صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خلقت آدم (آیه 30 سوره بقره)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    نوشته
    21
    حضور
    16 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    20

    خلقت آدم (آیه 30 سوره بقره)




    سلام
    تو کتاب مروج‌الذهب - 2 جلد اول صفحه 21 نوشته آنگاه خدا خواست آدم را بیافریند و بفرشتگان گفت : در زمین جانشینی پدید خواهم کرد. گفتند پروردگارا این جانشین کیست؟ گفت : بازماندگان خواهد داشت که در زمین تباهی کنند و حسد ورزند و همدیگر را بکشند
    آیه اش تو قران(آیه 30 سوره بقره) اینه :
    وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً ۖ قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ ۖ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ


    (به خاطر بیاور) هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در روی زمین، جانشینی [= نماینده‌ای‌] قرار خواهم داد.» فرشتگان گفتند: «پروردگارا!» آیا کسی را در آن قرار می‌دهی که فساد و خونریزی کند؟! (زیرا موجودات زمینی دیگر، که قبل از این آدم وجود داشتند نیز، به فساد و خونریزی آلوده شدند. اگر هدف از آفرینش این انسان، عبادت است،) ما تسبیح و حمد تو را بجا می‌آوریم، و تو را تقدیس می‌کنیم.» پروردگار فرمود: «من حقایقی را می‌دانم که شما نمی‌دانید.»(2:30)


    مروج الذهب اینو اضافه کرده : " گفت : بازماندگان خواهد داشت که در زمین تباهی کنند و حسد ورزند و همدیگر را بکشند"
    آیت الله مکارم هم اینو اضافه کرده : " زیرا موجودات زمینی دیگر، که قبل از این آدم وجود داشتند نیز، به فساد و خونریزی آلوده شدند"
    سوال اینجاست که فرشتگان با چه پیش زمینه ذهنی گفتند پروردگارا! آیا کسی را در آن قرار می‌دهی که فساد و خونریزی کند؟!
    آیت الله مکارم بر چه اساسی نوشته اند که زیرا موجودات زمینی دیگر، که قبل از این آدم وجود داشتند نیز، به فساد و خونریزی آلوده شدند"؟
    سوال دوم اینکه چرا در کتاب مروج الذهب نوشته شده گفت : بازماندگان خواهد داشت که در زمین تباهی کنند و حسد ورزند و همدیگر را بکشند؟
    با تشکر

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58295



    با نام و یاد دوست






    خلقت آدم (آیه 30 سوره بقره)








    کارشناس بحث: استاد آلاء


  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    465
    حضور
    11 روز 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1513



    بسم الله الرحمن الرحيم

    عرض سلام و ادب دارم خدمت دوست محترم و بزرگوار

    دوست عزيز من به دو سوال شما جدا گانه و در دو پست پاسخ خواهم داد :

    ابتدا سوال اول که فرموده بوديد: « آیت الله مکارم بر چه اساسی نوشته اند که زیرا موجودات زمینی دیگر، که قبل از این آدم وجود داشتند نیز، به فساد و خونریزی آلوده شدند"؟»

    فرمايش شما کاملن درست است اما آيت الله مکارم اين بحث را تنها در ترجمه آيه مي آورند و آن هم در قسمت پرانتز اما در ذيل آيه در تفسير نمونه اگر دقت کنيد هيچ اظهار

    نظر قطعي در مورد اين نظر نمي کنند بلکه نظر ايشان در خصوص اين که فرشتگان از کجا مي دانستند انسان ها در زمين فساد مي کنند اين نظر را تنها در قالب يک احتمال قابل طرح از سوي برخي از

    مفسران مطرح مي کند اما آن را صد درصد نمي پذيرد و اصلن به اين موضوع که آيا واقعيت دارد اين مساله يا خير نمي پردازد بلکه به هدف مورد اشاره خود در تفسير اين آيه اشاره مي کند و مي گويد:

    «...بعضى ديگر از مفسران معتقدند پيشگويى فرشتگان بخاطر آن بوده كه آدم نخستين مخلوق روى زمين نبود، بلكه پيش از او نيز مخلوقات دگرى بودند كه به نزاع و خونريزى پرداختند پرونده سوء پيشينه آنها سبب بدگمانى فرشتگان نسبت به نسل آدم شد! اين تفسيرهاى سه‏گانه چندان منافاتى با هم ندارند يعنى ممكن است همه اين امور سبب توجه فرشتگان به اين مطلب شده باشد، و اتفاقا اين يك واقعيت بود كه آنها بيان داشتند، و لذا خداوند هم در پاسخ هرگز آن را انكار نفرمود، بلكه اشاره كرد در كنار اين واقعيت، واقعيتهاى مهمترى در باره انسان و مقام او وجود دارد كه فرشتگان از آن آگاه نيستند! آنها فكر مى‏كردند اگر هدف عبوديت و بندگى است كه ما مصداق كامل آن هستيم، همواره غرق در عبادتيم و از همه كس سزاوارتر به خلافت! بى‏خبر از اين كه عبادت آنها با توجه به اين كه شهوت و غضب و خواستهاى گوناگون در وجودشان راه ندارد با عبادت و بندگى اين انسان كه اميال و شهوات او را احاطه كرده و شيطان از هر سو او را وسوسه مى‏كند تفاوت فراوانى دارد، اطاعت و فرمانبردارى اين موجود طوفان زده كجا، و عبادت آن ساحل‏نشينان آرام و سبكبار كجا؟! آنها چه مى‏دانستند كه از نسل اين آدم پيامبرانى همچون محمد و ابراهيم و نوح
    و موسى و عيسى ع و امامانى همچون ائمه اهل بيت ع و بندگان صالح و شهيدان جانباز و مردان و زنانى كه همه هستى خود را عاشقانه در راه خدا مى‏دهند قدم به عرصه وجود خواهند گذاشت، افرادى كه گاه فقط يك ساعت تفكر آنها برابر با سالها عبادت فرشتگان است! قابل توجه اين كه فرشتگان روى سه مساله در باره صفات خودشان تكيه كردند....» ( تفسير نمونه ، ج1، ص174و175)

    بنابراين استاد مکارم شيرازي اين قول را تنها مطرح کرده اند و در صدد پذيرش آن نبوده اند زيرا همان گونه که در سطور فوق مي خوانيد به اين وقل استناد ننموده اند .




  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    465
    حضور
    11 روز 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1513



    بسم الله الرحمن الرحيم

    اما در مورد سوال دوم شما که فرموده بوديد: « سوال دوم اینکه چرا در کتاب مروج الذهب نوشته شده گفت : بازماندگان خواهد داشت که در زمین تباهی کنند و حسد ورزند و همدیگر را بکشند؟»

    بايد خدمت شما دوست عزيز عرض کنم که اصل کتاب « مروج الذهب» کتابي است با رويکرد کاملن تاريخي است و از اين جهت نبايد انتظار داشت که اقوال تفسيري آن دقيق و بر اساس ساير آيات

    و روايات و يا استنباطهاي دقيق قرآن شناسانه باشد .

    بنابراين صاحب اين کتاب ، چون يک تاريخ پژوه بوده است، سعي کرده است تا اطلاعات تاريخي خود را در ذيل آيات قران بيان دارد بدون اين که به تفسير دقيق آيات التزامي داشته باشد.

    اما اين که وي در مطالعات تاريخي خود از کجا و چگونه به اين نتيجه رسيده است که بشر قبل از خلقت آدم در زمين ، بازماندگاني داشته است به نظر لازم است تا توسط متخصصان آثار وي

    و پژوهندگان تاريخ بررسي شود.

    در آثار روايي ما، به اين مطلب استناد شده است که اين علم ملائکه به اين که آدم در زمين فساد مي کند ، به دليل اين بود که جن ، که قبل از انسان

    آفريده شده است ،‌ فساد کرد و از راه قياس، انسان نيز اين فساد را انجام خواهد داد. تفسير . منبع:
    نهج البيان عن كشف معاني القرآن، ج‏1، ص: 116

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    گفتگوی دینی
    نوشته
    958
    حضور
    31 روز 6 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    37
    آپلود
    3
    گالری
    54
    صلوات
    3166



    گاه گفته مى‏ شود خداوند قبلا آينده انسان را بطور اجمال براى آنها بيان فرموده بود، در حالى كه بعضى احتمال داده ‏اند ملائكه خودشان اين مطلب را از كلمه" فِي الْأَرْضِ‏" (در روى زمين) دريافته بودند، زيرا مى‏دانستند انسان از خاك آفريده مى‏شود و ماده بخاطر محدوديتى كه دارد طبعا مركز نزاع و تزاحم است، چه اين كه جهان محدود مادى، طبع زياده طلب انسانها را نمى‏تواند اشباع كند، حتى اگر همه دنيا را به يك فرد بدهند باز ممكن است سير نشود، اين وضع مخصوصا در صورتى كه توام با احساس مسئوليت كافى نباشد سبب فساد و خونريزى مى‏شود.

    بعضى ديگر از مفسران معتقدند پيشگويى فرشتگان بخاطر آن بوده كه آدم نخستين مخلوق روى زمين نبود، بلكه پيش از او نيز مخلوقات دگرى بودند كه به نزاع و خونريزى پرداختند پرونده سوء پيشينه آنها سبب بدگمانى فرشتگان نسبت به نسل آدم شد!
    اين تفسيرهاى سه ‏گانه چندان منافاتى با هم ندارند يعنى ممكن است همه اين امور سبب توجه فرشتگان به اين مطلب شده باشد، و اتفاقا اين يك واقعيت بود كه آنها بيان داشتند، و لذا خداوند هم در پاسخ هرگز آن را انكار نفرمود، بلكه اشاره كرد در كنار اين واقعيت، واقعيتهاى مهمترى در باره انسان و مقام او وجود دارد كه فرشتگان از آن آگاه نيستند! آنها فكر مى‏كردند اگر هدف عبوديت و بندگى است كه ما مصداق كامل آن هستيم، همواره غرق در عبادتيم و از همه كس سزاوارتر به خلافت! بى‏خبر از اين كه عبادت آنها با توجه به اين كه شهوت و غضب و خواستهاى گوناگون در وجودشان راه ندارد با عبادت و بندگى اين انسان كه اميال و شهوات او را احاطه كرده و شيطان از هر سو او را وسوسه مى‏كند تفاوت فراوانى دارد، اطاعت و فرمانبردارى اين موجود طوفان زده كجا، و عبادت آن ساحل‏نشينان آرام و سبكبار كجا؟! آنها چه مى‏دانستند كه از نسل اين آدم پيامبرانى همچون محمد و ابراهيم و نوح‏ و موسى و عيسى ع و امامانى همچون ائمه اهل بيت ع و بندگان صالح و شهيدان جانباز و مردان و زنانى كه همه هستى خود را عاشقانه در راه خدا مى‏دهند قدم به عرصه وجود خواهند گذاشت، افرادى كه گاه فقط يك ساعت تفكر آنها برابر با سالها عبادت فرشتگان است!


    تفسير نمونه، ج‏1، ص: 175



  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    گفتگوی دینی
    نوشته
    958
    حضور
    31 روز 6 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    37
    آپلود
    3
    گالری
    54
    صلوات
    3166



    عن ابى جعفر عليه السلام قال: قال أمير المؤمنين عليه السلام‏:
    ان الله تبارك و تعالى لما أحب أن يخلق خلقا بيده و ذلك بعد مضى الجن و النسناس في الأرض سبعة آلاف سنة، قال، و لما كان من شأنه أن يخلق آدم عليه السلام للذي أراد من التدبير و التقدير لما هو مكونه في السموات و الأرض و علمه لما أراد من ذلك كله كشط عن أطباق السموات‏ «2» ثم قال للملائكة: انظروا الى أهل الأرض من خلقي من الجن و النسناس، فلما رأوا ما يعملون فيها من المعاصي و سفك الدماء و الفساد في الأرض بغير الحق عظم ذلك عليهم، و غضبوا لله و اسفرا على أهل الأرض و لم يملكوا غضبهم ان قالوا يا رب أنت العزيز القادر الجبار القاهر العظيم الشأن، و هذا خلقك الضعيف الذليل في أرضك يتقلبون في قبضتك، و يعيشون برزقك و يستمتعون بعافيتك، و هم يعصونك بمثل هذه الذنوب العظام لا تأسف و لا تغضب و لا تنتقم لنفسك لما تسمع منهم و ترى، و قد عظم ذلك علينا و أكبرناه فيك، فلما سمع الله ذلك من الملئكة قال انى جاعل في الأرض خليفة لي عليهم فيكون حجة لي عليهم في ارضى على خلقي، فقالت الملئكة سبحانك‏ «أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ» قالوا: فاجعله منا فإنا لا نفسد في الأرض و لا نسفك الدماء، قال الله جل ‏جلاله: يا ملائكتي انى اعلم ما لا تعلمون انى أريد أن أخلق خلقا بيدي اجعل ذريته أنبياء مرسلين و عبادا صالحين. و أئمة مهتدين اجعلهم خلفائي على خلقي في ارضى ينهونهم عن المعاصي و ينذرونهم عذابي، و يهدونهم الى طاعتي، و يسلكون بهم الى طريق سبيلي و اجعلهم حجة لي عذرا أو نذرا و أبين النسناس‏ من ارضى فاطهرها منهم و انقل مردة الجن العصاة عن بريتي و خلقي و خيرتي و أسكنهم في الهواء و في أقطار الأرض الا يجأرون نسل خلقي: و اجعل بين الجن و بين خلقي حجابا، و لا يرى نسل خلقي الجن و لا يؤانسوهم و لا يخالطونهم و لا يجالسونهم فمن عصاني من نسل خلقي الذين اصطفيتهم لنفسي أسكنتهم مساكن العصاة و أوردتهم مواردهم و لا أبالي، فقالت الملئكة: يا ربنا افعل ما شئت‏ لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ‏ و تمام الحديث متصلا بهذا مذكور في الحجر عند قوله تعالى: «إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ»


    تفسير نور الثقلين ج‏1 52



  13. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    گفتگوی دینی
    نوشته
    958
    حضور
    31 روز 6 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    37
    آپلود
    3
    گالری
    54
    صلوات
    3166

    ترجمه حدیث بالا از کتاب علل الشرایع




    محمّد بن الحسن مى‏گويد محمّد بن حسن صفّار، از احمد بن محمّد بن عيسى، از حسن بن محبوب، از عمرو بن ابى مقدام از جابر، از حضرت ابى جعفر عليه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:

    حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمودند:
    هفت هزار سال بعد از ايجاد جنّ و نسناس‏ در روى زمين حقّ تبارك و تعالى اراده نمود كه با قدرت بيكرانش خلائق و انسان‏ها را بيافريند.

    سپس حضرت فرمودند: و چون شأن و اراده حقّ تعالى تعلّق گرفت كه جناب آدم عليه السّلام را به منظور تدبير و تقدير در آسمان‏ها و زمين كه خواسته‏اش بود بيافريند و خودش از اراده و آنچه متعلّق به آن بود آگاه و عالم بود لا جرم پرده و حجاب را از طبقات آسمان‏ها كنار زد، سپس به فرشتگان فرمود: به اهل زمين و مخلوقاتم اعم از جنّ و نسناس بنگريد.

    وقتى ايشان به اهل زمين نگريسته و معاصى و خونريزى‏ها و فسادشان در زمين را مشاهده كردند اين معنا بر ايشان گران آمده و سخت برآشفتند و بر اهل زمين تأسّف خوردند و چنان حالت غضب بر ايشان عارض گشت كه ديگر مالك آن نبوده و اختيار از آنها سلب گرديد لذا به درگاه الهى ناليده و عرضه داشتند:

    پروردگارا تو صاحب عزّت و قدرت بوده، جبّار و غالب بر هر چيزى بوده و عظيم الشأن مى‏باشى و اينها مخلوقات ضعيف و ذليل تو هستند كه در زمين بوده و تمام تصرّفات و حركاتشان در قبضه قدرت تو بوده، با روزى تو زندگانى كرده و با عافيت و سلامتى كه تو به ايشان داده‏اى از نعمت‏هايت بهره‏مند مى‏شوند ايشان با اين گناهان بزرگ و ارتكاب مخالفت‏ها معصيت و نافرمانى تو را مى‏نمايند پس چرا از اين عصيان متأسف نشده و غضبناك و خشمگين نگشته و انتقام خود را از ايشان نمى‏گيرى و آنچه از ايشان شنيده و مى‏بينى بر تو گران و سخت نمى‏آيد در حالى كه بر ما بسيار بزرگ و عظيم جلوه مى‏كند.

    وقتى حقّ عزّ و جلّ اين سخنان را از فرشتگان شنيد فرمود:

    من در زمين خليفه خود را بر ايشان حجّت قرار داده‏ام.

    فرشتگان عرضه داشتند: پروردگارا تو پاك و منزّه هستى، امّا كسى را در زمين حجّت قرار مى‏دهى كه فساد كرده و خونريزى مى‏نمايد!! در حالى كه ما تو را تسبيح‏ و تقديس مى‏نماييم پس چرا از ما خليفه معيّن ننمودى؟ باز در ادامه سخنانشان عرضه داشتند: حجّت را از ما قرار بده كه نه در زمين فساد نموده و نه خونريزى مى‏كنيم

    حقّ جلّ جلاله فرمود: اى فرشتگان من، آنچه من مى‏دانم شما نمى‏دانيد، مى‏خواهم با قدرتم مخلوقى بيافرينم كه فرزندانش انبياء و فرستادگانم به سوى خلق بوده و جملگى بندگان صالح و پيشوايان مردم باشند.

    ايشان را در زمين خليفه و جانشين‏هاى خودم نمودم، وظيفه آنها اين است كه بندگانم را از معاصى باز داشته و از عذابم ترسانده و به اطاعتم راهنمايى كنند، بندگان به واسطه ايشان طريق مرا مى‏پيمايند، ايشان حجّت من بوده كه براى نيكان عذر و براى بدان بيم و تهديد مى‏باشند طائفه نسناس را از زمين بيرون نموده و آن را از ايشان پاك خواهم گردانيد و نيز سركشان از جنّ را از ميان مخلوقات و مردمان و نيكان بيرون برده و در فضاء و نقاط دوردست زمين ساكنشان نموده به طورى كه مجاور و با مخلوقاتم نباشند، بين جنّ و مخلوقاتم حجاب قرار داده تا مخلوقاتم آنها را رؤيت نكرده و با ايشان انس نگرفته و آميزش ننموده و همنشينى نكنند حال مخلوقاتى كه عصيان مرا نمايند ايشان را در منازل سرپيچان مسكن داده و در جاى ايشان واردشان نموده و هيچ باكى از آن ندارم.

    فرشتگان عرضه داشتند:

    پروردگارا آنچه خواهى بجا آور غير از آنچه به ما ياد داده‏اى چيز ديگرى را ما ندانسته و تو عليم و حكيم هستى.

    خداوند عزّ و جلّ به فرشتگان فرمود: من از گل و لاى سالخورده و سياه و بد بوى تغيير يافته شده انسانى را آفريده و پس از آن كه آن را آراسته و از روح خويش در آن دميدم همه بر او سجده كنيد.

    البتّه اين فرمان و امر حقّ تعالى به ملائكه مبتنى بر لزوم سجده به جناب آدم عليه السّلام زمانى صادر شد كه آدم هنوز خلق نشده بود و امر مزبور احتجاج و اقامه برهانى بود از ناحيه بارى تعالى بر فرشتگان سپس امام عليه السّلام فرمودند:

    حقّ تعالى مشتى از آب شيرين فرات را برداشت و آن را به صدا آورد سپس آب منجمد شد، بعد حقّ تعالى خطاب به آن نمود و فرمود:

    از تو انبياء و رسولان و بندگان نيكوكار و پيشوايانى كه ديگران را به بهشت دعوت نموده و تابعين آنها تا روز قيامت را آفريده و باكى از آن ندارم چه آن كه من ازفعلى كه انجام مى‏دهم مورد سؤال واقع نشده بلكه خلائق مسئول مى‏باشند.

    و نيز مشتى از آب شور و تلخ را برداشت و آن را به صدا آورد، سپس آب منجمد گرديد بعد حقّ تعالى به آن فرمود: جبّارين و فراعنه و طاغيان و اعوان شياطين و كسانى كه ديگران را به دوزخ دعوت مى‏كنند تا روز قيامت و اتباعشان را از تو مى‏آفرينم و باكى ندارم زيرا از فعلى كه انجام مى‏دهم مورد سؤال واقع نشده و اين مخلوقات هستند كه مسئول مى‏باشند.

    امام عليه السّلام فرمودند:

    البتّه حقّ عزّ و جلّ در خطاب با آب شور و تلخ كه اصحاب شمال را از آن آفريد بداء «1» را شرط فرمود ولى در خطاب با آب شيرين كه منشأ آفريدن اصحاب يمين است اين شرط را نياورد.

    سپس دو آب شيرين و شور را با هم ممزوج نمود و بعد آن را به صدا آورد و به دنبالش آب ممزوج را جلو عرش ريخت و اين دو آب حاصل طعام و شرابى است كه اصل آن طعام و شراب از گل انتزاع شده است، سپس خداوند متعال به فرشتگان چهارگانه يعنى: شمال، دبور، صبا و جنوب‏ فرمان داد كه بر سلاله طين (يعنى همان حاصل طعام و شراب مزبور) تاخته و آن را گوارا و بعد پرورشش داده و سپس سخت و محكمش نموده و به دنبالش قطعه، قطعه و تكّه، تكّه‏اش كرده و در آن قطعات و تكّه‏ها طبايع چهارگانه‏ «3» يعنى: باد، تلخى، خون و بلغم‏ «4» را جارى كنند.

    امام عليه السّلام فرمودند: فرشتگان بر آن سلاله طين جولان نموده و تاخت آورده و طبايع چهارگانه مزبور را در آنها جارى ساختند.

    سپس حضرت فرمودند: باد از ميان طبايع چهارگانه از طرف فرشته شمال در بدن جارى شد و بلغم از ناحيه صبا، و تلخى (مرّه) از جانب دبور و خون از ناحيه جنوب در بدن و هيكل انسانى جارى گرديدند و بدين ترتيب روح مستقل و بدن كامل گرديد.

    سپس حضرت فرمودند: از ناحيه باد، حبّ حيات و طول آرزو و حرص و ازجانب بلغم حبّ طعام و شراب و لمس اشياء نرم و دوست داشتن رفاقت و از طرف تلخى (صفراء) غضب و سفاهت و شيطنت و ستمگرى و طغيان و شتاب‏زدگى و از ناحيه خون حبّ زنان و لذّات و مرتكب شدن محارم و تبعيّت از شهوات براى اين روح و بدن لازم گرديد.
    عمرو مى‏گويد: جابر گفت: حضرت ابو جعفر عليه السّلام فرمودند: اين روايت را ما در كتابى از كتابهاى امير المؤمنين على عليه السّلام يافتيم.

    علل الشرائع / ترجمه ذهنى تهرانى، ج‏1، ص: 365


    ویرایش توسط عبدالرحیم : ۱۳۹۴/۰۶/۱۸ در ساعت ۰۱:۳۶ دلیل: درج سند


  14. صلوات


  15. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۴
    نوشته
    273
    حضور
    7 روز 19 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    962



    سلام
    شاید بتوان طبق آیه شریفه "کل یوم هو فی شأن" ، پذیرفت که قبل از خلقت آدم (ع) ، آدمیان دیگری روی زمین بوده اند. حتی علامه طباطبایی در جایی بیان فرموده که از کلمات معصومین (ع) استفاده می شود ( البته نه به صراحت) که قبل از آفرینش این زمین و آسمان ، زمین و آسمان دیگری آفریده شده بود و قبل از آفرینش آن ، باز هم زمین و آسمان دیگری بود و ... و پس از برپایی روز قیامت و به هم خوردن نظام این زمین و آسمان ، باز زمین و آسمان دیگری برپا خواهد شد و ...

    نقل قول نوشته اصلی توسط آلاء نمایش پست ها
    بعضى ديگر از مفسران معتقدند پيشگويى فرشتگان بخاطر آن بوده كه آدم نخستين مخلوق روى زمين نبود، بلكه پيش از او نيز مخلوقات دگرى بودند كه به نزاع و خونريزى پرداختند پرونده سوء پيشينه آنها سبب بدگمانى فرشتگان نسبت به نسل آدم شد!
    این مفسران بیان نکرده اند که آیا آن مخلوقات ، هدایت تشریعی داشته اند و بعثت انبیاء برای آنها صورت می گرفته است یا خیر؟
    اگر هدایت تشریعی ( بعثت انبیاء ) در کار نبوده است ، پس نمی توان آن مخلوقات را انسان دانست. زیرا انسان ، موجود مکلف است و لازمه مکلف بودن او ، بعثت انبیاء است. در این صورت ، آن موجودات سابق ، نوعی حیوان بوده اند.
    قدرت انسان آن قدر زیاد است که می تواند با عظمت ترین تغییرات را در عالم ایجاد کند. با عظمت ترین تغییرات در عالم ، تغییر نظر خداست.
    انسان می تواند با استغفار ، "خدای قهار" را از خود راضی کند؛ و با گناه ، نظر "خدای مهربان" را به خود تغییر دهد؛ و با دعا و تضرع ، تصمیم "خدای بزرگ" را درباره خود تغییر دهد.

  16. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۴
    نوشته
    273
    حضور
    7 روز 19 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    962



    هم اکنون در سایتی می خواندم:
    عمر حضرت آدم (ع) 1000 سال بوده است. فاصله میان مرگ او و طوفان نوح (ع) هزار و دویست و چهل و دو سال بود و فاصله میان طوفان نوح (ع) و مرگ او سیصد و پنجاه سال. و میان نوح و ابراهیم (ع) دو هزار و دویست سال. و میان ابراهیم (ع) و موسی (ع) نهصد سال و میان موسی (ع) و داود(ع) پانصد سال و میان داود (ع) و عیسی (ع) هزار و دویست سال پس بین موسی و عیسی (ع) هزار و هفتصد سال، و میان عیسی (ع) و حضرت محمد (ص) ششصد و بیست سال. پس بدین گونه از روزگار آدم تا محمد (ص) هفت هزار و هشتصد سال بوده است.

    نقل از:
    http://islamquest.net/fa/archive/question/fa2369

    در حالیکه من شجره نامه پدربزرگم را که از نام خودش شروع می شود و پدرانش را پشت سر هم ذکر می کند تا به نام پیامبر خاتم (ص) می رسد و سپس ادامه می دهد تا به نام آدم ابوالبشر (ع) می رسد ، یکبار شمردم که چند پدر بین پدر بزرگم تا حضرت آدم (ع) فاصله است. به گمانم حدود صد پدر بود ( کمی کمتر یا کمی بیشتر). چگونه در فاصله 7800 سال و 1400 سال (از زمان پیامبر اسلام تا کنون) که جمعا حدود 9200 سال می شود ، فقط حدود صد پدر قرار می گیرد؟
    ویرایش توسط شمس الضحی : ۱۳۹۴/۰۶/۱۸ در ساعت ۰۸:۰۲
    قدرت انسان آن قدر زیاد است که می تواند با عظمت ترین تغییرات را در عالم ایجاد کند. با عظمت ترین تغییرات در عالم ، تغییر نظر خداست.
    انسان می تواند با استغفار ، "خدای قهار" را از خود راضی کند؛ و با گناه ، نظر "خدای مهربان" را به خود تغییر دهد؛ و با دعا و تضرع ، تصمیم "خدای بزرگ" را درباره خود تغییر دهد.

  17. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    نوشته
    21
    حضور
    16 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    20



    نقل قول نوشته اصلی توسط آلاء نمایش پست ها
    جن ، که قبل از انسان

    آفريده شده است ،‌ فساد کرد و از راه قياس، انسان نيز اين فساد را انجام خواهد داد.
    آیا آیه ای در این زمینه در قران موجود است؟

صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود