صفحه 1 از 62 1231121314151 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بحثی در اعجاز قرآن

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    506
    حضور
    8 روز 8 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1144

    اشاره بحثی در اعجاز قرآن




    با سلام و عرض ادب. می‌خواستم تاپیک جدیدی ایجاد کنم دیدم این تاپیک باز است.

    در رابطه با موضوع تاپیک:

    سوال 1) منظور از اعجاز قرآن چیست؟ یعنی اگر بنده بخواهم حقانیت اسلام را با قرآن بسنجم کدام کار را باید انجام دهم؟
    الف) علم صرف و نحو بخوانم و بلاغت قرآن را بررسی کنم
    ب) علم تاریخ بخوانم و ببینم قرآن بهتر پیشگویی می‌کند یا دیگران.
    ج) علوم عقلی و تجربی را بخوانم و ببینم غنای علمی قرآن چگونه بشر را در رقابت با آن عاجز ساخته است.

    نقل قول نوشته اصلی توسط عمار نمایش پست ها
    با سلام. این مطالب اگر مستند به روایات باشند مورد پذیرش و قبول می باشند و ای کاش شما هم سند آن را ذکر می کردید. موفق باشید
    لطفا برای این که بنده کدام را باید انجام دهم از خود قرآن سند بیاورید. مثلا اگر اعجاز قرآن در فصاحت آن است لطفا بفرمایید خدا این را در کدام آیه اعجاز دانسته است.

    برای کمک به شما در جستجو، این‌ها جنبه‌هایی از قرآن هستند که زیاد دیده‌ام به عنوان معجزه مطرح شوند:
    • تحریف ناپذیری قرآن: اگر این معجزه باشد بنده می‌توانم با مثالی از تحریف اعجاز قرآن را رد کنم. البته این بستگی به تعریف شما از تحریف دارد. مثلا اگر بگویید قرآن تا آخرین حرف و اعرابش از سوی خداست، تاریخ کتابت قرآن تحریف را اثبات می‌کند. اما اگر قرآن را فقط کلام‌الله بدانید دیگر خیلی سخت می‌توانم تحریف را اثبات کنم. زیرا پیام قرآن از ابتدای نزولش تا کنون ثابت مانده. یادمان نرود در مورد چیستی قرآن نیز ملاک باید خود قرآن باشد، نه نظر شخصی ما.
    • فصاحت و بلاغت. مثلا اگر شیرینی و روانی الفاظ، جایگزین و ترادف ناپذیری در الفاظ قرآن معجزه باشد بنده می‌توانم با مثال‌هایی از الفاظ غیر شیرین و روان یا جایگزین‌پذیر اعجاز قرآن را رد کنم. اگر ملاک آرایه‌های ادبی باشد بنده می‌توانم متون ادبی زیادی را بیاورم که از آرایه‌های ادبی بیشتری استفاده کرده‌اند و بدین ترتیب نشان دهم بلاغت قرآن ضعیف‌تر از بلاغت بشر است. اگر ملاک، تناسب کلام با اقتضا = موضوع+مقصود باشد، بنده می‌توانم بسته به موضوع هر آیه از بین متون حقوقی، تاریخی و داستانی مثال‌هایی از کلام بلیغ‌تر بیاورم و خاص بودن کلام قرآن را رد کنم.
    • نبود تناقض نسخ، الفاظ، ادعاها، معانی، اهداف یا ... بسته به این که قرآن خود را از چه نوع تناقضی خالی بداند.
      • مثلا اگر قرآن خود را فاقد تناقض در ادعاها بداند باید دید آیا صرف و نحو برای رفع اختلاف ظاهری آیاتی چون «لکم دینکم و لی دین»، «آن الدین عندالله الاسلام»، «والنصارا و الصابئین من آمن ... فلهم اجرهم» کافی است؟
      • مثلا اگر قرآن خود را فاقد تناقض در معانی بداند باید دید قرآن کجاها دارای ادعای صریح است و همخوانی این ادعاها در چه حد است و چگونه می‌تواند با ریاضیات و فلسفه که روش‌های تفکر بی‌تناقض‌ بشری هستند رقابت کند.
      • مثلا اگر قرآن خود را خالی از تناقض مقصود بداند باید دید ناسخ و منسوخ قرآن از دید خودش چطور تعریف می‌شوند


    سوال 2) آیا تحدی صرفا یک روش اثبات اقتدار و اعجاز است (بنده قبول دارم) یا خودش هم معجزه‌ای تاریخی است؟
    اگر تحدی فقط روش اثبات اعجاز و اقتدار باشد

    • اولا تحدی قرآن برای معاصران اسلام هم حجت است. یعنی آنها حجت‌هایی بیش از من داشته‌اند و بی‌دینی من توجیه‌پذیرتر است.
    • دوما نمی‌توان گفت چون سالها گذشته و کسی مثل قرآن را نیاورده پس قرآن حقانیت دارد، بلکه بحث تحدی فقط در جایی مطرح می‌شود که کسی تحقیق را آغاز کند.
    • یعنی من می‌توانم همین الان تحدی کنم یا به تحدی پاسخ دهم.
    • سوما تحدی فقط جنبه‌ای از قرآن را اثبات می‌کند. مثلا اگر من توانم کتابی فصیح به عربی بیاورم و معلوم شود تسلط حضرت محمد به عربی کمتر از من است، آنگاه این سوال برایم پیش‌می‌آید که پس حضرت محمد این کتاب را از کجا آورده و ناچار می‌شوم بپذیرم از کسی گرفته که عربی‌اش از من بهتر است.

    اگر تحدی خود معجزه‌ای تاریخی باشد:

    • استناد به تاریخ تحدی صحیح است.
    • اما دیگر لازم نمی‌شود بنده شخصا به تحدی پاسخ دهم. بلکه می‌توانم با آوردن مثال‌هایی از افرادی که در طول تاریخ تحدی کرده‌اند و بی‌جواب مانده حقانیت آنها را اثبات کنم و ...

    در رابطه با پست اول تاپیک:
    سوال 3) از کدام آیه فهمیدیم خواص اوراد قرآن معجزه هستند؟ توجه فرمایید
    1. معجزه بودن اوراد بدین معناست که بنده می‌توانم با آوردن اوراد موثری که شامن‌های آفریقایی در درمان مردم + اثبات حقانیت خود می‌آورند آنها را به عنوان رقیب اسلام معرفی کنم.
    2. می‌توانم با آزمایش علمی و آماری در مورد اثر اوراد قرآن بر زندگی افراد نشان دهم که این اوراد موثرند یا خیر. اگر موثر نباشند قرآن در معجزه‌اش شکست می‌خورد، مگر این که ادعا نکرده باشد اورادش معجزه‌آسا هستند.
    3. می‌توانم نشان دهم فرص استامینوفن اثر آرام‌بخشی بیشتری نسبت به ذکر خدا دارد. یعنی قدرت سازنده‌ی آن از قدرت ذکر خدا بیشتر است. یعنی ذکر خدا عجز بشر را اثبات نمی‌کند.

    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۴/۱۲/۲۰ در ساعت ۰۰:۳۳

  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 16 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58289



    با نام و یاد دوست






    بحثی در اعجاز قرآن








    کارشناس بحث: استاد صادق

    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۴/۰۶/۰۸ در ساعت ۱۵:۵۷

  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,022
    حضور
    192 روز 9 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28749



    در ابتداباید معنا و حقیقت اعجاز و معجزه و شرایط آن ذکر شود تا ببینیم آیا این شرایط در قرآن موجود است.
    حقیقت اعجاز این است که مدّعی نبوت عمل خارق العاده را انجام دهد و دیگران را برای همانند آن دعوت کند اما آنان از آوردن مانند آن عاجز و ناتوان باشند.(1)
    قیود و شرایط مذکور در قرآن مجید دیده می‌شود، یعنی پیامبر اسلام با معجزه قرآن ادعای نبوت کرد و مردم را به
    هماوردی (تحدّی) فرا خواند تا جایی که حاضر شد کافران تنها یک سوره بیاورند و از تمام جهانیان برای ساختن سوره کمک بگیرند.(2)
    چهارده قرن است که این ندا در گوش جهانیان طنین انداز است، ولی کسی نتوانسته است در صحنه مبارزه گام بگذارد یا موفق شود.
    اعجاز قرآن صورت‏های مختلفی داردو تنها منحصر در اعجاز لفظی نیست. بلکه جنبه‌های مختلف و متعددی را شامل می‌شود.
    برخی از وجوه اعجاز قرآن چنین است:
    1- اعجاز طریقی:
    قرآن که حاوی هدف و معانی بلند و سخنان حکیمانه بوده و دانش‌های مختلف در آن جمع شده است، از طرف شخصی که امی بود و خواندن و نوشتن را نمی‌دانست، آورده شد..
    بر این اساس قران مجید روی کلمه امّی در مورد پیامبر(ص) مکرّر تکیه کرده و می‌فرماید: "پیش از این کتابی نمی‌خواندی و چیزی با دست خود نمی‌نوشتی تا مایه تردید و شک گمراهان گردد".(3)
    نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
    2- اعجاز لفظی:
    شیوه سخن گفتن قرآن طوری است که با آن چه بشر تا کنون شنیده و گفته، تفاوت زیاد دارد . زیبایی ظاهر و شیرینی بیان آن را هیچ کلامی ندارد، که علمای ادب از آن به فصاحت و بلاغت تعبیر می‌کنند.
    قرآن دارای سبک خاصی است که نظیر آن یافت نمی‌شود. از این رو "ولید بن مغیره" در مورد قرآن گفت: "از محمد سخنی شنیدم که نه شباهت به گفتار انسان‏ها دارد و نه پریان، گفتار او شیرینی خاصی دارد" اما او برای خنثی کردن تأثیر قرآن گفت: بگویید پیامبر ساحر است.(4)
    آیات 24 و 25 سوره مدثر ناظر به این جریان است. آهنگ مخصوص قرآن، ملال آور نبوده، بر اثر تکرار خواندن، صراحت و قاطعیت، متانت و عفّت بیان همه نشان دهنده زیبایی و هنر قرآن مجید است.
    یک آیه از قرآن، ابن مقفع، ادیب معروف را به زانو در آورد و آن آیه "یا ارض ابلعی ماءک..."(5) می‌باشد، زیرا در عین اختصار ماجرای طوفان نوح را با تعبیرات کوتاه و بسیار پر معنی شرح می‌دهد. به گفته بعضی از محقّقان 23 نکته از صنایع ادبی در همین آیه جمع است.(6)
    یکی از صاحب نظران می‌گوید: یک حرف از قرآن در جایگاهش معجزه است، زیرا آن حرف، کلمه‏ای را که در آن واقع شده نگاه می‌دارد و آن کلمه آیه را و آن آیه آیات بسیار را و همین راز اعجاز جاودانی قرآن است.(7)
    3- اعجاز معنایی:
    قرآن از نظر محتوا و بیان معارف الهی معجزه است، چون به شکل بسیار زیبایی مسائل مربوط به خدا و ماوراء الطبیعه را مطرح کرده و خداوند را به زیباترین وجه توصیف کرده است.
    آیاتی از قرآن منطبق بر قواعد علمی امروز است مانند جاذبه عمومی، آفرینش جهان، حرکت زمین، حرکت منظومه شمسی، زندگی در کرات دیگر، زوجیت گیاهان، زوجیت عمومی، علل نزول باران و غیره.(8) این حقایق در گذشته برای بشر ناشناخته بوده و برخی از موارد آن هم چنان مجهول است.
    در این زمینه هزاران کتاب و مقاله توسط دانشمندان در رشته‏های مختلف علوم به نگارش در آمده و همه از عظمت قرآن و تطبیق آیات با جدیدترین رهیافت‏های دانش بشری سخن گفته‏اند:
    موریس بوکای در کتاب "مقایسه‏ای میان تورات انجیل و قرآن و علم" پس از تطبیق آیات قرآن با دستاوردهای علمی می‌گوید: "چگونه می‌توان از تطبیق قرآن با جدیدترین فرآورده‏های علمی بشر در شگفت فرو نرفت و آن را اعجاز به حساب نیاورد؟!"
    جالب آن که در مفاد آیات قرآن کوچک‏ترین اختلافی وجود ندارد و این یکی دیگر از نشانه‏های اعجاز قرآن در بخش اعجاز معنایی است. قرآن مجید به این حقیقت اشاره کرده: "آیا درباره قرآن نمی‌اندیشند که اگر از سوی غیر خدا بود، اختلافات فراوانی در آن می‌یافتید".(9)
    4- اعجاز در پیشگویی‏های تاریخی مانند غلبه روم بر ایران‏
    5- اعجاز در بیان رخدادهای تاریخی پیشین.
    6- جامع بودن دانش‏های مختلف.
    قرآن نه کتاب حقوقی است، نه اخلاقی، نه کلامی و اعتقادی، نه تاریخی، نه علوم بلاغی و لغت و نه رشته خاص علمی و... اما در عین حال، همه این دانش‏ها را در خود جمع کرده است.

    پی‌نوشت‏ها:
    1. جعفر سبحانی، الهیات و معارف اسلامی، ص 262.
    2. بقره (2) آیه 23.
    3. عنکبوت (29) آیه 48.
    4. مجمع البیان، ج 9، ص 387.
    5. هود (11) آیه 44.
    6. مکارم شیرازی، پیام قرآن، ج 8، ص 122.
    7. محمد تقی شریعتی، تفسیر نوین، قسمت مقدمه، ص 52.
    8. مکارم شیرازی، پیام قرآن، ج 8، ص 190 - 180.
    9. نساء (4) آیه 82.

  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    506
    حضور
    8 روز 8 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1144



    مقدمه
    جناب صادق، کلام شما هم مثل خودم خیلی سنگین است و هر چه نوشتم و پاک کردم نتوانستم به یک توافق و جمع بندی بین پست خودم و پست شما برسم. به هر حال از پست شما سپاس‌گزارم. بنابرین در این پست سعی می‌کنم:
    1. به جای پاسخ دقیق به گفته‌های شما نظراتتان را تا هر مقدار که می‌توانم بفهمم و با آن نظرات خودم را بهبود دهم.
    2. به زبان ساده، علمی، بی‌طرف صحبت کنم.
    3. با مثال صحبت کنم.

    از شما هم همین خواهش را دارم. می‌‌دانم که این کار سخت است و از شما انتظار موفقیت در آن ندارم. بنابرین اگر نتوانستید اشکالی ندارد و بنده موضوع را در تاپیک دیگری دنبال می‌کنم. البته مشکل فقط زبان ادبی شما نیست. دیدگاه شما هم خیلی ارزشی است. چنان در مورد «طنین ندای معجزه در گوش هماوردان کافر» سخن می‌گویید که فهم هر لعتش یک ربع زمان می‌برد. لذا پیشنهاد دیگرم این است که بحث را به یک کارشناس مسلط بر فلسفه که ادبیاتش ضعیف است واگذار فرمایید تا شما نیز از زحمت ساده و بی‌طرف و منطقی صحبت کردن آزاد شوید. با تشکر.

    با این حال اگر شما نیز بتوانید این کارها را انجام دهید، می‌توانیم به سمت توافق پیش برویم. یعنی چیزهایی که هر دو قبول داریم شناسایی کنیم و با استفاده از آنها قرآن را بررسی کنیم و ببینیم چه تحدی و اعجاز و خرق عادتی در آن هست.
    معجزه کجا به درد می‌خوره؟

    با توجه به نقل قول شما از جعفر سبحانی، الهیات و معارف اسلامی، ص 262 می‌توانم بپذیرم:
    1. اگر کسی معجزه کند، یعنی کسی را به عجز و ناتوانی بیندازد، توانا است.
    مثلا اگر من و شما جمله‌ای به عربی بگوییم که آرایه‌های ادبی جمله‌ی شما از من بیشتر باشد، معلوم می‌شود مهارت شما در ادبیات عربی از من بیشتر است.
    2. اگر معجزه به صورت خرق عادت باشد، یعنی کاری غیر عادی انجام شود باید پرسید چگونه ممکن است فرد این کار را انجام دهد.
    مثلا چون ادبیات من خیلی ضعیف است وقتی شما فصاحت و بلاغت به خرج می‌دهید من فقط می‌توانم باور کنم که شما از من ضعیف‌تر نیستید. یعنی کمی استعداد، مهارت، تمرین یا تعلیمات ادبیات دارید. اما نمی‌فهمم شما چقدر قوی هستید. با این حال
    مثلا چون فیزیک من خیلی قوی است اگر شما مقداری آب خلق کنید، من که به دلیل حجم عظیم تحصیلات فیزیکی‌ام این کار را کاملا غیر ممکن می‌دانم، فورا می‌فهمم این کار شما کاملا غیر عادی است. از طرفی چون شما را بشری مانند خودم می‌دانم باورم نمی‌شود که این کار را خودتان انجام داده باشید و برایم سوال پیش می‌آید که آیا در حال فریب دادن من هستید؟ اگر نه از کجا کمک گرفتید؟ یعنی تحقیق بر من واجب می‌شود. البته هنوز پاسخ واجب نمی‌شود.
    3. لازم نیست شما خودتان خرق عادت کنید. با نشان دادن خرق عادت دیگران نیز می‌توانید حقانیت ادعای خود و دیگران را اثبات کنید.
    مثلا اگر من بگویم ماده به وجود نمی‌آید و از بین نمی‌رود و شما مرا نزد کسی که آب خلق می‌کند ببرید هم حق با شما خواهد بود.
    4. حال اگر تحدی کنید، یعنی از من بخواهید کاری مانند/بهتر از شما یا دوستتان انجام دهم، و من نتوانم این کار را بکنم، اولا دیگر نمی‌توانم ادعاهای شما را نفی کنم و دوما پاسخ بر من واجب می‌شود.
    مثلا اگر من نتوانم آب یا فلز یا ... را خلق یا نابود کنم اولا دیگر نمی‌توانم بگویم این کار مثل تبدیلات شیمیایی عادی است و در مقابل زحمتی که شما برای معجره کشیدید پاسخ بر من واجب می‌شود. یعنی باید تمام سوالاتی که تا اینجا برایم پیش آمده بود را جواب دهم. وگرنه نسبت به شما کوتاهی کرده‌ام.
    5. حال که شما پاسخ را بر من واجب ساختید می‌توانید از من بخواهید تا زمانی که پاسخی برای شما ندارم به توضیح خود شما در مورد عملتان اعتماد کنم = پیروی کنم.
    مثلا اگر شما بدون این که یک ماه هم کیمیا خوانده باشید مس را به طلا تبدیل کنید من بدون این که یک ماه تحقیق کنم باید از شما پیروی کنم.
    معجزه کجا فایده نداره؟
    معجزه+خرق عادت+تحدی محدودیت‌هایی هم دارد:

    1. خرق عادت رابطه‌ی فرد با قدرتی برتر را اثبات می‌کند. این که آن قدرت کیست اثبات نمی‌شود. این را پیامبر می‌گوید.
    2. تا زمانی که من اهمیت معجزه را درک نکنم، علت پیروی من از قدرت برتر حقانیت او نیست. تقوا=ترس است. یعنی اگر من نفهمم که خلقت ماده به معنی وجود خدایی قائم به ذات، خالق، مدبر، حکیم و دلسوز است نمی‌توانم قبول کنم که پیامبر راست می‌گوید. فقط چون زورم به او نمی‌رسد از او پیروی می‌کنم.
    3. فقط تا جایی می‌توان به پیامبر اعتماد کرد که ادعاهای او از معجزاتش بزرگ‌تر نباشند.
    4. بعضی ادیان در شرایطی اراتداد را حرام می‌دانند. فردی که در آن شرایط قرار گیرد نباید از آن ادیان پیروی کند. زیرا اگر بعدا معلوم شود نادرست هستند دیگر راهی برای خروج از دین ندارد. مثل من.
    5. لزوم ایمان با معجزه اثبات نمی‌شود. بلکه یک بحث دانش‌شناسی می‌خواهد که بنده جایی ندیده‌ام. حتی بحث‌های زیادی در مذمت ایمان دیده‌ام.

    در ادعای معجزه پیامبر مدعی است و شما شاهدید. اما تا زمانی که لزوم ایمان را ثابت نکنید. من متهم نیستم بلکه قاضی هستم.

    1. متهم نیستم زیرا اتهام نیازمند مدرکی از عملکرد بد من است، نه مدرکی از توانایی پیامبر.
    2. قاضی هستم زیرا شما می‌خواهید نبوت را به «من» اثبات کنید.

    لطفا تحدی را اصولی و قرآنی بیان و بررسی کنید.
    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    پیامبر اسلام با معجزه قرآن ادعای نبوت کرد و مردم را به هماوردی (تحدّی) فرا خواند تا جایی که حاضر شد کافران تنها یک سوره بیاورند و از تمام جهانیان برای ساختن سوره کمک بگیرند.(2) چهارده قرن است که این ندا در گوش جهانیان طنین انداز است، ولی کسی نتوانسته است در صحنه مبارزه گام بگذارد یا موفق شود.
    ای کاش کمی ساده‌تر می‌نوشتید. خب این واقعا یعنی چه؟
    • بنده درک می‌کنم پیامبر یک نفر یا «هر کس» را به تحدی دعوت کنه. ولی یعنی چه که یک نفر «همه کس» رو به تحدی دعوت کنه؟ بنده نتونستم طرفین این روابط اجتماعی رو منطقی تعریف کنم.
    • اگه موفق بشن یا نشن این چی رو ثابت می‌کنه؟ چطور ثابت می‌کنه. بنده نتونستم مثل بالا دقیق فرمول‌بندی کنم.
    • یعنی چه که از هم کمک بگیرند. اون وقت قاضی در تحدی کدومشونه؟
    • قرآن کجا کافران را دعوت به تحدی کرده؟ مثلا آیه 23 بقره گفته اگر در این قرآن شک دارید یک سوره بیاورید. این خطاب به شکاکان است، نه کافران.
    • یعنی چه که قرآن کافری را به تحدی دعوت کند؟ کافر یعنی کسی که حقیقت را پوشانده. اگر کسی واقعا کافر باشد که راه مخالفت با حقیقت را برگزیده و معجزه آوردن برایش بی‌معنی است. اگر هم فقط مسلمان نباشد، کافر خطاب کردن او توهین و ناسزا است و «تحدی + توهین» نوعی برخورد احساسی است، نه نوعی برهان منطقی.
    • کافر دیگر یعنی چه؟ کافر یعنی پوشاننده. کسی که حقیقت را بپوشاند. اگر طرف کافر است که دیگر موضعش مشخص است. او نمی‌خواهد حقیقت را بداند.
    • آیه 23 سوره‌ی بقره آیه محبوب من است و خیلی هم دقیق است. این‌ها که گفتید اصلا در این آیه نیست. مثلا گفته وادعوا شهدائکم. یعنی شاهدانتان را بیاورید. یعنی از دیگران تایید بگیرید. نه این که از دیگران کمک بگیرید.
    • یعنی چه چهارده قرن است؟ تحدی یکی از قدم‌های پنچگانه‌ی فوق است. خودش معجزه نیست که هر قدر زمان بیشتری بگذرد ارزشش بیشتر شود. در این صورت عرض شد که من نیز می‌توانم مثال‌های از کسانی که تحدی کرده‌اند و بی جواب مانده بیاورم. البته قرآن که خودش معجزه است ممکن است با گذر زمان ارزشش بیشتر شود.
    • یعنی چه چهارده قرن است که کسی نتوانسته. مگر توانایی‌های دیگران هم برای من حجت است؟ در این صورت می‌توانم به جای آنکه خودم کتابی مثل قرآن بیاورم کتاب‌هایی بی‌مانند از دیگران بیاورم که از فلان جنبه یا حتی همه‌ی جنبه‌ها از قرآن برتراند. البته موضوعشان می‌تواند متفاوت باشد، زیرا موضوعات بر هم برتری ندارند.
    • مبارزه؟ کجای قرآن از مبارزه در مورد تحدی حرف زده؟
    • اگر تحدی واقعا مبارزه باشد فقط ارزش کاربردی دارد. ارزش علمی ندارد و چیزی را اثبات نمی‌کند.

    مصادیق تحدی
    خوشبختانه نظر من و شما در این که کدام جنبه‌ها از قرآن تحدی هستند خیلی نزدیک است و می‌توانیم به سرعت بحث را پیش ببریم. اما اولا تا در موارد بالا توافق نشود نمی‌توانم ادامه دهم و دوما زبان شما حتی در مصادیق تحدی چنان برایم سنگین است که نمی‌توانم آن را بفهمم
    نتیجه
    این پست از من انرژی زیادی گرفت. لطفا با توجه به این که ما قبلا هم در پیام خصوصی بحث‌های زیادی داشتیم و با هم خوب پیش نمی‌رویم پیش از آن که به پاسخ فکر کنید، ببینید آیا بحث ما با هم از نظر هر دوی ما مفید است؟
    ویرایش توسط armandaneshjoo : ۱۳۹۴/۰۶/۰۲ در ساعت ۱۹:۳۲

  9. صلوات ها 10


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,022
    حضور
    192 روز 9 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28749



    نقل قول نوشته اصلی توسط armandaneshjoo نمایش پست ها
    مقدمه
    جناب صادق، کلام شما هم مثل خودم خیلی سنگین است و هر چه نوشتم و پاک کردم نتوانستم به یک توافق و جمع بندی بین پست خودم و پست شما برسم. به هر حال از پست شما سپاس‌گزارم. بنابرین در این پست سعی می‌کنم:
    1. به جای پاسخ دقیق به گفته‌های شما نظراتتان را تا هر مقدار که می‌توانم بفهمم و با آن نظرات خودم را بهبود دهم.
    2. به زبان ساده، علمی، بی‌طرف صحبت کنم.
    3. با مثال صحبت کنم.

    از شما هم همین خواهش را دارم. می‌‌دانم که این کار سخت است و از شما انتظار موفقیت در آن ندارم. بنابرین اگر نتوانستید اشکالی ندارد و بنده موضوع را در تاپیک دیگری دنبال می‌کنم. البته مشکل فقط زبان ادبی شما نیست. دیدگاه شما هم خیلی ارزشی است. چنان در مورد «طنین ندای معجزه در گوش هماوردان کافر» سخن می‌گویید که فهم هر لعتش یک ربع زمان می‌برد. لذا پیشنهاد دیگرم این است که بحث را به یک کارشناس مسلط بر فلسفه که ادبیاتش ضعیف است واگذار فرمایید تا شما نیز از زحمت ساده و بی‌طرف و منطقی صحبت کردن آزاد شوید. با تشکر.

    با این حال اگر شما نیز بتوانید این کارها را انجام دهید، می‌توانیم به سمت توافق پیش برویم. یعنی چیزهایی که هر دو قبول داریم شناسایی کنیم و با استفاده از آنها قرآن را بررسی کنیم و ببینیم چه تحدی و اعجاز و خرق عادتی در آن هست.
    معجزه کجا به درد می‌خوره؟

    با توجه به نقل قول شما از جعفر سبحانی، الهیات و معارف اسلامی، ص 262 می‌توانم بپذیرم:
    1. اگر کسی معجزه کند، یعنی کسی را به عجز و ناتوانی بیندازد، توانا است.
    مثلا اگر من و شما جمله‌ای به عربی بگوییم که آرایه‌های ادبی جمله‌ی شما از من بیشتر باشد، معلوم می‌شود مهارت شما در ادبیات عربی از من بیشتر است.
    2. اگر معجزه به صورت خرق عادت باشد، یعنی کاری غیر عادی انجام شود باید پرسید چگونه ممکن است فرد این کار را انجام دهد.
    مثلا چون ادبیات من خیلی ضعیف است وقتی شما فصاحت و بلاغت به خرج می‌دهید من فقط می‌توانم باور کنم که شما از من ضعیف‌تر نیستید. یعنی کمی استعداد، مهارت، تمرین یا تعلیمات ادبیات دارید. اما نمی‌فهمم شما چقدر قوی هستید. با این حال
    مثلا چون فیزیک من خیلی قوی است اگر شما مقداری آب خلق کنید، من که به دلیل حجم عظیم تحصیلات فیزیکی‌ام این کار را کاملا غیر ممکن می‌دانم، فورا می‌فهمم این کار شما کاملا غیر عادی است. از طرفی چون شما را بشری مانند خودم می‌دانم باورم نمی‌شود که این کار را خودتان انجام داده باشید و برایم سوال پیش می‌آید که آیا در حال فریب دادن من هستید؟ اگر نه از کجا کمک گرفتید؟ یعنی تحقیق بر من واجب می‌شود. البته هنوز پاسخ واجب نمی‌شود.
    3. لازم نیست شما خودتان خرق عادت کنید. با نشان دادن خرق عادت دیگران نیز می‌توانید حقانیت ادعای خود و دیگران را اثبات کنید.
    مثلا اگر من بگویم ماده به وجود نمی‌آید و از بین نمی‌رود و شما مرا نزد کسی که آب خلق می‌کند ببرید هم حق با شما خواهد بود.
    4. حال اگر تحدی کنید، یعنی از من بخواهید کاری مانند/بهتر از شما یا دوستتان انجام دهم، و من نتوانم این کار را بکنم، اولا دیگر نمی‌توانم ادعاهای شما را نفی کنم و دوما پاسخ بر من واجب می‌شود.
    مثلا اگر من نتوانم آب یا فلز یا ... را خلق یا نابود کنم اولا دیگر نمی‌توانم بگویم این کار مثل تبدیلات شیمیایی عادی است و در مقابل زحمتی که شما برای معجره کشیدید پاسخ بر من واجب می‌شود. یعنی باید تمام سوالاتی که تا اینجا برایم پیش آمده بود را جواب دهم. وگرنه نسبت به شما کوتاهی کرده‌ام.
    5. حال که شما پاسخ را بر من واجب ساختید می‌توانید از من بخواهید تا زمانی که پاسخی برای شما ندارم به توضیح خود شما در مورد عملتان اعتماد کنم = پیروی کنم.
    مثلا اگر شما بدون این که یک ماه هم کیمیا خوانده باشید مس را به طلا تبدیل کنید من بدون این که یک ماه تحقیق کنم باید از شما پیروی کنم.
    معجزه کجا فایده نداره؟
    معجزه+خرق عادت+تحدی محدودیت‌هایی هم دارد:

    1. خرق عادت رابطه‌ی فرد با قدرتی برتر را اثبات می‌کند. این که آن قدرت کیست اثبات نمی‌شود. این را پیامبر می‌گوید.
    2. تا زمانی که من اهمیت معجزه را درک نکنم، علت پیروی من از قدرت برتر حقانیت او نیست. تقوا=ترس است. یعنی اگر من نفهمم که خلقت ماده به معنی وجود خدایی قائم به ذات، خالق، مدبر، حکیم و دلسوز است نمی‌توانم قبول کنم که پیامبر راست می‌گوید. فقط چون زورم به او نمی‌رسد از او پیروی می‌کنم.
    3. فقط تا جایی می‌توان به پیامبر اعتماد کرد که ادعاهای او از معجزاتش بزرگ‌تر نباشند.
    4. بعضی ادیان در شرایطی اراتداد را حرام می‌دانند. فردی که در آن شرایط قرار گیرد نباید از آن ادیان پیروی کند. زیرا اگر بعدا معلوم شود نادرست هستند دیگر راهی برای خروج از دین ندارد. مثل من.
    5. لزوم ایمان با معجزه اثبات نمی‌شود. بلکه یک بحث دانش‌شناسی می‌خواهد که بنده جایی ندیده‌ام. حتی بحث‌های زیادی در مذمت ایمان دیده‌ام.

    در ادعای معجزه پیامبر مدعی است و شما شاهدید. اما تا زمانی که لزوم ایمان را ثابت نکنید. من متهم نیستم بلکه قاضی هستم.

    1. متهم نیستم زیرا اتهام نیازمند مدرکی از عملکرد بد من است، نه مدرکی از توانایی پیامبر.
    2. قاضی هستم زیرا شما می‌خواهید نبوت را به «من» اثبات کنید.

    لطفا تحدی را اصولی و قرآنی بیان و بررسی کنید.

    ای کاش کمی ساده‌تر می‌نوشتید. خب این واقعا یعنی چه؟
    • بنده درک می‌کنم پیامبر یک نفر یا «هر کس» را به تحدی دعوت کنه. ولی یعنی چه که یک نفر «همه کس» رو به تحدی دعوت کنه؟ بنده نتونستم طرفین این روابط اجتماعی رو منطقی تعریف کنم.
    • اگه موفق بشن یا نشن این چی رو ثابت می‌کنه؟ چطور ثابت می‌کنه. بنده نتونستم مثل بالا دقیق فرمول‌بندی کنم.
    • یعنی چه که از هم کمک بگیرند. اون وقت قاضی در تحدی کدومشونه؟
    • قرآن کجا کافران را دعوت به تحدی کرده؟ مثلا آیه 23 بقره گفته اگر در این قرآن شک دارید یک سوره بیاورید. این خطاب به شکاکان است، نه کافران.
    • یعنی چه که قرآن کافری را به تحدی دعوت کند؟ کافر یعنی کسی که حقیقت را پوشانده. اگر کسی واقعا کافر باشد که راه مخالفت با حقیقت را برگزیده و معجزه آوردن برایش بی‌معنی است. اگر هم فقط مسلمان نباشد، کافر خطاب کردن او توهین و ناسزا است و «تحدی + توهین» نوعی برخورد احساسی است، نه نوعی برهان منطقی.
    • کافر دیگر یعنی چه؟ کافر یعنی پوشاننده. کسی که حقیقت را بپوشاند. اگر طرف کافر است که دیگر موضعش مشخص است. او نمی‌خواهد حقیقت را بداند.
    • آیه 23 سوره‌ی بقره آیه محبوب من است و خیلی هم دقیق است. این‌ها که گفتید اصلا در این آیه نیست. مثلا گفته وادعوا شهدائکم. یعنی شاهدانتان را بیاورید. یعنی از دیگران تایید بگیرید. نه این که از دیگران کمک بگیرید.
    • یعنی چه چهارده قرن است؟ تحدی یکی از قدم‌های پنچگانه‌ی فوق است. خودش معجزه نیست که هر قدر زمان بیشتری بگذرد ارزشش بیشتر شود. در این صورت عرض شد که من نیز می‌توانم مثال‌های از کسانی که تحدی کرده‌اند و بی جواب مانده بیاورم. البته قرآن که خودش معجزه است ممکن است با گذر زمان ارزشش بیشتر شود.
    • یعنی چه چهارده قرن است که کسی نتوانسته. مگر توانایی‌های دیگران هم برای من حجت است؟ در این صورت می‌توانم به جای آنکه خودم کتابی مثل قرآن بیاورم کتاب‌هایی بی‌مانند از دیگران بیاورم که از فلان جنبه یا حتی همه‌ی جنبه‌ها از قرآن برتراند. البته موضوعشان می‌تواند متفاوت باشد، زیرا موضوعات بر هم برتری ندارند.
    • مبارزه؟ کجای قرآن از مبارزه در مورد تحدی حرف زده؟
    • اگر تحدی واقعا مبارزه باشد فقط ارزش کاربردی دارد. ارزش علمی ندارد و چیزی را اثبات نمی‌کند.

    مصادیق تحدی
    خوشبختانه نظر من و شما در این که کدام جنبه‌ها از قرآن تحدی هستند خیلی نزدیک است و می‌توانیم به سرعت بحث را پیش ببریم. اما اولا تا در موارد بالا توافق نشود نمی‌توانم ادامه دهم و دوما زبان شما حتی در مصادیق تحدی چنان برایم سنگین است که نمی‌توانم آن را بفهمم
    نتیجه
    این پست از من انرژی زیادی گرفت. لطفا با توجه به این که ما قبلا هم در پیام خصوصی بحث‌های زیادی داشتیم و با هم خوب پیش نمی‌رویم پیش از آن که به پاسخ فکر کنید، ببینید آیا بحث ما با هم از نظر هر دوی ما مفید است؟
    سلام علیکم .
    اولا - اینهمه نوشتید ولی دو کلمه سلام +علیکم ننوشتید !!
    خوش انصاف سلام جز اداب اجتماعی واخلاق انسانی است کجایی ؟؟!!
    ثانیا ـ چنان که خود گفته اید :

    نتیجه
    این پست از من انرژی زیادی گرفت.

    پس خوب است به جای این همه زحمت دو کلمه کوتاه ومفید سوال تان را مطرح می کردید تا جوابی تقدیم می شد .
    از این گذشته چند بار به جناب تان توصیه شد که شبهه ها وسوالات خود را کوتاه وبه تدریج وبدور از جدل مطرح نماید تا جواب اراء واز این منجلاب نجات پیدا نماید .
    ثالثا - بیا پسر خوب باش دست از توهمات بی فایده بر دارد سوال نما جواب دریافت کن .
    ( البته از طریق خصوصی بلکه عمومی )


  11. صلوات ها 7


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    506
    حضور
    8 روز 8 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1144



    با سلام.
    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    سلام علیکم .
    اولا - اینهمه نوشتید ولی دو کلمه سلام +علیکم ننوشتید !! خوش انصاف سلام جز اداب اجتماعی واخلاق انسانی است کجایی ؟؟!!
    ثانیا ـ چنان که خود گفته اید البته از طریق خصوصی بلکه عمومی )
    نتیجه: این پست از من انرژی زیادی گرفت.
    پس خوب است به جای این همه زحمت دو کلمه کوتاه ومفید سوال تان را مطرح می کردید تا جوابی تقدیم می شد .
    از این گذشته چند بار به جناب تان توصیه شد که شبهه ها وسوالات خود را کوتاه وبه تدریج وبدور از جدل مطرح نماید تا جواب اراء واز این منجلاب نجات پیدا نماید .
    ثالثا - بیا پسر خوب باش دست از توهمات بی فایده بر دارد سوال نما جواب دریافت کن .
    خب به نظر می‌رسد هم در مقدمات توافق کافی داریم و هم زبان هم را خوب می‌فهمیم.

    پاسخ به تحدی قرآن
    سوره قصص آیه 49: بگو پس اگر راست مى‏گوييد كتابى از جانب خدا بياوريد كه از اين دو [تورات و قرآن] هدايت كننده ‏تر باشد تا پيرويش كنم (۴۹)
    بنا بر این تحدی تورات در زمان پیامبر موجود بوده و پیامبر آن را به همراه قرآن هدایت کننده ترین کتب می‌دانستند و بنابرین کتابی الهی و تحریف نشده است.

    سوره احقاف، آیه‌ی 10:
    بگو به من خبر دهيد اگر اين [قرآن] از نزد خدا باشد و شما بدان كافر شده باشيد و شاهدى از فرزندان اسرائيل به مشابهت آن [با تورات] گواهى داده و ايمان آورده باشد و شما تكبر نموده باشيد [آيا باز هم شما ستمكار نيستيد] البته خدا قوم ستمگر را هدايت نمىیكند (۱۰)
    بنا بر این آیه تورات «مثل» قرآن است.

    اما بنابر مدارک موجود تورات کتابی الهی نیست و به دست بشر نوشته شده.

    • این آیه تورات و قرآن را هدایت‌کننده‌ترین کتاب ها می‌خواند.
    • ضمنا می‌گوید از «این» دو. یعنی به تورات زمان پیامبر (1400 سال پیش) اشاره می‌کند. یعنی تورات در آن زمان هم موجود بوده و هم تحریف نشده بوده.
    • نسخه‌هایی از تورات 1900 سال پیش از دریای مرده در فلسطین در دست ماست که نشان می‌دهد آن تورات تفاوت محدودی با تورات امروزی دارد. اما نسخه‌ای از تورات پیش از آن در دست ما نیست، زیرا بنا بر روایات تاریخی و تفاوت‌های عهد قدیم با تورات و نظریات توجیه این تفاوت‌ها تا زمانی که مسیحیان عهد قدیم را جمع بندی نکردند، یهودیان هم تورات را جمع بندی نکرده بودند.
    • بنا بر فرضیه مستندات و فرضیات جایگزین آن چهار کتاب اول تورات عبری را سه گروه J و E و P نوشته‌اند و کتاب پنجم و ششم را نیز گروه D نوشته اند. نویسنده‌ی این فرضیه آن را به خوبی بر تاریخ تطبیق داده. البته او مدارک کافی نداشته. اما دانشمندان تا اواخر قرن 20 با تکمیل مدارک فرضیه‌ی او را اصلاح کردند. روایت تاریخی، روش نگارش و تحریف تورات و مدارک آن را می‌توانید در کتاب تاریخچه‌ی خدا اثر کارن آرمسترانگ. (رایگان نگاه گنید به: مقاله، مستند، کلیپ، کسانی که آن را خوانده اند) بخوانید. بنده در این پست و این پست و پست‌های بعد از آن توضیحات لازم را آورده‌ام و به سوالات پاسخ داده‌ام.

    بنابرین تورات اسطوره‌های کنعانیان و اسرائیلیان بت‌پرست بود. یوشعا و اشعیای دوم آن را تحریف کردند و به آن رنگ یکتاپرستی و یکتا باوری زدند. تورات چه در فرم اولیه، چه در فرم 1900 سال پیش، چه در فرمی که مطابق آیه‌ی فوق در زمان پیامبر موجود بوده است و چه در فرم عبری امروزی کتابی است که بشر نوشته.

    نتیجه: قرآن می‌گوید «تورات کتابی مثل قرآن است» و ما می‌دانیم تورات به دست بشر نوشته شده. پس تورات پاسخ تحدی قرآن است.
    ویرایش توسط armandaneshjoo : ۱۳۹۴/۰۶/۰۳ در ساعت ۲۰:۵۱

  13. صلوات ها 8


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,022
    حضور
    192 روز 9 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28749



    نقل قول نوشته اصلی توسط armandaneshjoo نمایش پست ها
    با سلام.

    خب به نظر می‌رسد هم در مقدمات توافق کافی داریم و هم زبان هم را خوب می‌فهمیم.

    پاسخ به تحدی قرآن
    سوره قصص آیه 49: بگو پس اگر راست مى‏گوييد كتابى از جانب خدا بياوريد كه از اين دو [تورات و قرآن] هدايت كننده ‏تر باشد تا پيرويش كنم (۴۹)
    بنا بر این تحدی تورات در زمان پیامبر موجود بوده و پیامبر آن را به همراه قرآن هدایت کننده ترین کتب می‌دانستند و بنابرین کتابی الهی و تحریف نشده است.

    سوره احقاف، آیه‌ی 10:
    بگو به من خبر دهيد اگر اين [قرآن] از نزد خدا باشد و شما بدان كافر شده باشيد و شاهدى از فرزندان اسرائيل به مشابهت آن [با تورات] گواهى داده و ايمان آورده باشد و شما تكبر نموده باشيد [آيا باز هم شما ستمكار نيستيد] البته خدا قوم ستمگر را هدايت نمىیكند (۱۰)
    بنا بر این آیه تورات «مثل» قرآن است.

    اما بنابر مدارک موجود تورات کتابی الهی نیست و به دست بشر نوشته شده.

    • این آیه تورات و قرآن را هدایت‌کننده‌ترین کتاب ها می‌خواند.
    • ضمنا می‌گوید از «این» دو. یعنی به تورات زمان پیامبر (1400 سال پیش) اشاره می‌کند. یعنی تورات در آن زمان هم موجود بوده و هم تحریف نشده بوده.
    • نسخه‌هایی از تورات 1900 سال پیش از دریای مرده در فلسطین در دست ماست که نشان می‌دهد آن تورات تفاوت محدودی با تورات امروزی دارد. اما نسخه‌ای از تورات پیش از آن در دست ما نیست، زیرا بنا بر روایات تاریخی و تفاوت‌های عهد قدیم با تورات و نظریات توجیه این تفاوت‌ها تا زمانی که مسیحیان عهد قدیم را جمع بندی نکردند، یهودیان هم تورات را جمع بندی نکرده بودند.
    • بنا بر فرضیه مستندات و فرضیات جایگزین آن چهار کتاب اول تورات عبری را سه گروه J و E و P نوشته‌اند و کتاب پنجم و ششم را نیز گروه D نوشته اند. نویسنده‌ی این فرضیه آن را به خوبی بر تاریخ تطبیق داده. البته او مدارک کافی نداشته. اما دانشمندان تا اواخر قرن 20 با تکمیل مدارک فرضیه‌ی او را اصلاح کردند. روایت تاریخی، روش نگارش و تحریف تورات و مدارک آن را می‌توانید در کتاب تاریخچه‌ی خدا اثر کارن آرمسترانگ. (رایگان نگاه گنید به: مقاله، مستند، کلیپ، کسانی که آن را خوانده اند) بخوانید. بنده در این پست و این پست و پست‌های بعد از آن توضیحات لازم را آورده‌ام و به سوالات پاسخ داده‌ام.

    بنابرین تورات اسطوره‌های کنعانیان و اسرائیلیان بت‌پرست بود. یوشعا و اشعیای دوم آن را تحریف کردند و به آن رنگ یکتاپرستی و یکتا باوری زدند. تورات چه در فرم اولیه، چه در فرم 1900 سال پیش، چه در فرمی که مطابق آیه‌ی فوق در زمان پیامبر موجود بوده است و چه در فرم عبری امروزی کتابی است که بشر نوشته.

    نتیجه: قرآن می‌گوید «تورات کتابی مثل قرآن است» و ما می‌دانیم تورات به دست بشر نوشته شده. پس تورات پاسخ تحدی قرآن است.
    علیکم السلام .
    - قرار شد جدل نکنید سوال ها وشبه ها تان کوتاه مطح نماید تا جواب اراء شود .
    - چرا آسمان را با ریسمان می بافید این گفته چه ربطی به اعجاز وو حیانی بودن قران کریم دارد ؟
    - در یاد داشته باشید که توراتی که بر موسی نبی الله نازل وقبل از آن که دست خوش تحریف گردد مثل قران وحیانی است ( در وحیانی بودن مثل قران است ونه در همه همه امور )
    پس تورات مکتوب بدست بشر ومحرف بشری ونامقبول است .
    در نتیجه تورات محرف را پاسخ تحدی قران تلقی نکنید .
    قران آخرین وکامل ترین وحینامه آسمانی است که اعجاز مند وجاویدان است از هر گونه تحریف منزه است .


  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    506
    حضور
    8 روز 8 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1144



    هدف و روش بحث
    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    قرار شد جدل نکنید و سوالات خود را مطرح کنید.
    شاید چون مطلب تحدی ذاتا جدلی است، مطالب بنده که در پاسخ به تحدی هستند به نظرتان جدلی آمده. در حالی که جدل از صناعات خمس منطق است و لذا عقلی است. بنده کوشیده‌ام تعداد زیادی شواهد تجربی یا نقلی ارائه کنم و خیلی خیلی کم از استدلال و برهان عقلی استفاده کنم تا جدل و مغالطه به حداقل برسد.
    سوالاتم را نیز همیشه با «؟» مشخص می‌کنم. اما چه در این تاپیک و چه در پیام‌های خصوصی شما معمولا آنها را نمی‌دیدید. مثلا سوال من اینجا این است که:
    آیا در قرآن چیز خارق العاده‌ای سراغ دارید که اعجاز قرآن و وحیانی بودن قرآن را اثبات کند؟
    انگیزه‌ام را نیز عرض کردم:اعجاز قرآن = نبوت محمد.وحیانی بودن قرآن = وجود خدا. آنچه نوشته‌ام و می‌نویسم نیز در رد این موارد است.
    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    چرا آسمان را با ریسمان می بافید این گفته چه ربطی به اعجاز و وحیانی بودن قران کریم دارد ؟
    کسی حرفی در مورد وحیانی بودن قرآن نزد.
    ارتباط عرایض بنده با اعجاز نیز واضح است. بنده تحدی را رد کردم و پاسخ دادم. در پست قبل توضیح دادم که اعجاز بدون تحدی چیزی را اثبات نمی‌کند.
    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    در یاد داشته باشید که توراتی که بر موسی نبی الله نازل وقبل از آن که دست خوش تحریف گردد مثل قران وحیانی است ( در وحیانی بودن مثل قران است ونه در همه همه امور ) پس تورات مکتوب بدست بشر ومحرف بشری ونامقبول است.
    با سلام مجدد. موضوع را از دو نظر بررسی می‌کنم تا منظورم برایتان روشن شود.
    از نظر قرآن:
    1. بنابر آیه‌ی 49 سوره قصص تورات از دید قرآن و محمد کتاب تحریف شده‌ای نیست.
    2. این که تورات مثل قرآن است نظر من نیست. نظر آیه 10 سوره احقاف در خود قرآن است. یعنی تحدی قرآن از دید خود قرآن پاسخ داده شده.
    3. این که می‌فرمایید شباهت تورات و قرآن فقط در وحیانی بودن آنها است نظر قرآن نیست.

    از نظر بنده همانطور که در این پست و این پست عرض شد:
    1.
    موسی وجود نداشته. داستان طفلی که به آب انداخته شد و توسط آکی=آسیه نجات یافت، داستان «سارگان» پادشاه آکاد است. موسی به عبری یعنی از آب گرفته شده.
    2. تورات وحی نیست. کسی که الواح قانون الهی را از بالای کوه آورد میسی از مصر بود. شباهت اسمی موجب شده کنعانیان این دو داستان را قاطی کنند.
    3. شما طوری مطلب را بیان فرمودید که انگار تورات کتابی الهی است که بعدها تحریف بشری شده.
    در حالی که برعکس. تورات کتاب بشری مشرکان بود که توسط خداباورات تحریف شد تا الهی به نظر برسد.
    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    قران آخرین وکامل ترین وحینامه آسمانی است
    4. قبل از قرآن اصلا وحی‌نامه‌ای نیامده.


    رد اعجاز تحریف ناپذیری قرآن
    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    قرآن ... وحینامه آسمانی است که اعجاز مند وجاویدان است از هر گونه تحریف منزه است .
    از هر گونه تحریف منزه است؟
    اولا
    سوره‌های قرآن کم شده‌اند.
    در تاریخ آمده عثمان مصاحف را جمع کرد و دستور داد هر چه که در دو مصحف آمده بود را نگه داشت و بقیه را دور ریخت.
    مثلا آیه 6 سوره احزاب می‌گوید پیامبر به مومنین از خودشان نزدیک‌تر است و همسرانش مادران مومنین هستند. در روایت ابن کعب این آیه چنین ادامه یافته: و او نیز پدر آنهاست.
    مثلا عایشه از عثمان شکایت می‌گند و می‌گوید: «در زمان پیامبر سوره‌ی احزاب در 200 آیه قرائت می‌شد. ولی زمانی که عثمان آن را جمع کرد نتوانست بیش از 73 آیه را گردآوری کند.»
    مثلا عمر بر فراز منبر قسم می‌خورد آیه‌ی سنگسار در قرآن بوده و گم شده. عایشه هم روایت می‌کند متن آیه‌ی سنگسار و رضاء در خانه ی پیامبر بوده اما یک بز آنها را خورده. ضمنا سنگسار به همان طریقی که در آیه ادعا می‌شود در منابع حدیثی شیعه و سنی هست و اجرا می‌شود.
    دوما سوره‌هایی به قرآن افزوده شده‌اند.
    مثلا عبد الله بن مسعود سوره‌ی فاتحه و فلق و توحید را جزو قرآن نمی‌داند.
    مثلا سوره‌ی نورین که به یک نسخه‌ی هندی قرآن اضافه شده.
    سوما لغات و آیات قرآن تغییر کرده‌اند. شواهد:
    عثمان برای مصحف زید بن ثابت اهمیت بیشتری قائل شد که اعتراض حضرت علی، عبدالله بن مسعود، ابی بن کعب را به دنبال داشت. لذا عثمان مصاحف آنها را مورد ستم قرار داد و مطالب‌شان را نیاورد. در نسخ خطی قرآن این تغییرات ثبت شده‌اند. لینک بنده 95 مورد اختلاف را در فقط پنج صفحه نشان می‌دهد.
    چهارما سوره‌های قرآن جابجا شده‌اند
    مثلا سوره‌های قرآن به طور ناشیانه‌ای از بزرگ به کوچک مرتب شده‌اند و به ترتیب نزول نیستند. خدا در آیه‌ای خطاب به یهود می‌گوید: «آنها کلام خدا را از محل خود جابجا کردند و از مزایای آن محروم شدند.» این را در مورد قرآن امتحان کنید. اگر قرآن را به ترتیب نزول بخوانید بسیاری از مطالب مهبم آن آشکار می‌شود. روایاتی هست که می‌گوید مصحف علی بن ابی‌طالب که به عثمان نداد به ترتیب نزول مرتب شده بود.
    مثلا در آیه‌ی 3 مائده می‌گوید «بر شما حرام کردم گوشت مرده و ... را زیرا بد اند. امروز دین شما را کامل کردم و حجت را بر شما تمام کردم و از اسلام به عنوان دین شما راضی شدم. پس هر کس در مخمصه‌ای افتاد و دچار اضظرار شد و قصد گناه هم نداشت خدا [در مورد مصرف گوشت مرده و ...] رئوف و رحیم است».
    از نظر ارتباط جملات واضح است که قسمت قرمز رنگ از جای دیگر آمده و افتاده وسط آیه و پیوستگی اول و آخر آیه را به هم زده.
    از نظر موضوعی هم اتمام حجت خدا به اعتقادات ربط دارد. در حالی که سر و ته آیه به احکام ربط دارد.
    از نظر معنایی هم حتی اگر منظور از تکمیل دین، تکمیل احکام خوراکی‌ها بود باید اول حکم آخر آیه را می‌گفت، بعد می‌گفت دین‌تان را تکمیل کردم.
    مثلا آیه‌ی 28 تا 34 در خطاب به زنان پیامبر از جمع مونث استفاده می‌کند. اما آیه 33 و 34 احزاب می‌گوید: و با وقار در خانه خود (جمع مونث) قرار گیرید و همانند [زینت و بی‌حجابی] در دوران جاهلیت نخستین ظاهر نشوید (جمع مونث) و نماز را برپا دارید (جمع مونث) و زکات بپردازید (جمع مونث) و از خدا و از رسول او اطاعت نمایید (جمع مونث)، جز این نیست که خداوند می خواهد از شما (جمع مذكر) اهل بیت هر گونه پلیدی را بزداید و شما را به همه ابعاد پاکی پاکیزه (جمع مذكر) گرداند. و آنچه را كه از آيات خدا و [سخنان] حكمت[آميز] در خانه‏‌هاى شما (جمع مونث) خوانده مى‏شود ياد كنيد (جمع مونث) در حقيقت‏ خدا همواره دقيق و آگاه است.
    از نظر دستور زبان اگر اهل بیت زنان پیامبر هستند و خدا با این نصیحت‌ها می‌خواهد آنها را پاک کند چرا اهل بیت و پاک‌کردن آنها جمع مذکر هستند. به نظر می‌رسد این آیه خطاب به زنان پیامبر نبوده و از جای دیگر برداشته شده و در آنجا گذاشته شده.
    پنجم قرآن تا دلتان بخواهد تحریف معنوی می‌شود. هر گروهی آیاتش را به نفع خود تفسیر می‌کند. این اختلافات در تفاسیر برجسته‌ی شیعه و سنی هم ثبت شده.
    مثلا آیه‌ی تطهیر (احزاب 33)

    ویرایش توسط armandaneshjoo : ۱۳۹۴/۰۶/۰۴ در ساعت ۱۲:۲۷

  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,022
    حضور
    192 روز 9 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28749



    در ابتدا باید گفت تحریف به معنای کم و زیاد کردن است و در مورد قرآن این کار اتفاق نمی افتد زیرا کسی نمی تواند سوره و سوره هایی مانند آن بیاورد و بدان اضافه کند و خدا هم عنایت دارد که این قرآن محفوظ از دستبرد و کم و زیاد بماند از این رو پیامبر و امامان و مسلمانان را از همان زمان نزول چنان نسبت به این امر حساس کرده که نسبت به ثبت و حفظ و کتابت آن کمال عنایت را به خرج داده و اجازه ندهند حتی خلفا به عنوان خدمت ، حرفی از آن کم و زیاد کنند.
    قرآن کریم معجزة جاویدان، و سند رسالت نبی خاتم حضرت محمد(ص) است. خداوند فرمود:
    "إنّا نحن نزّلنا الذکر و إنّا له لحافظون؛ ما قرآن را نازل کردیم و ما خود نگهدار آن خواهیم بود".(1)
    در این آیه خدا خویشتن را ضامن نگهداری قرآن معرفی کرده . معلوم می شود که اگر جن و انس و تمام قدرت ها بر ایجاد خلل در قرآن متحد شوند، هیچ کاری از پیش نخواهند برد. از این رو خدا فرمود:
    لا يَأْتيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزيلٌ مِنْ حَكيمٍ حَميدٍ (2)
    در قرآن هیچ گونه خللی از هیچ جهت وارد نمی شود، و از جانب خداوند فرزانه و ستوده نازل گشته است.
    برخی از دلایل تحریف نشدنی بودن قرآن:
    1. قرآن بر قلب رسول خدا نازل شد و بر آن قلب حک گردید . رسول خدا خود اولین حافظ قرآن بود که همه آیات را در قلب خود و در امان از تصرف شیطان و فراموشی و سهو و اشتباه داشت .هر سال جبرئیل همه قرآن نازل شده را یک بار بر ایشان عرضه می کرد و سلامت آن را از دستبرد هر شیطانی اعلام می نمود .
    2. رسول خدا به امر خدا قرآن را بر مردم تلاوت می کرد . آنان مستقیم به گوش خود قرآن و نحوه خواندن آن را از زبان رسول خدا می شنیدند و حفظ می کردند .در زمان رسول خدا همه مسلمانان حافظ همه یا قسمت هایی از قرآن بودند، به خصوص که در حجاز خواندن و نوشتن مرسوم نبود و بیش تر اتکای مردم به قوه حافظه شان بود.
    3. رسول خدا افرادی را که قرآن را به خوبی حفظ داشتند و تلاوت می کردند، به عنوان قاری معین کرده بود که وظیفه آموزش قرآن به مردم را داشتند . اینان که حافظ قرآن در قلب خود و از لحاظ ایمان و خداترسی و راستگویی امتحان شده بودند، زیر نظر پیامبر به مردم خواندن صحیح قرآن را آموزش می دادند.
    4. به امر پیامبر تعدادی از افراد که نوشتن بلد بودند، وظیفه داشتند آیات قرآن را بر نوشت افزار های مرسوم آن روز بنویسند . همه قرآن در لوح های گلی و سنگی و...نوشته شده و در همیانی پشت منبر رسول خدا نگهداری می شد. افرادی نیز برای خود قرآن را به طور کامل یا قسمت هایی از آن را نوشته و در خانه خود داشتند.
    5 .ترتیب آیات و سوره ها به امر رسول خدا بود . معمولا سوره ها یکجا نازل می شد . بعد از تمام شدن، سوره بعد نازل می گردید . نزول بسم الله جدید علامت تمام شدن سوره قبلی و شروع سوره بعدی بود .گاهی نیز آیات نازل شده در اثنای آیاتی که قبلا نازل شده بود، به امر رسول خدا درج می گردید .خلاصه نظم آیات به اتفاق همه عالمان اسلام و نظم سوره ها به نظر غالب عالمان همان نظمی است که پیامبر دستور داده است.
    6. تا زمانی که رسول خدا زنده بود ، نزول ادامه داشت . چند روز قبل از وفات رسول خدا آخرین آیات نازل شد .از این رو در زمان ایشان نمی شد قرآن را به صورت کتابی که بین دو جلد قرار گرفته و تمام شده، جمع آوری کرد و تحویل جامعه داد . بدین جهت امام علی به امر رسول خدا و بعضی از اصحاب به امر خلیفه اول در فاصله کمی بعد از وفات رسول خدا طبق دستور های ایشان، قرآن را به صورت کتابی بین دو جلد تنظیم و به جامعه ارائه کردند. این کار در کم ترین فاصله از وفات رسول خدا انجام شد . هنوز همه مردم دستور ها و بیانات رسول خدا در مورد قرآن را به یاد داشتند . علاوه بر این که داعیه ای بر تحریف نبود، کسی هم جرات نمی کرد و جامعه هم اجازه نمی داد کسی در قرآن دست ببرد. مسلمانان از همان زمان رسول خدا نسبت به قرآن و سالم ماندن آن از دستبرد و تحریف و کم و زیاد شدن حساسیت فوق العاده داشتند به طوری که هیچ کس حتی خلیفه با همه مقام و احترامی که داشت جرأت نمی کرد یک واو بر قران بیفزاید یا از آن کم کند.
    7. علاوه بر قرآن جمع آوری شده توسط بر خی صحابه که مورد اتفاق بود، بسیاری از اصحاب هم خودشان برای تلاوت شخصی، نسخه هایی از قرآن داشتند. گاهی در لابلای آیات کلمات توضیحی که از رسول خدا شنیده بودند ، نوشته بودند که فهم مراد آیه برایشان آسان تر و روشن تر باشد. با توجه به این نسخه ها و تفاوت لهجه افرادی که به اسلام وارد می شدند و قرآن را تلاوت می کردند و تفاوت لغات قبایل مختلف قریش ، تغییرات جزیی در نسخه های قرآن پدیدار شد . گر چه به معنای کلی آیات ضرر نمی زد، ولی در صورت ادامه یافتن خطرناک می نمود . از این رو در زمان خلیفه سوم تحت نظر امیر المومنین همه نسخه های دیگر جمع آوری و معدوم شود .فقط از روی نسخه جمع آوری شده توسط خلیفه اول، نسخه هایی تکثیر شده و به عنوان نسخه های مرجع به سراسر جهان اسلام فرستاده شود . بدین وسیله سلامت قرآن در گذر زمان تضمین شد.
    8. قرآن ابتدا با رسم الخط ساده عربی که بسیاری حروف به هم شباهت داشتند و از نقطه و حرکت ها اثری نبود نوشته شد. البته چون اصل بر قرائت بود و مردم بیش تر قرآن را سینه به سینه و شفاهی یاد گرفته بودند، این خط توسط قاریان به آسانی و صحیح خوانده و آموزش داده می شد . مشکل مهمی نمود پیدا نکرد. بعد برای تلاوت راحت تر به نقطه و اعراب گذاری اقدام کردند . این ها، همه برای در امان نگه داشتن قرآن از تحریف و تغییر در گذر زمان بود.
    از زمانی هم که چاپ اختراع شد ،با چاپ قران، آن را در سراسر جهان پخش کردند . یگانگی آن در جهان با وجود مذاهب مختلف و اختلاف های بسیار اعتقادی و کلامی و فقهی، خود نشانه ای آشکار بر اراده خدا بر محفوظ ماندن آن است.

    9. عقل انسان حکم می کند که احتمال هر گونه تغییر و تبدیل از قرآن کریم به دور است، زیرا قرآن کتابی است که از روز اوّل مورد عنایت و اهتمام مسلمانان بوده . قرآن برای مسلمانان همه چیز بوده است: قانون اساسی، دستور عمل زندگی، برنامه حکومت، کتاب مقدس آسمانی و رمز عبادت و بندگی.
    با دقت در این موضوع روشن می شود که اصولاً کم و زیاد در آن امکان نداشته است.
    قرآن کتابی بود که مسلمانانِ نخستین همواره در نمازها، در مسجد، در خانه، در میدان جنگ، به هنگام رو به رو شدن با دشمنان و به عنوان استدلال بر حقانیت مکتب از آن استفاده می کردند.
    از تواریخ اسلامی استفاده می شود که تعلیم قرآن را مِهر زنان قرار می دادند. اصولاً تنها کتابی که در همه محافل مطرح بوده و هر کودکی را از آغاز عمر با آن آشنا می کردند و هر کس می خواست درسی از اسلام بخواند، آن را به او تعلیم می دادند، قرآن مجید بود.
    مسلمانان سخت به یادگرفتن و حفظ آن اهمیت می دادند. اصولاً شخصیت افراد در آن عصر تا حد زیادی به این شناخته می شد که چه اندازه از آیات را حفظ کرده باشد. شمار حافظان قرآن به اندازه ای زیاد بود که در تواریخ می خوانیم در یکی از جنگ ها که زمان ابوبکر واقع شد، چهارصد نفر از قاریان قرآن به قتل رسیدند. در داستان "بئر معونه" (یکی از آبادی های نزدیک مدینه) و جنگی که در آن منطقه در زمان حیات پیامبر(ص) اتفاق افتاد می خوانیم که جمع کثیری از قاریان در حدود هفتاد نفر شربت شهادت نوشیدند.
    10. اصولاً پس از قبول خاتمیت پیامبر(ص) و این که اسلام آخرین آیین الهی است و رسالت قرآن تا پایان جهان برقرار خواهد بود، چگونه خدا این یگانه سند اسلام و پیامبر خاتم را پاسداری نکند؟ آیا با تحریف قرآن ، جاودانگی اسلام طیّ هزاران سال و تا پایان جهان مفهومی می تواند داشته باشد؟!
    چون یکی از دلایل تجدید نبوت ها، تحریف کتاب آسمانی بوده ، اگر این تحریف در قرآن صورت گرفته بود، باید پیامبری از طرف خداوند برای اصلاح می آمد، در حالی که پیامبر اسلام، خاتم پیامبران شناخته شده و خود نیز آن را بیان کرده است.
    با توجه به این دلایل و دلایل فراوان دیگر که در کتاب هایی که در زمینه عدم تحریف قرآن نوشته شده ، علما و دانشمندان و مفسران اسلامی، با قاطعیت تمام، تحریف قرآن را ردّ کرده و معتقد شده اند که قرآن مجید به هیچ وجه تحریف نشده و تحریف نخواهد شد، زیرا با وجود اراده خدا و حساسیت پیامبر و امامان و مسلمانان و اقدامات آنان در این زمینه ، امکان تحریف دراین کتاب آسمانی راه ندارد و هر اقدامی در این زمینه محکوم به شکست است و خواری و رسوایی اقدام کننده را در پی دارد .
    امروز قرآن هایی که در جهان چاپ می شود، قبل از چاپ توسط سازمان هایی که در این زمینه مسئولیت دارند، به دقت کنترل می شوند و اگر توسط دشمنان در گوشه ای از جهان قرآنی تحریف شده چاپ شود، به سرعت توسط مسلمانان و دولت های اسلامی شناخته شده و مورد برخورد شدید قرار می گیرد و از این رو است که هیچ کس حتی غیر مسلمان ها جرأت دستکاری قرآن را ندارند.
    بنا بر این تحریف نشدن قرآن از آن جهت است که خدا خواسته و تقدیر خدا بر این قرار گرفته است. البته تقدیر خدا بر این قرار گرفته که خود قرآن چنان باشد از حیث محتوا و حقانیت و نظم و ترتیب و گیرایی و جذابیت و... ، که کسی نتواند و نمی تواند سوره ای مانند آن بیاورد و تقدیر خدا بر این قرار گرفته که با اقدامات پیامبر و امامان و مؤمنان به قرآن، این کتاب محفوظ بماند و اقداماتی که در جهت وتحریف و کم و زیاد شدنش صورت می گیرد، به نتیجه نرسد.


    پی‌نوشت‌ها :
    1. حجر (7) آیة 9.
    2. فصلت (41) آیة 42.

  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۴
    نوشته
    7
    حضور
    17 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    22



    سلام
    يك نكته را هميشه در بحث هاى پيرامون تحدى و اعجاز قرآن متوجه شده ام كه سوال برانگيز است.
    آيا اعتراف به عجز و نتوانستن اجراى يك امر،راه هاى را براى توانستن اجراى آن امر نمي گشايد؟
    مثلاً كسى تابلوى را نقاشى ميكند و مدعى است كه كسى نميتواند مانند آن را بياورد، حال اگر كسى كوشش به هماوردى اين تابلو ميكند اما بعد از قضاوت داوران اعتراف ميكند كه واقعاً نتوانسته مثل آن تابلو اثرى ايجاد كند، خوب اگر همين نقاش كه به عجز خود اعتراف كرده در حقيقت متوجه آن نكاتى شده كه در آينده قابل اصلاح و در نتيجه راه هاى هماوردى را شناسايي نموده و به اين ترتيب هماوردى ممكن به نظر ميرسد.
    سوال من اينست كه چرا تحدى قرآن از اين امر مستثنى است؟
    به نظر من وجوه هماوردى آنطوريكه در مثال نقاشى تابلو واضح اند، در مورد هماوردى قرآن واضح نيست.
    به نظر شما اعجاز قرآن در هدايتگرى بشر ،نسبت به كتب ديگر كه محتوى شان هدايتگرى دارد- چيست؟

  21. صلوات ها 6


صفحه 1 از 62 1231121314151 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 6

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود