صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا از نظر امام علی (ع) ابوبکر شجاع ترین انسان است؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    717
    حضور
    16 روز 4 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    11
    صلوات
    1389

    اشاره آیا از نظر امام علی (ع) ابوبکر شجاع ترین انسان است؟




    سلام خدمت بزرگواران

    لطفا این روایت را از نظر رجال اهل سنت بررسی کنید.

    البزار ( متوفی سال 292 هجری قمری) در مسند خود بحر الزخار(حدیث 761) نقل می کند که:

    متن عربی: حدثنا عبد الله بن أبي ثمامة الأنصاري قال : نا الحسن بن عبد الله المقرئ العجلي قال : نا حسان بن إبراهيم الكرماني ، قال : نا إبراهيم بن محمد الصائغ ، عن محمد بن عقيل قال : خطبنا علي بن أبي طالب - رضي الله عنه - فقال : أيها الناس أخبروني بأشجع الناس ؟ قالوا : - أو قال : قلنا - أنت يا أمير المؤمنين . قال : أما إني ما بارزت أحدا إلا انتصفت منه ، ولكن أخبروني بأشجع الناس قالوا : لا نعلم ، فمن ؟ قال : أبو بكر - رضي الله عنه - إنه لما كان يوم بدر جعلنا لرسول الله - صلى الله عليه وسلم - عريشا فقلنا : من يكون مع رسول الله - صلى الله عليه وسلم - ليلا ؟ يهوي إليه أحد من المشركين فوالله ، ما دنا منه إلا أبو بكر شاهرا بالسيف على رأس رسول الله - صلى الله عليه وسلم - : لا يهوي إليه أحد إلا أهوى عليه فهذا أشجع الناس فقال علي : ولقد رأيت رسول الله - صلى الله عليه وسلم - وأخذته قريش فهذا يجؤه وهذا يتلتله وهم يقولون : أنت الذي جعلت الآلهة إلها واحدا قال : فوالله ما دنا منه أحد إلا أبو بكر ، يضرب هذا ويجاء هذا ويتلتل هذا وهو يقول : ويلكم أتقتلون رجلا أن يقول ربي الله، ثم رفع علي بردة كانت عليه، فبكى حتى اخضلت لحيته ثم قال : أنشدكم بالله أمؤمن آل فرعون خير أم أبو بكر فسكت القوم فقال : ألا تجيبوني فوالله لساعة من أبي بكر خير من ملء الأرض من مؤمن آل فرعون ذاك رجل كتم إيمانه وهذا رجل أعلن إيمانه .

    ترجمه فارسی : يك بار علي بن ابي‌طالب در حال سخنراني پرسيد: «اي مردم! چه كسي شجاع‌تریت و دليرترین مردم است؟» مردم گفتند: «شما، اي امير مؤمنان!» فرمود: «من، با هر كس كه جنگيده‌ام، شكستش داده‌ام؛ اما شجاع‌ترين مردم، ابوبكر است. ما برای رسول خدا سایه بانی درست کردیم و گفتیم: چه کسی حاضر است با رسول خدا بماند تا مشرکی به آن حضرت حمله نکند؟ به خدا سوگند تنها ابوبکر برای این کار قدم پیش نهاد و شمشیرش را از نیام بیرون کشید و بالای سر پیامبر ایستاد و هر مشرکی را که به پیامبر نزدیک می شد دور می کرد. پس ابوبکر شجاع ترین مردم است. علی (ع) افزود : من دیدم که قریشیان رسول خدا را در میان گرفته بودند و این ابوبکر بود که به شدت از آن حضرت دفاع می کرد و آنان را از ایشان دور می راند. قریشیان به پیامبر می گفتند : تو هستی که خدایان را منکر شده ای و به جای این همه معبود به خدای واحدی معتقدی؟! در آن هنگام تنها ابوبکر بود که به آن حضرت نزدیک شد و در حالی که گفته ی مومن آل فرعون را بر زبان داشت رویاروی مشرکان ایستاد و آنان را از پیامبر دور کرد.
    حال شما را به خدا سوگند می دهم که مومن آل فرعون بهتر است یا ابوبکر؟
    مردم ساکت بودند و چیزی نگفتند.
    علی فرمود : قسم به خدا اگر تمام زمین از امثال مومن آل فرعون پر شود یک لحظه ی ابوبکر از تمام آنها بهتر است. زیرا مومن آل فرعون ایمانش را پنهان کرده بود ولی این مرد ( ابوبکر) ایمانش را آشکارا بیان کرد.



    البته خود البزار در ذیل روایت این چنین گفته است:


    قال أبو بكر ( البزار) : وهذا الحديث لا نعلمه يروى عن علي ، إلا من هذا الوجه بهذا الإسناد .
    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۴/۰۸/۱۷ در ساعت ۱۲:۵۳

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,554
    حضور
    175 روز 11 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58344



    با نام و یاد دوست






    آیا از نظر امام علی (ع) ابوبکر شجاع ترین انسان است؟








    کارشناس بحث: استاد صدرا


  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 17 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10623



    نقل قول نوشته اصلی توسط عصران نمایش پست ها
    سلام خدمت بزرگواران

    لطفا این روایت را از نظر رجال اهل سنت بررسی کنید.

    .
    با سلام و عرض ادب

    الف: از روایات ساختگی ای که متن و محتوای آن بطلان و ساختگی بودن آنرا آشکار می سازد، روایتی است که «بزار» در مسند خویش روایت نموده،[1] که امیرالمومنین(علیه السلام) ابوبکر را شجاعترین افراد معرفی نموده اند.

    «هیثمی» در «مجمع الزوائد» بعد از نقل این خبر می نویسد:
    «رَوَاهُ الْبَزَّارُ، وَفِيهِ مَنْ لَمْ أَعْرِفْهُ».[2] این روایت را بزار روایت نموده ودر آن فردی است که من او را نمی شناسم.

    در سند این خبر
    « عَبْدُ اللَّهِ بْنُ أَبِي ثُمَامَةَ الْأَنْصَارِيُّ» و «حَسَنُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْمُقْرِئُ الْعِجْلِيُّ»، قرار دارند که هر دو مجهول بوده و کتب رجالی خالی از ترجمه ی این دو شخص می باشد؛ لذا این روایت فاقد اعتبار سندی می باشد.

    ب: از جهت محتوا متن این روایت به جهاتی باطل است:


    1) امیر المومنین(علیه السلام) بر اساس آیات قرآن و روایات نبوی(صلی الله علیه وآله)‌نفس پیامبر به شمار می رود و برترین فرد بعد از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)‌ می باشند. اوصاف کمالی آن حضرت همچون علم و عصمت و شجاعت و...تالی تلو مقام پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) بوده، که احدی جز معصومین(علیهم السلام) به آن مقام راه ندارند؛ لذا حضرت در توصیف این خانواده می فرمایند: «لا يقاس بآل محمّد صلّى اللّه عليه و آله من هذه الامّة احد»؛[3]: هيچ كس از اين امّت را با آل محمّد (صلی الله علیه وآله) نمى ‏توان مقايسه كرد.

    2) همچنین آنحضرت در بیان حال ابوبکر در اخذ مقام خلافت می فرمایند: (فيا عجبا!! بينا هو يستقيلها فى حياته اذ عقدها لآخر بعد وفاته).[4] که اين سخن اشاره به حديث معروفى است كه از ابو بكر نقل شده كه در آغاز خلافتش خطاب به مردم كرد و گفت: «اقيلونى فلست بخيركم، مرا رها كنيد كه من بهترين شما نيستم». که چنین کلامی بیانگر اوصاف مجموعی ابوبکر بوده که وی برتر از دیگران نبوده است.

    امیر المومنین (علیه السلام) همچنین در خطبه ی قاصعه به معرفی جایگاه ویژه ی خویش نسبت به پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)‌می پردازند و جایگاه انحصاری خویش را معرفی می نمایند.[5]

    3) حضرت صدیقه ی طاهره(علیها السلام) در خطبه ای که در مسجد مدینه ایراد نمودند جایگاه امیر المومنین (علیه السلام) را اینگونه معرفی نمودند: «آری؛ هر وقت فتنه های شیطان، چون شاخ حیوان درنده ای آشکار می شد و اژدهای مشرکان دهان خود را می گشود؛ پدرم، برادرش را در کام دشمن می افکند و او نیز تا آنان را لگد مال قدرت خود نمی کرد، از کار زار بر نمی گشت و تا شراره ی فتنه را با شمشیر خویش خاموش نمی ساخت، از جنگ و پیکار دست بر نمی داشت...و این در حالی بود که شما در آسایش زندگی می کردید؛ و آسوده خاطر و دل خوش و عافیت طلب بودید. منتظر بودید که سختی های روزگار، بر ما هجوم آورد و شما تنها به انتظار خبرهای آن نشسته بودید. هنگام جنگ عقب نشینی می کردید و از میدان نبرد فرار می نمودید».[6]

    4) از آنجا که متن این روایت از غرائب به شما می رود، چنین خبری تنها با این سند روایت شده؛ در حالی که نام برخی از راویان این خبر در هیچ خبری یافت نمی گردد و تنها نامشان در این روایت ذکر شده است، که چنین امری خود ساختگی بودن ین روایت را آشکار می سازد.

    5) فرار ابوبکر از معرکه ی قتال امری است که در متون اصلی روایی اهل سنت ذکر شده است. فرار وی و عمر و عدم توفیقشان در جنگ خیبر امری معروف و مشهور است که با اسناد صحیح نقل شده است. [7] وفرار وی و مصاحبش را بسیاری از محدثین و سیره نویسان در معرکه ی احد و حنین ذکر نموده اند.

    حاکم نیشابوری به نقل از عایشه روایت می کند: ابوبكر هر گاه ياد روز اُحُد مى‌افتاد،‌ گريه مى‌كرد و مى‌گفت: آن روز، روز طلحه بود. سپس گفت: نخستين كسى كه در آن روز (پس از فرار) بازگشت، من بودم، رسول خدا را ديدم كه با يكى از كفار مى‌جنگيد، به طلحه گفتم: همان جايى كه هستى باش كه من چيزهايى را از دست داده‌ام، مردى از خويشان من است كه عزيزتر است از تمام آن چه بين مشرق و مغرب است. و من به رسول خدا نزديكتر بودم، كسى را كه نمى‌شناختم به طرف رسول خدا آمد، هنگامى كه نزديك شد ديدم ابوعبيده جراح است، خودمان را به پيامبر رسانديم، ديدم دندان‌هاى جلوى آن حضرت شكسته شده و صورتش شكافته و دو حلقه از حلقه‌هاى زره در صورتش فرو رفته بود.[8] فرار ابوبکر از معرکه ی احد، حال روز وی در جنگ بدر را نیز مشخص می سازد.

    6) شجاعترین افراد در جنگ بدر کسانی بودند که در ابتدا ی جنگ به میدان فرستاده شدند و این افراد از سپاه اسلام حضرت امیر المومنین(علیه اسلام) و حمزه و عبیده(رضی الله عنهما) از سپاه اسلام بودند. حال سؤال این است چه کسی ابوبکر را شجاعتر از حمزه معرفی نموده است؟


    7) قسمتهایی از روایت فوق بقدری مضحک و خنده دار است که عالمان اهل سنت نیز آنرا در مناقب ابوبکر ذکرننموده اند:«فوالله لساعة من أبي بكر خير من ملء الأرض من مؤمن آل فرعون ذاك رجل كتم إيمانه وهذا رجل أعلن إيمانه»؛ قسم به خدا اگر تمام زمین از امثال مومن آل فرعون پر شود یک لحظه از زندگی ابوبکر از تمام آنها بهتر است. اگر به جای ابوبکر یکی از انبیای الهی نیز در این مقایسه قرار می گرفت باز وجهی بر برتری ایمان او بر مجموع ایمان این افراد بی شمار بدست نمی آمد.

    در هر حال این روایت ضعیف و بی اعتبار بوده و متن آن از سند آن سستتر و بی اعتبارتر می باشد.

    موفق باشید.


    [1] . مسند البزار المنشور باسم البحر الزخار، البزار(المتوفى: 292هـ)، ج3، ص14،ح:761.

    [2] . مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، أبو الحسن نور الدين علي بن أبي بكر بن سليمان الهيثمي (المتوفى: 807هـ)، ج9، ص47.


    [3] . نهج البلاغة، خطبه ی دوم.

    [4] . نهج البلاغة، خطبه ی سوم.

    [5] . نهج البلاغة، خطبه ی 192.

    [6] . بحار الانوار، المجلسی،‌ج29، ص225. أو نجم قرن للشيطان، وفغرت فاغرة من المشركين قذف أخاه في لهواتها، فلا ينكفئ حتى يطأ صماخها بأخمصه ، ويخمد لهبها بسيفه، مكدودا في ذات الله، مجتهدا في أمر الله ، قريبا من رسول الله سيد أولياء الله ، مشمرا ناصحا ، مجدا كادحا، وأنتم في رفاهية من العيش ، وادعون فاكهون آمنون، تتربصون بنا الدوائر، وتتوكفون الأخبار، وتنكصون عند النزال ، وتفرون عند القتال.

    [7] . http://www.askdin.com/thread51112.html.

    [8] . المستدرك على الصحيحين، أبو عبد الله الحاكم النیسابوری، (المتوفى: 405ه)، ج3، ص29، ح:4315. دار الكتب العلمية – بيروت.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۴/۰۶/۲۱ در ساعت ۲۳:۳۸
    آیا از نظر امام علی (ع) ابوبکر شجاع ترین انسان است؟
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    717
    حضور
    16 روز 4 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    11
    صلوات
    1389



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست ها
    در سند این خبر « عَبْدُ اللَّهِ بْنُ أَبِي ثُمَامَةَ الْأَنْصَارِيُّ» و «حَسَنُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْمُقْرِئُ الْعِجْلِيُّ»، قرار دارند که هر دو مجهول می باشند و کتب رجالی خالی از ترجمه ی این دو شخص می باشد؛ لذا روایت فاقد اعتبار سندی می باشد.
    سلام بزرگوار

    ابتدا از پاسخگوییتان تشکر می کنم ولی ظاهرا این دو نفر مجهول نیستند:

    اولی که در ثقات ابن حبان شرح حالش آمده است: عبد الله بن مُحَمَّد بن أبي ثُمَامَة الْأنْصَارِيّ أَبُو بكر من أهل الْبَصْرَة يروي عَن الْأنْصَارِيّ وَأهل الْعرَاق ثَنَا عَنهُ عبد الله بن قَحْطَبَةَ وَغَيره من شُيُوخنَا ( ثقات ابن حبان ج8 ص 365)

    در مورد دومی هم شخصی داریم که نام کاملش الحسن بن عَليّ بن عَبْد الله المُقْرِئ است که ظاهرا از مشایخ خطیب بغدادی بوده است. ولی فکر نمی کنم از نظر زمانی به زمان البزار بخورد.
    ویرایش توسط عصران : ۱۳۹۴/۰۶/۲۵ در ساعت ۰۸:۱۶


  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    77
    حضور
    3 روز 10 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    114



    نقل قول نوشته اصلی توسط عصران نمایش پست ها
    آیا از نظر امام علی (ع) ابوبکر شجاع ترین انسان است؟
    کتاب صحیحین از دیدگاه اهل سنت از اول تا آخرش صحیحه
    صحیح مسلم و صحیح بخاری

    نظر امیرالمومنین درباره خلفا
    میگه خلیفه دوم گفت من جانشین پیامبر هستم وشما دونفر (منظور حضرت علی(ع) و عباس) اعتقاد داشتین که من و ابوبکر دروغگو ، گناهکار ، مکار و خائن هستیم یعنی خلیفه دوم داره میگه که نظر حضرت علی (ع) درباره آن دو این بود وآنها این صفات رو داشتند صحیح مسلم جلد 3 صفحه 1378 حدیث 1757
    درجایی دیگه آورده که خلیفه دوم به حضرت علی (ع) وعباس میگه که ابوبکر گفت من جانشین پیامبر هستم وشما پندار غلطتان این بود که او(یعنی ابوبکر) یک ظالم وفاجر است بعد از ابوبکر من به ولایت رسیدم وشما باز گفتید من ظالم و فاجر ستم

    مورد بعدی صحیح بخاری
    حضرت علی (ع) یک نفر رو فرستاد پیش ابوبکر اگه میخای بیای بیا اما عمر رو باخودت نیار که کراهت دارم ببینمش صحیح بخاری جلد 4 صفحه 1549 حدیث 3998
    چه فرقی داشتند این دو باهم؟ یکی آمر بود ویکی عامل(در قضیه آتش زدن درخانه) و کسی که زده دیدنش درد بیشتری داره
    در ادامه امام به ابوبکر میفرماید که تو استبداد کردی در امر ما یعنی خلافت
    همچنین در نامه 53 نهج البلاغه آمده است:
    این دین قبل از من دست اشرار اسیر شده بود که بانام دین به هوا پرستی پرداخته ودنیای خود را بدست می آوردند
    وخطبه 150 نهج البلاغه

    وبنیان اسلامی را تغییر داده ودر جای دیگری بنا نهادند آنان کانون هر خطا و گناه و پناه هر فتنه جو بودند که سرانجام در سرگردانی فرو رته ودر غفلت مستی به روش وآیین فرعونیان درآمده یا ازهمه بریده ودل به دنیا بستند ویا پیوند خود بادین گسستند
    با این اوصاف وبراساس این اسناد آیا حضرت از ابوبکر با عنوان شجاع یاد کرده اند؟
    یاعلی
    ویرایش توسط navid69 : ۱۳۹۴/۰۶/۲۳ در ساعت ۰۲:۰۴

    ** الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ المعصومین عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ **

    **
    اللهم عجل لولیک الفرج**

  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 17 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10623



    نقل قول نوشته اصلی توسط عصران نمایش پست ها
    سلام بزرگوار

    ابتدا از پاسخگوییتان تشکر می کنم ولی ظاهرا این دو نفر مجهول نیستند:

    اولی که در ثقات ابن حبان شرح حالش آمده است: عبد الله بن مُحَمَّد بن أبي ثُمَامَة الْأنْصَارِيّ أَبُو بكر من أهل الْبَصْرَة يروي عَن الْأنْصَارِيّ وَأهل الْعرَاق ثَنَا عَنهُ عبد الله بن قَحْطَبَةَ وَغَيره من شُيُوخنَا ( ثقات ابن حبان ج8 ص 365)

    در مورد دومی هم شخصی داریم که نام کاملش الحسن بن عَليّ بن عَبْد الله المُقْرِئ است که ظاهرا از مشایخ خطیب بغدادی بوده است. ولی فکر نمی کنم از نظر زمانی به زمان البزار بخورد.


    ؟
    با سلام و عرض ادب

    در کتاب:«مسند البزار» و «تاریخ مدینة دمشق» نام این راوی:«عبد الله بن أبي ثمامة الأنصاري»،[1] ثبت و ضبط شده است. در کتاب تاریخ بغداد، نامی بدین صورت ضبط شده:«عبد الله بن محمد بن عبد الله بن ثمامة الأنصاري».[2]

    در کتاب ثقات ابن حبان نام راوی ای که توثیق شده بدین صورت می باشد:«عبد الله بن محمد بن أبى ثمامة الأنصاري أبو بكر من أهل البصرة يروى عن الأنصاري وأهل العراق ثنا عنه عبد الله بن قحطبة وغيره من شيوخنا».[3]

    با توجه به این سه نقل می توان گفت: آنچه در کتاب ثقات آمده: «عبدالله بن محمد بن ابی ثمامة» است؛ در حالی که راوی در مسند بزار: «عبدالله بن ابی ثمامة» می باشد؛ لذا می توان گفت:شخص توثیق شده نوه ی ابو ثمامة می باشد؛ در حالی که راوی خبر فرزند ابو ثمامة می باشد.
    اگر کتاب تاریخ بغداد را هم لحاظ نمائیم با این فرض که نقل او معتبر تر باشد؛ عبدالله فرزند محمد فرزند عبدالله فرزند ابوثمامة خواهد بود؛ که در این صورت ما دو نفر در فرزندان ابو ثمامة با نام «عبدالله»خواهیم داشت؛ یکی فرزند او و دیگری فرزند فرزند او، که با توجه به اینکه شخص توثیق شده در «ثقات ابن حبان»، با واسطه به ابو ثمامه می رسد می توان گفت که وی راوی حدیث فوق نمی باشد.

    علی ای حال این شخص بر فرض که جهالت در عین نداشته باشد؛ جهالت وصف وی به حال خود باقی است.

    اما مشکل بیشتر در راوی دوم است؛ زیرا که وی مجهول می باشد. در مورد راوی ای که ذکر نمودید؛ علاوه بر آنکه وی «حسن بن علی» می باشد و نه «حسن بن عبدالله»؛ از لحاظ فاصله نیز با یکدیگر تطابق ندارند؛ زیرا «بزار» که متوفی 292 می باشد و این روایت را با یک واسطه از وی نقل نموده که با احتساب کمترین فاصله حیات وی نزدیک به سال 250 هجری خواهد بود. و این در حالی است که راوی در کتاب تاریخ بغداد شیخ خطیب بغدادی(متوفی:463) بوده که فاصله ای 200 ساله میان آن دو واقع است. بر فرض آنکه سند این روایت نیز دچار اشکال نباشد؛ متن ان از منکرات می باشد؛ زیرا آنچه که معروف است عدم شجاعت وی در عرصه های جنگ بوده است .

    موفق باشید.




    [1] . تاريخ دمشق، أبو القاسم علي بن الحسن بن هبة الله المعروف بابن عساكر (المتوفى: 571هـ)، ج39، ص337، دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع.

    [2] . تاریخ بغداد، ترجمه: 6077.

    [3] . الثقات، ترجمه: 13898.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۴/۰۶/۲۴ در ساعت ۱۸:۴۵
    آیا از نظر امام علی (ع) ابوبکر شجاع ترین انسان است؟
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    717
    حضور
    16 روز 4 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    11
    صلوات
    1389



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست ها
    بر فرض آنکه سند این روایت نیز دچار اشکال نباشد؛ متن ان از منکرات می باشد؛ زیرا آنچه که معروف است عدم شجاعت وی در عرصه های جنگ بوده است .
    سلام بر شما گرامی

    بحث سندی روایت حل شد . حالا اگر اجازه بدهید به قرائن و شواهد تاریخی ای بپردازیم که ممکن است برای تقویت این روایت از آنها استفاده بشود.

    در این روایت به ماجرای ساخت سایه بان ( عریش) در جنگ بدر برای پیامبر و اینکه ابوبکر آن هنگام در کنار حضرت رسول بود اشاره شده است.: ( أبو بكر - رضي الله عنه - إنه لما كان يوم بدر جعلنا لرسول الله - صلى الله عليه وسلم - عريشا فقلنا : من يكون مع رسول الله - صلى الله عليه وسلم - ليلا ) ( مسند بزار)

    با جستجویی که من انجام دادم فهمیدم که این خبر یک خبر مشهور بوده است و در منابع دیگر ( حتی در بعضی از آنها به روایت حضرت علی) هم آمده است:

    (( مسجد بدر در محل سایه بانی ( عریش) بوده که در جنگ بدر برای پیامبر اکرم ساخته شد و این مسجد اکنون در میان دشت و در میان نخلها در کنر چشمه ای قرار دارد))( الوفا الوفاء سمهودی ج 4 ص 1026)

    أخرج ابن عساكر عن أبي هريرة قال: تباشرت الملائكة يوم بدر، فقالوا: أما ترون الصديق مع رسول الله -صلى الله عليه وسلم- في العريش؟ ( تاریخ الخلفا سیوطی ص 32)

    وأخرج أبو يعلى، والحاكم، وأحمد، عن علي قال: قال لي رسول الله -صلى الله عليه وسلم- يوم بدر ولأبي بكر: "مع أحدكما جبريل، ومع الآخر ميكائيل. ( تاریخ الخلفا سیوطی ص32)

    (أخرجه أبو يعلى في مسنده "340/1"، وأحمد في المسند "117/1" بنحوه، والحاكم في المستدرك "68/3". وقال الحاكم: هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه. ووافقه الذهبي.)

    قال ابن إسحاق: ثم عدل رسول الله صلى الله عليه وسلم الصفوف، ورجع إلى العريش فدخله، ومعه فيه أبو بكر الصديق، ليس معه فيه غيره، ورسول الله صلى الله عليه وسلم يناشد ربه ما وعده من النصر، ويقول فيما يقول: اللهم إن تهلك هذه العصابة اليوم لا تعبد. وأبو بكر يقول: يا نبى الله، بعض مناشدتك ربك، فإن الله منجز لك ما وعدك. وقد خفق رسول الله صلى الله عليه وسلم خفقة وهو في العريش، ثم انتبه فقال: أبشر يا أبا بكر، أتاك نصر الله هذا جبريل آخذ بعنان فرس يقوده، على ثناياه النقع [ يعنى الغبار ]. ( سیره ابن هشام ج 2 ص 457)

    ثم عدل رسول الله صلى الله عليه وسلم الصفوف ورجع إلى العريش ودخله ومعه فيه أبو بكر ليس معه فيه غيره ورسول الله صلى الله عليه وسلم يناشد ربه ما وعده من النصر ويقول فيما يقول اللهم إنك إن تهلك هذه العصابة اليوم يعنى المسلمين لا تعبد بعد اليوم وأبو بكر يقول يا نبى الله بعض مناشدتك ربك فإن الله عز وجل منجز لك ما وعدك. ( تاریخ طبری ج2 ص 149)


    فَذَكَرَ الْحَدِيثَ فِي يَوْمِ بَدْرٍ إِلَى أَنْ قَالَ: «فَكَانَ رَسُولُ اللَّه صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فِي الْعَرِيشِ هُوَ وَأَبُو بَكْرٍ وَمَا معهما غيرهما وقد تدانا الْقَوْمُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضِهِمْ فَجَعَلَ رَسُولُ اللَّه صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يُنَاشِدُ رَبَّهُ مَا وَعَدَهُ مِنْ نَصْرِهِ، وَيَقُولُ: اللهُمَّ إِنَّكَ إِنْ تُهْلِكْ هَذِهِ الْعِصَابَةَ [الْيَوْمَ] لَا تُعْبَدْ، وَأَبُو بَكْرٍ يَقُولُ: بَعْضَ مُنَاشَدَتِكَ لِرَبِّكَ يَا رَسُولَ اللَّه، فَإِنَّ اللَّه مُوفِيكَ مَا وَعَدَكَ مِنْ نَصْرِهِ، وَخَفَقَ رسول اللَّه صلى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ خَفْقَةً ثُمَّ هَبَّ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّه صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: أَبْشِرْ يَا أَبَا بَكْرٍ أَتَاكَ نَصْرُ اللَّه هَذَا جِبْرِيلُ آخِذٌ بِعِنَانِ فَرَسِهِ يَقُودُهُ عَلَى ثَنَايَاهُ النَّقْعُ- يَعْنِي الْغُبَارُ- ثُمَّ خَرَجَ رَسُولُ اللَّه صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَعَبَّأَ أَصْحَابَهُ وَهَيَّأَهُمْ وَقَالَ لَا يَعْجَلَنَّ رَجُلٌ بِقِتَالٍ حَتَّى نُؤْذِنَهُ فَإِذَا أكثبوكم القوم- يقول اقْتَرَبُوا مِنْكُمْ- فَانْضَحُوهُمْ عَنْكُمْ بِالنَّبْلِ، ثُمَّ تَزَاحَمَ النَّاسُ فَلَمَّا تَدَانَا بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ خَرَجَ رَسُولُ اللَّه صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَأَخَذَ حَفْنَةً مِنْ حَصْبَاءٍ ثُمَّ اسْتَقْبَلَ بِهَا قُرَيْشًا فَنَفَحَ بِهَا فِي وُجُوهِهِمْ وَقَالَ شَاهَتِ الْوُجُوهُ- يَقُولُ قَبُحَتِ الْوُجُوهُ- ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّه صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ احْمِلُوا يَا مَعْشَرَ الْمُسْلِمِينَ فَحَمَلَ الْمُسْلِمُونَ وَهَزَمَ اللَّه قُرَيْشًا وَقُتِلَ مَنْ قُتِلَ مِنْ أَشْرَافِهِمْ وَأُسِرَ مَنْ أُسِرَ مِنْهُمْ. ( دلایل النبوه بیهقی ج3 ص 81)


    قال الجاحظ والحجة العظمى للقائلين بتفضيل علي عليه السلام قتله الاقران، وخوضه الحرب، وليس له في ذلك كبير فضيلة، لان كثرة القتل والمشي بالسيف إلى الاقران، لو كان من أشد المحن وأعظم الفضائل، وكان دليلا على الرياسة والتقدم، لوجب أن يكون للزبير وأبى دجانة ومحمد بن مسلمة، وابن عفراء، والبراء بن مالك من الفضل ما ليس لرسول الله صلى الله عليه وآله، لأنه لم يقتل بيده الا رجلا واحدا ولم يحضر الحرب يوم بدر، ولا خالط الصفوف وإنما كان معتزلا عنهم في العريش ومعه أبو بكر، وأنت ترى الرجل الشجاع قد يقتل الاقران، ويجندل الابطال، وفوقه من العسكر من لا يقتل ولا يبارز، وهو الرئيس أو ذوي الرأي، والمستشير في الحرب، لان للرؤساء من الاكتراث والاهتمام وشغل البال والعناية والتفقد ما ليس لغيرهم، ولان الرئيس هو المخصوص بالمطالبة، وعليه مدار الأمور، وبه يستبصر المقاتل، ويستنصر، وباسمه ينهزم العدو، ولو لم يكن له الا أن الجيش لو ثبت وفر هو لم يغن ثبوت الجيش كله، وكانت الدبرة عليه، ولو ضيع القوم جميعا وحفظ هو لانتصر وكانت الدولة له، ولهذا لا يضاف النصر والهزيمة الا إليه، ففضل أبى بكر بمقامه في العريش مع رسول الله يوم بدر أعظم من جهاد علي عليه السلام ذلك اليوم، وقتله ابطال قريش.( شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدبد ج 13 ص 277)


    وَعَدَّلَ رَسُول اللَّه صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ الصُّفُوف، وَرجع إِلَى الْعَريش وَمَعَهُ أَبُو بكر، وَسَائِر أَصْحَابه بارزون لِلْقِتَالِ، إِلَّا سعد بن معَاذ فِي قوم من الْأَنْصَار فَإِنَّهُم كَانُوا وقوفا على بَاب الْعَريش يحْمُونَ الرَّسُول صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ. ( الدرر في اختصار المغازي والسير ابن عبد البر ص 106)

    حتی در کتب شیعه هم به این جریان اشاره شده است:

    فقال قائل: كان أبو بكر مع النبي (ص) في عريشة يدبرها فقال المأمون: لقد جئت بها عجيبة! أكان يدبر دون النبي (ص) أو معه فيشركه أو لحاجة النبي (ص) إلى رأي أبي بكر؟ أي الثلاث أحب إليك أن تقول؟ فقال: أعوذ بالله من أن أزعم أنه يدبر دون النبي (ص) أو يشركه أو بافتقار من النبي (ص) إليه قال: فما الفضيلة في العريش؟ فإن كانت فضيلة أبي بكر بتخلفه عن الحرب فيجب أن يكون كل متخلف فاضلا أفضل من المجاهدين والله عز وجل يقول: (لا يستوي القاعدون من المؤمنين غير أولي الضرر والمجاهدون في سبيل الله بأموالهم وأنفسهم فضل الله المجاهدين بأموالهم وأنفسهم على القاعدين درجة وكلا وعد الله الحسنى وفضل الله المجاهدين على القاعدين أجرا عظيما) الاية. ( عیون الاخبار الرضا ج 1 ص 205)

    ترجمه فارسی: یکی از حاضران گفت: ابو بکر در سایبان خود با رسول خدا بود و جنگ را رهبري میکرد، مأمون گفت: حرف عجیبی میزنی! بگو آیا جداي از پیغمبر تدبیر جنگ را بعهده گرفته بود یا با نظر پیغمبر و بشرکت با او- صلوات اللَّه علیه- یا براي اینکه رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله به رأي و رهبري نمودن او نیاز داشت، کدام این سه امر را بیشتر خوشداري بگوئی؟ مرد گفت: پناه بخدا میبرم اگر گمان کنم با رسول خدا در تدبیر نیرو شرکت داشت، و یا اینکه خود بتنهائی تصمیم میگرفت، و یا اینکه بگویم رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله به رأي او محتاج بود گفت: پس چه فضیلتی دارد در سایبان نشستن و مجاهدین را دیدن؟ و چنانچه فضیلت ابو بکر بترك جهاد و نرفتن بمیدان بوده، پس لازمهاش اینست که هر متخلّف و تارك جنگی را بر مجاهدین ترجیح دهیم، با اینکه خداوند عزّ و جلّ میفرماید: لا یَسْتَوِي الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ غَیْرُ أُولِی الضَّرَرِ- الخ مساوي و برابر نیستند آن اشخاصی که عذري ندارند از رفتن بمیدان نبرد، و خودداري میکنند و بجنگ نمی روند با کسانی که مال و جان خود را در راه خدا و جهاد بذل میکنند، زیرا خداوند مقام مجاهدین بمال و جان را برتر نمود از آنان که در خانه مینشینند و از جنگ کناره میگیرند، اگر چه خداوند بهمه مؤمنین وعده نیکو داده است، ولی مجاهدین را بر کناره گیران از جنگ به مزدي بزرگ برتري داده است.



  15. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    با سلام

    خلفاى سه گانه در جنگ‌هاى زيادي؛ از جمله جنگ احد، خيبر و حنين فرار كرده‌اند.

    يكى از دلائلفرار ابوبكر در جنگ احد، اعتراف خود او است.

    بسيارى از بزرگان اهل سنت به نقل از عائشه نوشته‌اند
    :

    كان أبو بكر رضي الله عنه إذا ذكر يوم أحد بكى ثم قال ذاك كله يوم طلحة ثم أنشأ يحدث قال كنت أول من فاء يوم أحد فرأيت رجلا يقاتل مع رسول الله صلى الله عليه وسلم دونه وأراه قال يحميه قال فقلت كن طلحة حيث فاتني ما فاتني فقلت يكون رجلا من قومي أحب إلي وبيني وبين المشرق رجل لا أعرفه وأنا أقرب إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم منه وهو يخطف المشي خطفا لا أخطفه فإذا هو أبو عبيدة بن الجراح فانتهينا إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم وقد كسرت رباعيته وشج في وجهه وقد دخل في وجنته حلقتان من حلق المغفر.

    عائشه مى‌گويد: ابوبكر هر گاه ياد روز اُحُد مى‌افتاد،‌ گريه مى‌كرد و مى‌گفت: آن روز، روز طلحه بود. سپس گفت: نخستين كسى كه در آن روز (پس از فرار) بازگشت، من بودم، رسول خدا را ديدم كه با يكى از كفار مى‌جنگيد، به طلحه گفتم: همان جايى كه هستى باش كه من چيزهايى را از دست داده‌ام، مردى از خويشان من است كه عزيزتر است از تمام آن چه بين مشرق و مغرب است.
    و من به رسول خدا نزديكتر بودم، كسى را كه نمى‌شناختم به طرف رسول خدا آمد، هنگامى كه نزديك شد ديدم ابوعبيده جراح است، خودمان را به پيامبر رسانديم، ديدم دندان‌هاى جلوى آن حضرت شكسته شده و صورتش شكافته و دو حلقه از حلقه‌هاى زره در صورتش فرو رفته بود.

    الطيالسي البصري، سليمان بن داود أبو داود الفارسي (متوفاي204هـ)، مسند أبي داود الطيالسي، ج 1، ص 3، ناشر: دار المعرفة - بيروت.
    الشيباني، أحمد بن حنبل أبو عبد الله (متوفاي241هـ)، فضائل الصحابة، ج 1، ص 222، تحقيق د. وصي الله محمد عباس، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: الأولى، 1403هـ – 1983م.
    الأصبهاني، أبو نعيم أحمد بن عبد الله (متوفاي430هـ)، حلية الأولياء وطبقات الأصفياء، ج 1، ص 87، ناشر: دار الكتاب العربي - بيروت، الطبعة: الرابعة، 1405هـ.
    المزي، يوسف بن الزكي عبدالرحمن أبو الحجاج (متوفاي742هـ)، تهذيب الكمال، ج 13، ص 417، تحقيق: د. بشار عواد معروف، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: الأولى، 1400هـ – 1980م.
    الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام، ج 2، ص 191، تحقيق د. عمر عبد السلام تدمرى، ناشر: دار الكتاب العربي - لبنان/ بيروت، الطبعة: الأولى، 1407هـ - 1987م.
    الصفدي، صلاح الدين خليل بن أيبك (متوفاي764هـ)، الوافي بالوفيات، ج 16، ص 273، تحقيق أحمد الأرناؤوط وتركي مصطفى، ناشر: دار إحياء التراث - بيروت - 1420هـ- 2000م.
    القرشي الدمشقي، إسماعيل بن عمر بن كثير أبو الفداء (متوفاي774هـ)، البداية والنهاية، ج 4، ص 29، ناشر: مكتبة المعارف – بيروت.
    حاكم نيشابورى پس از نقل اين روايت مى‌گويد:
    هذا حديث صحيح على شرط الشيخين ولم يخرجاه.
    النيسابوري، محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم (متوفاي405 هـ)، المستدرك على الصحيحين، ج 3، ص 298، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990م.
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  16. صلوات ها 4


  17. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    ابومظفر كنانى در لباب الآداب و ابن عبد البر قرطبى در الإستذكار نوشته‌اند:
    عن إسماعيل بن عمر رضي الله عنه قال: لما فرض عمر رضوان الله عليه الدواوين جاء طلحة بن عُبيد الله رحمه الله بنفرٍ من بني تميم يستفرض لهم، وجاء رجلٌ من الأنصار بغلامٍ مصفرٍّ سقيمٍ، فقال: من هذا الغلام؟ قال: هذا ابن أخيك البراء بن النضر، فقال عمر رضي الله عنه: مرحباً وأهلاً، وضمَّه إليه، وفرض له في أربعة آلاف، فقال طلحة: يا أمير المؤمنين، انظر في أصحابي هؤلاء، قال: نعم، ففرض لهم في ستمائة ستمائة، فقال طلحة: ما رأيت كاليوم شيئاً أبعد من شيء أي شيء هذا؟ فقال عمر رحمه الله عليه: أنت يا طلحة تظن أنني منزلٌ هؤلاء بمنزلة هذا؟ إني رأيت أبا هذا جاء يوم أُحدٍ وأنا وأبو بكر قد تحدثنا أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قُتل، فقال: يا أبا بكر، ويا عمر، ما لي أراكما جالسين؟ إن كان رسول الله صلى الله عليه وسلم قُتل فإن الله حي لا يموت، ثم ولّى بسيفه، فضُرب عشرين ضربة، أعدها في وجهه وصدره، ثم قُتِل رحمه الله.
    اسماعيل بن عمر مى‌گويد: هنگامى كه عمر دستور داد تا نام افراد را جهت دريافت حقوق از بيت المال بنويسند، طلحة بن عبيد الله با يك نفر از بنى تميم آمد و درخواست نام نويسى كرد، مردى از انصار با جوانى نحيف و لاغر آمد و او هم همين درخواست را داشت.
    عمر پرسيد: اين پسر كيست؟
    گفت: پسر برادرت براء بن نضر، عمر به وى خوش آمد گفت و او را در آغوش گرفت و براى وى چهار هزار تعيين كرد.

    طلحه گفت: دوستان مرا هم در نظر داشته باش.
    براى آنان نيز هر كدام ششصد تعيين كرد.
    طلحه گفت: مانند امروز اين چنين تفاوت و اختلاف نديده‌ام.
    عمر گفت: فكر مى‌كنى تو و دوستانت و پسر برادرم را در يك سطح و اندازه بايد قرار دهم؟
    روز اُحُد پدر اين پسر نزد من و ابوبكر آمد و ما دو نفر از كشته شدن رسول خدا (ص) صحبت مى‌كرديم، به ما گفت: چرا نشسته‌ايد، اگر رسول خدا كشته شده است، خداى او نمرده است؛ بلكه او زنده است و نمى‌ميرد.
    سپس شمشيرش را به دست گرفت و به جنگ دشمن رفت، بيست ضربه بر سينه و صورت وى دشمن وارد كرد كه سرانجام به شهادت رسيد.

    الكناني، أسامة بن منقذ أبو المظفر (متوفاى584هـ)، لباب الآداب، ج 1، ص 54؛
    النمري القرطبي، يوسف بن عبد الله بن عبد البر (متوفاي463هـ)، الاستذكار الجامع لمذاهب فقهاء الأمصار، ج 3، ص 248، تحقيق: سالم محمد عطا، محمد علي معوض، ناشر: دار الكتب العلمية، بيروت، الطبعة: الأولى، 2000 م .


    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  18. صلوات ها 4


  19. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    نقل قول نوشته اصلی توسط عصران نمایش پست ها
    سلام بر شما گرامی



    در این روایت به ماجرای ساخت سایه بان ( عریش) در جنگ بدر برای پیامبر و اینکه ابوبکر آن هنگام در کنار حضرت رسول بود اشاره شده است.: ( أبو بكر - رضي الله عنه - إنه لما كان يوم بدر جعلنا لرسول الله - صلى الله عليه وسلم - عريشا فقلنا : من يكون مع رسول الله - صلى الله عليه وسلم - ليلا ) ( مسند بزار)




    با سلام
    دقت بفرماید اخوی


    هنگامى كه ابن تيميه مى‌بيند خلفاى سه گانه در هيچ جنگى پيروز نبوده‌اند و در تمام جنگ‌هاى زمان رسول خدا هيچ کافرى را نكشته‌اند، براى توجيه اين مطلب مى‌گويد:
    والقتال يكون بالدعاء كما يكون باليد قال النبي صلى الله عليه وسلم هل ترزقون وتنصرون إلا بضعفائكم بدعائهم وصلاتهم وإخلاصهم.
    جنگ گاهى با دعاست؛ همانطور که گاهى با دست صورت مى‌گيرد؛ رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) فرموده: آيا غير از اين است که شما با دعا و نيايش و اخلاص ضعيفانتان روزى داده شده و يارى مى‌شويد؟.
    الحراني، أحمد بن عبد الحليم بن تيمية أبو العباس (متوفاي728هـ)، منهاج السنة النبوية، ج4، ص 482، تحقيق د. محمد رشاد سالم، ناشر: مؤسسة قرطبة، الطبعة: الأولى، 1406هـ.
    و باز در جاى ديگر با تحريف در معناى «شجاعت » مى‌گويد:
    إذا كانت الشجاعة المطلوبة من الأئمة شجاعة القلب، فلا ريب أن أبا بكر كان أشجع من عمر، وعمر أشجع من عثمان وعلي وطلحة والزبير، وكان يوم بدر مع النبي في العريش.
    الحراني، أحمد بن عبد الحليم بن تيمية أبو العباس (متوفاي728هـ)، منهاج السنة النبوية، ج 8، ص 79، تحقيق د. محمد رشاد سالم، ناشر: مؤسسة قرطبة، الطبعة: الأولى، 1406هـ.
    اگر شجاعت مورد نياز رهبران، شجاعت قلبى باشد، پس شکى در اين نيست که ابوبکر از عمر شجاع تر بود و عمر نيز از عثمان و علي و طلحه و زبير شجاع تر بود؛ و او در روز بدر همراه با رسول خدا در خيمه نشسته بود!!!.
    پس در اين صورت، شجاعت بر دو قسم است:
    1. شجاعت به معنايى که همه انسان‌ها از آن مى‌فهمند؛
    2. شجاعت به معنايى که ابن تيميه فهميده که همان نشستن بيرون از گود و تماشا كردن نبرد ديگران باشد.

    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۴/۰۶/۲۹ در ساعت ۰۳:۰۴
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  20. صلوات ها 2


صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود