صفحه 1 از 7 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ***** زن در آیینه ی وحی و عرفان *****

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,035
    حضور
    192 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28773

    ***** زن در آیینه ی وحی و عرفان *****





    آسیه همسر فرعون بود ، فرعون روحى استکبارى ، نفسى شریر ، اعتقادى باطل و عملى فاسد داشت .قرآن مجید فرعون را آلوده به علوّ ، ظلم ، جنایت و خونریزى معرفى مى کند ، و از او به عنوان طاغوت یاد مى نماید.آسیه در کنار فرعون به سر مى برد و ملکه بود ، همه چیز براى او و در دسترس وى قرار داشت .او نیز مانند همسرش فرمانروایى داشت و به هر شکلى که مى خواست از خزانه ى کشور و مواهب مملکت بهره مى گرفت .زندگى او در کنار چنان همسرى ، در جنب چنان حکومتى ، در میان چنان دربارى ، با آن همه مکنت و ثروت و غلامان و کنیزان گوش به فرمان ، زندگى بسیار خوشى بود .
    زن جوان و قدرتمند ، در چنان حال و هوایى از طریق پیامبر الهى موسى بن عمران صداى حق و نداى حقیقت را شنید ، باطل بودن فرهنگ و عمل شوهرش براى او روشن گشت و نور حق و حقیقت بر قلبش تابید .
    با اینکه مى دانست پذیرفتن حق ممکن است به قیمت از دست دادن تمام خوشى ها ، قدرت و مقام ، منصب ملکه بودن و حتى نابودى جانش تمام شود ، ولى حق را پذیرفت ، به آیین پاک الهى ایمان آورد و تسلیم خداوند مهربان شد ، در مقام توبه و عمل صالح براى آبادى آخرتش برآمد .توبه ى او توبه ى آسانى نبود ، به خاطر توبه مى بایست تمام شئون خود را واگذارد و تن به قبول سرزنش ها و شکنجه هاى فرعون و مأمورانش بدهد ، با این همه در عرصه گاه توبه و ایمان و عمل صالح و هدایت درآمد .
    توبه ى او براى فرعون و دربارش گران آمد ، زیرا در شهر شهرت پیدا کرد که همسر فرعون ، ملکه ى مملکت ، دست از آیین فرعونى برداشته و به مذهب کلیم اللهى درآمده . باز گرداندن او با تبلیغ و تشویق و تهدید فرعون و درباریانش میسر نشد ، او حق را با قلب روشن خود و عقل فعّالش یافته بود و پوکى و پوچى باطل را درک کرده بود و نمى توانست حق و حقیقت یافته را از دست بدهد و به باطل پوچ و پوک باز گردد .
    آرى ، چگونه مى توانست خدا را با فرعون ، حق را با باطل ، نور را با ظلمت ، درستى را با نادرستى ، دنیا را با آخرت ، بهشت را با دوزخ ، سعادت را با شقاوت معامله کند ؟!
    آسیه بر ایمان و توبه و انابه اش اصرار داشت ، و فرعون با باز گرداندنش به باطل پافشارى مى کرد .
    فرعون در مبارزه با آسیه طَرْفى نبست ، خشمگین شد ، آتش غضبش شعله ور گشت ، در برابر ثابت قدمى او شکست خورد ، فرمان شکنجه ى آسیه را صادر کرد ، آن انسان والا را به چهار میخ کشیدند ، پس از شکنجه هاى سخت محکوم به اعدام شد ، سربازان سنگدل مأموریت یافتند سنگ گران و سنگینى را با قدرت و قوّت از بالا بر بدن او بیندازند ، ولى آسیه به خاطر خدا و به دست آوردن سعادت دنیا و آخرت مقاومت کرد و زیر آن همه شکنجه ، به حضرت محبوب متوسل شد .
    به خاطر توبه ى واقعى ، ایمان و جهاد ، صبر و مقاومت ، و یقین و عزم محکمش در قرآن مجید ، براى تمام اهل ایمان از مرد و زن تا روز قیامت به عنوان نمونه معرفى شد تا باب هر عذرى به روى هر گنهکارى در هر عصر و زمانى و در هر موقعیت و شرایطى بسته باشد و معصیت کارى نگوید : راهى به سوى توبه و انابه و ایمان و عمل صالح نداشتم .
    وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَةَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِی عِندَکَ بَیْتاً فِی الْجَنَّةِ وَنَجِّنِی مِن فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ (1)
    و خداوند براى آنان که اهل ایمانند ، همسر فرعون را به عنوان نمونه معرّفى کرد ، هنگامى که گفت : پروردگارا ! براى من در جوار رحمتت خانه اى در بهشت بنا کن ، و مرا از فرعون و عمل او نجات بده ، و از طایفه ى ستمگران رهایى بخش .
    عظمت این زن در سایه ى توبه و ایمان و صبر و مقاومت به جایى رسید که از رسول خدا نقل شده :
    اِشْتاقَتِ الْجَنَّةُ اِلى اَرْبَع مِنَ النِّساءِ : مَرْیَمَ بِنْتِ عِمْرانَ ، وَآسِیَةَ بِنْتِ مُزاحِم زَوْجَةِ فِرْعَونَ ، وَخَدِیجَةَ بِنْتِ خُوَیْلِد زَوْجَةِ النَّبِىِّ فِى الدُّنْیَا وَالآخِرَةِ ، وَفاطِمَةَ بِنْتِ مُحَمَّد(2)
    بهشت مشتاق چهار زن است : مریم دختر عمران ، آسیه دختر مزاحم همسر فرعون ، خدیجه دختر خویلد همسر پیامبر در دنیا و آخرت ، و فاطمه (علیها السلام)دختر محمد (صلى الله علیه وآله وسلم) .


    پی نوشت ها :
    1 ـ تحریم ( 66 ) آیه 11 .
    2 ـ کشف الغمه : 1 / 466 ; بحار الأنوار : 43 / 53 ، باب 3 ، حدیث 48 ، .

  2. صلوات ها 12


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,035
    حضور
    192 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28773



    هرگز نباید نا امید شد !!
    مرحوم ملا احمد نراقى در کتاب شریف اخلاقى معراج السعادة ، در باره توبه ى واقعى داستان شگفت آور زیر را نقل مى کند :
    او زنى بود جوان ، خوش صدا ، رقاص ، بى توجه به حلال و حرام الهى . در شهر بصره مجلس فسق و فجورى از ثروتمندان و جوانان نبود مگر این که شَعْوانه براى خوشگذرانى آنان در مجلس حاضر مى شد ، او در آن مجالس آوازه خوانى مى کرد ، مى رقصید و بزم آلودگان را گرم مى کرد ، شعوانه را در این امور عدّه اى از دختران و زنان همراهى مى کردند .
    روزى براى رفتن به مجلس بدکاران ، با تعدادى از همکارانش از کوچه اى مى گذشت ، شنید از خانه اى ناله و افعان بلند است ، با تعجب گفت : چه خبر است ؟ یکى از همکارانش را براى جستجوى موضوع فرستاد ، ولى از برگشتن او خبرى نشد ، نفر دوم را فرستاد تا از آن مجلس خبرى بیاورد برنگشت ، سومى را به دنبال خبر گرفتن فرستاد و از او به اصرار خواست برگردد و مانند آن دو نفر او را به انتظار نگذارد ، او رفت و بعد از اندک مدّتى بازگشت و گفت : اى خاتون ، این ناله و ماتم بدکاران و فریاد و نعره ى گنهکاران است !
    شعوانه گفت : بهتر این است که خود بروم و از آن مجلس خبر بگیرم .نزدیک مجلس آمد ، مشاهده کرد واعظى براى مردم سخن مى گوید : سخنش به این آیه رسیده بود
    : إِذَا رَأَتْهُم مِن مَکَان بَعِید سَمِعُوا لَهَا تَغَیُّظاً وَزَفِیراً * وَإِذَا أُلْقُوا مِنْهَا مَکَاناً ضَیِّقاً مُقَرَّنِینَ دَعَوْا هُنَالِکَ ثُبُوراً ( فرقان ( 25 ) آیه 12 ـ 13 .
    ) .
    زمانى که آتش دوزخ ، تکذیب کنندگان قیامت را از مکانى دور ببیند ، خروش و فریاد جهنم را از دور به گوش خود مى شنوند ، چون آن تبهکاران را در زنجیر بسته به محل تنگى از جهنم دراندازند ، در آن حال فریاد واویلا از دل برکشند !
    شعوانه چون این آیه را شنید و با قلب و جان به مفهوم آن توجه کرد ، عربده اى کشید و گفت : اى گوینده ! من یکى از گنهکارانم ، من نامه سیاهم ، من شرمنده و خجالت زده ام ، آیا اگر توبه کنم توبه ام در پیشگاه حق مورد پذیرش است ؟ واعظ گفت : آرى ، گناهت قابل بخشش است ، گرچه به اندازه ى شعوانه باشد ! گفت : واى بر من که خود من شعوانه هستم ، مرا چه اندازه آلودگى است که گنهکار را به من مثل مى زنند ، اى واعظ ! از این پس گناه نکنم و دامن آلوده نسازم و به مجلس اهل گناه قدم نگذارم . واعظ گفت : خداوند هم نسبت به تو ارحم الراحمین است .شعوانه به حقیقت توبه کرد ، اهل عبادت و بندگى شد ، گوشت روییده از گناه در بدنش آب شد ، دلش گداخت ، سینه اش سوخت ، ناله و فریادش به نهایت رسید ، در خود نگریست و گفت : آه ! این دنیاى من ، آخرتم چه خواهد شد ، در درونش صدایى احساس کرد : ملازم درگاه باش تا ببینى در آخرت چه مى بینى .


  5. صلوات ها 10


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,035
    حضور
    192 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28773



    داستان خلقت زن در قرآن زیبا وشنیدنی است .قران در مورد خلقت زن می فرماید:
    هو الذی جعلکم من نفس واحده و جعل منها زوجها(1)
    او خدایی است که شما را از یک نفس آفرید و جفت او را هم از همان نفس آفرید.
    علامه طباطبایی می کوید :
    جمله "و خلق منها زوجها " برای بیان این نکته است که زوج آدم "هم نوع و مثل" او بوده و این انسان های موجود همگی به دو فرد [زن و مرد]مثل و شبیه به هم در آفرینش منتهی می شوند بنا بر این آنچه در بعضی تفاسیر آمده که حوا از دنده [چپ]آدم آفریده شده است،بدون دلیل بوده و آیه بر این مطلب دلالت ندارد.(2)
    در باره نسل آدم هم فرمود :
    آفرینش انسان را از گل آغاز کرد و نسل او را از چکیده آبی پست مقرر فرمود. (3)
    بنا بر این نه در ابتدا و نه در تداوم نسل، بین آفرینش زن و مرد فرقی نیست.

    1. اعراف(7)،آیه 189.
    2. المیزان،ج4،ص136.
    3. سجده(32)،آیه 7-8.

  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,035
    حضور
    192 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28773



    در این که مریم از زنان برگزیده خدا می باشد ، شکی نیست اما سخن این است که آیا قرآن دلالت دارد که حضرت مریم برگزیده ترین زن جهان برای همیشه است؟ یا این که برگزیده بودن و برتری او بر همه زنان تا زمان نزول قرآن را اثبات می کند و برای این که بدانیم آیا بعد از نزول قرآن و از زمان پیامبر تا قیام قیامت بانویی در رتبه ایشان یا برتر از ایشان خواهد آمد یا نه؟ باید از خدا و پیامبر خدا که به امر و اراده خدا بر غیب اشراف دارد ، جویا شد.
    قرآن در باره برگزیدگی حضرت مریم می فرماید:
    «وَ اِذْ قالَتِ الْمَلائِکَةُ یا مَرْیَمُ اِنَّ اللّه‏َ اصْطَفاکِ وَ طَهَّرَکِ وَاصْطَفاکِ عَلی نِساءِ الْعالَمینَ یا مَرْیَمُ اقْنُتی لِرَبِّکِ وَاسْجُدی وَارْکَعی مَعَ الرَّاکِعینَ؛ (1) و آنگاه که ملائکه گفتند: ای مریم همانا خدا تو را برگزیده و پاکیزه ساخته و بر زنان جهان برگزیده است. ای مریم در پیشگاه خدایت خضوع کن و به خاک بیفت و با رکوع‏کنندگان رکوع کن».
    در آیه سخن از دو بار برگزیده شدن است:
    بار اول او را به عنوان انسان کامل ، ذریه صالح ، شایسته انتساب به پیامبران، الگو و نمونه انسان برگزید و در زمره انبیاء و اولیای بزرگ و برگزیده قرار داده است. او تنها زنی است که در قرآن در زمره «مُصْطَفَوْن» و برگزیدگان نام برده شده است و عنوان "اصطفا و برگزیدگی" در باره هیچ بانوی دیگری در قرآن نیامده است.
    او مانند آدم ، ابراهیم ، موسی و عیسی از برگزیدگان شمرده شده و نه فقط بر زنان، بلکه بر همه انسان ها، و قید "علی نساء العالمین " به این اصطفاء و برگزیدگی تعلق ندارد زیرا در اینجا او بر همه و از بین همه زنان و مردان برگزیده شده است .
    معنای فراز اول آیه این است که تو را برگزید ، همچنان که در آیه دیگر او و قرینش یعنی آسیه همسر فرعون ، به عنوان الگوی انسان مؤمن برای همه زنان و مردان معرفی شدند:
    وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لي‏ عِنْدَكَ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ وَ نَجِّني‏ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّني‏ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمينَ وَ مَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرانَ الَّتي‏ أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فيهِ مِنْ رُوحِنا وَ صَدَّقَتْ بِكَلِماتِ رَبِّها وَ كُتُبِهِ وَ كانَتْ مِنَ الْقانِتينَ ؛ (2) زن و مرد ، به همسر فرعون مثَل زده است، در آن هنگام كه گفت: «پروردگارا! خانه‏اى براى من نزد خودت در بهشت بساز، و مرا از فرعون و كار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهايى بخش!» و همچنين به مريم دختر عمران كه دامان خود را پاك نگه داشت، و ما را از روح خود در آن دميديم او كلمات پروردگار و كتابهايش را تصديق كرد و از مطيعان فرمان خدا بود!».
    تا اینجا سخن قرآن فقط این است که مریم در زمره برگزیدگان خدا است که غیر از او زن دیگری یعنی همسر فرعون هم از آن جمله است و مردانی همچوم آدم ، ابراهیم و .... .
    البته با عنایت به تعریف ها و تمجید های فراوان و بی نظیر قرآن از مریم ، می توان به قطع برداشت کرد که او از آسیه و از همه زنانی که تا زمان نزول قرآن برگزیده شده بودند ( که خدا به همه آنها و تعدادشان آگاه است و غیر از مریم و آسیه از بقیه در قرآن نام نبرده است ) ، برتر بوده است زیرا اگر زنی از او برتر بود یا در رتبه او بود (مانند آسیه که قریب به او بود) در قرآن ذکر می شد و به عنوان الگو معرفی می گشت.
    اما برگزیده شدن دوم که عام و بر همه زنان گذشته و آینده (از جمله حضرت زهرا ) است ، مربوط به فضایل ایمانی و انسانی نیست گر چه فضایل ایمانی و انسانی در آن دخالت تام دارد .
    برگزیدگی دوم بر خلاف برگزیدگی اول که او و بقیه برگزیدگان از بین همه زنان و مردان برگزیده شده بودند ، فقط از بین زنان است پس معلوم می شود در امری بوده که به زنان اختصاص داشته است.
    بار دوم او را از بین همه زنان عالم برگزید تا آیت خودش قرار دهد و حامل نور عیسی گرداند و بدون وجود همسر، فرزندی به او بخشید که از پیامبران بزرگ و صاحب معجزات و کرامات بی‏نظیر بود.
    او بار دوم برای مادری عیسی برگزیده شد و چون مادری ، شأن اختصاصی زنان است پس او در این مورد برگزیده از بین همه زنان جهان تا ابد تاریخ است و این فضیلت اختصاص به او دارد:
    «وَ الَّتي‏ أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فيها مِنْ رُوحِنا وَ جَعَلْناها وَ ابْنَها آيَةً لِلْعالَمين؛ (3) و به ياد آور زنى را كه دامان خود را پاك نگه داشت و ما از روح خود در او دميديم و او و فرزندش [مسيح‏] را نشانه بزرگى براى جهانيان قرار داديم!».
    پس در این زمینه خاص ایشان برگزیده بر همه زنان جهان است.
    با توجه به آنچه گذشت معلوم شد که بیان قرآن اثبات برگزیده بودن مریم و افضل بودن او از حیث ایمان و فضایل بر همه زنان تا زمان نزول قرآن است و بیش از آن دلالت ندارد اما مخاطبان قرآن در زمان پیامبر و امروز ، این برگزیدگی را تا همیشه عمر بشر گمان کردند و وقتی رسول خدا دخترش را "سیده نساء العالمین" معرفی کرد ، با تعجب پرسیدند : مگرمریم برگزیده زنان جهان (و افضل مطلق) نیست؟ ایشان جواب داد که او برتر از زنان عالم خود بود یعنی همه امت ها تا امت اسلام زیرا ایشان مادر عیسی علیه السلام و از امت مسیح بود که آخرین امت قبل از اسلام می باشد . پس در همه امت ها تا زمان اسلام ، زنی به فضیلت حضرت مریم نبوده است .
    اما این که آیا در امت آخرین هم زنی هم پایه مریم و بلکه افضل از او خواهد بود یا نه؟ باید به آیات قرآن و به بیان پیامبر رجوع کرد و آیات و روایات دلالت دارد که حضرت زهرا افضل از مریم است :
    حضرت زهرا کسی است که خداوند در شأن او ، پدر، شوهر و فرزندانش آیه تطهیر را نازل کرده و او را در آیه مباهله شریک در رسالت شمرده و تنها مصداق "نسائنا" معرفی کرده و پیامبر هم در تفسیر این آیات ، او را از خود و پاره تن خود خوانده است. پس همان طور که خود رسول خدا افضل برگزیدگان به طور مطلق است ، پاره تنش نیز که با او در تطهیر و مباهله و ... شریک است ، افضل برگزیدگان می باشد .
    پس افضل بودن حضرت زهرا با استناد به خود آیات قرآن و روایات مؤید آیات است .
    روایات هم در مقام بیان و تفسیر آیات است که اگر شما از آیات قرآن افضلیت حضرت مریم را برداشت کرده اید ، برداشت درستی است اما نه از آیه " و اصطفاک علی نساء العالمین" بلکه آیات دیگر این دلالت را دارد و آن هم نه افضلیت بر مطلق زنان بلکه بر زنان همه امت ها تا اسلام ؛ اما از زمان اسلام را نگفته و پیامبر دخترش را که در ایمان و تقوا هم پایه خودش و پاره تنش می باشد ، را برتر از همه ، حتی مریم علیها سلام معرفی می کند هچنان که خودش برتر از همه حتی عیسی علیه السلام بود.
    روایات پیامبر بر افضلیت حضرت مریم هم فراوان است و در کتب معتبر شیعه و سنی وارد شده و عالمان معتبر بدانها استناد کرده اند. از جمله این روایات:
    «فاطمه بضعه منی؛ (4) فاطمه پاره تن من است».
    رسول خدا خطاب به ایشان فرمود:
    «يا فاطمة إما ترضين ان تكوني سيدة نساء العالمين؛(5) و وقتی حضرت پرسید پس مریم چه می شود؟ جواب داد: او سید زنان عالم خودش (امت های قبل از اسلام) بود».
    امام علی هم بر بالای مزار فاطمه خطاب به رسول خدا فرمود:
    «قل يا رسول الله عن صفيتك صبري وعفا عن سيدة نساء العالمين تجلدي؛ (6)ای رسول خدا! از تحمل فراق برگزیده ات صبرم کم شده و چشم پوشیدن از فقدان سیده زنان دو جهان برایم مقدور نیست!».
    روایات در اثبات برتری مطلق حضرت زهرا از زنان جهان در دنیا و آخرت بسیار است که به بیان های مختلف در کتب معتبر شیعه و سنی وارد شده و با توجه به آنها همه عالمان شیعه و کثیری از عالمان اهل سنت، ایشان را برگزیده زنان جهان و افضل از زهرای بتول می دانند.
    آلوسی بغدادی از مفسران به نام اهل سنت می نویسد:
    عقیده من این است که فاطمه بتول افضل زنان گذشته و آینده است؛ زیرا علاوه بر جهات دیگر ، او پاره تن رسول خداست. (7)
    علامه شرف الدین در کتاب "الکلمه الغراء فی تفضیل الزهراء" می نویسد:
    تعداد زیادی از علمای اهل سنت همچون تقی الدین سبکی ، سیوطی ، بدر ، مقریزی، ابن ابی داود ، مناوی و احمد زینی دحلان بر افضیلیت حضرت زهرا بر حضرت مریم تصریح کرده اند. (8)
    بنا بر این نظر گروهی از اهل سنت که حضرت مریم را افضل زنان گذشته و آینده تا قیامت می دانند ، با بیان قرآن و روایات همخوانی نداشته و قول بدون دلیل است بلکه ایشان بعد از حضرت زهرا افضل زنان می باشد.

    پی نوشت ها:
    1. آل عمران (3) آیه 42.
    2. تحریم (66( آیه 11-12.
    3. انبیاء (21) آیه 91.
    4. الخزاز القمی، کفایه الاثر ، قم ، خیام ، 1401 ق ، ص 37-38 ؛ احمد بن حنبل ، مسند ، بیروت، دار صادر ، ج 4 ، ص 5 و ... .
    5. ابی داود ، مسند، بیروت ، دار المعرفه، ص 197 ؛ حاکم نیشابوری ، مستدرک الصحیحین ،ج 7 ، ص 141 و ... .
    6. کلینی ، کافی ، تهران ، اسلامیه ، 1363 ش ، ج1 ، ص 459.
    7. آلوسی بغدادی ، روح المعانی، بیروت ، دار الکتب العلمیه ، 1415 ق ، ج2 ، ص 150.
    8. شرف الدین ، الکلمه الغرّاء ،ص 94.

  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,035
    حضور
    192 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28773



    حجاب کامل اسلامى براى بانوان این است که به غیر از گردى صورت و دست‏ها تا مچ، بقیه بدنشان پوشیده باشد، به طورى که نامحرمى را به خود جلب و جذب نکند؛ خواه این پوشیدگى با چادر باشد و خواه با چیز دیگر، ولى باید پوشش طورى باشد که برآمدگى‏هاى بدن جلب توجه نکند.
    قرآن مجید خطاب به پیامبرش فرمود: «به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که: خویشتن را با «جلباب» بپوشند که این کار براى این که به عفت شناخته مى‏شوند و از تعرض محفوظ مى‏مانند، براى آنان بهتر است».(1)
    بعضى از مفسّران جلباب را پوششى فراگیر معنا کرده‏اند که از بالاى سر تا پایین پا را مى‏پوشاند و چیزى در حدود اندازه چادر است.(2) البته دیدگاه دیگر جلباب را پوشش تا زانو(3) و دیدگاه سوم جلباب را مقنعه مى‏داند.(4)
    بر اساس دیدگاه اوّل مى‏توان گفت: قرآن از چادر یا چیزى مانند آن که تمام بدن را بپوشاند، به عنوان حجاب برتر نام برده است.
    علاوه بر این: درباره پوشش حضرت فاطمه(ع) هنگام خروج از منزل و رفتن به مسجد براى دفاع از فدک، همین پوشش نقل شده است.
    حضرت فاطمه(ع) مقنعه خویش را بر سر و جلباب بر تن کردند؛(5) یعنى پوششى که تمام تن را از سر تا قدم فرا مى‏گرفته است.
    علاوه بر این عقل نیز بر برتر بودن چادر حکم مى‏کند، چون اندام بدن با چادر بهتر محفوظ مى‏ماند.
    شاید با استفاده از این موارد و احادیث دیگر فقها بزرگوار بر حجاب برتر بودن حجاب تصریح نموده‏اند.
    البته پوشش کامل با مانتو و روسرى نیز مى‏تواند مورد استفاده قرار گیرد، ولى حجاب برتر نیست، زیرا هر چند با مانتو وروسرى پوشش صورت مى‏گیرد، ولى باز حجم بدن مشخص است و با مقایسه با چادر، قطعاً چادر برترى دارد.
    آنچه مهم است، مراقبت زن از خود و حجاب و عفت خویش به جهت ایجاد جامعه سالم است. آن چه که بهتر بتواند این هدف را تأمین کند، برتر است، در عین حال در صورت لزوم باید با حفظ عفت و حجاب، زن نقش اجتماعى خود را ایفا کند.

    پى نوشت‏ها:
    1. احزاب (33) آیه 59.
    2. ر.ک: علامه طباطبایى، المیزان؛ شیخ طوسى، تفسیر تبیان.
    3. المصباح المنیر، ریشه جلب.
    4. راغب اصفهانى، مفردات، ریشه جلب.
    5. طبرسى، الاحتجاج، ج 1، ص 98.

  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,035
    حضور
    192 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28773





    از منظر اسلام «انسانیت» آدمی و همة ارزش ها و فضایلی که او را در مسیر سیر و سلوک و عرفان الهی قرار می دهد و در فرجام کار به مقام «خلیفة‌اللهی» می رساند، متعلق به «روح» است. روح مجرد از مذکر و مؤنث بودن است.
    روح مجرد،‌ نه مذکر است و نه مؤنث. بنابر این برای همة انسان ها با قطع نظر از جنسیت، راه رسیدن به «عرفان الهی» و نیل به مقام «قرب» باز است.
    دوم:با رجوع به قرآن،‌ روایات و تاریخ، زنانی را می یابیم که الگوی همة انسان ها در «عرفان» و فرجام آن که نیل به «قرب الهی» و «وصال حق است» می باشند. کدام مرد را در تاریخ آفرینش هستی می توان یافت که به مقام «عرفان» و «توحید» حضرت فاطمه سلام الله علیها رسیده باشد جز پدر و شوهرش؟!
    جمله «ما رأیت إلاّ جمیلاً» حضرت زینب کبرى سلام الله علیها را کسانی می فهمند که بر اوج عرفان و توحید نایل شده باشند.
    قرآن حضرت مریم را الگوی تمام انسان ها معرف نموده است که از جهت ایمان ،‌عفت، عرفان و مبارزه با شرک و طاغوت و کژی ها «اُسوه» بودند.
    سوم:زنان عارف و خود ساخته و به وصال حق رسیده بسیارند لیکن گمنام زیستند و بی نام و نشان از دنیا رفتند زیرا از یک سو، حیاء و آزرمی که ارزندة‌ترین زینت زنان است مانع از این بود که خود را مشهور کنند.
    و از سویی دیگر، زنان برای تهذیب نفس و سیر و سلوک به جای «هجرت مکانی» راه «هجرت مقامی و معنوی» را برگزیدند چه آن که این راه به «اخلاص» و دوری از «ریا و شهرت‌نمایی» نزدیک‌تر و با روح لطیف زنان سازگارتر بود.
    چهارم:‌ مطالعه زندگینامه عارفان این واقعیت را به ما تفهیم می کند که چه اندکند مردانی که راه عرفان و سیر و سلوک را با قبول مسئولیت های اجتماعی،‌فرهنگی و سیاسی و تشکیل خانواده، تا پایان زندگی جمع کرده باشند. اما زنان پاک سرشت، خانه‌داری و مسئولیت الهی همسرداری و تربیت فرزندان،‌را با «عرفان» همراه ساختند و از تجرّد زیستی و عزلت و بیابان گردی و کسب شهرت و نام و نشان فاصله گرفتند.
    آری در جمع زیستن و به ظاهر با خلق بودن و در عین حال خدا شناختن و عارف گشتن و باطن را به خدا سپردن هنر است.
    پنجم: با وجود همه آیات و قوانین که اسلام برای رفع نگاه تبعیض و تحقیر آمیزی که در همه جوامع بشری در مورد زنان وجود داشت، آورده و با همه تلاش‌هایی که پیامبر اسلام و امامان علیهم السلام در این موضوع داشتند، رسوبات تفکر تبعیض‌آمیز دوران جاهلیت در بسیاری از مسلمانان صدر اسلام همچنان وجود داشت .
    پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) و انحرا ف رهبریت از محور «ولایت و امامت» ، آن رسوبات بیشتر و غلیظ‌ تر شد و باعث شد که زنان نه تنها از حضور در عرصه‌های فعالیت اجتماعی،‌سیاسی و هنری دور بمانند بلکه از حضور در بسیاری از عرصه‌های فرهنگی،‌ علمی و معرفتی و معنوی نیز فاصله بگیرند.
    جهت آگاهی از این که زنان از جهت تکوینی و استعدادهای خدادای در آفرینش مسلح‌تر و آماده‌تر از مردان برای «قرب الهی» و حرکت در مسیر عرفان و خودسازی هستند، به کتاب «زن در آیینه عرفان» رجوع شود.


  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,035
    حضور
    192 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28773



    کرامت زن و خروج او از خانه بی اذن شوهر ؟

    یکى از اهداف تربیتى اسلام، تحکیم مبانى نظام خانواده است که اساس تمام نظام‏هاى اجتماعى است.
    چون این نظام مانند سایر نظام‏ها، نیاز به مدیر دارد، اسلام از میان اعضاى خانواده، شوهر را به عنوان مدیر انتخاب کرده و هزینه زندگى و مسئولیت فرزندان را در بسیارى از موارد برعهده او قرار داده است. همان گونه که حضانت فرزندان را تا مدت محدودى براى مادر (که از عواطف زیادترى برخوردار است) مقرّر فرموده است.
    از این رو، رضایت شوهر در خروج از منزل بر اساس مدیریت شوهر و در قبال پرداخت هزینه همسر و تحکیم نظام خانواده و حفظ حقوق مردان و فرزندان است. ثمرات این مدیریت اسلامى در خانواده‏هاى متدین مشهود است.(1)
    وجود زن براى بیگانگان و نامحرمان حساس تر از وجود مرد است، چنان که از لحاظ جسمى، زن ضعیف و شکننده تر است.
    بنابراین، زن ممکن است مورد تعرض قرار بگیرد که آمارهاى موجود در این باره کاملاً گویا است. حتی در کشورهای غربی که ظاهراً به واسطه آزادی کامل نباید چنین مشکلاتی داشته باشند.
    مرد به خاطر حفظ ناموس خویش اجازه نمى‏دهد همسرش بدون اطلاع او از خانه خارج شود. مرد براى اطمینان خاطر خویش و براى مصونیت زن باید در جریان آمد و شد خانمش به خانه و خارج از آن قرار گیرد. با توجه به آسیب پذیرى زن در محافل و همنشینى‏ها به مرد این حق داده شد که براى کنترل همسر خویش به او اجازه خروج از خانه را بدهد یا ندهد.
    از طرف دیگر مسئولیتى که مرد براى تأمین نیازمندى‏هاى زندگى دارد، به طور طبیعى و عادى او را به صحنه اجتماع مى‏کشاند، در حالى که زن چنین وظیفه ‏اى ندارد. بنابراین خروج مرد از خانه الزامى است و اذن گرفتن بى معنا است، برخلاف خروج زن.
    البته خروج مرد از خانه کاملاً رها شده و بى قید و شرط نیست، بلکه داراى قیود قانونى است، زیرا زن نیز حقوقى دارد که قانوناً مرد را مکلف به حضور نزد زن در شرایط لازم مى‏کند.
    خروج زن از خانه همواره نیازمند اذن شوهر نیست، بلکه در مواردى خروج زن از خانه جایز است، از جمله:
    1 - کسب علوم واجب و یا انجام تکالیفى که مستلزم خروج از خانه است.
    2 - احقاق حق مانند دادخواهى و شکایت به دادگاه یا اداى شهادت و امثال آن .
    3 - بر اساس برخى از فتاوا در صورتى که قبل از ازدواج زن در کارى استخدام بوده است، پس از ازدواج نیز به خاطر سابقه استخدام مى‏تواند سر کار خود برود و ازدواج مانع آن نیست.
    4 - در صورتى که به صورت شرط ضمن العقد به هنگام ازدواج، جواز خروج از خانه را شرط کرده باشد.

    پى‏نوشت‏:
    1 . آیت اللَّه فاضل لنکرانى، جامع المسائل، ج 1، ص 462.

  15. صلوات ها 6


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,035
    حضور
    192 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28773



    زن در نظر ابن عربی


    محی الدین ابن عربی که از عرفای بزرگ است در کتاب فصوص الحکم درباره زنان می نویسد: اعلم ایدک الله ان الانسانیة لمّا کانت حقیقة جامعة للرجل و المرأة لم یکن للرجال علی النساء درجة من حیث الانسانیة؛ بدان که انسانیت حقیقتی است واحد و جامع مرد و زن، از این رو مردان از حیث انسانیت بر زنان برتری ندارند.

    وی می گوید: مردان و زنان در اصل انسان بودن با هم اشتراک دارند و اختلاف و افتراقشان تنها در ذکورت و انوثت است که امر عارضی است و داخل در جوهره و اصل وجود انسان نیست.
    قیصری در شرح فصوص نیز می نویسد: «انّ المرأة باعتبار الحقیقة عین الرجل و باعتبارالتعین یتمیز کل منهما عن الآخر» از نظر حقیقت میان زن و مرد امتیازی نیست و حقیقت زن عین حقیقت مرد است و فقط از جهت تعیّن و تشخیص از یکدیگر ممتازند.

    و چون زن و مرد در حقیقت انسانیت مشترکند و انوثت و ذکورت امری عارضی هر دو می توانند مقامات عرفانی را طی کنند.
    محی الدین می گوید: «انّ هذه المقامات لیست مخصوصة بالرجال فقد تکون للنساء ایضاً لکن لماکانت الغلبة للرجال تذکر باسم الرجال» طی مقامات عرفانی اختصاص به مردان ندارد بلکه برای زنان نیز هست اما چون اغلب مردانند که در این مسیر قرار می گیرند اسم آنها ذکر کرده است.

    در غیر این صورت زنانی چون مریم بنت عمران و آسیه همسر فرعون و خدیجه و فاطمه(س) به این مقام نائل آمدند.


  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,035
    حضور
    192 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28773



    پیر غزنه سنائی در حکایتی که به تعظیم و تکریم کربلا و ذکر مصائب سیدالشهداء اختصاص دارد، با ستایش پیر زنی علوی، عاشق، آرزومند و مشتاق زیارت کربلا، او را به دلیل چنین اخلاص و صدق نیتی از صد مرد برتر می داند.

    بود در شهر کوفه پیر زنی
    سالخورده و ضعیف و ممتحنی
    … کودکی چند زیر دست و یتیم
    شده قانع ز کربلا به نسیم
    زال هر روز بامداد پگاه
    کودکان را فکندی اندر راه
    … بر ره کربلا باستادی
    بر کشیدی ز درد دل بادی
    گفتی اطفال را: همی بویید
    وین نکو باد را بینبویید
    خط از این باد جمله بردارید
    سوی نا اهل و خصم مگذارید
    من غلام «زنی» که از صد مرد
    بگذرد روز بار و بردا برد

  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    اهل البيت عليهم السلام،فلسفه،عرفان،ادبيات،فيزيك،مطالعه
    نوشته
    4,988
    حضور
    133 روز 11 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    21819



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    و از سویی دیگر، زنان برای تهذیب نفس و سیر و سلوک به جای «هجرت مکانی» راه «هجرت مقامی و معنوی» را برگزیدند چه آن که این راه به «اخلاص» و دوری از «ریا و شهرت‌نمایی» نزدیک‌تر و با روح لطیف زنان سازگارتر بود.
    با سلام و عرض ادب

    استاد گرامی این فراز از کلام شریفتان را اگر شرح بیشتری بفرمائید متشکر می شوم.


    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 7 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پیامبر اکرم(ص) در آیینه قرآن کریم
    توسط شهید علی اصغر پازوکی در انجمن نبوت
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۱/۰۶, ۱۹:۳۹
  2. پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۰/۱۰, ۲۰:۰۰
  3. روشهای تعیین نیمه شب شرعی
    توسط فتح الله در انجمن نماز های یومیه
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۰/۰۷, ۲۱:۱۹
  4. پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۹/۲۸, ۰۰:۰۰

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۵/۰۲/۱۹, ۰۴:۴۶ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود