صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قطع صله رحم به خاطر نیش و کنایه های فامیل در موضوع ازدواج!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    446
    حضور
    14 روز 8 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2192

    اشاره قطع صله رحم به خاطر نیش و کنایه های فامیل در موضوع ازدواج!




    سلام

    یکی از مشکلاتی که فکر میکنم این روزها خیلی از جوانهایی که بنا به هر دلیلی ، هنوز فرصت ازدواج برای اونها فراهم نشده ، این هست که وقتی به دیدار اقوام و اشنایان میرن ، با نیش و کنایه های فامیل مواجه میشن ، شاید همیشه این حرفها ، از سر نیش و کنایه و تحقیر نباشه ، شاید گاها از سر دلسوزی ولی بصورت جاهلانه مطرح بشه و.... و وقتی یک اقاپسر یا دختر ، میبینه هر دفعه که بخواد به دیدن اقوام بره ، باید تحمل این حرفها رو بکنه ، و چون معمولا این موضوع تکرار میشه ، حتی شاید ساده ترین حرفها هم باعث رنجش این کاراکتر مجرد داستان ما بشه.... و در نهایت بعد از مدتی ، به این نتیجه برسه که بهترین کار ، قطع صله رحم تا زمانی هست که متاهل بشه.. بدیهی هست که در دروازه رو میشه بست ولی در دهن مردم رو نمیشه ... و احتمالا بعد از ازدواج هم باز هم سوژه های مختلفی برای فضولی اقوام و فامیلهای نزدیک و فامیل دور وجود داشته باشه ، ولی واقعا این موضوع ازدواج که بعید میدونم هیچ جوان سالم (به لحاظ روحی ) باشه که علاقه ای به متاهل شدن و جفت شدن نداشته باشه ولی خوب واقعا زمان متاهل شدن ، و صفر تا صد ازدواج و سایر مسائلش دست خودم ادم نیست و مثلا نمیشه گفت اگر تلاش کنی متاهل میشی و از این حرفا ، و همین که موضوع دست خودت نیست بصورت 100% و علیرغم علاقه باطنی ولی هنوز مجرد هستی و از اونطرف هم حرفهای مردم تمومی نداره ، این باعث میشه اغلب اوقات ، این صله رحمها ، نه تنها باعث نزدیکی دلها بشه ، بلکه باعث رنجش و دل شکستن بشه... و از اونطرف هم با توجه به اینکه دین ما اینقدر روی صله رحم تاکید داره و با هدفهای مختلفی این تاکید رو داره که واقعا بعضی از این هدفها مثل همین نزدیک شدن روابط و قلبها ،با وجود این نوع دخالتها براورده نمیشه ، حال وظیفه یک جوان مجرد در این داستان چیه؟



    باتشکر

  2. صلوات ها 10


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58295



    با نام و یاد دوست






    قطع صله رحم به خاطر نیش و کنایه های فامیل در موضوع ازدواج!








    کارشناس بحث: استاد راهنما


  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    763
    حضور
    25 روز 5 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    37
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3683



    نقل قول نوشته اصلی توسط مولکول 68 نمایش پست ها
    سلام

    یکی از مشکلاتی که فکر میکنم این روزها خیلی از جوانهایی که بنا به هر دلیلی ، هنوز فرصت ازدواج برای اونها فراهم نشده ، این هست که وقتی به دیدار اقوام و اشنایان میرن ، با نیش و کنایه های فامیل مواجه میشن ، شاید همیشه این حرفها ، از سر نیش و کنایه و تحقیر نباشه ، شاید گاها از سر دلسوزی ولی بصورت جاهلانه مطرح بشه و.... و وقتی یک اقاپسر یا دختر ، میبینه هر دفعه که بخواد به دیدن اقوام بره ، باید تحمل این حرفها رو بکنه ، و چون معمولا این موضوع تکرار میشه ، حتی شاید ساده ترین حرفها هم باعث رنجش این کاراکتر مجرد داستان ما بشه.... و در نهایت بعد از مدتی ، به این نتیجه برسه که بهترین کار ، قطع صله رحم تا زمانی هست که متاهل بشه.. بدیهی هست که در دروازه رو میشه بست ولی در دهن مردم رو نمیشه ... و احتمالا بعد از ازدواج هم باز هم سوژه های مختلفی برای فضولی اقوام و فامیلهای نزدیک و فامیل دور وجود داشته باشه ، ولی واقعا این موضوع ازدواج که بعید میدونم هیچ جوان سالم (به لحاظ روحی ) باشه که علاقه ای به متاهل شدن و جفت شدن نداشته باشه ولی خوب واقعا زمان متاهل شدن ، و صفر تا صد ازدواج و سایر مسائلش دست خودم ادم نیست و مثلا نمیشه گفت اگر تلاش کنی متاهل میشی و از این حرفا ، و همین که موضوع دست خودت نیست بصورت 100% و علیرغم علاقه باطنی ولی هنوز مجرد هستی و از اونطرف هم حرفهای مردم تمومی نداره ، این باعث میشه اغلب اوقات ، این صله رحمها ، نه تنها باعث نزدیکی دلها بشه ، بلکه باعث رنجش و دل شکستن بشه... و از اونطرف هم با توجه به اینکه دین ما اینقدر روی صله رحم تاکید داره و با هدفهای مختلفی این تاکید رو داره که واقعا بعضی از این هدفها مثل همین نزدیک شدن روابط و قلبها ،با وجود این نوع دخالتها براورده نمیشه ، حال وظیفه یک جوان مجرد در این داستان چیه؟
    با عرض سلام و ادب خدمت شما برادر گرامی
    امیدوارم نکاتی که خدمت شما عرض میکنم راهگشا باشد:

    1. صله مسئله بسیار مهمی در اسلام است و فواید آن برای نوع انسانها بسیار زیاد می باشد لذا توجه داشته باشید که حتما صله رحم باید باشد و البته اینگونه نیست که حتما باید حضوری و با دید و بازدید باشد بلکه می شود با تلفن و پیامک و...صله رحم نمود.
    2. فاصله گرفتن از فامیل به خاطر اذیت آنان همچنان که خود نیز فرموده اید اذیت آنان را کم نمی کند چراکه از راههای دیگر میتوانند با حرفهاشون شما را اذیت نمایند و همچنین ممکن است این آزار رساندن بعد از ازدواج هم ادامه یابد پس راه منطقی در این داستان کدام است:
    3. انسان خود با بیانی صریح و همراه با ادب خواسته خود را در میان گذارد
    4. یا شخصی را که مورد قبول آنها است رابرگزیند و با او صحبت نماید و از او بخواهد که با آنها صحبت نماید.
    5. آنچه بنده احساس میکنم و از مطالب بالا مهمتر می باشد حساس و زود رنج بودن شما میباشد که حتما باید آن را برطرف نمایید چراکه در غیر این صورت (در صورتی که حساسیت و زود رنجی خود را برطرف ننموده اید)در مسیر زندگی و در تعامل با اطرافیان با مشکلات قابل توجهی مواجه خواهید شد.


    در پناه قرآن و اهل بیت موفق باشید
    یا علی


  7. صلوات ها 10


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    412
    حضور
    8 روز 15 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1095



    عجب فامیل عجیبی دارید.در فامیل ما هرکس زودتر ازدواج کنه براش حرف در میارن.

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    علاقه
    خـــــــــــــــــــــــــــــــــدا
    نوشته
    1,400
    حضور
    77 روز 1 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6566



    نقل قول نوشته اصلی توسط مولکول 68 نمایش پست ها
    سلام

    یکی از مشکلاتی که فکر میکنم این روزها خیلی از جوانهایی که بنا به هر دلیلی ، هنوز فرصت ازدواج برای اونها فراهم نشده ، این هست که وقتی به دیدار اقوام و اشنایان میرن ، با نیش و کنایه های فامیل مواجه میشن ، شاید همیشه این حرفها ، از سر نیش و کنایه و تحقیر نباشه ، شاید گاها از سر دلسوزی ولی بصورت جاهلانه مطرح بشه و.... و وقتی یک اقاپسر یا دختر ، میبینه هر دفعه که بخواد به دیدن اقوام بره ، باید تحمل این حرفها رو بکنه ، و چون معمولا این موضوع تکرار میشه ، حتی شاید ساده ترین حرفها هم باعث رنجش این کاراکتر مجرد داستان ما بشه.... و در نهایت بعد از مدتی ، به این نتیجه برسه که بهترین کار ، قطع صله رحم تا زمانی هست که متاهل بشه.. بدیهی هست که در دروازه رو میشه بست ولی در دهن مردم رو نمیشه ... و احتمالا بعد از ازدواج هم باز هم سوژه های مختلفی برای فضولی اقوام و فامیلهای نزدیک و فامیل دور وجود داشته باشه ، ولی واقعا این موضوع ازدواج که بعید میدونم هیچ جوان سالم (به لحاظ روحی ) باشه که علاقه ای به متاهل شدن و جفت شدن نداشته باشه ولی خوب واقعا زمان متاهل شدن ، و صفر تا صد ازدواج و سایر مسائلش دست خودم ادم نیست و مثلا نمیشه گفت اگر تلاش کنی متاهل میشی و از این حرفا ، و همین که موضوع دست خودت نیست بصورت 100% و علیرغم علاقه باطنی ولی هنوز مجرد هستی و از اونطرف هم حرفهای مردم تمومی نداره ، این باعث میشه اغلب اوقات ، این صله رحمها ، نه تنها باعث نزدیکی دلها بشه ، بلکه باعث رنجش و دل شکستن بشه... و از اونطرف هم با توجه به اینکه دین ما اینقدر روی صله رحم تاکید داره و با هدفهای مختلفی این تاکید رو داره که واقعا بعضی از این هدفها مثل همین نزدیک شدن روابط و قلبها ،با وجود این نوع دخالتها براورده نمیشه ، حال وظیفه یک جوان مجرد در این داستان چیه؟


    باتشکر
    فکر میکردم این مسائل دخترا رو فقط اذیت میکنه
    ماهم فامیلمون اینجورین واسه همین من کلا از ازدواج فامیلی متنفرم



    نقل قول نوشته اصلی توسط راهنما نمایش پست ها
    نچه بنده احساس میکنم و از مطالب بالا مهمتر می باشد حساس و زود رنج بودن شما میباشد
    نخیر ربطی به حساس و زودرنج بودن نداره
    وقتی عمدا مدام سرشون زندگی مردمه ومیخوان ببینن کی دانشگاه تموم کرد کی ازدواج کرد کی بچه دارشد و کی طلاق گرفت و برو الی اخر ...
    و اگه کسی حالا تو هرکدوم از مراحل زندگیش شکست خورد یا مشکلی پیش اومد یا هرچی ...
    عوض همدلی زخم زبون بزنن و مدام باحرفاشون دل بشکنن دیگه ربطی به زودرنجی نداره ...
    فقط موندم حکمتش چیه که خدا نمیزاره تو کاسه شون تا بفهمن

    قطع صله رحم به خاطر نیش و کنایه های فامیل در موضوع ازدواج!

    ویرایش توسط ترگل : ۱۳۹۴/۰۶/۲۱ در ساعت ۰۷:۴۱


    Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ و اُفــوِّضُ أمری إلَی الله إنّ ✿الله✿ بصیــــــــرٌ بالعباد Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
    {。^◕‿◕^。}

  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    اردک؛ نوزاد رسیده و تپل و ضربه گیر دار!؛ کرانچی تند آتشین در کنار یار! :))
    نوشته
    1,176
    حضور
    59 روز 7 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    16
    صلوات
    6347



    نقل قول نوشته اصلی توسط راهنما نمایش پست ها
    آنچه بنده احساس میکنم و از مطالب بالا مهمتر می باشد حساس و زود رنج بودن شما میباشد که حتما باید آن را برطرف نمایید چراکه در غیر این صورت (در صورتی که حساسیت و زود رنجی خود را برطرف ننموده اید)در مسیر زندگی و در تعامل با اطرافیان با مشکلات قابل توجهی مواجه خواهید شد.
    سلام استاد

    حالا بنده نمی دونم این گزینه برای جناب مولکول صادق باشه یا نه... ولی برای خودم هست، به نحوی که در معرفی خودم... از زودرنج بودن به عنوان یکی از اشکالاتم یاد می کنم!

    بنابراین ازتون تقاضا می کنم که این بند شماره پنج رو تفصیلی بیان کنید

    حالا من یکی دو مورد مثال بزنم تا ببینید که واقعا زود رنج هستم یا نه!

       

    1- مثلا تو اعتکاف امسال، دانشگاه شهید بهشتی، محلی که باید معتکفین بخوابند رو با چسب سفید، روی فرشها مشخص کرده بود تا جمعیت رو سازماندهی بکنند.....
    روز سوم که دیگه اعتکاف تموم شده بود..... دیدم یکی دونفر دارن این چسبا رو می کنن،(چون دیگه لازم نبود).... بعدش منم شروع کردن به کمک کردن....
    تا اینکه ناگهان یکی از مسئولین اعتکاف(یه دانشجو)، جلوم رو گرفت،با یه حالت اینجوری ، بهم گفت کی بهت اجازه داده که این کارو بکنی، حالا چهار پنج نفرم اونجا نشسته بودن، من بهش گفتم مگه هنوز این خطکشی ها رو لازم داشتین؟... من عذر می خوام... دیدم دارند این چسبا رو می کنن، منم پا شدم کمکشون کنم.....

    این مکالمه تموم شد.... ولی خیلی حالم گرفته شد.... با خودم می گفتم خدایا... این چه کاری بود که من کردم...


    یه چیزی هم راجع به آدمای زود رنج بگم؟!

    اینکه خودشون خیلی مراعات حال بقیه رو می کنن تا کسی ازشون ناراحت نشه....واسه همینه که توقع بعضی رفتار ها رو ندارن.....
    در واقع یه مجموعه ای هستند که پایبندیشون به اصول اخلاقی بالاتر از حد متعارف جامعس... برا همین هم تافته جدا بافتن...

    اشکالات معنایی این نظریه منو هم مرتفع کنید!...

    با تشکر

    ویرایش توسط یا زینب کبری : ۱۳۹۴/۰۶/۲۱ در ساعت ۰۸:۰۸
    سلام عامو
    بنده هیچ مسئولیتی راجع به مطلبی که نوشتم قبول نمی کنم و فقط نظر شخصی خودم بوده که بار ها دستخوش تغییر و تکامل شده
    چون زیاد نمیام اینجا ، اینو گفتم که فردای روزگار آثار ما تاخر یقه منو نگیره

  13. صلوات ها 7


  14. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    719
    حضور
    23 روز 11 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    28
    صلوات
    3066



    مث من بچه پر رو باش
    حرف مردم برام 2 ریال ارزش نداره
    زبونمم 2 متره . لازم باشه جوابشونو میدم
    هرچند آدم آرومی هستمو به کسی توهین نمیکنم .

    شما هم سعی کن این اخلاقو تو خودت بوجود بیاری که حرف برات مهم نباشه
    وگرنه راهش فرار از مردم نیست

    آدمایی که عادت دارن زیاد حرف بزنن هر دفه یه بهوونه دارن .

    ما اولش نامرد کردیم دهنمون هنوز بوی جوجه میداد
    همه حرف میزدن و یه چیز میگفتن

    هرکی میگفت زود بود و اشتباه کردی میگفتم پس تو نزار بچت چنین اشتباهی کنه دیگه لال میشدن
    نامزدی طول کشید گفتن نکنه مشکلی هست که ازدواج نمیکنین

    خواستیم عروسی بگیریم گفتن نکنه اتفاقی افتاده (ببخشید بچه دار شدید) که دارید عروسی میکنید
    5 سال بچه دار نشدیم اون حرف قبلیشون جواب داده شد
    ولی حالا میگفتن نکنه مشکلی دارید که بچه دار نمیشید .
    چرا بچه دار نمیشید .
    منم میگفتم به مسائلی که به شما ربط نداره دخالت نکنید

    در کمال احترام البته
    حالا میگن یکی کم نیست ؟ بعدیشو کی میارید
    حالا میدونم بعدی بیاد
    یه سری به اصلاح روشنفکر میخوان بگن زیاد نیست ؟
    یدونه بسه

    پس ببین راهش فرار نیست
    چون ازدواج کنی شروع میکنن چیزای دیگه گفتن
    باید روحیه بیخیالیتو تقویت کنی

    ویرایش توسط شروین : ۱۳۹۴/۰۶/۲۱ در ساعت ۰۸:۲۱

  15. صلوات ها 12


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    اردک؛ نوزاد رسیده و تپل و ضربه گیر دار!؛ کرانچی تند آتشین در کنار یار! :))
    نوشته
    1,176
    حضور
    59 روز 7 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    16
    صلوات
    6347



    نقل قول نوشته اصلی توسط مولکول 68 نمایش پست ها
    باز هم سوژه های مختلفی برای فضولی اقوام و فامیلهای نزدیک و فامیل دور وجود داشته باشه
    نقل قول نوشته اصلی توسط ♥♥♥ تــــــــرگل ♥♥♥ نمایش پست ها
    وقتی عمدا مدام سرشون زندگی مردمه ومیخوان ببینن کی دانشگاه تموم کرد کی ازدواج کرد کی بچه دارشد و کی طلاق گرفت و برو الی اخر ...
    سلام علیکم

    بنده بخشی از حکمت 30 نهج البلاغه با عنوان پایه های ایمان، کفر و شک را قرار می دهم، تا بد بودن فعل کنجکاوی بیجا، بهتر تبیین شود

    و کفر بر چهار پایه است: کنجکاوی بیجا (وسوسه)، درگیری و خصومت، کوتاهی و انحراف از حق، وآگاهانه زیر بار حق نرفتن. پس آن که وسوسه‏گرانه کنجکاوی کند به حق نرسد، و آن کس که از روی نادانی به جدال و نزاع برخیزد دوری او از حق ادامه یابد، و کسی که در شناخت حق کوتاهی کند و از آن منحرف گردد خوبیها را بدی بیند و بدیها در نظرش خوب جلوه کند و در مستی گمراهی در افتد، و آن که با حق دشمنی ورزد و آگاهانه زیر بار حق نرود به بن‏بست رسد و درها به روی او بسته گردد و راه نجاتش سد شود.

    منبع حکمت 30 نهج البلاغه قابل مشاهده در این لینک

    سلام عامو
    بنده هیچ مسئولیتی راجع به مطلبی که نوشتم قبول نمی کنم و فقط نظر شخصی خودم بوده که بار ها دستخوش تغییر و تکامل شده
    چون زیاد نمیام اینجا ، اینو گفتم که فردای روزگار آثار ما تاخر یقه منو نگیره

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    علاقه
    خـــــــــــــــــــــــــــــــــدا
    نوشته
    1,400
    حضور
    77 روز 1 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6566



    نقل قول نوشته اصلی توسط شروین نمایش پست ها

    آدمایی که عادت دارن زیاد حرف بزنن هر دفه یه بهوونه دارن .

    ما اولش نامرد کردیم دهنمون هنوز بوی جوجه میداد
    همه حرف میزدن و یه چیز میگفتن

    هرکی میگفت زود بود و اشتباه کردی میگفتم پس تو نزار بچت چنین اشتباهی کنه دیگه لال میشدن
    نامزدی طول کشید گفتن نکنه مشکلی هست که ازدواج نمیکنین

    خواستیم عروسی بگیریم گفتن نکنه اتفاقی افتاده (ببخشید بچه دار شدید) که دارید عروسی میکنید
    5 سال بچه دار نشدیم اون حرف قبلیشون جواب داده شد
    ولی حالا میگفتن نکنه مشکلی دارید که بچه دار نمیشید .
    چرا بچه دار نمیشید .
    منم میگفتم به مسائلی که به شما ربط نداره دخالت نکنید

    در کمال احترام البته
    حالا میگن یکی کم نیست ؟ بعدیشو کی میارید
    حالا میدونم بعدی بیاد
    یه سری به اصلاح روشنفکر میخوان بگن زیاد نیست ؟
    یدونه بسه

    پس ببین راهش فرار نیست
    چون ازدواج کنی شروع میکنن چیزای دیگه گفتن
    باید روحیه بیخیالیتو تقویت کنی
    وای خداااااا چرا ادما اینجورین واقعا؟؟؟؟ چرا مدام میخوان تو زندگی مردم سرک بکشن
    که اگه خدای نکرده موفقیتی داشته باشن چشم بزنن یا جلوی موفقیتشو بگیرن با سنگ اندازی یا نهایتا اگه ازدستشون کاریم برنیاد با حسادت و نیش و کنایه یه جوری برنجونن
    اگرم ناکام مونده باشن توی چیزی باز جانمونن از لذت زخم زبون...
    واقعا گاهی می مونم اینجور ادما چه جوری میخوان جواب خدارو بدن!


    ویرایش توسط ترگل : ۱۳۹۴/۰۶/۲۱ در ساعت ۰۸:۴۹


    Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ و اُفــوِّضُ أمری إلَی الله إنّ ✿الله✿ بصیــــــــرٌ بالعباد Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
    {。^◕‿◕^。}

  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    412
    حضور
    8 روز 15 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1095



    می گن یه روز ملا نصرالدین داشت با الاغش از یک دهی رد می شددرحالی که سوار الاغ بود.مردم گفتند نگاه کن چه آدم نامردیه.این الاغ ضعیف ونحیفه اون وقت این مرده سوارش شده. ملا که این وضع رو دید از الاغ پیاده شد وادامه راه رو پیاده رفت.جلوتر که رفت مردم گفتند این چه آدم دیوونه ایه خوب الاغ رو برا چی می خواد برای این که بار ببره دیگه. خلاصه مردم بخوان حرف در بیارن میارن. زود ازدواج کنی میگن داشتی منحرف می شدی .دیرهم ازدواج کنی می گن حتما یک عیبی داشته. ما در فامیلمان همچین آدمایی داریم.اما زندگیشان مثل جهنم می مونه.اونقدر بلا سرشون اومده که همه دلشون براشون می سوزه.

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود