صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سوال در مورد رابطه ی علت و معلول

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۳
    علاقه
    مهدویت , فلسفه , اخلاق
    نوشته
    23
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    9

    اشاره سوال در مورد رابطه ی علت و معلول




    با سلام
    بنده مطالعات کمی در مورد فلسفه داشته ام. اینکه میگوییم علت از معلول کامل تر و بی نیاز تر است و نیز علت همواره چیزی را که خودش دارد میتواند به معلول بدهد , را متوجه نشده ام.
    ما در دنیای اطرافمان خیلی از علت ها را داریم که از معلولشان ناقصتر اند و نیز علت هایی را داریم که چیزی را که خودشان ندارند به معلول میدهند. مثل روییدن گیاه از خاک که گیاه دارای ویژگی هایی است ک خاک آنها را ندارد و ...
    ممنون میشوم من را راهنمایی کنید
    ویرایش توسط مرید الحسین (ع) : ۱۳۹۴/۰۶/۲۷ در ساعت ۱۰:۳۲

  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,525
    حضور
    175 روز 3 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58316



    با نام و یاد دوست






    سوال در مورد رابطه ی علت و معلول








    کارشناس بحث: استاد صادق


  4. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,035
    حضور
    192 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28777



    نقل قول نوشته اصلی توسط منتظر مهدی (ع) نمایش پست ها
    با سلام
    بنده مطالعات کمی در مورد فلسفه داشته ام. اینکه میگوییم علت از معلول کامل تر و بی نیاز تر است و نیز علت همواره چیزی را که خودش دارد میتواند به معلول بدهد , را متوجه نشده ام.
    ما در دنیای اطرافمان خیلی از علت ها را داریم که از معلولشان ناقصتر اند و نیز علت هایی را داریم که چیزی را که خودشان ندارند به معلول میدهند. مثل روییدن گیاه از خاک که گیاه دارای ویژگی هایی است ک خاک آنها را ندارد و ...
    ممنون میشوم من را راهنمایی کنید
    باسلام وتشکر .
    در ابتدا باید گفت حکیمان بر این باورند که هر چیزی برای به وجود آمدن نیاز به چهار علت دارد. علت‌های چهارگانه در این تقسیم‌بندی عبارت‌اند از: 1. علت فاعلی، 2. علت مادی، 3. علت صوری، 4. علت غایی.
    توضیح و تفسیر هر یک از این علل چهارگانه در این‌جا ممکن نیست.
    [1] اما در یک مثال ساده با اندکی مسامحه می‌‌توان گفت: در جریان ساخت یک صندلی، «نجّار» علت فاعلی است، «چوب» علت مادّی، «شکل صندلی» علت صوری و «نشستن» علت غایی است.[2]
    مفهوم «علت تامه»، یک مفهوم بسیط است و منظور از آن مجموعه چیزهایی است که در تحقق و به وجود آمدن چیزی دخالت دارند؛ اعم از علل چهارگانه و شرایط انجام یک فعل، بلکه عدم مانع نیز در این مجموعه داخل است. اگر همه این امور مجتمع باشند به این مجموعه، «علت تامه» گفته می‌شود. قهراً منظور از مفهوم «علت ناقصه» این است که یک یا چند بخش از مجموعه‌ای که «علت تامه» را تشکیل می‌دهند، مفقود باشد. بنابراین مفهوم «علت تامه» اعم از مفهوم علت‌های چهارگانه است.
    با توجه به این نکته باید گفت : علت فاعلی باید کامل تر از معلول باشد اما در سایر علل جنین شر طی مطرح نیست بخصوص علل معیده که تنها نقش زمینه سازی دارد برای تحقق معلول ونه اثری دیگر مثل خاک برای رویش گیاه که در مثال شما ذکر شده است .




    [1]. برای اطلاع بیشتر: ر. ک: طباطبائی، سید محمد حسین، بدایة الحکمة، ص 109 - 124، قم، مؤسسه نشر اسلامی، 1423ق.

  5. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,035
    حضور
    192 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28777



    نقل قول نوشته اصلی توسط منتظر مهدی (ع) نمایش پست ها
    با سلام
    بنده مطالعات کمی در مورد فلسفه داشته ام. اینکه میگوییم علت از معلول کامل تر و بی نیاز تر است و نیز علت همواره چیزی را که خودش دارد میتواند به معلول بدهد , را متوجه نشده ام.
    ما در دنیای اطرافمان خیلی از علت ها را داریم که از معلولشان ناقصتر اند و نیز علت هایی را داریم که چیزی را که خودشان ندارند به معلول میدهند. مثل روییدن گیاه از خاک که گیاه دارای ویژگی هایی است ک خاک آنها را ندارد و ...
    ممنون میشوم من را راهنمایی کنید
    باسلام وتشکر .
    در ابتدا باید گفت حکیمان بر این باورند که هر چیزی برای به وجود آمدن نیاز به چهار علت دارد. علت‌های چهارگانه در این تقسیم‌بندی عبارت‌اند از: 1. علت فاعلی، 2. علت مادی، 3. علت صوری، 4. علت غایی.
    توضیح و تفسیر هر یک از این علل چهارگانه در این‌جا ممکن نیست.
    [1] اما در یک مثال ساده با اندکی مسامحه می‌‌توان گفت: در جریان ساخت یک صندلی، «نجّار» علت فاعلی است، «چوب» علت مادّی، «شکل صندلی» علت صوری و «نشستن» علت غایی است.[2]
    مفهوم «علت تامه»، یک مفهوم بسیط است و منظور از آن مجموعه چیزهایی است که در تحقق و به وجود آمدن چیزی دخالت دارند؛ اعم از علل چهارگانه و شرایط انجام یک فعل، بلکه عدم مانع نیز در این مجموعه داخل است. اگر همه این امور مجتمع باشند به این مجموعه، «علت تامه» گفته می‌شود. قهراً منظور از مفهوم «علت ناقصه» این است که یک یا چند بخش از مجموعه‌ای که «علت تامه» را تشکیل می‌دهند، مفقود باشد. بنابراین مفهوم «علت تامه» اعم از مفهوم علت‌های چهارگانه است.
    با توجه به این نکته باید گفت : علت فاعلی باید کامل تر از معلول باشد اما در سایر علل جنین شر طی مطرح نیست بخصوص علل معیده که تنها نقش زمینه سازی دارد برای تحقق معلول ونه اثری دیگر مثل خاک برای رویش گیاه که در مثال شما ذکر شده است .




    [1]. برای اطلاع بیشتر: ر. ک: طباطبائی، سید محمد حسین، بدایة الحکمة، ص 109 - 124، قم، مؤسسه نشر اسلامی، 1423ق.

  6. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۳
    علاقه
    مهدویت , فلسفه , اخلاق
    نوشته
    23
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    9



    با سلام مجدد
    ممنون از جوابتون ولی امکانش هست که بیشتر توضیح بدهید
    مثلا در مورد همین مثال گیاه که بنده عرض کردم. خاک و آب و ... جزو علت های معیده ( یعنی وابسته..؟) هستند. پس آن علتی که ویژگی های گیاه را به او میدهد چیست؟ آیا آن علت قابل رد گیری فیزیکی هست؟
    ممنون
    ویرایش توسط منتظر مهدی (ع) : ۱۳۹۴/۰۶/۰۵ در ساعت ۱۸:۵۷ دلیل: غلط املایی

  7. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,035
    حضور
    192 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28777



    نقل قول نوشته اصلی توسط منتظر مهدی (ع) نمایش پست ها
    با سلام مجدد
    ممنون از جوابتون ولی امکانش هست که بیشتر توضیح بدهید
    مثلا در مورد همین مثال گیاه که بنده عرض کردم. خاک و آب و ... جزو علت های معیده ( یعنی وابسته..؟) هستند. پس آن علتی که ویژگی های گیاه را به او میدهد چیست؟ آیا آن علت قابل رد گیری فیزیکی هست؟
    ممنون
    باسلام .
    در نگاه فلسفی به طور کلی این دخل وتصرف های خدا در زمین وهمه عالم از رهگذر وسایط انجام می شود زیرا غیر از فیض نخست، سایر مخلوقات همه با واسطه خلق شده‌اند . وسایط در برخی بیش تر و در برخی کم تر است و بحث از سلسله علل، در فلسفه مطرح است. و همه یکسان مخلوق محسوب می‌شوند، یعنی نقش و تأثیرگذاری خالقیت خدا نسبت به همه یکسان است، به خصوص بر اساس مبنای حکمت متعالیه چنان که بیان شد عالم و جهان هستی از آغاز تا انجام همه عین ربط، عین فقر و نیاز نسبت به مبدأ هستی هستند.
    خداوند مبدأ وجود است و وجود ماده یکی از افاضات و پرتوی از فیض وجود حق تعالى است، پس خدا آنچه را خود دارد ،یعنی وجود به ماده داده است . آنچه را خود از داشتن آن منزّه است ،یعنی ماده ،به ماده نداده است، چون ماده حد و تعیّن و ماهیت وجود ماده است . خداوند به موجودات وجود می‌دهد و نه تعیّن و ماهیت، بس خاستگاه ماده تعیّن وجودی آن است و نه اصل وجود آن که فیض الهی است. بوعلی سینا جملة معروفی دارد و گفته است: ما جعل الله المشمشة مشمشة، بل أوجدها؛ خداوند زردآلو را زردآلو نکرده ، بلکه آن را ایجاد کرده است.
    شهید مطهری با اشاره به سخن بوعلی ضمن تحلیلی گفته است: زردآلو برای مثال ذکر شده است، منظور همه موجودات است. خدا اشیا اشیا را آفریده است. آنها ذاتاً متفاوتند. برخی مادی،‌برخی مادی هستند. از مجموع مباحث در آموزه‌های عقلی و وحیانی به دست می‌آید که هرچه خلقت خاص دارد و مال خود اوست، یعنی هر چیز فقط گونه‌ای خاص از وجود را می‌تواند بپذیرد، و خدا همان خلقت خاص را وجود می‌بخشد، پس نباید تصور کرد که اشیا طور دیگری بوده‌اند و خدا آنها را به صورت‌های خاص جسمانی و مادی مانند آن در آورده ، بلکه خدا فقط به آنها وجود داده است.(1)
    بنابر این خداوند ذات دارای هستی بلکه مبدأ هستی است . آنچه به موجودات بخشید ،هستی است و به موجودات مادی و جسمانی نیز هستی و وجود بخشیده ، نه ماده و جسم.
    ماده و جسم خصیصه ذاتی آن گونه موجودات است و فیض خدا وجود اشیا است و نه چیز دیگر.


    پی‌نوشت‌:
    1. عدلی الهی، ص 172، نشر صدرا 1381ش.

  8. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۳
    علاقه
    مهدویت , فلسفه , اخلاق
    نوشته
    23
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    9



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها

    خداوند مبدأ وجود است و وجود ماده یکی از افاضات و پرتوی از فیض وجود حق تعالى است، پس خدا آنچه را خود دارد ،یعنی وجود به ماده داده است . آنچه را خود از داشتن آن منزّه است ،یعنی ماده ،به ماده نداده است، چون ماده حد و تعیّن و ماهیت وجود ماده است . خداوند به موجودات وجود می‌دهد و نه تعیّن و ماهیت، بس خاستگاه ماده تعیّن وجودی آن است و نه اصل وجود آن که فیض الهی است. بوعلی سینا جملة معروفی دارد و گفته است: ما جعل الله المشمشة مشمشة، بل أوجدها؛ خداوند زردآلو را زردآلو نکرده ، بلکه آن را ایجاد کرده است.
    شهید مطهری با اشاره به سخن بوعلی ضمن تحلیلی گفته است: زردآلو برای مثال ذکر شده است، منظور همه موجودات است. خدا اشیا اشیا را آفریده است. آنها ذاتاً متفاوتند. برخی مادی،‌برخی مادی هستند. از مجموع مباحث در آموزه‌های عقلی و وحیانی به دست می‌آید که هرچه خلقت خاص دارد و مال خود اوست، یعنی هر چیز فقط گونه‌ای خاص از وجود را می‌تواند بپذیرد، و خدا همان خلقت خاص را وجود می‌بخشد، پس نباید تصور کرد که اشیا طور دیگری بوده‌اند و خدا آنها را به صورت‌های خاص جسمانی و مادی مانند آن در آورده ، بلکه خدا فقط به آنها وجود داده است.(1)
    بنابر این خداوند ذات دارای هستی بلکه مبدأ هستی است . آنچه به موجودات بخشید ،هستی است و به موجودات مادی و جسمانی نیز هستی و وجود بخشیده ، نه ماده و جسم.
    ماده و جسم خصیصه ذاتی آن گونه موجودات است و فیض خدا وجود اشیا است و نه چیز دیگر.
    با عرض سلام و خسته نباشید
    بنده پارگراف اول متنتان را متوجه شدم و قبول دارم.
    ولی لطفا در مورد این قسمت بیشتر توضیح میدهید که:
    خداوند به موجودات , وجود داده نه ماده و جسم.
    اگر ماهیت و مادیت ناشی از خواص ذاتی خود موجودات مادی هست دو حالت میتوتن تصور کرد که یا خود مادیت و ماهیت مخلوق هستند یا نیستند
    1)اگر مخلوق هستند پس چه طور خدانود چیزی را که خودش نداشته خلق کرده؟( چون بالاخره این دو عنصر در مجموعه ی خلقت هست)
    ا2)ین دو خاصیت مخلوق نیستند
    که این دو حالت برایم جای سوال دارد
    ممنون از لطفتون

  9. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,035
    حضور
    192 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28777



    نقل قول نوشته اصلی توسط منتظر مهدی (ع) نمایش پست ها
    با عرض سلام و خسته نباشید
    بنده پارگراف اول متنتان را متوجه شدم و قبول دارم.
    ولی لطفا در مورد این قسمت بیشتر توضیح میدهید که:
    خداوند به موجودات , وجود داده نه ماده و جسم.
    اگر ماهیت و مادیت ناشی از خواص ذاتی خود موجودات مادی هست دو حالت میتوتن تصور کرد که یا خود مادیت و ماهیت مخلوق هستند یا نیستند
    1)اگر مخلوق هستند پس چه طور خدانود چیزی را که خودش نداشته خلق کرده؟( چون بالاخره این دو عنصر در مجموعه ی خلقت هست)
    ا2)ین دو خاصیت مخلوق نیستند
    که این دو حالت برایم جای سوال دارد
    ممنون از لطفتون
    باسلام وسپاس .
    از روحیه حق پذیری تان تقدیر می شود .
    گرامی !!
    ماهیت حدی وجود است وعینیت ندارد تا نیاز به خلق وآفرینش داشته باشد
    یعغنی هر موجود وقتی خلق شد یک حد وجودی دارد که که در اصطلاح علمی از آن به ماهیت = صورت علمی تعبیر می شود .
    اما مادیت :
    ماده مخلوق است وخالق آن خالق وجودش است ولی با دقت عقلی که مادیت فلان موجود ( مثلا سنگ . یا درخت ووو ) به تبع جعل وجودش (= خلق وجودش ) آفریده شده یعنی خدا فلان موجود مادی را سنگ آفرید .
    ودر ضمن در کلام بوعلی که مطهری نقل کرده بشتر دقت کنید جالب است .


  10. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۳
    علاقه
    مهدویت , فلسفه , اخلاق
    نوشته
    23
    حضور
    8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    9



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    باسلام وسپاس .
    از روحیه حق پذیری تان تقدیر می شود .
    گرامی !!
    ماهیت حدی وجود است وعینیت ندارد تا نیاز به خلق وآفرینش داشته باشد
    یعغنی هر موجود وقتی خلق شد یک حد وجودی دارد که که در اصطلاح علمی از آن به ماهیت = صورت علمی تعبیر می شود .
    اما مادیت :
    ماده مخلوق است وخالق آن خالق وجودش است ولی با دقت عقلی که مادیت فلان موجود ( مثلا سنگ . یا درخت ووو ) به تبع جعل وجودش (= خلق وجودش ) آفریده شده یعنی خدا فلان موجود مادی را سنگ آفرید .
    ودر ضمن در کلام بوعلی که مطهری نقل کرده بشتر دقت کنید جالب است .
    باعرض سلام مجدد و تشکر بابت زحمات شما
    بنابراین ماهیت ها وجود خارجی ندارند و فقط در محدوده ی ذهن قابل بررسی هستند.که بنده این را قبول دارم ولی من فکر میکردم حتی چیزهایی که در ذهن ما وجود دارند هم به نوعی مخلوق حساب میشوند.پس نیاز هست این ویژگی را خالق داشته باشد...
    هم در مورد مادیت و هم در مورد ماهیت که شما توضیح دادید بنده این طور برداشت کردم:
    هر دو این ویژگی ها استقلال ندارند و به سبب وجود دادن خود موجود , در مورد آن موجود قابل طرح و تعریف هستند.
    آیا این برداشت بنده درست است؟
    اگر درست متوجه شدم , میتوان این طور برداشت خلق بعضی از ویژگی های موجودات , برای خداوند نوعی جبری بوده؟
    ممنون
    ویرایش توسط منتظر مهدی (ع) : ۱۳۹۴/۰۶/۱۱ در ساعت ۱۸:۵۸ دلیل: غلط املایی و تکمیل متن

  11. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,035
    حضور
    192 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28777



    نقل قول نوشته اصلی توسط منتظر مهدی (ع) نمایش پست ها
    باعرض سلام مجدد و تشکر بابت زحمات شما
    بنابراین ماهیت ها وجود خارجی ندارند و فقط در محدوده ی ذهن قابل بررسی هستند.که بنده این را قبول دارم ولی من فکر میکردم حتی چیزهایی که در ذهن ما وجود دارند هم به نوعی مخلوق حساب میشوند.پس نیاز هست این ویژگی را خالق داشته باشد...
    هم در مورد مادیت و هم در مورد ماهیت که شما توضیح دادید بنده این طور برداشت کردم:
    هر دو این ویژگی ها استقلال ندارند و به سبب وجود دادن خود موجود , در مورد آن موجود قابل طرح و تعریف هستند.
    آیا این برداشت بنده درست است؟
    اگر درست متوجه شدم , میتوان این طور برداشت خلق بعضی از ویژگی های موجودات , برای خداوند نوعی جبری بوده؟
    ممنون

    باسلام وسپاس.
    - ماهیات وجود ذهنی دارند ونه وجود خارجی وعینی .
    - ماده وجود خارجی وعینی نیز دارد .
    - هیچ چیز وهیچ موجود امکانی استقلال وجودی ندارد همه عین ربط به خالق خود هستند .
    - خداوند از فعل جبر منزه است بلکه خلقت او از باب :
    من نکردم تا سودی کنم
    بلکه تا بر بندگان جودی کنم .

    خلقت لازمه فیاضیت اوست وجبری در کار نیست .


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود