جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا پیامبر می تواند به حکم خدا چیزی اضافه کند؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    نوشته
    302
    حضور
    6 روز 21 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    14
    آپلود
    0
    گالری
    4
    صلوات
    875

    اشاره آیا پیامبر می تواند به حکم خدا چیزی اضافه کند؟




    باسلام
    آیا اضافه کردن چیزی به احکام الهی توسط پیامبر جزو اختیارات انبیا است؟
    مثلا اینکه خداوند نمازها را دو رکعتی واجب کرده در حالی که رسول الله ص به بعضی نماز ها یک یا دورکعت اضافه کرده
    و یا اینکه حدشستن دست در وضو تا ارنج است ولی پیامبر اکرم ص کمی تا بالاتر دستعایشان را میشستند
    آیا دست بردن در احکام الهی جزو اختییارات انبیاء است؟ چگونه؟
    باتشکر
    ویرایش توسط مرید الحسین (ع) : ۱۳۹۴/۰۶/۳۰ در ساعت ۰۰:۱۵
    پروردگارا اگر بین من و او مرگ فاصله انداخته پس مرا از قبر بیرون آور در حالی که کفنم را دور کمر بسته ام
    شمشیرم را از قلاف کشیده ام
    و لبیک گویان دعوت دعوت کننده را اجابت می کنم


    (بخشی از دعای عهد)

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,567
    حضور
    175 روز 17 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58362



    با نام و یاد دوست






    آیا پیامبر می تواند به حکم خدا چیزی اضافه کند؟








    کارشناس بحث: استاد طاها


  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    با عرض سلام به شما دوست گرامی

    مسأله ولایت بر تشریع، یا به تعبیر ساده تر داشتن حقّ قانون گذارى در مورد پیامبر(صلى الله علیه وآله)و امامان معصوم(علیهم السلام) از مسائل بسیار پیچیده اى است; که در احادیث اسلامى مکرّر درباره آن صحبت شده است.

    آیا پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) حق دارد آنچه را مصلحت مى بیند به عنوان یک قانون براى مسلمین وضع کند; هر چند وحى الهى نسبت به خصوص آن نازل نشده باشد؟

    شکّى نیست که این امر محال به نظر نمى رسد به شرط اینکه خداوند چنین حقّى (حقّ قانون گذارى و تشریع) را به او بدهد، سخن در این است که آیا چنین امرى واقع شده و دلایل نقلى گواهى بر آن مى دهد یا نه؟

    روایات فراوانى داریم که ـ بعضى از این روایات صحیح است، هر چند بعضى از آنها ضعیف مى باشد ـ که مى گوید: خداوند تفویض امر به پیامبر(صلى الله علیه وآله) و اوصیاء بعد از او کرده است (منظور از تفویض امر حقّ قانونگذارى و تشریع است).

    مرحوم کلینى روایات مربوط به تفویض را در جلد اوّل اصول کافى، در یک باب جمع آورى کرده و ده حدیث در این زمینه نقل مى کند.

    از جمله در حدیثى از امام باقر و امام صادق(علیهما السلام) مى خوانیم; که فرمودند:

    «اِنَّ اللهَ تَبارَکَ وَ تَعالى فَوَّضَ اِلى نَبیِّهِ اَمْرَ خَلْقِهِ لِیَنْظُرَ کَیْفَ طاعَتُهُمْ ثُمَّ تَلى هذِهِ الآیَةَ (وَ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوْهُ وَ ما نَهاکُم عَنْهُ فانْتَهُوا) خداوند متعال کار مردم را به پیامبرش تفویض کرده تا بنگرد چگونه اطاعت مى کنند، سپس این آیه را تلاوت فرمود:" که هر چیزى رسول خدا(صلى الله علیه وآله) براى شما آورده بگیرید (و اجرا کنید)، و از آنچه نهى مى کند خوددارى کنید.» (اصول کافى، جلد 1، صفحه 267، حدیث 5)

    در حدیث دیگرى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم:

    «اِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ اَدَّبَ نَبِیَّهُ عَلى مَحَبَّتِهِ فَقالَ (وَ اِنَّکَ لَعَلى خُلُق عَظیم) ثُمَّ فَوَّضَ اِلَیْهِ فَقالَ عَزَّوَجَلْ (وَ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فانْتَهُوا)، وَ قالَ عَزَّوَجَلَّ (مَنْ یُطِعِ الرَّسُول فَقَدْ اَطاعَ اللهَ ...) خداوند متعال پیامبرش را با محبّت خود آشنا ساخت و پرورش داد، سپس فرمود "تو اخلاق عظیم و برجسته اى دارى"، و به دنبال آن تفویض امر به او کرد، و فرمود: "آنچه را پیامبر(صلى الله علیه وآله) براى شما آورده بگیرد (و اطاعت کنید)، و از آنچه شمارا نهى کرده خوددارى نمایید" و فرمود:" کسى که ازپیامبر اطاعت کند، خدارا اطاعت کرده است".» (اصول کافی، جلد1، صفحه 265، حدیث 1)

    قرائن موجود در عبارات فوق به خوبى نشان مى دهد که منظور از تفویض چیست.

    در بعضى از این روایات آمده است که بعد از این تفویض الهى، پیامبر(صلى الله علیه وآله) قوانینى تشریع فرمود، از جمله اینکه خداوند نماز را دو رکعت قرار داد و پیامبر(صلى الله علیه وآله)، (در نمازهاى ظهر و عصر و عشاء) دو رکعت بر آن افزود، و در مغرب یک رکعت، و این تشریع پیامبر(صلى الله علیه وآله)هم سنگ فریضه الهى است و عمل به آن واجب است ، و نیز 34 رکعت (دو برابر فرائض) به عنوان نافله بر آن افزود، خداوند روزه ماه رمضان را واجب فرمود، و پیامبر(صلى الله علیه وآله) روزه ماه شعبان و سه روز از هر ماهى را مستحب نمود ... .(اصول کافی، جلد1، صفحه 266، حدیث 4)

    در احادیث دیگرى که در زمینه تفویض امر تشریع به پیامبر اسلام وارد شده است، نمونه هاى دیگرى نیز از تشریعات پیامبر(صلى الله علیه وآله) دیده مى شود. (براى توضیح بیشتر و بررسى تمام روایات تفویض و جمع بندى آن به کتاب انوار الفقاهه، جلد1، صفحه 552 ـ 585 مراجعه فرمایید.)

    در اینکه منظور از «تفویض امر» چیست؟ چندین احتمال وجود دارد، از جمله:

    1. تفویض امر تشریع به پیامبر(صلى الله علیه وآله) به صورت کلّى.

    2. تشریع جزئى در موارد محدود، به این گونه که پیامبر(صلى الله علیه وآله) قبل از نزول احکام الهى یا بعد از آن احکامى را تشریع فرموده و خداوند امضا کرده است.

    3. تفویض امر حکومت و تدبیر و سیاست و تربیت نفوس و حفظ نظام.

    4. تفویض امر عطا و منع (به هر کس صلاح ببیند از بیت المال ببخشد و به آن کس مصلحت نبیند نبخشد).

    5. تفویض در بیان حقایق اسرار احکام یعنى آنچه را از اسرار، و احکام مصحلت مى بیند بیان کند و آنچه را مصلحت نیست نگوید.

    از مجموع روایاتى که در باب تفویض وارد شده، معنى دوّم (تشریع جزئى در موارد محدود) استفاده مى شود و آن این است که پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) در موارد محدودى به اذن خدا قانون گذارى فرموده ـ شاید این موارد از ده مورد تجاوز نکند ـ و این امر از سوى خداوند امضا شده است. به تعبیر دیگر خدا این اختیار را به او داده که در بعضى از موارد قانون گذارى کند، سپس آن را امضا فرموده است. ضمناً از این روایات به خوبى استفاده مى شود که خداوند این مقام را به آنها به چند دلیل داده است:

    نخست اینکه عظمت مقام آنها را نشان دهد که تشریعات آنان هم طراز تشریع خداست،

    و دیگر اینکه مردم را امتحان کند که تا چه اندازه تسلیم فرمان پیامبراند،

    سوّم اینکه خداوند آنها را مؤیّد به روح القدس فرموده و از این طریق به اسرار احکام الهى آشنا ساخته است.

    از آنچه در بالا گفته شد چند نکته روشن مى شود:

    1. از مجموع روایات تفویض چنین بر مى آید که خداوند ولایت بر تشریع را اجمالا به پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) داده و این امر از یک سو براى امتحان اطاعت خلق و از سوى دیگر به عنوان تعظیم مقام والاى پیامبر(صلى الله علیه وآله) و بیان منزلت او نزد خداوند سبحان بوده است.

    2. این تفویض جنبه کلّى ندارد بلکه در موارد محدود و معدودى صورت گرفته است; به همین دلیل غالباً در مسائل مهمى که مسلمانان از پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى پرسیدند و او در انتظار وحى مى نشست; و این دلیل روشنى است بر اینک تفویض کلّى صورت نگرفته است; و گرنه ضرورتى نداشت پیامبر در انتظار وحى بنشیند; بلکه خودش مى توانست هر قانونى را تشریع کند. (دقّت کنید)

    3. این مقام والا به اذن خداوند به آن حضرت داده شده است، به علاوه بعد از تشریع پاره اى از قوانین از سوى پیامبر، خداوند آن را امضا مى فرمود; بنابراین هیچ دلیلى بر تعدد شارع و قانون گذار نیست; بلکه تشریع پیامبر نیز شاخه اى از تشریع خدا است.

    4. اعطاى این مقام برجسته و والا بعد از آن بود; که پیامبر(صلى الله علیه وآله) از طرف خداوند تأئید شد و به وسیله روح القدس تقویت مى گردید زیرا معصوم بود; و خطا و لغزشى در کار او وجود نداشت، بنابراین کسانى که داراى این شرایط نباشند چنین موقعیتى براى آنها ثابت نیست.

    (برگرفته از: کتاب پیام قرآن/ آیت الله مکارم شیرازی/ جلد 10 / آیا پیامبر و سایر معصومان حق تشریع دارند؟)

    در پناه حق


  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    (جمع بندی):

    آیا پیامبر ولایت بر تشریع دارد و میتواند با اختیار خود در احکام الهی دست ببرد؟

    مسأله ولایت بر تشریع، یا به تعبیر ساده تر، داشتن حقّ قانون گذارى در مورد پیامبر(صلى الله علیه وآله) و امامان معصوم(علیهم السلام) از مسائل بسیار پیچیده اى است که در احادیث اسلامى مکرّر درباره آن صحبت شده است.

    آیا پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) حق دارد آنچه را مصلحت مى بیند به عنوان یک قانون براى مسلمین وضع کند هر چند وحى الهى نسبت به خصوص آن نازل نشده باشد؟

    شکى نیست که این امر از نظر عقلی محال به نظر نمى رسد به شرط اینکه خداوند چنین حقّى (حقّ قانون گذارى و تشریع) را به پیامبر بدهد، پس سخن در این است که آیا چنین حق و اجازه ای به او داده شده یا خیر و آیا دلایل نقلى گواهى بر آن مى دهد یا نه؟

    روایات فراوانى داریم که مى گوید: خداوند «تفویض امر» به پیامبر(صلى الله علیه وآله) و اوصیاء بعد از او نموده است. منظور از تفویض امر، حقّ قانونگذارى و تشریع است.

    مرحوم کلینى در کتاب «کافی» روایات مربوط به «تفویض امر» را در بخشی تحت عنوان «بَابُ التَّفْوِيضِ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص وَ إِلَى الْأَئِمَّةِ ع فِي أَمْرِ الدِّين‏» بیان نموده است. از جمله در حدیثى از امام باقر و امام صادق(علیهما السلام) آمده است:
    «اِنَّ اللهَ تَبارَکَ وَ تَعالى فَوَّضَ اِلى نَبیِّهِ اَمْرَ خَلْقِهِ لِیَنْظُرَ کَیْفَ طاعَتُهُمْ ثُمَّ تَلى هذِهِ الآیَةَ (وَ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوْهُ وَ ما نَهاکُم عَنْهُ فانْتَهُوا)»؛ خداوند متعال کار مردم را به پیامبرش تفویض کرده تا بنگرد چگونه اطاعت مى کنند، سپس این آیه را تلاوت فرمود (1) : "هر چیزى رسول خدا(صلى الله علیه وآله) براى شما آورده بگیرید و اجرا کنید، و از آنچه نهى مى کند خوددارى نمایید". (2)

    در حدیث دیگرى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم:
    «اِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ اَدَّبَ نَبِیَّهُ عَلى مَحَبَّتِهِ فَقالَ (وَ اِنَّکَ لَعَلى خُلُق عَظیم) ثُمَّ فَوَّضَ اِلَیْهِ فَقالَ عَزَّوَجَلْ (وَ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فانْتَهُوا)، وَ قالَ عَزَّوَجَلَّ (مَنْ یُطِعِ الرَّسُول فَقَدْ اَطاعَ اللهَ)...»؛ خداوند متعال پیامبرش را با محبّت خود آشنا ساخت و پرورش داد، پس در قرآن فرمود (3) : "تو اخلاق عظیم و برجسته اى دارى"، و به دنبالش به او تفویض امر نمود، و در قرآن فرمود (4) : "آنچه را پیامبر براى شما آورده بگیرید و اجرا کنید، و از آنچه شما را نهى کرده خوددارى نمایید" و فرمود (5) : "کسى که ازپیامبر اطاعت کند، خدارا اطاعت کرده است"... . (6)

    در بعضى از این روایات آمده است که بعد از این تفویض الهى، پیامبر(صلى الله علیه وآله) قوانینى تشریع فرمود، از جمله اینکه خداوند نماز را دو رکعت قرار داد و پیامبر(صلى الله علیه وآله)، بر نمازهاى ظهر و عصر و عشاء دو رکعت افزود، و در مغرب یک رکعت، و این تشریع پیامبر(صلى الله علیه وآله)هم سنگ فریضه الهى است و عمل به آن واجب است؛ و نیز 34 رکعت به عنوان نافله بر آن افزود. خداوند روزه ماه رمضان را واجب فرمود و پیامبر(صلى الله علیه وآله) روزه ماه شعبان و سه روز از هر ماه را مستحب نمود. (7)

    در احادیث دیگرى که در زمینه تفویض امر تشریع به پیامبر اسلام وارد شده نمونه هاى دیگرى نیز از تشریعهای پیامبر(صلى الله علیه وآله) مشاهده مى شود. (8)

    در اینکه منظور از «تفویض امر» چیست؟ چندین احتمال وجود دارد، از جمله:
    1. تفویض امر تشریع به پیامبر(صلى الله علیه وآله) به صورت کلّى.
    2. تشریع جزئى در موارد محدود، به این گونه که پیامبر(صلى الله علیه وآله) قبل از نزول احکام الهى یا بعد از آن، احکامى را تشریع فرموده و خداوند امضا کرده است.
    3. تفویض امر حکومت و تدبیر و سیاست و تربیت نفوس و حفظ نظام.
    4. تفویض امر عطا و منع (به هر کس صلاح ببیند از بیت المال ببخشد و به آن کس مصلحت نبیند نبخشد).
    5. تفویض در بیان حقایق اسرار احکام یعنى آنچه از اسرار و احکام را که مصحلت مى بیند بیان نماید و آنچه را مصلحت نمیبیند بیان نکند.

    از مجموع روایاتى که در باب تفویض وارد شده، معنى دوّم (تشریع جزئى در موارد محدود) استفاده مى شود و آن این است که پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) در موارد محدودى (که شاید این موارد از ده مورد تجاوز نکند) به اذن خدا قانون گذارى فرموده و از سوى خداوند امضا شده است. به تعبیر دیگر خدا این اختیار را به او داده که در بعضى از موارد قانون گذارى کند، سپس آن را امضا فرموده است.

    ضمناً از این روایات به خوبى استفاده مى شود که خداوند این مقام را به چند دلیل به پیامبر و اهلبیتش عطا نموده است:
    ـ نخست اینکه عظمت مقام ایشان را نشان دهد که تشریعهای آنان هم طراز تشریع خداست؛
    ـ دیگر اینکه مردم را امتحان کند که تا چه اندازه تسلیم فرمان پیامبر و اهلبیت اویند؛
    ـ و سوّم اینکه خداوند آنها را مؤیّد به روح القدس فرموده و از این طریق به اسرار احکام الهى آشنا ساخته است.

    از آنچه گفته شد چند نکته روشن مى شود:
    1. از مجموع روایات تفویض، چنین بر مى آید که خداوند ولایت بر تشریع را اجمالا به پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) داده و این امر از یک سو براى امتحان اطاعت خلق و از سوى دیگر به عنوان تعظیم مقام والاى پیامبر(صلى الله علیه وآله) و بیان منزلت او نزد خداوند سبحان بوده است.

    2. این تفویض جنبه کلّى ندارد بلکه در موارد محدود و معدودى صورت گرفته است؛ به همین دلیل غالباً در مسائل مهمى که مسلمانان از پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى پرسیدند او در انتظار وحى مى نشست و این دلیل روشنى است بر اینکه تفویض کلّى صورت نگرفته است و گرنه ضرورتى نداشت پیامبر در انتظار وحى بنشیند بلکه خودش مى توانست هر قانونى را تشریع کند.

    3. این مقام والا به اذن خداوند به آن حضرت داده شده است. به علاوه بعد از تشریع پاره اى از قوانین از سوى پیامبر، خداوند آن را امضا مى فرمود؛ بنابراین هیچ دلیلى بر تعدد شارع و قانون گذار نیست بلکه تشریع پیامبر نیز شاخه اى از تشریع خداست.

    4. اعطاى این مقام برجسته و والا بعد از آن بود که پیامبر(صلى الله علیه وآله) از طرف خداوند تأئید شد و به وسیله روح القدس تقویت گردید زیرا معصوم بود و خطا و لغزشى در کار او وجود نداشت؛ بنابراین کسانى که داراى این شرایط نباشند چنین موقعیتى براى آنها ثابت نیست. (9)

    فهرست منابع:
    (1) حشر(59): 7.
    (2) شیخ کلینی، الكافي، مصحح: على اكبر غفارى و محمد آخوندى، دار الكتب الإسلامية، 1407ق‏، چاپ چهارم، تهران، ج‏1، ص: 266، حدیث3)
    (3) قلم(68): 4.
    (4) حشر(59): 7.
    (5) نساء(4):80.
    (6) الكافي، ج‏1، ص: 265، حدیث1.
    (7) همان، ص: 266، حدیث 4.
    (8) براى توضیح بیشتر و بررسى تمام روایات تفویض و جمع بندى آن مراجعه کنید به: ناصر مکارم شیرازی، انوار الفقاهه (کتاب البیع)، مدرسة الامام علي بن ابي‌طالب عليه‌السلام، قم، جلد1، صفحه 517.
    (9) ناصر مکارم شیرازی، پیام قرآن، دارالکتب الاسلامیه، 1377ش، تهران، ج10، نظام قانون گذاری در اسلام/ آیا پیامبر و سایر معصومان حق تشریع دارند؟



  9. صلوات ها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود