صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ۩۞۩ همه چیز در مورد وهابیت ۩۞۩

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,899
    حضور
    3 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    39
    صلوات
    13135

    ۩۞۩ همه چیز در مورد وهابیت ۩۞۩




    باسلام خدمت همه دوستان. لطفا اگر مطالبی در مورد وهابیت شامل تندرویها ،اعتقادات،شبهات، فتاوا و...دارید دراین قسمت قرار دهید.
    با تشکر

    از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
    زده ام فالی و فریاد رسی می آید . . .

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,899
    حضور
    3 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    39
    صلوات
    13135



    چرا هنوز بارگاه پيامبر برپاست؟!

    كسانى كه به مكّه و مدينه مشرّف شده اند، مى دانند على رغم ويرانى تمام قبرستان بقيع و قبور شهداى احد و غير آنها، گنبد و بارگاه ملكوتى پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) برپاست و مسلمانان از همه جاى دنيا به زيارت آن حضرت مى شتابند و اين وضع سؤال مهمّى در اذهان همه زائران ترسيم مى كند، كه چرا اين گروه به سراغ بارگاه پيامبر(صلى الله عليه وآله)نرفتند؟!
    حقيقت آن است كه آنها خود را كوچك تر از آن ديدند كه دست به اين كار زنند و تمام جهان اسلام را بر ضدّ خود بشورانند. آرى وهّابى هاى متعصّب نتوانستند، بارگاه ملكوتى پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) را از ميان بردارند، و گنبد خضرا را ويران سازند و ضريح مقدّس حضرت را نابود كنند.
    هنگامى كه از آنها سؤال شد چگونه تمام گنبد و بارگاه هايى را كه بر فراز قبور ائمّه بقيع(عليهم السلام) و شهداى احد و غير آنها بنا شده بود از ميان برداشتيد ولى گنبد و بارگاه پيامبر(صلى الله عليه وآله) همچنان پابرجاست؟ اين تناقض در عمل چه مفهومى دارد؟
    اگر اين ها نشانه بت پرستى و شرك است، چرا اين «نشانه بزرگ!» را در كنار اين مسجد باشكوه و با عظمت نگه داشته ايد، و اگر نيست، چرا بقيّه را از ميان برداشتيد؟
    آنها پاسخى در برابر اين سؤال ندارند و به راستى وا مى مانند.
    در يكى از سفرهاى زيارتى كه مدّت ها قبل داشتم به ديدار «امام مدينه» رفتم و از او كه مرد فاضل و باانصافى بود همين سؤال را كردم.
    او سعى كرد با ذكر يك داستان تاريخى ذهن مرا از اين سؤال آزار دهنده و بدون جواب منصرف كند; داستانى مربوط به زمان «ناصرالدوله» نقل كرد كه دو نفر يهودى از خانه هاى مجاور حرم نقب زده بودند كه به قبر پاك پيامبر(صلى الله عليه وآله) دست يابند. «ناصرالدوله» در خواب ديد كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) به او مى گويد مرا از دست اين دو نفر نجات بده! چند بار در چند شب اين خواب تكرار شد. او در حيرت فرو رفت و فهميد خبرى در مدينه است. به مدينه آمد و تمام مردم شهر را به صف كرد و نگاه كرد و آن دو نفر را كه در خواب ديده بود، در ميان آنها ديد، دستور داد آنها را گرفتند و توطئه را خنثى كرد و مجازات سختى براى آنها قائل شد.
    سپس دستور داد اطراف قبر شريف را كندند و آن را با فلز گداخته پر كردند تا ديوارى پولادين به وجود آيد و كسى جرأت اين گونه كارها را در آينده نداشته باشد.
    روشن است كه اين جواب هرگز قانع كننده نبود، زيرا حدّاكثر ساختن بخش زيرزمين قبر مطهّر را توجيه مى كرد، ولى جوابى براى گنبد و بارگاه و ضريح محسوب نمى شد، امّا رعايت ادب و احساس اين كه طرف مقابل حرفى براى گفتن ندارد و ممكن است شرمنده شود، مانع از ادامه بحث از طرف اينجانب شد.
    اخيراً شنيده شد كه يكى از متعصّبان وهّابى گفته است در آينده گنبد و بارگاه پيغمبر(صلى الله عليه وآله) را نيز خراب خواهيم كرد كه البتّه اين سخن هر چند با اصول فكرى متعصّبان آنها سازگار است، ولى به يقين هرگز چنين جرأتى در برابر جهان اسلام نخواهند داشت، به خصوص اين كه با پيدا شدن موج جديد در ميان اعتدال گرايان اين مسلك، هرگز چنين حادثه اى رخ نخواهد داد و كسى جرأت بر اين كار نخواهد داشت.
    عجب اين كه اين سخن را به پيشواى وهّابيّون محمّد بن عبدالوهّاب نيز نسبت داده اند. ولى او در بعضى از سخنانش چنين نسبتى را كذب دانسته است، هر چند حسن بن فرحان مالكى در كتاب خود «داعية و ليس نبيّاً» ـ چنان كه در پايان همين كتاب خواهد آمد ـ معتقد است در كلمات شيخ محمّد اشاره اى به اين سخن ديده مى شود كه اگر توانايى يابم گنبد و بارگاه پيامبر(صلى الله عليه وآله) را نيز ويران مى كنم!
    منبع: وهابیت بر سر دوراهی/آیت الله مکارم شیرازی

    ویرایش توسط محمد : ۱۳۸۸/۰۸/۰۴ در ساعت ۱۲:۰۲
    از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
    زده ام فالی و فریاد رسی می آید . . .

  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,899
    حضور
    3 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    39
    صلوات
    13135



    نابودكردن گران بهاترين آثار تاريخى اسلام

    در كمتر كشورى به اندازه حجاز آثار باستانى مربوط به قرون نخستين اسلام وجود داشته است، چرا كه زادگاه اصلى اسلام آنجاست و آثار گرانبهايى از پيشوايان اسلام در جاى جاى اين سرزمين ديده مى شود.
    مراقد و قبور آنها، زادگاه آنها، آثار صحابه و تابعين و آثار گرانبهاى امامان اهل بيت(عليهم السلام) و دانشمندان و فقها و حتّى سلاطين و مراكز حكومت آنها، آثار هنرى و معمارى و... ولى «متعصّبان خشك وهّابى» غالب آنها را به بهانه واهى «آثار شرك» از ميان بردند! و كمتر چيزى از اين آثار پرارزش باقى مانده است و سزاوار است مسلمين براى نابودى اين آثار گرانبها خون گريه كنند.
    امروز همه مى دانيم هر ملّتى براى اثبات اصالت خود بر گذشته تاريخ خود تكيه مى كند و آثار مهمّى را كه از گذشته باقى مانده است
    شاهد و گواه آن مى شمرد و به همين جهت از آثار تاريخى خود به دقّت نگهدارى مى كند.
    امّا اين گروه در اين سرزمين هاى مقدّس تقريباً چيزى از آثار تاريخى اسلام را بجاى نگذاشتند و همه را ويران كرده و از ميان بردند، آثارى كه از نظر ارزش، بهايى نمى توان براى آنها تعيين كرد.
    نمونه بارز آن قبرستان بقيع است، اين قبرستان مهمترين قبرستان در اسلام است كه بخش مهمّى از تاريخ اسلام را در خود جاى داده و كتاب بزرگ و گويايى از تاريخ ما مسلمين است.
    قبور همسران و فرزندان پيامبر اسلام، امامان اهل بيت(عليهم السلام)، فقها و علماى بزرگ، صحابه والا مقام، شهداى گرانقدر، سرداران رشيد اسلام و... همه و همه در آن جاى دارد; شايد بيش از ده هزار صحابى در آن جا مدفون است و به يك معنى بخش عظيمى از تاريخ اسلام در دل بقيع نهفته است.
    ولى اكنون كه وارد بقيع مى شويم ويرانه اى بسيار زشت و مشمئز كننده و ناهموار، بدون هيچ علامت و نشانه مى بينيم كه اشك را از ديدگان انسان سرازير مى كند.
    اين متعصّبان خشك با نهايت تأسّف اين آثار گرانبهاى تاريخى را به بهانه واهى «مبارزه با شرك» از ميان برده اند و جهان اسلام را گرفتار خسارت عظيمى كرده اند كه هرگز نمى توان آن را جبران كرد.
    راستى كه انسان متعصّب چقدر خطر آفرين است و سرمايه هاى
    ارزشمند كشور خود را چگونه بر باد مى دهد، سرمايه هايى كه به همه تعلّق دارد، به انسان هاى امروز و گذشته و آينده.
    منبع: وهابیت بر سر دوراهی/آیت الله مکارم شیرازی
    از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
    زده ام فالی و فریاد رسی می آید . . .

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,899
    حضور
    3 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    39
    صلوات
    13135



    يوسف بن علوى و نقد شجاعانه اش

    يوسف بن علوى عالم شجاعى بود كه در مكّه مى زيست و حلقه درس قابل توجّهى داشت، علما و بزرگان مكّه و رجال سياسى كشور سعودى احترام فوق العاده اى براى او قائل بودند; وى در اين اواخر ديده از جهان بربست و موجى از تأثّر و اندوه منطقه را فرا گرفت.
    او كه خود را «خادم العلم الشريف بالبلد الحرام» مى خواند پيرو مذهب «مالكى» بود و از ذرّيه زهراى مرضيّه و به لقب «الحسنى» افتخار مى كرد و به دنبال نام خود آن را مى نگاشت.
    حلقه درس او در مسجد الحرام از پرجمعيّت ترين حلقات درس مسجد الحرام بود و تأليفات فراوانى در علوم اسلامى داشت.
    او با تندروى وهّابى هاى متعصّب سخت مخالف بود و سرانجام كتاب «مفاهيم يجب أن تصحّح» (مفاهيمى كه بايد اصلاح گردد) را در نقد افكار و عقايد آن ها نوشت.
    او با لحنى مؤدّبانه و عالمانه (همان گونه كه از نام كتاب پيداست) به نقد مهم ترين پايه هاى فكرى اين گروه تندرو پرداخت و در همه جا بر آيات قرآن و احاديث پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) از منابع معتبر اهل سنّت تكيه كرد و به كتاب ها و منابعى استناد جست كه وهّابى هاى تندرو نيز قادر بر انكار آن نبودند.
    او به عنوان اين كه يك سلسله مفاهيم در مغز اين گروه است كه سبب تكفير بسيارى از مسلمانان و اباحه نفوس و اموال آن ها شده و رشته وحدت را گسسته است، و بايد اين مفاهيم اصلاح گردد به ميدان آمد، و به خوبى از عهده كار برآمد.
    اين كتاب از جهاتى در نوع خود كم نظير يا بى نظير است:
    1ـ اين كتاب در طول 10 سال ده بار چاپ شد. حتّى در يكى از سال ها چهار بار به چاپ رسيد و با استقبال شديدى در اكثر كشورهاى اسلامى حتّى عربستان! مواجه شد.
    2ـ گروه زيادى از علماى بزرگ اهل سنّت در مصر، مراكش، سودان، بحرين، پاكستان و امارات و غير آن بر اين كتاب تقريظ نوشتند و نظرات «بن علوى» و شجاعت او را ستودند كه 23 نمونه آن در آغاز كتاب او در 70 صفحه به رشته تحرير درآمده است كه
    حكايت از نوعى اجماع بر مطالب اين كتاب مى كند و اين تقريظ ها خود كتابچه اى است جالب!
    3ـ اين كتاب گرچه در «دبى» به چاپ رسيده بود ولى على رغم سانسور شديدى كه سلفى هاى متعصّب بر بازار كتاب در عربستان دارند و اجازه نمى دادند كتابى در نقد افكار آنها وارد اين كشور شود، در بازار مكّه به فروش مى رفت و ما آن را از آنجا تهيه كرديم.
    اين نشان مى دهد كه قشر جديد از وهّابيون ـ چنان كه قبلا هم اشاره شد ـ با افكار سلفى هاى متعصّب همراه نيستند، و تجديد نظر در آن را لازم مى شمرند.
    نمونه هايى از تقريظ هاى كتاب

    در اينجا فقط به ذكر سه نمونه آن هم به طور خلاصه از مدح و تمجيدهايى كه علماى معروف بر آن كتاب نوشته اند قناعت مى كنيم تا روشن شود كه جهان اسلام درباره قشر متعصّب وهّابى چگونه قضاوت مى كند:
    1ـ «دكتر عبدالفتّاح بركة» دبير كلّ «مجمع بحوث اسلامى» در قاهره ضمن تقريظ خود چنين مى نويسد:
    «در اين كتاب نفيس (اشاره به كتاب بن علوى) كوشش و تلاش عظيمى از سوى يك عالم مدقّق و محقّق اسلامى براى اتّحاد صفوف مسلمين و محو آثار تعصّب در برابر مسائل فرعى و اجتهادى به
    خصوص در مورد نسبت دادن مسلمين به شرك و كفر به عمل آمده است، هم چنين در مورد مسأله شفاعت و زيارت قبر رسول خدا(صلى الله عليه وآله)و مسائل حسّاس ديگر.
    اميد است اين كتاب گرانبها تأثير پربركتى در وحدت صفوف مسلمين و از ميان بردن عوامل اختلاف داشته باشد.(1)
    2ـ «شيخ احمد العوض» رئيس مجلس افتاء شرعى در «سودان» در تقريظ خود چنين مى نويسد: «بحمدالله فرصتى دست داد كه از كتابى كه محقّق شريف بن علوى مالكى مكّى حسنى ـ خادم العلم بالحرمين الشريفين ـ به نام مفاهيم يجب أن تصحّح نوشته است، با خبر شوم.
    اين كتاب از تصحيح مفاهيم (و اشتباهاتى) سخن مى گويد كه به سه امر مربوط است:
    اوّل، مباحث عقيدتى است كه با ادلّه و براهين اثبات مى كند كه معيارهايى را كه گروهى (از وهّابيّون) براى كفر و ضلالت انتخاب كرده اند، فاسد است.
    دوّم، مباحث مربوط به پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) و حقيقت نبوّت و مفهوم تبرّك جستن به پيامبر(صلى الله عليه وآله)و آثار اوست، كه با براهين قاطع اين مسائل را اثبات كرده است.
    سوّم، مباحث مربوط به حيات برزخى، و مشروعيّت زيارت
    1. مفاهيم يجب أن تصحّح، صفحه 29 و 30 (با كمى تلخيص).


    پيامبر(صلى الله عليه وآله) و امور ديگرى كه به آن ارتباط دارد كه اين مرد محقّق با دقّت به اصلاح افكار پرداخته است.(1)
    3ـ «عبدالسلام جبران» رئيس مجمع علمى اقليمى در مراكش به اتّفاق اعضاى آن مجلس تقريظ جامعى بر اين كتاب نگاشته اند، در بخشى از آن چنين آمده:
    «هنگامى كه اين كتاب بر دانشمندان آگاه عرضه شد، همه آن را تلقّى به قبول كرده، بر مؤلّفش درود فرستادند، به خاطر انجام امر واجبى در برابر خدا و پيامبر(صلى الله عليه وآله) و امّت اسلامى كه بر عهده همه علما بود... لذا اعضاى مجلس علمى مراكش تحت اشراف رئيس مجلس بعد از اطّلاع از اين كتاب و تأمّل در آن، موافقت كامل خود را نسبت به آن اعلام كرده و از تلاش بزرگ او سپاسگزارى نموده، اين اقدام جالب را به اين مؤلّف تبريك مى گويند».(2)
    * * *
    اضافه بر اين ها اشعار زيبا و پرمعنايى نيز از سوى بزرگان ادب در ستايش از اين كتاب سروده شد كه تنها به ذكر سه بيت از ميان آن همه بسنده مى كنيم:
    اين سه بيت از ابياتى است كه «شيخ محمد سالم عدود» رئيس سابق دادگاه عالى موريتانيا و عضو مجمع فقهى رابطة العالم
    1. مفاهيم يجب أن تصحّح، صفحه 37.


    2. همان مدرك، صفحه 68.
    الاسلامى در مكّه سروده است:
    صحّت مفاهيم كان الناس قد هاموا *** فيها و زايلها لبس و ابهام
    بحث دقيق عميق لا يقوم له *** خبط و خلط و تدليس و ابهام
    أبدى به العلوى المالكى لنا *** ما لم تنله من الحذّاق أفهام
    «مفاهيم صحيحى كه مردم درباره آن سرگردان بودند و اشتباه و ابهام با آن آميخته بود. (به ما ارائه داد)
    اين بحث دقيق و علمى است كه اشتباه و باطل و تدليس و ابهام در آن راه ندارد.
    اين مفاهيم را علوى مالكى براى ما آشكار ساخت، مطالبى كه فهم (بسيارى از) آگاهان به آن نرسيده بود».(1)
    * * *

    محتواى كتاب

    همان گونه كه در لابه لاى كلمات بعضى از علماى پيشين اشاره شد اين كتاب به نقد افكار وهّابيّون تندرو در سه محور پرداخته است و با استناد به آيات و روايات معتبر ضعف آن را آشكار ساخته است.
    محور اوّل:
    مربوط به مسائل مربوط به كفر و ايمان است. او با صراحت مى گويد: «بسيارى از مردم (منظورش سلفى هاى متعصّب است) كه
    1. مفاهيم يجب أن تصحّح، صفحه 55.


    خدا آنها را اصلاح كند در فهم حقيقت امورى كه انسان را از دايره اسلام خارج مى كند، راه خطا پيموده اند تا آنجا كه هر كس را با آنها مخالف است تكفير مى كنند به حدّى كه تمام مسلمانان روى زمين را ـ جز عدّه كمى ـ كافر مى شمرند!!»
    او حتّى معتقد است كه امام اين مذهب نيز اين تندروى را نمى پسنديد، سپس به حديث معروف نبوى «سِبابُ الْمُسْلِمِ فُسُوقٌ وَ قِتالُهُ كُفْرٌ» استناد جسته، از بدگويى به مسلمين و جنگ با آنان به شدّت نكوهش مى كند و با دلايل كافى مرز ايمان و كفر و اشتباه و خطاى سلفى هاى متعصّب را در اين امر روشن مى سازد.
    جالب اين كه گاه لحن او در برابر مخالفان كمى تند مى شود و از تعبيرات زشت مخالفان خشمگين مى گردد.
    به عنوان مثال در مورد خوارق عادات از مخالفين نقل مى كند كه مى گويند: «مردم گاه از انبيا و صالحين چيزهايى مى طلبند كه جز خدا قادر بر آن نيست و اين شرك (و كفر) است».
    در پاسخ مى گويد: «اين سخن ناشى از سوء فهم است نسبت به چيزى كه از قديم الايّام ميان مسلمانان بوده است، مردم از آن بزرگواران مى خواهند كه آنها دعا كنند و از خدا بخواهند مشكل لاينحلّى حل شود، و در روايات معتبر اسلامى از اين نوع تقاضاها از پيشگاه پيغمبر بسيار ديده مى شود، مانند درمان بيمارى هاى غير قابل علاج، نزول باران، جوشيدن چشمه از انگشتان پيامبر(صلى الله عليه وآله)،
    بركت يافتن غذاى كم به گونه اى كه جمعيّت زيادى از آن تناول كنند و مانند اين ها» و در پايان مى گويد: «آيا اين ها معنى توحيد و كفر را بهتر از پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مى فهمند؟! اين سخنى است كه هيچ جاهل تا چه رسد به عالم آن را تصوّر نمى كند».(1)
    لحن او همه جا مؤدّبانه است و تعبير تند او در برابر تكفيرها و تفسيق ها و اهانت هاى مخالفان حدّاكثر مثل تعبيرات بالاست.
    * * *
    محور دوّم:
    او در اين بخش از كلامش، مقام والاى پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) را طبق آيات و روايات اسلامى روشن ساخته، سپس به بيان مفهوم تبرّك جستن به آثار رسول خدا(صلى الله عليه وآله) و اين كه هيچ ارتباطى به مسأله شرك ندارد، پرداخته، آن گاه موارد زيادى از روايات و اقوال علما را در جواز تبرّك به بوسيدن دست پيامبر، تبرّك به ظرفى كه از آن آب مى نوشيد، تبرّك به خانه آن حضرت، تبرّك به منبر و قبر شريف آن بزرگوار و تبرّك به آثار صالحين و انبياى پيشين بر شمرده و آن قدر مدارك از كتب معروف اهل سنّت مى آورد كه جايى براى ترديد باقى نمى گذارد، و اسامى گروه زيادى از صحابه را مى شمرد كه به آثار رسول الله(صلى الله عليه وآله) تبرّك مى جستند.
    او تعجّب مى كند از اين كه با اين همه روايات و مدارك روشن و
    1. مفاهيم يجب أن تصحّح، صفحه 181.


    معتبر چرا گروهى چشم و گوش بسته به انكار اين موضوع مى پردازند و آن را نوعى «نادانى» يا «عوام فريبى» مى شمرند.(1)
    * * *
    محور سوّم:
    در اين بخش از كتاب، مباحث مختلفى مطرح شده است كه به اعتقاد او مهم ترين آن استحباب زيارت قبر رسول خدا(صلى الله عليه وآله) و دعا كردن در كنار آن و نيز تبرّك به آثار آن حضرت مى باشد و در اين رابطه كلمات زيادى از علماى بزرگ پيشين نقل مى كند.
    و در پايان به نكته جالبى اشاره مى كند كه مورد مخالفت شديد متعصّبان وهّابى است و آن بزرگداشت ميلاد پيامبر(صلى الله عليه وآله) و روز هجرت آن حضرت و زمان بعثت و نزول قرآن و پيروزى مسلمين در غزوه بدر (نخستين غزوات پيامبر) و شب نيمه شعبان و مانند آنهاست.
    مى دانيم اين متعصّبان تندرو معتقدند كه همه اين ها بدعت است و به همين جهت به شدّت از انجام برنامه جشن و بزرگداشت جلوگيرى مى كنند.
    بن علوى در يك پاسخ منطقى به آنان مى گويد: اين گونه جلسات بزرگداشت، يك امر عرفى است و هيچ كس به عنوان يك دستور شرعى آن را انجام نمى دهد، بنابراين ربطى به مسأله بدعت و عدم بدعت ندارد.
    1. تلخيص از كتاب مفاهيم يجب أن تصحّح، از صفحه 194 تا 242.


    امّا به يقين آثار جنبى گرانبهايى دارد كه نبايد از آن غافل شد. در اين جلسات پرشكوه مى توان پيام اسلام را در تمام زمينه ها به مردم رساند.
    در آخر مى افزايد: اين مجالس در واقع گنج هاى پرقيمتى هستند كه بايد از آن ها به بهترين وجهى نگهدارى كرد و آن را غنيمت شمرد و آنها كه با آن مخالفت مى كنند و در محو آن مى كوشند، افراد نادان و كوته فكرى هستند!(1)

    يادآورى لازم

    هدف ما از بيان فشرده اى از كتاب پر ارزش مذكور اين نيست كه مؤلّف محترم آن بن علوى مالكى مكّى هيچ اشتباه و خطايى در اين كتاب ندارد، بالاخره او هم گرچه عالم بزرگى بود ولى انسان است و محلّ سهو و نسيان.
    هدف اين است كه اصول سخنان او كه با دليل، منطق، متانت و شجاعت همراه است، واقعيّت دارد و از طرف گروه عظيمى از علماى بزرگ جهان اسلام در كشورهاى مختلف حتّى در خود عربستان مورد استقبال قرار گرفته است.
    اين نشان مى دهد متعصّبان وهّابى به آخر خط خود رسيده اند كه از چنين كتابى ـ كه سراسر آن نقد وهّابيّت تندرو است ـ چنان استقبالى در جهان اسلام مى شود.
    1. خلاصه اى از بخش سوّم كتاب مفاهيم يجب أن تصحّح، از صفحه 243 تا 318.


    ولى بن علوى در برابر اين خدمت بزرگ به جهان اسلام، حتّى به وهّابيّت ميانه رو پاداش خود را گرفت و كتاب هايى بر ضد او از سوى همان قشر تأليف يافت و در آن از همان شيوه سخيف و كهنه «تكفير» استفاده كرده و حكم كفر او را صادر كردند. (كتاب هايى به نام «حوار مع المالكى» و «الردّ على المالكى فى ضلالاته و منكراته»).
    امّا نه تنها استقبالى از اين كتاب ها نشد بلكه از نظر جمعى از علماى دانشگاه الازهر مصر اين كتاب ها خدمتى به صهيونيسم و ضربه اى بر وحدت اسلامى شمرده شد و آقاى بن علوى همچنان مورد احترام خاصّ مردم عربستان بود، حتّى در تشييع جنازه او ده ها هزار نفر شركت كردند و زعماى سعودى براى تسليت به خانواده او مكرّر به منزل وى رفتند.
    اين ها پاسخ محكمى بود به تندروان وهّابى در برابر حربه كهنه تكفير و تفسيق!
    جالب اين كه قاضى مكّه بر ضدّ او اعلام جرم كرد و او را به دادگاه فرا خواند و حتّى دادگاه او به رياض كشانده شد، او چندين ساعت از نوشته هاى خود دفاع كرد و سرانجام گفت: اينها اجتهاد من است و حدّاكثر شما مجتهد هستيد و من هم مجتهد هستم و هيچ مجتهدى نمى تواند رأى خود را بر مجتهد ديگرى تحميل كند. وى سرانجام تبرئه شد!
    از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
    زده ام فالی و فریاد رسی می آید . . .

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,899
    حضور
    3 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    39
    صلوات
    13135



    بسم الله الرحمن الرحيم

    موضوع: وهابيت بر سر دو راهي
    دانشگاه فردسي مشهد : 1388

    استاد حسيني قزويني
    سخن گفتن در رابطه با وهابيت، نياز به جلسات متعددي دارد و با يکي دو جلسه نمي‌توان حق مطلب را أداء کرد.
    در موسسه مرکز الأبحاث العقائدية در قم ـ که از موسسات توانمند حوزه علميه قم است ـ ، کتاب‌هايي را که ـ به زبان فارسي، عربي، اردو، انگليسي و آلماني ـ عليه شيعه نوشته شده بود را جمع کردند و مجموعا 5 هزار عنوان کتاب شد. از اين تعداد، حدود 70٪ توسط أيادي وهابيت عليه شيعه نوشته شده است. در اين 26 سال اخير، حدود 3 برابر اين 14 قرن، عليه شيعه، کتاب نوشته شده است و اين نشان‌گر هجمه سنگين و وسيع مخالفان فرهنگ شيعه است که از گسترش فرهنگ اهل بيت (عليهم السلام) به وحشت افتاده‌اند. به طوري که يکي از اساتيد دانشگاه مدينه منوره به نام دکتر غُنِيْمان صراحت دارد:
    نحن الوهابيين علي يقين بأن المذهب الإثني عشري هو الذي سوف يجذب إليه كل أهل السنة و كل الوهابيين في المستقبل القريب.
    ما وهابي‌ها يقين پيدا كرده‌ايم تنها مذهبي که در آينده بسيار نزديك، همۀ أهل سنت و وهابيت را به طرف خودش جذب مي‌کند، مذهب شيعۀ إثنا عشري است.
    المنهج الجديد و الصحيح في الحوار مع الوهايين، ص178
    اينها اين قضيه را به خوبي درک کرده‌اند. لذا با تمام تلاش به ميدان آمده‌اند و از همه امکانات مدرن روز استفاده مي‌کنند و از همه ظرفيت‌هاي اينترنتي و ماهواره‌اي و انتشاراتي بهره مي‌گيرند تا بتوانند فرهنگ اهل بيت (عليهم السلام) و فرهنگ شيعه را در عرصه بين المللي زير سوال ببرند. الان در همين مرکزي که عرض کردم، 5 هزار عنواني که جمع‌آوري و مطالعه شد، کليه شبهات موجود در اين کتب، از مرز 8 هزار مورد در 600 عنوان تجاوز کرد. بنده در جلسه‌اي که در حوزه علميه قم در جمع اساتيد سطوح عالي و خارج قم عرض کردم و اينجا هم خدمت شما عزيزان و سروران عرض مي‌کنم:
    پاسخ‌گويي به اين هجمه سنگين شبهات، کار يک نفر و ده نفر، يک موسسه و دو موسسه نيست؛ نياز است که ما بسيج عمومي از حوزه و دانشگاه داشته باشيم تا در برابر اين تهاجم و شبهات، پاسخ‌هاي مناسب و کوبنده بدهيم. اگر دير بجنبيم، اين شبهات به درون زندگي ما نفوذ خواهد کرد.
    تخريب و القاء شبهه، ساده است. چه بسا که فردي بتواند در 5 دقيقه، ده‌ها شبهه را مطرح کند و چه بسا پاسخ‌گويي به يک شبهه، ده‌ها ساعت وقت نياز دارد. الحمدلله ما مفتخر هستيم که مذهب ما، برخاسته از متن قرآن و منطبق با سنت راستين محمدي (صلي الله عليه و آله و سلم) است. کافي است که ما فرهنگ برگرفته از تُراث اهل بيت عصت و طهارت (عليهم السلام) را بي‌پالايش و بي‌آلايش، شسته و رفته در اختيار عموم قرار دهيم و فرهنگ ائمه (عليهم السلام) را در عرصه بين المللي عرضه کنيم. در اين دنيا بازار آشفته فرهنگي، بيائيم فرهنگ نوراني اهل بيت (عليهم السلام) را عرضه کنيم. به تعبير آقا امام هشتم (عليه السلام) که مي‌فرمايد:
    فإن الناس لو علموا محاسن كلامنا لاتبعونا.
    عيون أخبار الرضا (ع) للشيخ الصدوق، ج2، ص275 ـ معاني الأخبار للشيخ الصدوق، ص180
    بنده، حدود 26 سال در رابطه با پاسخ‌گويي به شبهات و تدريس در محيط‌هاي دانشگاهي و حوزوي تجربه دارم و بيش از 200 جلسه بحث و مناظره در داخل خاک عربستان سعودي با دانشجويان وهابي و اساتيد دانشگاه و مفتيان‌شان داشتم و اين افتخار را دارم و خدا را شاکرم که براي اولين بار با مفتي اعظم عربستان سعودي يک ساعت گفتگو کردم که ضبط شده و روي سايت است. خدا را شاهد مي‌گيرم! قسم به خداي امام هشتم (عليه السلام)! وقتي ميدان مناظره و گفتگو مي‌آيد، اينها در الفباي گفتگو، اظهار عجز مي‌کنند. خدا شاهد است که با مفتي اعظم ـ شيخ عبدالعزيز آل شيخ که فرزند بنيان‌گذار وهابيت و از نوادگان محمد بن عبد الوهاب است ـ حدود يک ساعت صحبت کردم و ايشان در آخر، در عجز و ناتواني در پاسخ به جايي رسيد که يکي از معاونينش به او گفت:
    اين پاسخي که تو مي‌دهي، تناسبي با سوال ايشان ندارد.
    جلسات متعددي با اساتيد دانشگاه ام‌القراي مکه، به ويژه آقاي دکتر غامدي داشتيم که محصول اين جلسات، سال گذشته به صورت کتابي به نام قصة الحوار الهادي چاپ شد و در سايت‌هاي مختلف قرار گرفت. عزيزان پژوهشکده آستان قدس رضوي هم مشغول ترجمه به فارسي هستند.
    با اين که از زمان شکوفايي وهابيت، کمتر از 200 سال مي‌گذرد، امروز، وهابيت، بحراني‌ترين دوران خود را طي مي‌‌کند. مباني فکري و اعتقادي وهابيت، به دست ابن‌تيميه حراني ـ متوفاي 728 هجري ـ بزرگ تئورسين و نظريه‌پرداز وهابيت در قرن 7 و 8 رقم خورد. ولي با مبارزاتي که بزرگان شيعه و اهل سنت داشتند، صداي ابن‌تيميه در کمتر از يک قرن، خاموش شد و در قرن 9 و 10 و 11 ، در محافل علمي و کتاب‌هاي حوزوي و دانشگاهي، اسم و اثري از افکار ابن‌تيميه نيست. ولي متأسفانه در قرن 12 هجري، روزهايي که دولت عثماني، آخرين روزهاي خود را طي مي‌کرد، استعمار غرب براي ايجاد تفرقه در کشورهاي اسلامي، بحث بهائيت را در ايران عزيز ما مطرح کردند و علي محمد باب و ديگران را به ميدان آورد، و اخباري‌گري را در عراق مطرح کردند و افرادي را به ميدان آوردند براي مبارزه با فرهنگ اجتهاد و تقليد و مرجعيت، و وهابيت را در عربستان سعودي به ميدان آوردند و آقاي محمد بن عبد الوهاب ـ متوفاي 1205 هجري ـ را آماده کردند و با همکاري صميمانه جد أعلاي ملک فهد ـ محمد بن سعود ـ و مستشاران نظامي انگلستان، اين نطفه وهابيت را در اطراف رياض در منطقه درعيه نجد منعقد کردند و براي اولين بار در سال 1157 هجري، حکومت سياسي وهابيت در منطقه نجد و اطراف رياض تأسيس گرديد. از همان آغاز، به کشتار و جنايت و آدم‌کشي پرداختند و به تکيه به زور قدرت، جلو رفتند و عبد الله ـ فرزند محمد بن سعود ـ رسما اعلام کرد:
    مادامي که علماي اهل سنت در ميدان هستند و شريعت پيامبر را ترويج مي‌کنند، ما نمي‌توانيم فرهنگ وهابيت را تا قلب بغداد برسانيم. اول ما بايد علماي اهل سنت را از ميان برداريم تا بتوانيم با خيال راحت به نشر فرهنگ وهابيت ادامه دهيم.
    لذا، ببينيد در تاريخي که خود علماء و بزرگان وهابيت نوشته‌اند، اينها در سال 1218 هجري به مکه مکرمه حمله کردند و هزاران عالم سني را به بدون کوچک‌ترين گناهي کشتند و قتل عام کردند.
    الوهابية، دريادار أيوب صبري
    جالب اين که خود آقاي زيني دحلان ـ مفتي مکه مکرمه ـ صراحت دارد:
    اينها در حمله به طائف در سال 1217 هجري، تمام مرد و زن و کوچک و بزرگ را قتل عام کردند. حتي:
    كانوا يذبحون الطفل الرضيع على صدر أمه.
    طفل شيرخواره را سر بريدند.
    اينها به اين شکل به حيات خودشان ادامه دادند. در کتاب الدرر السنية آقاي زيني دحلان آمده است:
    وقتي وهابي‌ها وارد مکه مکرمه شدند، تمام آثار اسلامي را از بين بردند. کتابخانه بزرگي که 60 هزار نسخه منحصر به فرد و 40 هزار نسخه خطي داشت را آتش زدند و به خاکستر مبدّل کردند. خانه خديجه کبري، أم المؤمنين را که مدت مديدي، محل نزول جبرئيل بود، ويران کردند و به توالت مبدّل کردند.
    دکتر رفاعي کويتي در کتاب نصيحتي لإخواننا الوهابية مي‌نويسد:
    آقايان وهابيت! آيا فرداي قيامت از روي أم المؤمنين خديجه کبري، خجالت نمي‌کشيد؟! از پيامبر اکرم (صلي الله عليه و سلم) حيا نمي‌کنيد؟! از خداي عالم خجالت نمي‌کشيد که مرکز وحي إلهي را به توالت مبدّل کرديد؟!
    عزيزاني که مشرّف به بيت الله الحرام شدند يا إن شاء الله مشرّف خواهند شد، وقتي از مسعي بيرون مي‌آييد، حدود 200، 300 توالت وجود دارد که خانه أم المؤمنين حضرت خديجه کبري (سلام الله عليها) است. من در جلسه‌اي که با آقاي دکتر دُهِيش ـ از شخصيت‌هاي طراز اول مکه ـ و دکتر بن عُبِيد ـ از اساتيد دانشگاه أم القراي مکه ـ داشتم و سوال کردم که آيا شما هم به اين نتيجه رسيده‌ايد که اينجا خانه حضرت خديجه کبري (سلام الله عليها) بود؟ گفتند: بله، ما هم قطع داريم همين‌جايي که امروز به صورت توالت درآمده، خانه أم المؤمنين حضرت خديجه کبري (سلام الله عليها) است.
    اينها، محل ولادت پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را ويران کردند و به محل خريد و فروش حيوانات تبديل کردند و يک انسان خَيّر آنجا را خريد و به کتابخانه مبدّل کرد و الان هم به نام مکتبة مکة المکرمة است. اين، سابقه اينهاست.
    اما امروز، وهابيت، استخواني در گلوي جامعه اسلامي شده است و به صورت يک فتنه در عرصه بين المللي در‌ آمده و عمده تهاجماتي که از سوي برخي از افراد منحرف نسبت به اسلام مي‌شود و بعضي از کاريکاتورهاي موهني که نسبت به ساحت مقدس نبوي مي‌شود، سر منشأ آن، ترويج غلط وهابيت از اسلام است. امروز، وهابيت در عرصه بين المللي، چهره اسلام را به عنوان يک چهره توأم با ترور و ترورسيم و خشونت معرفي مي‌کند. وهابيت، اسلام را در عرصه بين المللي، يک اسلامي معرفي کرده است که به درد جامعه امروز نمي‌خورد و مربوط به عصر حجر است. شما، نمونه‌اي از حکومت اينها را در افغانستان مشاهده کرديد.
    امروز، وهابيت، آن محبوبيت سابق را از دست داده است و در کشورهاي خاورميانه و خاور دور، الحمدلله انديشمندان و سياست‌مداران به اين نتيجه رسيده‌اند که هر قدر فرهنگ وهابيت گسترش پيدا کند، امنيت جامعه به خطر مي‌افتد. حتي در داخل عربستان سعودي، وهابيت تندرو، فتنه‌اي براي حکومت آل سعود شده است. بارها از رسانه‌ها مي‌شنويد که در خود مکه مکرمه و رياض و جده، انفجارهاي متعددي انجام مي‌گيرد. اينها، همان القاعده هستند که آمريکا آنها را براي مبارزه با فرهنگ کمونيست تأسيس کرده است و وبال گردن خودشان شده است. الان در درون خود خاندان آل سعود، اختلاف شديدي در رابطه با کيفيت تبليغ وهابيت وجود دارد. در درون کساني که داعيه سلطنت يا وليعهدي دارند، دو دستگي وجود دارد:
    يک دسته اصلاح طلب که در رأس آنها، آقاي ملک عبد الله است و تلاش مي‌کند حکومت عربستان سعودي را به عنوان يک حکومت آمريکا پسند و اروپا پسند جلوه بدهد و تلاش مي‌کند آزادي‌هاي نِسبي به اقليت‌هاي مذهبي بدهد و تا حدودي هم در اين زمينه موفق بوده است. تقريبا بعد از 200 سال از تأسيس حکومت وهابيت، در سال 1385 در مدينه منوره، همايش ملي تحت عنوان المؤتمر الوطني که تشکيل دادند،‌ براي اولين بار از علماي شيعه دعوت کردند تا در اين همايش شرکت کنند.
    يک دسته هم افراد راديکال هستند که در رأس آنها، امير سلطان ـ وليعهد سابق ـ است که الان به خاطر ابتلاي به سرطان، روزهاي آخر زندگي‌اش را در بيمارستان لندن طي مي‌کند و آقاي امير نائف به جاي او آمده است و در رأس خشونت‌طلب‌ها و راديکال‌ها هستند. الان هم وهابيت تندرو، دولت عربستان سعودي را يک دولت غير اسلامي معرفي کرده‌اند و مبارزه و انقلاب براي براندازي دولت آل سعود را از وظائف خود مي‌دانند. يعني الان نه تنها در بيرون از دودمان آل سعود، بلکه در درون آل سعود هم اختلاف شديدي وجود دارد. الان، روزهاي آخر عمر خود را طي مي‌کنند. در تاريخ، هر چه جلوتر مي‌رويم، بر رسوايي وهابيت افزوده مي‌شود.
    چند روز قبل، يکي از عزيزان از کويت به من زنگ زده بود و مي‌گفت:
    خيلي از اساتيد و مبلّغان وهابي در اينجا، عليه وهابيت موضع گرفته‌اند. يکي از اساتيد دانشگاه که مروّج سخت‌کوش وهابيت بود، در جلسه درس گفت: ما خجالت مي‌کشيم و شرم مي‌کنيم که بگوييم ما مروّج وهابيت بوديم و تابع امثال بن‌باز و ديگران بوديم.
    اين، حقانيت اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) است که بايد باطل برود و آنچه که مي‌ماند، حق است و حق، پايدار و ماندگار است.
    در جديدترين چيزي که ماهيت واقعي وهابيت به نمايش در آمد، مفتي أعظم عربستان سعودي ـ شيخ عبد العزيز آل شيخ ـ در شب‌هاي جمعه بين نماز مغرب و عشاء، در يکي از ماهواره‌هاي عربستان سعودي به نام المجد، برنامه زنده دارد و از سراسر جهان تلفن مي‌کنند و سوال تاريخي و فقهي و عقيدتي مي‌کنند و ايشان هم جواب مي‌دهد. در جمعه شب گذشته، يک خانم سوال کرد:
    نظر شما در رابطه با يزيد و امام حسين (عليه السلام) چيست؟
    ما بارها اين را در جلسات‌مان گفتيم که تأسيس وهابيت، براي احياء فرهنگ دودمان بني‌أميه است. بنده در کتاب وهابيت از منظر عقل و شرع، اين را با أدله ثابت کرده‌ام که اهداف نهايي وهابيت، إحياء فرهنگ معاويه و يزيد و دودمان نحس بني‌أميه، همان شجره ملعونه در قرآن است.
    آقاي آل شيخ ـ به عنوان بالاترين مقام علمي و سياسي ـ با کمال وقاحت اعلام کرد:
    حکومت يزيد، يک حکومت شرعي و اسلامي بود و صحابه بر آن رأي دادند و قبول کردند و هرگونه مخالفت با حکومت يزيد، خلاف شرع است و بعضي از صحابه مانند حسن و حسين و عبدالله بن زبير که بيعت نکردند، خلاف شرع عمل کردند. حسين که در برابر حکومت يزيد قيام کرد، کارش خلاف بود:
    و قد غُرَّ الحسين ... .
    حسين مغرور شد و فساد قيام حسين، بيش از صلاح او بود.
    اين، سخن مفتي اعظم عربستان سعودي است و در سايت‌ها، تحليل‌هاي زيادي کردند و بعضي از مراجع عظام تقليد قم، موضع گرفتند و اين نظريه را محکوم کردند. من هم به عزيزان صدا و سيما گفتم که يک فرصت طلائي خوبي است که ما براي تبيين ماهيت واقعي وهابيت از اين فرصت استفاده کنيم. يعني امروز، اهل سنت هم خجالت مي‌کشند که بگويند يزيد، خليفه اسلامي بوده است. يزيدي که قاتل فرزند پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است. يزيدي که در سال اول حکومت خود، قضيه کربلاء و در سال دوم، قضيه واقعه حرّه را به وجود آورد. آقاي ابن کثير دمشقي سلفي مي‌گويد:
    با دستور يزيد براي حمله به مدينه، 700 نفر از صحابه و مهاجرين و انصار را قتل عام کردند و يزيد به فرمانده‌اش دستور داد که 3 روز، تمام زنان و دختران مدينه را براي لشکريانش مباح کند. در آن سال، بيش از هزار فرزند نامشروع در مدينه به دنيا آمد.
    در سال سوم حکومت خود در مبارزه با عبد الله بن زبير، خانه خدا را به آتش مي‌کشيد.
    آن وقت ما بگوييم که اين خلافت، شرعي است؟! بيعت او، بيعت شرعي است؟! اگر واقعا اين بيعت، شرعي است، به تعبير آقا امام حسين (عليه السلام):
    على الإسلام السلام إذ قد بليت الأمة براع مثل يزيد.
    كتاب الفتوح لأحمد بن أعثم الكوفي، ج5، ص17
    بايد فاتحه اسلام خوانده شود. اگر بنا است که امروز فرهنگ يزيدي را به دنيا ترويج کنيم، حتي خود جوانان وهابيت به ما مي‌خندند.
    شخصي مانند گاندي که هند را از يوغ استعمار غرب نجات مي‌دهد، اعلام مي‌کند که من، چيز جديدي براي شما ندارم و همان برنامه امام حسين (عليه السلام) براي نجات ملت‌ها را براي شما به ارمغان آورده‌ام.
    حال، شخصي مانند مفتي اعظم عربستان سعودي، افاضه مي‌کند و کشف تازه‌اي فرموده که بيعت يزيد، بيعت مشروعي است و قيام امام حسين (عليه السلام)، جز ضرر، چيزي براي اسلام نداشت. ما هم مي‌گوييم بله، قطعا براي اسلامِ بني‌أميه ضرر داشت. براي معاويه ضرر داشت که طبق تصريح مروج الذهب مي‌گويد:
    لا والله إلا دفنا دفنا.
    قسم به خدا! تا وقتي که نام پيامبر را در زير خاک دفن نکنم، آرام نمي‌گيرم.
    وقتي نام پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را در اذان مي‌شنود، مي‌گويد:
    يا بن عبد الله! لقد كنت عالي الهمة، ما رضيت لنفسك إلا أن يقرن اسمك باسم رب العالمين.
    اي پسر عبد الله! همت بالايي داشتي و به کمتر از اين اکتفاء نکردي که نامت در کنار نام خدا باشد.
    شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد،‌ ج10، ص101
    وقتي يزيد مي‌گويد:
    لعبت هاشم بالملك فلا خبر جاء و لا وحى نزل
    تاريخ الطبري، ج8، ص188
    قيام امام حسين (عليه السلام) براي اسلامِ يزيدي ضرر دارد.
    اسلامي که مروّج آن، حجاج بن يوسف ثقفي است و مدعي است:
    إني لا أعمل إلا بوحي.
    تمام کارهاي من، طبق وحي است.
    قيام امام حسين (عليه السلام) براي آن اسلام ضرر دارد.
    امام شافعي مي‌گويد:
    اگر فرداي قيامت، جنايت‌کارترين افراد را در يک کفه بگذارند و ما هم حجاج را در يک کفه بگذاريم، کفه ما سنگين‌تر خواهد شد.
    وقتي سوال مي‌کنند:
    آيا مقام عبد الملک خليفه بالاتر است يا مقام پيامبر (صلي الله عليه و سلم)؟
    مي‌گويد:
    پيامبر (صلي الله عليه و سلم) رسول خدا بود و عبد الملک، خليفه خداست. از چه سوال مي‌کنيد؟ مقام خليفة الله، چندين برابر از مقام رسول الله بالاتر است.
    براي هم‌چنين اسلامي، قيام امام حسين (عليه السلام) ضرر داشت و قيام امام حسين (عليه السلام)، اين اسلام را از بيخ و بن کند و اينها را مفتضح کرد. اگر قيام امام حسين (عليه السلام) نبود، با آن روندي که دودمان بني‌اميه پيش گرفته بودند، امروز از فرهنگ اسلامي چيزي باقي نمي‌ماند.


    * * * * * * *



    سوالات حاضرين در جلسه
    سوال:
    آيا براي مقابله با وهابيت، مي‌توان از روش خودشان ـ يعني ايجاد شبهه ـ استفاده کرد؟
    جواب:
    در رابطه با وهابيت، ما بايد چندين کار اساسي انجام بدهيم. من معمولا در برنامه‌هايم، به حالت تثليثي جلو مي‌روم. اگر بخواهيم کار کنيم، هر کارمان بايد داراي سه شاخصه اساسي باشد. اگر يکي از اين پايه‌ها را نداشته باشيم، اين مثلث، نتيجه نمي‌دهد:
    پايه اول: بيايم فرهنگ اهل بيت (عليهم السلام) را خيلي شفاف معرفي کنيم و آنچه که مربوط به حقانيت امير المؤمنين (عليه السلام) است، از منابع اهل سنت مفصل مطرح کنيم. وقتي ابن عباس مي‌گويد:
    در حق امير المؤمنين (عليه السلام)، 300 آيه قرآن نازل شده است.
    اين آيه را:
    إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَ هُمْ رَاكِعُونَ (سوره مائده/آيه)
    بزرگان اهل سنت مانند قاضي عضد الدين ايجي و تفتازاني مي‌گويند:
    و قد أجمع ائمة التفسير بأن هذه الآيه قد نزلت في علي.
    المواقف للإيجي، ج3، ص614
    پايه دوم: شبهات اينها را به صورت علمي و دقيق و به دور از هياهو و خشونت و اهانت پاسخ بدهيم.
    پايه سوم: وارد شدن به زمين حريف است. همان‌طوري که آنها براي ما شبهه طرح مي‌کنند، ما هم بايد روش هجمه‌اي داشته باشيم. بحثي که تهاجم در آن نباشد و سوال طرح نشود، به نظر بنده، آن بحث، ناقص است.
    همان‌طور که جناب آقاي سليمي ـ در اول کتابش آورده و شايد 200 سايت وهابيت، صفحه اول و دوم اين کتاب را روي اينترنت گذاشته‌اند ـ مي‌گويد:
    پيامبر (صلي الله عليه و سلم) نخواست کسي را به عنوان خليفه معين کند و به عهده مردم گذاشت. چون سطح مردم به قدري بالا بود که براي انتخاب رهبر و تعيين سرنوشت، به مرحله بالا رسيده بودند.
    ما از اين آقايان سوال مي‌کنيم:
    پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) آمد به مردم شخصيت داد و تعيين سرنوشت خودشان را به خودشان واگذارد کرد. چرا خليفه اول اجازه نداد که مردم، خليفه را معين کنند و خودش خليفه دوم را معين کرد؟
    نه تنها براي رأي مردم، ارزش قائل نشد، حتي خود ابن‌تيميه حراني ـ تئورسين وهابيت ـ مي‌گويد:
    صحابه و مهاجرين و انصار و علي و طلحه و زبير و غيره، اعتراض کردند به خليفه اول و گفتند:
    إنک استخلفت علينا رجلا فظا غليظا؟! ماذا تقول لربک غدا اذا لاقيته؟
    تو، يک آدم خشن و بد فکر و تند را براي ما به عنوان خليفه مسلّط مي‌کني؟! جواب خدا را چه خواهي داد؟
    المصنف لإبن أبي شيبة الكوفي، ج7، ص485 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج44، ص250 ـ تاريخ المدينة لإبن شبة النميري، ج2، ص671 ـ السنن الكبرى للبيهقي - ج 8 ص 149 ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج12، ص535
    همان‌طور که آن عزيزان، کتاب مي‌نويسند و شبهه مطرح مي‌کنند، ما هم در اين زمينه، اين حق مسلّم را داريم که سوال و شبهه طرح کنيم. اگر بخواهيم از روش خشونت و اهانت و تندي استفاده کنيم، قطعا به ضرر ماست. امروز، خشونت در دنيا نتيجه معکوس داده است. اگر کسي بخواهد فرهنگ شيعي را با اهانت به اهل سنت و مقدسات اهل سنت ترويج کند، والله! جز خيانت به شيعه، چيز ديگري عائدش نيست. چون اگر يک جوان مسيحي ببيند که من در برابر حريف از خشونت و اهانت استفاده مي‌کنم، مي‌گويد که فحش و ناسزا و اهانت، دليل کسي است که فاقد دليل است. کسي که دليل داشته باشد، فحش نمي‌دهد. لذا با هرگونه اهانت و جسارت و فحش به اهل سنت و وهابيت، مخالف هستيم. ولي معتقد به اين هستيم:
    أدْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ (سوره نحل/آيه125)


    * * * * * * *



    سوال:
    شما فرموديد که وهابيت مي‌خواهد بني‌اميه را دوباره إحياء کند. مگر بني‌اميه به اسلام خدمت نکرده است؟ مانند تمدن آندلس.
    جواب:
    اساس تأسيس بني‌اميه، براي نابودي اسلام بوده است و بس. امير المؤمنين (عليه السلام) در نهج البلاغه، خطبه 16، وقتي سخن از بني‌اميه و مسلمة الفتح مي‌رسد، در رابطه با معاويه و ابوسفياني که در فتح مکه مسلمان شدند، مي‌فرمايد:
    فوالذي فلق الحبة و برأ النسمة! ما أسلموا و لكن استسلموا و أسروا الكفر، فلما وجدوا أعوانا عليه أظهروه.
    بني‌اميه‌اي که 21 سال عليه اسلام جنگيدند ـ 13 سال در مکه و 8 سال در مدينه ـ و عاقبت هم در مکه، زير شمشير بُرّان سربازان سلحشور اسلام، به ظاهر مسلمان شدند و اسلام واقعي را قبول نکردند، کفر ظاهري را به کفر باطني تبديل کردند و اين چهره‌هايي که در جنگ صفين در برابر ما هستند، همان کساني هستند که در جنگ بدر و أحد و ديگر جنگ‌ها، در صف کفّار بودند و امروز چهره عوض کرده‌اند.
    خيانتي که دودمان بني‌اميه در اين فتوحات انجام داد، قتل عام‌هايي که کردند و انسان‌هاي بي‌گناهي را که کشتند، باعث شرم مي‌شود. من نمونه‌هاي متعددي از کتاب تاريخ ابن خلدون و تاريخ طبري و کامل ابن أثير دارم که بني‌اميه در آندلس انجام دادند و انسان شرمش مي‌شود که اينها را به حساب اسلام بگذارد.


    * * * * * * *



    سوال:
    هم اکنون وهابيت چه فعاليت‌هايي در جامعه ما دارند و بهترين پيشنهاد جناب‌عالي در مورد مبارزه با وهابيت چيست؟
    جواب:
    وهابيت در اين 7 ، ‌8 سال اخير، فعاليت گسترده در داخل کشورمان داشته‌‌اند. در سال گذشته در زاهدان، همايشي به نام ختم صحيح بخاري داشتند. آقايان به ما مي‌گويد که توسل، بدعت است؛ ولي ختم صحيح بخاري بدعت نيست. در اين همايش، هر روز، چند صفحه‌اي از صحيح بخاري را مي‌خوانند و در شب مبعث پيامبر اکرم (صلي الله عليه و سلم)، ختم مي‌کنند و جشن مي‌گيرند. مدعي بودند که در اين جشن، 150 هزار نفر شرکت کننده داشتند. گويا در دنيا، سخنران قحطي بود و رفتند از مدينه منوره، ـ دکتر محمد ابراهيم ـ رئيس محکمه آنجا را آوردند و در اين همايش سخنراني کرد. گويا در جامعه اسلامي، هيچ مشکلي غير از توسل نداشتيم و ايشان در اين سخنراني گفت:
    کساني که به پيامبر (صلي الله عليه و سلم) و ائمه متوسل مي‌شوند، مشرک هستند. اساس نبوت پيامبر (صلي الله عليه و سلم)، مبارزه با شرک و قتال با مشرکين بوده است.
    يعني براي امثال ريگي‌ها، شمشير دولب بست و رفت. يک نفر هم اعتراض نکرد که اين سخنان در ايران، اهانت به 400 ميليون شيعه در جهان است. از يک ميليارد و نيم مسلمان، جز تعداد 7 ، 8 ميليون وهابي، همه معتقد به توسل به پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و ائمه (عليهم السلام) هستند. حتي در بغداد، بعد از زيارت قبر امام کاظم (عليه السلام) و امام جواد (عليه السلام)، حدود 2 کيلومتري جنوب، قبر آقاي ابو حنيفه، به عنوان رهبر حنفي‌ها، زيارت‌گاه مردم است. مردم در آنجا متوسل مي‌شوند. قبر احمد بن حنبل و محمد بن ادريس شافعي زيارت‌گاه مسلمانان است. آنها که شيعه نيستند. قبر آقاي مالک ـ تا قبل از سال 1344 هجري که وهابيت، قبرستان بقيع را ويران کردند، ـ زيارت‌گاه بود. اين، نه تنها دهان‌کجي به شيعه است، بلکه دهان‌کجي به اکثريت مسلمانان است.


    * * * * * * *



    سوال:
    شما از شخصيت حضرت خديجه کبري (سلام الله عليها) تجليل مي‌کنيد. پس حضرت عايشه (رضي الله عنها) کجا رفتند؟ چرا از ايشان تجليل نمي‌کنيد؟
    جواب:
    ما تمام زنان پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را طبق منطق قرآن، أمهات المؤمنين مي‌دانيم. چه حضرت خديجه کبري (سلام الله عليها) باشد و چه عايشه باشد و چه أم سلمه يا حفصه. عقد با اينها براي تمام مسلمانان تا روز قيامت، حرام است. ما از اين جهت براي اينها، احترام قائل هستيم. ولي از آن جايي که طبق روايات اهل سنت که اگر کسي در برابر امام زمانش قيام کند:
    من خرج من الجماعة قيد شبر، فقد خلع ربقة الاسلام من عنقه.
    مسند احمد، ج4، ص202 ـ سنن أبي داود، ج2، ص426 ـ سنن الترمذي، ج4، ص226 ـ المستدرك الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج1، ص77 ـ السنن الكبرى للبيهقي، ج8، ص157 ـ مجمع الزوائد للهيثمي، ج5، ص217
    اگر ما از عايشه انتقاد داريم، به خاطر اين است که طبق قرآن، وظيفه او، نشستن در خانه بوده است و آمد جنگ جمل را به راه انداخت و نزديک 40 هزار انسان بي‌گناه کشته شد و هر وقت يادش مي‌آمد، گريه مي‌کرد و مي‌گفت:
    اي کاش! مرده بودم و جنگ جمل را به راه نمي‌انداختم.
    چطور شد که اگر افرادي در برابر ابوبکر قيام مي‌کنند، مرتد مي‌شوند و اهل ردّه؟ ـ حتي خالد بن وليد، مالک بن نويره را مي‌کشد و سر او را زير ديگ غذا مي‌گذارد و در همان شب با همسر او زنا مي‌کند به بهانه اين که اينها در برابر حکومت مرکزي قيام کرده‌اند. ـ ولي کساني که در برابر حضرت علي (عليه السلام) قيام مي‌کنند، عادل و اهل بهشت هستند و کسي هم حق اعتراض ندارد؟ ما اين انتقاد را داريم، ولي فحش نمي‌دهيم و جسارت نمي‌کنيم و حقائق تاريخي را مطرح مي‌کنيم.


    * * * * * * *



    سوال:
    آيا ازدواج حضرت ام کلثوم (سلام الله عليها) با عمر، مؤيد دوستي و عدم اختلاف حضرت علي (عليه السلام) با عمر نيست؟
    جواب:
    اين قضيه، نه تنها نشان‌گر رابطه حسنه نيست، بلکه بر عکس است. در کتاب کافي، آمده است:
    عمر به خواستگاري ام کلثوم آمد. حضرت علي (عليه السلام) فرمود: دختر من، بچه است و وقت شوهر دادن او نيست.
    طبق آنچه که علماي اهل سنت آورده‌اند مانند ابن سعد در طبقات، اين خواستگاري در سال 17 هجري صورت گرفته است و آقاي عمر بن خطاب، 57 ساله بود و در سال 23 هجري در 63 سالگي از دنيا رفت. حضرت ام کلثوم (سلام الله عليها)، آخرين فرزند حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) است که قبل از رحلت پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) به دنيا آمده است و حدود 7 ، 8 سال داشت.
    خليفه دوم، عباس ـ عموي پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) ـ را ديد و گفت:
    فلقى العباس، فقال له: مالي أبي بأس؟ قال: و ما ذاك؟ قال: خطبت إلى ابن أخيك فردّني، أما و الله! لأعورن زمزم و لا أدع لكم مكرمة إلا هدمتها و لأقيمن عليه شاهدين بأنه سرق و لأقطعن يمينه فأتاه العباس فأخبره و سأله أن يجعل الأمر إليه فجعله إليه.
    آيا من عيبي دارم؟ عباس گفت: نه. عمر گفت: من رفتم پيش علي و خواستگاري کردم و دخترش را به من نداد. قسم به خدا! تمام فضائل شما بني‌هاشم را نابود مي‌کنم و دو شاهد دروغين درست مي‌کنم که علي دزدي کرده و دستش را مي‌برم. عباس آمد خدمت علي و قضيه را گفت. علي هم با اصرار عباس، قضيه را به او واگذار کرد.
    الكافي للشيخ الكليني، ج5، ص346
    در منابع اهل سنت هم آمده است که از امير المؤمنين (عليه السلام) سوال مي‌کنند:
    چرا به عمر دختر دادي؟ فرمود:
    درة عمر أحرجتني إلي هذا.
    به خاطر خشونت و توسل به زور عمر.
    مجمع الزوائد للهيثمي، ج4، ص271 ـ المعجم الكبير للطبراني، ج3، ص45
    امير المؤمنين (عليه السلام) هم نمي‌خواست در اين قضايا، ايجاد درگيري نمايد و اختلاف داخلي راه بياندازد. آيا دختر دادن، نشان‌دهنده روابط حسنه است؟ حضرت لوط (عليه السلام) که به کفار فرمود:
    يَا قَوْمِ هَؤُلَاءِ بَنَاتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ (سوره هود/آيه78)
    آيا نشان‌دهنده اين است که رابطه حضرت لوط (عليه السلام) با کفار خوب است؟
    پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در چه زماني با أم حبيبه ازدواج کرد؟ وقتي که شوهر ام حبيبه در هجرت به حبشه، نصراني شد. زماني که پدرش ابوسفيان، عرقش در جنگ با احزاب خشک نشده بود، پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) با دختر ابوسفيان ازدواج کرد. آيا اين نشان‌دهنده اين است که پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) با ابوسفيان ميانه خوبي داشت؟
    ما نبايد دنبال اين قضايا بگرديم. بايد ببينيم که رابطه امير المؤمنين (عليه السلام) با خلفاء در مجموع آنچه که در 25 سال گذشت، چگونه بوده است؟
    در صحيح مسلم ـ که آقايان اهل سنت مي‌گويند بعد از قرآن، صحيح‌ترين کتاب است، ـ جلد5، صفحه152، کتاب الجهاد، باب الفيء از قول آقاي خليفه دوم مي‌گويد:
    تعدادي از صحابه نشسته بودند و علي و عباس وارد شدند. خليفه دوم رو کرد به علي و عباس و گفت:
    فلما توفى رسول الله صلى الله عليه و سلم، قال أبو بكر: أنا ولى رسول الله صلى الله عليه و سلم، ... ، فرأيتماه كاذبا آثما غادرا خائنا ، ... ، ثم توفى أبو بكر و أنا ولى رسول الله صلى الله عليه و سلم و ولى أبى بكر، فرأيتماني كاذبا آثما غادرا خائنا.
    وقتي که پيامبر (صلي الله عليه و سلم) از دنيا رفت، ابوبکر گفت: من جانشين پيامبر (صلي الله عليه و سلم) هستم و شما دو نفر (علي و عباس) او را دروغ‌گو و گنه‌کار و حيله‌گر و خائن دانستيد. وقتي ابوبکر از دنيا رفت، من گفتم: من جانشين پيامبر (صلي الله عليه و سلم) و ابوبکر هستم و شما دو نفر (علي و عباس) مرا دروغ‌گو و گنه‌کار و حيله‌گر و خائن دانستيد.
    امير المؤمنين (عليه السلام) هم اين گفته خليفه دوم را تکذيب نکرد. صحابه‌اي که آنجا نشسته بودند هم تکذيب نکردند. وقتي بخاري اين قضيه را در صحيح خود مي‌آورد، کلمات كاذبا آثما غادرا خائنا را حذف مي‌کند و مي‌گويد: کذا و کذا. مشخص است که امير المؤمنين (عليه السلام) جمله تندي را گفته است. وقتي رأي امير المؤمنين (عليه السلام) درباره آن دو نفر اين است، فصل الخطاب است.


    * * * * * * *

    ویرایش توسط مدیر سایت : ۱۳۸۸/۰۸/۰۴ در ساعت ۱۲:۵۴
    از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
    زده ام فالی و فریاد رسی می آید . . .

  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    علاقه
    معارف قرآن
    نوشته
    1,420
    حضور
    130 روز 16 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    31
    آپلود
    0
    گالری
    29
    صلوات
    23607



    سوال:
    يکي از سوالاتي را که وهابيت براي محکوميت شيعه مطرح مي‌کنند، بحث شفاعت و توسل است. آنها مي‌گويند که اعراب جاهلي، بت‌ها را واسطه بين خود و خدا قرار مي‌دادند و شيعيان هم همين را با توسل به ائمه اطهار (عليهم السلام) انجام مي‌دهند. پاسخ به اين شبهه چيست؟
    جواب:
    قرآن با صراحت مي‌گويد:
    وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ (سوره عنكبوت/آيه61)
    اين مشرکين معتقد به خداوند بودند. ولي اينها در کنار خداوند، يک بتي را تراشيده بودند به نام لات هبل و عزي و مي‌گفتند:
    هَؤُلَاءِ شُفَعَاؤُنَا عِنْدَ اللَّهِ (سوره يونس/آيه18)
    سپس مي‌گفتند:
    مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى (سوره زمر/آيه3)
    آيا ـ نستجير بالله ـ شيعه، ائمه (عليهم السلام) را مي‌پرستند؟ يا وقتي درب خانه امير المؤمنين (عليه السلام) مي‌روند، مي‌گويند:
    أشهد أنک عبد الله.
    وقتي درب خانه حضرت ابوالفضل مي‌روند، مي‌گويند:
    السلام عليک أيها العبد الصالح لله.
    وقتي مي‌خواهند متوسل به پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) شوند، اول شهادت بر عبوديت خداوند مي‌دهند، سپس و مي‌گويند:
    يا وجيها عند الله، إشفع لنا عند الله.
    وقتي همين شيعه به حرم امام رضا (عليه السلام) مي‌روند و مي‌خواهند زيارت کنند، مي‌گويند:
    اشهد أن لا إله إلا الله، أشهد أن محمد رسول الله.
    و هيچ زيارت‌‌نامه‌اي براي شيعه نيست، جز اين که مي‌گويد بعد از آن، دو رکعت نماز بخوانيد. آيا واقعا شيعه، ائمه (عليهم السلام) را عبادت مي‌کند؟ اين چه حرف بي‌اساس و بي‌منطقي است که مطرح مي‌کنيم؟! آنها بت را عبادت مي‌کنند، ولي شيعه مي‌گويد که اينها عبد صالح خداوند هستند. شيعيان هر روز در نماز، قبل از آنکه شهادت بر رسالت پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) دهند، شهادت به عبد بودن پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مي‌دهند. اينها، منطق قرآن را نفهميدند که منطق مشرکين و کفار، غير از آن است که شيعه دارد.
    بحث شفاعت، بحث قرآني است و نزديک به 40 آيه در قرآن در رابطه با شفاعت داريم؛ شفاعت ملائکه و شهداء و انبياء (عليهم السلام) و کساني که خداوند به آنان اذن داده است.
    محمد بن عبد الوهاب مي‌گويد:
    خداوند به پيامبر (صلي الله عليه و سلم) حق شفاعت داده است، ولي به ما گفته است که شما حق نداريد از پيامبر (صلي الله عليه و سلم) طلب شفاعت کنيد.
    مانند اين است که کسي شما را به منزل خودش دعوت کند و بهترين غذاها را در سفره بگذارد و بگويد من شما را دعوت کردم، ولي شما حق نداريد به اين غذاها دست بزنيد. اين، مسخره است و قرآن و مقدسات را استهزاء کردن است.

    * * * * * * *

    سوال:
    مصاحبه شيخ عبد العزيز آل شيخ، به وقت ايران، در چه روز و چه ساعتي بود؟
    جواب:
    ما در سال 1383 يا 1384 با ايشان مناظره داشتيم. روزي در کنار بيت الله الحرام ايشان را ديدم و درخواست چند سوال کردم. ايشان آدرس و تلفن خودش و دفترش در طائف را به ما داد. رفتيم داخل دفتر ايشان و چندين نفر ديگر هم آنجا بودند و من با آقاي نواب هم طرف ديگر نشستيم. سوال را طرح مي‌کرديم و ايشان هم جواب مي‌داد. يکي از اساسي‌ترين سوالاتي که من پرسيدم و ايشان نتوانست جواب بدهد، بحث توسل بود.
    گفتم: چرا شما مي‌گوييد توسل، شرک است؟
    گفت: براي اين که نوعي بت‌پرستي است.
    گفتم: خداوند در سوره نساء، توسل به پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را يک امر مشروع دانسته است:
    وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا
    (سوره نساء/آيه64)
    هر کس نزد پيامبر بيايد و پيامبر براي او طلب مغفرت کند، خداوند او را مي‌بخشد.
    سوره يوسف از قول برادران حضرت يوسف (عليه السلام) که نزد پدر خود مي‌آيند، مي‌گويد:
    قَالُوا يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا (سوره يوسف/آيه97)
    اي پدر! براي ما طلب مغفرت کن.
    اگر اين توسل نيست، پس چيست؟! حضرت يعقوب (عليه السلام) به اينها نگفت که شما مشرک شده‌ايد و برويد خدا را بخوانيد. بلکه فرمود:
    سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي (سوره يوسف/آيه98)
    ايشان گفت: اين مربوط به زمان حيات پيامبر (صلي الله عليه و سلم) است و وقتي پيامبر (صلي الله عليه و سلم) از دنيا رفت، توسل هم تمام شد. اگر توسل به پيامبر (صلي الله عليه و سلم)، کار درستي است، چرا بعد از دفن پيامبر (صلي الله عليه و سلم)، يک نفر هم از صحابه نيامد کنار قبر پيامبر (صلي الله عليه و سلم) متوسل شود؟
    گفتم: شيخنا! از شما عجيب است. صدها روايت در کتاب‌هاي شما هست که صحابه، کنار قبر پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مي‌آمدند و متوسل مي‌شدند.
    گفت: يک مورد را بگو.
    گفتم: آقاي بلال بن حارث، صحابه پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، در زمان عمر بن خطاب که قحطي مي‌شود، کنار قبر پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مي‌آيد و مي‌گويد:
    يا رسول الله! استسق لامتك، فإنهم قد هلكوا.
    مردم از قحطي، از بين رفتند، از خداوند طلب رحمت کن.
    بعد از آن، پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) به خواب آقاي بلال بن حارث آمد و گفت: برو به جناب عمر سلام برسان و ... .
    همه، اين را از فضائل پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) آورده‌اند.
    ايشان گفت: اين روايت ضعيف است.
    گفتم: جناب شيخ! دو نفر از استوانه‌هاي علمي و رجالي شما، شهادت بر صحيح بودن اين روايت داده‌اند. آقاي ابن حجر عسقلاني ـ متوفاي 852 هجري ـ در کتاب فتح الباري في شرح صحيح البخاري، جلد2، صفحه412 و آقاي ابن کثير دمشقي ـ متوفاي 774 هجري ـ در کتاب البداية و النهاية، جلد7، صفحه105 مي‌گويند روايت صحيح است.
    ايشان فوري گفت: آن کتاب‌ها را براي من بياوريد.
    ايشان هم مانند بن‌باز، نابينا بود. کتاب را آوردند و براي ايشان خواندند و گفتند: همان‌طوري که ايشان مي‌گويد، ابن حجر و ابن کثير روايت را صحيح مي‌دانند.
    ايشان شروع کرد به گفتن که مباني شرک و توحيد، اين‌چنين است و ... . يکي از همراهان وي گفت: شيخ! ايشان مي‌گويد که ابن حجر و ابن کثير، روايت را صحيح مي‌دانند، شما اگر راست مي‌گوييد، در صحت روايت مناقشه کنيد. نه اين که يک بحث انحرافي مطرح کنيد.
    ما، تمام اين مناظره را ضبط کرده‌ايم و در سايت خودمان قرار داده‌ايم.


    * * * * * * *


    * * * * * * *


    * * * * * * *


    ««« و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»



    دکتر سيد محمد حسيني قزويني





  13. صلوات ها 4


  14. #7
    گل ليلا آنلاین نیست. مدير نشريات الكترونيك و نرم افزارهاي ديني

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    برنامه نويسي - شناخت ائمه اطهار(ع) - تبليغ دين
    نوشته
    2,964
    حضور
    116 روز 11 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    262
    آپلود
    33
    گالری
    493
    صلوات
    37367



    #### هويت فرقه ضاله وهابيت - تصويري ####
    ۩۞۩ همه چیز در مورد وهابیت ۩۞۩


    در این مستند به تاریخ پیدایش و عقاید فرقه ضاله وهابیت و نقش انگلیس در ایجاد این فرقه اشاره شده است. به مدت 6:36





    حجم فایل : 9.66 MB

    دانلود


  15. صلوات ها 5


  16. #8
    گل ليلا آنلاین نیست. مدير نشريات الكترونيك و نرم افزارهاي ديني

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    برنامه نويسي - شناخت ائمه اطهار(ع) - تبليغ دين
    نوشته
    2,964
    حضور
    116 روز 11 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    262
    آپلود
    33
    گالری
    493
    صلوات
    37367



    ۩۞۩ همه چیز در مورد وهابیت ۩۞۩

    محمد بن عبدالوهاب نجدی کیست و استعمار گران (انگلیس) در اندیشه نابودی اسلام. به مدت 6:58





    10.23 MB
    دانلود


  17. صلوات ها 5


  18. #9
    گل ليلا آنلاین نیست. مدير نشريات الكترونيك و نرم افزارهاي ديني

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    برنامه نويسي - شناخت ائمه اطهار(ع) - تبليغ دين
    نوشته
    2,964
    حضور
    116 روز 11 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    262
    آپلود
    33
    گالری
    493
    صلوات
    37367



    ۩۞۩ همه چیز در مورد وهابیت ۩۞۩

    پایه گذاری حزب شیطان در سرزمین نجد و تلاش مسترهمفرانگلیسی. به مدت 5:00



    حجم فایل : 7.78 MB

    دانلود


  19. صلوات ها 5


  20. #10
    گل ليلا آنلاین نیست. مدير نشريات الكترونيك و نرم افزارهاي ديني

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    برنامه نويسي - شناخت ائمه اطهار(ع) - تبليغ دين
    نوشته
    2,964
    حضور
    116 روز 11 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    262
    آپلود
    33
    گالری
    493
    صلوات
    37367



    دشمني وهابيت با پيامبر به روايت تصاوير

    قسمت اول


    دوستان سلام


    براي آشنائي با وهابيت و اينكه حساب وهابيت با اهل سنت جداست، و اينكه آنها دشمن اسلام و قرآن و پيامبر هستند، مقداري عكس تهيه كردم، باهم ببينيم، از نظراتتون استفاده ميكنم.

    البته به زودي مطالبي را درباره اينكه چرا وهابيت با پيامبر دشمند، مطرح ميكنم

    اما تصاوير

    موضوع اين قسمت:

    حذف نام پيامبر از مسجد پيامبر فقط به بهانه شرك


    از باب البقيع كه وارد حرم شويد، به سه هشتي كه هركدام دو شبكه فولادي محرابي شكل دارد برخورد ميكنيم


    مقابل ضريح مي‏ايستيم سلام مي‏ديم.

    ۩۞۩ همه چیز در مورد وهابیت ۩۞۩


    از راه دور نيز قبوله


    ميريم تو حال خودمون

    ياد سالهاي قبل كه مي‏افتم، بيشتر پي به نامردي و نمك نشناسي وهابي ها مي‌برم

    بد جوري ميخوره تو ذوقمون

    جمعا شش شبكه فولادي است كه روي آنها تا سه سال قبل نوشته بود



    يا الله يا محمد





    نام الله همراه نام پيامبر

    ۩۞۩ همه چیز در مورد وهابیت ۩۞۩اندازه اين تصوير تغيير داده شده است براي نمايش اندازه واقعي كليك نماييد .
    ۩۞۩ همه چیز در مورد وهابیت ۩۞۩


    اما از سه سال قبل تا كنون محمد را برداشته و به جاي آن مجيد گذاشتند


    ۩۞۩ همه چیز در مورد وهابیت ۩۞۩اندازه اين تصوير تغيير داده شده است براي نمايش اندازه واقعي كليك نماييد .
    ۩۞۩ همه چیز در مورد وهابیت ۩۞۩


    چرا اينكار را ميكنيد؟

    (با عرض پوزش از پيامبر و همه مسلمانان)

    چون محمد مُرده و پوسيده، لازم نيست نامي از او باشد

    بازهم از پيامبر عذر مي خواهم

    چاره اي نيست براي تنوير افكار خوب است:

    ابن تيميه (رهبر فكري وهابيها) آمد تو مسجد و با گستاخي تمام با عصاي خودش به قبر پيامبر اشاره كرد و گفت:

    اين عصاي من از استخوانهاي پوسيده زير اين خاك ارزشش بيشتر است، زيرا عصاي من حاجت مرا مي دهد اما از او كاري ساخته نيست.

    باشه! شايد روي نفهمي و حماقت، اين ايده دنبال مي‏شود

    ولي ميفهمي حماقت تنها نيست خباثت هم هست

    ميگي نه بيا بيشتر مسجد را بگرديم

    از مسجد قديمي كه مياي بيرون پاتو ميذاري مسجد جديد، نوشته اي توجهتو جلب ميكنه

    نوشته:

    بنی بيده هذه الاحجار الاربعه فلان تأسيا بالنبي صلی الله عليه و آله وسلم تقبل الله منه (و ذاك في شهر ربيع الاول سنه 1373 هق)


    ۩۞۩ همه چیز در مورد وهابیت ۩۞۩اندازه اين تصوير تغيير داده شده است براي نمايش اندازه واقعي كليك نماييد .
    ۩۞۩ همه چیز در مورد وهابیت ۩۞۩



    تو پرانتز، بقول امروزيها پيام بازرگاني:
    حالا عادت بدي كه اهل سنت دارن (اختصاص به وهابيها ندارد) صلوات بيرون نمازشون با صلوات داخل نماز فرق ميكنه، داخل نماز صلوات همراه با آل پيامبره، ولي بيرون نماز صلوات ابتر ميفرستن (صلوات دم بريده تعبير خود پيامبرمونه) بگذريم، بريم سر اصل موضوع
    پرانتز بسته!

    ترجمه اش اينه:

    اين چهار سنگ را فلان پادشاه گذاشته تا به پيامبر تأسي كرده باشد، خدا از او قبول نمايد، اين در سال 1373 هجري قمري بوده است

    خوب به عكس دقت كنيد!

    ديوارهاي حياط جديد (سمت چپ) با سنگهائي متفاوت از ديوار قديم است

    چند نكته:
    1- تمام قستهاي دو حياط قديمي تخريب شده، ولي اين علامت را نگه داشتند، چرا؟
    چون نام پادشاه مقدس است.
    پس يادگاري خوب است اما براي پادشاه نه پيامبر.

    2- رنگ سنگ‏هاي مسجد قديم قهوه‏اي متمايل به نارنجي است، چون فقط دست شاه به آن چهار سنگ خورده آن سنگها را با دو رنگ قهوه‏اي تيره و سفيد متمايز كردند، آقا حجاره نامشونو رو سنگ تراشيده تا براي هميشه بمونه، هركه سنگو ديد ياد او بيافته.

    3- گذاشتن چهار سنگ به صورت سمبليك، يعني تأسي به پيامبر؟!
    تأسي به پيامبر خوب است، اما رياكاري شرك است.
    ميگن نه اين شرك نيست چون پادشاه اولوالامره و كارهايش روي حساب و كتابه!
    اما اگر مسلماني به توصيه پيامبر عمل كند و به زيارت ايشان حتی بعد وفاتشان بيايد مشرك است.
    دشمني با پيامبر به نظر شما شاخ و دم دارد؟؟!!

    يعني كاري كه پادشاه در 56 سال قبل كرده ( كار كه نه! به قطر سنگها دقت كنيد مي فهميد وزن سنگها 20 كيلو كمتر نيست) يعني ماله اي كشيده رفته، بايد حك شود و علامت داشته باشد ولي نام پيامبر؟؟

    بارها و بارها زوار ايراني و غير ايراني سؤال مي‏كنند قبر پيامبر كجاست؟

    يعني اگر سراسر حرم را بگردي، يك تابلوي راهنما، حتی يك فلش كوچك نيز وجود ندارد تا زوار را راهنمائي نمايد.

    باز مجبورم اسم خبيث ابن تيميه را ببرم، او گفته:

    هركه به قصد زيارت پيمغبر بيايد مشرك است(!!)

    حالا ميگي اين مال 56 سال قبله الآن روشن تر شدن، ديگه از اين كارها نميكنن!

    پس به اين عكس نگاه كن:

    ۩۞۩ همه چیز در مورد وهابیت ۩۞۩





    اين سنگ در چهار قسمت مسجد النبي نصب شده است

    در تاريخ 9 صفر 1405 يعني 24 سال قبل بنا شده است

    نوشتن سنگ يادبود از منظر هيچ عاقلي اشكال ندارد

    اصل توسعه و تعمير مسجد كار خوبي است

    اما طبق مسلك اينها سؤال مي كنيم:

    چرا نام فهد بزرگ تر از نام الله و آيات قرآن نوشته باشد؟
    اين شرك نيست، پس چيست؟
    بنابر عقيده وهابيت مبني بر تخريب تمام چيزهاي غير خدائي(!!)
    چرا اين سنگ را بنا كردند؟
    بنا كردند، چرا بعد مرگ فهد تخريبش نكردند؟
    مگر نه اينك او پوسيده است؟
    نام كسي كه مسجد را تعمير كرده حك شود
    اما نام كسي كه اصل شهر به خاطر زحمات اوست تبديل به مجيد شود
    و سؤالات فراوان ديگر...

    لازم نيست خيلي به ذهن خود فشار بياوريم

    يك سري ميريم مكه

    كنار شهداي فخ

    واقع در شارع الشهداء، حسين بن على بن حسن بن حسن، در سال 169 با شورش بر ضد هادى عباسى به قتل رسيد، امام باقر عليه السلام مى‏فرمايند پيامبر از فخ كه مى‏گذشت ايستاد، ركعتى نماز خواند و وقتى ركعت دوم را خواند گريه كرد وفرمود: جبرئيل به من خبر داد كه: يا محمد ان رجلا من ولدك يقتل فى هذا المكان و اجر الشهيد معه اجر الشهيدين.

    اين مقبره به خاطر دشمني با پيامبر تخريب شده است

    اما كنار آن، قبر عبدالله بن عمر است، كه دشمني او نيز با علي و آل علي عليهم السلام ثابت است، اين قبر هم مخروبه بود، ولي با ارادتي كه شهردار مكه به دشمنان پيامبر دارد قبر آن را آباد كرد، دورش ديوار سفيد كشيد، برايش نرده‏هاي آهني با رنگهاي طلائي نصب كرد و بر روي تابلو نوشت:

    ۩۞۩ همه چیز در مورد وهابیت ۩۞۩اندازه اين تصوير تغيير داده شده است براي نمايش اندازه واقعي كليك نماييد .
    ۩۞۩ همه چیز در مورد وهابیت ۩۞۩


    اين قصه سر دراز دارد
    اين غصه سر دراز دارد

    منبع : اينجا


  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۴/۰۲/۲۸, ۰۲:۲۸ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود