صفحه 1 از 22 1231121 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اثبات خدا برای کسی که خدا را قبول ندارد

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۴
    نوشته
    20
    حضور
    7 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    44

    اشاره اثبات خدا برای کسی که خدا را قبول ندارد




    چطور میتوانیم به کسی که خدا را قبول ندارد وجود خدا را اثبات کنیم؟
    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۴/۰۹/۲۵ در ساعت ۲۲:۵۵

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,569
    حضور
    175 روز 16 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58356



    با نام و یاد دوست






    اثبات خدا برای کسی که خدا را قبول ندارد








    کارشناس بحث: استاد صادق


  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,057
    حضور
    192 روز 21 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28785



    نقل قول نوشته اصلی توسط mofazzali نمایش پست ها
    چطور میتوانیم به کسی که خدا را قبول ندارد وجود خدا را اثبات کنیم؟
    باسلام وتشکر .
    در زمینه اثبات وجود خدا، براهین بسیارى وجود دارد. کتاب های زیادى در این زمینه تألیف شده است. ا
    در مورد اثبات وجود خدا ما به بیان دو برهان در این زمینه اکتفا مى‏کنیم.
    الف) برهان نظم:
    خداپرستان براى اثبات خداى جهان به دلایل فراوانى استدلال کرده‏اند. در میان دلایل آنها روشن‏ترین و
    قانع‏کننده‏ترین دلیلى که جلب نظر مى‏کند «برهان نظم» است. زیرا این برهان هم عقل را قانع مى‏کند و هم وجدان را راضى مى‏سازد. از این جهت همیشه مورد توجه دانشمندان و فلاسفه الهى بوده است.
    پایه‏ هاى اساسى این برهان: این برهان بر دو پایه اساسى قرار دارد:
    1ـ در هر گوشه‏ اى از این جهان پهناور آثار نظم و حساب و قانون و هدف به چشم مى‏ خورد.
    2- هر دستگاهى چنین باشد، سازنده آن یک مبدأ عالم و عاقل است.
    اکنون به توضیح این دو مقدمه توجه فرمایید.
    پایه اول: در هر گوشه‏اى از جهان پهناور، دستگاه‏ هاى منظم و سازمان‏هاى مرتب به چشم مى‏خورد، برنامه و حساب و قانون حتى بر کوچک ترین اجزای عالم حکومت مى‏کند. هر یک از این موجودات گوناگون چون لشکرى انبوه که به دسته‏هاى مختلفى تقسیم شده باشند، با صفوف منظم و با هماهنگى شگرفى تحت فرماندهى واحدى به سوى مقاصد خاصى حرکت مى‏کنند.
    جهان هستى درهم و برهم نیست. همه موجودات و حوادث در یک خط سیر معینى سیر مى‏کنند.
    یک نوع ارتباط و هماهنگى خاصى در میان تمام اجزا و موجودات عالم هستى مشاهده مى‏شود که در اولین نظر محسوس است.
    براى روشن شدن این حقیقت توجه شما را به نکات زیر جلب مى‏کنیم.
    1- بررسى اجمالى برخى از عظمت و نظم کرات و سیارات:
    نیوتن منجم معروف، در نظریه معروف خود مبنى بر جاذبه عمومى مى‏گوید: قانون جاذبه عمومى به ضمیمه قوه «گریز از مرکز» بر تمامى سیارات حکمفرما است. در هر یک از اجرام بالا، این دو قوه به طور متعادل وجود دارد. از طرفى چون قوه جاذبه نسبت مستقیم با حجم دو جسم و نسبت معکوس با مجذور دو جسم دارد، وزن هر یک از سیارات متناسب با فاصله و سرعت سیر آنها است، بنابراین اگر تساوى بین این دو ناموس برقرار نبود، یعنى مثلًا قوه جاذبه بیشتر از قوه دافعه مى‏شد، جسم بزرگ تر، کوچک تر را به سوى خود جذب مى‏کرد. اگر قوه دافعه زیادتر مى‏شد، سیارات تدریجا از مرکز خود دور شده، نابود مى‏گردیدند. یعنى در اجرام سماوى این دو نیرو به طور متساوى حکمفرما است که اگر کوچک ترین تخلفى روى دهد، یعنى قوه جاذبه و یا نیروى گریز از مرکز کم و زیاد گردد و اگر سیارات فاصله یا حجم یا سرعت سیرى را که دست قدرت براى آنها تعیین کرده، از دست بدهند، وضع آنها به کلى به هم مى‏خورد و این خود یکى از مصادیق نظم در جهان بالا است.
    حرکت سیارات یکى از شواهد بارز نظم است که روى یک حساب منظم و دقیقى به طور یکنواخت در حرکتند. طى هزاران سال کم ترین تغییرى در وضع آنها دیده نمى‏شود.
    خسوف و کسوف هم از موضوعات قابل ملاحظه است، زیرا مى‏توان وقوع آنها را از سال‏ها قبل دقیقا پیش‏بینى کرد و این خود به خوبى حکایت مى‏کند که گردش کواکب چقدر منظم و دقیق است. در هر 18 سال و 11 روز 43 مرتبه کسوف و 28 مرتبه خسوف صورت مى‏گیرد. پس از گذشتن این مدت باز کسوف و خسوف در اوقات معین تکرار مى‏شود. یعنى در هر 18 سال و 11 روز خورشید و ماه و زمین در وضع متناسبى، مشابه جریان قبل قرار مى‏گیرند.
    2- نگاهى گذرا به نظم در کوچک ترین ذرات عالم:
    کوچک ترین موجودى که تاکنون در دسترس علم بشر قرار گرفته «اتم» و اجزای آن مى‏باشد. اتم که از شگفت‏انگیزترین موجودات جهان آفرینش است، به قدرى ریز و کوچک مى‏باشد که حتى با نیرومندترین میکروسکوپ‏هاى الکترونى که موجودات را چندین ده‏هزار برابر بزرگ تر نشان مى‏دهد، قابل رؤیت نیست. محاسبات علمى و ریاضى و آثار گوناگونى که ضمن آزمایش‏ها روى شیشه‏هاى عکاسى ظاهر مى‏شود، بشر را به وجود این موجود حیرت‏آور پر از قدرت هدایت نموده است.
    اتم‏ها همان واحدها و مصالح ساختمان عظیم جهان ماده است که از به هم پیوستن آنها به طرزهاى گوناگون، اجسام و موجودات متنوع این جهان به وجود آمده است.
    تمام اجسام و موجودات عالم طبیعت مجموعه‏اى است از اتم‏ها و یک جسم بسیار کوچک که به زحمت به چشم دیده مى‏شود، در حقیقت از تراکم میلیون‏ها اتم روى هم انباشته، به وجود آمده است.
    ساختمان درونى اتم: اتم با آن همه کوچکى داراى اجزاء متعددى است که عمده آنها سه قسمت زیر است که آنها را به منزله ارکان اتم مى‏شود معرفى کرد:
    «پروتون» که داراى بار الکتریکى مثبت است. «نوترون» که از نظر خاصیت الکتریکى خنثى است. «الکترون» داراى بار منفى بوده و گاهى به آن «نگاتون» هم گفته مى‏شود.
    این اجزای بى‏نهایت ریز به طور شگفت‏انگیزى ساختمان اتم را تشکیل داده‏اند، به این ترتیب که پروتون و نوترون به طور اجتماع در مرکز قرار گرفته، هسته اتم را تشکیل مى‏دهند و ذرات الکترون‏ها هم در فاصله‏هاى معینى در اطراف هسته به سرعت سرسام‏آورى در گردشند.
    دانشمندان، ساختمان اتم را به ساختمان منظومه شمسى و حرکت الکترون‏ها را به حرکت دورانى سیارات تشبیه کرده‏اند، با این تفاوت که اگر تعجب نکنید، سرعت سیر سارات اتمى به مراتب از سرعت سیر سیارات منظومه شمسى بیشتر است. تعداد ذرات هسته و الکترون‏ها و فاصله آنها و بالاخره مداراتشان در اتم‏ها فرق مى‏کند.
    ابعاد اتم‏ها: پروتون که یکى از اجزای هسته‏اى اتم است، به اندازه‏اى کوچک است که هرگاه هزار میلیارد تا ده‏هزار میلیارد از آنها کنار هم چیده شوند، تازه طول این صف عجیب فقط یک سانتیمتر خواهد بود.
    حجم یک اتم بیش از هزار برابر حجم یک پروتون مى‏باشد، ولى تمام این حجم هم پر نیست. فاصله میان الکترون‏ها و هسته که نسبت به حجم هسته بسیار وسیع مى‏باشد، کاملًا خالى است. براى تصویر این فضاى عجیب کافى است بدانیم که اگر قطر یک اتم را یک کیلومتر فرض کنیم، تنها یک متر آن به وسیله هسته و پروتون اشغال شده، الکترون‏ها در فاصله یک کیلومترى به دور هسته گردش مى‏کنند و بقیه را یک فضاى خالى تشکیل مى‏دهد.
    قسمت پر و اشغال شده اتم‏ها نسبت به فضاى خالى آنها به قدرى ناچیز است که درست مانند جرم کره خورشید است. در مقابل فضاى وسیع میان آن و دورترین سیارات. روى این حساب پیداست که قسمت مهم حجم اتم خلاء بوده و ماده اصلى بسیار کوچک است. به گفته «ژولیو» دانشمند معروف اگر فضاى خالى میان اتم‏هاى بدن یک انسان را از بین ببریم و تمام اجزای اتم‏هاى آن را به وسیله مثلًا فشار فوق‏العاده به هم بچسبانیم، همین بدن انسان به قدرى کوچک مى‏شود که به زحمت مى‏توان آن را مشاهده کرد. عجیب‏تر آن که این جسم بسیار کوچک وزن اولیه
    خود را از دست نخواهد داد، یعنى وزن آن برابر با وزن بدن اصلى مثلًا همان 70 کیلوگرم خواهد بود.
    از سریع هم سریع‏تر الکترون‏ها که ذراتى سبک‏وزن و داراى بار منفى هستند و گرد هسته مرکزى اتم با سرعت سرسام‏آورى حرکت مى‏کنند. در اتم هیدروژن که ساده‏ترین اتم‏ها است و داراى یک الکترون مى‏باشد، سرعت سیر الکترون سه هزار کیلومتر در ثانیه است. در اتم اورانیوم که الکترون‏هاى متعددى دارد، سرعت حرکت آنها به 164 و 201 کیلومتر در ثانیه مى‏رسد.
    اکنون فکر کنید در این میدان بى‏نهایت کوچک موجودى با این سرعت عجیب، گردش کند، چه وضعى به خود گرفته و در یک ثانیه چند مرتبه گرد مرکز خود باید طواف کند و چه مسافتى را بپیماید؟
    با توجه به این بیان تصدیق خواهد کرد که سیارات شمسى هم با آن عظمت و سرعتى که دارد، هرگز به گرد این الکترون‏هاى کوچک و ناچیز نمى‏رسد.
    تفاوت اتم‏ها: سابق بر این گمان مى‏کردند که ساختمان تمام اجسام از عناصر اربعه: آب، باد، خاک، آتش ساخته شده و این چهار عنصر سازنده جهان مادى خود بسیط بوده، قابل تجزیه نیستند، ولى در اثر تحقیقات و آزمایش علمى معلوم شد که نه تنها «عناصر» منحصر به چهار نیست، بلکه این چهار عنصر اساسا قابل تجزیه بوده و خود از عناصر بسیط دیگرى پدید آمده‏اند.
    از این عناصر تاکنون حدود 104 عنصر کشف شده که از حیث تعداد ذرات هسته‏اى و الکترون‏ها با هم تفاوت دارند و همین اختلاف است که تنوع اتم‏ها را ایجاب کرده است.
    به این معنى که این اجسام گوناگون با آن همه اختلافاتى که در خواص فیزیکى و شیمیایى دارند، تفاوت و اختلافى جز در کم و زیاد تعداد الکترون‏ها و پروتون‏ها ندارند.
    ساده‏ ترین اتم‏ها، اتم هیدروژن است که فقط داراى یک الکترون و یک پروتون است تا مى‏رسد به اتم اورانیوم که در آن 92 الکترون «دیوانه‏وار» در مدارات متعدد دور هسته مرکزى (که داراى 136 تا 147 نوترون و پروتون مى‏باشد) در گردشند. بعد از عنصر اورانیوم عناصر دیگرى کشف شده که داراى الکترون‏هاى بیشترى هستند.
    مطالعه در عالم «بى‏نهایت کوچک» اتم‏ها درس‏هایى به ما مى‏آموزد که ما را به خداوند «بى‏نهایت بزرگ» راهنمایى
    کرده، به عظمت و قدرت و علم بى‏پایان او آشنا مى‏سازد.
    در اینجا کافى است که ما چهار قسمت را که بیش از همه جلب توجه مى‏کند و هر کدام نمونه بارزى از علم و قدرت آفریننده اتم مى‏باشد مورد مطالعه قرار دهیم:
    1- نظم اتم‏ها: 104 عنصرى که تاکنون کشف شده، همه داراى یک قاعده منظم و ترتیب مخصوصى مى‏باشد که تعداد الکترون‏هاى آنها به ترتیب از یک شروع شده، تدریجا روز نقشه منظم و واحدى بالا مى‏رود. به طورى که توانسته‏اند تمام آنها را دسته‏بندى کرده و تحت یک جدول (معروف به جدول مندلیف) تنظیم کنند.
    2- تعادل نیروى جاذبه و دافعه: دو «بار» مخالف الکتریسیته همواره یکدیگر را جذب مى‏کنند، یعنى اگر یک جسم که حامل الکتریسیته مثبت است، با دیگرى که داراى الکتریسیته منفى است، نزدیک شود، آن دو جسم به سوى یکدیگر حرکت کرده و همدیگر را در آغوش مى‏فشارند و جرقه‏اى که باید نام آن را برق عشق گذارد، می جهد.
    روى این حساب، الکترون‏ها که داراى بار منفى و پروتون‏ها که حامل بار مثبت هستند، باید به فوریت یکدیگر را جذب کنند واین گردش‏هاى پرهیجان جاى خود را در دل اتم‏ها به سکون مرگبارى بدهند. اگر چنین مى‏شد، جهان وضع دیگرى به خود مى‏گرفت، ولى هرگز چنین حادثه‏اى در جهان اتفاق نیافتاده و نخواهد افتاد و این، روى یک حساب کلى دقیق و پایدارى مى‏باشد که این تعادل عجیب و نظم شگفت‏انگیز را در درون اتم به وجود آورده است.
    رمز این مطلب در این است که یک نظم و حساب معینى در اندرون اتم حکومت مى‏کند که نگهدار و پدیدآورنده این تعادل است، یعنى یک قوه دیگرى که در اثر گردش دورانى الکترون‏ها به دور هسته تولید مى‏شود و آن را قوه گریز از مرکز مى‏نامند، قوه جاذبه هسته مرکزى را تعدیل مى‏بخشد.
    «قوه گریز از مرکز» که در اثر حرکت دورانى به وجود مى‏آید و قدرت آن متناسب با سرعت حرکت مى‏باشد، همواره جسم متحرک را از هسته مزبور به عقب مى‏راند. از طرفى هم هسته مرکزى با قوه جاذبه که در اثر نزدیکى دو «بار» الکتریکى تولید شده، الکترون‏ها را به شدت به طرف خود مى‏کشاند.
    اکنون فکر کنید که براى حفظ موجودیت اتم باید سرعت سیر الکترون‏ها به اندازه‏اى باشد که قوه دافعه متولد شده از آن، درست به اندازه قوه جاذبه و جوابگوى آن باشد. اگر کوچک ترین تجاوزى از این حد و قانون معین رخ دهد، دستگاه اتم از کار خواهد افتاد، یعنى اگر کمى قوه گریز از مرکز زیادتر شود، الکترون‏ها به زودى فرار کرده و اتم تجزیه مى‏شود. اگر این تعادل به نفع قوه جاذبه به هم بخورد، اجزای اتم به زودى به هم نزدیک شده و از کار خواهد افتاد. به این ترتیب دستگاه اتم از بین خواهد رفت. فکر کنید تنظیم این حساب دقیق در آن محیط فوق‏العاده کوچک چه کار مشکلى است.
    3- نیروى فوق‏العاده اتم: هسته اتم که از ذرات پروتون و نوترون تشکیل یافته، داراى یک نیروى فوق‏العاده عظیمى مى‏باشد که در دل هسته اتم نهفته است. این ذرات چیزى جز «نیرو و انرژى متراکم» نیستند. وقتى این نیرو از هسته اتم آزاد مى‏شود، تولید یک انرژى عظیم مى‏کند که آثار خارق‏العاده‏اى به وجود مى‏آورد. با این همه، این نیروى بزرگ به طور اسرارآمیزى در درون ذرات بى‏نهایت کوچک هسته اتم مهار شده و آزاد کردن آن به این سادگى و آسانى هم امکان‏پذیر نیست، بلکه براى این منظور احتیاج به ماشین‏هاى عظیم الکتریکى دارد.
    حال فکر کنید اگر این دیو دیوانه به زودى مى‏توانست زنجیر خود را پاره کرده و اتم را منفجر سازد، چقدر زندگى در این جهان خطرناک و مشکل بود.
    مطالعات این نکات توحیدى درباره ساختمان دقیق اتم و ابعاد و نظم اسرارآمیزى که در هر قسمت از آن به کار رفته و نیروى فوق‏العاده‏اى که در دل آن نهفته است، ما را به یک منبع عظیم قدرت و علم که به وجود آورنده آن است، راهنمایى مى‏کند.
    راستى آیا ممکن است این همه دقایق و اسرار نظامى را که در وجود یک موجود بى‏نهایت کوچکى به کار رفته است، معلول عواملى دانست که کاملًا از آنها بى‏اطلاع و بى‏خبر مى‏باشد، حتى به اندازه یک کودک دو ساله هم ازعقل و شعور بهره ندارد؟
    پایه دوم: سازمانى با این نظم و دقت نمى‏تواند معلول تصادف و اتفاق باشد. یعنى علل فاقد عقل و شعور آن را ایجاد کرده باشند. از این دو مقدمه (عالم منظم است و نظم آن بدون فاعل عاقل حکیم ممکن نیست) نتیجه مى‏گیریم که جهان داراى مبدئى دانا و توانا است که این سازمان عظیم را طبق نقشه و هدف خاصى ایجاد کرده و رهبرى مى‏کند.

    براى مطالعه در باب استدلال‏هاى فلسفى دو کتاب زیر بسیار مفید است:
    1- جوادى، محسن، درآمدى بر خداشناسى فلسفى، نشر معارف؛
    2- اصول فلسفه و روش رئالیسم، با تعلیقات شهید مطهرى، ج 5.

  7. صلوات ها 9


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۴
    نوشته
    356
    حضور
    52 روز 23 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    444



    طبیعتا کسی که با مطالعه بیخدایی رو انتخاب کرده خدا رو هم نمیشه بهش اثبات کرد دیگه؛ چون هم براهین وجود خدا رو میشناسه هم نقدهاشو.
    ولی در کل اعتقادات خودمون رو به دیگران دیکته نکنیم به نظرم بهتره.

  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    882
    حضور
    20 روز 18 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    1
    گالری
    17
    صلوات
    2369



    نقل قول نوشته اصلی توسط آورورا نمایش پست ها
    طبیعتا کسی که با مطالعه بیخدایی رو انتخاب کرده خدا رو هم نمیشه بهش اثبات کرد دیگه؛ چون هم براهین وجود خدا رو میشناسه هم نقدهاشو.
    ولی در کل اعتقادات خودمون رو به دیگران دیکته نکنیم به نظرم بهتره.

    من در مورد بیخدایی مطالعه داشته ام و هم براهین وجود خدا رو می شناسم و هم نقدها و برهان نماهای بیخدایان رو! از آرش و مزدک در بین ایرانیها گرفته تا داوکینز و واشینگن در بین خارجیها. این اعتماد به نفس شما جالبه که فکر می کنید که کسی که این براهین با نقدهاشونو بشناسه، خدا رو نمیشه بهش ثابت کرد.

    و جالب اینه که شما با تلقین میخوای اعتقاداتتو به دیگران دیکته کنی. به هر حال شما اگر حرف حساب داری، این سایت کارشناسان زیادی داره که حاضرن پاسختو ارائه کنن، به جای ادعا و ابراز بیانات این چنینی، دو سطر استدلال اقامه کنید.

    ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش, بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش.

  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۴
    نوشته
    356
    حضور
    52 روز 23 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    444



    من صرفا از تجربه م گفتم. ایشون میتونه بپذیره یا نپذیره.
    البته طبق معمول میشه انتظار رادیکال های عصبانی رو هم کشید.

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۴
    علاقه
    مطالعه .. ورزش
    نوشته
    1,586
    حضور
    52 روز 8 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    158
    صلوات
    5441



    یه چیز جالبی که در سخنان کسانیکه به وجود خدا اعتقاد ندارن میشه دید اینه که فکر میکنن مومنین به خدا ، کم علم و بی مطالعه و ساده و در کل بی سوادن ، و خودشون خیلی متفکر و عاقل و دانا !!!!

    ولی اینجور نیست ، تو همین سایت نمونه اش زیاده ، دینداران و خداپرستان با سطح علم و هوش بالا..

    عصری که توش زندگی میکنیم عصریه که هجوم و گسترش اطلاعات به حدی زیاده که اعتقادات دیگه ارثی نیست .. همه میتونن " اگر عقل و روحی حقیقت یاب دارن " با یه سرچ کوچیک به هزاران مقاله و مطلب یک جا دست پیدا کنن.
    خدانگهدار اسکدین





  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۴
    علاقه
    مطالعه .. ورزش
    نوشته
    1,586
    حضور
    52 روز 8 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    158
    صلوات
    5441



    چطور میتوانیم به کسی که خدا را قبول ندارد وجود خدا را اثبات کنیم؟
    یک عدد کتاب آناتومی بدن انسان بخرید و هدیه کنید به ایشون ..
    خدانگهدار اسکدین





  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    882
    حضور
    20 روز 18 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    1
    گالری
    17
    صلوات
    2369



    نقل قول نوشته اصلی توسط آورورا نمایش پست ها
    من صرفا از تجربه م گفتم. ایشون میتونه بپذیره یا نپذیره.
    البته طبق معمول میشه انتظار رادیکال های عصبانی رو هم کشید.
    رادیکال عصبانی، انسانهایی هستند که برچسب می زنند و جرئت بحث منطقی رو ندارن. شما اگر حرف داری بیا منطقی بحث کن، چرا برچسب رادیکال عصبانی رو به ما میزنی؟

    من هم تجربۀ خودم رو گفتم، و به قول یکی از بچه های انجمن، کسی که اسلام رو رها کنه و بره بیخدا بشه، همون بهتر بره و بیخدا بشه؛ ما نه از این مسئله ناراحت میشیم و نه عصبانی. این شماها هستید که آرزو دارید تعدادتون زیاد باشه و توی هر شبکه اجتماعی، هر کدومتون صدتا آیدی دارید، تا مثلاً زیاد جلوه کنید؛ ما نیازی به این مسائل نداریم، حق حقه، حتی اگر فقط نوح و خانواده ش جزء مؤمنین باشند، باز هم طرف حق تغییری نداره.

    ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش, بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش.

  19. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    882
    حضور
    20 روز 18 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    1
    گالری
    17
    صلوات
    2369



    در مورد مجازات مرتد هم که میدونم ایشون میخواد بکشدش وسط، خدمت دوستان عرض می کنم که مجازات مرتد نه به خاطر ناراحتی و عصبانیت ما، که به دلیل دستور خداست، وگرنه من شخصاً مرتد رو انسانی قابل ترحم می دونم که قدر اونچه داشته رو ندونسته، هدایت رو فروخته و ضلالت رو خریده و معامله اش ضرر شدید داده، اگر خدا دستور مجازات نمی داد، من به اینها صدقه هم ممکن بود بدهم.

    ولی در مورد ارتداد من یک کتاب روی سایت خودمون دیدم که لینکشو براتون میذارم:

    http://www.askdin.com/downloads.php?do=file&id=1836

    با سپاس

    ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش, بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش.

صفحه 1 از 22 1231121 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود