحه 118 و 613، سنن ترمذى، جلد 5، 633; فتح البارى، جلد 79 ص 74; تاريخ خطيب بغدادى، جلد 8، صفحه 290، تاريخ الخلفاء و سيوطى، صفحه 114 و كتب ديگر.

    2
    -«خلفاء امتي اثني عشر»
    در صحيح مسلم از جابر بن سمره آمده كه مي‌گويد: من همراه پدرم سمره محضر پيغمبر اكرم صلي الله عليه وآله وسلم رسديم، حضرت فرمودند:
    إِنَّ هذا الْأَمْرَ لَا يَنْقَضِي حتى يَمْضِيَ فِيهِمْ اثْنَا عَشَرَ خَلِيفَةًقال ثُمَّ تَكَلَّمَ بِكَلَامٍ خَفِيَ عَلَيَّ قال فقلت لِأَبِي ما قال قال كلهم من قُرَيْشٍ(صحيح مسلم، ج 3، ص1452)
    امر اسلام پايدار است، تا اين‌كه دوازده خليفه من بيايند و بگذرند، پيغمبر يك جمله گفت كه من نشنيدم، به پدرم گفتم: پيغمبر چه فرمود؟ پدرم گفت: تمامي اين دوازده نفر از قريش هستند.
    این حدیث در دیگر کتب اهل سنت هم آمده است:

    صحيح البخاري، ج 6، ص2640 ،مسند أحمد بن حنبل، ج1، ص406 ،المطالب العالية، ج 9، ص 577 ،تفسير القرطبي، ج 6، ص112 ، ...

    این که جانشینان پیامبر 12 نفر اند هیچ کدام از فرق اسلامی نیستند که ادعا کرده باشند که ائمه و خلفای بعد از پیامبر برای آنها بیش از 12 نفر نیامده است دیگران هم خواسته اند توجیهاتی برای آن بیاورند که اصلا جا ندارد.

    3- حدیث ثقلین:
    پیامبر(ص) در جمع یارانش فرمود:
    "انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی اهل بیتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابداً ولن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض؛ همانا من در میان شما پس از خود، دو بار سنگین را به امانت می‌گذارم: کتاب خدا و عترت و اهل بیتم. تا زمانی که به این دو تمسک بجویید، گمراه نخواهید شد. این دو از هم جدا نمی‌شوند تا زمانی که در حوض کوثر بر من وارد شوند".

    همسنگی قرآن و اهلبیت پیامبر نشان می دهد همانگونه که قرآن در بین مسلمانان باید حاکم باشد اهلبیت پیامبر بعد از او حاکمان اسلام اند و اگر کسی به فرمان آنها گوش دهد گمراه نمی شود.
    این حدیث را می توانید در کتب اهل سنت ببینید در:

    سنن ترمذی، ج 12، ص 258 ./مسند احمد بن حنبل، ج 44، ص 134/المعجم الکبیر، طبرانی، ج 5، ص 89 ./المستدرک، حاکم نیشابوری، ج 3، ص 109 ./صواعق المحرقه، ابن حجر مکی، ص 75/صحیح مسلم، ج 2، ص 44/کنزالعمال، متقی هندی، ج 1، ص 47 و.....

    4- حدیث سفینه:
    پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «انما مثل اهل بیتی فیکم کسفینة نوح من رکبها نجا و من تخلف عنها غرق»؛ همانا مثل اهل بیتم در میان شما مانند کشتی نوح است که هر کس سوارش شود، نجات یابد و هر کس از آن تخلف کند غرق می گردد.

    این حدیث که به حدیث سفینه معروف است در منابع معتبر شیعه و اهل سنت آمده است که ما در این جا برخی از آن منابع را جهت اطلاع ذکر می کنیم.


    مستدرک الصحیحین، حاکم نیشابوری، ج 7، ص 432، /اخبار مکه، فاکهی، ج 5، ص 105، /المعجم الکبیر، طبرانی، ج 3، ص 75، /المعجم الوسط، طبرانی، ج 8، ص 102، /المعجم الصغیر، طبرانی، ج 1، ص 427، مسند، شهاب قضاعی، ج 5، ص 27، /فیض القدیر، المناوی، ج 2، ص 658و ج 5، ص 660،

    و روایات بسیار زیادی که درباب افضلیت و عصمت اهلبیت پیامبر آمده است که به واسطه آنها می توان ولایت آن حضرات را ثابت کرد.





    ویرایش توسط شعیب : ۱۳۹۴/۰۷/۱۱ در ساعت ۰۷:۳۰

  9. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427

    جمع بندی




    سوال:
    چطور میتوانیم به کسی که ولایت حضرت علی (ع) و فرزندانشان را قبول ندارد، ولایت را اثبات کنیم؟
    جواب:
    قرآن کریم برای بحث های اعتقادی یک راهکار برای مسلمانان ترسیم می دارد :
    قُل يا أَهلَ الكِتابِ تَعالَوا إِلىٰ كَلِمَةٍ سَواءٍ بَينَنا وَبَينَكُم أَلّا نَعبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلا نُشرِكَ بِهِ شَيئًا وَلا يَتَّخِذَ بَعضُنا بَعضًا أَربابًا مِن دونِ اللَّهِ ۚ فَإِن تَوَلَّوا فَقولُوا اشهَدوا بِأَنّا مُسلِمونَ﴿۶۴ آل عمران﴾
    بگو: «ای اهل کتاب! بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است؛ که جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزی را همتای او قرار ندهیم؛ و بعضی از ما، بعضی دیگر را -غیر از خدای یگانه- به خدایی نپذیرد.» هرگاه (از این دعوت،) سرباز زنند، بگویید: «گواه باشید که ما مسلمانیم!»
    در این آیه شریفه در بحث اعتقادی مسلمانان و اهل کتاب می فرماید "تعالوا الی کلمه سواء بیننا و بینکم" این یک قاعده مهم برای بحث های اعتقادی است
    به این صورت که طرف مقابل را به موضع مشترک دو طرف دعوت می کنید اگر طرف مقابل شما فقط خدا را قبول دارد یا نه بالاتر پیامبری حضرت محمد را قبول دارد یا نه بالاتر ...هر کجا که هست از همان جا سنگ بنای بحث را برای او بگذارید
    مثلا اگر طرف مقابل ما کسی است که سنی مذهب است و قرآن و سخنان پیامبر را قبول دارد یا صحاح سته را معتبر می داند بحث را از همان جا با او شروع می کنیم :
    و برای او آیاتی که به بحث ولایت امام علی می پردازد مثل آیه ولایت یا اولوا الامر و یا کونوا مع الصادقین و یا ... را می آوریم .
    از آن رسا تر احادیث پیامبر در باره ولایت امام علی (ع) را بیان می کنیم مثلا روایت منزلت و یا حدیث غدیر و یا حدیث طیر و یا حدیث ثقلین و یا ... را بیان می کنیم این احادیث در کتب آنها نیز هست.
    آنگاه به تبیین این احادیث و دلالت آنها بر امامت می پردازیم.
    یک بحث دیگر درباره تعداد این امامان است که خوشبختانه در کتب آنها از این دست روایات وجود دارد که قابل بحث می باشد.
    در ادامه نمونه هایی از این آیات و روایات را بیان خواهیم کرد:
    1- آیه ولایت:
    إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ.(سوره مائده آيه55)


    طبراني(از علمای اهل سنت) که متوفاي 360 است از زيد بن حسن از جدش از عمار نقل مي‌کند که اميرالمؤمنين سلام الله عليه در حال رکوع مشغول خواندن نماز مستحبي بود و انگشترش را از انگشتش درآورد و به سائل داد و اين قضيه به نبي مکرم خبر داده شد و بر نبي مکرم اين آيه نازل شد:
    إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ.
    سوره مائده آيه 55
    بعد از اين که اين آيه نازل شد و بر مردم قرائت کرد:
    فقرأها رسول الله صلى الله عليه وسلم ثم قال من كنت مولاه فعلي مولاه.

    منابعی که از اهل سنت این قضیه را نقل کرده اند:
    المعجم الأوسط، ج 6، ص 218 و مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) وما نزل من القرآن في علي ( ع )، أحمد بن موسى ابن مردويه الأصفهاني، ص 235 و تخريج الأحاديث والآثار، الزيلعي، ج 1 ص 410 و الدر المنثور في التفسير بالمأثور، جلال الدين السيوطي، ج 2، ص 293


    2- آیه اولوا الامر

    "یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِی شَیْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِیلاً"(نسا 59)

    ترجمه:
    "اى کسانى که ایمان آورده‏اید! اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر خدا و صاحبان امر را، و هر گاه در چیزى نزاع کردید آن را به خدا و پیامبر ارجاع دهید اگر ایمان به خدا و روز رستاخیز دارید، این براى شما بهتر و عاقبت و پایانش نیکوتر است".

    همه مفسران شیعه در این زمینه اتفاق نظر دارند که منظور از "اولوا الامر"، امامان معصوم هستند که رهبرى مادى و معنوى جامعه اسلامى، در تمام شئون زندگى از طرف خداوند و پیامبر (ص) به آنها سپرده شده است، و غیر آنها را شامل نمى‏شود. البته کسانى که از طرف آنها به مقامى منصوب شوند و پستى را در جامعه اسلامى به عهده گیرند، با شروط معینى اطاعت آنها لازم است، این اطاعت نه به خاطر این است که آنان اولوا الامرند، بلکه به این جهت که آنان نمایندگان اولوا الامر هستند.


    اما اهل سنت این اولوا الامر را به معانی دیگر مانند زمام داران خلفا و .. گرفته اند که در زیر ما ثابت می کنیم که فقط امامان معصوم می توانند باشند:
    فخر رازى که یکی از علمای اهل سنت است در آغاز سخنش در ذیل این آیه، به این حقیقت اعتراف کرده، مى‏گوید:

    " کسى که خدا اطاعت او را به طور قطع و بدون چون و چرا لازم بشمرد حتما باید معصوم باشد؛ زیرا اگر معصوم از خطا نباشد به هنگامى که مرتکب اشتباهى مى‏شود خداوند اطاعت او را لازم شمرده، و پیروى از او را در انجام خطا لازم دانسته، و این خود یک نوع تضاد در حکم الاهى ایجاد مى‏کند؛ زیرا از یک طرف انجام آن عمل ممنوع است، و از طرف دیگر پیروى از "اولوا الامر" لازم است، و این موجب اجتماع " امر و نهى" مى‏شود.

    بنابراین، از یک طرف مى‏بینیم خداوند اطاعت فرمان اولوا الامر را بدون هیچ قید و شرط لازم دانسته و از طرف دیگر اگر اولوا الامر معصوم از خطا نباشند چنین فرمانى صحیح نیست. از این مقدمه چنین استفاده مى‏کنیم که اولوا الامر که در آیه فوق به آنها اشاره شده حتما باید معصوم بوده باشند.(فخر رازى، تفسیر کبیر (مفاتیح الغیب)، ج 10، 113، دار احیاء التراث العربی ، سال 1357".)
    همان گونه که فخر رازی به این نتیجه رسیده است باید این اولوالامر معصوم باشند چرا که بدون قید و شرط اطاعت از آنها همانند اطاعت از خدا و رسول لازم است پس باید اولو المر معصوم باشند همان گونه که رسول خدا معصوم است
    اینجا فخر رازی چون چاره ای جز پذیرش این مطلب نمی بیند به دنبال مصداق می گردد و اجماع مسلمین را مصداق آن می داند که این اشکال به او وارد است چگونه از یک عده غیر معصوم (تک تک افراد ) وقتی جمع شوند یک کل معصوم به وجود می آید و آیا مگر اجماع امت در مساله ای رخ می دهد که هیچ مسلمانی از آن تخلف نکند تا بشود از آن پیروی کرد و اشکال دیگر این که پیروی از اجماع امت در مساله ای یک مطلب دوری است فردی که یک کاری را جهل دارد می خواهد از اجماعی پیروی کند که خود باید جزو آن باشد. و این محال است.
    پس اجماع امت هم نمی تواند معصوم باشد وقتی به فرق مختلف مراجعه می کنیم می بینیم فقط شیعه است که امامان را با ادله محکم خود معصوم می داند و بعد از پیامبر فقط درباره عصمت علی(ع) گفتگو است و در بقیه صحابه بدون شک همه بر غیر معصوم بودنشان اجماع دارند پس پیروی از امام علی(ع) ثابت است


    به همین دو آیه بسنده می کنیم

    اما روایات:

    1-حدیث غدیر:
    "من کنت مولاه فهذا علی مولاه"
    در اهمّيّت اين رويداد تاريخى، همين اندازه كافى است كه اين واقعه تاريخى را صد و ده تن از صحابه پيامبر(صلى الله عليه وآله) نقل كرده اند.(علاّمه امينى تمام اين پنجاه حديث و مدارك و منابع آن را به طور دقيق در جلد سوّم الغدير آورده است.)

    این خطبه را عده ای از اهل سنت در کتاب های خود آورده اند:

    مسند احمد، جلد 1، صفحه 84، 88، 118، 119، 152، 332، 281، 331 و 370; سنن ابن ماجه، جلد 1 صفحه 55 و 58; المستدرك على الصّحيحين حاكم نيشابورى، جلد 3، صفحه 118 و 613، سنن ترمذى، جلد 5، 633; فتح البارى، جلد 79 ص 74; تاريخ خطيب بغدادى، جلد 8، صفحه 290، تاريخ الخلفاء و سيوطى، صفحه 114 و كتب ديگر.


    2
    -«خلفاء امتي اثني عشر»
    در صحيح مسلم از جابر بن سمره آمده كه مي‌گويد: من همراه پدرم سمره محضر پيغمبر اكرم صلي الله عليه وآله وسلم رسديم، حضرت فرمودند:
    إِنَّ هذا الْأَمْرَ لَا يَنْقَضِي حتى يَمْضِيَ فِيهِمْ اثْنَا عَشَرَ خَلِيفَةًقال ثُمَّ تَكَلَّمَ بِكَلَامٍ خَفِيَ عَلَيَّ قال فقلت لِأَبِي ما قال قال كلهم من قُرَيْشٍ(صحيح مسلم، ج 3، ص1452)
    امر اسلام پايدار است، تا اين‌كه دوازده خليفه من بيايند و بگذرند، پيغمبر يك جمله گفت كه من نشنيدم، به پدرم گفتم: پيغمبر چه فرمود؟ پدرم گفت: تمامي اين دوازده نفر از قريش هستند.
    این حدیث در دیگر کتب اهل سنت هم آمده است:

    صحيح البخاري، ج 6، ص2640 ،مسند أحمد بن حنبل، ج1، ص406 ،المطالب العالية، ج 9، ص 577 ،تفسير القرطبي، ج 6، ص112 ، ...


    این که جانشینان پیامبر 12 نفر اند هیچ کدام از فرق اسلامی نیستند که ادعا کرده باشند که ائمه و خلفای بعد از پیامبر برای آنها بیش از 12 نفر نیامده است دیگران هم خواسته اند توجیهاتی برای آن بیاورند که اصلا جا ندارد.

    3- حدیث ثقلین:
    پیامبر(ص) در جمع یارانش فرمود:
    "انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی اهل بیتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابداً ولن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض؛ همانا من در میان شما پس از خود، دو بار سنگین را به امانت می‌گذارم: کتاب خدا و عترت و اهل بیتم. تا زمانی که به این دو تمسک بجویید، گمراه نخواهید شد. این دو از هم جدا نمی‌شوند تا زمانی که در حوض کوثر بر من وارد شوند".

    همسنگی قرآن و اهلبیت پیامبر نشان می دهد همانگونه که قرآن در بین مسلمانان باید حاکم باشد اهلبیت پیامبر بعد از او حاکمان اسلام اند و اگر کسی به فرمان آنها گوش دهد گمراه نمی شود.
    این حدیث را می توانید در کتب اهل سنت ببینید در:

    سنن ترمذی، ج 12، ص 258 ./مسند احمد بن حنبل، ج 44، ص 134/المعجم الکبیر، طبرانی، ج 5، ص 89 ./المستدرک، حاکم نیشابوری، ج 3، ص 109 ./صواعق المحرقه، ابن حجر مکی، ص 75/صحیح مسلم، ج 2، ص 44/کنزالعمال، متقی هندی، ج 1، ص 47 و.....

    4- حدیث سفینه:
    پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «انما مثل اهل بیتی فیکم کسفینة نوح من رکبها نجا و من تخلف عنها غرق»؛ همانا مثل اهل بیتم در میان شما مانند کشتی نوح است که هر کس سوارش شود، نجات یابد و هر کس از آن تخلف کند غرق می گردد.

    این حدیث که به حدیث سفینه معروف است در منابع معتبر شیعه و اهل سنت آمده است که ما در این جا برخی از آن منابع را جهت اطلاع ذکر می کنیم.


    مستدرک الصحیحین، حاکم نیشابوری، ج 7، ص 432، /اخبار مکه، فاکهی، ج 5، ص 105، /المعجم الکبیر، طبرانی، ج 3، ص 75، /المعجم الوسط، طبرانی، ج 8، ص 102، /المعجم الصغیر، طبرانی، ج 1، ص 427، مسند، شهاب قضاعی، ج 5، ص 27، /فیض القدیر، المناوی، ج 2، ص 658و ج 5، ص 660،


    و روایات بسیار زیادی که درباب افضلیت و عصمت اهلبیت پیامبر آمده است که به واسطه آنها می توان ولایت آن حضرات را ثابت کرد.




اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود