صفحه 1 از 11 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ***** مشاهیر اخلاق ومعرفت = الگوی های زندگی معنوی *****

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,041
    حضور
    192 روز 14 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28777

    ***** مشاهیر اخلاق ومعرفت = الگوی های زندگی معنوی *****




    شیخ احمد مقـدس اردبیلـی،
    از مشایخ بزرگ جهان تشیع و از مشاهیر نامی عالـم اسلام، در اوایل قرن دهم هجری در قریه نیار، واقع در دوکیلو متری شهرستان اردبیل پا به عرصه وجـود گذاشت و بعد از رشد و شکـوفایی و بلـوغ وطـی مراحل علمی نزد بزرگـان و کسب کمـالات معنـوی و عرفـانی و صعود به قله رفیع انسانیت به مرتبه ای از دانـش و معرفت، زهـد و تقـوا، معنـویت و ادب رسید که در تمام مجالـس و محافل علمی و معنوی زبانزد خاص و عام و در زهـد ضرب المثل دوران گردیـد و هنـوز هـم پـس از گذشت چهار قـرن در بیـن عالمـان و دانشـوران سخـن از او می‌رود و او الگـویـی بـرای پـارسـایـان و پـرهیزکاران است.
    او پـس از سپری نمودن دوران کـودکی و گذراندن تحصیلات ابتدایی به قصد فراگیری علـوم عالیه و کمالات معنوی به نجف اشرف مهاجـرت کـرد و بـرای بهره گیـری از فضـای علمـی و معنـوی نجف،
    مجاورت آن خاک اقدس و زندگی در سایه مـولای متقیان امام علی (ع) را بر همه چیز ترجیح داد و با علـم و دانش و بینـش به روشنگری راه بشریت و مبارزه با شیاطیـن و هـواهای نفسانـی بـر خاست. تا جائیکه در مـدت عمـر گـرانمایه خـود فعالیت‌های چشمگیـری در راه احیاء و تـرویج و تبلیغ مکتب انسان ساز اسلام و تـربیت اسـوه‌های علـم و ایمان انجام داده و آثار گرانقـدری از خـویـش به یادگار گذاشت.


  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,041
    حضور
    192 روز 14 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28777





    مراتب علمی و روحانی مقدس اربیلی :

    او تحصیلات خـود را در نجف اشرف و در محضر شاگردان برجسته شهیـد ثـانـی به انتها رسانـد و به درجه اجتهاد نایل گشت. ایـن محقق گرانمایه پـس از شهیـد ثانـی (ره) مرجعیت و ریاست شیعیان را در نجف اشرف به عهده گرفت. وی در زهـد و تقـوا به درجه ای رسیـد که به مقـدس ملقب گردید و در تحقیق و ژرف نگری به اندازه ای دقیق و پرتلاش بـود که در بیـن دانشمندان و نکته بینان به (محقق) معروف گشت.
    محقق اندیشمند، ملا احمـد اردبیلـی در طـول عمر پر برکت خـود از هیچ کـوششی برای یادگیری و آموختـن علـوم و فنون گوناگـون دریغ نمی‌کرد و از هر جاکه می‌شنید دانشمندی خوان علـم خـود را به روی طالبان دانش گسترده بی درنگ به خدمتـش می‌شتافت و از علـم و دانش وی بهره می‌جست، در آن زمـان در شهر شیـراز عالمـی وارسته و فیلسـوفـی آگاه به نام جمال الـدیـن محمـود از شـاگـردان مشهور فیلسـوف نامی جمال الدیـن دوانی، حـوزه درس حکمت و فلسفه تشکیل داده بـود و دانـش پژوهان آن دیار از محضرش بهره مند می‌شـدند. محقق اردبیلی نیز بـرای کسب علـوم عقلـی و فنـون فلسفـی به شهر شیـراز رفت و از محضـر وی بهره‌ها گـرفت.

    (در کتـاب ریاض العلماء جلـد اول، صفحه 90 و در کتـاب روضات الجنات، جلـد اول، صفحه 82 به این مسافرت اشاره شده است.)

  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,041
    حضور
    192 روز 14 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28777



    مقدس اردبیلی در گفتار بزرگان
    سید مصطفـی تفرشـی که معاصر مقدس اردبیلـی بـود، در کتاب نقـد الـرجـال در تـوصیف او چنیـن می‌نـویسد:
    «او در جلالت و اطمینان و امانت مشهورتر از آن است که ذکر شـود و بالاتر از آن است که عبارتـی بتـواند آن را وصف کند او متکلمی فقیه و عظیـم الشان و جلیل القـدر و بلنـد منزلت و با ورع تریـن شخص زمانـش و عابدترین و با تقـواتریـن آنها بـود.» (کتاب نقد الرجال ص 29)
    شیخ حر عاملی که خـود از بزرگان دیـن و دانـش است در کتـاب نفیـس «امل الامل» می‌نـویسد:
    «المـولی الاجل­ا لاکمل احمد بـن محمد اردبیلی عالمی فاضل، محققـی عابـد، و پارسای عظیـم الشان و جلیل القـدر و معاصر شیخ بهایـی بـود.»(کتـاب امل الامل بخش دوم صفحه 23).
    محقق شهیـر حـاج شیخ عبـاس قمـی صاحب مفاتیح الجنان چنیـن می‌نویسد:
    «شیخ اجل عالـم ربـانـی، فقیه محقق صمـدانـی معروف به (محقق اردبیلـی) است که در مراتب علـم و فضل و عبادت و زهد و کرامت و وثاقت و تقوا و ورع و جلالت به درجه ای رسیدکه تـوصیف نشـود و در قدس و تقـوا به مرتبه ای رسید که به او مثل زده شـود و به راستی اشعه انوار جمال و پرتو حسـن آن عالم بسیار با فضیلت چنان تجلی کرده که بر هیچ دیده پـوشیده نیست.» (کتاب فوائد الرضـویه صفحه 23) آیت الله میرزا محمد علـی مدرس تبریزی در کتاب ریحانه الادب می‌گوید:
    «مقدس اردبیلـی از مفاخر امامیه عهد صفـویه می‌باشـد که بسیار جلیل القدر و عظیم الشان، فقیه، عابد، متکلـم، زاهد، محقق و... و در زهد و تقـوا و عبادت بی بدیل بـود. سلاطیـن و حکام وقت به او احترام خاصی قایل بـودند. به خصـوص شاه عباس صفـوی ارادت خاصـی به او می‌ورزیـد و مکاتباتـی با وی داشت. شاه عباس اصرار فراوان داشت که مقـدس تشریف فـرمای ایران باشـد لکـن او شـرافت اقامت در ارض اقدس نجف را به همه چیز ترجیح داد و قبـول ننمود.


  7. صلوات ها 4


  8. #4



    مقدس اردبيلي اسوه درايت و قداست

    درياي بيكران هستي، در ژرفاي خود گوهراني را پرورش داده كه گوهر شب چراغ شدند و در تاريكزار زندگي انسانها، مشعلدار و روشنايي آفرين گرديدند.

    اينان، با دانش و بينش خود، فروغ و شور و حركت و سرور آفريدند و با راستي و صفا، پاكي دل و صفاي باطن، ساحت حيات انساني را عطرآگين ساختند.

    و در هر زمان و هر دياري، سرمشق ارباب دل و الگوي خداباوران گشته اند.

    اين فرزانگان وارسته، با تلاش بسيار و رياضتهاي سخت، از لاك خود پرستي و خودمحوري رهيده و خدابين و حقيقت محور شده اند.

    در فرهنگ فخيم و زلال شيعي، از اين گوهران ارزشمند بسيار بوده اند كه مانند خورشيد بر تارك تاريخ تشيع درخشيده و در پرتو نور خود، چهره هاي

    فروزاني تربيت كرده اند. در اين نوشتار، برآنيم سرزمين جانمان را در معرض ابري پربار و خورشيدي تابان قرار دهيم كه همگان بر پاكي و پارسايي او

    گواهي داده اند و او را از پرهيزگارترين، زاهدترين و پاك ترين افراد زمانش خوانده اند.

    آري، آن بزرگمرد، علامه احمدبن محمد اردبيلي است كه به محقق و مقدس اردبيلي، نامبردار شده و درباره اش گفته اند:

    والأردبيلي من الأعاظم
    منه استجاز صاحب المعالم
    مقدس ذو ورع و عفة
    وفانة في الألف الاالسبعة
    [1]

    اردبيلي همان بزرگمردي است كه صاحب معالم از او دانش آموخت و اجازه روايت گرفت.

    زندگي را با قداست و پاكي و پاكدامني سپري كرد و در سال 993هـ. ق نيز دنيا را به درود گفت.

    در زمينه نيكوييهاي اخلاقي و چهره معنوي و ملكوتي او سخنها گفته اند
    [2]

    پاك سرشتي و نيكوييهاي اخلاقي او در تاريخ، زبانزد همگان و ضرب المثل شده است و اين ويژگي او، مانند خلق نيكوي پيامبر - صلي الله عليه و آله - و

    شجاعت و استواري امام علي - عليه السلام - و بخشندگي حاتم طايي، شهرت يافته است.

    اين فقيه وارسته، فراست و درايت و پژوهش را با پاكي و پرهيزكاري در آميخت. سالها، جبين بندگي برآستان ربوبي بساييد، نفس را از شرّ و شيطنت به

    دور داشت، شرك خفي را از صفحه دل زدود، از بارگران خود پرستي رهيد و به درگاه مقدس الهي روي نياز آورد و از دوستي جز خدا گريزان بود.

    با اين همه، از كساني نبود كه مقدس بودن و تقدس را حرفه خود قرار دهد و به همين جهت در برابر عوام دستگاهي نداشت، بي تكلف مي زيست و از

    هرگونه خودنمايي و عوام فريبي به دور بود. براي خوش آمد گويي عوام و ساده دلان، حقيقت را فداي مصلحت نكرد و در همه عمر، مقدس راستين بماند و

    با همين راستي و قداست برفت.

    سيره علمي و عملي مرحوم اردبيلي گواه اين نكته است.

    او، در مسائل علمي به تحصيل دانشهاي رايج حوزوي بسنده نكرد، بلكه پس از پيمودن اين مرحله، دست به كار شناخت منابع اصيل و مآخذ معتبر دين

    شناسي شد و خود را به سرچشمه ها نزديك ساخت. با نوشتن كتاب: زبدةالبيان في احكام القرآن، به سوي حيات عقلي و قلبي و علمي قرآن شتافت و

    اين كتاب آسماني را در متن كارهاي علمي و پژوهشي خود قرار داد. نكته ها و برداشتهاي دقيق فقهي را از بوستان وحي الهي چيد و اين گنجينه عظيم

    خداوندي را، پشتوانه و سرمايه ديگر پژوهشهاي خود ساخت.

    بازگشت او به قرآن، بازگشتي عالمانه بود و همراه با درنگ و تشخيص و اجتهاد بود، چنانكه امامان - عليه السلام - فرموده اند، او، با فهم درست و فراگير

    (وَعي) به قرآن مي نگريست و با اين ديد و نگرش، از اين منبع بزرگ توشه و توان راه مي گرفت و بدون پيرايه و پيچ و خمهاي دست و پاگير، حكم خدا را از

    كتاب خدا استنباط مي كرد و به ديگران عرضه مي داشت.

    درباره روايت نيز، باريك بين بود و نوآوريهاي فراوان داشت.

    او، به خوبي مي دانست كه روايات نيز مانند آيات قرآن محكم و متشابه دارند؛
    [3] از اين روي، به ظهور روايت بسنده نمي كرد، بلكه به درايت فقهي و

    رجالي و عرضه سنت بر قرآن، توجه تام و تمام داشت. گاهي در ضمن مطرح كردن حديثي فقهي، به اصول و قواعد فقهي ديگر و ساير مباحث كلامي و

    عقيدتي و اخلاقي فراواني اشاره مي كند.
    [4]

    امام صادق - عليه السلام - مي فرمايد:
    «عليكم بالدرايات لابالروايات»
    [5]
    بر شما باد به درايت، نه روايت.


    حقيقت فقاهت و اجتهاد، درايت است. هنر عالم ديني در درايت و ميزان فهم و درك او نمايان مي شود و همين نكته راز نوآوري و نوفهمي فقيهان بوده و هست.

    محقق اردبيلي، در عين پاكي و پرهيزگاري، از درايت و هوشمندي ژرف و همه جانبه اي برخوردار بود. چنان نبود كه ارزش مداري و پاك زيستي و

    وارستگيهاي اخلاقي، او را از كاوش و پژوهش باز دارد و روح تحقيق و تلاش علمي را از وي بگيرد و نيز از كساني نبود كه در بررسيهاي علمي و پژوهشي

    فرو رود و از خود غافل شود.

    گزيده سخن آن كه: اردبيلي، مرد علم و عمل، آگاهي و پاكي، روايت و درايت، هوشمندي و معنويت بود و به جرأت مي توان گفت اسوه عالمان راستين و مقدسان راستين بود.

    [1] . ريحانة الادب، ميرزا علي مدرسي، ج5 ـ 6/367، خيام، تهران.
    [2] . الاير انيون و الادب العربي، قيس آل قيس، ج3/353، مؤسسة التحقيقات والبحوث الثقافيه.
    [3] . بحار الانوار، علامه مجلسي، ج2/185، مؤسسة الوفاء، بيروت.
    [4] . مجمع الفائدة والبرهان، محقق اردبيلي، ج5/66؛ ج12/10، انتشارات اسلامي، وابسته به جامعه مدرسين.
    [5] . بحار الانوار، ج2/184

    برای دوستی با حضرت زهرا سلام دهید و وارید شوید

    ممنونم


    ×! _..مادرم بانوی دو عالم فاطمه(س) .._!×


  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    69
    حضور
    2 روز 5 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    151



    یا ربّ

    ای صاحبِ مجلس که محفل اخلاق برپا کنی


    محافلی چند از تو دیدم و شنیدم و بر دل خوشی کردم
    ولی سنگینی دگر بر دلم رفت که چرا محفل تو که از هوس و شهوت دور است
    و لفظ هوس بر گرد مجلس تو نگشت
    چرا کس بر گرد ان نگردد و نگشت

    جز اندکی که از خود گسستند و خو را به صفت و جمال حق متصف کردند
    چه شد که جمعیت انبوه گشت بر محافلی که در ان از شهوت سخن رفت و چنان شد که جمعیت در گذاشتن
    پست بر هم پیشی گرفتند چنان که نعمت از اعلی به نعمتی دون و پست مشتبه گشت
    و بر خواننده عار بود که زبان گشاید که چنین اوصاف از نعماتش او را نشاید

    و باز چه شد که دور گشت از گرد تو



    خداوند تو را عزت دهد که درس اخلاق دهی و چشمان بنده ای جهنم چون مرا با اشک و عشق در امیختی.
    ولی خون چون به دل رود بی تاب گردد
    .


    (به خاطر بياوريد) روزى را كه به جهنم می گوييم: «آيا پر شده‏ اى؟» و او می گويد: «آيا افزون بر اين هم هست؟!»
    از این ظاهر متحیر مشو. به خود رجوع کن. ن ه ب ه م ن

    از ذکر صلوات بر پای پست این کاربر برحذر باش
    .( اگر پیش تر این کار را کردی تشکر و اگر نکردی باز هم تشکر. روزی می رسد به خاطر ذکر بر پست این کاربر، بزرگی چون تو از سوی ... سرزنش شود.)

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,041
    حضور
    192 روز 14 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28777



    آن بزرگوار( مقدس اربیلی ) بر حسب خواهش یک نفر از مقصریـن که از ترس شاه عباس اول به حرم مطهر حضرت امیر المـومنیـن (ع) پناهنـده شـده بـود، نامه ای به ایـن روش بنگاشت. بانـی ملک عرایت عباس بداند اگر چه ایـن مرد اول ظالـم بـود، اکنون مظلوم می‌نماید چنانچه از تقصیر او بگذری شایـد که حق سبحان و تعالـی از پاره ای از تقصیرات تـو بگذرد کتبه بنده شاه ولایت احمد اردبیلی. شاه چنیـن جـواب داد:
    به عرض می‌رساند عباس، خدماتی که فرموده بـودید به جان منت داشته به تقدیم رسانید امید که ایـن محب را از دعای خیر فراموش نکنید کلب آستان علی عباس صفوی.
    در مورد دیگر مقدس اردبیلی نامه ای به شاه طهماسب صفـوی نوشته و او را برادر خطاب کرد. آن پادشاه از ایـن عنوان سخت مسرور گشت و وصیت نمود که در هنگام رحلت آن نامه را در گفنـش بگذارند که در مـوقع سئوال نکیـر و منکـر به همان عنـوان بـرادری مقـدس احتجاج نماید.» (ریحانه ادب جلد 5 صفحات 7 و 366)
    علامه مجلسـی می‌گوید:
    «محقق اردبیلـی در ورع و تقـوا و فضل به نهایت مطلـوب رسیده و مـن در متقدمین و متاخریـن مثل او را نشنیده ام. جلالت و وثاقت و امانت وی معروفتـر از آن است که گفته شـود و یا کلمات و عبارات قـادر به بیـان آنها گـردد. فقیه و متکلـم عظیـم الشـان و جلیل القدر و والامقام بـود و با تقـواترین و برترین و پاکتریـن مردم زمانش به حساب می‌آمد.
    او به جهت علـم و دانـش وسیعش به محقق اردبیلـی و براثر زهـد و تقوایـش به مقدس اردبیلی مشهور بـود. او از معدود کسانی است که به فیض ملاقات حضـرت ولی عصـر عجل الله تعالـی فـرجه شـریف نایل گشت.»(بحار جلد 1 صفحه 42).


  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,041
    حضور
    192 روز 14 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28777



    داستـان قبل از ولادت مقـدس اردبیلی :

    می گـویند محمد پدر مقدس در قریه ((نیار)) اردبیل زندگـی می‌کرد او روزی در جوانی مشغول آبیاری مزرعه خود بـود. آبی که به آنجا می‌آمد، سیبـی با خود آورد و محمـد آن را بـرگرفت و خـورد ولـی ساعتی بعد از ایـن کرده پشیمان شد زیرا خود را مالک سیب ندانست مجرای آب را به طرف سر بالایش پیـش گرفت و سرانجام به باغی رسید که درختـان از آن، شـاخه به خـارج داده و آن سیب از آنها بـوده است نزد باغبان رفت و حلیت خواست او گفت که ایـن باغ مال مـن و برادرم است مـن سهم خـود را حلال کردم ولـی برادرم در نجف ساکـن است و مـن اختیاری از جانب وی ندارم محمد که سخت ناراحت بود به قصد نجف عزیمت کرد تا ضمـن زیارت بارگاه مـولا علـی (ع) از صاحب نصف سیب نیز حلیت بخواهد.
    در نجف نزد وی رفت ولـی او حلال کردن وی را مشروط بر آن داشت که محمـد با دختر وی وصلت کنـد و در تعریف دخترش گفت که وی کر است و کـور و شل ولال، محمـد که با وسایل آن روز آن همه راه آمـده و با تحمل شداید و سختی‌ها به نجف رسیده بـود برگشتـن را بدون اخذ نتیجه معقول نیافت و تـن به قضا داد عقد جاری شد و شب عروسی که محمد منتظر یک موجود کر و لال و کور و شل بـود. دختر خوش جمال و صحیح و سالمـی را مشاهـده کـرد و وقتـی از بیماری و نقایصـی که پدرش در حق وی گفته بود جویاشد، دختر مطالب پدر را چنیـن تعبیر کرد که مراد از کری نشنیدن حرفهای ناصـواب منظور از کوری ندیدن نا محرمان و مقصـود از شل بـودن نرفتـن به جاهای ناباب و مفهوم معنـوی لال بـودن اجتناب از غیبت‌ها و سخـن‌های نـاصـواب است. آری مقدس اردبیلی حاصل ایـن ازدواج و فرزند آن چنان پدری است که در راه ترس از خدا به خاطر نصف سیب آنهمه سختـی‌ها را تحمل نمـود و مـادری که ایـن چنیـن کـر و کـور شل و لال بود.


  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,041
    حضور
    192 روز 14 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28777



    داستـان قبل از ولادت مقـدس اردبیلی
    می گـویند محمد پدر مقدس در قریه ((نیار)) اردبیل زندگـی می‌کرد او روزی در جوانی مشغول آبیاری مزرعه خود بـود. آبی که به آنجا می‌آمد، سیبـی با خود آورد و محمـد آن را بـرگرفت و خـورد ولـی ساعتی بعد از ایـن کرده پشیمان شد زیرا خود را مالک سیب ندانست مجرای آب را به طرف سر بالایش پیـش گرفت و سرانجام به باغی رسید که درختـان از آن، شـاخه به خـارج داده و آن سیب از آنها بـوده است نزد باغبان رفت و حلیت خواست او گفت که ایـن باغ مال مـن و برادرم است مـن سهم خـود را حلال کردم ولـی برادرم در نجف ساکـن است و مـن اختیاری از جانب وی ندارم محمد که سخت ناراحت بود به قصد نجف عزیمت کرد تا ضمـن زیارت بارگاه مـولا علـی (ع) از صاحب نصف سیب نیز حلیت بخواهد.
    در نجف نزد وی رفت ولـی او حلال کردن وی را مشروط بر آن داشت که محمـد با دختر وی وصلت کنـد و در تعریف دخترش گفت که وی کر است و کـور و شل ولال، محمـد که با وسایل آن روز آن همه راه آمـده و با تحمل شداید و سختی‌ها به نجف رسیده بـود برگشتـن را بدون اخذ نتیجه معقول نیافت و تـن به قضا داد عقد جاری شد و شب عروسی که محمد منتظر یک موجود کر و لال و کور و شل بـود. دختر خوش جمال و صحیح و سالمـی را مشاهـده کـرد و وقتـی از بیماری و نقایصـی که پدرش در حق وی گفته بود جویاشد، دختر مطالب پدر را چنیـن تعبیر کرد که مراد از کری نشنیدن حرفهای ناصـواب منظور از کوری ندیدن نا محرمان و مقصـود از شل بـودن نرفتـن به جاهای ناباب و مفهوم معنـوی لال بـودن اجتناب از غیبت‌ها و سخـن‌های نـاصـواب است. آری مقدس اردبیلی حاصل ایـن ازدواج و فرزند آن چنان پدری است که در راه ترس از خدا به خاطر نصف سیب آنهمه سختـی‌ها را تحمل نمـود و مـادری که ایـن چنیـن کـر و کـور شل و لال بود.


  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,041
    حضور
    192 روز 14 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28777



    کرامت‌های شیخ
    1 ـ علامه مجلسـی در بحار الانـوار نقل می‌کند که آن بزرگـوار در صحـن نجف اشـرف دلـو را به چاه انـداخت که جهت وضـو از چـاه آب بکشـد، چـون دلو را بیرون کشید دیـد که آن دلـو پر از اشرفـی و دینار طلا است، پـس آن دلـو را دوبـاره در چـاه ریخت و عرض کـرد خـداونـدا احمـد از تـو آب می‌خـواهـد نه طلا.
    2 ـ شبی پیامبر خدا را در خواب دید در حالی که حضرت موسی کلیـم الله در خدمت آن بزرگـوار نشسته بـود، پـس حضرت مـوسـی از جناب رسول سئوال کرد که ایـن مرد کیست؟ پیامبر در جـواب فرمود که از خود او سئوال کـن پـس موسی (ع) از مقدس سئوال کرد که تو کیستی؟ مقدس گفت: مـن احمد پسر محمد از اهل اردبیل و در فلان کوچه و در فلان خانه مسکـن دارم موسی (ع) گفت: مـن از اسـم تو سئوال کردم، ایـن همه تفصیل از برای چه بود. مقدس در جواب گفت: خداوند عالم از تو سئوال کـرد که ایـن چیست که در دست تو است، پـس تـو چـرا آنقدر تفصل در جـواب گفتی، موسی (ع) به پیامبر عرض کرد که راست فرمـودی که علمای امت مـن مانند انبیاء بنـی اسرائیل می‌باشند.


  19. صلوات ها 5


  20. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    اهل البيت عليهم السلام،فلسفه،عرفان،ادبيات،فيزيك،مطالعه
    نوشته
    4,988
    حضور
    133 روز 11 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    21820



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    مقدس در جواب گفت: خداوند عالم از تو سئوال کـرد که ایـن چیست که در دست تو است، پـس تـو چـرا آنقدر تفصل در جـواب گفتی،
    با سلام و عرض ادب

    استاد گرامی جایی خوانده بود که تفصیل موسی سلام الله علی نبینا و آله و علیه به جهت آن بود که محب دوست دارد سخن را با محبوب به درازا کشاند و گرنه می توانست بگوید "هی عصای"!


    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 11 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود