صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: زنده شدن خاطرات گذشته با حضور آن مرد (ده خصلت خوب سگ)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,567
    حضور
    175 روز 17 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58362

    زنده شدن خاطرات گذشته با حضور آن مرد (ده خصلت خوب سگ)





    با نام و یاد دوست


    سلام

    یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

    لذا با توجه به اهمیت موضوع، سوال ایشان با حفظ امانت جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم سایت در این تاپیک درج می شود:



    سلام
    تو يكسال ازدواجم تمام تلاشم رو كردم به شوهرم نزديك بشم ولي نشد
    همسرم خيلي دوستم داشت ولي من هيچ وقت دوستش نداشتم چون هيچ وقت نتونستم مردي كه قبل از اون قرار بود باهام باشه رو فراموش كنم
    از مقايسه شوهرم باهاش خسته شدم از خيانت هاي ذهنيم خسته شدم حالا اون مرد بعد يكسال برگشته ، تو اوج افسردگي هاي من به خاطر مريضيم ، شده يه روزنه اميد
    با حرف هاش ارومم ميكنه اميد ميده ، روحيه ام رو قوي ميكنه براي ميارزه با بيماريم اون همه چي ميگه جز از گذشته ها
    ولي من با ديدنش و حضورش فقط خاطرات گذشته برام زنده ميشه از نيت اون خبر دارم كه فقط ميخواسته من رو از افسردگي نجات بده ولي دل خودم .....
    اگه ازش بخوام بمونه گناهه ؟ از وقتي اومده حالم خيلي بهتر شده من واقعا به حرف هاش احتياج دارم
    اگه نيت فقط خوب كردن حال من باشه از سمت اون بازم گناهه ؟ از نيت اون اطمينان دارم اما از سمت من چيزي فراتر از يه صحبته تمام خاطرات مرور ميشه
    اگه به شوهرم اطلاع هم بدم و در جريانش بذارم بازم رابطه با اون اقا ايراد داره به خاطر گذشتمون؟ چون نيت اون الان اصلا دوستي و عشق و عاشقي نيست فقط ميخواد كمكم كنه







    با تشکر

    در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید


  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,567
    حضور
    175 روز 17 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58362



    با نام و یاد دوست






    زنده شدن خاطرات گذشته با حضور آن مرد (ده خصلت خوب سگ)








    کارشناس بحث: استاد حامی


  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 3 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151473



    سلام خدمت شما پرسشگر محترم
    ممنون كه به اين مركز اعتماد داريد و دغدغه و مشكل خود را با ما درميان گذاشته ايد دغدغه اي كه بي ترديد ذهن و قلب شما را مشغول كرده و زندگي شما را پر از تشويش و ترديد كرده ايد.
    خوب مي دانم كه تعارض و ترديد منبع جوشان اضطراب و سر در گمي است و شما مدت زيادي است در گرداب سرگرداني و تحير قرار گرفته ايد بنابراين طبيعي است كه مانند كسي كه در حال غرق شدن است براي نجات خود دست به هر خس و خاشاكي بزنيد كه گفته: « الغريقُ يَتشبث بكلِ حشيشٍ» و از ميان سراغ كسي مي رويد كه به او حس خوشايندي داريد.

    پاي در كفش ديگران
    تصور كنيد شما با هزار اميد و آروز بعد از رسوم و تشريفات خواستگاري و جشن و شادي ازدواج به منزل شوهرتان مي امديد. روزها به عشق همسرتان زندگي مي كرديد و خانه داري و همسرداري مي كرديد و به عشق شوهرتان، عاشق خانواده او بوديد و شوهرتان را كه احساس مي كرديد براي شما زحمت مي كشد دوست مي داشتيد. در يك روز پاييزي كه از كارهاي خانه خسته شده ايد و در حالي كه عطر غذايتان فضاي منزل را پر كرده است و شما چشم به عقربه هاي ساعت دوخته ايد تا همسرتان از در وارد شود، زنگ تلفن به صدا در مي آيد. خانمي پشت تلفن با شما گرم صحبت مي شود و مي گويد خوش به حالت! چه سعادتي داريد كه شوهرتان شباشب شوهرتان در كنارتان است و از آرامش او آرام مي شود و او را تكيه گاه خود قرار مي دهيد. گوشي را محكم تر در دست خود مي گيريد و به گوشتان مي چشبانيد. چهره را بي اختيار در هم مي كشيد و با سرفه اي گلوي خود را صاف مي كنيم و مي خواهيد كه بيشتر توضيح دهد. او مي گويد هيچ مي داني تو جاي من را اشغال كرده اي؟ مي داني شوهر تو در مهمانخانه من جاي دارد و عشق من و شوهرت ريشه دارتر از آشنايي سطحي شما ست و ما قبلا با هم بوده ايم ولي به دلائلي نتوانستيم به هم برسيم؟
    آن زن همچنان مشغول صحبت است تپش قلبتان بالا مي رود احساس سرد و گر گرفتن مي كنيد و فشارتان نامنظم مي شود و گوشي از دستان مي افتد. زانوهاي شما قدرت خود را از دست مي دهد و شما روي زمين مي افتيد و به قاب عكس عروسي تان خيره مي شويد....

    از تجسم داستان بالا چه حسي خواهيد داشت؟
    اگر بدانيد شوهر شما واقعا هنگام اضطراب با او آرام مي شود چه طور؟
    آيا خودتان از او مي خواهيد كه با شوهرتان آشنا شود و در هنگام استرس ها مرهم دردهايش شود؟
    و....
    خواهرم!
    مي دانم كه اضطراب دست بر گلوي شما گذاشته
    مي دانم كه چشم بينشتان تار است و قدرت تشخيص كافي را ندارد
    و مي دانم كه ميل تان به شما مي گويد هر چه من را آرام كند خوب است
    ولي به خود بياييد
    بيدار شويد اجازه ندهيد سرماي رابطه شما جهنم وابستگي عاطفي به نامحرم را پديد آورد.
    شما
    حق گزينش داشتيد
    و خداي مهربان فرمود: «دختران بدون اذن پدر نمي توانند ازدواج كنند.» باز براي اين كه ظلمي نشود فرمود: «هيچ پدري حق ندارد بدون رضايت دخترش او را به عقد مردي در آورد.» شما مي توانستيد هنگام گزينش مرد مورد علاقه خود را انتخاب كنيد و به دروغ به شوهرتان قول پيوند و تعهد زناشويي نمي داديد. اما حالا كه شوهرتان را به عنوان مرد زندگي تان پذيرفته ايد. اجازه ندهيد پيوند مقدس تان با بمب ارتباط عاطفي با مرد بيگانه اي تومور بدخيم بگيرد كه اين تومور خيلي سريع فضاي قلب و ذهن تان را پر ميكند و چه بسا سبب خيانت شود. و شيطان با لشكر جهل ( سستي، كسالت، توجيه، انكار و..) بر شما پيروز شود.
    پس حالا كه شوهرتان را انتخاب كرده ايد براي حفظ اين پيوند تلاش كنيد.
    به عنوان يك متخصص مي گويم كه مردي كه ايده آل شما است و به او فكر مي كنيد چون به تعهدات شما و شوهرتان حرمتي قائل نيست و خودكنترلي ندارد نمي تواند تكيه گاه محكمي باشد و خودش سخت محتاج است و از ظن خود يار شما شده است و چه بسا با حضور شما در زندگي اش هم به دنبال كس ديگري برود
    بنابراين براي حفظ زندگي خود تلاش كنيد و بدانيد كه احساس آرامش شما در كنار اين مرد آرامش قبل از طوفان است بنابراين تصور نكنيد كه ايشان مي توان مشكل شما را درمان كند. كار اين مرد با حضورش در زندگي شما و كار شما با پذيرش اين حضور نامشروع از نظر دين و قوانين حرفه اي مشاوره اي نادرست و غيراخلاقي است.
    بنابراين براي درمان حتما سراغ روان شناس باليني، روان پزشك و كارشناس ديني برويد.
    **اگر بعد از پيگيري هاي انجام شده نتوانستيد اين هيجان را نسبت به آن مرد بيگانه مديريت كنيد از شوهرتان جدا شويد و براي شروع زندگي مشترك با آن مرد با روان شناس مشورت كنيد البته مطمئن باشيد كه او صد معشوق ديگر مانند شما نداشته باشد.

    براي مديريت ذهن و قلب خودتان از امور ذيل
    كمك بگيريد: نماز اول وقت، دعا، صدقه، ذكر لااله الا الله، توسل به امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف، ورزش هاي هوازي مانند شنا، پياده روي تند، و..، اجتناب از موسيقي لهوي و فيلم و رمان هاي عشقي، و تكنيك هاي انصراف توجه، توجه به گناه بودن ارتباط شما با مرد بيگانه،...


    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۴/۰۶/۲۵ در ساعت ۱۴:۱۵
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 3 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151473



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامی نمایش پست ها
    تكنيك هاي انصراف توجه،


    نمودار: تكنيك هاي توجه برگرداني از افكار منفي و مزاحم

    زنده شدن خاطرات گذشته با حضور آن مرد (ده خصلت خوب سگ)


    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 3 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151473



    آيا مي دانيد بر اساس تحقيق در آمريكا 94% ازدواج هاي عشقي ختم به جدايي مي شود؟
    مشاور روان پزشك در خانه شما، يونس نابدل، ص 262

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 3 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151473



    پيشنهاد مطالعه يك كتاب

    کتاب عشق ویرانگر ویژگی های شخصیتی افراد کدامند و چگونه می توان آنها را در شخصیت اطرافیان به ویژه شریک زندگی تشخیص دهیم
    نوشته : براد جانسون-کلی موری
    ترجمه : زهرا حسین زاده-الهام شفیعی
    تعداد صفحات : 304

    ناشر : رسا

    غالبا داستان این گونه آغاز می شود که:
    شما با فردی جذاب و فریبنده و دوست داشتنی ملاقات می کنید و در همان برخورد نخست سخت شیفته و عاشق او می‌شوید. آن گاه پس از مدتی متوجه عادات و رفتار غیر معمول او می‌گردید و در نهایت مشکلات شدید شخصیتی او خود را به نمایش می‌گذارد. کتاب «عشق ویرانگر» به شما کمک خواهد کرد که از وقوع چنین مصیبتی در زندگی جلوگیری کنید و یا اگر اکنون درگیر چنین رابطه ای هستید برخورد مؤثری با آن داشته باشید. شما از این کتاب به راهبردهایی برای تشخیص فرد دارای اختلال شخصیت و اجتناب از رابطه با او دست خواهید یافت. تصمیمات کارآمدی خواهید گرفت و رابطه عشقی سالمی را تجربه خواهید کرد. برای تجربه یک رابطه عاشقانه و سالم از همین کتاب شروع کنید. هر فردی که خواهان داشتن رابطه سالمی است بایستی کتاب «عشق ویرانگر» را بخواند و هر درمانگری باید این کتاب را در کتابخانه شخصی خود داشته باشد کتابی کاملا علمی و در عین حال ساده و قابل فهم. دکتر لن اسپری؛ نویسنده کتاب راهنمای تشخیص و درمان اختلالات شخصیت و کتاب زوجین روان نژند کتابی بسیار با ارزش برای افرادی که در رابطه عشقی با افراد دارای اختلال شخصیت قرار دارند. راهنمایی عالی برای درمانگران، اعضای خانواده، همسر و دوستان یک فرد دارای اختلال شخصیت.

    فهرست مطالب: مقدمه گزیده‌ای از مقدمه دکتر بهنام اوحدی مقدمه ناشر

    فصل 1- عشق ویرانگر شناسایی محبوب غیر عادی و برخورد سازنده
    فصل 2- درک محبوب غیر عادی
    اختلالات شخصیت
    فصل 3 - چگونه جذب افراد دچار اختلال شخصیت شدم؟
    دلیلی که جذب این افراد می‌شویم!
    بخش اول : عشاق عجیب و غریب و غیر عادی
    فصل 4- محبوب شکاک
    شخصیت پارانوئید
    فصل 5- محبوب منزوی
    شخصیت اسکیزوئید
    فصل 6- محبوب عجیب و غریب
    شخصیت اسکیزوتایپال
    بخش دوم: عشاق نمایشی، نابهنجار و خطرناک
    فصل 7- محبوب خطرناک
    شخصیت ضد اجتماعی

    فصل 8- محبوب طوفانی
    شخصیت مرزی
    فصل 9- محبوب نمایشی شخصیت هیستریونیک
    فصل 10- محبوب خودپسند شخصیت خود شیفته
    فصل 11- محبوب تحلیل برنده شخصیت منفعل- مهاجم
    بخش سوم: محبوب های مضطرب کناره گیر و نیازمند
    فصل 12- محبوب هراسان شخصیت اجتنابی
    فصل 13- محبوب چسب
    شخصیت وابسته
    فصل 14- محبوب سرسخت شخصیت وسواسی-جبری
    فصل 15- محبوب اندوهگین شخصیت افسرده

    بخش چهارم: توصیه‌های نهایی
    فصل 16- اگر با فردی مبتلا به اختلال شخصیت ازدواج کرده باشم، چه کار کنم؟


    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 3 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151473



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامی نمایش پست ها
    فهرست مطالب: مقدمه گزیده‌ای از مقدمه دکتر بهنام اوحدی مقدمه ناشر

    فصل 1- عشق ویرانگر شناسایی محبوب غیر عادی و برخورد سازنده
    فصل 2- درک محبوب غیر عادی اختلالات شخصیت
    فصل 3 - چگونه جذب افراد دچار اختلال شخصیت شدم؟ دلیلی که جذب این افراد می‌شویم!
    بخش اول : عشاق عجیب و غریب و غیر عادی
    فصل 4- محبوب شکاک شخصیت پارانوئید
    فصل 5- محبوب منزوی شخصیت اسکیزوئید
    فصل 6- محبوب عجیب و غریب شخصیت اسکیزوتایپال
    بخش دوم: عشاق نمایشی، نابهنجار و خطرناک
    فصل 7- محبوب خطرناک شخصیت ضد اجتماعی

    فصل 8- محبوب طوفانی شخصیت مرزی
    فصل 9- محبوب نمایشی شخصیت هیستریونیک
    فصل 10- محبوب خودپسند شخصیت خود شیفته
    فصل 11- محبوب تحلیل برنده شخصیت منفعل- مهاجم
    بخش سوم: محبوب های مضطرب کناره گیر و نیازمند
    فصل 12- محبوب هراسان شخصیت اجتنابی
    فصل 13- محبوب چسب شخصیت وابسته
    فصل 14- محبوب سرسخت شخصیت وسواسی-جبری
    فصل 15- محبوب اندوهگین شخصیت افسرده

    بخش چهارم: توصیه‌های نهایی
    فصل 16- اگر با فردی مبتلا به اختلال شخصیت ازدواج کرده باشم، چه کار کنم؟
    با اين حساب
    عشق هاي بيمار گونه مانند ميدان مين وسيعي است مراقب باشيم كه خودمان گرفتار نباشيم يا درگير عشق بيمارگونه ديگري نشويم

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  15. صلوات ها 6


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 3 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151473



    معرفي كتاب
    مهرطلبی(بیماری راضی کردن دیگران)

    نویسنده/مترجم: هریت بریکر، مهدی قراچه داغی
    این کتاب درباره شخصیت های مهر طلب است که به تایید دیگران اعتیاد دارند. این کتاب بریکر در زمره ی پرفروش ترین کتاب های خودیار قرار گرفته است.
    زنده شدن خاطرات گذشته با حضور آن مرد (ده خصلت خوب سگ)

    مهر طلب ها آدم های خوبی نیستندکه می خواهند همه را راضی و خشنود نگه دارند،بلکه آنها کسانی هستند که وقتی می خواهند به کسی جواب نه بدهند جواب آری میدند.مهر طلب ها به تایید وتصدیق دیگران اعتیاد دارند.ترس آنها از این که مبادا کسی را از خود ناراحت وخشمگین سازند سببی است تا پیوسته در مقام راضی نگه داشتن دیگران باشند

    انتشارات:پیک بهار




    ...................
    براي مطالعه

    شخصیت مهرطلب


    مجله شادکامی و موفقیت بازدید: ۵,۳۱۴




    این شخصیت، باز هم در کودکی مهرناب نگرفته و به احتمال زیاد دچار عناد به خود و سرزنش دائم خود نیز هست؛ یعنی خودش هم خوب، خود را دوست ندارد؛ در نتیجه باز هم جام وجودش از مهر، خالی است؛ بنابراین آن را جلوی دیگران می گیرد تا از آنان، مهر و محبت را گدائی کند.
    همواره ”چشم“ می گوید؛ مطیع و فرمانبردار است و بسیار کوتاه می آید؛ ولی با این حال، فردی بسیار زودرنج، حساس، احساساتی و به خصوص وابسته است و در بیشتر موردها به دلیل وابسته بودن و ترس از دست دادن، تا حد زیادی مطیع، عمل می کند. ولی در درون، از آنچه که انجام می دهد و آنچه که در ازاء آن می گیرد، احساس رضایت ندارد.
    او به هیچ وجه دلش نمی آید کسی را بیازارد. هرکاری که از او بخواهند چه معقول و چه غیرمعقول، چه در حد توان او باشد چه نباشد، می خواهد انجام دهد. او زیاد، زیر بار ظلم می رود و اجازه می دهد دیگران به حقوق او تجاوز کنند؛ حتی به او بی احترامی یا توهین کنند. به هیچ وجه نمی تواند به کسی ”نه“ بگوید؛ اما این مهر او، یک مهر بالغ نیست، بلکه مهری از روی نیاز و احساس وابستگی است. به طور تقریبی در تمام امور، توافق و تفاهم نشان می دهد؛ این توافق ها و تفاهم ها نیز از احتیاج های عصبی و از عصبیت ها و نیازهای او برای تأییدشدن و یا طردشدن، سرچشمه می گیرد.
    شاید به دلیل برتری طلبی، به سوی مهرطلبی کشیده شده باشد؛ زیرا می خواهد بگوید که ”من بسیار خوب هستم“ و در خوب بودن خود نیز، اغراق می کند تا برتر و بهتر به نظر آید؛ تا حدی که خود، دچار فشار می شود و از درون، احساس رضایت، شادی و خوشبختی ندارد.
    ”اریک فروم“ جامعه شناس و روان شناس معروف می گوید: ”اگر مهری می دهیم تا مهری یا تأییدی بگیریم، این مهر، یک مهر بالغ و ناب نیست، این یک نیاز است.“
    این فرد، حتی میل به ابراز وجود خود را سرکوب می کند؛ حرف و خشم خود را فرو می خورد و این تمایل ها را حس خودخواهی خود می بیند، ولی در این تسلیم بودن ها و تحمل کردن ها، خشم در او شکل می گیرد. او کم کم از خود خشمگین می شود که چرا نمی تواند حق خود را بگیرد و یا حرف خود را بزند. از دیگران خشمگین می شود که چرا تا این حد، پرتوقع هستند و یا بر او و حقوق او تعدی می کنند و یا او را در نظر نمی گیرند و کم کم این خشم، او را به عناد به خود و عناد با دیگران می کشاند و سرانجام، کار به عناد با خداوند و تقدیر و سرنوشت می انجامد که چرا تقدیر من، این چنین است و چرا خداوند این همه انسان های بد آفریده و آنان را سر راه زندگی من گذاشته تا به حقوق من تجاوز کنند و یا مهر و محبت من را درک نکنند؛ زیرا او، آن حدی که مهر داده، مهر و محبت نگرفته؛ ولی واقعیت، این جاست که آنچه که داده، مهر ناب نبوده، پس امواج مهر ناب را دارا نیست، بلکه امواج وابستگی و نیاز را داراست که خود باعث می شود تا افراد، او را پس بزنند.
    پس از گذر سال ها، فرد مهرطلب به دلیل خودتنبیهی حاصل از عناد به خود، دچار سرزنش مدام خود و اضطراب در ذهن می گردد، زیرا هر چه می کند، نمی تواند دل انسان های اطراف خود را به دست آورد و آنان را راضی نگاه دارد و به دلیل فشارهای حاصل از رفتار و کردار آنان و تحمل های زیاد خود و نداشتن اعتماد به نفس کافی که درست، نقطهٔ مقابل اضطراب است، اضطراب در او تشدید می گردد و پس از آن، به دلیل عناد به دیگران، عناد به خداوند و سرزنش دائم دیگران، تقدیر و سرنوشت به شکل علنی و یا ذهنی و به دلیل احساس عدم رضایتمندی، شادی و خوشبختی از شرایطی که او را احاطه کرده و به دلیل فروخوردن خشم و فروخوردن حرف، درد و تحمل های بی شمار و بی دلیل، دچار افسردگی می گردد؛ ولی علت این فروخوردن ها، سرکوب عاطفه ها و منفی کردن شخصیت واقعی خود که پر از خشم است ولی خود را مهربان و ملایم نشان می دهد، اغلب از خانواده و نوع تربیت ما و طرز برخورد اعضاء خانواده با ما، دیگران، آموزه های آنان و یا از تجربه های تلخ گذشته سرچشمه می گیرد. این که هربار که خواسته ایم حق خود را بگیریم، جنجالی به پا شده است و یا ما را طرد کرده و کنار گذاشته اند.
    گاهی، افراد را تحمل می کنیم و ساکت می مانیم، ولی این فشار حاصل از آن تحمل ها و سکوت ها را به درون خانه و کاشانهٔ خود می آوریم و آن را بر سر اعضاء خانوادهٔ خود خالی می کنیم. گاهی نیز در ذهن خود با خود و یا افراد بیرونی دعوا می کنیم و این تضاد و تعارض حاصل از تحمل ها یعنی در ظاهر، مهربان و سرویس دهنده بودن در باطن، عصبانی و دشمن بودن، ما را در هم می شکند و دوباره سیکل باطل عناد به خود، خودتنبیهی و بیماری های مختلف حاصل از ذهن مان برای تنبیه خود، ما را به ویرانی می کشاند.
    با نگاهی دوباره به شخصیت مهرطلب، مروری بر آنچه که گذشت، می کنیم:
    این افراد، اغلب تمایل های درونی خود را، که همان خشم حاصل از تحمل های بی شمار است، سرکوب کرده و ضد آن را در خود پرورش می دهند که حاصل آن، تکیه کردن به دیگران و احساس وابستگی و از بین بردن اعتماد به نفس خود است.

    این افراد، اغلب تظاهر به دوست داشتن، مهربان و رئوف بودن، متواضع بودن و از خودگذشتن می کنند؛ حال آن که این عشق و محبت آنان، اغلب واقعی نیست و جزء از روی نیاز و وابستگی، این رفتارها را از خود بروز نمی دهند.

    مهرطلبی، نوعی خودآزاری، دگرآزاری و یک رفتار تخریبی است.

    خودآزاری:

    همیشه به دلیل تحمل های بسیار و سرویس دادن های بیش از حد، احساس فشار داریم.
    دگرآزاری:


    به دلیل این که وقتی بیش از حد محبت می کنیم، سرویس می دهیم؛ خدمات ارائه می کنیم؛ طرف مقابل را شرمنده خود می سازیم و یا او را خراب، پرتوقع و متجاوز می سازیم. حال اگر در جای دیگری از ما و یا از دیگران، آن حد خدمت و یا محبت را نگیرد، اذیت می شود.
    به دلیل محبت زیاد و یا سرویس دادن و نگرفتن تا آن حد، همیشه احساس ناخشنودی، ناشادی و نارضایتی خواهیم داشت.

    این فرد، به هیچ وجه انتقادپذیر نیست، زیرا انتقاد را حمله ای بر شخصیت خود می داند و با هر انتقاد و یا عدم تأثیری می شکند.

    همواره در درون خود، با خود و دیگران جنگ دارد و گفت وگوی درونی پرخاش گرانه و پر از خشم، او را رها نمی کند. همیشه از خود و دیگران، عصبانی و خشمگین است و با سرزنش کردن دائم خود، اعتماد به نفس خود را به شدت کاهش می دهد.

    علت مهرطلبی:


    ۱) نگرفتن مهر ناب و نوازش کافی در دوران کودکی و خالی بودن جام وجود از مهر پدر و مادر و خانواده.

    ۲) خوب دوست نداشتن خود و خالی بودن جام وجود از مهر خودمان
    ۳) خوب قبول نداشتن خود (خودباوری و اعتماد به نفس پائین)
    ۴) سرزنش کردن و همواره رد کردن خود

    ۵) عناد به خود بر اثر احساس گناه و یا تقصیر در یک یا چند زمینه از گذشته
    ۶) داشتن شخصیت وابسته و نیازمند بر اثر تربیت اشتباه
    ۷) داشتن ترس ها: ترس از دست دادن مهر یا توجه دیگران؛ ترس از طردشدن و کنارگذاشته شدن؛ ترس از رهاشدن و تنها ماندن؛ ترس از این که دیگران فکر می کنند به حد کافی، انسان خوبی نیستیم؛ ترس از درگیری، سر و صدا و دعوا
    ۸) داشتن شخصیت متحمل که باز هم از تربیت اشتباه خانوادگی می آید.
    همواره به ما یاد داده اند که ساکت بمانیم و تحمل کنیم، ولی هرگز به ما یاد نداده اند که چگونه حق خود را بگیریم بدون این که خود آسیب ببینیم و یا به کسی آسیبی برسانیم.
    راه حل


    ۱) استفاده از تکنیک خوددوست داری صحیح

    بالا بردن احساس خوب، نسبت به خود و دوست داشتن خود به حد کافی، تا این که جام خالی از مهر وجود را کم کم پر کنیم تا به دلیل خالی بودن، نیازمند گدائی کردن آن از دیگران نباشیم.

    ۲) بالا بردن اعتماد به نفس خود و از بین بردن حس حقارت و خود کوچک بینی در خود
    ۳) قطع کردن سرزنش خود و ردکردن خود با ”تکنیک کِش“
    ۴) از بین بردن احساس گناه از طریق توبه و یا بخشیدن خود
    ۵) مواجه شدن با ترس ها (اگر مهرشان از من قطع شود و مرا رها کنند، چه می شود؟ و...) من تنها نیستم؛ خدا را دارم که کنار من و پشتیبانم است.
    ۶) از بین بردن شخصیت وابسته (که این شخصیت و همین طور ترس ها با بالابردن اعتماد به نفس، عزت نفس و خوددوست داری صحیح، خود به خود از بین می روند.)
    ۷) از بین بردن شخصیت متحمل (بعد از این، تحمل نمی کنم که دچار فشار شوم، ولی تساهل می کنم. می گویم این آدم همین است که هست و از کنار او به راحتی می گذرم.)
    ۸) عبادت کردن، دعا کردن، مدیتیشن و مراقبه با انرژی الهی و پر کردن خود از آن، تا کمبودهای درونی، مرتفع گشته و دیگر نیازمند گدائی از کسی نباشم.
    ولی باز هم می گویم تنها، دیدن و شناختن خود به عنوان یک فرد مهرطلب، ۹۰ درصد کار را درست می کند و بقیهٔ ۱۰ درصد را باید از طریق تکنیک های مناسب و تن ندادن دوباره به مهرطلبی در خود خاموش کنیم.
    در مورد مهرطلبی نیز، غیرارگانیک ها (ماهیت های فکری و احساس منفی یا شیطانک های درون) کار می کنند. چندبار، در کودکی مهرطلبی کرده ایم و یک تودهٔ انرژی هوشمند مهرطلبی را خود ساخته ایم. حال این تودهٔ انرژی هدفمند برای بقاء خود، ما را وادار می کند تا باز هم مهرطلبی کنیم تا او تغذیه شود؛ بنابراین با کم کردن مهرطلبی های خود و غذا نرساندن به این تودهٔ انرژی منفی، می توانیم آن را نابود سازیم و با تکنیک ”خوددوست داری صحیح“ کمبود مهر را جبران نمائیم تا در دام مهرطلبی نیفتیم.
    ماری یحیوی
    محقق، مترجم و نویسنده

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 3 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151473



    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    با حرف هاش ارومم ميكنه اميد ميده ، روحيه ام رو قوي ميكنه براي ميارزه با بيماريم اون همه چي ميگه جز از گذشته ها
    ولي من با ديدنش و حضورش فقط خاطرات گذشته برام زنده ميشه از نيت اون خبر دارم كه فقط ميخواسته من رو از افسردگي نجات بده ولي دل خودم .....
    دکتر فرهنگ هلاکویی : مهرطلبی




    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    197
    حضور
    3 روز 21 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    311



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامی نمایش پست ها


    نمودار: تكنيك هاي توجه برگرداني از افكار منفي و مزاحم

    زنده شدن خاطرات گذشته با حضور آن مرد (ده خصلت خوب سگ)

    با سلام. به نظرتون اگر در زمان افکار منفی و مزاحم به سراغ خواندن نماز و قرآن و ذکر برویم، باعث نمی شود که در زمانهای عادی هم که نماز و قرآن و ذکر می خوانیم، این افکار مزاحممان شوند! یک دوستی می گفت من از آنجایی که خیلی قرائت عبدالباسط را دوست داشتم، حتی در حین بازیهای کامپیوتری هم به قرائت عبدالباسط گوش می کردم، بعد از مدتی دیدم وقتی آن بخشهایی که در زمان بازی گوش می کردم را در جای دیگری گوش می دهم، صحنه های آن بازی به ذهنم هجوم می آورند!!
    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۴/۰۶/۲۵ در ساعت ۱۶:۴۸

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود