جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مشاوره برای ازدواج

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,545
    حضور
    175 روز 7 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58331

    مشاوره برای ازدواج




    با نام و یاد دوست


    سلام

    یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

    لذا با توجه به اهمیت موضوع، سوال ایشان با حفظ امانت جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم سایت در این تاپیک درج می شود:



    سلام
    پسر 24 ساله ام و مجرد
    دختری برای ازدواج از طریق واسطه ها به من معرفی شده...
    یک جلسه با هم صحبت کردیم در یکی از پارک های شهر
    من و مادرم بودیم و دختره با مادرش!

    حالا نکاتی را که در این جلسه دریافتم خدمتتان عرض می کنم:

    نکات مثبت و شباهتهایی که به من دارد:

    1- این دختر، بسیار اهل مطالعه و آموختن است مثل خودم!
    2- بسیار پیگیر مسائل و اخبار سیسای روز جهان است (برخلاف بیشتر دخترها!) حتی بیشتر از من!
    3 - بسیار ولایتمدار است و مقلد و پیرو حضرت آقا(حفظه الله)
    4- بسیار با اراده و با اعتماد به نفس بسیاربالا....خانواده اش مذهبی نیستند و ولی او بسیار مذهبی و ولایی است....مادرش بدحجاب بود ولی خودش چادری!
    حتی در کل جمع فامیلشان هم به قول خودش شخص چادری در میان جوانان نیست و بسیار توسط اطرافیانش مسخره می شود....حتی مادرش خودش گفت که من هرچی گفتم چادر سر نکن گوش نکرد!!!
    5- یک سال از من کوچیکتر است و دارای مدرک لیسانس(کفویت تحصیلی هم داریم.)
    6- همچنان خواهان ادامه تحصیل و آموختن بیشتر و تغییر رشته است...
    7- می گوید مایل است که فرزندانی ولایتمدار و بسیار مذهبی پرورش دهد و این یکی از اهداف بزرگ اوست
    8- اهل گوش دادن به موسیقی و شرکت درمجالس گناه هم نیست...

    9- هردوی ما مبتلا به بیماری ژنتیکی خاص و متفاوتی هستیم به طوری که برای افراد سالم، قابل پذیرش نیست و معمولا به همین دلل به هردوی ما جواب رد می دهند...ولی چون ما هردو یک نقص داریم(هرچندمتفاوت) راحت تر می پذیریم...

    -------------------------

    نکات منفی:

    1- چهره اش چندان به دل من ننشسته.....حالا نمی دونم مشکل از چهره او بوده یا از عینک قطور زشتی که به چهره داشت!
    من اصلا اهل چشم چرونی نیستم که بخوام قیافه هارو مقایسه کنم و بگم این زشت تره این خوشگلتره...ولی واقعا چهره اش یه طوری بود!
    (آیا ممکن است شباهت فکری، عدم دلنشینی چهره را جبران کند و علاقه ایجاد کند؟!)

    2- اگرچه همفکر هستیم ولی در صحبت هامون عدم تفاهم هایی دیده شد! به این صورت که
    وقتی با سوالهای معکوس، درمورد اهمیت نماز اول وقت ازش پرسیدم....ایشون، تاکید بر اهمیت نمازاول وقت کرد...
    وقتی گفتم که منم همیشه نمازم اول وقته گفت :
    "به نظرم این چیزها اصلا مهم نیست!!!! بهتره مسائل عمیقترو در نظر بگیریم!!!! به نظرم زیاد هم خوب نیست آدم از خودش تعریف کنه!!!!!"

    3- وقتی پرسیدم انتظارت از همسر آینده ات چیه گفت:
    اگر یه وقت، درمعرض گناه و انحراف بود، منحرف نشه! بیاد مثل مرد بگه من می خوام یه زن دیگه بگیرم! واقعا هم بره بگیره! به گناه نیفته!!!!

    گفتم "منظورتون اینه که همسرتان به شما وفادار باشه درسته؟!"
    گفت: نه منظورم اصلا این نبود!!!

    4- مادرش الا آدم جالبی نبود...
    غیر از اینکه حجابش کامل نبود....
    وقتی به همدیگه رسیدیم اولین چیزی که گفت این بود ""به نظر من 24 سال برای ازدواج، خیلی زوده!!!! باید حداقل سی سالت تموم شده باشه!!!!!!""

    5- مامانش مطلقاً اجازه ی حرف زدن به کسی نمی داد و مدام می پرید وسط حرفمون!
    مثلا به من گفت: خب آقاپسر شما بگید ببینم نظرتون در مورد فلان چیه؟!
    وقتی یه جمله گفتم....فوری گفت نه خیر نه خیر فلان فلان و کلاً رفت رو منبر و دیگه اجازه حرف زدن به من نداد!

    6- این دختر قصه ی ما، سه برادر مجرد دارد که دو برادر بزرگتر مبتلا به بیماری های شدید روانی اند و تحت نظر روانپزشک!!!! آنطور که از صحبت های مادرش فهمیدم گویا آنها را بسیار نازپرورده و وابسته بارآورده به طوری که هردو در هنگام دانشگاه رفتن وقتی به شهر دیگر کوچ کردند از دوری والدین دچار بیماری های روانی شدند!
    اینکه پسر سوم، هنوز مبتلا نشده به خاطر اینه که هنوز دانشگاه نرفته!
    مادرش مکررا هی می گفت که من چون خودم زیاد سختی کشیدم نمی خوام بچه هام سختی بکشن! از این حرفش فهمیدم که تربیتش غلط بوده!
    اما هی توجیه می کرد که "دوستای ناباب باعث شدن پسرام مریض بشن!!!! خواهر شوهرم هم مشکل داشته!!! این ژنتیکیه!!!!"
    در فجیح بودن داستان، همین بس که برادر بزرگترش سی ساله است و بیکار و مجرد و درسش را هم نصفه رها کرده و سربازی هم نرفته و دست در جیب پدر!
    مامانه میگفت من از 18 سالگی مستقل شدم! ولی گویا نگذاشته پسرانش این چنین باشند...
    می گفت من دوست دارم دخترم از بهزیستی بچه داره!!! تا اصلا سختی بارداری و زایمان هم نکشه حتی!!!!

    7 - مادرش بسیار مستعد دخالت در زندگی ماست...
    بسیار هم رک و صریح است و به هیچ عنوان، اهل تعارف نیست....البته دخترش هم همینطور بود....مثل من!
    مادرش در هرحرفی، ابتدا جنبه ی منفی اش را می گفت!
    "من دوسه سال اول اصلا تورو داماد خودم نمی دونم! شما 2-3 سال اول، غریبه ای! اگه تونستی بعد از اونم بمونی شرطه! این همه درمورد مشخصات خودت به واسطه ها توضیح دادی گفتی من پیرو ولایتم و نمی دونم چی چی!!! اول باید بتونی خانواده ی خودتو مدیریت کنی، بعد بری سراغ شهر و استان و کشور و فلان! پیروی واقعی از ولایت، اینه!"

    بنده خدا منو هم داشت با پسرهای روانی خودش مقایسه می کرد...

    8- مادرش می گفت در این جلسه هیچ لازم نیست دخترپسر با هم حرف بزنن! بهتره که ظواهر همو ببینن و به حرفهای من فکر کنن!!!
    برید بعداً بیاید برای صحبت کردن!
    اما من درخواست جدی کردم که باید صحبت کنیم و حدود یک ساعتی حرف زدیم!
    --------------------------------------

    از کارشناس محترم خواهشمندم در مورد تمام نکاتی که عرض کردم، نکات لازم را یادآوری کند و راهکارهایی برای پی بردن بیشتر به سایر مسائل را بیان فرماید...
    چناچه چیز دیگری لازم است بگم...

    الان قطعا کارشناس میگه چرا توی پارک!؟ بهتر است به خانه شان می رفتید و فلان!!!
    باید بگم که پدر ایشان، تاکید دارد که ازدواج باید فامیلی باشد اما مادرش برعکس!
    به خاطر همین ابتدا مادرش خواست که در خارج از خانه دیدار کنیم تا اگر توافق حاصل شد با لطایف الحیل، شوهرش را راضی کند....








    در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید


  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,545
    حضور
    175 روز 7 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58331



    با نام و یاد دوست






    مشاوره برای ازدواج








    کارشناس بحث: استاد امین


  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    علاقه
    روانشناسی؛ قرآن ؛فلسفه؛ کلام
    نوشته
    892
    حضور
    31 روز 12 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    52
    آپلود
    2
    گالری
    0
    صلوات
    4653

    جمع بندی




    پرسش:
    با دختری از طریق واسطه آشنا شدم که مانند خودم از نظر مذهبی بسیار ولایی و بسیار درس خوان و در خیلی از جهات هم فکر هستیم اما قیافه اش به دلم ننشسته و هر دوی ما دارای مشکل مشابه ژنتیکی هستیم بعلاوه این که مادرش بی حجاب، رُک و بسیار مداخله جو در زندگی هست و برادرانش دارای بیماری روانی هستند لطفا راهنماییم فرمائید.


    پاسخ:
    1- به دل ننشستن چهره:
    اگر چهره ایشان به هیچ وجه به دل شما ننشیند، چنین ازدواجی پیشنهاد نمی شود. البته شما می توانید یکی دو جلسه دیگر هم با او صحبت کنید و بعد در موردش قضاوت کنید. اگر بنا باشد به دل شما بنشیند در همین چند جلسه خواهد نشست. اگر اینطور نشد دیگر ادامه ندهید.

    2- هم فکر و عقیده:
    در این صحبت ها مشکلی از لحاظ فکری وجود ندارد. بله نوع صحبت کردن ایشان می تواند نشان دهنده نوعی شخصیت باشد که باید بررسی شود.

    3- مادر مداخله جو:
    خب طبیعتا سازگاری با چنین مادری کمی سخت است و مدیریت و سیاست ویژه می طلب تا خدایی نکرده در آینده مشکل ساز نشود. لذا اگر شما فکر می کنید جزو آن دسته افرادی هستید که نمی توانید چنین برخوردهایی را تحمل کنید و زود از کوره در می روید، بهتر است همین الان قید این ازدواج را بزنید. اما اگر می دانید به قدری سیاست و مدیریت دارید که می توانید نیش و کنایه های او را تبدیل به احسن کنید و نگذارید تاثیری منفی در زندگی مشترک شما داشته باشد، مشکلی در این مسئله نیست.

    4- برادران روانی:
    این مسئله از دو جنبه قابل بررسی است. یکی از این جنبه که آیا چنین برادرهایی در زندگی شما تاثیرگذار خواهند بود؟ در پاسخ باید عرض کنم بله؛ چون هر چه باشد آنها دایی بچه های تو هستند و نمی توانید رفت و آمد با آنها را به صفر برسانید. لذا بی تاثیر نیستند؛ اما چنین مشکلی به عنوان یک مانع اصلی برای ازدواج محسوب نمی شود؛ به خصوص که شرایط شما خاص است.
    جنبه دیگر آن این است که آیا تربیت دختر مورد نظر هم مثل آنها است و به قول شما او هم مستعد چنین مشکلاتی است یا خیر؟ در این باره نمی شود قضاوت کرد و باید بعد از توافق اولیه به مشاور مراجعه کنید.

    بنابراین با توجه به نکاتی که عرض کردید شما ابتدا باید مسئله پسند ظاهری را حل کنی که پیشنهادش ذکر شد. بعد از آن باید خودتان را مورد بررسی قرار دهید که آیا می توانید با چنین مادری کنار بیایید یا خیر؟
    سپس باید خود دختر را بیشتر مورد بررسی قرار دهید. اگر آنطور که از صحبت های شما برداشت می شود ایشان فردی خود رأی و مغرور باشد و شما هم در مقابل، چنین خصوصیتی داشته باشید، احتمال اینکه با مشکل مواجه شوید وجود دارد. لذا شما طی یکی دو جلسه دیگر در مورد کلیات فکری؛ اعتقادی؛ اخلاقی و رفتاری با هم صحبت کنید. اگر احساس کردید با شما تناسب دارد، حتما به یک مشاور مراجعه کنید تا از لحاظ شخصیتی هم مورد بررسی قرار بگیرید و بعد تصمیم نهایی را بگیرید.

    در مورد اینکه پدرش راضی به چنین ازدواجی نیست، به نظرم قبل از رفتن پیش مشاور به مادرش بگویید مسئله را مطرح کند و نگذارید خیلی از این قضیه بگذرد؛ چون اگر بنا بر مخالفت باشد و مادرش هم نتواند او را راضی کند، فقط وقت و هزینه الکی صرف کرده اید.

    نکته آخر اینکه همانطور که خودتان هم اشاره کردید، شما باید واقع نگر باشید و مشکل ژنتیکی را هیچگاه فراموش نکنید. لذا لازم است که از بعضی مواردی که احتمال تاثیر گذاری منفی آنها در زندگی آینده کم است بگذرید؛ مثل مشکل برادران او یا ... . البته از ملاک های اصلی مثل تناسب فکری و ... نباید گذشت؛ چون زندگی بدون اینها ممکن نیست.

    ویرایش توسط همکار تدوین : ۱۳۹۵/۱۰/۲۸ در ساعت ۰۰:۱۰ دلیل: همکار ویراستار تدوین

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    719
    حضور
    23 روز 11 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    28
    صلوات
    3066



    دوست عزیز من مشاور نیستم و فقط بعنوان یک نفر نظر شخصی خودم رو میدم


    1- ظاهر خیلی مهم هست . متاسفانه خصوصا برخی پسر ها چون شدید نیاز به ازدواج دارند اولش میگن ظاهر مهم نیست و با هر ظاهری کنار میایم ولی بعد از ازدواج میفهمن چیکار کردند. شما هم حتما توجه کن
    البته ابعاد دیگه مثل اینکه فرمودید مشکل ژنتیکی دارید که شاید بقیه جواب مثبت ندهند رو هم باید در نظر گرفت ولی قبل از هرچیزی مشکل ظاهر رو حل کنید . درسته که ظاهر نباید مهمترین معیار باشه ولی در مواردی که مشکل جدی است حتما باید در اول بررسی و حل شود

    2- طبق تعریف های شما با خانواده و خصوصا مادر زن بسیار بد قلقی سروکار دارید . روحیه خودتون رو بسنجید ببینید میتونید ضمن تحمل اخلاق مادر ایشون بدون درگیری جلوی دخالت هاشون رو بگیرید یا نه .

    باز یک اشتباه دیگر جوانان اینه که فکر میکنن خانواده مهم نیست ولی واقعا اینطور نیست . خانواده بسیار بسیار مهم هست خصوصا مادر ها . چون بیشتری دخالت و تاثیر رو دارند .

    3- حواستان به احساسات دختر باشد . مهم نیست ظاهر خوبی نداشته باشد و یا مشکل ژنتیکی داشته باشد . ولی مثل همه دختر ها احساس دارد خصوصا بخاطر مشکلی که فرمودید چون میداند به سختی کسی برایش پیدا میشود بسیار سریع تر و سختتر وابسته میشود . پس قبل از شروع رابطه تمام جوانب را بسنجید تا خدای نکرده مثلا بعد از 1 سال به این نتیجه نرسید که نمیتوانید ادامه دهید .

    امیدوارم هرچی به صلاحتون هست همون بشه


  9. صلوات ها 3


  10. #5
    اناالعبد آنلاین نیست. همکار اجرایی بخش آرشیو و عرفانهای کاذب

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۴
    علاقه
    هیچی ... کاش بتونم بنده باشم..هیچی نمیخوام دیگه
    نوشته
    1,049
    حضور
    37 روز 11 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    47
    صلوات
    7340



    نقل قول نوشته اصلی توسط 720880
    1- چهره اش چندان به دل من ننشسته.....حالا نمی دونم مشکل از چهره او بوده یا از عینک قطور زشتی که به چهره داشت!
    من اصلا اهل چشم چرونی نیستم که بخوام قیافه هارو مقایسه کنم و بگم این زشت تره این خوشگلتره...ولی واقعا چهره اش یه طوری بود!
    سلام

    نظر کارشناس بسیار خوب بود... در کنارش منم نظرمو اضافه می کنم:


    یکی اینکه بنظرم یک یا نهایت دو جلسه دیگه صحبت کن اگر به دلت ننشست دیگه فایده نداره ...


    الان که چشم ها رو لیزینگ میکنن با 2 تومن ... دیگه به عینک نیازی نیست
    نمیدونم حالا این بنده خدا هم شاید بتونه این کار رو بکنه .. من دوستم عینکش به اصطلاح ضخیم بود مثل ته استکانی
    .. یعنی به چشماش میزد چشماش ریز دیده میشد ..
    بخاطرشم سربازیشو معاف شد .. رفت چشماشو لیزینگ کرد الان بدون عینکه ...




    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    7 - مادرش بسیار مستعد دخالت در زندگی ماست...
    این رو باید یکم روش فک کرد ... باید ببینی میتونی مدیریت کنی روابط رو ... باید ببینی چقدر پخته و با سیاست هستی


    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    این دختر قصه ی ما، سه برادر مجرد دارد که دو برادر بزرگتر مبتلا به بیماری های شدید روانی اند و تحت نظر روانپزشک!!!! آنطور که از صحبت های مادرش فهمیدم گویا آنها را بسیار نازپرورده و وابسته بارآورده به طوری که هردو در هنگام دانشگاه رفتن وقتی به شهر دیگر کوچ کردند از دوری والدین دچار بیماری های روانی شدند!
    از دوری خانواده دچار بیماری روانی شدن یکم دور از واقعیته .. نمیدونم شاید من تا به حال همچین چیزی رو نشنیدم و ندیدم اینطور فکر میکنم ..

    اما اگر بیماریشون از قبل بوده یا دچار یه سری بیماری های خاص باشن ممکنه در اینده برای فرزندتون هم مشکلی پیش بیاد .. این رو در نظر بگیرین ...



    حالا بعد از تمام صحبتهام میخوام بگم رو این چند خط پایینم هم فکر کنین و خودتون نتیجه گیری کنین .. نمیخوام تایید یا رد کنم فقط میخوام بگم روش فک کنین تا
    خودتون نتیجه گیری کنین ..


    1- با توجه به بیماریتون که گفتین یکم سخت و مشکله که دختری رو پیدا کنین که هم با مشکلتون کنار بیاد و هم ، با همدیگه هم عقیده باشین و هم چهرش خوب باشه ...

    پس دقت کنین هر گزینه ی مناسبی که مثلا مشکلتون رو قبول کرده و هم عقیده هستین ، فقط با چهرش مشکل دارین یکم روش فک کنین و همه جوانب و بسنجین ...

    جلسه اول اگه به دلتون نشست یک جلسه دیگه باهاش صحبت کنین شاید به دلتون بشینه ... (یه بنده خدایی جلسه اول رفته بود با دختره صحبت کرده بود همه جوره میخواست
    دختره رو ... اما چهره دختره به دلش ننشسته بود ... جلسه بعد که رفت صحبت کرد اون قضیش حل شد .. دید اصلا دختره چهرش همونیه که اون میخواد
    )


    2-
    خونواده طرف هم مهمه ... روش تربیت فرزند .. برادراش کیان .. چه کاره ان .. درسته که نمیخوای با اونها زندگی کنی اما خواسته ناخواسته تو زندگیت خیلی تاثیر دارن ...

    ببین میتونی باهاشون کنار بیای ... ببین میتونی مدیریت روابط و بر عهده بگیری ... از پسش بر میای .. یا نه



    3-
    سعی کن تو ازدواج از نظر تیپ و قیافه هم دختر هم کفوت باشه ... یعنی خودت اگه چهرت معمولیه دنبال دختر خیلی خوش چهره نباش ... تو هم معمولیشو بگیر که بهم بخورین

    با خودت خلوت کن .. نماز بخون با خدا راز و نیاز کن ان شاءالله هر چی خیره پیش بیاد .. یا علی
    ویرایش توسط اناالعبد : ۱۳۹۴/۰۵/۲۹ در ساعت ۱۳:۲۲
    طرح ترک رذائل اخلاقی و انجام فضائل اخلاقی برای نزدیکتر کردن ظهور امام زمان (عج) ... این هفته قرائت یک صفحه قرآن هر روز http://www.askdin.com/showthread.php...356#post819356

    انسان
    هرچند هم که عبادتش بسیار باشد، نباید مغرور گشته و خیال کند که به کمال نهایی خویش راه یافته است، بلکه باید بداند که انسان تا زنده است، هدف تیر شیطان و نفس اماره است و درهرحال باید خود را ضعیف و محتاج به مدد و کمک حضرت حق ببیند.

  11. صلوات ها 4


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۵/۱۲/۲۶, ۰۴:۲۲ : 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود