صفحه 1 از 7 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: هر عیب که هست از دموکراتی ماست!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    6,121
    حضور
    136 روز 8 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    19217

    اشاره هر عیب که هست از دموکراتی ماست!




    سلام به همهء دوستان
    در این تاپیک ابتدا میخوام یه مقایسه کنم بین کشور اسلامی خودمون و کشورهای بی دین اروپایی ، بعد سؤال اصلی رو مطرح کنم
    من کوچک که بودم قلبم رو عمل جراحی کردم. البته در انگلستان. سه تا از اتفاق هایی که به بحثمون مربوط میشه رو در قالب سه داستان کوتاه براتون مینویسم



    1 - دکتر مسیحی ، وزیر مسلمان
    قرار بود من به همراه پدر و مادرم به خارج از کشور برم برای معالجه. اما زمانی که پیش مسئول مربوطه رفتیم ، ایشون بعد از دیدن پرونده ، گفتن که نمیتونم اجازه بدم دو نفر همراه بیمار به خارج از کشور برن ، چون باعث میشه به اندازهء یک نفر بیت المال گردن من باشه! پدرم به ایشون گفت آخه شما مسلمان هستی ، چطور قبول میکنی من همسرم رو تنها توی ایران بذارم دور از بچه ش ، یا بدتر ، تنهایی بفرستمش کشور بیگانه؟! ولی طرف قبول نمیکرد
    پدرم ناچاراً به پزشک من مراجعه کرد (دکتر ژنی پرنده ، از برادران مسیحی). ایشون بعد از شنیدن مطلب گفتن که: هر کی گفت شکر خورده (البته نگفت شکر )
    بعد پرونده رو گرفت و نوشت طبق نظر پزشک ، همراهی پدر و مادر در کنار کودک الزامی میباشد


    2 - اعتقاد
    ابتدا قرار بود من توی ایران عمل بشم و بعداً حرف خارج از کشور پیش اومد. در اون زمان ، پدر من سؤالی از یک دکتر ایرانی (مسلمان) پرسید:
    دکتر چند درصد احتمال داره عمل پسر من موفقیت آمیز باشه؟
    دکتر پاسخ داد: 10 درصد شانس زنده موندن داره!
    مدتی بعد که من برای جراحی با والدین به انگلستان رفتم ، پدرم همین سؤال رو از پزشک انگلیسی پرسید
    ایشو
    ن پاسخ داد: من فقط چاقو رو میزنم. باقیش با خداست ، نه من


    3 - فروشگاه زنجیره ای
    پدرم توی لندن یک چرخ خیاطی برای مادرم خرید و یکی دو روز بعد به دعوت یکی از اقوام ساکن انگلستان ، به شهر واکینگ رفتیم. اونجا پدرم متوجه شد که مادرم زیاد از چرخ استقبال نمیکنه. علت رو جویا شد و مادرم گفت: من علاقهء زیادی به مارک سینگر داشتم. این هم خوبه ولی سینگر که نیست تو ذوقم خورده. اون فامیل ما کا حاضر بود ، گفت خب برید تعویضش کنید! پدرم گفت: آخه الان چند روز گذشته ، تازه کو تا ما برگردیم لندن! ایشون گفت: لازم نیست به لندن برید. شما میتونید هر وسیله ای رو که از یک شعبهء یک فروشگاه میخرید ، در شعبهء دیگه حتی در شهر دیگه پس بدید یا تعویضش کنید!!!
    (دوستان دقت کنید صبت 30 سال پیشه! )
    خلاصه با هم رفتن به شعبهء فروشگاه در واکینگ ، چرخ مارک هوسکوارنا رو پس دادن و یه چرخ سینگر بجاش گرفتن. نکته اینکه فروشنده جعبهء چرخ رو باز نکرد! که وقتی پدرم از فامیلمون دلیلش رو پرسید ، ایشون گفت: چون معتقدن با این عمل به مشتری بی احترامی میشه!!!
    (یاد ایران خودرو و سایپا افتادم )




    اما سؤال اول:
    تبلور و بازتاب یک عقیده و آئین رو باید در رفتار پیروان اون جستجو کرد. سؤال من اینه که چرا هر وقت به مسلمانان ایرادی گرفته میشه ، پاسخش اینه که"
    "اسلام به ذات خود ندارد عیبی *** هر عیب که هست از مسلمانی ماست"
    اما اگر خطایی در غرب سر بزنه ، بلافاصله به تفکر و فرهنگ غرب نسبت داده میشه و اصل و ریشهء اونها رو زیر سؤال می بریم؟
    آیا اونها نمیتونن پاسخ بدن که:
    "دموکراسی به ذات خود ندارد عیبی ***هر عیب که هست از دموکراتی ماست"؟
    البته من متوجه این موضوع هستم که برای مقایسهء این دو ، باید اصل عقاید رو مورد بررسی قرار داد. قبول
    اما حرفم اینه که این توجیه تا چه حدی باید وجود داشته باشه که هر مشکلی رو با همین یه بیت شعر ماست مالی کنیم بره؟!


    سؤال دوم:
    آیا صرف اینکه ما نماز میخونیم و روزه میگیریم ، یعنی از اونها بهتر هستیم؟ اونها این همه احترام به مشتری میذارن ، وجدان کاری دارن ، بهترین و باکیفیت ترین اجناس رو دست مردم میدن و...... اما ما بی کیفیت ترین کالاها و خدمات رو به مشتری میدیم ، ارزشی برای وقت و هزینهء ملت قائل نیستیم ، همهء کارها رو سر هم بندی میکنیم و...... اون وقت تا حرفی میشه میگیم اونا با هم دوست میشن و رابطهء جنسی دارن ، ولی ما این رو بد میدونیم و نداریم (لااقل بین مذهبی ها نداریم) ، و بعد نتیجه میگیریم که ما آخر خوبی هستیم و اونها آخر بدی
    کارشناس محترم این رو هم توضیح بفرمایند ممنون میشم


    سؤال سوم:
    با توجه به دو پرسش قبلی ، آیا نمیشه اینطور نتیجه گرفت که:
    اون آئینی که هیچ تاثیری در رفتار نداره ، ولو اینکه از نظر تئوری عالی باشه ، به کار نمیاد؟
    و در عوض آئین و روشی که لااقل بخشی از اخلاق رو اصلاح میکنه ، به درد بخور تر خواهد بود ، حتی اگر از نظر تئوری چندان قوی نباشه؟


    ممنون از پاسختون

    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۴/۰۸/۱۸ در ساعت ۰۰:۴۳

    آن حرفی که بین مردم خریدار دارد حرف حق نیست
    بلکه حرفی است که با
    داد گفته شود. چه حق باشد ، چه نباشد



  2. صلوات ها 17


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58295



    با نام و یاد دوست






    هر عیب که هست از دموکراتی ماست!








    کارشناس بحث: استاد رئوف


  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,327
    حضور
    28 روز 15 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3965



    نقل قول نوشته اصلی توسط Reza-D نمایش پست ها
    سلام به همهء دوستان
    در این تاپیک ابتدا میخوام یه مقایسه کنم بین کشور اسلامی خودمون و کشورهای بی دین اروپایی ، بعد سؤال اصلی رو مطرح کنم
    من کوچک که بودم قلبم رو عمل جراحی کردم. البته در انگلستان. سه تا از اتفاق هایی که به بحثمون مربوط میشه رو در قالب سه داستان کوتاه براتون مینویسم

    ....
    اما سؤال اول:
    تبلور و بازتاب یک عقیده و آئین رو باید در رفتار پیروان اون جستجو کرد. سؤال من اینه که چرا هر وقت به مسلمانان ایرادی گرفته میشه ، پاسخش اینه که"
    "اسلام به ذات خود ندارد عیبی *** هر عیب که هست از مسلمانی ماست"
    اما اگر خطایی در غرب سر بزنه ، بلافاصله به تفکر و فرهنگ غرب نسبت داده میشه و اصل و ریشهء اونها رو زیر سؤال می بریم؟
    آیا اونها نمیتونن پاسخ بدن که:
    "دموکراسی به ذات خود ندارد عیبی ***هر عیب که هست از دموکراتی ماست"؟
    البته من متوجه این موضوع هستم که برای مقایسهء این دو ، باید اصل عقاید رو مورد بررسی قرار داد. قبول
    اما حرفم اینه که این توجیه تا چه حدی باید وجود داشته باشه که هر مشکلی رو با همین یه بیت شعر ماست مالی کنیم بره؟!


    سؤال دوم:
    آیا صرف اینکه ما نماز میخونیم و روزه میگیریم ، یعنی از اونها بهتر هستیم؟ اونها این همه احترام به مشتری میذارن ، وجدان کاری دارن ، بهترین و باکیفیت ترین اجناس رو دست مردم میدن و...... اما ما بی کیفیت ترین کالاها و خدمات رو به مشتری میدیم ، ارزشی برای وقت و هزینهء ملت قائل نیستیم ، همهء کارها رو سر هم بندی میکنیم و...... اون وقت تا حرفی میشه میگیم اونا با هم دوست میشن و رابطهء جنسی دارن ، ولی ما این رو بد میدونیم و نداریم (لااقل بین مذهبی ها نداریم) ، و بعد نتیجه میگیریم که ما آخر خوبی هستیم و اونها آخر بدی
    کارشناس محترم این رو هم توضیح بفرمایند ممنون میشم


    سؤال سوم:
    با توجه به دو پرسش قبلی ، آیا نمیشه اینطور نتیجه گرفت که:
    اون آئینی که هیچ تاثیری در رفتار نداره ، ولو اینکه از نظر تئوری عالی باشه ، به کار نمیاد؟
    و در عوض آئین و روشی که لااقل بخشی از اخلاق رو اصلاح میکنه ، به درد بخور تر خواهد بود ، حتی اگر از نظر تئوری چندان قوی نباشه؟


    ممنون از پاسختون

    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    در پاسخ باید به چند امر توجه کرد:

    - باید دو مقام رو از هم تفکیک کنیم چون خلط کردن این دو مقام، موجب به نتیجه نرسیدن بحث خواهد شد. بحث اول در مورد آموزه هایی است که انسان ها به آنها اعتقاد دارند. و بحث دوم، رفتار و عملکرد انسان هاست.
    نکته ی مهم آن است که بهترین آموزه ها هنگامی ثمره خود را نشان خواهند داد که در عمل توسط پیروان، تحقق یابند. و اگر صرفا در کتاب ها و یا در حد سخن گفتن باقی بمانند، طبیعتا نفعی نخواهند داشت.
    اما این مسئله بدان معنا نیست که ما لزوما باید نظام آموزه ها را با عملکرد افراد بسنجیم. بلکه نظام اعتقادی و آموزه ها، ملاک های سنجش خود را دارند که باید به آنها توجه کرد.
    در مورد مسئله پیروی کردن یا نکردن از آموزه ها نیز، باید در نظر داشت که نقد مقام عملی یعنی عملکرد پیروان یک آیین، نباید با نقد مقام نظری یعنی مجموعه آموزه ها و اعتقادات خلط شود.

    - آموزه ها و اعتقادات باید ویژگی هایی داشته باشند که آنها را مورد قبول کند. به طور مثال آنها باید اخلاقی باشند، با اوامر الهی، مطابق باشند. ضد عقل نباشند. به انسان به عنوان یک موجود موقت و محدود مادی نگاه نکنند. تمام ساحت های وجودی انسان اعم از مادی و معنوی را مد نظر داشته باشند و ...
    اگر مجموعه از اعتقادات و آموزه ها چنین ویژگی هایی را داشت (البته این لیستی کامل نیست و طبیعتا می تواند اصلاح شود) می توان آن مجموعه را مجموعه ای مناسب در ساحت بحث نظری دانست.

    - اما صرف عمل پیروان، ملاک خوبی برای ارزیابی نظام باورها نیست. چون عملکرد پیروان می تواند متاثر از عوامل بسیاری باشد که به خاطر آنها آنچه که در نظام اعتقادیشان بیان شده است را عمل نکنند. البته ما همواره باید در نظر داشته باشیم که فضل و برتری بین انسان ها صرفا بر اساس باورهای آنها ایجاد نمی شود بلکه این عمل آنهاست که موجب برتری می شود. چنان در قرآن نیز ملاک برتری در نزد خداوند تقوی شمرده شده است. همان طور که روشن است تقوی مسئله ای عملی است و صرف باور نیست.

    - با توجه به این مسائل هنگامی که انتقادی از غرب صورت می گیرد، نمی توان گفت که صرفا آنها در عمل اشتباه کرده اند و مثلا مصرعی را که شما به کار بردید (هر عیب که هست که از دموکراتی ماست) استفاده کنیم. زیرا ایرادهایی که به غرب گرفته می شود، فقط در ساحت عمل نیست بلکه در ساحت اعتقادات و باورها، نقدهایی بسیاری به غرب وارد است. اینکه انسان را موجودی مادی و محدود فرض کنیم و زندگی و سعادت ابدی او را در نظر نگیریم، از مهمترین اشکالات به باورهای غربی است نه به صرف عملکرد آنها. این در حالی است که این اشکال به باورهای اسلامی وارد نیست و نظام فکری اسلام، انسان را موجود مادی و معنوی در نظر میگیرد و برای هر دو ساحت آن برنامه ارائه می کند.

    - در مورد خوبی و بدی انسان ها، همان طور که اشاره شد، ملاک در نزد خداوند تقواست. و اوست که حاکم است که چه کسی بهتر است و چه کسی نیست. ممکن است انسانی بهره کمی از حقیقت داشته باشد (به جهت پیروی از دینی تحریف شده البته اگر در این زمینه مقصر نباشد) ولی به همان حقیقت کم، بسیار پایبند باشد. چنین فردی ممکن است بهتر از فردی باشد که حقایقی بسیاری در اختیارش بوده است (به جهت پیروی از دین حق) ولی التزامی به آنها نداشته است.

    - وظیفه آموزه ها این نیست که افراد را به عمل وادار کنند. وظیفه آموزه ها این است که راه درست را از غلط تمییز بدهند و به انسان ها بگویند که سعادت تو در این راه است و راه دیگر به شقاوت خواهد انجامید. این ما انسان ها هستیم که باید بفهمیم که سعادت با گفتار و حرف حاصل نمی شود بلکه با عمل کردن حاصل می شود. وقتی متون دینی را نگاه می کنیم، سرشار از آموزه هایی هستند که برای معنویت ما و نیز برای دنیای ما، مطالب راهشگایی را بیان کرده اند. این غفلت از ماست که به این آموزه ها تمسک نمی کنیم واگرنه، از حیث نظام اعتقادی و آموزه ای، نظام ما بسیار رفیع است. به طور مثال این نگاه جامع به انسان را در این وصیت حضرت علی (ع) می توان دید که به حسنین (ع) و همه افرادی که این وصیت به ایشان می رسد، می فرماید: أُوصِيكُمَا بِتَقْوَى اللَّهِ وَ نَظْمِ أَمْرِكُمْ (1) شما را به تقوای الهی و نظر در کارهایتان توصیه می کنم. این وصیت که در اواخر عمر حضرت صادر شده است، چقدر زیبا هم به امر معنوی و هم به امر دنیوی می پردازد. این وصیت قبل از شهادت ایشان است که ما را به نظم در کارهایمان فرا می خواند ولی ما متاسفانه به این مسئله عمل نکردیم و صرفا نمود نظم را در عملکرد افرادی می بینیم که از نظر اعتقادی و مبانی فکری، اندیشه های قابل دفاعی ندارند.
    با توجه به این مطالب، ما نباید مبانی مترقی و رفیع خودمان را به خاطر عملکرد نامناسب رها کنیم و به مبانی ناقص و غیر قابل دفاع غربی روی بیاوریم. کاری که ما باید انجام بدهیم این است که مبانی خود را درست بفهمیم و در عمل آنها را به کار بگیریم.

    موفق باشید



    1. نهج البلاغه، نامه 47

  7. صلوات ها 12


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    6,121
    حضور
    136 روز 8 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    19217



    نقل قول نوشته اصلی توسط رئوف نمایش پست ها
    - با توجه به این مسائل هنگامی که انتقادی از غرب صورت می گیرد، نمی توان گفت که صرفا آنها در عمل اشتباه کرده اند و مثلا مصرعی را که شما به کار بردید (هر عیب که هست که از دموکراتی ماست) استفاده کنیم. زیرا ایرادهایی که به غرب گرفته می شود، فقط در ساحت عمل نیست بلکه در ساحت اعتقادات و باورها، نقدهایی بسیاری به غرب وارد است. اینکه انسان را موجودی مادی و محدود فرض کنیم و زندگی و سعادت ابدی او را در نظر نگیریم، از مهمترین اشکالات به باورهای غربی است نه به صرف عملکرد آنها. این در حالی است که این اشکال به باورهای اسلامی وارد نیست و نظام فکری اسلام، انسان را موجود مادی و معنوی در نظر میگیرد و برای هر دو ساحت آن برنامه ارائه می کند
    سلام برادر
    کاملاً منطقی بود. پذیرفتم



    نقل قول نوشته اصلی توسط رئوف نمایش پست ها
    - در مورد خوبی و بدی انسان ها، همان طور که اشاره شد، ملاک در نزد خداوند تقواست. و اوست که حاکم است که چه کسی بهتر است و چه کسی نیست. ممکن است انسانی بهره کمی از حقیقت داشته باشد (به جهت پیروی از دینی تحریف شده البته اگر در این زمینه مقصر نباشد) ولی به همان حقیقت کم، بسیار پایبند باشد. چنین فردی ممکن است بهتر از فردی باشد که حقایقی بسیاری در اختیارش بوده است (به جهت پیروی از دین حق) ولی التزامی به آنها نداشته است
    این هم پاسخ به بخش دوم از سؤال من بود که جوابم رو گرفتم



    نقل قول نوشته اصلی توسط رئوف نمایش پست ها
    - وظیفه آموزه ها این نیست که افراد را به عمل وادار کنند
    اما بخش اول و سوم از سؤال بنده رو پاسخ نفرمودید. شاید بهتر باشه سؤالم رو جور دیگه ای بپرسم

    اجازه بدید مثالی بزنم. دو خودرو به شما معرفی میشه. خودروی 1 موتور قوی داره ، کیفیت ساخت بسیار بالا ، سرعت زیاد ، امکانات فراوان ، ایمنی عالی ، ریبایی بسیار خوب. خودروی 2 امکانات چندانی نداره ، ایمنی در حد متوسط ، زیبایی معمولی ، موتور و سرعت معمولی و حتی گاهی ضعیف. اما شما وقتی افراد مختلفی که این دو خودرو رو خریداری کردن بررسی میکنید ، می بینید که افراد زیادی با همون خودروی شماره 2 طی مسیر کردن و خیلی از کارهاشون رو انجام میدن. اما صاحبان خودروی شماره 1 عملاً حرکتی نمیکنن. همیشه سر جای خودشون هستن و کار مثبتی هم انجام نمیدن. خب اینجا دو سؤال پیش میاد که در ادامه عرض میکنم. حالا ما فرض رو بر این میذاریم که تمام ابعاد اسلام(خودروی 1) و آئین دموکراسی(خودروی 2) رو بررسی کردیم و به این نتیجه رسیدیم که اسلام بسیار کاملتر هست. اما در عمل می بینیم که صاحبان اسلام همیشه همین بیت ورد زبون اونهاست که: "هر عیب که هست از مسلمانی ماست" ، اما صاحبان اون خودروی درب و داغون شماره 2 ، نیاز چندانی به توجیح اعمالشون با چنین ابیاتی پیدا نمیکنن. لذا سؤال های من اینهاست:


    سؤال اول:
    چرا آموزه های اسلامی از حالت تئوری به عمل تبدیل نمیشه؟ اما تئوری های غربی ها اکثراً به عمل تبدیل میشه؟
    چه ایرادی وجود داره که یک تفکر کامل ، در همون حد تفکر باقی میمونه اما یک تفکر ناقص ، با وجود نقصان بار پیروانش رو به جلو میبره؟


    سؤال دوم:
    اگر پاسخ سؤال اول همچنان همون باشه که اونها در تئوری ناقص خودشون ثابت قدم و کوشا هستن ، اما ما در تئوری کامل خودمون تنبل و بی توجه هستیم ، اون وقت سؤال دیگری پیش میاد که خیلی هم مهمه. اینکه در این صورت دلیلش چیه که اکثر پیروان اسلام رو افراد تنبل ، بی توجه و بی نظم تشکیل میدن ، اما اکثر پیروان آئین رقیب رو افراد کوشا ، فعال ، دقیق و منظم شکل دادن؟


    هر توضیحی دارید میشنوم اما ممنون میشم اگر در آخر صحبتتون هر دو سؤال رو مستقیماً پاسخ بفرمایید (پاسخ اول - پاسخ دوم)
    تشکر



    آن حرفی که بین مردم خریدار دارد حرف حق نیست
    بلکه حرفی است که با
    داد گفته شود. چه حق باشد ، چه نباشد



  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    820
    حضور
    40 روز 21 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3224



    نقل قول نوشته اصلی توسط Reza-D نمایش پست ها
    دلیلش چیه که اکثر پیروان اسلام رو افراد تنبل ، بی توجه و بی نظم تشکیل میدن ، اما اکثر پیروان آئین رقیب رو افراد کوشا ، فعال ، دقیق و منظم شکل دادن؟

    قبل هرچیز بگم که دغدغه های ذهنیتون خیلی شبیه دغدغه های منه
    ولی فکر نمیکنم جواب قانع کننده ای واسه سوالامون باشه
    حداقل توی این دنیا ...

    ببینید
    خدایی که واسه ما مسلمونا تعریفش کردن :
    ارحم الراحمینه، دنبال بهونه اس واسه بخشیدن بنده هاش
    بعد عمری گناه و خلاف با یه توبه چشمشو رو همه چی میبنده
    حق الله و حق النفسو راحت میبخشه
    سیئاتت راحت میشه حسنات و ...
    کلا مارو آفریده که حالمونو خوب کنه


    ولی خدای ساختگی یهودی و مسیحی
    عصبانی میشه، با پیامبر خودش کشتی میگیره، بازنده میشه ...

    اونی هم که خداش خورشید و گاو و گوسالس
    خداش انقدر عاجزه که غیر خودش باید مراقب خداشم باشه

    اون کسی هم که کلا منکر خداس باید بیشتر از همه حواسشو جمع کنه
    چون هر آن ممکنه با قوانین خودش کله پا بشه

    نتیجه اینکه ماها رسما خوشی زده زیر دلمون و کلا واسه خودمون خوشیم
    ولی اون طرف مقابل مجبوره آدم باشه
    چون خدای ساختگیش به مهربونی خدای من نیست


















    باید از سمت خدا معجزه نازل بشود
    تا دلم ، باز دلم ، باز دلم ، دل بشود ...


  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    برنامه نویسی ، ایده پردازی ، خلاقیت و نوآوری
    نوشته
    2,393
    حضور
    378 روز 18 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    128
    صلوات
    13857



    نقل قول نوشته اصلی توسط Reza-D نمایش پست ها

    سؤال اول:
    چرا آموزه های اسلامی از حالت تئوری به عمل تبدیل نمیشه؟ اما تئوری های غربی ها اکثراً به عمل تبدیل میشه؟
    چه ایرادی وجود داره که یک تفکر کامل ، در همون حد تفکر باقی میمونه اما یک تفکر ناقص ، با وجود نقصان بار پیروانش رو به جلو میبره؟


    سؤال دوم:
    اگر پاسخ سؤال اول همچنان همون باشه که اونها در تئوری ناقص خودشون ثابت قدم و کوشا هستن ، اما ما در تئوری کامل خودمون تنبل و بی توجه هستیم ، اون وقت سؤال دیگری پیش میاد که خیلی هم مهمه. اینکه در این صورت دلیلش چیه که اکثر پیروان اسلام رو افراد تنبل ، بی توجه و بی نظم تشکیل میدن ، اما اکثر پیروان آئین رقیب رو افراد کوشا ، فعال ، دقیق و منظم شکل دادن؟

    سلام.

    ببین رضا دونگی

    من فکر میکنم اسلام رو اونطور که شایسته هست به ما انتقال ندادند ، ما هم که بیشترمون مفت خور و فست فودی هستیم. فقط کم مونده بدیم لقمه رو به جامون بجوند.

    به نظرم ما زیاد خودمونو درگیر مسائل اعتقادی می کنیم و یه جوری واردش میشیم که صد تا عاقل نمی تونن بکشنمون بیرون.

    من قبلا خیلی درگیر مباحث اعتقادی میشدم که چرا اینجوری شد چرا اونجوری شد.

    یه روز نشستم تکلیف خودمو روشن کردم و پذیرفتم که خدا همیشه خوب و مهربان هست ، خدا اشتباه نمی کند ، خدا حکیم و خیرخواه هست ، خدا لجباز نیست ، و ... تمام شد.

    دیگه کلا اینجور بحث ها رو بوسیدم گذاشتم کنار ، سعی میکنم بیشتر توی زندگیم پیشرفت کنم تا به این مسائل بپردازم و توی این دنیا به جز هدایت هیچ انتظار دیگه ای از خدا نداشته باشم.

    فقط از خدا می خوام کمکم کنه راه کج نرم ، وگرنه ازش هیچ انتظاری ندارم که بیاد مشکلات منو حل کنه ، خودم واسشون تلاش میکنم و زحمت میکشم و مطمئنم که نتیجه می گیرم.

    فکر میکنم اون افراد
    نقل قول نوشته اصلی توسط Reza-D نمایش پست ها
    اکثر پیروان آئین رقیب رو افراد کوشا ، فعال ، دقیق و منظم
    که گفتی بیشتر روی تلاش و همت خودشون حساب میکنن تا روی خدا ، ولی ما منتظریم خدا بیاد همه چیزمونو حل کنه.

    نقل قول نوشته اصلی توسط Reza-D نمایش پست ها
    چرا آموزه های اسلامی از حالت تئوری به عمل تبدیل نمیشه؟
    به همون دلیل که یه دونه کریس رونالدو وجود داره ، یه دونه مایکل جردن ، و......

    کریس رونالدو اگر تونسته چند بار توپ و کفش طلای جهان رو ببره ، این همه سال این شکلی روی فرم باشه ، بخاطر اینه که میگه من تا حالا ساعت 12 شب مادرید رو ندیدم.

    ولی همین بازیکن رو شما از نظر اخلاقی و شخصیتی بررسی کنی خودت متوجه میشی که.....


    آموزه های اسلامی برای ما سنگین هستن ، حال نداریم عمل کنیم ، بهمون سختی میدن تا رشد کنیم ، ولی ما نمی خوایم سختی بکشیم. به ما کمک می کنند تا در همه ی ابعاد رشد کنیم.

    و خیلی افراد موفق هستند که در تخصص و رشته خودشون واقعا منحصر به فرد هستند ولی از نظر شخصیتی و اخلاقی بسیار انسان های ضعیفی هستند.

    زندگی باید در همه ی ابعاد پربار و غنی باشه. و این چیزیه که اسلام به ما یاد میده.

    تولدی دوباره



  13. صلوات ها 8


  14. #7

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    294
    حضور
    21 روز 17 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1123



    با سلام خدمت استاد عزیز و پیشاپیش پوزش می خواهم.سوال از شما پرسیده شد ولی بنده... .
    نقل قول نوشته اصلی توسط Reza-D نمایش پست ها
    چرا آموزه های اسلامی از حالت تئوری به عمل تبدیل نمیشه؟ اما تئوری های غربی ها اکثراً به عمل تبدیل میشه؟
    چه ایرادی وجود داره که یک تفکر کامل ، در همون حد تفکر باقی میمونه اما یک تفکر ناقص ، با وجود نقصان بار پیروانش رو به جلو میبره؟
    سلام خدمت Reza-D عزیز
    به نظر من به اجرای قانون بر می گرده. در غرب ممکنه اعتقادات درست و قوی نداشته باشند ولی قانون در اونجا خوب و محکم اجرا میشه و باعث میشه برای نسل های بعدی فرهنگ سازی بشه و اونها تقریبا به صورت عادی کارها رو انجام بدن ولی در کشور های اسلامی بیشتر براساس اعتقادات دینی کار انجام میگیره و قوانین هم خیلی محکم اجرا نمیشه و چونکه همه مردم اعتقادات قوی ندارند و اجرای ضعیف قانون هم به اونها کمک میکنه تا کارها خوب انجام نشه و وای به روزی که اعتقادات دینی مردم ضعیف بشه که به نظرم اوضاع خیلی خراب میشه.
    نقل قول نوشته اصلی توسط Reza-D نمایش پست ها
    اینکه در این صورت دلیلش چیه که اکثر پیروان اسلام رو افراد تنبل ، بی توجه و بی نظم تشکیل میدن ، اما اکثر پیروان آئین رقیب رو افراد کوشا ، فعال ، دقیق و منظم شکل دادن؟
    شاید بشه گفت مسلمان به معنی واقعی ، در حال کم شدنه بلکه در ظاهر مسلمان زیاد داریم.مثلا کسی از پدر و مادر مسلمان به دنیا میاد و به اون میگیم مسلمان ولی حتی شاید به مبانی اصلی اسلام هم اعتقاد نداشته باشه چه برسه به اینکه بخواد عمل کنه. اگر به گذشته توجه کنیم متوجه میشیم که پدربزرگ ها و مادربزرگ های ما انسان هایی پرتلاش و کاری بودند چون معمولا اعتقاداتشون قوی تر بود.و اینکه شاید یک بخشی هم به تغذیه و تغییر روش زندگی برگرده.
    و اینکه غربی ها کوشا هستند شاید به این دلیل باشه که اونها به زندگی پس از مرگ آنچنان اعتقادی ندارند و همه چیز را در دنیا می بینند و به این دلیل تمام تلاش خودشان را برای رسیدن به مادیات می کنند.


  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    ...
    نوشته
    1,729
    حضور
    164 روز 12 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9
    صلوات
    3453



    نقل قول نوشته اصلی توسط Reza-D نمایش پست ها
    سؤال اول:
    چرا آموزه های اسلامی از حالت تئوری به عمل تبدیل نمیشه؟ اما تئوری های غربی ها اکثراً به عمل تبدیل میشه؟
    چه ایرادی وجود داره که یک تفکر کامل ، در همون حد تفکر باقی میمونه اما یک تفکر ناقص ، با وجود نقصان بار پیروانش رو به جلو میبره؟


    سؤال دوم:
    اگر پاسخ سؤال اول همچنان همون باشه که اونها در تئوری ناقص خودشون ثابت قدم و کوشا هستن ، اما ما در تئوری کامل خودمون تنبل و بی توجه هستیم ، اون وقت سؤال دیگری پیش میاد که خیلی هم مهمه. اینکه در این صورت دلیلش چیه که اکثر پیروان اسلام رو افراد تنبل ، بی توجه و بی نظم تشکیل میدن ، اما اکثر پیروان آئین رقیب رو افراد کوشا ، فعال ، دقیق و منظم شکل دادن؟
    با سلام ..دو کتاب رو میتونم معرفی کنم در این زمینه از پروفسور فرامرز رفیع پور جامعه شناس :کتاب "توسعه وتضاد"و"آناتومی جامعه"واین لینک هم معرفی میکنم.http://www.aparat.com/v/s6z0f
    ویرایش توسط همای رحمت : ۱۳۹۴/۰۷/۱۹ در ساعت ۰۸:۳۹
    نظری کرد رخش دید ملک عشق نداشت


    عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد


    فرشته عشق دارد اما عشق دردمندانه ندارد! استاد غلامحسین ابراهیمی دینانی

  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    6,121
    حضور
    136 روز 8 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    19217



    نقل قول نوشته اصلی توسط Im_Masoud.Freeman نمایش پست ها
    سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط مکیال نمایش پست ها
    سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط همای رحمت نمایش پست ها
    سلام
    سلام
    از صحبت های دوستان بخش خاصی رو نقل قول نکردم چون پاسخم کلی هست

    بین صحبت های دوستان دو پاسخ بیشتر خودنمایی میکرد

    1 - اسلام به درستی به ما منتقل نشده

    2 - همون قوانین ناقص (به نسبت اسلام) در غرب ، به درستی اجرا میشه


    برای هر دو مورد باز هم سؤال اینه که چرا؟!
    چرا مورد 1؟!
    چرا مورد 2؟!

    دلیل رخ دادن این دو مورد چیه؟


    آن حرفی که بین مردم خریدار دارد حرف حق نیست
    بلکه حرفی است که با
    داد گفته شود. چه حق باشد ، چه نباشد



  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    6,121
    حضور
    136 روز 8 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    19217



    نقل قول نوشته اصلی توسط Im_Masoud.Freeman نمایش پست ها
    بیشتر روی تلاش و همت خودشون حساب میکنن تا روی خدا ، ولی ما منتظریم خدا بیاد همه چیزمونو حل کنه
    خب قبول
    اما این پاسخ تمام ابعاد رو در بر نمیگیره. مثلاً اینکه چرا یه شرکت خودروسازی غربی ، بهترین و عالی ترین تعهد رو نسبت به مشتری داره ولی خودروساز ایرانی (مسلمان) تقریباً خودش رو در هیچ زمینه ای متعهد نمیدونه؟ اینجا دیگه بحث تلاش نیست ، بحث اعتقاد و وجدان هست


    نقل قول نوشته اصلی توسط Im_Masoud.Freeman نمایش پست ها
    خیلی افراد موفق هستند که در تخصص و رشته خودشون واقعا منحصر به فرد هستند ولی از نظر شخصیتی و اخلاقی بسیار انسان های ضعیفی هستند
    خب این دقیقاً ایرادی هست که من گرفتم. سؤال من دقیقاً در بحث اخلاق بود ، نه بحث تکنولوژی!
    برای مثال نکته ای که در پست اول بهش اشاره کردم (دکتر مسیحی ، وزیر مسلمان)
    یا احترام به مشتری که در همون پست اول گفتم (فروشگاه زنجیره ای)
    یا موردی که چند خط قبل درمورد شرکت های خودروسازی گفتم


    در تمام اینها ، برتری اخلاقی و اعتقادی رو مطرح کردم ، نه برتری تکنولوژیک

    ویرایش توسط Reza-D : ۱۳۹۴/۰۷/۱۹ در ساعت ۱۰:۱۹

    آن حرفی که بین مردم خریدار دارد حرف حق نیست
    بلکه حرفی است که با
    داد گفته شود. چه حق باشد ، چه نباشد



  21. صلوات


صفحه 1 از 7 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود