صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: برتری جاهل سخاوتمند بر عالم بخیل ؛ چرا؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    343
    حضور
    7 روز 22 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    869

    اشاره برتری جاهل سخاوتمند بر عالم بخیل ؛ چرا؟




    در احاديث آمده است که « جاهل سخاوتنمند ، نزد خداوند محبوبتر از عالم بخيل است ».

    با توجه به مقام و ارزش علم ، چرا سخاوتمند باید از عالم بخیل مقام بالاتری داشته باشد؟ به چه استدلالی؟
    ویرایش توسط رایحهٔ بهشت : ۱۳۹۴/۰۶/۲۲ در ساعت ۱۰:۵۴
    سَلامٌ عَلى‏ آلِ یس‏، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا داعِىَ اللَّهِ وَرَبَّانِىَّ آیاتِهِ،

    اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا بابَ اللَّهِ وَ دَیَّانَ دینِهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خَلیفَةَ اللَّهِ‏ وَناصِرَ حَقِّهِ ...

    اَلسَّلامُ عَلَیْکَ فى‏ آناءِ لَیْلِکَ وَاَطْرافِ‏ نَهارِکَ... اَلسَّلامُ عَلَیْکَ بِجَوامِعِ‏ السَّلامِ...
    فَالْحَقُّ ما رَضیتُموُهُ، وَالْباطِلُ ما اَسْخَطْتُموُهُ ...

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,523
    حضور
    174 روز 19 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58298



    با نام و یاد دوست






    برتری جاهل سخاوتمند بر عالم بخیل ؛ چرا؟








    کارشناس بحث: استاد آلاء


  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    465
    حضور
    11 روز 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1513



    بسم الله الرحمن الرحیم

    پاسخ (1)

    من پاسخ سوال شما را انشا الله در چند گام خواهم داد البته به یاری خداوند بزرگ ؛

    در مورد فهم یک روایت و این که آیا مفهوم روایت درست است یا خیر اولین گام این است که سند روایت و متن آن نظر بشه و در صورت صحت به تحلیل و بررسی معنای آن پرداخته شود.

    با مراجعه به نرم افزار جامع الاحادیث 3 و جسنجوی روایت متن روایت به این شکل تنها و تنها در یک متن به دست آمد:

    «
    السخى قريب من الله، قريب من الناس، قريب من الجنة، بعيد من النار، و البخيل بعيد من الله، بعيد من الناس، بعيد من الجنة، قريب من النار و الجاهل السخي أحب إلى الله من عالم بخيل.« نهج الفصاحه , ص528.

    جالب این جاست که همین روایت را در بخش احادیث و در بخش احادیث مشابه بررسی شد اما تنها در این منبه قسمت انتهای روایت بود که بیان می کرئ «
    الجاهل السخي أحب إلى الله من عالم بخيل.»

    و به نظر سوال شما هم در همین قسمت روایت است که به برتری مورد نظر شما اشره دارد

    با این بررسی و با توجه به این که این بخش از روایت تنها در یک منبع ذکر شده است و در منابع دیگر نیامده اصطلاحن متن روایت غریب است و نمی توان به طور قطعی این متن و این بخش از روایت را به معصوم استناد داد

    و به شکل ظنی می توان در مورد صحت و دلالت این متن به بحث نشست

    در این بخش در صورتی که سوال و یا اشکال و یا ایرادی دارید بیان کنید در غیر این صورت به بخش دوم پاسخ می پردازم . موفق باشید









  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    6,121
    حضور
    136 روز 8 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    19217



    نقل قول نوشته اصلی توسط آلاء نمایش پست ها
    سلام
    سلام به همه
    اگر اشتباه نکنم ، استاد عزیز از اساتید جدید هستن (فکر میکنم)
    اگه اینطوره که حضورتون رو تبریک میگم. اگر هم اشتباه کردم که ببخشید

    با اجازهء شما من هم نظرم رو میگم




    نقل قول نوشته اصلی توسط رهروی شهدا نمایش پست ها
    در احاديث آمده است که « جاهل سخاوتنمند ، نزد خداوند محبوبتر از عالم بخيل است ».
    با توجه به مقام و ارزش علم ، چرا سخاوتمند باید از عالم بخیل مقام بالاتری داشته باشد؟ به چه استدلالی؟
    سلام دوست عزیز
    به این دلیل که علم زمانی سودمنده که با عمل همراه باشه
    اون عالم ، علم رو فراگرفته که به چی برسه؟
    صرفاً به اینکه بشه دایره المعارف زنده؟! یا علم یاد گرفته که عملش اصلاح بشه؟

    پس حتی میشه به انتهای حدیث بالا ، این رو هم اضافه کرد که:
    جاهلی که سخاوت داره ، لااقل در این یک مورد ، از عالم بخیل ، عالم تر هست. چون اون جاهل به خوبی سخاوت علم پیدا کرده ، اما فرد عالم هنوز به این علم نرسیده


    آن حرفی که بین مردم خریدار دارد حرف حق نیست
    بلکه حرفی است که با
    داد گفته شود. چه حق باشد ، چه نباشد



  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    465
    حضور
    11 روز 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1513



    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام دارم و عرض ادب

    سپاسگذارم از بذل محبت دوست محترم با آیدی رضا

    و ممنونم به خاطر تحلیل خوبی که بر روایت داشتند ؛ بله اگر حتی این قسمت از روایت ظنی هم باشد به معنای منظور نظر شما هم قطعن اشاره دارد

    علمی که فقط حصولی باشد و از کتاب و تحصیل ظاهری به دست بیاید حاصلش ممکنه کاملن متفاوت و متناقض با باطنش باشد اما بر عکس علمی که از درون انسان و به اصطلاح علم اخلاق ملکه شده باشد

    در روایت شریف عنوان بصری بیان شده است که العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء , علم حقیقی نوری است که خداوند در قلب هر کس بخواهد ایجاد می کند که اشاره به این معنا دارد که علم واقعی از جنس

    حضور است نه حصول ؛ و به اصلاح دوست بزرگوار دایرت المعارف نباشد بلکه تجسم عینی و عملی باشد در رفتار و گفتار .
















    1


  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۴
    نوشته
    273
    حضور
    7 روز 19 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    962



    نقل قول نوشته اصلی توسط رهروی شهدا نمایش پست ها
    در احاديث آمده است که « جاهل سخاوتنمند ، نزد خداوند محبوبتر از عالم بخيل است ».

    با توجه به مقام و ارزش علم ، چرا سخاوتمند باید از عالم بخیل مقام بالاتری داشته باشد؟ به چه استدلالی؟
    مي دانيم که « شهيد » در اسلام ، مقام و جايگاه خيلي بلندي دارد. از سوي ديگر ، ارزش « علم » چنان زياد است که در احاديث آمده است که « مداد العلماء افضل من دماء الشهدا ». يعني: جوهر قلم دانشمند ، از خون شهيد افضل و برتر است.


    در حدیث مورد نظر شما که می فرماید: « جاهل سخاوتنمند ، نزد خداوند محبوبتر از عالم بخيل است » ، جای این سئوال هست که چرا سخاوتمند از عالم ( و نتیجتاً از شهید) بالاتر است؟
    زيرا علت اينکه شخص بخشنده و سخاوتمند ، از دارايي و مال خود به ديگران بخشش مي کند اين است که به خداي خودش خوش بين است که دوباره به او مال مي دهد و جاي مالي را که داده است ، پر مي کند. اگر او به خداي خودش خوش بين نبود ، و فکر مي کرد که خدا به او نمي دهد ، مال خودش را بخشش نمي کرد و آن را نگه مي داشت ( صفت بخل ).
    پس ريشه بخل ، در حقيقت « بد بيني نسبت به خدا » است. و « خوش بيني نسبت به خدا » که عملا موجب بخشش و سخاوت مي شود ، آنقدر ارزش و اهميت دارد که شخص را از شهدا و علماء هم بالاتر مي برد.


    نکته ديگر آنکه « خوش بيني نسبت به خدا » ، ثمره « علم » است. عالمي که سخاوتمند نباشد ، به خدا خوش بين نيست و در حقيقت ،؛ علم او ، علمي بي ثمر است. در حاليکه کسي که ظاهرا عالم نيست ( جاهل ) با خوش بيني به خدا ، از ثمره حقيقي علم بهرهمند است.

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    465
    حضور
    11 روز 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1513



    بسم الله الرحمن الرحيم

    در پاسخ به دوست محترم که فرموده بودند :

    نقل قول نوشته اصلی توسط هومن نمایش پست ها
    پس ريشه بخل ، در حقيقت « بد بيني نسبت به خدا » است. و « خوش بيني نسبت به خدا » که عملا موجب بخشش و سخاوت مي شود ، آنقدر ارزش و اهميت دارد که شخص را از شهدا و علماء هم بالاتر مي برد.
    فرمايش شما کاملن درست و صحيح هست اما در علوم روانشناسي هم به اثبات رسيده که اين عامل تنها دليل بخل انسان ها نيست ؛

    بلکه گاهي انسان بخل را بدون اين که پشتوانه فکري براش داشته باشه چون در خانواده اي بزرگ شده که بخيل بودند به ارث مي برده و بنابراين شايد نشه اين علت را به تمام موارد بخل تسري داد ؛

    اما به نظرم ميشه اين تحليل را بر برتري قلم عالم بر خون شهيد ارائه کرد که فردي که شهيد ميشه در درگاه خداوند مجاهده مي کنه اما مجاهده اي که ممکنه يک ساعت باشه يا يک روز يا نهايت مثل جنگ

    تحميلي ما 8 سال ؛ در اين زمان اندک با جان خودش از دين محافظت مي کنه و به شهادت مي رسه

    اما يک عالم از ابتداي سنين نوجواني و جواني تمام عمر و زندگي خودش را در يادگيري علم و گذراندن مراحل علمي طي مي کنه

    ممکنه در اين مدت بارها به دليل رفاه نسبي و تجملات زندگي ساير مردم خانواده و اطرافيانش او ن رو به ترک علم و دنيا خواهي تشويق کنن

    ممکنه کسي قدر زحمات اون رو ندونه و حتي بهره کمي از توجه و احترام مردم را نداشته باشه

    ممکنه مجبور بشه از خانواده و اطرافيانش مدتها دور بشه

    ممکنه ........

    و در يک کلمه ممکنه علم همه چيز او را بگيره تا بهره اي از خودش به او بده وا اين افضليت شايد به اين دليل باشه که عالم در راه علم بايد


    ویرایش توسط مدیر تدوین : ۱۳۹۵/۰۳/۲۲ در ساعت ۰۲:۰۶

  15. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    465
    حضور
    11 روز 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1513



    بسم الله الرحمن الرحيم

    پاسخ (2)

    اما در ادامه پاسخ شماره 1 به سوال شما به ذکر نکته اي ديگر در خصوص روايت مي پردازم

    قسم ابتداي اين روايت که شما در سوالتان به آن اشاره نکرده ايد اين چنين است :

    «السَّخِيُ‏ قَرِيبٌ‏ مِنَ‏ اللَّهِ‏، قَرِيبٌ مِنَ الْجَنَّةِ، قَرِيب مِنَ النَّاسِ».
    [1]

    اما در ادامه روايت فوق در منابع اصلي روايي شيعه مانند اصول کافي چنين آمده است:

    « وَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ: «السَّخَاءُ شَجَرَةٌ فِي الْجَنَّةِ، مَنْ تَعَلَّقَ بِغُصْنٍ مِنْ أَغْصَانِهَا، دَخَلَ الْجَنَّة
    [2]

    در اين بخش از روايت همانطور که ملاحظه مي کنيد به مفهوم سخا اشاره شده است اما نه در برابر عالم بخيل بلکه تنها به مفهوم سخا در بهشت اشاره شده

    که تمثيل باطني آن مثل يک شاخه بهشتي است که اگر کسي به بخشي از اين درخت چنگ بزنه حتمن در بهشته ؛ اين مفهوم را ما در منابع معتبر حديثي داريم و به نظر مياد به دليل

    اعتبار منبع اين تحليل بسيار درست تر و دقيق تز از اون بخشي است که شما بهش اشاره کرديد و همان طور که بيان شده تنها در يک منبع و فقط يک منبع که اون منبع هم از منابع اصلي شيعه

    نيست آمده است، پس به نظر مي رسد راوي و ناقل روايت در کتاب شريف نهج الفصاحه بخش مورد نظر شما را اصطلاحن نقل به معنا کرده يعني در روايات ديگر مثل روايتي که از کافي شريف بيان شد

    مفهوم سخا را در ادامه متن اصلي روايت ديده اما اون رو به بيان خودش گفته نه معصوم

    علاوه بر اين بحث در سياق و متن روايت اصلن در مورد عالم نيست در مورد سخي است و چه التزامي دارد که امام بدون مقدمه و رابطه با جمله قبلي روايت که به قرب سخي به خداوند و بهشت اشاره دارد

    به سراغ عالم بخيل بره ؛‌ اگر در تکه اول روايت حرف از عالم سخي بود ؛‌بله اين تناظر و رويارويي به نظر درست مي رسيد اما در بخش اول اصلن حرف از فرد خاص يا عده خاصي نيست

    که اصطلاحن در دانش اصول فقه به اين بحث تناسب حکم و مضوع هم مي گويند و بر اين اساس به نظر باز هم اعتبار بخشي از روايت که اشکال شما هم به مفهوم آن است ظني و غير يقيني است.


    ادامه دارد .....

    [1] كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، الكافي (ط - دارالحديث)، 15جلد، دار الحديث - قم، چاپ: اول، ق‏1429، ج7، ص304.





    [2] كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، الكافي (ط - دارالحديث)، 15جلد، دار الحديث - قم، چاپ: اول، ق‏1429، ج7، ص304و 305.







  16. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۴
    نوشته
    273
    حضور
    7 روز 19 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    962



    نقل قول نوشته اصلی توسط آلاء نمایش پست ها
    در علوم روانشناسي هم به اثبات رسيده که اين عامل تنها دليل بخل انسان ها نيست ؛

    بلکه گاهي انسان بخل را بدون اين که پشتوانه فکري براش داشته باشه چون در خانواده اي بزرگ شده که بخيل بودند به ارث مي برده و بنابراين شايد نشه اين علت را به تمام موارد بخل تسري داد ؛
    با سلام و احترام ؛
    منظور حقیر ، در بعد جهان بینی است. بله در تربیت فرد و شکل گیری شاکله او ، عوامل مختلفی مثل ژنتیک و محیط خانوادگی و ... نقش دارند. اما آنچه ما در اینجا مد نظر قرار می دهیم ، مسایل فکری و عقیدتی است. در مثالی که حضرتعالی فرمودید ، بر اثر یک جهان بینی خاصی ، یک "فکر و عقیده" ابتدا در افرادی ایجاد شده ؛ سپس توسط محیط خانوادگی یا ژنتیک ، به فردی از نسل بعد منتقل شده است. پس همه چیز در اصل به "جهان بینی" برمیگردد و مسایلی چون محیط خانوادگی و ژنتیک ، فقط عوامل انتقال دهنده هستند.
    (ما در اینجا ، علت اول ایجاد یک مسأله را در نظر می گیریم و کاری به علل واسطه و انتقالی ( محیط خانوادگی ، ارث و ...) نداریم).

    این سئوال هم قابل طرح است که:
    گاهی ، یک کافر ، سخاوتمند است. او که اساساً به وجود خدا اعتقادی ندارد پس دیگر خوش بینی او نسبت به خدا ، معنایی ندارد.

    پاسخ:
    درست است که او ، جهان را دارای یک خالق و مدبر نمی داند. اما می داند که "پولی که بوسیله سخاوت ، می دهد ، دوباره جایگزین می شود". به عبارت دیگر ، می داند که " رزق به او می رسد" ، اگر چه "دهنده" و "رزاق" را نشناسد و حتی وجود او را منکر باشد.

    در دعای ماه رجب می خوانیم: یا من یعطی من لم یسئله و من لم یعرفه

    همین فکر کافر که می داند "رزق به او می رسد" ولو منکر وجود رزاق باشد ، برتر از فکری است که در رسیدن رزق به خودش شک داشته باشد ، ولو رزاق را با هزار و یک نامش بشناسد!
    ویرایش توسط شمس الضحی : ۱۳۹۴/۰۶/۰۲ در ساعت ۰۸:۴۸

  17. صلوات


  18. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    465
    حضور
    11 روز 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1513



    بسم الله الرحمن الرحيم

    با عرض سلام و ادب خدمت شما

    بله مثال خوبي از سخاوت در افراد کافر و يا بي اعتقاد و يا معتقد به غير خدا فرموديد که مثال بارز آن حاتم طايي بوده است که در نثر و سجع ادبيات عرب و فارس به آن اشاره مي شود

    اما اين را هم بايد در نظر داشت که سخاوت و يا بخشندگي يک فضيلت اخلاقي است و اين فضيلت اخلاقي بسيار بالا، مانند ساير فضايل اخلاقي ريشه در خلق انسان دارد نه اعتقادات انسان

    و خب خودتون هم بهتر مي دونيد که بخشي از اخلاق جهان را اخلاق فلسفي تشکيل مي ده که موسسش ارسطو و قبل از آن سقراط بوده

    که اين نشان مي ده که لزومن با اخلاق زندگي کردن = مومن بودن به خداوند و معتقد بودن به او نيست

    ممکن است يک کافر بنا به فرمايش شما از يک مسلمان معتقد اخلاق مدار تر باشد

    اما مهم در مسئله تفاو نظام اخلاقي يک انسان مومن و معتقد با يک انسان کافر در هدف از اخلاق و غايت اخلاق است

    يک کافر مي بخشه تا نهايتن به قول شما پولش برکت کنه و بيشتر از آنچه بخشيده بهش برگرده اين غايت فعل اخلاقي اونه يا در بهترين حالت مي خواهد سعادتمند بشه

    که اين همان شعار اخلاق فلسفيه

    اما يک مومن واقعي و حقيقي مي بخشه تا قرب و نزديکي به خداوند پيدا کند همان نکته اي که اين روايت هم به خوبي به آن اشاره کرده بود ، دف نظام اخلاقي اسلام قرب هست

    موفق باشيد .


  19. صلوات


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 6

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود