جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سرهنگ شهید محمد حمزه ای درمیان

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    امام و شهدا. رهبرم اقاسیدعلی
    نوشته
    781
    حضور
    22 روز 13 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1668
    صلوات
    6317

    سرهنگ شهید محمد حمزه ای درمیان




    سرهنگ شهید محمد حمزه ای درمیان


    محمد حمزه ای درمیان در سال ۱۳۳۹ در روستای درمیان از توابع شهرستان بیرجند دیده به جهان گشود . تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در زادگاهش سپری کرد ، برای ادامه تحصیل به دلیل فوت پدر به همراه برادر به شهرستان زاهدان عزیمت کرد و موفق به اخذ مدرک دیپلم شد . پس از اتمام تحصیل و موفقیت در آزمون ورودی وارد دانشکده افسری گردید ، در سال 1365 با دختر دایی خود طاهره اطمینان ازدواج کرد و صاحب سه فرزند با نام های هادی ، هانیه و هنگامه گردید .
    او سال ها با خلوص نیت در خدمت نظام بود و با اشرار مبارزه می کرد به طوری که بارها و بارها مورد تشویق و تقدیر فرماندهان انتظامی کشور قرار گرفت . وی در تمام طول سالیان خدمتش ، به دلیل داشتن مسئولیت های سنگین فرماندهی در رده های مختلف ، همراه با خانواده خود مجبور به سفر در شهرها و مرزهای مختلف کشور بود . همیشه در محل کار حضور داشت لذا خانواده وی هیچگاه نتوانستند حضور او را به عنوان پدر به درستی درک کنند و همیشه بار مسئولیت ، دلتنگی و دوری او را از فرزندانش ، همسرش به دوش می کشید . همسری که هنوز که هنوز است او را عاشقانه می ستاید .
    سرانجام در سال ۱۳۸۰ در سن ۴۱ سالگی در محل روستای خلف در ه چرم در درگیری با اشرار دعوت حق را لبیک گفت و به درجه رفیع شهادت نایل گشت . پیکر عطر آگین شهید پس از تشییع با شکوه بر دوش امت همیشه بیدار بیرجند ، به روستای درمیان انتقال یافت و به خاک سپرده شد .پس از او همسرش با تمامی عشق و تعهدی که نسبت به فرزندان و عزیز از دست رفته اش داشت ، فرزندان خود را به گونه ای پرورش داد که پله های ترقی علم را یکی پس از دیگری پیمودند ، در حال حاضر هادی با مدرک لیسانس معلم مدارس راهنمایی بیرجند ، هانیه دانشجوی سال آخر رشته دندانپزشکی دانشگاه فردوسی مشهد و هنگامه دانشجوی سال اول پزشکی دانشگاه بیرجند است . روحش شاد .



    با اینکه از عزیزان اهل سنت ما بود اما در تمام مراسم مذهبی و اعتقادی که ما داشتیم شرکت می کرد. کلاً ما تعجب می کردیم . در مراسم تاسوعا و عاشورای حسینی بیشتر مامورین می گفتن ما میریم در مراسم عزاداری روستامون شرکت کنیم ولی ایشون می گفت : من هستم ، من جاتون می ایستم ، کلاً جلودار بود ، خودش جلو جلو حرکت می کرد و سینه می زد ، مرد عجیبی بود ، بسیار خستگی ناپذیر بود من تا به حال چنین نیرویی ندیده بودم ، با این همه پشتکار و خستگی ناپذیری ، و از همه مهمتر خوش خلقی ایشون بود ، همه کاراشون و با لبخند انجام می دادن و به همین دلیل همه پرسنل برای ایشون پای کار بودند . شهید حمزه ای همیشه در محل کار بود و ما تعجب می کردیم که ایشون با داشتن فرزندان کوچک ، پس کی اون ها رو می بینه؟!


    "گزیده ای از گفته های سرهنگ عبداللهی – همکار شهید"

    [SIGPIC][/SIGPIC]


    براي بهترين دوستان خود آرزوي شهادت کنيد .........
    شهيد سيد مجتبي علمدار

  2. صلوات ها 7


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود