صفحه 1 از 15 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا ممکن است خداوند برای آزمودن انسانهای بی گناه آنان را به گناه مبتلا نماید؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    2,599
    حضور
    54 روز 8 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6491

    آیا ممکن است خداوند برای آزمودن انسانهای بی گناه آنان را به گناه مبتلا نماید؟




    بسم الله الرحمن الرحیم

    با عرض سلام و ادب خدمت اساتید محترم


    سوال این است که آیا ممکن است خداوند انسانهایی را که از گناه بیزارند وگناه نمیکنند را تعمدا به گناه مبتلا کند تا بوسیله همین ناخواسته مبتلا شدنشان به گناه ایشان را بیازماید؟


    منظور اینست که ممکن است اشخاصی که مرتکب گناه نمبشوند را خداوند جبرا" در گناه واقع کند تا با همین مساله که خدا اختیار را از ایشان سلب کرده آزموده شوند که نسبت به خدا سوء ظن پیدا میکنند و نسبت ظلم و بیعدالتی به خداوند میدهند یا خیر؟ چون عکس این مساله هم ممکن است باشد یعنی اینکه انسان در این شرایط هم به خدا حسن ظن داشته باشد و مثلا بگوید ، شاید خدا مرا لایق نمیدانسته که همیشه پاک و بیگناه باشم .

    البته ممکن است بفرمایید خیر خدا انسانها را در شرایط گناه قرار میدهد تا ایشان را بیازماید که گناه میکنند یا نه اما حرف بنده چیز دیگریست. سخن اینست که خداوند جبرا اختیار را از انسان سلب کند تا با همین بی اختیار گناه کردن، به خدا بدبین شود.

    نوع دیگر سوء ظن به خدا اینست که فکر کند چرا خداوند با علم به اینکه اگر انسانها را در انجام گناه آزاد بگذارد عاقبت بدی در انتظارشان است چنین آزادی و اختیاری به آنها داده؟

    فرق این دو سوء ظن در اینست که در قبلی خود انسان مرتکب گناه میشود در دومی نسبت به دیگران چنین احساسی پیدا میکند.


    باتشکر
    ویرایش توسط Serat : ۱۳۹۴/۰۶/۰۶ در ساعت ۲۳:۴۶
    امام خامنه ای: زیر پرچم امیرالمومنین دشمن و دوست آنچنان واضح نبودند. دشمن همان حرفهایی را میزد که دوست میزند...
    آگاهی خود را بالا ببرید. نقش نخبگان و خواص اینست که این بصیرت را نه فقط در خودشان بلکه در دیگران هم بوجود بیاورند. رسا بگویید روشن بگویید، مبین بگویید آنچه را که میفهمید. سعی هم بکنید آنچه را که فهمیده اید درست باشد.

  2. صلوات ها 12


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58293



    با نام و یاد دوست






    آیا ممکن است خداوند برای آزمودن انسانهای بی گناه آنان را به گناه مبتلا نماید؟








    کارشناس بحث: استاد مسلم


  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    مولا و مقتدای آزادمردان جهان، امیرالمومنین(ع)
    نوشته
    2,022
    حضور
    57 روز 5 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4534



    نقل قول نوشته اصلی توسط Serat نمایش پست ها
    بسم الله الرحمن الرحیم

    با عرض سلام و ادب خدمت اساتید محترم


    سوال این است که آیا ممکن است خداوند انسانهایی را که از گناه بیزارند وگناه نمیکنند را تعمدا به گناه مبتلا کند تا بوسیله همین ناخواسته مبتلا شدنشان به گناه ایشان را بیازماید؟


    منظور اینست که ممکن است اشخاصی که مرتکب گناه نمبشوند را خداوند جبرا" در گناه واقع کند تا با همین مساله که خدا اختیار را از ایشان سلب کرده آزموده شوند که نسبت به خدا سوء ظن پیدا کند و نسبت ظلم و بیعدالتی به خداوند میدهد یا خیر؟ چون عکس این مساله هم ممکن است باشد یعنی اینکه انسان در این شرایط هم به خدا حسن ظن داشته باشد و مثلا بگوید ، شاید خدا مرا لایق نمیدانسته که همیشه پاک و بیگناه باشم .

    البته ممکن است بفرمایید خیر خدا انسانها را در شرایط گناه قرار میدهد تا ایشان را بیازماید که گناه میکنند یا نه اما حرف بنده چیز دیگریست. سخن اینست که خداوند جبرا اختیار را از انسان سلب کند تا با همین بی اختیار گناه کردن، به خدا بدبین شود.

    نوع دیگر سوء ظن به خدا اینست که فکر کند چرا خداوند با علم به اینکه اگر انسانها را در انجام گناه آزاد بگذارد عاقبت بدی در انتظارشان است چنین آزادی و اختیاری به آنها داده؟

    فرق این دو سوء ظن در اینست که در قبلی خود انسان مرتکب گناه میشود در دومی نسبت به دیگران چنین احساسی پیدا میکند.

    با سلام و احترام
    برای پاسخ به این سوال باید به چند نکته توجه بفرمایید:

    نکته اول:
    ببینید آنچه که خداوند به دنبال آن است پاک بودن انسان ها از گناه و معصیت است، تمام اوامر و نواهی خداوند هم به این هدف انجام می گیرد، لذا امتحان الهی نیز در همین چاچوب است که آیا در شرایط مختلف به گناه و نافرمانی آلوده می شوند یا خیر، پس هرگز امر به زشتی نمی کند:
    «إِنَّ اللَّهَ لا يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ أَ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُون‏»؛ خداوند (هرگز) به كار زشت فرمان نمى‏دهد! آيا چيزى به خدا نسبت مى‏دهيد كه نمى‏دانيد؟(اعراف-28)
    با این اوصاف خدای حکیم همان طور که امر به بدی ها و آلودگی ها نمی کند، به طریق اولی کسی را نیز آلوده نمیکند.


    نکته دوم: از این که بگذریم اصلا چنین امتحان کردنی منطقی نیست، چون سوء ظن به خداوند در جایی بد است و می تواند محور امتحان قرار بگیرد که هیچ فعل قبیح یا ناشایستی از خداوند سر نزند، لذا اگر می گوییم نباید کسی به خدا سوء ظن داشته باشد به این خاطر است که تمام افعال خداوند حکیمانه است و جا برای سوء ظن ندارد، لذا سوء ظن به چنین خدایی، سوء ظنی نا به جا بوده و جا برای توبیخ دارد، و می تواند محل امتحان باشد که چه کسانی به چنین خدایی با این افعال حکیمانه سوء ظن می کنند و چه کسانی نمی کنند، اما اگر خداوند اختیار را از انسان ها سلب نموده و آنها را آلوده به گناه کند، سوء ظن آنها به خداوند کاملا منطقی است و کسی که سوء ظن نکند جا برای تعجب دارد.(دقت کنید) هرگز خداوند نمی تواند ایشان را به خاطر آن گناه مواخذه کند، لذا بر فرض محال اگر چنین اتفاقی بیفتد سوء ظن آنها به کسی که اختیار را از آنها سلب کرده و آنها را آلوده نموده چندان هم بی جا نیست و ای خداوند است که باید با دلیل منطقی برای الوده کردنشان سوء ظن آنها را برطرف کند.

    نکته سوم: خداوند هر فعلی انجام بدهد حکیمانه بوده و از آن هدفی را دنبال می کند، اگرچه اعمال عبادی با دشواری ها و سختی هایی همراه است که نیاز به استقامت دارد:
    «إِنَّ الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا‏»؛ به يقين كسانى كه گفتند: «پروردگار ما خداوند يگانه است!» سپس استقامت كردند، فرشتگان بر آنان نازل مى‏شوند كه: «نترسيد و غمگين مباشيد (فصلت:30)
    «وَ اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَكَبيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخاشِعين‏»؛ از صبر و نماز يارى جوييد و اين كار، جز براى خاشعان، سنگین است‏.(بقره:45)
    اما حکمت امتحان الهی، این نیست که بی خودی بر انسان ها سخت بگیرد، بلکه هدف از آن رشد و تکاملی است که در سایه امتحان الهی حاصل می شود، همان طور که می فرماید:
    «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرا»؛ با هر سختی آسانی است(شرح:6)
    پس هدف الهی از امتحانات عملی، استقامت در برابر تمایلات درونی است که موجب می شود با پرهیز از الودگی ها، به تعالی برسند، اما آلوده نمودن آنها به گناه موجب سقوط است، نه تعالی! و چنین فعلی از خداوند حکیم صادر نمیشود.

    نکته چهارم: از این موارد که بگذریم هرگز چنین امتحانی سابقه نداشته و واقع نشده است که از انسانی سلب اختیار شود و گناه کند، خودمان هم همواره این را درک می کنیم.

    سوء ظن دوم:
    اما نسبت به سوء ظن دومی که فرمودید، یعنی گناه کردن دیگران با آزادی و اختیاری که خداوند به آنها داده است باید عرض کنم ظلم و گناه کردن مردم با آزادی دادن و اختیار آنها اجتناب ناپذیر است، اما باید دید که ارزش دارد که خداوند به خاطر این که انسان ها گناه و تعدی نکنند آنها را فاقد اختیار و اراده قرار دهد؟!
    رشد و تکامل در سایه انتخاب و عمل محقق می شود، و خداوند یا باید به انسان ها آزادی و اختیار می داد تا یک عده صعود کنند و یک عده سقوط، یا اصلا نسبت به این رشد و تکامل بی تفاوت می شد.
    روشن است که اصل اختیار داشتن انسان ها علی رغم اینکه عده ای آن را در راه اشتباه به کار می گیرند ارزش بیشتری دارد نسبت به اینکه اصلا به انسان ها اختیار و آزادی ندهد.
    اما در این میان آنچه که به خداوند منسوب است دادن آزادی و اختیار است که امری نیکو است، و بدی ها و ظلم ها و... منسوب به انسان هایی است که آن اراده نیکوی که خداوند به آنها داده است را در راه ظلم و گناه به کار برده اند.



    آیا ممکن است خداوند برای آزمودن انسانهای بی گناه آنان را به گناه مبتلا نماید؟

    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89

    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  7. صلوات ها 10


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدا و آنچه او پسندد
    نوشته
    659
    حضور
    14 روز 6 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2187



    نقل قول نوشته اصلی توسط Serat نمایش پست ها
    سوال این است که آیا ممکن است خداوند انسانهایی را که از گناه بیزارند وگناه نمیکنند را تعمدا به گناه مبتلا کند تا بوسیله همین ناخواسته مبتلا شدنشان به گناه ایشان را بیازماید؟
    سلام
    جناب استاد مسلم بزرگوار همه موارد را فرمودند . اما من یک نکته را بگم اگه فضولی در کار بزرگان نباشه .
    این صحیح نیست فعل بد به خدا دادن . در هر موقعیتی . حتی بعضی اوقات از دست برخی موقعیتها که دچارش میشویم در دعاهایمان میگوئیم خدایا چرا مرا چنین کردی . خداوند همانطور که استاد فرمودند دوست ندارد انسان براه خطا برود - اگر رفت ناراحت میشود - آنوقت خودش نعوذ بالله براه بد ببرذ برای آزمودن ؟
    نه این تصور غلطی است . آزمودن خداوند نه اینست که براه بد ببرد بلکه با سختی ها و مصائب می آزماید . مثلا از ما می گیرد . تا آنکه ببیندکه در فقدان آنها بیقراریم یا سپاسگزار .
    براه بد بردن کار شیطان پلید است . که رهایی از دست او نشان از همّت است - بردباری است - مردانگی است - شجاعت است و اوج ایمان و اعتقاد به خداوند و فرامین او برای سربلندی از آزمون الهی است .
    تندرست باشید .




    انَّ الحُسین مِصباحَ الهُدی و سفینَهَ النّجاه
    ************

  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    2,599
    حضور
    54 روز 8 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6491



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها
    نکته سوم: خداوند هر فعلی انجام بدهد حکیمانه بوده و از آن هدفی را دنبال می کند، اگرچه اعمال عبادی با دشواری ها و سختی هایی همراه است که نیاز به استقامت دارد:
    «إِنَّ الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا‏»؛ به يقين كسانى كه گفتند: «پروردگار ما خداوند يگانه است!» سپس استقامت كردند، فرشتگان بر آنان نازل مى‏شوند كه: «نترسيد و غمگين مباشيد (فصلت:30)
    «وَ اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَكَبيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخاشِعين‏»؛ از صبر و نماز يارى جوييد و اين كار، جز براى خاشعان، سنگین است‏.(بقره:45)
    اما حکمت امتحان الهی، این نیست که بی خودی بر انسان ها سخت بگیرد، بلکه هدف از آن رشد و تکاملی است که در سایه امتحان الهی حاصل می شود، همان طور که می فرماید:
    «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرا»؛ با هر سختی آسانی است(شرح:6)
    پس هدف الهی از امتحانات عملی، استقامت در برابر تمایلات درونی است که موجب می شود با پرهیز از الودگی ها، به تعالی برسند، اما آلوده نمودن آنها به گناه موجب سقوط است، نه تعالی! و چنین فعلی از خداوند حکیم صادر نمیشود.
    عرض سلام و ادب خدمت استاد بزرگوار جناب مسلم و تشکر از شما و همچنین از جناب طاهر ...

    اگر دقت بفرمایید بنده هم من غیرمستقیم به حکیمانه بودن افعال خداوند اشاره کردم و ذکر کردم که :

    نقل قول نوشته اصلی توسط serat نمایش پست ها
    مثلا بگوید:شاید خدا مرا لایق نمیدانسته که همیشه پاک و بیگناه باشم .

    یعنی همانطور که در غالب موارد علت ابتلاء دیگر انسانها به گناه اعمال خودشان است در اینجا هم علت ناخواسته مبتلا شدن انسان بیگناه به گناه اعمال خود اوست اما نه اعمالی که از روی سرکشی و عناد با خداوند باشد.


    این هم صحیح نیست که بگوییم همه ی دلیل گناه کردن گناهکاران، چه آنها که به خدا اعتقاد دارند و چه کفار صددرصد خود ایشان هستند. چرا که انسان صددرصد مختار آفریده نشده و بسیاری از اعمالی که از او سر میزند تابع قوانینی است که خداوند در نظام آفرینش قرار داده. مثلا فرزندی که حاصل رابطه نامشروع است احتمال اینکه گناه کند بسیار زیاد است یا افرادی که در محیطهای فاسد پرورش پیدا میکنند جبرا به راه خطا میروند مگر اینکه خداوند راه هدایت را برایشان بگشاید..

    یا بچه ای که مسائل عبادیش را بطور کامل یادش ندادند و وقتی به سن تکلیف رسید بدلیل حیای پدر ومادر و مربیانش چیزی از جنابت نمیداند و سالها به جبر نماز و روزه ی باطل بجا آورده و تازه وقتی هم که فهمید به گردنش هست همه را قضا کند

    فکر میکنم برای بهتر روشن شدن مساله لازم است مثالی واقعی بزنم

    انسانی را در نظر بگیرید در سنین 40- 50 سال که عمری را با ایمان زیسته و مقید به انجام واجبات و ترک محرمات بوده است. این شخص کوچکترین آزاری هم به کسی نمیرسانده. حتی با دشمنانش هم با مدارا رفتار میکرده و آدمی نبوده اهل جنگ و جدال با مردم باشد. همین فرد زمانیکه به حج واجب میره در حج بخاطر یک لحظه فراموشی باعث میشه که هم کاروانیش از دستش عصبانی بشه و باهاش دعوا کنه و اون فرد هم که حتی در موارد عادی با مردم مشاجره نمیکرده و غالبا" اهل چشم پوشی بوده، یک لحظه فکر میکنه چقدر باید به هیچیکی هیچی نگم و نه تنها فراموش میکنه که از دید همکاروانیش مقصر اونه و باید ازش معذرت بخواد حتی فراموش میکنه که حجه و نباید با کسی جدال کنه و برمیگرده و با اون فرد مشاجره لفظی میکنه...

    اینجا شاید از دید شما جبری درکار نباشه اما از دید خود شخص این فراموشیها اتفاقی نبوده و جبرا" برای او که اهل دعوا هم نیست ، پیش آمده...

    این فرد در مورد نمازهایش هم بسیار مقید بوده که قضا نشوند و در سختترین شرایط نمازهاش رو به جا میاورده حتی در سرمای زمستان و با نبود آب گرم نمازهای صبحش را با گرم کردن مقداری آب بجا میاورده...

    چندسال بعد از آن حج بطور ناگهانی بدلیل خستگی مفرط چند روز پیاپی نمازهای صبحش قضا میشود. با اینکه سروقت بیدار میشده اما برخواستن برایش دشوار بوده درصورتیکه قبلا هم شرایط مشابه برایش پیش میامده ولی با هر سختی که بوده نمازش را میخوانده...

    واجب بعدی روزه، اینهم گفتن ندارد که روزه هایش را همیشه میگرفته و در تمام عمر فقط یکبار در اثر سهل انگاری روزه اش اشکال پیدا کرده... اما در ماه رمضان آخری بدلیل شرایط کاری که داشته چندین روز از ماه رمضان بدلیل فشار جنسی روزه اش مشکل دار شده.

    سوال رو به گونه دیگری مطرح میکنم؛ چه فرقی است بین این فرد با افرادی که در تمام عمر در هیچ یک از واجباتشان هیچ اشکالی وارد نمیشود و مرتکب هیچ خطا و گناهی نمیشوند. چرا آنها باید بدون هیچ گناهی از این دنیا رخت ببندند و این یکی نه.


    و مگر نه اینکه بسیاری از کسانیکه به گمراهی کشیده میشوند، دلیلش سیل شبهاتی است که برایشان پیش آمده و خداوند بوسیله همین شبهات آزمایششان میکند ، خب وقتیکه میگویند خدا در آخر الزمان انسانها را غربال میکند و جز عده اندکی باایمان باقی نمیمانند چه عیبی دارد که بعضی از مومنین را هم به این روش بیازماید تا معلوم شود در ایمانشان محکم و راسخند و خدا رو حقیقتا شناخته اند یا همانطور که دیگران هم یک روزی مومن بودند و در امتحانات الهی ایمانشان را از دست دادند، هستند؟


    باتشکر
    امام خامنه ای: زیر پرچم امیرالمومنین دشمن و دوست آنچنان واضح نبودند. دشمن همان حرفهایی را میزد که دوست میزند...
    آگاهی خود را بالا ببرید. نقش نخبگان و خواص اینست که این بصیرت را نه فقط در خودشان بلکه در دیگران هم بوجود بیاورند. رسا بگویید روشن بگویید، مبین بگویید آنچه را که میفهمید. سعی هم بکنید آنچه را که فهمیده اید درست باشد.

  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    6,118
    حضور
    136 روز 5 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    19210



    نقل قول نوشته اصلی توسط Serat نمایش پست ها
    آیا ممکن است خداوند برای آزمودن انسانهای بی گناه آنان را مبتلا به گناه کند؟
    سلام دوست قدیمی
    انشاالله که سلامت باشید
    در یک کلمه: خیر

    البته با شناختی که از شما دارم ، فکر میکنم بیشتر هدفتون اینه که مطمئن بشید یا پاسخی مستدل تر از اونچه که در ذهن دارید دریافت کنید

    من حتی به این قسمت هم پاسخ "خیر" میدم:
    نقل قول نوشته اصلی توسط Serat نمایش پست ها
    ممکن است بفرمایید خیر خدا انسانها را در شرایط گناه قرار میدهد تا ایشان را بیازماید که گناه میکنند یا نه
    به نظر من خدا این کار رو هم انجام نمیده. بلکه قوانین جهان جوری چیده شده که چنین امتحانی برای فرد پیش میاد. علم خداوند به اونچه که پیش میاد ، منافاتی با اختیار ما نداره. همونطور که خداوند میدونست که شیطان به آدم سجده نخواهد کرد ، اما این علم خدا ، هیچ دخالتی در اختیار شیطان نداره و شیطان کاملاً مختار بود که سجده کنه یا نه

    سؤال:
    پس چرا کسی مثل حضرت یوسف(ع) در امتحان زلیخا قرار میگیره؟ آیا خداوند عمداً این موقعیت رو پیش نیاورد؟

    پاسخ:
    خیر ، خداوند به هیچ وجه بنده ها رو در معرض گناه قرار نمیده ، بلکه شاکلهء جهان رو جوری تنظیم کرده که خودبخود امتحان هر کسی ، متناسب با خودش براش پیش خواهد آمد. درست مصل کسی که وقتی وارد آب بشه خیس میشه. اما میتونه با لباس قواصی وارد بشه که بدنش خیس نشه. یعنی وارد آب شدن و خیس شدن مسابق با هم هستن ، اما شما اختیار این رو دارید که این خیس شدن رو به پوست بد منتقل کنید ، یا به لباس


    آن حرفی که بین مردم خریدار دارد حرف حق نیست
    بلکه حرفی است که با
    داد گفته شود. چه حق باشد ، چه نباشد



  13. صلوات ها 7


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    مولا و مقتدای آزادمردان جهان، امیرالمومنین(ع)
    نوشته
    2,022
    حضور
    57 روز 5 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4534



    نقل قول نوشته اصلی توسط Serat نمایش پست ها
    یعنی همانطور که در غالب موارد علت ابتلاء دیگر انسانها به گناه اعمال خودشان است در اینجا هم علت ناخواسته مبتلا شدن انسان بیگناه به گناه اعمال خود اوست اما نه اعمالی که از روی سرکشی و عناد با خداوند باشد.


    این هم صحیح نیست که بگوییم همه ی دلیل گناه کردن گناهکاران، چه آنها که به خدا اعتقاد دارند و چه کفار صددرصد خود ایشان هستند. چرا که انسان صددرصد مختار آفریده نشده و بسیاری از اعمالی که از او سر میزند تابع قوانینی است که خداوند در نظام آفرینش قرار داده. مثلا فرزندی که حاصل رابطه نامشروع است احتمال اینکه گناه کند بسیار زیاد است یا افرادی که در محیطهای فاسد پرورش پیدا میکنند جبرا به راه خطا میروند مگر اینکه خداوند راه هدایت را برایشان بگشاید..

    یا بچه ای که مسائل عبادیش را بطور کامل یادش ندادند و وقتی به سن تکلیف رسید بدلیل حیای پدر ومادر و مربیانش چیزی از جنابت نمیداند و سالها به جبر نماز و روزه ی باطل بجا آورده و تازه وقتی هم که فهمید به گردنش هست همه را قضا کند
    با سلام و احترام

    ببینید صراط عزیز شما بین جبر کلامی و جبر روانشناختی خلط نموده اید، حالا متوجه شدم که سوال شما نیز در فضای جبر روانشناختی بوده، نه کلامی.

    ببینید ما متناسب با بحث دو جبر داریم: یکی جبر کلامی به این معنا که اصلا انسان موجودی مختار و دارای اختیار نیست، یعنی اصل اختیار و انتخاب را از انسان نفی می کند؛ دیگری جبر روانشناختی است به این معنا که اگرچه انسان مختار است و انتخاب می کند، اما این انسان نمی تواند آزادانه انتخاب کند و مجبور است که فقط در چارچوب افکارش انتخاب کند و افکارش هم متناسب با شرایط جامعه و محیط و تربیت شکل گرفته است پس او مجبور است متناسب با شرایطی که در آن رشد یافته، انتخاب کند.
    پس بین این که انسان اجبارا آنچه را که از محیط و جامعه برداشت کرده و تربیت شده انتخاب می کند، با این که اصلا او انتخاب نکرده و موجودی مختار نیست، تفاوت دارد.(دقت کنید)

    بله این جبرهای روانشناختی می تواند محور امتحان قرار بگیرد اما باید به چند نکته دقت بفرمایید:

    اول:
    این جبرها بدین معنا نیست که خداوند این دسته از انسان ها را مجبور به گناه و آلودگی نموده است، بلکه خداوند باز هم نسبت به گنهکار شدن آنها رضایت ندارد اما این تاثیر تربیت و محیط و وراثت و... لازمه نظامی است که خداوند به خاطر مصلحتش آن را بر مفاسدش ترجیح داده است، اما تمام این عوامل در حسابرسی لحاظ خواهند شد، و لذا نتیجه امتحان حجاب در دو انسان که یکی در خانواده و جامعه مذهبی حجاب را نگه داشته و یکی در سرزمین بی دینی که تمسخر شده و از تحصیل محروم گردیده یکسان نخواهد بود.

    دوم:
    ببینید عوامل موثر در اختیار انسان بر دو دسته هستند:

    عوامل مشترک:
    مثل عقل و آگاهی و اختیار: این امور را همه باید دارا باشند و بدون آنها اصلا تکلیف و امتحانی نیست، یعنی اگر دیوانه ای مشروب بنوشد یا کسی را به اجبار مشروب بنوشانند یا کسی که واقعا از حرمت آن بی خبر باشد و در این بی خبری مقصر نباشد اگر مشروب بنوشد، گناهی بر آنها نیست.
    روشن است که در این عوامل فرقی بین زنا زاده و حلال زاده، حلال خور و حرام خور و... نیست.

    عوامل مختص:
    مانند خانواده و اجتماع و تمایلات و کشش های درونی ناشی از حلال زادگی و رعایت مسائل دوران بارداری و شیردهی و لقمه حلال و...، البته باید دقت کنید که اولا زنازادگی موجب کشش به سمت بدی ها و پلیدی ها نیست، بلکه به این معناست که آن کشش ها و تمایلات حلال زاده ها به خوبی و نیکوی را ندارد، همانطور که بین کسی که از مادر با وضو شیر خورده است و کسی که از مادر بی وضو شیر خورده است همین تفاوت وجود دارد، نه تمایل به بدی ها.
    و ثانیا باید توجه کنید که این عوامل مختص در حکم نیروهای کمکی هستند، یعنی بدون اینها هر انسانی می فهمد عدالت خوب است، خوش اخلاقی و صداقت خوب است، هر انسانی می فهمد دزدی بد است، ظلم بد است و غیره، و همین قدار برای امتحان الهی کفایت می کند، و البته همان طور که گذشت وجود این نیروهای کمکی موجب تفاوت در حسابرسی خواهد بود.




    نقل قول نوشته اصلی توسط Serat نمایش پست ها
    فکر میکنم برای بهتر روشن شدن مساله لازم است مثالی واقعی بزنم

    انسانی را در نظر بگیرید در سنین 40- 50 سال که عمری را با ایمان زیسته و مقید به انجام واجبات و ترک محرمات بوده است. این شخص کوچکترین آزاری هم به کسی نمیرسانده. حتی با دشمنانش هم با مدارا رفتار میکرده و آدمی نبوده اهل جنگ و جدال با مردم باشد. همین فرد زمانیکه به حج واجب میره در حج بخاطر یک لحظه فراموشی باعث میشه که هم کاروانیش از دستش عصبانی بشه و باهاش دعوا کنه و اون فرد هم که حتی در موارد عادی با مردم مشاجره نمیکرده و غالبا" اهل چشم پوشی بوده، یک لحظه فکر میکنه چقدر باید به هیچیکی هیچی نگم و نه تنها فراموش میکنه که از دید همکاروانیش مقصر اونه و باید ازش معذرت بخواد حتی فراموش میکنه که حجه و نباید با کسی جدال کنه و برمیگرده و با اون فرد مشاجره لفظی میکنه...

    اینجا شاید از دید شما جبری درکار نباشه اما از دید خود شخص این فراموشیها اتفاقی نبوده و جبرا" برای او که اهل دعوا هم نیست ، پیش آمده...

    این فرد در مورد نمازهایش هم بسیار مقید بوده که قضا نشوند و در سختترین شرایط نمازهاش رو به جا میاورده حتی در سرمای زمستان و با نبود آب گرم نمازهای صبحش را با گرم کردن مقداری آب بجا میاورده...

    چندسال بعد از آن حج بطور ناگهانی بدلیل خستگی مفرط چند روز پیاپی نمازهای صبحش قضا میشود. با اینکه سروقت بیدار میشده اما برخواستن برایش دشوار بوده درصورتیکه قبلا هم شرایط مشابه برایش پیش میامده ولی با هر سختی که بوده نمازش را میخوانده...

    واجب بعدی روزه، اینهم گفتن ندارد که روزه هایش را همیشه میگرفته و در تمام عمر فقط یکبار در اثر سهل انگاری روزه اش اشکال پیدا کرده... اما در ماه رمضان آخری بدلیل شرایط کاری که داشته چندین روز از ماه رمضان بدلیل فشار جنسی روزه اش مشکل دار شده.

    سوال رو به گونه دیگری مطرح میکنم؛ چه فرقی است بین این فرد با افرادی که در تمام عمر در هیچ یک از واجباتشان هیچ اشکالی وارد نمیشود و مرتکب هیچ خطا و گناهی نمیشوند. چرا آنها باید بدون هیچ گناهی از این دنیا رخت ببندند و این یکی نه.

    و مگر نه اینکه بسیاری از کسانیکه به گمراهی کشیده میشوند، دلیلش سیل شبهاتی است که برایشان پیش آمده و خداوند بوسیله همین شبهات آزمایششان میکند ، خب وقتیکه میگویند خدا در آخر الزمان انسانها را غربال میکند و جز عده اندکی باایمان باقی نمیمانند چه عیبی دارد که بعضی از مومنین را هم به این روش بیازماید تا معلوم شود در ایمانشان محکم و راسخند و خدا رو حقیقتا شناخته اند یا همانطور که دیگران هم یک روزی مومن بودند و در امتحانات الهی ایمانشان را از دست دادند، هستند؟
    ببینید با دقت خواهید فهمید که تمامی این موارد انتخابی بوده، نه جبری؛ من حرف شما را قبول دارم که از انسان گاهی به خاطر اعمالش سلب توفیق شده، یا توفیق نصیب او می شود، اما جبری در کار نیست، برای توضیح بیشتر باید به مطلب ذیل دقت کنید:
    ما دو نوع هدایت داریم(البته وارد سایر اقسام نمی شوم؛ ر.ک هدایت الهی در قرآن، آیت الله جوادی آملی)

    هدایت اولیه:
    خداوند برای رشد انسان به او عقل و فطرت داده و با کتاب آسمانی و تعالیم انبیاء انسان را به راه راست دعوت کرده است، این نوع هدایت عمومی بوده و همه انسان ها را در بر می گیرد.

    هدایت پاداشی:
    از این نوع هدایت در عرف با عنوان «توفیق» یاد می شود، کسی که هدایت مرحله اول را انجام بدهد، این هدایت مرحله دوم نصیب او می شود، و کسی که از هدایت مرحله اول تبعیت نکند، از این هدایت محروم می ماند، (هدایت در قرآن، آیت الله جوادی آملی، صص49الی 51) قرآن کریم در وصف اهل کهف می فرماید:
    «إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدىً»؛ آنها جوانانى بودند كه به پروردگارشان ايمان آوردند، و ما بر هدايتشان افزوديم‏.(کهف:13)
    آن انسانی که همواره در مسیر درست گام برمی داشته و دائما اعمال نیک در یاد او می مانده به توفیق الهی بوده است که به خاطر سابقه خوبش شامل حالش می شده، اما زمانی که از هدایت دسته اول لغزید، دیگر از این امدادهای ثانویه، و نسیم های رحمت الهی محروم می‌گردد، لذا خودش میشود و خودش(البته متناسب با درجاتش)، لذا در مثال شما تمایلاتش کم شد، و توفیقی فراموشی هایش را به او یادآوری نکرد و...

    پس خداوند همواره پاکی انسان ها را می خواهد، یعنی آنجا که همه اعمال یک شخص خوب است به امداد الهی است، نه بالعکس، که آنجا که درست می رود خودش میرود و آنجا که می لغزد به خاطر امتحان خداوند باشد، بلکه آنجا که می لغزد به این خاطر است که خداوند هدایت ویژه را از او برداشته و او در حد توان خویش شده است.
    آنجا که خداوند به خاطر سوء اعمالش، هدایت پاداشی را از او بر می دارد، آن شخص در حد توان خویش نزول می کند، و فراموش کار می شود و بی حال و...، چون آن امداد ویژه و نیروی کمکی او را یاری نمی کند.

    این بحث امتحان البته بحث ظریفی است و متناسب با مراتب انسان ها تفاوت می کند، هرگز اینطور نیست که مشکل شدن امتحان به این سمت و سو باشد و خداوند جبرا انسان ها را آلوده کند تا ببیند عکس العمل آنها چیست، بلکه امتحان گناه و سوء ظن به خدا و امثال آن برای انسان های در پایین ترین درجه است، امتحان اولیاء الهی دیگر به این امور نیست، بلکه به این است که آیا بدون یاد خداوند نفس می کشند؟ از یاد خدا غافل میشوند؟ در برابر مشکلات و سختی ها مانند امام حسین(ع) راضی هستند یا فقط صبر می کنند؟ لذا به اندک ترک اولی توبیخ میشوند، همان طور که انبیائی چون آدم(ع)، یونس(ع) و یوسف(ع) توبیخ شدند.

    با توجه به ظرافت و دقت بحث باز اگر نکته ای بود در خدمتم

    ویرایش توسط مسلم : ۱۳۹۴/۰۷/۱۳ در ساعت ۱۷:۱۶
    آیا ممکن است خداوند برای آزمودن انسانهای بی گناه آنان را به گناه مبتلا نماید؟

    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89

    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدا و آنچه او پسندد
    نوشته
    659
    حضور
    14 روز 6 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2187



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها
    اما این انسان نمی تواند آزادانه انتخاب کند و مجبور است که فقط در چارچوب افکارش انتخاب کند و افکارش هم متناسب با شرایط جامعه و محیط و تربیت شکل گرفته است پس او مجبور است متناسب با شرایطی که در آن رشد یافته، انتخاب کند.
    سلام استاد بزرگوار
    آیا این همان « خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو » نیست ؟ در تاریخ فراوان بودند آنان که به محیط و موقعیت آن نگاه نکردند و بعد از اینکه خطر کردند و پا پشت محیط و شرایطش زدند یک جامعه بهتر درست کردند .پس چرا این افراد طبق آن شرایط محیطی رشد نکردند ؟
    بعد اونجا که فرمودید :
    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها
    افکارش هم متناسب با شرایط جامعه و محیط و تربیت شکل گرفته
    پس پسر حضرت نوح چه ؟ آیا تربیت اعمال شده از سوی پدرش بر محیط و تربیت بیرون ارجحیت پیدا نکرد ؟
    سئوالی هم که همیشه ذهن را مشغول میسازد اینست که :
    آنجا که خداوند میفرمایند : من هر که را دلم خواست به هدایت میرسانم و بالعکس... با اختیار انسان چگونه مرتبط است ؟
    اگر انسانی قابلیت رسیدن به آن مرحله را داشته باشد ، آیا احتمال دارد از سوی خداوند کنار گذاشته میشود ؟
    یا اگر انسان در حال نزول باشد و هیچ شرایط کمال را نداشته باشد احتمال اینکه خدا دستش را بگیرد وجود دارد ؟



    ویرایش توسط مرید الحسین (ع) : ۱۳۹۴/۰۶/۰۷ در ساعت ۱۹:۱۹



    انَّ الحُسین مِصباحَ الهُدی و سفینَهَ النّجاه
    ************

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    2,599
    حضور
    54 روز 8 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6491



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها
    آنجا که خداوند به خاطر سوء اعمالش، هدایت پاداشی را از او بر می دارد، آن شخص در حد توان خویش نزول می کند، و فراموش کار می شود و بی حال و...، چون آن امداد ویژه و نیروی کمکی او را یاری نمی کند.

    با عرض سلام و تشکر

    متاسفانه بنده پاسخ مناسبی نگرفتم.

    عرض شد خدمت شما این شخص از گناه بیزار است و عمری مقید به انجام واجبات و ترک محرمات بوده و با وجود سختیهای زندگی راضی به رضای خدا بوده .
    نمیگویم آدم خیلی مقدسی بوده ولی در حد واجبات و محرماتش را رعایت میکرده پس اگر سوء رفتاری داشته که احتمالا نداشته هم باید معلوم شود چه چیزی باعث شده خداوند از او سلب توفیق کند و آن امداد ویژه اش را از او بردارد تا اینکه منجر به آن سوء رفتاری که فرمودید، شود

    اصلا برای بنده سوال هست این آدم چه گناهی کرده که باید بخاطر مقید بودنش به مسائل دینی از سوی یک گروه از آدما طرد بشه؛ بخاطر افراط و تفریط نکردنش در مسائل دینی و یا حتی بدلیل پایین بودن شئون مادیش در نظر بعضی از متدینین بیمقدار باشه و از سوی خدا هم مورد کم لطفی قرار بگیره و هدایت ویژه خداوند را از دست بده؟ این مساله نزد او چگونه قابل توجیه است؟

    چرا کسیکه رفته مشکلاتش رو به درگاه خدا برده باید دقیقا روز بعدش مسائلی براش پیش بیاد که در عمرش حتی یکبار هم با آن مواجه نشده؟ طوری که بترسد از اینکه دوباره با خدای خودش درد و دل کنه و شکایتی به درگاهش ببره؟
    امام خامنه ای: زیر پرچم امیرالمومنین دشمن و دوست آنچنان واضح نبودند. دشمن همان حرفهایی را میزد که دوست میزند...
    آگاهی خود را بالا ببرید. نقش نخبگان و خواص اینست که این بصیرت را نه فقط در خودشان بلکه در دیگران هم بوجود بیاورند. رسا بگویید روشن بگویید، مبین بگویید آنچه را که میفهمید. سعی هم بکنید آنچه را که فهمیده اید درست باشد.

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    6,118
    حضور
    136 روز 5 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    19210



    نقل قول نوشته اصلی توسط Serat نمایش پست ها
    چرا کسیکه رفته مشکلاتش رو به درگاه خدا برده باید دقیقا روز بعدش مسائلی براش پیش بیاد که در عمرش حتی یکبار هم با آن مواجه نشده؟
    دقیقا به این دلیل مسائلی براش پیش بیاد که در عمرش حتی یکبار هم با آن مواجه نشده ، که رفته مشکلاتش رو به درگاه خدا برده
    اید خدا میخواسته گیر کارش رو بهش بگه


    آن حرفی که بین مردم خریدار دارد حرف حق نیست
    بلکه حرفی است که با
    داد گفته شود. چه حق باشد ، چه نباشد



  21. صلوات


صفحه 1 از 15 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود