جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ادعای علم غيب برای جناب عمر + سند

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۴
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    2
    حضور
    3 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8

    ادعای علم غيب برای جناب عمر + سند




    در برخی از منابع اهل سنت آمده است که روزی جناب عمر بن خطاب شخصی را می بینند از او اسم او و محل زندگی او را می پرسند. مرد خود را از اهالی گوشه ایی از حره معرفی می کند. عمر بن خطاب می گوید. ای مرد خانواده ات را دریاب که در اتش می سوزند. زمانی که مرد به محلی زندگی اش بر میگردد می بیند خانواده اش در آتش سوخته اند.

    (كتاب الموطأ - الإمام مالك - ج 2 - ص 973/تنوير الحوالك - جلال الدين السيوطي - ص 700/الاستذكار - ابن عبد البر - ج 5 - ص 124/كنز العمال - المتقي الهندي - ج 12 - ص 651/أحكام القرآن - ابن العربي - ج 3 - ص 53/تفسير القرطبي - القرطبي - ج 9 - ص 194/تاريخ مدينة دمشق - ابن عساكر - ج 44 - ص 281/الإصابة - ابن حجر - ج 1 - ص 638/اللباب في تهذيب الأنساب - ابن الأثير الجزري - ج 2 - ص 263/تاريخ المدينة - ابن شبة النميري - ج 2 - ص 755)


    ادعای علم غيب برای جناب عمر + سند

    ادعای علم غيب برای جناب عمر + سند



    حال اگر علم غیب بدعت و تفکر دروغ شیعه هست.اینکه گفته می شود عمر بن خطاب علم غیب داشته. حکمش چیست؟

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۴/۰۶/۰۳ در ساعت ۱۴:۴۶

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,527
    حضور
    174 روز 20 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58307






    با نام و یاد دوست






    ادعای علم غيب برای جناب عمر + سند








    کارشناس بحث: استاد صدرا




  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,857
    حضور
    47 روز 14 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620

    جمع بندی




    پرسش:
    در برخی منابع اهل سنت به علم غیب عمر بن خطاب اشاره شده است؛ حال اگر علم غیب بدعت و تفکر دروغ شیعه هست. این که گفته می شود عمر بن خطاب علم غیب داشته. حکمش چیست.؟


    پاسخ:
    «مالک بن انس» در«موطاء» در باب:«ما يكره من الأسماء»(1)،
    روایتی مقطوع(2) را ذکر نموده که مفاد آن چنین است:

    «و حَدَّثَنِي مَالِك عَنْ يَحْيَى بْنِ سَعِيدٍ أَنَّ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ قَالَ لِرَجُلٍ مَا اسْمُكَ فَقَالَ جَمْرَةُ فَقَالَ ابْنُمَنْ فَقَالَ ابْنُ شِهَابٍ قَالَ مِمَّنْ قَالَ مِنْ الْحُرَقَةِقَالَ أَيْنَ مَسْكَنُكَ قَالَ بِحَرَّةِ النَّارِ قَالَ بِأَيِّهَا قَالَ بِذَاتِ لَظًى قَالَ عُمَرُ أَدْرِكْ أَهْلَكَ فَقَدْ احْتَرَقُوا. قَالَ فَكَانَ كَمَا قَالَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ»؛ عمر بن خطاب روزی به شخصی گفت: نامت چیست؟ وی در پاسخ گفت :«جمرة»: (تکه‌ای آتش، اخگر). عمر گفت: فرزند چه کسی هستی؟ گفت فرزند شهاب هستم. عمر گفت: از چه کسی؟ گفت: از آتش. عمر گفت: خانه ات کجاست؟ گفت: در سنگ های سیاه آتش. عمر گفت: در کدام ناحیه است؟ گفت: در شعله و لهیب آتش. عمر گفت: خانواده خود را دریاب که در آتش سوختند. راوی می گوید: همچنان که عمر گفت اتفاق افتاد (و خانواده ی وی در آتش سوختند).

    این خبر در صورتی که در واقع نیز اتفاق افتاده باشد؛ ربطی به اخبار از غیب ندارد؛ بلکه چنین امری از باب تفأل و فال بد زدن می باشد؛ زیرا وقتی که آن شخص در پاسخ عمر از خود و نسبش و محل زندگیش جواب به آتش و حرارت داد، عمر نیز در واکنش به این سخنان می گوید: اهل خود را دریاب که در آتش سوختند؛ لذا با این نقل نمی توان اثبات علم غیب برای خلیفه دوم نمود.

    _______________
    (1) موطأ الإمام مالك، مالك بن أنس بن مالك بن عامر الأصبحي المدني (المتوفى: 179هـ)، مؤسسة الرسالة،ج2، ص153، ح:2050.

    (2) زیرا «یحیی بن سعید» عمر را درک نکرده است.

    ویرایش توسط همکار تدوین : ۱۳۹۴/۱۲/۰۹ در ساعت ۲۲:۱۷ دلیل: همکار ویراستار تدوین
    ادعای علم غيب برای جناب عمر + سند
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8432



    سلام

    همه طرق اين خبر مشكل دارند :

    هذه القصة رواها:
    الإمام مالك في المُوطأ : رواية يحيى الليثي عنه [ح:3570] / رواية أبي مُصعب الزُّهري [ح:2050] ومن طريق أبي مصعب : رواه ابن عساكر في تاريخه [281/44]
    ورواه ابن شبة في تاريخ المدينة [753/2] عن القَعْنَبي
    ورواه كذلك ابن وهب [الجامع ح: 77]
    أربعتهم (أبو مصعب ويحيى والقعنبي وابن وهب) عن مالك بن أنس عن يحيى بن سعيد -الانصاري-:
    أَنَّ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ -رضي الله عنه- قَالَ لِرَجُلٍ: مَا اسْمُكَ؟ قَالَ جَمْرَةُ، قَالَ: ابْنُ مَنْ؟ قَالَ: ابْنُ شِهَابٍ: قَالَ: ابن من؟ قَالَ: ابن الْحُرَقَةِ، قَالَ: أَيْنَ مَسْكَنُكَ؟ قَالَ: بِحَرَّةِ النَّارِ، قَالَ: بِأَيِّهَا؟ قَالَ: بِذَاتِ لَظًى، قَالَ عُمَرُ: أَدْرِكْ أَهْلَكَ فَقَدِ احْتَرَقُوا، قَالَ: فَكَانَ كَمَا قَالَ عُمَرُ.

    قلتُ: هذا منقطع = يحيى بن سعيد لم يُدرك هذا
    ورواه ابن بشران كما في أماليه -الجزء الثاني- [ح:1202] قال:
    أخبرنا أبو الحسن أحمد بن إسحاق بن بنجاب الطيبي، ثنا محمد بن نصر القطان، ثنا الحسين بن عبد الله، ثنا عصمة بن محمد، ثنا موسى بن عقبة، عن نافع، عن عبد الله بن عمر: أَنَّ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، قَالَ لِرَجُلٍ: «مَا اسْمُكَ» ؟ قَالَ: جَمْرَةُ، قَالَ: «ابْنُ مَنْ؟» قَالَ: ابْنُ شِهَابٍ، قَالَ: «مِمَّنْ؟» قَالَ: مِنَ الْحِرْقَةِ، قَالَ: «أَيْنَ مَسْكَنُكَ؟» ، قَالَ: بحِرَّةِ النَّارِ.
    قَالَ: «بِأَيِّهَا» ؟ قَالَ: بِذَاتِ لَظًى، قَالَ عُمَرُ: «أَدْرِكْ أَهْلَكَ فَقَدِ احْتَرَقُوا» ، فَرَجَعَ الرَّجُلُ، فَوَجَدَ أَهْلَهُ قَدِ احْتَرَقُوا.


    وفيه عصمة بن محمد المدني وهو = لاشيئَ البَتَّة : كذبه ابن معين وتركه غير واحدٍ من الائمة

    ورواه معمر بن راشد -كما في الجامع (المطبوع في آخر المصنَّف لعبد الرزاق) ح: 468 بترقيم أحاديث الجامع وح: 19864 بترقيم المُصنَّف- عن رجل ، عن سعيد بن المسيب: أن رجلا أتى عمر ، فقال له عمر : « ما اسمك ؟ » قال : جمرة ... فذكره بنحوه
    هكذا جاء في اسناده: (عن رجل)
    وقال الحافظ ابن حجر كما في الاصابة [638/1] :
    ((روى عبد الرّزّاق عن معمر، عن الزّهري، عن ابن المسيّب، قال: قال عمر ... فذكر نحوه))
    فلا أدري هل وقع له الاسناد من طريقٍ آخر بِذِكْرِ الزُّهري بدل الرَّجُلِ المُبهم / أم أنَّه وَهِمَ في ذِكر الزُّهريّ هنا ؟
    فإن كان الأوَّل = فالإسناد: جَيِّد
    والله أعلم.

    ورواه البلاذري في أنسابه [312/10] قال:
    حدثني عباس بن هشام الكلبي عن أبيه عن جده قال: وفد على عمر بن الخطاب شهاب بن جمرة، أحد بني ضرام بن مالك الجهني، فقال له عمر: ما اسمك؟ قال: شهاب. قال: ابن من؟ قال: ابن جمرة قال: ممن؟ قال: من الحرقة أحد بني ضرام. قال: من أين أقبلت؟ قال: من حرة النار، قال: وأين منزلك؟ قال: بلظى. فقال عمر: أعوذ بالله من النار، وما أظن أهلك إلا قد احترقوا، فانصرف فوجد نارا قد أحاطت بأهله.

    وهذا :
    1- إسناد تَالِف = هشام وأبوه مُتَّهَمان وَاهِيَان
    2- ومتنٌ مقلوب = فجعل اسم الرَّجُل: (شهاب ابن جمرة)
    بينما هو في الروايات الأخرى: (جمرة ابن شهاب)

    والله أعلم.

    ---------------------

    نُكتة:
    قال العاملي في الكشكول (266/1) :
    "سئل بعض العرب عن اسمه ؟ فقال : بَحْر ، قال : ابن من ؟ قال : ابن فَيَّاض ، فقال : ما كنيتك ؟ فقال : أبو النَّدَى ، فقال : لا ينبغي لأحد لِقَائك إلا في زَوْرَق" !

    http://www.ahlalhdeeth.com/vb/showthread.php?t=267905

  9. صلوات


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود