صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قدرت خدا و قابلیت تغییر مخلوقش

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۴
    علاقه
    خدا و دیگر هیچ
    نوشته
    1
    حضور
    3 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5

    اشاره قدرت خدا و قابلیت تغییر مخلوقش




    با سلام و درود خدمت شما عزیزان
    یک سوال داشتم خدمت شما عزیزان
    خدا به هرکار غیرممکنی قادر است
    پس میتواند شیئی بسازد که خود توانایی تغییر آن را نداشته باشد؟
    اگر بگوییم بلی که میشود گفت این چه خدایی است که شیئی که خودش ساخته رو نمیتونه تغییر بده پس قادر نیست
    اگر بگوییم خیر پس این چه خدایی است که نمیتواند چنین شیئی را درست کند پس توانا نیست
    لطفا تعصبی جواب ندهید و استدلال های علمی بیاورید و فکر کنید که خداناباورید و لطفا دلیل تراشی نکنید
    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۴/۰۸/۲۸ در ساعت ۱۲:۱۸ دلیل: غلط املائی
    من یک خداباورم
    من خدا نیستم
    خدا من هست
    هرکسی برای خود خدایی دارد
    ولی واحد یک چیز دیگریست.

  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,511
    حضور
    174 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58276



    با نام و یاد دوست






    قدرت خدا و قابلیت تغییر مخلوقش








    کارشناس بحث: استاد صدیق


  4. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    با عرض سلام و تحیت به مناسبت سالروز ازدواج مبارک و آسمانی حضرت امیر و حضرت زهرا علیهما السلام

    سوالی که بیان کردید، در مورد آموزه قدرت مطلق الهی مطرح شده است.
    این سوال بارها و بارها در همین انجمن به صورتهای مختلف مطرح و کارشناسان و کاربران گرامی به بحث و گفتگو پیرامون آن پرداخته اند.

    با این حال، بدین جهت که این سوال، از نظر ظاهری تفاوتهایی با سوالهای دیگر مطرح شده دارد، به بحث در مورد آن میپردازیم.


    در مورد این سوال، توجه به یک نکته کلیدی، راهگشا است.

    اموری که محال و غیر ممکن دانسته شده است، بر سه دسته کلی است:
    دسته اول، محال ذاتی: این دسته از امور غیر ممکن، از آن دسته مسائلی هستند که فی نفسه و بدون توجه به هیچ مسئله دیگری، محال و غیر ممکن است،؛ مانند اجتماع نقیضین.

    دسته دوم، محال وقوعی: این دسته از امور، فی نفسه محال نیست ولی تحقق یافتن آنها مستلزم تحقق یک محال ذاتی است؛ مانند ایجاد معلول بدون وجود علت. این امر بدین علت محال است که مستلزم اجتماع نقیضین است( نیازمندی به علت و عدم نیازمندی به آن.)

    دسته سوم، محال عادی: اموری که نه فی نفسه و ذاتا محال هستند و نه مستلزم محالی ذاتی هستند. مانند اینکه آتش تبدیل به گلستان شود یا کسی بدون هیچ وسیله ای بتواند در آسمان پرواز کند. چنین اموری به جهت اینکه واقعا محال نیستند و فقط به خاطر محدودیت علم بشری، توان رسیدن به آنها وجود ندارد ممکن است در آینده محقق شوند.




    باز میگردیم به سوال مورد بحث:
    آیا خداوند میتواند موجودی رابیافریند که خودش نتواند او را تغییر دهد؟

    این فرض، گرچه فی نفسه محال نیست ولی چون مستلزم یک محال دیگر میشود پس از قبیل محالات دسته دوم میشود. توضیح اینکه:

    م1. این فرض(آفریدن موجودی توسط خداوند که خودش قدرت تغییر او را نداشته باشد)، مستلزم محال است.
    چون:
    فرض این است که خداوند، توسط هیچ موجودی مغلوب نمیشود؛ نه مخلوق خودش و نه مخلوق غیر خودش( چون در غیر این صورت کامل مطلق نخواهد بود) حال اگر این خداوند بخواهد توسط همین مخلوقش مغلوب شود یعنی خلف فرض کامل مطلق بودن خداوند و مستلزم تناقض است. یعنی چنین موجودی از یک سو کامل مطلق است و از سوی دیگر کامل مطلق نیست.
    م2. مستلزم محال، خودش محال است.
    پس این فرض محال است.

    حال که متوجه شدیم چنین امری مستلزم محال است و به همین جهت، تحققش محال است، به پاسخ میپردازیم.


    یکی از اصول عقلی که در مورد خداوند اثبات شده است و ادله نقلی نیز موید آن است(1)، این است که خداوند دارای قدرت مطلق و نامحدود است. اثبات این امر در کتابهای فلسفی و کلام عقلی بیان شده است و فعلا کاری به آن نداریم. اما با وجود این، نکته ای که معمولا غفلت میشود آن است که قدرت مطلق در مورد چیزهایی است که امکان تحقق داشته باشد، نه اموری که ذاتا محال باشد یا مستلزم محال باشد. چنین امووری، مورد قدرت الهی قرار نمیگیرند.(2)

    این امر، به منزله عجز خداوند نیست؛ زیرا عجز و ناتوانی در موردی گفته میشود که یک چیز قابلیت تحقق داشته باشد و محال و مستلزم محال نباشد ولی موجود مورد نظر، نتواند او را ایجاد کند. ولی در مواردی که چنین خصوصیتی را ندارد، محقق نشدن از ناحیه ناتوانی علت نیست بلکه خود آن چیز قابلیت تحقق را ندارد.

    موفق باشید.


    ــــــــــــــــــــــ
    1. چنانکه در قران کریم در توصیف قدرت خداوند گفته شده: «ان الله علی کل شیء قدیر»(بقره/20)
    2. آموزش عقائد، مصباح یزدی، درس نهم(صفات ذاتی)، ص77

  5. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    علاقه
    فلسفه و دانستن هر چه بیشتر
    نوشته
    795
    حضور
    20 روز 5 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    79
    صلوات
    2463



    سلام
    ی سوالی مطرح هست
    چرا ما خدا رو با عقل میسنجیم
    خدا خالق عقل هست
    یعنی ی زمانی بود خدا بود و عقل نبود
    خوب اون زمان خدا چطوری عمل میکرد
    اعمال محال عقلی رو نمیتونست انجام بده؟!
    کلا مگر خدا موجودی فرا عقلی نیست؟ چرا اعمالش باید با عقل سنیده بشه
    پاسخ سوال میتونه این باشه که میتونه ولی ما درک نمیکنیم چطوری!!!

  6. صلوات ها 2


  7. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    نقل قول نوشته اصلی توسط جوجه اردک زشت نمایش پست ها
    خدا خالق عقل هست
    یعنی ی زمانی بود خدا بود و عقل نبود
    خوب اون زمان خدا چطوری عمل میکرد
    باسلام و تشکر از مشارکت شما

    تصور شما نسبت به رابطه خداوند و عقل، تصور اشتباهی است.
    عقل نه قرار است(نعوذ بالله) به خداوند حکمرانی کند و نه به هیچ موجود دیگری.
    عقل انسان فقط درک میکند که چه کاری درست است و چه کاری نادرست؟ او درک میکند که چه کاری ممکن است روی بدهد و چه کاری ممکن نیست و محال است؟
    البته خیلی از امور را هم نمیفهمد.
    در مواردی که گفته شد، عقلا امکان تحقق ندارد نه از جانب خداوند و نه ازجانب هیچ موجود دیگری، عقل فقط درک میکند که یک کار ممکن است یا محال.
    عقل، حکم صادر نمیکند و دستور نمیدهد، بلکه فقط میفهمد.
    مثلا کتک زدن فرد مظلوم، کاری است که از نظر اخلاقی و عقل عملی مذموم و ناپسند است. حال فرض کنید که در یک زمان، همه انسانهای یک شهر، بی هوش شوند و در کما بروند. در این حال اگر دو نفر وارد آن شهر شوند و یکی از آنها بدون هیچ دلیلی دیگری را بزند. کار آن شخص قطعا قبیح و زشت است. هرچند کسی غیر از ان دو نفر در آن موقع نبود که زشتی آنرا درک کند و آنرا به آنها گوشزد کند.

    خلاصه اینکه:
    اجتماع نقیضین محال است.
    عقل فقط محال بودن آنرا درک میکند ولی اصل آن مربوط به خصوصیت این قضیه است که تحققش رامحال کرده است حتی در ظرف ذهن.
    وقتی میگوییم عقلا محال است، منظور این نیست که عقل به دیگران دستور میدهد و مانند قانون گذار یا مجری قانون و پلیس، بالای سر افراد ایستاده و از تخلف دیگران جلوگیری میکند. بلکه منظور این است که عقل محال بودن آنرا درک میکند.






  8. صلوات


  9. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    علاقه
    فلسفه و دانستن هر چه بیشتر
    نوشته
    795
    حضور
    20 روز 5 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    79
    صلوات
    2463



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    عقل فقط محال بودن آنرا درک میکند ولی اصل آن مربوط به خصوصیت این قضیه است که تحققش رامحال کرده است حتی در ظرف ذهن.
    با سلام
    ممنون از پاسخ ولی ی نکته ای رو نفهمیدم
    شما میگید عقل فقظ میفهمه یعنی قدرت تشخیص حقایق روداره
    اما چه کسی این رو گفته
    یعنی بر فرض اجتماع نقیضین در ظرف ذهن ما محال بیاد
    چه تضمینی هست در عالم خارج هم محال باشه؟
    یعنی کی گفته جهان خارج مطابق نظام کاری عقل انسان عمل میکنه؟
    با تشکر

  10. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    133
    حضور
    6 روز 21 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    356



    سلام علیکم

    یک سوال: آیا در تهران، ساعت 22، می شود که همزمان هم روز باشد و هم شب؟

    آیا با پیشرفت دانش بشر، مثلاً تا 2 میلیارد سال دیگر که بسیاری از محدودیتها برداشته می شود، انسان می تواند کاری کند که ساعت 22 هم شب باشد و هم روز؟ به چه دلیل انسان نمی تواند چنین کاری انجام دهد؟
    اگر از شما این سوال پرسیده شود که هر امکاناتی بخواهید به شما می دهیم تا ساعت 22 هم روز باشد هم شب، شما برای تحقق این کار چه اموری را مطرح می فرمائید؟ یعنی چقدر و چه نوع توانایی ها نیاز دارید تا ما "بدون محدودیت" برای شما تامین کنیم تا در یک لحظه و در یک نقطه خاص مکانی هم روز باشد و هم شب؟

    پاسخ مسئله خیلی روشن است؛ این موضوع به فاعل آن بستگی ندارد؛ چه شما چه بنده چه هر کس دیگر؛

    این موضوع یک "تناقض" است. تناقض شدنی نیست نه اینکه بنده یا شما می توانیم یا نمی توانیم.

    این اصل بحث؛


    این سوال هم که شما فرمودید، همینطور است؛

    سوال شما به زبان دیگر اینست که آیا خداوند متعال هم می تواند خدا باشد و هم هم خدا نباشد؟ خدا باشد از جهت اینکه بتواند سنگی را با مشخصاتی خلق کند و خدا نباشد از جهت اینکه نتواند فعل خاصی را انجام دهد؛

    آن کسی که برتر از او وجود داشته باشد اصلاً خداوند نیست؛ خداوند کسی است که برتری از او وجود نداشته باشد؛ حالا شما اسم کسی را که از او برتر وجود دارد، خدا گذاشته اید و اسم کسی که از این خدای ذهنی شما برتر هست را هم خدا گذاشته اید که این تناقض است و این نشدنی است.

    یعنی این نوع سوالات در پی مفهوم دادن به یک تناقض است که نشدنی است نه اینکه کسی می تواند یا کسی نمی تواند؛ مثل اینکه در یک نقطه در یک لحظه هم روز باشد هم شب؛ مثل اینکه یک کسی در یک لحظه هم خودش باشد هم برادرش هم پدرش هم مادرش؛ این موضوع "نشدنی" است نه اینکه کسی بتواند و کس دیگر نتواند.




  11. صلوات


  12. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    نقل قول نوشته اصلی توسط جوجه اردک زشت نمایش پست ها
    یعنی بر فرض اجتماع نقیضین در ظرف ذهن ما محال بیاد
    چه تضمینی هست در عالم خارج هم محال باشه؟
    سلام
    پشتوانه صحت و صدق این قسم از قضایا، بداهت اولی آنها است.
    یعنی به صورت بدیهی، هر عاقلی که مثلا نقیضین را درست تصور کند، به راحتی و بدون هیچ تاملی و بدون نیاز به هیچ قضیه دیگری به صحت آن اعتراف میکند.



  13. صلوات


  14. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    197
    حضور
    3 روز 21 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    311



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها

    سلام
    پشتوانه صحت و صدق این قسم از قضایا، بداهت اولی آنها است.
    یعنی به صورت بدیهی، هر عاقلی که مثلا نقیضین را درست تصور کند، به راحتی و بدون هیچ تاملی و بدون نیاز به هیچ قضیه دیگری به صحت آن اعتراف میکند.

    با سلام و احترام. جناب صدیق، آیا می توانیم با توجه به همین مسئله استدلال کنیم به اینکه صفتِ «قادر بودن به هر کاری» وجود ندارد(به تعبیر دقیقتر ممتنع الوجود است) و لذا نیازی نیست که در خدا باشد:

    1.هر صفت وجودی که یک کمال است، باید در خدا باشد.(بر اساس براهین پیشین همچون امکان و وجوب)

    2.صفت «قادر بودن به انجام هر کاری» منجر به اجتماع نقیضین می شود: مثل وقتی سؤال کنیم که «آیا صاحب آن می تواند قفلی بسازد که نتواند باز کند؟»

    3.صفتِ «قادر بودن به انجام هر کاری» ممتنع الوجود است.(نتیجه از 2)

    4.صفت «قادر بودن به هر کاری» در خدا وجود ندارد.(نتیجه از 1 و 3)


    نکته:

    خدا می تواند مسئله ای ریاضی طراحی کند که خودش هم نتواند آنرا حل کند، زیرا مسائلی در علم ریاضی وجود دارند که غیر قابل حل بودنشان ثابت شده است! و این برخلاف قدیر بودنِ خدا نیست، زیرا خود آن مسئله قابلیت حل شدن ندارد و قدرت خدا بر امور ممکن تعلّق می گیرد.

  15. #10
    اناالعبد آنلاین نیست. همکار اجرایی بخش آرشیو و عرفانهای کاذب

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۴
    علاقه
    هیچی ... کاش بتونم بنده باشم..هیچی نمیخوام دیگه
    نوشته
    1,049
    حضور
    37 روز 8 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    47
    صلوات
    7340



    نقل قول نوشته اصلی توسط yastunes نمایش پست ها
    با سلام و درود خدمت شما عزیزان
    یک سوال داشتم خدمت شما عزیزان
    خدا به هرکار غیرممکنی قادر است
    پس میتواند شیئی بسازد که خود توانایی تغییر آن را نداشته باشد؟
    اگر بگوییم بلی که میشود گفت این چه خدایی است که شیئی که خودش ساخته رو نمیتونه تغییر بده پس قادر نیست
    اگر بگوییم خیر پس این چه خدایی است که نمیتواند چنین شیئی را درست کند پس توانا نیست
    لطفا تعصبی جواب ندهید و استدلال های علمی بیاورید و فکر کنید که خداناباورید و لطفا دلیل تراشی نکنید
    سلام

    خیلی مفید و خلاصه جواب میدم..


    1- خدا قادر مطلق هستش

    2- خداوند بخشنده مطلق هست .. یعنی نعوذبالله خسیس نیست که بتونه چیزی رو بیافرینه ولی نیافرینه.

    3- هرچیزی که صلاحیت وجودی داشته باشد می آفریند.

    4- هرچیزی که قابلیت وجودی داشته باشد می آفریند .

    اون سوالی که شما پرسیدین نه قابلیت وجودی دارد و نه صلاحیت .. تمام.


    برای اینکه بیشتر متوجه بشین مثلا خداوند شتر بالدار نیافرید چرا؟ چون صلاحیت وجودی نداره .. چرا بیافرینه ؟ یا مثلا

    بعضیا میگن خدا میتونه سنگی بیافرینه که نتونه بلندش کنه؟ یا خدای دیگری میتونه بیافرینه که نتونه نابودش کنه و این دسته سوالات .. اینها قابلیت وجودی ندارن .. یا علی

    طرح ترک رذائل اخلاقی و انجام فضائل اخلاقی برای نزدیکتر کردن ظهور امام زمان (عج) ... این هفته قرائت یک صفحه قرآن هر روز http://www.askdin.com/showthread.php...356#post819356

    انسان
    هرچند هم که عبادتش بسیار باشد، نباید مغرور گشته و خیال کند که به کمال نهایی خویش راه یافته است، بلکه باید بداند که انسان تا زنده است، هدف تیر شیطان و نفس اماره است و درهرحال باید خود را ضعیف و محتاج به مدد و کمک حضرت حق ببیند.

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. چه ارتباطی میان وهابیت و بهاییت وجود دارد؟
    توسط صجبان در انجمن آشنایی با فرق و مذاهب
    پاسخ: 24
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۱۲/۲۸, ۱۲:۰۲
  2. بوییدن عطریات در اعتکاف
    توسط user در انجمن ساير ابواب احكام
    پاسخ: 6
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۲/۳۱, ۱۱:۰۵
  3. تغییر هویت و چهره باطن
    توسط الکترون قلی در انجمن تفسیر موضوعی
    پاسخ: 12
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۱/۲۹, ۲۰:۰۵
  4. پاسخ: 10
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۱/۱۲, ۲۲:۰۵
  5. آیا تغییبر نام مسجد و حسینیه و... جائز است؟
    توسط خیر البریه در انجمن مسائل متفرقه
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۰/۰۶, ۲۲:۱۶

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود