صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شجاعت های عمر بن خطاب + سند

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۴
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    2
    حضور
    3 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8

    شجاعت های عمر بن خطاب + سند




    از شجاعت و پهلوانی های عمر چیزهای زیادی می شنویم تا آنجا که گفته شده هنگامی که عمر اسلام آورد ، قریش به وحشت افتاد و با اسلام عمر ، مسلمانان نیرومند شدند و گفته شده خداوند بوسیله عمربن خطاب اسلام را عزت بخشید و گفته شده پیامبر دعوت خود را آشکار نکرد ، مگر پس از اسلام عمر .

    ولی تاریخ راستین وحقیقی ،چیزی از شجاعت و قهرمانی عمر برای ما نقل نکرده است و هرگز تاریخ نشان نداده است که یک نفر از کفار مشهور یا فرد معمولی را در نبردی یا جنگی مثل بدر یا احد یا خندق و غیر آن ، به قتل رسانده باشد بلکه برعکس تاریخ به ما خبر داده که او در جنگ احد همراه دیگر فراری ها ،فرار کرد ، در جنگ حنین پا به فرار گذاشت و در جنگ خیبر وقتی پیامبر او را فرستاد با شکست برگشت و در آخرین آنها که سپاه اسامه بود ، در آن سربازی بود تحت فرماندهی جوانی به نام اسامه بن زید.

    پس این ادعای پهلوانی ها و قهرمانی ها کجاست؟!!نیز می گویند : "جناب عمر بن خطاب از جواني مرد ميدان بود "

    - كدام ميدان ؟


    آيا تا به حال شنيده‌ايد كه عمر بن الخطاب پشه‌اي را از دوش نبي مكرم اسلام صلي الله عليه وآله وسلم پرانده باشد ؟آيا تا به حال شنيده‌ايد كه عمر در ميدان جنگ يك نفر كافر را كشته باشد ؟

    به اعتراف خود علماي اهل سنت ، عمر در اكثر جنگ‌ها فرار مي‌كرد ؛ از جمله در جنگ احد ، جنگ حنين ، جنگ خيبر و ... تا جايي كه به وي لقب « فرّار غير كرار» دادند .

    فخر رازي از بزرگترين علماي تاريخ اهل سنت در باره فرار عمر و عثمان در جنگ احد مي‌نويسد :

    وَمِنَ الْمُنْهَزِمِينَ عُمَرُ، إِلَّا أَنَّهُ لَمْ يَكُنْ فِي أَوَائِلِ الْمُنْهَزِمِينَ وَلَمْ يَبْعُدْ، بَلْ ثَبَتَ عَلَى الْجَبَلِ إِلَى أَنْ صَعِدَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ

    (أبو عبد الله محمد بن عمر بن الحسن بن الحسين التيمي الرازي الملقب بفخر الدين الرازي خطيب الري (المتوفى: 606هـ)، التفسير الكبير أو مفاتيح الغيب، ج 9، ص 398،الناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت،الطبعة: الثالثة - 1420 هـ)

    از فراريان صحنه جنگ، عمر بود؛ البته جزء نخستين فراريان نبود، بالاى كوه ماند تا پيامبر هم به آن‌ها پيوست





    شجاعت های عمر بن خطاب + سند





    8098- حدثنا أبو هشام الرفاعي قال، حدثنا أبو بكر بن عياش قال، حدثنا عاصم بن كليب، عن أبيه قال: خطب عمر يوم الجمعة فقرأ"آل عمران"، وكان يعجبه إذا خطب أن يقرأها، فلما انتهى إلى قوله:"إنّ الذين تولوا منكم يوم التقى الجمعان"، قال: لما كان يوم أحد هزمناهم، ففررتُ حتى صعدت الجبل، فلقد رأيتني أنزو كأنني أرْوَى، والناس يقولون:"قُتل محمد"! فقلت: لا أجد أحدًا يقول:"قتل محمد"، إلا قتلته!. حتى اجتمعنا على الجبل، فنزلت:"إن الذين تولوا منكم يوم التقى الجمعان"

    (الطبري، محمد بن جرير، جامع البيان عن تأويل آي القرآن، ج 7، ص 327،الكتاب: جامع البيان في تأويل القرآن

    المؤلف: محمد بن جرير بن يزيد بن كثير بن غالب الآملي، أبو جعفر الطبري (المتوفى: 310هـ)،المحقق: أحمد محمد شاكر،الناشر: مؤسسة الرسالة،الطبعة: الأولى، 1420 هـ - 2000 م /السيوطي، الحافظ جلال الدين، جامع الاحاديث (الجامع الصغير وزوائده والجامع الكبير)، ج 14، ص 529 و....)


    عمر در روز جمعه هنگام خطبه خواندن، سوره آل عمران را مى‌خواند تا رسيد به اين آيه: «آنان كه روز برخورد دو لشكر به شما پشت كرده و گريختند » سپس گفت: روز اُحُد پس از آن كه شكست خورديم، من فرار كردم و از كوه بالا مى‌رفتم به طورى كه احساس كردم كه همانند بزكوهى پرش و خيزش دارم و به شدت تشنه شده بودم، شنيدم مردى مى‌گفت: محمد كشته شد، ‌‌گفتم: هر كس بگويد محمد كشته شد، او را مى‌كشم، به كوه پناه آورده و همه بالاى كوه جمع شديم، در اين هنگام بود كه اين آيه نازل شد.

    شجاعت های عمر بن خطاب + سند




    حتي يك روايت از كتاب‌هاي اهل سنت در باره شجاعت و جنگاوري‌هاي عمر در ميدان جنگ نیامده است.اما وقتي در برابر زنان ، پير مردان و مسلمانان عادي قرار مي‌گرفت ، چنان خشن و شجاع مي‌شد كه انگار مثل او شجاع در روي زمين وجود ندارد . او آن قدر بر مؤمنين سخت مي‌گرفت كه حتي زنان مؤمنه نيز از ترس عمر خود را خيس و يا سقط جنين مي‌كردند :

    8117 - عَنِ ابْنِ عُيَيْنَةَ، عَنِ الْأَعْمَشِ، عَنْ إِبْرَاهِيمَ قَالَ: طَافَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ فِي صُفُوفِ النِّسَاءِ فَوَجَدَ رِيحًا طَيِّبَةً مِنْ رَأْسِ امْرَأَةٍ، فَقَالَ: «لَوْ أَعْلَمُ أَيَّتُكُنَّ هِيَ لَفَعَلْتُ، وَلَفَعَلْتُ، لِتَطَّيَبْ إِحْدَاكُنَّ لِزَوْجِهَا، فَإِذَا خَرَجَتْ لَبِسَتْ أَطْمَارَ وَلِيدَتِهَا» قَالَ: «فَبَلَغَنِي أَنَّ الْمَرْأَةَ الَّتِي كَانَتْ تَطَيَّبَتْ بَالَتْ فِي ثِيَابِهَا مِنَ الْفَرَقِ»

    (المصنف ، ج 4 ، ص 373 – 374، ح8117 المؤلف: أبو بكر عبد الرزاق بن همام بن نافع الحميري اليماني الصنعاني (المتوفى: 211هـ)، المحقق: حبيب الرحمن الأعظمي، الناشر: المكتب الإسلامي - بيروت، الطبعة: الثانية، 1403، عدد الأجزاء: 11

    عمر در ميان صفوف زنان حركت مي‌كرد ، بوي خوشي از سر يكي از زنان استشمام كرد ، گفت : اگر بدانم كه بوي خوش از سر كداميك از شما است ، فلان و فلان مي‌كنم . شما بايد بوي خوش را براي همسرانتان استفاده كنيد ... راوي مي‌گويد : به من خبر دادند زني كه بوي خوش استفاده كرده بود ، از ترس عمر شلوارش را خيس كرده بود .

    شجاعت های عمر بن خطاب + سند


    واستدعى عمر امرأة ليسألها عن أمر وكانت حاملا ، فلشدة هيبته ألقت ما في بطنها ...


    عمر ، زن حامله‌اي را خواست تا از وي در باره مسأله‌اي سؤال كند ، آن زن از ترس هيبت عمر فرزندش را سقط كرد ...

    شرح نهج البلاغة ، ابن أبي الحديد ، ج 1 ، ص 174

    شجاعت های عمر بن خطاب + سند





    به عبارت ساده تر شجاعت جناب عمر بن الخطاب براي زنان و اسيراني بود که ديگران انها را دستگير کرده بودند و دست و پايشان بسته بود و گرنه تاريخ شجاعتي از وي به ثبت نرسانده .دوستان اهل سنت توجه کنند که در فتح ايران جناب خليفه حضور نداشت و سربازان و اميران لشکر ايران را فتح کردند و ربطي به شجاعتهاي وي!!!!!!!! ندارد


  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,523
    حضور
    174 روز 19 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58305



    با نام و یاد دوست






    شجاعت های عمر بن خطاب + سند








    کارشناس بحث: استاد صدرا


  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620

    جمع بندی




    پرسش:
    از شجاعت و پهلوانی های عمر چیزهای زیادی می شنویم تا آن جا که گفته شده هنگامی که عمر اسلام آورد، قریش به وحشت افتاد و مسلمانان نیرومند شدند، به وسیله عمر بن خطاب به اسلام عزت بخشیده شد و پیامبر دعوت خود را آشکار نکرد، مگر پس از اسلام عمر! و نیز می گویند: "جناب عمر بن خطاب از جواني مرد ميدان بود "
    ولی تاریخ راستین و حقیقی، چیزی از شجاعت و قهرمانی عمر برای ما نقل نکرده است بلکه برعکس علمای اهل سنت و همچنین تاریخ به ما خبر داده که او در جنگ ها همیشه فراری بوده است. پس این ادعای پهلوانی ها و قهرمانی ها کجاست.؟!


    پاسخ:
    شیعه بر اساس آموزه های قرآن و سنت معتقد است جانشین پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) باید همچون پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) معصوم بوده و در بالاترین درجات علم و شجاعت قرار گرفته باشد، تا بتواند امت را به صراط مستقیم راهنمایی نموده و حافظ احکام شریعت باشد. با نگاهی به زندگانی اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مشاهده می گردد که جمع این اوصاف تنها در جانشینان بلا فصل آن حضرت جلوه گر بوده و احدی قابل مقایسه با عترت و اهل بیت (علیهم السلام) و در راس آنان امیر المؤمنین (علیه صلوات الله) نبوده است.

    یکی از اوصاف بی نظیر امیر المومنین (علیه السلام) شجاعت آن حضرت می باشد؛ شجاعتی که به واسطه آن درخت نو پای اسلام از خطرات دشمنان محفوظ ماند و در هیچ جنگ مهمی نبود؛ مگر آن که به واسطه ایثار و شجاعت آن حضرت، نصرت و پیروزی نصیب سپاه اسلام گردید و این در حالی است که در هیچ گزارش قابل قبول تاریخی، نقشی تاثیر گذار از خلفای قبل از آن حضرت بیان نشده است.

    _ بیان یک مورد تاریخی:
    جنگ خیبر و عملکرد خلفا و امیرالمومنین (علیه السلام).

    داستان فتح خیبر، اتفاقی است که بیانگر شهامت بی نظیر امیر المومنین (علیه السلام) می باشد. «بخاری» و «مسلم» در صحیح خود روایت نموده اند: «سهل بن سعد» مى‏ گويد: در جنگ خيبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «بى‏ ترديد فردا اين پرچم را به دست مردى خواهم داد كه او خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش نيز او را دوست مى‏ دارند، خداوند به دست او فتح را نصيب ما مى‏ كند». مردم آن شب را بيدار به انتظار كشيدند و نگران بودند كه پرچم را به كدام يك از ايشان خواهد داد بامدادان به خدمت پيامبر (صلی الله علیه و آله) رسيدند و هر كدام اميدوار بودند كه پرچم به او داده شود! پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «على‏ بن ابى طالب كجاست؟» عرض كردند: او به درد چشم مبتلاست - يا چشمانش ناراحت است- فرمود:«كسى را در پى او بفرستيد». على (علیه السلام) حاضر شد.

    پيامبر (صلی الله علیه وآله) از آب دهانش به چشمان او ماليد و دعا كرد، درد چشمش بهبود يافت به گونه‏ اى كه گويى هيچ دردى نداشته است، پيامبر (صلی الله علیه و آله) پرچم را به او داد، عرض كرد: «يا رسول اللّه! بر چه محورى با ايشان بجنگم؟». پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «سربازانت را بفرست تا وارد محيط آن ها شوند سپس آن ها را به اسلام‏ دعوت كن و آن ها را از حق واجبى كه خداوند بر گردنشان دارد مطّلع گردان، قسم به خدايى كه جان من در قبضه قدرت اوست هر آينه اگر يك نفر به وسيله تو هدايت شود- يا اين كه خداوند به وسيله تو هدايت كند- بهتر است از اين كه مالك شتران‏ سرخ‏ فام باشى».

    _ فرار ابوبکر و عمر در جنگ خیبر
    «حاکم نیشابوری» در کتاب:«المستدرک» در باب غزوه خیبر پنج عمل کرد «ابو بکر» و «عمر» را در پنج روایت نقل نموده است:

    1) «عَنْ سَلَمَةَ بْنِ عَمْرِو بْنِ الْأَكْوَعِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ: «بَعَثَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ(و آله) وَ سَلَّمَ) أَبَا بَكْرٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ إِلَى بَعْضِ حُصُونِ خَيْبَرَ فَقَاتَلَ وَجُهِدَ وَلَمْ يَكُنْ فَتْحٌ»؛
    پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) ابوبکر را به سوی برخی از دژهای خیبر اعزام نمودند. وی جنگ نمود و در این راستا تلاش نمود؛ اما موفق به فتح و پیروزی نشد.(1)

    2) «عَنْ عَلِيٍّ أَنَّهُ قَالَ: يَا أَبَا لَيْلَى أَمَا كُنْتَ مَعَنَا بِخَيْبَرَ؟ قَالَ: بَلَى وَاللَّهِ كُنْتُ مَعَكُمْ، قَالَ: فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ(وآله)وَسَلَّمَ «بَعَثَ أَبَا بَكْرٍ إِلَى خَيْبَرَ فَسَارَ بِالنَّاسِ وَانْهَزَمَ حَتَّى رَجَعَ»؛
    امام علی (علیه السلام) به ابولیلی فرمودند: آیا تو با ما در خیبر نبودی؟ وی در پاسخ گفت: بله به خدا سوگند به همراه شما بودم. گفت: همانا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ابوبکر را به سوی خیبر فرستاد، وی نیز به همراه مردم به سوی خیبر رهسپار شد؛ اما شکست خورد و باز گشت.(2)

    3) «ثنا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ بُرَيْدَةَ، عَنْ أَبِيهِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَالَ: «كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ(و آله) وَ سَلَّمَ) رُبَّمَا أَخَذَتْهُ الشَّقِيقَةُ، فَيَلْبَثُ الْيَوْمَ وَالْيَوْمَيْنِ لَا يَخْرُجُ، فَلَمَّا نَزَلَ بِخَيْبَرَ أَخَذَتْهُ الشَّقِيقَةُ، فَلَمْ يَخْرُجْ إِلَى النَّاسِ، وَأَنَّ أَبَا بَكْرٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ أَخَذَ رَايَةَ رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ(و آله) وَ سَلَّمَ)، ثُمَّ نَهَضَ فَقَاتَلَ قِتَالًا شَدِيدًا ثُمَّ رَجَعَ»؛
    عبدالله بن بریده از پدرش نقل می کند که او گفت: گاهی پیامبر اکرم مبتلا به درد شقیقه (دو استخوان اطراف پیشانی) می شدند، به گونه ای که یک یا دو روز از منزل خارج نمی شدند. هنگامی که آن حضرت به خیبر رسیدند همین امر اتفاق افتاد؛ لذا آن حضرت در جمع مردم حاضر نشدند. ابوبکر روزی پرچم را بدست گرفته و به سوی میدان رهسپار گردید و جنگ سختی نمود و سپس بازگشت.(3)

    4) «عَنْ عَلِيٍّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ:«سَارَ النَّبِيُّ (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ(و آله) وَ سَلَّمَ) إِلَى خَيْبَرَ، فَلَمَّا أَتَاهَا بَعَثَ عُمَرُ رَضِيَ اللَّهُ تَعَالَى عَنْهُ، وَبَعَثَ مَعَهُ النَّاسَ إِلَى مَدِينَتِهِمْ أَوْ قَصْرِهِمْ، فَقَاتَلُوهُمْ فَلَمْ يَلْبَثُوا أَنْ هَزَمُوا عُمَرَ وَأَصْحَابَهُ، فَجَاءُوا يُجَبِّنُونَهُ وَيُجَبِّنُهُمْ فَسَارَ النَّبِيُّ (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ)»؛
    از امام علی (علیه السلام) نقل شده است: هنگامی که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به خیبر رسیدند عمر را به همراه مردم به سوی اهل خیبر فرستادند. آنان جنگ نمودند و طولی نکشید که عمر و اصحابش شکست خورده بازگشتند، در حالی که اصحاب او وی را ترسو می خواندند و او اصحاب خود را ترسو می خواند!.(4)

    5) عَنْ جَابِرٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، «أَنَّ النَّبِيَّ (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ(و آله) وَ سَلَّمَ) دَفَعَ الرَّايَةَ يَوْمَ خَيْبَرَ إِلَى عُمَرَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، فَانْطَلَقَ، فَرَجَعَ يُجَبِّنُ أَصْحَابَهُ وَيُجَبِّنُونُهُ»؛
    جابر بن عبدالله انصاری روایت می کند که پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) در روز خیبر پرچم را به عمر سپردند و وی به سوی میدان رفت؛ اما طولی نکشید که وی بازگشت در حالی که وی اصحابش را ترسو می خواند و اصحاب وی او را ترسو می خواندند!.(5)

    اکثر این احادیث بنا بر نظر «حاکم نیشابوری» و «ذهبی» صحیح می باشد؛ و مضمون کلی آن ها عدم موفقیت «ابوبکر» و «عمر» در جریان جنگ خیبر و بازگشت از روی ترس آنان از میدان نبرد است که در نتیجه روحیه سپاه اسلام تضعیف شده و بعد از این ناکامی ها پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: به زودی شخصی را به میدان می فرستم که کرّار و حمله کننده است؛ اما هیچ گاه اهل فرار کردن از معرکه نیست(6)؛
    که چنین بیانی تعریض و کنایه ای به عملکرد «ابوبکر» و «عمر» می باشد.

    _______________
    (1) المستدرك على الصحيحين، أبو عبد الله الحاكم النيسابوري المعروف بابن البيع (المتوفى: 405هـ)، ج3، ص39،‌ ح:4338، دار الكتب العلمية – بيروت.«هَذَا حَدِيثٌ صَحِيحُ الْإِسْنَادِ، وَلَمْ يُخَرِّجَاهُ [التعليق - من تلخيص الذهبي] صحيح».
    (2) همان.هَذَا حَدِيثٌ صَحِيحُ الْإِسْنَادِ، وَلَمْ يُخَرِّجَاهُ .[التعليق - من تلخيص الذهبي] صحيح.
    (3)همان، ح:4339.هَذَا حَدِيثٌ صَحِيحُ الْإِسْنَادِ وَلَمْ يُخَرِّجَاهُ. [التعليق - من تلخيص الذهبي] صحيح.
    (4)همان، ح: 4340.هَذَا حَدِيثٌ صَحِيحُ الْإِسْنَادِ، وَلَمْ يُخَرِّجَاهُ. [التعليق - من تلخيص الذهبي] صحيح.
    (5)همان، ح: 4341.هَذَا حَدِيثٌ صَحِيحٌ عَلَى شَرْطِ مُسْلِمٍ، وَلَمْ يُخَرِّجَاهُ [التعليق - من تلخيص الذهبي] القاسم بن أبي شيبة واه.
    (6) تاريخ دمشق، أبو القاسم علي بن الحسن بن هبة الله المعروف بابن عساكر (المتوفى: 571هـ)، ج41، ص219، دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع: «عن مالك بن أنس عن نافع عن ابن عمر عن عمر بن الخطاب قال قال رسول الله (صلى الله عليه (وآله)وسلم) لأعطين الراية رجلا يحب الله ورسوله ويحبه الله ورسوله كرار غير فرار يفتح الله عليه جبريل عن يمينه وميكائيل عن يساره فبات الناس متشوقين فلما أصبح قال أين علي قالوا يا رسول الله ما يبصر قال ائتوني به فأتي به فقال له النبي (صلى الله عليه(وآله) وسلم) ادن مني فدنا منه فتفل في عينيه ومسحهما بيده فقام علي من بين يديه كأنه لم يرمد قط».

    ویرایش توسط همکار تدوین : ۱۳۹۴/۱۲/۰۹ در ساعت ۲۲:۴۲ دلیل: همکار ویراستار تدوین
    شجاعت های عمر بن خطاب + سند
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8431



    نقل قول نوشته اصلی توسط عبد الزینب نمایش پست ها
    ولی تاریخ راستین وحقیقی ،چیزی از شجاعت و قهرمانی عمر برای ما نقل نکرده است و هرگز تاریخ نشان نداده است که یک نفر از کفار مشهور یا فرد معمولی را در نبردی یا جنگی مثل بدر یا احد یا خندق و غیر آن ، به قتل رسانده باشد بلکه برعکس تاریخ به ما خبر داده که او در جنگ احد همراه دیگر فراری ها ،فرار کرد ، در جنگ حنین پا به فرار گذاشت و در جنگ خیبر وقتی پیامبر او را فرستاد با شکست برگشت و در آخرین آنها که سپاه اسامه بود ، در آن سربازی بود تحت فرماندهی جوانی به نام اسامه بن زید.
    سلام



    اشتباه نشود ! جناب عمر فردي قوي وقدي بلند وصدايي خشن داشت كه بعضي زنان از شنيدن صدايش خود را خيس وبچه سقط ميكردند و....

    اما علت نكشتن يهود و مشركين را در عقيده عمر بايد جست چرا كه وي اصلا اعتقادي به اسلام ونبوت رسول خدا ص نداشت(بروايت ابن شبه مورخ ثقه سني) و دين جاهلي ويهود را برتر از اسلام ميدانست (كشف المشكل ابن الجوزي) واسلام را مايه عقب ماندگي وبدبختي عرب و در خيبر مردم را از يهود ميترساند و.... چنانكه در اخبار صحيح عامه هم آمده است .


  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8431



    مطالب تكميلي :

    چه کسی در جنگ احد فریاد میزد که محمد (ص) کشته شد به خانه هایتان (جاهلیت ) برگردید ؟!
    وَقَالَ مُنَافِقٌ إنّ رَسُولَ اللّهِ قَدْ قُتِلَ فَارْجِعُوا إلَى قَوْمِكُمْ فَإِنّهُمْ داخلو البيوت.مغازی واقدی
    قَالَ إنّ إبْلِيسَ تَصَوّرَ يَوْمَ أُحُدٍ فِي صُورَةِ جُعَالَ بْنِ سُرَاقَةَ الثّعْلَبِيّ فَنَادَى " إنّ مُحَمّدًا قَدْ قُتِلَ" فَتَفَرّقَ النّاسُ فِي كُلّ وَجْهٍ فَقَالَ عُمَرُ: إنّي أَرْقَى فِي الْجَبَلِ كَأَنّي أُرْوِيّةً حَتّى انْتَهَيْت إلَى رَسُولِ اللّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَهُوَ يَنْزِلُ عَلَيْهِ {وَمَا مُحَمّدٌ إِلّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرّسُلُ}.. الْآيَةُ {وَمَنْ يَنْقَلِبْ عَلَى عَقِبَيْهِ} مغازی واقدی

    وقال بعض المنافقين: إنْ كان محمّد قد قُتل فارجعوا إلي دينكم الأوّل، مرّأنس بعمربن الخطاب ومعه جماعة فقال: مايقعدكم! فقالوا: قُتِل رسول اللّه(ص)، فقال أنس: اللّهم! إنى أبرأ إليك مما جاء به هؤلاء المشركون، وأعتذر إليك عمّا صنع المسلمون، فشدّ بسيفه علي صفوف الكفّار، ولم يزل يُقاتل حتي قُتِل، فنزلت فيه، وقيل: فى غيره الآية 23 من سورة الأحزاب: مِنَ المؤمنين رِجال صَدَقُوا ما عاهدوا اللّه عليه فمِنْهُمْ مَنْ قضي نحبَهُ ومنهم مَنْ ينتظرُ وما بَدَّلُوا تَبْدِيلاً.اعلام القران

    چه کسی در جنگ احد فریاد میزد که محمد (ص) کشته شد به دین اولتان برگردید ؟!

    احمد بن حنبل مى‏گوید: ابوبکر و عمر در این جنگ فرار کردند. هنگامى که أمیر المؤمنین علیه السّلام در تعقیب فرارى‏ها بود، عمر در حالى که اشک چشمانش را پاک مى‏کرد برگشت و به أمیر المؤمنین علیه السّلام عرض کرد: مرا ببخشید ! أمیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: «آیا تو نبودى که صدا زدى: محمّد کشته شده است، به دین قبلى خود برگردید ؟!! عمر گفت: این کلام را ابوبکر گفته است ! در اینجا بود که این آیه نازل شد: «ان الذین تؤلوا منکم یوم التقى الجمعان انما استز لهم الشیطان» !.
    (سوره آل عمران: آیه ۱۵۵٫ اثبات الهداة: ج ۲، ص ۳۶۴ – ۳۶۵)


    ـ حدثني المثنى, قال: حدثنا إسحاق, قال: حدثنا أبوزهير, عن جويبر, عن الضحاك, قال: نادى مناد يوم أحد حين هزم أصحاب محمد (: ألا إن محمدا قد قتل, فارجعوا إلى دينكم الأوّل! فأنزل الله عزّ وجلّ: {وَما مُحَمّدٌ إلاّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرّسُلُ}... الاَية.
    حدثت عن الحسين بن الفرج, قال: سمعت أبا معاذ, قال: حدثنا عبيد بن سليمان, قال: سمعت الضحاك يقول في قوله: {وَما مُحَمّدٌ إلاّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرّسُلُ}... الاَية: ناس من أهل الارتياب والمرض والنفاق, قالوا يوم فرّ الناس عن نبيّ الله ( , وشجّ فوق حاجبه, وكسرت رباعيته: قتل محمد, فالحقوا بدينكم الأوّل! فذلك قوله: {أفَئِنْ ماتَ أوْ قُتِل انْقَلَبْتُمْ على أعْقابِكُمْ}.

    قال موسى بن عقبة: لما غاب النبي صلى الله عليه وسلم عن أعين بعض القوم واختلط بعضهم ببعض وسمعوا الصارخ، قال رجال من المنافقين: لو كان لنا من الأمر شيء ما قتلنا ها هنا، وقال بعض منهم: لو كان نبياً ما قُتل فارجعوا إلى دينكم الأول، وفي ذلك أنزل الله: {وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفإِيْن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَبِكُمْ} (آل عمران: 144)،
    وجمله : وقال بعض منهم: لو كان نبياً ما قُتل : تنها از زبان كسي صادر ميشود كه در نبوت رسول الله (ص) شك داشته ،‌حال چه كسي بوده ؟! براي رسيدن به جواب ماجراي حديبيه را بخوانيد تا بدانيد چه كسي در نبوت رسول الله (ص) شك داشته است .



    قال ابن عباس: اشتدّ غضب الله على من قتله نبيّ، واشتدّ غضب الله على من رمى رسول الله ( قال: وفشا في الناس أن محمداً قد قتل، فقال بعض المسلمين: ليت لنا رسولاً إلى عبد الله بن أبي فيأخذ لنا أماناً من أبي سفيان وبعض الصحابة جلسوا وألقوا بأيديهم وقال أناس من أهل النفاق: إن كان محمد قد قتل فالحقوا بدينكم الأوّل،
    وأخرج ابن جرير عن الضحاك قال : نادى مناد يوم أحد حين هزم أصحاب محمد : أن محمداً قد قتل فارجعوا إلى دينكم الأول ، فأنزل الله { وما محمد إلا رسول . . . } الآية .

    چه کسی گفت : أن محمداً قد قتل فارجعوا إلى دينكم الأول ؟

    وأخرج ابن جرير عن ابن جريج قال : قال أهل المرض والإرتياب والنفاق حين فر الناس عن النبي صلى الله عليه وسلم : قد قتل محمد فالحقوا بدينكم الأول . فنزلت هذه الآية { وما محمد إلا رسول . . . } الآية .
    وأخرج ابن جرير عن السدي قال : فشا في الناس يوم أحد أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قد قتل ، فقال بعض أصحاب الصخرة : ليت لنا رسولاً إلى عبد الله بن أبي ، فيأخذ لنا أماناً من أبي سفيان .
    يا قوم إن محمداً قد قتل فارجعوا إلى قومكم قبل أن يأتوكم فيقتلونكم . قال أنس بن النضر : يا قوم إن كان محمد قد قتل فإن رب محمد لم يقتل ، فقاتلوا على ما قاتل عليه محمد صلى الله عليه وسلم ، اللهم إني أعتذر إليك ممَّا يقول هؤلاء ، وأبرأ إليك مما جاء به هؤلاء . فشد بسيفه فقاتل حتى قتل . فأنزل الله { وما محمد إلا رسول } الآية .
    وأخرج ابن جرير عن القاسم بن عبد الرحمن بن رافع أخي بني عدي بن النجار قال : انتهى أنس بن النضر عم أنس بن مالك إلى عمر وطلحة بن عبيد الله في رجال من المهاجرين والأنصار وقد ألقوا بأيديهم فقال : ما يجلسكم؟ قالوا : قتل محمد رسول الله قال : فما تصنعون بالحياة بعده؟ قوموا فموتوا على ما مات عليه رسول الله . واستقبل القوم فقاتل حتى قتل .
    وأخرج عبد بن حميد وابن المنذر عن عطية العوفي قال : لما كان يوم أحد وانهزموا قال بعض الناس : إن كان محمد قد أصيب فأعطوهم بأيديكم إنما هم إخوانكم . وقال بعضهم : إن كان محمد قد أصيب ألا تمضون على ما مضى عليه نبيكم حتى تلحقوا به؟ فأنزل الله { وما محمد إلا رسول } إلى قوله { فآتاهم الله ثواب الدنيا } .
    وأخرج ابن سعد في الطبقات عن محمد بن شرحبيل العبدري قال : حمل مصعب بن عمير اللواء يوم أحد فقطعت يده اليمنى ، فأخذ اللواء بيده اليسرى وهو يقول { وما محمد إلا رسول الله قد خَلَتْ من قبله الرسل أفإين مات أو قتل انقلبتم على أعقابكم } ثم قطعت يده اليسرى فجثا على اللواء وضمه بعضديه إلى صدره وهو يقول { وما محمد إلا رسول . . . } الآية . وما نزلت هذه الآية { وما محمد إلا رسول } يومئذ حتى نزلت بعد ذلك .
    وأخرج عبد بن حميد وابن جرير وابن أبي حاتم عن مجاهد { ومن ينقلب على عقبيه } قال : يرتد .درالمنثور

    7949- حدثني محمد بن سعد قال، حدثني أبي قال، حدثني عمي قال، حدثني أبي، عن أبيه، عن ابن عباس: أنّ رسول الله صلى الله عليه وسلم اعتزل هو وعصابة معه يومئذ على أكمة، والناس يفرُّون، ورجل قائم على الطريق يسألهم:"ما فعل رسول الله صلى الله عليه وسلم"؟ وجعل كلما مروا عليه يسألهم، فيقولون:"والله ما ندري ما فعل"! فقال:"والذي نفسي بيده، لئن كان النبي صلى الله عليه وسلم قُتل، لنعطينَّهم بأيدينا، إنهم لعشائرنا وإخواننا"! وقالوا:"إن محمدًا إن كان حيًّا لم يهزم، ولكنه قُتل"! فترخَّصوا في الفرار حينئذ. فأنزل الله عز وجل على نبيه صلى الله عليه وسلم:"وما محمد إلا رسول قد خلت من قبله الرسل"، الآية كلها.تفسیر طبری

    چه کسی گفت : إنهم لعشائرنا وإخواننا !!!!!!!!!!!

    عمر و مردانى كه با او همراه بودند از اصحاب رسول‏الله‏صلى الله عليه وآله گفتند: يا رسول الله! مگر تو به ما نگفتى كه داخل مسجدالحرام مى‏شوى و كليد كعبه را مى‏گيرى و با واقفين در زمين عرفات وقوف مى‏كنى؟! و ما اينك مى‏بينيم قربانى ما به بيت الله نرسيده است و ما نيز نرسيده‏ايم!
    رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود: قُلْتُ لَكُمْ فِى سَفَرِكُمْ هَذَا؟! «آيا من به شما گفتم كه در اين سفرتان داخل مى‏شويد؟!» عمر گفت: لا. «نه» رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود: أمَا إنّكُمْ سَتَدْخُلُونَهُ، وَ آخُذُ مِفْتَاحَ الْكَعْبَةِ، وَ أحْلِقُ رَأسِى وَ رُؤوسَكُمْ بِبَطْنِ مَكّةَ، وَ اُعَرّفُ مَعَ الْمُعَرّفينَ «آگاه باشيد ! شما داخل مكّه خواهيد شد و من كليد كعبه را مى‏گيرم و سر خود و سر شما را در داخل مكّه مى‏تراشم و با كسانى كه در عرفات وقوف دارند من نيز وقوف مى‏كنم!»
    سپس رسول خداصلى الله عليه وآله رو كردند به عمر، گفتند: أنَسِيتُمْ يَوْمَ اُحُدٍ إذْ تُصْعِدُونَ وَ لَاتَلْوُونَ عَلَى أحَدٍ وَ أنَا أدْعُوكُمْ فى اُخْرَاكُمْ؟!آيا فراموش كرده‏ايد روز احد را در وقتى كه به مكان دور فرار مى‏كرديد و چهره خود را به احدى برنمى‏گردانيديد و من در دسته ديگر، شما را صدا مى‏زدم؟! آيا فراموش كرده‏ايد روز غزوه خندق را در وقتى كه دشمنان از بالاى شما و از پائين شما آمدند و در وقتى كه چشمها از اضطراب بدين سو و آن سو حركت مى‏كرد و دلها به حنجره‏ها رسيده بود؟! آيا فراموش كرديد روز فلان را؟ و شروع كرد رسول خداصلى الله عليه وآله امورى را براى آنها مى‏شمرد و متذكّرشان مى‏ساخت كه آيا فراموش كرديد روز فلان را؟»
    و مسلمين شروع كردند به گفتار به اينكه: خدا راست گفت، و رسول خدا راست گفت. اى پيغمبر خدا، ما فكرمان نمى‏رسيد به آنچه تو در آن فكر مى‏كردى. تو داناترى به خدا و امر خدا از ما. واقدي





    روابط متقابل و دوستانه عمر با مشرکان در جنگهای پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله
    عمر و مشرکان در جنگ های مختلفی که بین مسلمانان و مشرکان به وقوع پیوست روابط دوستانه ای داشتند.
    در تاریخ مشاهده می کنیم که مشرکان در صحنه دو جنگ احد و خندق با اینکه می توانستند او را بکشند از کشتن وی خودداری کردند:
    در جنگ احد خالد بن ولید همراه با سوارانش امکان آن را یافت که عمر را از دم تیغ بگذراند اما چنین نکرد. (1)
    همچنین در جنگ احد ضرار می توانست عمر را بکشد اما چنین نکرد. (2)
    در جنگ خندق نیز ضرار بن خطاب فهری می توانست عمر را بکشد اما او را نکشت. (3)
    علت امتناع از کشتن عمر در این جنگها توسط مشرکین آگاهی آنها به حقیقت حال او بود. مشرکان عمر را می شناختند و از نفاق و عدم دین داری وی آگاه بودند. و اگر علت عدم کشتن عمر غیر از چیزی بود که بیان کردیم پس چرا مشرکان نسبت به یاران واقعی پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله همچون مولا علی علیه السلام و حمزه و... ترحم نشان نمی دادند ؟
    این مساله مستلزم آنست که متقابلا عمر نیز دست به قتل رجال قریش نگشاید و در عمل نیز چنین شد و عمر در تمام جنگهای رسول الله صلی الله علیه و اله با کفار و یهود، از صحنه گریخت. (4)
    عمر شمشیرش را در کشتن هیچ کافر یا یهودی به کار نبرد. چنانچه از فرزندش عبدالله به عمر نقل شده است:
    شمشیر عمر چهارصد درهم نقره داشت و معاویه شمشیر عمر را به دست آورده بود اما او هم آن را به کار نبرد. (5)
    -------------------------------------------------------------------------------------------------------
    اسناد:
    (1) مغازی الواقدی ج1ص237
    (2) السیرة الحلبیة حلبی شافعی ج2ص321
    (3) مغازی الواقدی ج1ص471 – مختصر تاریخ دمشق ابن عساکر ج11ص156-157 – طبقات الشعراء ص63 – البدایة و النهایة ج3ص107
    (4) مفاتیح الغیب ج9ص52 – تفسیر فخر الرازی ج3ص398 – السیرة الحلبیة ج2ص227 – تلخیص المستدرک ج3ص37 – المستدرک حاکم ج3ص37.
    (5) کنزالعمال ج6ص694 ح17448 – الاصابة ابن حجر ج2ص209 – تاریخ ابوالفداء ج1ص222و221 – تاریخ الطبری باب جنگ احد

    مردى از عبدالله بن عمر درباره عثمان سؤال كرد، او گفت: عثمان در روز احد معصيت عظيمى را انجام داد و خدا از او گذشت، زيرا كه او مِمّنْ تَوَلّى يَوْمَ التَقَى الجَمْعان بود، امّا در ميان شما معصيت كوچكى كرد و شما وى را كشتي .مغازي واقدي

    مسعودى در «التّنبيه و الإشراف» ص 232 و 233 گويد: رسول خدا صلى الله عليه وآله در وقت فتح مكّه امر به قتل ابن أخْطَل و عبدالله بن سعدبن أبى سَرْح و مِقْيَس بن حبابه نمود، و عبدالله بن سعدبن أبى سرح برادر مادرى عثمان بود و يكى از كاتبين وحى بود كه مرتد شد و به مشركين مكّه پيوست. چون رسول خدا أمر به قتل وى نمودند عثمان او را پنهان كرد و سپس به حضور پيغمبر آورد و امان خواست، رسول خدا مدتى دراز سكوت نمودند و پس از آن فرمودند: آرى! چون عثمان مراجعت كرد رسول خدا به حاضرين فرمود: من سكوت كردم تا يكى از شما برخيزد و فوراً گردنش را بزند. مردى از انصار گفت: چرا تو اشاره‏اى ننمودى؟ رسول خدا فرمود: إنّ النّبىّ لايقتل بالإشارة «پيامبر با اشاره كسى را نمى‏كشد». و از اين حديث نيز مى‏توان به حرمت ترور در اسلام پى‏برد. عبدالله بن سعد بن أبى سرح همان است كه عثمان او را در زمان خلافت غاصبه خويش معزّز و مكرّم داشت و حكومت مصر را به وى سپرد.

    اين خبر از اين جهت قابل توجه است كه ما علت كينه عثمان را نسبت به پيامبر (ص) علي (ع) و اولادش ميبينيم مثلا كشتن رقيه دخت نبي (ص) وپناه دادن معاوية بن مغيره مُثله كننده حضرت حمزه وآوردن به مدينه عبدالله بن أبى سرح برادر رضاعى او بوده است.


    - قال الآلوسي : فقد ذكر أبو القاسم البلخي أنه لم يبق مع النبي (ص) يوم أحد إلاّّ ثلاثة عشر نفساًً ، خمسة من المهاجرين : أبوبكر ، وعلي ، وطلحة ، وعبد الرحمن بن عوف ، وسعد بن أبي وقاص والباقون من الأنصار .... وأما سائر المنهزمين فقد إجتمعوا على الجبل ، وعمر بن الخطاب (ر) كان من هذا الصنف كما في خبر إبن جرير.


    ابن كثير سيره- قال إبن هشام : وكان ضرار بن الخطاب لحق عمر بن الخطاب يوم أحد فجعل يضربه بعرض الرمح ويقول : إنج يا بن الخطاب لا أقتلك ؟! فكان عمر يعرفها له بعد الإسلام (ر) ؟!!.


    فكان عمر يقول: لما صاح الشيطان قتل محمد أقبلت أرقى في الجبل كأني أرويةٌ، فانتهيت إلى النبي صلى الله عليه وسلّم وهو يقول: " وما محمدٌ إلا رسولٌ قد خلت من قبله الرسل... " الآية، وأبو سفيان في سفح الجبل. قال رسول الله صلى الله عليه وسلّم. اللهم ليس لهم أن يعلونا! فانكشفوا.مغازی

    يك نفر از عمر بپرسد تو از كجا صداي شيطان را شناختي ؟!

    ابن هشام،سیره نویس بزرگ اسلام،چنین مینویسد:
    انس ابن نضر عموی انس ابن مالک میگوید:موقعی که ارتش اسلام تحت فشار قرار گرفت (در جنگ احد) و خبر مرگ پیامبر منتشر شد،(در این جنگ مشرکان کسی را کشتند و فکر کردند که پیامبر را کشته اند،به این دلیل خبر مرگ پیامبر منتشر شد.) بیشتر مسلمانان به فکر نجات جان خود افتادند و هرکس به گوشه ای پناه برد.وی میگوید:دیدم که دسته ای از مهاجر و انصار که در بین آنان عمر خطاب و طلحه و عبید الله بودند،در گوشه ای نشسته اند و در فکر نجات خود هستند.من با لحن اعتراض آمیزی به آنان گفتم:چرا اینجا نشسته اید؟
    در جواب گفتند:پیامبر کشته شده است و دیگر نبرد فایده ندارد.
    من به آنان گفتم:اگر پیامبر کشته شده،دیگر زندگی سودی ندارد،برخیزید و در آن راهی که او کشته شد شما هم شهید شوید و اگر محمد کشته شد،خدای او زنده است.وی می افزاید که:من دیدم سخنانم در آنها تاثیری ندارد.خود دست به سلاح بردم و مشغول نبرد شدم.
    ابن هشام میگوید:انس در این نبرد هفتاد زخم برداشت و نعش او را جز خواهر او کسی دیگر نشناخت.
    و نیز ابن ابی الحدید (از دانشمندان اهل سنت) مینویسد:شخصی در سال 608 هجری قمری کتاب مغازی واقدی را نزد دانشمند بزرگ محمد بن معد علوی درس میگرفت و من هم یک روز در آن مجلس درس شرکت کردم.هنگامی که مطلب به اینجا رسید که محمد بن مسلم صریحا نقل میکند که در روز احد با چشم های خود دیده است که مسلمانان از کوه بالا میرفتند و پیامبر آنان را به نامهایشان صدا میزد و میفرمود:" الی یا فلان" (به سوی من بیا ای فلان) ولی هیچ کس به ندای رسول خدا جواب مثبت نمیداد،استاد به من گفت:منظور از فلان همان کسانی هستند که پس از پیامبر مقام و منصب به دست آوردند و راوی از ترس از تصریح به نامهای آنان خودداری کرده است و صریحا نخواسته است اسم آنان رابیاورد.


    أخرج ابن المنذر عن كليب قال : خطبنا عمر فكان يقرأ على المنبر آل عمران ، ويقول : إنها أُحُدِيَّة ، ثم قال : تفرقنا عن رسول الله صلى الله عليه وسلم يوم أحد ، فصعدت الجبل فسمعت يهودياً يقول : قتل محمد فقلت لا أسمع أحداً يقول : قتل محمد إلا ضربت عنقه ، فنظرت فإذا رسول الله صلى الله عليه وسلم والناس يتراجعون إليه ، فنزلت هذه الآية { وما محمد إلا رسول قد خلت من قبله الرسل } .

    آقای عمر بالاخره یهودی فریاد زد یا شیطان یا منافقی ؟؟؟؟!!!! البته درست اینست که شیطان بزبان عمر فریاد زد و گفت محمد کشته شده زیرا عمر شیطان انسی بود !


    ودر جنگ عليه ايرانيان مانند قادسيه و .... جناب عمر بروايت سليم دستور قتل عام ايرانيان را داد وگفت اگر قد كسي بيشتر از 5 وجب بود اورا بكشيد !!!!

    اما دستور عمر به قتل و غنیمت ایرانیان : إرسال الثاني إلى عمّاله بالبصرة بحبل خمسة أشبار، وقوله: من أخذتموه من الأعاجم فبلغ طول هذا الحبل، فاضربوا عنقه .... يعني قد كسي بيشتر از 5 وجب بود بكشيدش !!!!


    ومعاويه كه از عاملين عمر بود قصد داشت نصف موالي (ايرانيان ) را بكشد بروايت عقد الفريد !!!!!


    وقد أراد معاوية أن يقتل شطرا من الموالي (اراده کرد معاویه که نصف از موالی را بکشد )، عندما رآهم كثروا، فنهاه الاحنف عن ذلك !!!!

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    نوشته
    340
    حضور
    2 روز 20 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    476



    شجاعتهای ایشان بسیار است
    منع کتابت وصیت نبی مکرم صلی الله علیه واله وسلم (بخارب ومسلم ونووی وابن حجر )
    کوتادی سقیفه
    احراق بیت النبوه
    شهادت محسن بن امبرالمومنین علیه السلام
    کشتن ابی بکر
    شعله ور کردن شعله جنگ جمل صفین نهروان با تشکیل شوری 6نفره
    حاکم کردن معاویه و یزید وحادثه کربلا
    پایه ریز شالوده غبیت امام زمان (علیه السلام )
    وانحراف واضلال اولین واخرین
    ما من محجمه دم احریقت الی یوم القیامه الا وفی اعناقهما
    و..........................
    اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
    اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
    اللهم العن قاتلی فاطمة الزهرا

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۰
    نوشته
    611
    حضور
    6 روز 17 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1951



    ان شا الله که روزی برسه که سنی ها منطقی فکر کنند. آخر این شخص چه هنری داشته است که او را رهبر و سر پرست خود انتخاب کرده اند.

    آیا این شخص یکبار در عمر خودش با خدا مناجات کرده است؟ و یا دعایی از او به جا مانده است که دلیل یگانه پرستی و توحید او باشد؟

    چطور میشود یک شخص خودش را مسلمان بداند حال آن که یک مشرک بت پرست را رهبر خود قرار داده اند.

    من به سنی ها توصیه میکنم که دست از لج بازی بردارند.شب اول قبر و وقایع هولناک قیامت را نمیتوان به شوخی گرفت .اقرار به ولایت اهل بیت علیهم السلام شرط لازم جهت پیروزی و رستگاری در قیامت است.

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    علاقه
    پوووووول
    نوشته
    228
    حضور
    8 روز 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    731



    نقل قول نوشته اصلی توسط عين الحيات نمایش پست ها
    آیا این شخص یکبار در عمر خودش با خدا مناجات کرده است؟
    تعجب میکنم .آخه تو از کجا میدونی ؟ واقعا چطور ممکنه راجب کسی که 1400 سال پیش زندگی میکرده انقدر با اطمینان حرف بزنید.
    خودت از عذاب قبر نمیرسی ؟
    خدایا چوب لای چرخ کارم مکن
    خدا خسته ام صبح بیدارم مکن
    ...

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    395
    حضور
    44 روز 14 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1600



    بسم رب الحیدر

    سلام و ادب


    نقل قول نوشته اصلی توسط دخترک کبریت فروش نمایش پست ها
    تعجب میکنم .آخه تو از کجا میدونی ؟ واقعا چطور ممکنه راجب کسی که 1400 سال پیش زندگی میکرده انقدر با اطمینان حرف بزنید.
    خودت از عذاب قبر نمیرسی ؟
    امام کاظم علیه السلام فرمودند: اولی و دومی همان دو نفری هستند که به اندازه چشم به هم زدنی ایمان نیاوردند. بحارالانوار ج3ص409

    پیشنهاد میکنم راجبه این که حاضر نیستم اسمشو بیارم بیشتر تحقیق کنید چیزهای زیادی دستگیرتون میشه

    ویرایش توسط غلام عشقتم یاعلی : ۱۳۹۴/۰۶/۰۸ در ساعت ۱۴:۰۳
    دیالوگی ماندگار از فیلم امام علی علیه السلام:
    معاویه: قوی تر از ذوالفقار علی سراغ داری؟
    عمروعاص: آری! جهل مردم


    اللهم العن الجبت و الطاغوت ~ تعجیل در فرج منتقم آل الله صلوات

    یادداشتهای مهم کاربری:
    http://www.askdin.com/usernote.php?u=33492

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    علاقه
    پوووووول
    نوشته
    228
    حضور
    8 روز 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    731



    نقل قول نوشته اصلی توسط غلام عشقتم یاعلی نمایش پست ها
    مام کاظم علیه السلام فرمودند: اولی و دومی همان دو نفری هستند که به اندازه چشم به هم زدنی ایمان نیاوردند. بحارالانوار ج3ص409
    امام کاظم راجب سومی و چهارمی چیزی نگفتن؟
    ابوبکر جز اولین کسانی بود که ایمان آورد و به خاطر اسلام خیلی عذاب کشید
    در ضمن هر کسی تو قبر خودش میخوابه .من الان دارم غصه خودمو میخورم
    خدایا چوب لای چرخ کارم مکن
    خدا خسته ام صبح بیدارم مکن
    ...

  21. صلوات


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود