جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مشاوره در مورد ملاک های انتخاب همسر

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,554
    حضور
    175 روز 11 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58344

    اشاره مشاوره در مورد ملاک های انتخاب همسر




    با نام و یاد دوست


    سلام

    یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

    لذا با توجه به اهمیت موضوع، سوال ایشان با حفظ امانت جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم سایت در این تاپیک درج می شود:




    با سلام
    دختری هستم که چند ماه دیگه وارد 28 سال میشم (تحصیلاتم فوق هست)، 6 سال تموم نذر و دعا کردم که خداوند برای ازدواجم کاری کنه. توی این 6 سال هر چی خواستگار اومد 80 درصدشون بخاطر وضعیت منزل مون چون اهل تجملات نیستیم به ما جواب منفی دادن. حتی مادر یکی از خواستگارام به خاطر مدل های میوه ناراحت شده بود...خلاصه توی این 6 سال 70 درصد خواستگارام از محله های بی فرهنگ تهران بودند. یا آدم های تازه به دوران رسیده بودند. 30 درصد بقیه رو هم که خانواده ام از پشت تلفن رد می کردند !!!

    بعد از این همه سال، دو تا خواستگارپیدا شده و من موندم چه کنم !!!
    فاکتورهای من ایمان و اخلاق و ولایت مداری و ماهواره و درآمد مناسب هست.

    آقای A : محل زندگی شمال شهر
    پدرشون خیلی سال ها پیش فوت شده است.
    وضعیت مالی خانواده از ما بالاتر است.
    شغل داره و درآمدش مناسب هست.
    وضعیت شغلی تهران هست.
    تحصیلات فوق لیسانس
    از نظر سنی 9 سال بزرگتر هست.
    خونه و ماشین داره.
    ماهواره نداره
    خمس میده و ولایت رو قبول داره.
    مرجع تقلیدش صانعی هست. ولی میگه همین طوری انتخاب کردم.
    برای ادامه تحصیل دکترا یک سال خارج از کشور بوده.

    آقای B : محل زندگی جنوب شهر
    پدرش مریض هست، احتمال داره تا 4-5 سال دیگه فوت کنه.
    وضعیت مالی خانواده از ما پایین تر است. یه جورایی هیچی ندارن.
    وضعیت شغلی معلوم نیست شاید تهران شاید شهرستان باشه.
    شغلی که داره درآمدش پایین هست.
    تحصیلات لیسانس
    از نظر سنی 3 سال بزرگتر هست.
    خونه و ماشین نداره.
    ماهواره داره ( میگه بخاطر وضعیت آنتن دهی هست) ولی من نمیدونم باید چطوری باور کنم.
    خمس میده و ولایت رو قبول داره.
    مرجع تقلیدش رهبری هست، به قول خودش.

    پدر و مادرم اهل تحقیق از خواستگار نیستن و این موضوع من رو اذیت می کنه.
    پدرم از مورد B خوشش اومده و میگه اگه با این شخص ازدواج نکنی فردا دیگه ممکن نیست آدم مناسبی پیدا بشه که هم از خونه ما خوشش بیاد و هم تو رو قبول کنه. و باید با افراد طلاق گرفته ازدواج کنی.

    منم موندم چه کنم !!! یک ماه هست که فقط دارم گریه می کنم، با این خرج و مخارج اجاره خونه توی تهران چه کار باید بکنم اگر بخوام با آقای B ازدواج کنم !!! از طرفی کارش معلوم نیست تهران باشه یا شهرستان و من زندگی در شهرستان روهم زیاد دوست ندارم. پدرم میگه زندگی با این شخص سختی داره و باید خودت رو آماده کنی ولی من تا حالا از نظر مالی سختی نکشیدم، نمیدونم چطور باید تحمل کنم !!!

    پدرم از مورد A هم خوشش نمیاد میگه اول اینکه نباید صانعی رو انتخاب می کرده اگر عمدا انتخاب کرده پس آدم خوبی نیست و اگر از روی عمد هم انتخاب نکرده پس عاقل نیست.
    پدرم در مورد A هم میگه این آدم عصبی هست و چون خیلی لاغر بود و موهاش کمی سفید شده بود و بخاطر وضعیت چشمش میگه حتما یا مریضی شدید داره یا اعتیاد داره. (روز خواستگاری ایشون، مردمک چشمش رو که من دیدم ،مردمک یکی از چشمانش خیلی بازتر از اون یکی چشم بود به صورت غیرعادی وهر دو چشم اصلا شبیه هم نبود)
    مورد A فقط یک جلسه صحبت کردیم و پدرم اجازه نمیده جلسه دیگه ای با ایشون صحبت کنم ولی میگه اگه خودت بخوای عواقبش با خودت !!! من موندم پدرم با یه جلسه بدون اینکه با خواستگار صحبت کنه، چطور فهمید این آدم عصبی هست و اعتیاد داره یا مریض هست !!!

    نمیدونم دیگه چی درست هست و چی غلط !!! چی کار باید بکنم ؟

    از اون طرف پدرم به خواهرم که 37 ساله هست اجازه داده با آدمی که شاید بویی ازایمان نبرده باشه و وضعیت مالی مناسبی نسبت به خانواده ما داره، ازدواج کنه... اونم بخاطر اینکه سن خواهرم داره خیلی بالا میره پدرم این مجوز رو داده...ولی چون من سنم پایین تر هست باید وضعیت بی پولی رو تحمل کنم... چون به قول پدرم پسر با ایمانی که پول هم داشته باشه وجود نداره.

    دلم به حال خودم میسوزه چرا پدر و مادرم وقتی 18 ساله بودم به فکر ازدواجم نبودن، حداقل اگه اون موقع ازدواج کرده بودم تا الان شاید با تلاش خودم و همسرم یه زندگی جم و جور داشتم. نه اینکه الان باید تلاش کنم تا 10 سال دیگه وقتی 40 ساله شدم تازه بتونم یه زندگی معمولی معمولی داشته باشم.

    لطفا راهنماییم کنید باید حرف پدرم رو قبول کنم ؟ یا باید همچنان منتظر بمانم ؟
    می ترسم از اینکه فردا حسرت زندگی مردم رو بخورم.


    با تشکر





    در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید




    ویرایش توسط ساعت شنی : ۱۳۹۴/۱۲/۱۲ در ساعت ۱۶:۳۸

  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,554
    حضور
    175 روز 11 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58344



    با نام و یاد دوست






    مشاوره در مورد ملاک های انتخاب همسر








    کارشناس بحث: استاد نشاط


  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    نوشته
    1,160
    حضور
    28 روز 23 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6896

    جمع بندی




    پرسش:
    در بین دو خواستگاری که یکی پولدار و دیگری بی پول هست مردد شده ام
    نظر پدرم در مورد خواستگار پول دار که مرجع تقلیدش آقای صانعی است منفی و در مورد خوستگار بی پول که مرجع تقلیدش رهبری است مثبت است در حالی که هر دو نفرشان اهل تقلید و خمس و ... هستند


    پاسخ:
    این دو مورد کیس را معرفی کردید، هر کدام خصوصیات خاص خودش را دارند و نمی شود هر دو را طرد و رد کرد.

    قبل از اینکه وارد بحث بشویم:
    اشاره کنم که ایراد گیری پدر تان از این آقا به خاطر مرجع تقلیدش و یا ظاهرش منطقی نیست.
    شاید بنده خدا به خاطر جهل و یا علتی این مرجع را قبول کرده، بالاخره همین که اهل تقلید و خمس هست، خودش امتیاز حساب می شود.
    پس می توانید خودتان خانواده را توجیه کنید، و بگویید با مشاور صحبت کرده‌ام و نظرش این است که مورد (الف) شرایطش خوب است، و باید تحقیق کنید، اگر اصرار کنید و پافشاری داشته باشید می توانید، یک بار دیگر با او صحبت کنید در صورتی که ملاک های شما را داشته باشد، و یک تحقیق از محل کار از دوستان و یا محل زندگی و یا از بستگان او بپرسید می توانید خیلی از اطلاعات جامع را بدست اورید.
    به هر حال نمی توان همین طوری قضاوت کرد و بگوییم با فلانی خوشبخت می شوید و یا طور دیگر.

    در مورد فرد (ب) هم اگر اهل دین و دیانت و نماز باشد، نگران مسأله شغل، معیشت و روزی نباشید، رزق و روزی دست خداست.
    اگر اهل کار و تلاش باشد، بالاخره خدا کمک می کند زندگی هم سرو سامان می گیرد.
    در هر صورت باید هر دو را تحقیق کنید، و وطبق ملاک های خودتان بسنجید، به هر حال شما باید با این خواستگار زندگی کنید، نه پدرتان.
    البته نظر ایشان را هم محترم بشمارید منتها در صورتی که منطقی نباشد، باید توجیه و قانع کنید که تصورش صحیح نیست.

    _ خلاصه کلام:
    1. هر چند در ظاهر شخص (الف) گزینه مناسبی به نظر می رسد، منتها باز باید تحقیق کرد. (و نمی شود همین طوری قضاوت کرد)

    2. اشکالاتی که پدر شریفتان وارد کرده به نظر می رسد، صحیح و منطقی نیست.

    3. در مورد شخص (ب) هم ایشان اگر اهل کار و تلاش باشد و همچنین اهل نماز، می شود زندگی کرد. (رزق و روزی هم دست خداست)
    البته با توجه به همان ملاک هایی که شما دارید در عین حال باید این گزینه را هم تحقیق کنید.

    4. در حد امکان سعی کنید خانواده را همراه و حامی خودتان قرار دهید. (از عمو، دایی و یا خواهر و یا هر کسی که می تواند در این امر به شما کمک کند حتما به کار گیرید.)

    5. شما که در نظرتان شخص متدین هست، مقید بودن خواستگار را به نماز حتما بپرسید.


    ویرایش توسط همکار تدوین : ۱۳۹۵/۰۴/۱۷ در ساعت ۱۹:۱۱ دلیل: همکار ویراستار تدوین

  7. صلوات ها 4


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود