صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: •◆۩ غریب کوچه های غم ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    10,197
    حضور
    143 روز 16 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    622
    آپلود
    104
    گالری
    1493
    صلوات
    93051

    •◆۩ غریب کوچه های غم ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام




    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام اَلسَلامُ عَلَیکَ یا اَبا عَبدِاللّهِ یا جَعفَرَبنَ مُحَمَّدٍ اَیُّهَا الصّادِق یَابنَ رَسوُلِ اللّهِ •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلامموضوعات و پرسمان :
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام ***** در استانه 25 شوال ( = فرصت ) صادق شناسی *****
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام اصحاب امام باقر (ع) در مکتب امام صادق (ع)
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلامبررسی تاریخی مناظرات امام جعفر صادق (ع) با ابن ابی العوجاء
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام شگفتیهای علمی (توحید مفضل)
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام مذهب شیعه ، مذهب جعفری
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام تاریخ طبری و امام صادق علیه السلام
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام طب غذا از منظر امام صادق علیه السلام
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام رهنمودهاى امام صادق علیه السلام به عبدالله بن جندب
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام دانش پزشكى امام صادق عليه السلام و طبيب هندي
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام آیا امام صادق علیه السلام ابوبکر را مدح نموده است؟
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام آیا امام صادق (علیه السلام) موسس مذهب تشیع است؟
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام داستان آتش زدن خانه امام صادق علیه السلام
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام گریه امام صادق علیه السلام بر غیبت امام زمان ارواحنا فداه
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام فرزندان امام صادق علیه السلام چند نفر هستند؟
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام سیره عملی و علمی امام صادق علیه السلام
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام مادر امام صادق علیه السلام کیست؟
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام احادیثی از امام صادق علیه السلام در موضوعات گوناگون
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام امام صادق علیه السلام و مسئله قیام زید بن علی و یحیی
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام شیعه در نگاه امام صادق علیه السلام
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام شرایط خاص فرهنگی زمان امام صادق علیه السلام
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام آیا حدیثی در مدح امام صادق علیه السلام روایت شده است؟
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام امام صادق علیه السلام و کمک رسانی به مستمندان
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام تحول فرهنگی و سیاسی در سیره امام صادق علیه السلام
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام شاگردانی که در محضر امام صادق علیه السلام به پیشوایی رسیدند
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام راهکار امام صادق علیه السلام برای شناخت مدعیان دروغین مهدویت
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام کتاب شناسی امام صادق علیه السلام
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام مناظره امام جعفر صادق علیه السلام با یک رافضی
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام 25 گنج بزرگ دنیا از زبان امام صادق علیه السلام
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام آداب نوشیدن از زبان امام صادق علیه السلام
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام نگاهی به شیوه تبلیغی امام صادق علیه السلام
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام جریان شهادت امام صادق علیه السلام
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام چرا صفت صادقیت در وجود امام صادق علیه السلام بروز کرده است؟
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام 25 فرمول موفقیت در بیان امام صادق علیه السلام
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام نظر امام جمعه اهل تسنن درباره امام صادق علیه السلام
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام منظور امام صادق علیه السلام چه نوع عطری بوده است؟
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام مکتب صوفیه از نگاه امام صادق علیه السلام
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام سند اثبات مسموم شدن امام صادق علیه السلام
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام منقلب شدن همسایه ابوبصیر با یک جمله امام صادق علیه السلام
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام بیانات آیة الله وحید خراسانی پیرامون شهادت امام صادق علیه السلام
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام بررسی کتاب الکافی در کلام امام صادق علیه السلام
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام پژوهشی برگرفته از امام صادق علیه السلام ـ جواب سوالاتی که نشنیده اید
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام مفهوم این حدیث چیست؟ (طبقات مردم از دیدگاه امام صادق علیه السلام)
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلامفرهنگی و رسانه مذهبی :
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام غروب خورشید دانایی
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام داغ صادق شرر سینه ام افروخته کرد ( اشعار)
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام پیامک‎های تسلیت شهادت امام صادق علیه‎السلام
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام تصاویر ویژه شهادت صادق آل‌ پيامبر{ص}
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام احادیث تصویری از امام صادق علیه السلام
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام اعجاز علمی امام صادق علیه السلام(حدیث مفضل) به صورت گرافیکی
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام دانلودمرثیه سرایی ویژه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام نظر اهل سنت درباره امام صادق علیه السلام ـ صوتی
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام کلیپ و سخنرانی صوتی زیبا در عظمت امام صادق علیه السلام
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام صلوات مخصوص امام صادق علیه السلام + ترجمه و کلیپ
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام نکاتی از زندگی امام صادق علیه السلام ـ صوتی
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام زیارت ائمه بقیع علیهم السلام ( متن + صوت )
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام کلیپ های کوتاه تصویری به مناسبت شهادت امام صادق (علیه السلام)
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام سلام من به مدینه - فلش
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام دانلود کتاب - حضرت امام جعفر صادق علیه السلام
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام كتاب موبايل چهل حديث امام صادق علیه السلام
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلامنرم افزار مذهبی :
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام نرم افزارهاي تلفن همراه جاوا و اندرويد پيرامون امام صادق عليه السلام
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام نرم افزار صادقیه (ویژه شهادت امام صادق علیه السلام)
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام کتاب مالتي مدياي 40 داستان وحديث - توليد اسک دين
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام سرویس ارسال کارت پستال ویژه شهادت امام صادق علیه السلام
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام هدیه صلوات به امام جعفر صادق علیه السلام
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام ویژه نامه سال 1389
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام ویژه نامه سال 1390
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام ویژه نامه سال 1391
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام ویژه نامه سال 1392
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام ویژه نامه سال 1393




    دانلود صوت


  2. صلوات ها 4




  3. انجمن گفتگوی دینی

    انجمن کفتگوی دینی

    لیست موضوعات جهت اطلاع رسانی

     

  4. #2

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    10,197
    حضور
    143 روز 16 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    622
    آپلود
    104
    گالری
    1493
    صلوات
    93051



    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام

    امروز، روز ناله و اندوه و ماتم است
    روز عزای اشرف اولاد آدم است
    چیزی شبیه روز حسین و محرّم است
    باز این چه شورش است که در خلق عالم است
    ای دل که در حریم تو اندوه کربلاست
    اندوهبار حضرت صادق، دلِ خداست
    هفت آسمان برای غمش گریه می کنند
    دور مزار بی حرمش گریه می کنند
    در زیر پرچم و علمش گریه می کنند
    بر سینه می زنند و همه اش گریه می کنند



  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,588
    حضور
    63 روز 5 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33487



    یک امام و چهار مذهب

    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام
    کتاب ارزشمند « الامام الصادق و المذاهب الاربعة » تالیف مرحوم آقای اسد حیدر مجموعه ارزشمندی است که علاقه مندان به مطالعه تاریخ زندگی آن امام همام می توانند از آن بهره ببرند. خوشبختانه ترجمه این کتاب با نام «امام صادق علیه السلام و مذاهب اهل سنت» در سال 1390 در هشت مجلد توسط انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب منتشر شده است و دوستاران فارسی زبان هم می توانند از مطالب آن استفاده نمایند.


    پیشوایانِ صاحب فتوا

    دوران امامت حضرت امام صادق علیه السلام یکی از دورانهای مهم و سرنوشت ساز در تاریخ امت اسلامی می باشد. دورانی است که اندیشه های کلامی و فقهی مختلف در قالب آراء و فتاوای پیشوایان مذاهب اسلامی شکل گرفته است. در این عصر، رسالت امام، تبیین صحیح مکتب اهل بیت علیهم السلام و پاسخگویی به سوالات مخاطبین و پیروان دیگر مذاهب اسلامی است.
    نویسنده کتاب به درستی معتقد است که انحصار مذاهب فقهی اهل سنت در چهار مذهب معروف ( حنفی ، شافعی ، مالکی ، حنبلی ) به تدریج و در طول زمان ایجاد شده است و دیگر مذاهب همچون مذهب سفیان ثوری و مذهب داوود بن علی ظاهری به تدریج از بین رفته است . او در این باره می گوید:
    « انحصار تقلید در یکی از این چهار نفر و عدم جواز تقلید از غیر ایشان و بسته شدن باب اجتهاد به سال 645 ق بر می‌گردد. حکومت که دید معمولا فقه ابو حنیفه ، مالک ، شافعی و احمد تدریس می شود استادان مدرسه منتصریه را در کاخ وزیر جمع کرد و از آنان خواست از خودشان چیزی نگویند و از روی ادب و ترک کلام مشایخ چهار گانه را باز گو کنند» [1]
    و اینگونه بود که زمینه تدریجی برای محو شدن دیگر مذاهب اهل سنت فراهم آمد. بنابر این در زمان امام صادق علیه السلام علاوه بر مذاهب اربعه، چند مذهب دیگر نیز وجود داشته است و این نکته مهمی است که به لحاظ تاریخی اهمیت زیادی دارد.
    شیعه تنها با دشمنان اهل بیت علیهم السلام مخالف است و اگر شخصی از صحابه هم با اهل بیت پیامبر علیهم السلام دشمنی کرده باشد مورد مخالفت شیعه قرار می گیرد اما دیگر صحابه محترم هستند و دعای امام سجاد علیه السلام در صحیفه سجادیه در مدح صحابه سند برائت شیعه از تهمت پیش گفته می باشد

    خاستگاه وحیانی یک مذهب

    این بحث مربوط به مذاهب اهل سنت بود . لکن تاریخ مذهب اهل بیت علیهم السلام داستان دیگری دارد. مذهب اهل بیت علیهم السلام که از زمان امام صادق علیه السلام به صورت آشکارتری جایگاه خود را در میان دیگر مذاهب اسلامی آشکار کرد، بر اساس احادیث معتبر خاستگاهی متصل به وحی دارد. به این معنی که احادیثی که امام صادق علیه السلام به عنوان احکام و تشریفات فقه جعفری بیان فرمودند اجتهادات و استنباطات فکری ایشان نیست – بر خلاف مطالب دیگر پیشوایان مذاهب اسلامی – بلکه احادیثی است که از طریق اجداد بزرگوارشان از رسول خدا صلی الله علیه واله نقل فرمودند.
    در کتاب شریف کافی از امام صادق علیه السلام روایت داریم که:
    « حدیثی حدیث ابی و حدیث ابی حدیث جدی و حدیث جدی حدیث الحسین و حدیث الحسین حدیث الحسن و حدیث الحسن حدیث امیرالمومنین و حدیث امیرالمومنین حدیث رسول الله و حدیث رسول الله قول الله عزوجل» [2].
    یعنی: حدیث من حدیث پدرم است و حدیث ایشان حدیث جدم و حدیث جدم حدیث امام حسین علیه السلام و حدیث امام حسین علیه السلام حدیث امام حسن علیه السلام و حدیث امام حسن علیه السلام حدیث امیرالمۆمنین علیه السلام و حدیث ایشان حدیث پیامبر اکرم صلی الله علیه واله و حدیث پیامبر صلی الله علیه واله قول خداوند عز و جل می‌باشد.
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام
    کوتاهیِ شیعه


    با این حال، کوتاهی های شیعه در معرفی صحیح مذهب خود در طول تاریخ سبب شده تا نه تنها جایگاه مذهب در میان امت اسلامی، محترم و ارزشمند قلمداد نشود، بلکه این مذهب مورد غفلت و بی اطلاعی متفکران برجسته اسلامی قرار گرفته و آنها در آثارشان افکار و فتاوای این مذهب اسلامی را نادیده بگیرند.
    تبلیغات دشمنان شیعه هم همراه عامل مذکور، مزید بر علت شده و فضا را برای جویندگان حقیقت تیره و تار کرده است.
    مقامی باشکوه

    کاری که مرحوم اسد حیدر در این کتاب ارزشمند انجام داده این است که با معرفی امام صادق علیه السلام و مقام و منزلت ایشان در میان علمای معاصر خویش، جایگاه مذهب جعفری را در میان امت اسلامی نشان دهد.
    خواننده کتاب هنگامی که در مجلد دوم با نام 124 نفر از شاگردان آن حضرت مواجه می شود، متوجه می شود که با چه شخصیتی روبرو شده است و آنگاه که کلمات علمای اسلام را درباره آن حضرت مطالعه می‌کند[3] متوجه می شود که باید نهایت توجه و احترام را به فرمایشات آن حضرت داشته باد.
    نویسنده با گزارش مفصلی از زندگانی ابو حنیفه به مباحثات امام صادق علیه السلام با او اشاره می کند و از مخالفت حضرت با مبنای « قیاس » در اندیشه ابو حنیفه پرده بر می دارد[4].
    شیوه بحث مولف کاملا محترمانه و در فضای تعامل و گفتگو می باشد . شیوه ای که امروزه همه ما برای ارائه مباحثمان در سطح بین المللی به آن نیازمندیم.

    شیعه در معرض یک اتهام

    از جمله ایرادات همیشگی مخالفان شیعه این است که این مذهب برای صحابه پیامبر صلی الله علیه واله ارزش و احترام قائل نیست و حتی احیانا به برخی از آنان جسارت می کند. نویسنده در این کتاب در دو جا به بحث از صحابه پرداخته است [5]و به خوبی این مطلب را توضیح داده که شیعه تنها با دشمنان اهل بیت علیهم السلام مخالف است و اگر شخصی از صحابه هم با اهل بیت پیامبر علیهم السلام دشمنی کرده باشد مورد مخالفت شیعه قرار می گیرد اما دیگر صحابه محترم هستند و دعای امام سجاد علیه السلام در صحیفه سجادیه در مدح صحابه سند برائت شیعه از تهمت پیش گفته می باشد.

    دشمنانِ دوست نما

    توجه ویژه مولف به غلات از دیگر مباحث ارزشمند کتاب است که مولف در جایی از آن با عنوان « معضل غالیان» یاد می‌کند[6]. غالیان کسانی بودند که با بالاتر بردن شان و مقام اهل بیت علیهم السلام از منزلت انسانی، سبب ناراحتی اهل بیت علیهم السلام می‌شدند. انحراف فکری آنها که از زمان امیرالمومنین علیه السلام وجود داشتند سبب موضع گیری جدی امامان علیه آنها شده است. فعالیت غالیان در زمان امام صادق علیه السلام زیاد بوده است. رفتار و گفتار غلات در طول تاریخ سبب خدشه دارشدن وجهه مذهب جعفری در میان امت اسلام شده است.
    مذهب اهل بیت علیهم السلام که از زمان امام صادق علیه السلام به صورت آشکارتری جایگاه خود را در میان دیگر مذاهب اسلامی آشکار کرد، بر اساس احادیث معتبر خاستگاهی متصل به وحی دارد

    بررسی اختلافات فقه جعفری در برخی از مسائل شرعی هم، از دیگر مطالبی است که مولف به صورت نسبتا مفصل به آن پرداخته است[7] .

    فقه سیاسی امام ششم

    برخورد امام با حکومت وقت و مظلومیت پیروان مذهب شیعه از دیگر مباحث ارزشمندی است که توجه علاقه‌ مندان به جنبه‌ های سیاسی زندگی امامان را به خود جلب می کند.[8] امام در طول حیات با برکت خود به صورت مکرر با حکومت عباسی و عوامل آن برخورد داشته ‌است. بهره مندی از روش ایشان در این زمینه، برای پربار کردن مباحث فقه سیاسی ما سودمند می ‌باشد.
    تصحیح اشتباهات و تهمت های ناروا در مورد مذهب شیعه، از دیگر مباحث کتاب «امام صادق علیه السلام و مذاهب اهل سنت» می ‌باشد[9].
    امیدوارم خواننده محترم از مطالعه نوشتار فهرست‌گونه ما به کلیت مباحث این کتاب پی‌برده و با مراجعه به اصل کتاب از مطالب ارزشمند آن بهره وافی ببرد.

    پی نوشت:
    [1] - امام صادق و مذاهب اهل سنت3/182 و برای مطالعه بیشتر:1/254 تمام آدرسها بر اساس ترجمه هشت جلدی کتاب است.
    [2] - الکافی1/53
    [3] - ا/86
    [4] - ا/483
    [5] - 2/389 و5/204

    [6] - 1/349 و 4/151
    [7] - 5/241 و 6/19تا 100
    [8] - 1/373 و 8/133
    [9] - 3/45 و 6 158 و 203


  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,588
    حضور
    63 روز 5 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33487



    بیاییم شکرگزاری را از امام صادق علیه السلام بیاموزیم

    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام

    از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرمایشات فراوانی درباره شکر نقل شده است که در این نوشته می‌ خواهیم به تعدادی از آن کلمات که درباره خود شکر کردن است بپردازیم و انتظار داریم که از دریای وسیع علوم حضرت صادق علیه السلام درّ ناشناخته ‌ای را برای بهره برداری در زندگی خود بیابیم.
    اهمیت شکرگزاری

    حقیقت این است که شکرگزاری، به همین سادگی که بیان می ‌کنیم نیست. به عبارت دیگر، شکرگزاری یک کار عبادی مهم است که باید اهمیت و روش درست آن را آموخت. درباره اهمیت شکرگزاری همین بس که مایه ثابت ماندن نعمتهای موجود ما و مایه زیاد شدن آنها می ‌گردد و در مقابل، کفران نعمت یکی از شکلهای کافر بودن است.(1)
    ارتباط شکرگزاری با افزایش نعمت به حدی زنده و سریع است که اولیای دین فرمود‌ه‌ اند: "هیچگاه نمی‌ شود که بنده در یاد خود شکر نعمتی را که خدا به او داده است به جا بیاورد مگر اینکه نعمتش افزوده می ‌گردد قبل از اینکه شکرش به مرحله زبان هم برسد."(2)
    از امام صادق علیه السلام نقل شده است که کفر در کتاب خدا بر پنج وجه است که یکی از انواع آن کفران نعمت است(3)
    شکر و صبر دو روی یک سکه


    گاهی واقعی ترین مسائل برای ما عجیب می ‌نمایند. یکی از حقایق عالم این است که از دید الهی، شکر در خوشی ها و صبر در سختی ها معادل یکدیگرند. امام صادق علیه السلام از جدّ خود رسول خدا صلی الله علیه و آله اینگونه روایت می ‌کنند: «آنکه غذا می ‌خورد و شاکر است همان اجر کسی را دارد که روزه (مستحبی) گرفته و بر گرسنگی صبر می ‌کند و آنکه در رفاه است و بهر عافیت خود شاکر است همان اجر کسی را دارد که گرفتاری پیدا کرده است اما صبر می ‌کند و آنکه اهل بخشش است و (بخاطر این توفیق الهی) شاکر است همان اجر کسی را دارد که محروم است و قناعت می‌ ورزد.»(4)
    نباید ذکر شریف "حمد" را کوچک بشماریم بلکه باید به مغز آن نیز توجه کنیم که همانا توجه قلبی به صاحب نعمت است. کلید شناخت حمد واقعی را در این روایت از حضرت صادق علیه السلام می‌ یابیم که فرمودند: «هر کس که خدایش نعمتی به او داده و آن نعمت را با قلبش بشناسد، شکرش را به جا آورده است.»

    سخنی درباره شناخت شکر واقعی

    در اینجا به مرور مطالبی که تا کنون درباره شکر آموختیم می‌ پردازیم:
    1- شکر، خودش توفیقی است که خدا به بندگان می ‌دهد تا یاد شکرگزاری بیفتند.
    2- نتیجه شکرگزاری افزایش و دوام نعمت است.
    3- نتیجه شکرگزاری بسیار سریع عاید انسان می ‌شود.
    4- شکرگزاری در حال رفاه و آرامش همان اجر صبر در حال گرفتاری و مشکلات را دارد.

    آنگاه که ناشکری خود را شکر حساب می ‌کنیم

    از مطالب بالا می‌ آموزیم که شکر یک کار مهم و حسابی است که ثمرات مهمی هم در زندگی دارد. بنابراین اگر این ثمرات را در زندگی مشاهده نمی‌ کنیم، بدون شک باید در نحوه شکرگزاری خود شک کنیم. به عبارت دیگر، ممکن است خیال کنیم که شاکر خدا هستیم اما از دید خدا جزو شاکران محسوب نگردیم.

    شکری که زبانی است اما لقلقه زبان نیست

    اما در میان ما کمتر کسی است که هر روز زبانش به شکر الهی گویا نباشد، پس چه می ‌شود که جزو شاکران نیستیم. مگر ذکر "الحمد لله ربّ العالمین" نشانه شکرگزاری نیست؟

    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام
    در پاسخ باید گفت که شکر یک مغز و جانمایه دارد که اگر در درون ذکر "الحمد لله" جای نگرفته باشد، این ذکر را از اثر می- ‌اندازد. آنچه جانمایه شکر است، توجه قلبی به این است که این نعمت از جانب خداست.
    از امام صادق علیه السلام می ‌آموزیم که ذکر "الحمد لله" وسیله خوبی برای شکرگزاری هر نعمت کوچک و بزرگی است(5) بنابراین نباید ذکر شریف "حمد" را کوچک بشماریم بلکه باید به مغز آن نیز توجه کنیم که همانا توجه قلبی به صاحب نعمت است. کلید شناخت حمد واقعی را در این روایت از حضرت صادق علیه السلام می‌ یابیم که فرمودند: «هر کس که خدایش نعمتی به او داده و آن نعمت را با قلبش بشناسد، شکرش را به جا آورده است.»(6)
    چند راه شکرگزاری که ار پیشوای ششم می آموزیم


    یک – هنگام استفاده از هر نعمتی توجه کنیم که خدا آن را به ما داده است و نیز "الحمد لله" بگوییم.(7)
    دو – از کسی که به ما خوبی می ‌کند و نعمت خدا به واسطه او به ما برسد، تشکر کنیم. (8)
    سه – وقتی شخص معلول یا مشکلداری را می ‌بینیم، با یاد سلامتی و آسایش خود خدا را حمد کنیم (البته به شکلی که آن شخص نشنود و رنجیده خاطر نگردد). (9)
    چهار – وقتی نعمتی به ما می‌ رسد یا یاد نعمتی می ‌افتیم سجده شکر کنیم و اگر موقعیتمان مناسب نیست، صورت را بر دست گذاشته، "الحمد لله" بگوییم.(10) شکرهای بدعت ‌گونه


    شکر یک عمل دینی مهم است که در درون دین کامل می ‌شود اما هم اکنون برخی از مکتبهای فکری این جزء را از دین گُزیده کرده ‌اند و تحت عنوان "قانون شکرگزاری" معرفی می ‌کنند. مثلاً جملاتی را به مخاطبین خود آموزش می‌ دهند که هر روز بگویند و شامل مضامین شکرگزاری است.
    نکته مهم آن است که اولاً این قانون را از دین گرفته ‌اند و به عنوان جزئی از مکتب خود معرفی می ‌کنند اما در حقیقت با این کار شکر را از کارکرد اصلی خود که یک عبادت الهی است خارج می ‌کنند و به آن به عنوان ابزاری برای جلب منفعتهای بیشتر نظر می‌ کنند. شاهد آنکه در بسیاری از این مکاتب، به احکام الهی و انجام دادن فرایض دینی اهمیت داده نمی‌ شود. توجه به حلالها و حرامهای الهی اصل مهمی تلقی نمی‌ شود، اما بر تکرار اذکاری با کلمات تشکر و شکر تأکید می‌ شود.
    شکر یک کار مهم و حسابی است که ثمرات مهمی در زندگی دارد. اگر این ثمرات را در زندگی مشاهده نمی‌ کنیم، بدون شک باید در نحوه شکرگزاری خود شک کنیم. یعنی ممکن است خیال کنیم که شاکر خدا هستیم اما از دید خدا جزو شاکران محسوب نگردیم.

    بنابراین نباید فریفته این ظاهرهای زیبا از این گروه‌ ها شویم،‌ هر چند در ظاهر تأثیراتی هم ببینیم زیرا تأثیرات ممکن است بر مبنای باطل باشد و اگر کسی به حلالها و حرامهای الهی بی‌ اهمیتی کند اما اتفاقات خوشایندی در زندگی ‌اش بیفتد، نه تنها باید خوشحال نباشد و آن را نشانه خوبی نداند، بلکه باید بر بدعاقبتی و مکر الهی ترسان باشد.(11)

    نعمت اصلی، شکر اصلی

    نعمت دین و شناخت راه خدا و هدایت به راه جانشینان معصوم رسول خدا صلی الله علیه و آله بزرگترین نعمت خداست، به حدی که اصل نعمت و نعمت اصلی همان است. شکر دیندار بودن، بیان کردن آن است.(12)

    پی‌نوشت:
    1- قَالَ أَمِیرُ الْمُوْمِنِینَ علیه السلام مَا أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَى عَبْدٍ نِعْمَةً فَشَكَرَهَا بِقَلْبِهِ إِلَّا اسْتَوْجَبَ الْمَزِیدَ فِیهَا قَبْلَ أَنْ یُظْهِرَ شُكْرَهَا عَلَى لِسَانِهِ (بحارالانوار، جلد 68، باب شکر)
    2- عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ الْكُفْرُ فِی كِتَابِ اللَّهِ عَلَى خَمْسَةِ أَوْجُهٍ فَمِنْهَا كُفْرُ النِّعَمِ وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ یَحْكِی قَوْلَ سُلَیْمَانَ هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی أَ أَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ الْآیَةَ وَ قَالَ اللَّهُ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّكُمْ وَ قَالَ فَاذْكُرُونِی أَذْكُرْكُمْ وَ اشْكُرُوا لِی وَ لا تَكْفُرُونِ‏(بحارالانوار، جلد 68، باب شکر)
    3- و سپس این آیه را تلاوت کردند که گفته سلیمان علیه السلام است:" هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنی‏ أَ أَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ"
    4- عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله الطَّاعِمُ الشَّاكِرُ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ كَأَجْرِ الصَّائِمِ الْمُحْتَسِبِ وَ الْمُعَافَى الشَّاكِرُ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ كَأَجْرِ الْمُبْتَلَى الصَّابِرِ وَ الْمُعْطَى الشَّاكِرُ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ كَأَجْرِ الْمَحْرُومِ الْقَانِعِ (کافی، جلد دوم، باب شکر)
    5- عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ لِی مَا أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَى عَبْدٍ بِنِعْمَةٍ صَغُرَتْ أَوْ كَبُرَتْ فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ إِلَّا أَدَّى شُكْرَهَا (کافی، جلد دوم، باب شکر)
    6- عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ مَنْ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِ بِنِعْمَةٍ فَعَرَفَهَا بِقَلْبِهِ فَقَدْ أَدَّى شُكْرَهَا (کافی، جلد دوم، باب شکر)
    7- عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ مَا أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَى عَبْدٍ مِنْ نِعْمَةٍ فَعَرَفَهَا بِقَلْبِهِ وَ حَمِدَ اللَّهَ ظَاهِراً بِلِسَانِهِ فَتَمَّ كَلَامُهُ حَتَّى یُوْمَرَ لَهُ بِالْمَزِیدِ(کافی، جلد دوم، باب شکر)
    8- عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ مَكْتُوبٌ فِی التَّوْرَاةِ اشْكُرْ مَنْ أَنْعَمَ عَلَیْكَ وَ أَنْعِمْ عَلَى مَنْ شَكَرَكَ فَإِنَّهُ لَا زَوَالَ لِلنَّعْمَاءِ إِذَا شُكِرَتْ وَ لَا بَقَاءَ لَهَا إِذَا كُفِرَتْ الشُّكْرُ زِیَادَةٌ فِی النِّعَمِ وَ أَمَانٌ مِنَ الْغِیَرِ(کافی، جلد دوم، باب شکر)
    9- عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِذَا رَأَیْتُمْ أَهْلَ الْبَلَاءِ فَاحْمَدُوا اللَّهَ وَ لَا تُسْمِعُوهُمْ فَإِنَّ ذَلِكَ یَحْزُنُهُمْ(کافی، جلد دوم، باب شکر)
    10- عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ إِذَا ذَكَرَ أَحَدُكُمْ نِعْمَةَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَلْیَضَعْ خَدَّهُ عَلَى التُّرَابِ شُكْراً لِلَّهِ فَإِنْ كَانَ رَاكِباً فَلْیَنْزِلْ فَلْیَضَعْ خَدَّهُ عَلَى التُّرَابِ وَ إِنْ لَمْ یَكُنْ یَقْدِرُ عَلَى النُّزُولِ لِلشُّهْرَةِ فَلْیَضَعْ خَدَّهُ عَلَى قَرَبُوسِهِ وَ إِنْ لَمْ یَقْدِرْ فَلْیَضَعْ خَدَّهُ عَلَى كَفِّهِ ثُمَّ لْیَحْمَدِ اللَّهَ عَلَى مَا أَنْعَمَ عَلَیْهِ (کافی، جلد دوم، باب شکر)
    11- یَا ابْنَ آدَمَ إِذَا رَأَیْتَ رَبَّكَ سُبْحَانَهُ یُتَابِعُ عَلَیْكَ نِعَمَهُ وَ أَنْتَ تَعْصِیهِ فَاحْذَرْهُ (نهج البلاغه، حکمت 25)
    12- سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ قَالَ الَّذِی أَنْعَمَ عَلَیْكَ بِمَا فَضَّلَكَ وَ أَعْطَاكَ وَ أَحْسَنَ إِلَیْكَ ثُمَّ قَالَ فَحَدَّثَ بِدِینِهِ وَ مَا أَعْطَاهُ اللَّهُ وَ مَا أَنْعَمَ بِهِ عَلَیْهِ (کافی، جلد دوم، باب شکر)

  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,588
    حضور
    63 روز 5 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33487



    صلوات خاصه «امام صادق علیه السلام»

    بسم الله الرحمن الرحیم
    اللهم صل علی جعفر بن محمدالصادق
    خازن العلم الداعی الیک بالحق النور المبین
    اللهم و کما جعلته معدن کلامک و وحیک
    و خازن علمک و لسان توحیدک
    و ولی امرک و مستحفظ دینک
    و صل علیه افضل ما صلیت علی احد من اصفیائک و حججک
    انک حمید مجید

  11. #6

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,588
    حضور
    63 روز 5 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33487



    پند صادقانه به دولتمردان

    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام

    بهترین مواعظ ، مواعظی است كه دلهای سخت را نرم كند در این میان پندها واندرزهای صادقانه امام جعفر بن محمد علیهماالسلام به شیعیان از برجستگی خاصی برخوردار است. از جمله مواعظ نسبتا معروف آن حضرت، مواعظ ایشان به عبدالله بن جندب و حدیث عنوان بصری و نامه آن حضرت به عبدالله نجاشی می باشد كه مراجعه خواننده محترم به منابع (1) خالی از لطف نیست . ما نیز پاره ای از نامه حضرت به عبدالله نجاشی را با مختصری توضیح ذكر می نماییم بلكه چراغ راهمان شود.

    هم خوشحال و هم ناراحت
    عبدالله نجاشی از موالیان امام صادق علیه السلام بوده است كه در زمان حضرت از طرف دستگاه خلافت عباسی ، ولایت اهواز به او سپرده می شود و او در نامه ای از حضرت كسب تكلیف می نماید و بعد از دعا در حق حضرت ، می نویسد كه: «من به ولایت اهواز مبتلا شدم و از آقا و مولای خود می خواهم حد و حدود من را مشخص نماید تا بفهمم با چه عملی به خدا نزدیك شوم و چگونه بیت المال را خرج كنم و به چه كسی اعتماد نمایم و چه كسی را اهل سرّ خود قرار دهم...».
    آن حضرت نیز بعد از دعا در حق عبدالله می فرمایند:
    « خبر والی شدن تو بر اهواز مرا هم خوشحال كرد و هم ناراحت ، علت خوشحالی این است كه شاید خداوند به وسیله تو به شیعیان عزت دهد و ضعف آنان را بر طرف نماید ...
    و اما ناراحتی ام به این دلیل است كه مبادا نسبت به دوستان ما لغزشی مرتكب شوی كه باعث شود بوی بهشت را هم نشنوی !!!
    بدان كه خلاص و رهایی تو در حفظ خون مۆمنین و دست برداشتن از آزار آنان و رفق و مدارا با مردم است و همچنین در تأنی و معاشرت نیكو و نرمی بدون ضعف و صلابت بدون خشونت .
    مواظب باش سخن چینان و افراد نمام و دو بهم زن ، خود را به تو نچسبانند كه در این صورت خدا بر تو غضب خواهد نمود و آبرویت را خواهد برد .
    انسان اگر ایمان به خدا و آخرت داشته باشد ، نگاهش به مقام و موقعیت خصوصا در حكومت اسلامی صرفا نگاه به یك موقعیت خطیری است كه مایه آزمایش بسیار سختی برای او خواهد بود و با وجود چنین ایمان و عقلی، ‌انسان باید از پست و مقام فراری باشد نه این كه برای بدست آوردن آن رقابت كند یا خدای نكرده برای رسیدن به آن مرتكب حرام شود

    انسان اگر ایمان به خدا و آخرت داشته باشد ، نگاهش به مقام و موقعیت خصوصا در حكومت اسلامی صرفا نگاه به یك موقعیت خطیری است كه مایه آزمایش بسیار سختی برای او خواهد بود و با وجود چنین ایمان و عقلی، ‌انسان باید از پست و مقام فراری باشد نه این كه برای بدست آوردن آن رقابت كند یا خدای نكرده برای رسیدن به آن مرتكب حرام شود
    در امور و كارها تنها به كسی اعتماد كن كه امتحان پس داده باشد و او را آزموده باشی و اهل بصیرت باشد، یاران خود را خوب تشخیص بده و همه را بیازمای!
    مبادا درهمی را در راه غیر خدا خرج كنی و مثلا به شاعران متملق یا دلقكان دهی ، جوایز و هدایای تو باید به كارمندان و زحمتكشان داده شود .
    مبادا چیزی از طلا و نقره برای خود بیاندوزی!
    هیچ گاه سیر كردن شكم های گرسنه كه آتش غضب خدا را خاموش می كند كوچك مشمار !
    چرا كه رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود : ایمان ندارد كسی كه شب سیر بخوابد در حالی كه همسایه او گرسنه باشد !
    بگذار از پستی دنیا به تو خبر دهم:
    وقتی حسین بن علی علیهماالسلام به سمت كوفه روان شد ابن عباس او را به خدا قسم داد كه مرو كشته می شوی !
    حسین بن علی علیهماالسلام فرمود: من خود، جایگاه كشته شدنم را بهتر از تو می دانم و جز فراق دنیا از آن برایم چیزی نمانده! ای ابن عباس آیا می خواهی داستان امیرالمومنین علیه السلام و دنیا را برای تو بازگو كنم؟
    گفت: بله، به جانم قسم كه دوست دارم بشنوم .
    فرمود: امیرالمومنین علیه السلام به من فرمود:
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام
    روزی در هنگامی كه فدك تحت اختیار فاطمه علیهاالسلام بود به همراه بیلی در قسمتی از آن مشغول كار بودم كه ناگهان زنی بسیار زیبا در مقابلم آشكار شد كه جمالش دلربا بود... آن زن به من گفت : آیا می خواهی با من ازدواج نمایی تا از این بیل راحت شوی و تمام گنجهای زمین را به رویت بگشایم ؟!
    به او گفتم: تو كیستی ؟
    گفت: من دنیا هستم !
    به او گفتم كه برو و شوی دیگری طلب كن، تو در شأن من نیستی و با بیل خود مشغول به كار شدم و اشعاری را زیر لب زمزمه نمودم ...
    امیرالمومنین علیه السلام از دنیا خارج شد در حالی كه حق هیچ بنده ای بر گردن او نبود و سائر ائمه علیهم السلام نیز این چنین بودند .
    [ ای نجاشی ] مواظب باش مومنی را نترسانی به فریاد مومنین برس !
    چرا كه پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود:
    كسی كه به فریاد مومنی برسد خداوند در قیامت به فریاد او خواهد رسید . كسی كه یك حاجت برادر مومن خود را برآورده كند خداوند حاجات كثیره او را برآورده خواهد كرد. كسی كه مومنی را لباس بپوشاند یا سیر كند یا او را بر مركب خود سوار نماید یا وسائل ازدواج او را فراهم نماید، خداوند او را از لباس ها و غذاها و مركبها و همسران بهشتی عنایت كند ... كسی كه برادر مومنش را به خاطر خدا زیارت كند زائر خدا خواهد بود .
    مبادا لغزش مومنین را پیگیری كنی كه خدا نیز با تو چنین خواهد كرد ! كمترین مرحله كفر این است كه انسان كلامی را از برادر مومنش بشنود و آن را به خاطر نگه دارد تا روزی او را رسوا كند ! »
    مبادا لغزش مومنین را پیگیری كنی كه خدا نیز با تو چنین خواهد كرد ! كمترین مرحله كفر این است كه انسان كلامی را از برادر مومنش بشنود و آن را به خاطر نگه دارد تا روزی او را رسوا كند !

    توفیق یا آزمون
    آن چه در این نامه بسیار از نكات دیگر قابل توجه است این است كه این شخص یعنی نجاشی ولایت اهواز را برای خود توفیق و طعمه نمی دانست بلكه آن را مایه ابتلا و آزمایش می دانست. چنانچه در نامه خود به امام صادق علیه السلام گفت: من به ولایت اهواز مبتلا شدم !
    و امام علیه السلام نیز فرمود: من از این خبر هم خوشحالم و هم ناراحت !!!
    امیرالمومنین علیه السلام نیز به یكی از كارگزاران خود فرمودند : شغل تو طعمه و شكار برای تو نیست بلكه امانت است.(2) .
    آری انسان اگر ایمان به خدا و آخرت داشته باشد ، نگاهش به مقام و موقعیت خصوصا در حكومت اسلامی صرفا نگاه به یك موقعیت خطیری است كه مایه آزمایش بسیار سختی برای او خواهد بود و با وجود چنین ایمان و عقلی، ‌انسان باید از پست و مقام فراری باشد نه این كه برای بدست آوردن آن رقابت كند یا خدای نكرده برای رسیدن به آن مرتكب حرام شود، چرا كه این وسیله هدف را توجیه نمی نماید !

    پی نوشت:
    1-تحف العقول ص301 ؛ مستدرك الوسائل ج11 ص 290 ؛ مكاسب محرمه شیخ انصاری ج1 ص103 .
    2- « إن عملك لیس لك بطعمة و لكنه أمانة » بحار الأنوار ج32ص362 .

  12. صلوات


  13. #7

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,588
    حضور
    63 روز 5 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33487



    امام صادق(ع) ناجی شیعه از اضمحلال‌ و نابودى‌

    عصر برخورد مكتبها و ايده‌ئولوژيها و عصر تضاد افكار فلسفى‌ و كلامى‌ مختلف‌ بود عصرى‌ كه‌ كوچكترين‌ كم‌ كارى‌ يا عدم‌ بيدارى‌ و تحرك‌ پاسدار راستين‌ اسلام‌ ، يعنى‌ امام‌ ( ع‌ ) ، موجب‌ نابودى‌ دين‌ و پوسيدگى‌ تعليمات‌ حيات‌بخش‌ اسلام‌ ، هم‌ از درون‌ و هم‌ از بيرون‌ مى‌شد.


    یزدرسا؛حضرت‌ امام‌ جعفر صادق‌ عليه‌ السلام‌ رئيس‌ مذهب‌ جعفرى‌ ( شيعه‌ ) در روز 17ربيع‌ الاول‌ سال‌ 83 هجرى‌ چشم‌ به‌ جهان‌ گشود . پدرش‌ امام‌ محمد باقر ( ع‌ ) و مادرش‌ "ام‌ فروه‌" دختر قاسم‌ بن‌ محمد بن‌ ابى‌ بكر مى‌باشد. كنيه‌ آن‌ حضرت‌ : "ابو عبدالله‌" و لقبش‌ "صادق‌" است‌ . حضرت‌ صادق‌ تا سن‌ 12 سالگى‌ معاصر جد گراميش‌ حضرت‌ سجاد بود و مسلما تربيت اوليه‌ او تحت‌ نظر آن‌ بزرگوار صورت‌ گرفته‌ و امام‌ ( ع‌ ) از خرمن‌ دانش‌ جدش‌ خوشه‌چينى‌ كرده‌ است‌ . پس‌ از رحلت‌ امام‌ چهارم‌ مدت‌ 19 سال‌ نيز در خدمت‌ پدر بزرگوارش‌ امام‌ محمد باقر ( ع‌ ) زندگى‌ كرد و با اين‌ ترتيب‌ 31 سال‌ از دوران‌ عمر خود را در خدمت‌ جد و پدر بزرگوار خود كه‌ هر يك‌ از آنان‌ در زمان‌ خويش‌ حجت‌ خدا بودند ، و از مبدأ فيض‌ كسب‌ نور مى‌نمودند گذرانيد . بنابراين‌ صرف‌ نظر از جنبه‌ الهى‌ و افاضات‌ رحمانى‌ كه‌ هر امامى‌ آن‌ را دار مى‌باشد ، بهره‌مندى‌ از محضر پدر و جد بزرگوارش‌ موجب‌ شد كه‌ آن‌ حضرت‌ با استعداد ذاتى‌ و شم‌ علمى‌ و ذكاوت‌ بسيار ، به‌ حد كمال‌ علم‌ و ادب‌ رسيد و در عصر خود بزرگترين‌ قهرمان‌ علم‌ و دانش‌ گرديد . پس‌ از درگذشت‌ پدر بزرگوارش‌ 34 سال‌ نيز دوره‌ امامت‌ او بود كه‌ در اين‌ مدت‌ "مكتب‌ جعفرى‌" را پايه‌ريزى‌ فرمود و موجب‌ بازسازى‌ و زنده‌ نگهداشتن‌ شريعت‌ محمدى‌ ( ص‌ ) گرديد . زندگى‌ پر بار امام‌ جعفر صادق‌ ( ع‌ ) مصادف‌ بود با خلافت‌ پنج‌ نفر از بنى‌ اميه‌ ( هشام‌ بن‌ عبدالملك‌ - وليد بن‌ يزيد - يزيد بن‌ وليد - ابراهيم‌ بن‌ وليد - مروان‌ حمار ) كه‌ هر يك‌ به‌ نحوى‌ موجب‌ تألم‌ و تأثر و كدورت‌ روح‌ بلند امام‌ معصوم‌ ( ع‌ ) را فراهم‌ مى‌كرده‌اند ، و دو نفر از خلفاى‌ عباسى‌ ( سفاح‌ و منصور ) نيز در زمان‌ امام‌ ( ع‌ ) مسند خلافت‌ را تصاحب‌ كردند و نشان‌ دادند كه‌ در بيداد و ستم‌ بر امويان‌ پيشى‌ گرفته‌اند ، چنانكه‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) در 10 سال‌ آخر عمر شريفش‌ در ناامنى‌ و ناراحتى‌ بيشترى‌ بسر مى‌برد . عصر امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) عصر امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) يكى‌ از طوفانى‌ترين‌ ادوار تاريخ‌ اسلام‌ است‌ كه‌ از يك‌ سواغتشاشها و انقلابهاى‌ پياپى‌ گروههاى‌ مختلف‌ ، بويژه‌ از طرف‌ خونخواهان‌ امام‌ حسين‌ ( ع‌ ) رخ‌ مى‌داد ، كه‌ انقلاب‌ "ابو سلمه‌" در كوفه‌ و "ابو مسلم‌" در خراسان‌ و ايران‌ از مهمترين‌ آنها بوده‌ است‌ . و همين‌ انقلاب‌ سرانجام‌ حكومت‌ شوم‌ بنى‌ اميه‌ را برانداخت‌ و مردم‌ را از يوغ‌ ستم‌ و بيدادشان‌ رها ساخت‌ . ليكن‌ سرانجام‌ بنى‌ عباس‌ با تردستى‌ و توطئه‌ ، بناحق‌ از انقلاب‌ بهره‌ گرفته‌ و حكومت‌ و خلافت‌ را تصاحب‌ كردند . دوره‌ انتقال‌ حكومت‌ هزار ماهه‌ بنى‌ اميه‌ به‌ بنى‌ عباس‌ طوفانى‌ترين‌ و پر هرج‌ و مرج‌ ترين‌ دورانى‌ بود كه‌ زندگى‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) را فراگرفته‌ بود . و از ديگر سو عصر آن‌ حضرت‌ ، عصر برخورد مكتبها و ايده‌ئولوژيها و عصر تضاد افكار فلسفى‌ و كلامى‌ مختلف‌ بود ، كه‌ از برخورد ملتهاى‌ اسلام‌ با مردم‌ كشورهاى‌ فتح‌ شده‌ و نيز روابط مراكز اسلامى‌ با دنياى‌ خارج‌ ، به‌ وجود آمده‌ و در مسلمانان‌ نيز شور و هيجانى‌ براى‌ فهميدن‌ و پژوهش‌ پديد آورده‌ بود . عصرى‌ كه‌ كوچكترين‌ كم‌ كارى‌ يا عدم‌ بيدارى‌ و تحرك‌ پاسدار راستين‌ اسلام‌ ، يعنى‌ امام‌ ( ع‌ ) ، موجب‌ نابودى‌ دين‌ و پوسيدگى‌ تعليمات‌ حيات‌بخش‌ اسلام‌ ، هم‌ از درون‌ و هم‌ از بيرون‌ مى‌شد . اينجا بود كه‌ امام‌ ( ع‌ ) دشوارى‌ فراوان‌ در پيش‌ و مسؤوليت‌ عظيم‌ بر دوش‌ داشت‌ . پيشواى‌ ششم‌ در گير و دار چنين‌ بحرانى‌ مى‌بايست‌ از يك‌ سو به‌ فكر نجات‌ افكار توده‌ مسلمان‌ از الحاد و بى‌دينى‌ و كفر و نيز مانع‌ انحراف‌ اصول‌ و معارف‌ اسلامى‌ از مسير راستين‌ باشد ، و از توجيهات‌ غلط و وارونه‌ دستورات‌ دين‌ به‌ وسيله‌ خلفاى‌ وقت‌ جلوگيرى‌ كند . علاوه‌ بر اين‌ ، با نقشه‌اى‌ دقيق‌ و ماهرانه‌ ، شيعه‌ را از اضمحلال‌ و نابودى‌ برهاند ، شيعه‌اى‌ كه‌ در خفقان‌ و شكنجه‌ حكومت‌ پيشين‌ ، آخرين‌ رمقها را مى‌گذراند ، و آخرين‌ نفرات‌ خويش‌ را قربانى‌ مى‌داد ، و رجال‌ و مردان‌ با ارزش‌ شيعه‌ يا مخفى‌ بودند ، و يا در كر و فر و زرق‌ و برق‌ حكومت‌ غاصب‌ ستمگر ذوب‌ شده‌ بودند ، و جرأت‌ ابراز شخصيت‌ نداشتند ، حكومت‌ جديد هم‌ در كشتار و بى‌عدالتى‌ دست‌ كمى‌ از آنها نداشت‌ و وضع‌ به‌ حدى‌ خفقان‌آور و ناگوار و خطرناك‌ بود كه‌ همگى‌ ياران‌ امام‌ ( ع‌ ) را در معرض‌ خطر مرگ‌ قرار مى‌داد ، چنانكه‌ زبده‌هايشان‌ جزو ليست‌ سياه‌ مرگ‌ بودند . "جابر جعفى‌" يكى‌ از ياران‌ ويژه‌ امام‌ است‌ كه‌ از طرف‌ آن‌ حضرت‌ براى‌ انجام‌ دادن‌ امرى‌ به‌ سوى‌ كوفه‌ مى‌رفت‌ . در بين‌ راه‌ قاصد تيز پاى‌ امام‌ به‌ او رسيد و گفت‌ : امام‌ ( ع‌ ) مى‌گويد : خودت‌ را به‌ ديوانگى‌ بزن‌ ، همين‌ دستور او را از مرگ‌ نجات‌ داد و حاكم‌ كوفه‌ كه‌ فرمان‌ محرمانه‌ ترور را از طرف‌ خليفه‌ داشت‌ از قتلش‌ به‌ خاطر ديوانگى‌ منصرف‌ شد . جابر جعفى‌ كه‌ از اصحاب‌ سر امام‌ باقر ( ع‌ ) نيز مى‌باشد مى‌گويد : امام‌ باقر ( ع‌ ) هفتاد هزار بيت‌ حديث‌ به‌ من‌ آموخت‌ كه‌ به‌ كسى‌ نگفتم‌ و نخواهم‌ گفت‌ ...
    او روزى‌ به‌ حضرت‌ عرض‌ كرد مطالبى‌ از اسرار به‌ من‌ گفته‌اى‌ كه‌ سينه‌ام‌ تاب‌ تحمل‌ آن‌ را ندارد و محرمى‌ ندارم‌ تا به‌ او بگويم‌ و نزديك‌ است‌ ديوانه‌ شوم‌ .
    امام‌ فرمود : به‌ كوه‌ و صحرا برو و چاهى‌ بكن‌ و سر در دهانه‌ چاه‌ بگذار و در خلوت‌ چاه‌ بگو : حدثنى‌ محمد بن‌ على‌ بكذا وكذا ... ، ( يعنى‌ امام‌ باقر ( ع‌ ) به‌ من‌ فلان‌ مطلب‌ را گفت‌ ، يا روايت‌ كرد ) . آرى‌ ، شيعه‌ مى‌رفت‌ كه‌ نابود شود ، يعنى‌ اسلام‌ راستين‌ به‌ رنگ‌ خلفا درآيد ، و به‌ صورت‌ اسلام‌ بنى‌ اميه‌اى‌ يا بنى‌ عباسى‌ خودنمايى‌ كند .
    در چنين‌ شرايط دشوارى‌ ، امام‌ دامن‌ همت‌ به‌ كمر زد و به‌ احيا و بازسازى‌ معارف‌ اسلامى‌ پرداخت‌ و مكتب‌ علمى‌ عظيمى‌ به‌ وجود آورد كه‌ محصول‌ و بازده‌ آن‌ ، چهار هزار شاگرد متخصص‌ ( همانند هشام‌ ، محمد بن‌ مسلم‌ و ... ) در رشته‌هاى‌ گوناگون‌ علوم‌ بودند ، و اينان‌ در سراسر كشور پهناور اسلامى‌ آن‌ روز پخش‌ شدند .
    هر يك‌ از اينان‌ از طرفى‌ خود ، بازگوكننده‌ منطق‌ امام‌ كه‌ همان‌ منطق‌ اسلام‌ است‌ و پاسدار ميراث‌ دينى‌ و علمى‌ و نگهدارنده‌ تشيع‌ راستين‌ بودند ، و از طرف‌ ديگر مدافع‌ و مانع‌ نفوذ افكار ضد اسلامى‌ و ويرانگر در ميان‌ مسلمانان‌ نيز بودند . تأسيس‌ چنين‌ مكتب‌ فكرى‌ و اين‌ سان‌ نوسازى‌ و احياگرى‌ تعليمات‌ اسلامى‌ ، سبب‌ شد كه‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) به‌ عنوان‌ رئيس‌ مذهب‌ جعفرى‌ ( تشيع‌ ) مشهور گردد .
    ليكن‌ طولى‌ نكشيد كه‌ بنى‌ عباس‌ پس‌ از تحكيم‌ پايه‌هاى‌ حكومت‌ و نفوذ خود ، همان‌ شيوه‌ ستم‌ و فشار بنى‌ اميه‌ را پيش‌ گرفتند و حتى‌ از آنان‌ هم‌ گوى‌ سبقت‌ را ربودند. . امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) كه‌ همواره‌ مبارزى‌ نستوه‌ و خستگى‌ناپذير و انقلابيى‌ بنيادى‌ در ميدان‌ فكر و عمل‌ بوده‌ ، كارى‌ كه‌ امام‌ حسين‌ ( ع‌ ) به‌ صورت‌ قيام‌ خونين‌ انجام‌ داد ، وى‌ قيام‌ خود را در لباس‌ تدريس‌ و تأسيس‌ مكتب‌ و انسان‌ سازى‌ انجام‌ داد و جهادى‌ راستين‌ كرد . جنبش‌ علمى‌ اختلافات‌ سياسى‌ بين‌ امويان‌ و عباسيان‌ و تقسيم‌ شدن‌ اسلام‌ به‌ فرقه‌هاى‌ مختلف‌و ظ‌هور عقايد مادى‌ و نفوذ فلسفه‌ يونان‌ در كشورهاى‌ اسلامى‌ ، موجب‌ پيدايش‌ يك‌ نهضت‌ علمى‌ گرديد . نهضتى‌ كه‌ پايه‌هاى‌ آن‌ بر حقايق‌ مسلم‌ استوار بود . چنين‌ نهضتى‌ لازم‌ بود ، تا هم‌ حقايق‌ دينى‌ را از ميان‌ خرافات‌ و موهومات‌ و احاديث‌ جعلى‌ بيرون‌ كشد و هم‌ در برابر زنديقها و ماديها با نيروى‌ منطق‌ و قدرت‌ استدلال‌ مقاومت‌ كند و آراى‌ سست‌ آنها را محكوم‌ سازد . گفتگوهاى‌ علمى‌ و مناظ‌رات‌ آن‌ حضرت‌ با افراد دهرى‌ و مادى‌ مانند "ابن‌ ابى‌ العوجاء" و "ابو شاكر ديصانى‌" و حتى‌ "ابن‌ مقفع‌" معروف‌ است‌ .

    به‌ وجود آمدن‌ چنين‌ نهضت‌ علمى‌ در محيط آشفته‌ و تاريك‌ آن‌ عصر ، كار هر كسى‌ نبود ، فقط كسى‌ شايسته‌ اين‌ مقام‌ بزرگ‌ بود كه‌ مأموريت‌ الهى‌ داشته‌ باشد و از جانب‌ خداوند پشتيبانى‌ شود ، تا بتواند به‌ نيروى‌ الهام‌ و پاكى‌ نفس‌ و تقوا وجود خود را به‌ مبدأ غيب‌ ارتباط دهد ، حقايق‌ علمى‌ را از درياى‌ بيكران‌ علم‌ الهى‌ به‌ دست‌ آورد ، و در دسترس‌ استفاده‌ گوهرشناسان‌ حقيقت‌ قرار دهد . تنها وجود گرامى‌ حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) مى‌توانست‌ چنين‌ مقامى‌ داشته‌ باشد ، تنها امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) بود كه‌ با كناره‌گيرى‌ از سياست‌ و جنجالهاى‌ سياسى‌ از آغاز امامت‌ در نشر معارف‌ اسلام‌ و گسترش‌ قوانين‌ و احاديث‌ راستين‌ دين‌ مبين‌ و تبليغ‌ احكام‌ و تعليم‌ و تربيت‌ مسلمانان‌ كمر همت‌ بر ميان‌ بست‌ .
    زمان‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) در حقيقت‌ عصر طلايى‌ دانش‌ و ترويج‌ احكام‌ و تربيت‌ شاگردانى‌ بود كه‌ هر يك‌ مشعل‌ نورانى‌ علم‌ را به‌ گوشه‌ و كنار بردند و در "خودشناسى‌" و "خداشناسى‌" مانند استاد بزرگ‌ و امام‌ بزرگوار خود در هدايت‌ مردم‌ كوشيدند . در همين‌ دوران‌ درخشان‌ - در برابر فلسفه‌ يونان‌ - كلام‌ و حكمت‌ اسلامى‌ رشد كرد و فلاسفه‌ و حكماى‌ بزرگى‌ در اسلام‌ پرورش‌ يافتند . همزمان‌ با نهضت‌ علمى‌ و پيشرفت‌ دانش‌ بوسيله‌ حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) در مدينه‌ ، منصور خليفه‌ عباسى‌ كه‌ از راه‌ كينه‌ و حسد ، به‌ فكر ايجاد مكتب‌ ديگرى‌ افتاد كه‌ هم‌ بتواند در برابر مكتب‌ جعفرى‌ استقلال‌ علمى‌ داشته‌ باشد و هم‌ مردم‌ را سرگرم‌ نمايد و از خوشه‌چينى‌ از محضر امام‌ ( ع‌ ) بازدارد . بدين‌ جهت‌ منصور مدرسه‌اى‌ در محله‌ "كرخ‌" بغداد تأسيس‌ نمود . منصور در اين‌ مدرسه‌ از وجود ابو حنيفه‌ در مسائل‌ فقهى‌ استفاده‌ نمود و كتب‌ علمى‌ و فلسفى‌ را هم‌ دستور داد از هند و يونان‌ آوردند و ترجمه‌ نمودند ، و نيز مالك‌ را - كه‌ رئيس‌ فرقه‌ مالكى‌ است‌ - بر مسند فقه‌ نشاند ، ولى‌ اين‌ مكتبها نتوانستند وظ‌يفه‌ ارشاد خود را چنانكه‌ بايد انجام‌ دهند . امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) مسائل‌ فقهى‌ و علمى‌ و كلامى‌ را كه‌ پراكنده‌ بود ، به‌ صورت‌ منظم‌ درآورد ، و در هر رشته‌ از علوم‌ و فنون‌ شاگردان‌ زيادى‌ تربيت‌ فرمود كه‌ باعث‌ گسترش‌ معارف‌ اسلامى‌ در جهان‌ گرديد . دانش‌گسترى‌ امام‌ ( ع‌ ) در رشته‌هاى‌ مختلف‌ فقه‌ ، فلسفه‌ و كلام‌ ، علوم‌ طبيعى‌ و ... آغاز شد . فقه‌ جعفرى‌ همان‌ فقه‌ محمدى‌ يا دستورهاى‌ دينى‌ است‌ كه‌ از سوى‌ خدا به‌ پيغمبر بزرگوارش‌ از طريق‌ قرآن‌ و وحى‌ رسيده‌ است‌ . بر خلاف‌ ساير فرقه‌ها كه‌ بر مبناى‌ عقيده‌ و رأى‌ و نظر خود مطالبى‌ را كم‌ يا
    زياد مى‌كردند ، فقه‌ جعفرى‌ توضيح‌ و بيان‌ همان‌ اصول‌ و فروعى‌ بود كه‌ در مكتب‌ اسلام‌ از آغاز مطرح‌ بوده‌ است‌ . ابو حنيفه‌ رئيس‌ فرقه‌ حنفى‌ درباره‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) گفت‌ : من‌ فقيه‌تر از جعفرالصادق‌ كسى‌ را نديده‌ام‌ و نمى‌شناسم‌ . فتواى‌ بزرگترين‌ فقيه‌ جهان‌ تسنن‌ شيخ‌ محمد شلتوت‌ رئيس‌ دانشگاه‌ الازهر مصر كه‌ با كمال‌ صراحت‌ عمل‌ به‌ فقه‌ جعفرى‌ را مانند مذاهب‌ ديگر اهل‌ سنت‌ جايز دانست‌ - در روزگار ما - خود اعترافى‌ است‌ بر استوارى‌ فقه‌ جعفرى‌ و حتى‌ برترى‌ آن‌ بر مذاهب‌ ديگر . و اينها نتيجه‌ كار و عمل‌ آن‌ روز امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) است‌ . در رشته‌ فلسفه‌ و حكمت‌ حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) هميشه‌ با اصحاب‌ و حتى‌ كسانى‌ كه‌ از دين‌ و اعتقاد به‌ خدا دور بودند مناظ‌راتى‌ داشته‌ است‌ . نمونه‌اى‌ از بيانات‌ امام‌ ( ع‌ ) كه‌ در اثبات‌ وجود خداوند حكيم‌ است‌ ، به‌ يكى‌ از شاگردان‌ واصحاب‌ خود به‌ نام‌ "مفضل‌ بن‌ عمر" فرمود كه‌ در كتابى‌ به‌ نام‌ "توحيد مفضل‌" هم‌ اكنون‌ در دست‌ است‌ . مناظ‌رات‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) با طبيب‌ هندى‌ كه‌ موضوع‌ كتاب‌ "اهليلجه‌" است‌ نيز نكات‌ حكمت‌آموز بسيارى‌ دارد كه‌ گوشه‌اى‌ از درياى‌ بيكران‌ علم‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) است‌ . براى‌ شناسايى‌ استاد معمولا دو راه‌ داريم‌ ، يكى‌ شناختن‌ آثار و كلمات‌ او ، دوم‌ شناختن‌ شاگردان‌ و تربيت‌شدگان‌ مكتبش‌ . كلمات‌ و آثار و احاديث‌ زيادى‌ از حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) نقل‌ شده‌ است‌ كه‌ ما حتى‌ قطره‌اى‌ از دريا را نمى‌توانيم‌ به‌ دست‌ دهيم‌ مگر "نمى‌ از يمى‌" . اما شاگردان‌ آن‌ حضرت‌ هم‌ بيش‌ از چهار هزار بوده‌اند ، يكى‌ از آنها "جابر بن‌ حيان‌" است‌ . جابر از مردم‌ خراسان‌ بود . پدرش‌ در طوس‌ به‌ داروفروشى‌ مشغول‌ بود كه‌ به‌ وسيله‌ طرفداران‌ بنى‌ اميه‌ به‌ قتل‌ رسيد . جابر بن‌ حيان‌ پس‌ از قتل‌ پدرش‌ به‌ مدينه‌ آمد . ابتدا در نزد امام‌ محمد باقر ( ع‌ ) و سپس‌ در نزد امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) شاگردى‌ كرد . جابر يكى‌ از افراد عجيب‌ روزگار و از نوابغ‌ بزرگ‌ جهان‌ اسلام‌ است‌ . در تمام‌ علوم‌ و فنون‌ مخصوصا در علم‌ شيمى‌ تأليفات‌ زيادى‌ دارد ، و در رساله‌هاى‌ خود همه‌ جا نقل‌ مى‌كند كه‌ ( جعفر بن‌ محمد ) به‌ من‌ چنين‌ گفت‌ يا تعليم‌ داد يا حديث‌ كرد . از اكتشافات‌ او اسيد ازتيك‌ ( تيزآب‌ ) و تيزاب‌ سلطانى‌ و الكل‌ است‌ . وى‌ چند فلز و شبه‌ فلز را در زمان‌ خود كشف‌ كرد . در دوران‌ "رنسانس‌ اروپا" در حدود 30. رساله‌ از جابر به‌ زبان‌ آلمانى‌ چاپ‌ و ترجمه‌ شده‌ كه‌ در كتابخانه‌هاى‌ برلين‌ و پاريس‌ ضبط است‌ . حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) بر اثر توطئه‌هاى‌ منصور عباسى‌ در سال‌ 148 هجرى‌ مسموم‌ و در قبرستان‌ بقيع‌ در مدينه‌ مدفون‌ شد . عمر شريفش‌ در اين‌ هنگام‌ 65 سال‌ بود . از جهت‌ اينكه‌ عمر بيشترى‌ نصيب‌ ايشان‌ شده‌ است‌ به‌ "شيخ‌ الائمه‌" موسوم‌ است‌ .
    حضرت‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) هفت‌ پسر و سه‌ دختر داشت‌ . پس‌ از حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) مقام‌ امامت‌ بنا به‌ امر خدا به‌ امام‌ موسى‌ كاظ‌م‌ ( ع‌ ) منتقل‌ گرديد .
    ديگر از فرزندان‌ آن‌ حضرت‌ اسمعيل‌ است‌ كه‌ بزرگترين‌ فرزند امام‌ بوده‌ و پيش‌ از وفات‌ حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) از دنيا رفته‌ است‌ . طايفه‌ اسماعيليه‌ به‌ امامت‌ وى‌ قائلند .
    خلق‌ و خوى‌ حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) مانند پدران‌ بزرگوار خود در كليه‌ صفات‌ نيكو و سجاياى‌ اخلاقى‌ سرآمد روزگار بود . حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) داراى‌ قلبى‌ روشن‌ به‌ نور الهى‌ و در احسان‌ و انفاق‌ به‌ نيازمندان‌ مانند اجداد خود بود . داراى‌ حكمت‌ و علم‌ وسيع‌ و نفوذ كلام‌ و قدرت‌ بيان‌ بود . با كمال‌ تواضع‌ و در عين‌ حال‌ با نهايت‌ مناعت‌ طبع‌ كارهاى‌ خود را شخصا انجام‌ مى‌داد ، و در برابر آفتاب‌ سوزان‌ حجاز بيل‌ به‌ دست‌ گرفته‌ ، در مزرعه‌ خود كشاورزى‌ مى‌كرد و مى‌فرمود : اگر در اين‌ حال‌ پروردگار خود را ملاقات‌ كنم‌ خوشوقت‌ خواهم‌ بود ، زيرا به‌ كد يمين‌ و عرق‌ جبين‌ آذوقه‌ و معيشت‌ خود و خانواده‌ام‌ را تأمين‌ مى‌نمايم‌ . ابن‌ خلكان‌ مى‌نويسد : امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) يكى‌ از ائمه‌ دوازده‌گانه‌ مذهب‌ اماميه‌ و از سادات‌ اهل‌ بيت‌ رسالت‌ است‌ . از اين‌ جهت‌ به‌ وى‌ صادق‌ مى‌گفتند كه‌ هر چه‌ مى‌گفت‌ راست‌ و درست‌ بود و فضيلت‌ او مشهورتر از آن‌ است‌ كه‌ گفته‌ شود . مالك‌ مى‌گويد : با حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) سفرى‌ به‌ حج‌ رفتم‌ ، چون‌ شترش‌ به‌ محل‌ احرام‌ رسيد ، امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) حالش‌ تغيير كرد ، نزديك‌ بود از مركب‌ بيفتد و هر چه‌ مى‌خواست‌ لبيك‌ بگويد ، صدا در گلويش‌ گير مى‌كرد . به‌ او گفتم‌ : اى‌ پسر پيغمبر ، ناچار بايد بگويى‌ لبيك‌ ، در جوابم‌ فرمود : چگونه‌ جسارت‌ كنم‌ و بگويم‌ لبيك‌ ، مى‌ترسم‌ خداوند در جوابم‌ بگويد : لا لبيك‌ ولا سعديك‌ .


  14. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,588
    حضور
    63 روز 5 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33487



    داروی حکیمانه امام ششم در عصر پیچیدگی‌ها

    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام


    در میان امامان معصوم علیهم ‌السلام، عصر امام ششم حضرت صادق علیه ‌السلام منحصر بفرد بوده و شرایط اجتماعی و فرهنگی عصر آن حضرت در زمان هیچ یك از امامان وجود نداشته است، زیرا آن دوره از نظر سیاسی، دوره ضعف و تزلزل حكومت بنی امیه و فزونی قدرت بنی عباس بود و این دو گروه مدتی در حال كشمكش و مبارزه با یكدیگر بودند.

    یک امپراطوری نابسامان

    بنی امیه در سالیان آخر زندگی امام باقر علیه‌ السلام و نیز سالهای آغاز امامت فرزندش امام صادق علیه السلام یكی از پرماجراترین فصول خود را می ‌گذرانید، قدرت نمائی های نظامی در مرزهای شمال شرقی "تركستان و خراسان" و شمال "آسیای صغیر و آذربایجان" و مغرب "افریقا و اندلس و اروپا" و از سوئی شورشهای پی در پی در نواحی عراق عرب و خراسان و شمال افریقا و هم چنین وضع نابسامان و پریشان ملی، حالت عجیبی به كشور گسترده مسلمان نشین داده بود.
    در داخل امت كشمكش ‌های سیاسی و مذهبی شدید سبب شد که امت فرصت نیابد تا واقعیت اسلام را دریابد یا آن را زنده نگاه دارد. از دیدگاه نظری و عملی در افكار و روش مردم، عقیده ‌ای واضح و دارای خطوط كلی وجود نداشت و آن نتیجه گسترش حکومت عباسیان بود كه مردم را در فساد و تباهی غرق كرده بودند و این كار با تزویر و از طریق جعل حدیث و فتوی به رای، و دلیر نمودن غالیان و صوفیان بود، و نتیجه این شد كه مبادی فاسد پدید می‌ آمد.
    بر این همه، باید مهم‌ترین ضایعه فكری و معنوی عالم اسلام یعنی "شهادت امام باقر علیه ‌السلام" را افزود، كه شیعیان را داغدار نمود.
    در واقع امام صادق علیه ‌السلام با دو گونه انحراف مواجه بود: انحراف در سطح سیاسی كه در دولت وقت مجسم شده بود و انحراف فکری خطرناكی كه در امت بود.
    در این فضای مسموم و تاریك و در این روزگار پربلا و دشوار بود كه امام صادق علیه السلام، بار امانت الهی را بردوش كشید و به راستی چه ضروری و حیاتی است بار امانت، با آن مفهوم مترقی كه در فرهنگ شیعی شناخته شده است.
    امام از در دست گرفتن حكومت خودداری فرمود و این كار را به وقتی موكول كرد كه نقش دگرگون‌ سازی امت را ایفا كند و در مجرای افكار تاثیر گذارد و در رویدادهای مهمِ نفوذ كند و انحراف‌های گوناگونی را كه واقعیت سیاسی و اجتماعی به وجود آورده بود تصحیح نماید

    امام صادق علیه ‌السلام ناچار بود با همه‌ آن تناقضات و امواج منحرف و مخالف كه امت در شرایط و اوضاع آن می ‌زیست و هستی اسلام را تهدید می ‌كرد روبرو گردد. اینك پرسش ما این است كه امام ما چگونه همه‌ آن اوضاع و شرایط را كه به كمال پیچیدگی رسیده بود درمان فرمود؟

    سازماندهی سپاه عقیدتی

    امام صادق علیه ‌السلام که واقعیت امت را از لحاظ فكری و عملی می شناخت، قیام مسلحانه و فوری را برای برپا داشتن حكومت اسلامی كافی ندید. چراکه، برپاداشتن حكومت و نفوذ آن در امت، به مجرد آماده كردن قوا برای حمله‌ نظامی وابسته نبود. بلكه پیش از آن بایستی سپاهی عقیدتی تهیه می ‌شد كه به امام و عصمت او ایمان مطلق داشته باشد و هدف‌های بزرگ او را ادراك كند و در زمینه‌ حكومت، از برنامه او پشتیبانی كرده و در مقابل گردبادهای حوادث، ایستادگی به خرج دهند و دست آوردهایی را كه برای امت حاصل می ‌گردید پاسبانی نماید.
    گفتگوی امام صادق علیه ‌السلام با یكی از اصحاب خود مضمون گفته‌ ما را آشكار می ‌سازد. از سدیر صیرفی روایت است كه گفت: «بر امام وارد شدم و گفتم خدای را چه نشسته ‌ای. فرمود: ای سدیر چه اتفاق افتاده است؟ گفتم: از فراوانی دوستان و شیعیان و یارانت سخن می ‌گویم. فرمود: فكر می ‌كنی چند تن باشند؟ گفتم: یكصدهزار. فرمود: یكصدهزار؟ گفتم: آری و شاید دویست هزار. فرمود: دویست هزار؟ گفتم: آری و شاید نیمی از جهان. صیرفی سخن را چنین ادامه داد كه: آن گاه خاموش گردید. و چون همراه با صیرفی به سوی «ینبع» رفتند و امام به گله بزها نگریست او را فرمود: ای سریر، اگر شیعیان ما به تعداد این بزها رسیده بودند بر جای نمی‌ نشستم» (كافی: 2/242)
    از این احادیث چنین نتیجه می‌گیریم كه رای امام صادق علیه ‌السلام این بود كه از نظر شخصی و در صورت كلی از عهده ‌دار شدن مبارزه‌ جویی سیاسی منصرف گردد تا در داخل امت دست به سازماندهی زند و پایگاه‌ های مردمی آگاه را در آنجا بنیان گذارده و پیشتازان با ایمان فراهم آورد تا برای اقامه حكم الهی در روی زمین، یا دست كم به منظور ابقای اساس‌های نظری كه نمودارهای آن نزد امت محفوظ بود با ایمان حركت كند و راه را ادامه دهد.
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام


    استراتژی منحصربفرد

    بر اساس این حقیقت، امام صادق علیه ‌السلام به فعالیت‌های جنبشی و تشکیل پایگاه ‌های مردمی آگاه، از طریق توجیه عواطف و نیز ایجاد قدرت معنوی به ملت، مبادرت فرمود تا امت اسلامی از نظر آگاهی به سطحی برسد كه هدف اسلام ایجاب می‌ كند.
    روش امام ششم با كوشش علمی خستگی ناپذیر در زمینه های فكری اسلامی و تعمیق مبادی آن شكل گرفت. اقدام مستقیم امام از این جنبه به این شكل خلاصه می ‌گردد که آن حضرت در عصر خود بزرگترین آموزشگاه اسلامی را گشود و یثرب را كه سرای هجرت بود و مهبط وحی، مركز آموزشگاه خود قرار داد و مسجد پیامبر صلی الله علیه وآله را محل تدریس خویش كرد، بطوری كه همه فنون در آن تدریس می ‌شد، كه بزرگان فقها و متفكران عظیم از آن بیرون آمدند، و پس از او، از شاگردان مكتب ایشان، ثروتی فرهنگی برای امت بر جای ماند. امام مفاهیم عقیدتی و احكام شریعت را منتشر ساخت و آگاهی علمی را پراكند و توده‌ های عظیم دانشمندان را به منظور بر پای داشتن آموزش مسلمانان مجهز كرد.
    حركت علمی او آن سان گسترش یافت كه سراسر مناطق اسلامی را در برگرفت و شهرت او در همه شهرها پیچید. جاحظ در مورد امام گوید: «امام صادق علیه ‌السلام چشمه‌ های دانش و حكمت را در روی زمین شكافت و برای مردم درهایی از دانش گشود كه پیش از او معهود نبود و جهان از دانش وی سرشار گردید».(رسائل جاحظ : 106)
    البته فعالیت وی آن حضرت آشكارا بود، چراکه از یک سوی، انتقال قدرت كه پس از زوال حكومت بنی ‌امیه مستقیما روی داده بود، امام را از خشم و حمله‌ فرمانروایان و مراقبت شدید آنان در امنگاه نگاه داشت، و از سوی دیگر، روی آوردن مسلمانان به فقیهان و دانشمندان برای شناختن قانون اسلامی در حل مشكلات فردی و اجتماعی آنان، امام را از فشارهای دولت مصون می ‌داشت. این عوامل، امام را یاری می ‌كرد تا كار خود را با روش علنی ادامه دهد بی ‌آنكه فعالیت آشكار خود را با عمل سیاسی بی‌ پرده همراه كند.
    برپاداشتن حكومت و نفوذ آن در امت، به مجرد آماده كردن قوا برای حمله‌ نظامی وابسته نبود. بلكه پیش از آن بایستی سپاهی عقیدتی تهیه می ‌شد كه به امام و عصمت او ایمان مطلق داشته باشد و هدف‌های بزرگ او را ادراك كند و در زمینه‌ حكومت، از برنامه او پشتیبانی كرده و در مقابل گردبادهای حوادث، ایستادگی به خرج دهند و دست آوردهایی را كه برای امت حاصل می ‌گردید پاسبانی نماید

    دگرگون‌ سازی امت

    هدف امام در پشت روش علنی و ظهور فعالیت علمی، و ایستادگی در برابر امواج كفرآمیز و شبهه ‌های گمراه كننده‌ آن، از جمله گروه‌ های «غلات» و «زندیقان» و «جاعلان حدیث»، «متصوفه» و...، سه امر مهم بود:
    1. برای تشریع اسلامی قاعده ‌ای استوار و برای عقیده‌ اسلامی تمركزی نیرومند بنا كند و استمرار و بقای اسلام را در میان امواج گوناگون تضمین فرماید.
    2. مفاهیم خطا و احادیث جعلی را اصلاح كند.
    3. مرجعیت خود را از جنبه‌ علمی تمركز دهد و امامت خود را از این جنبه فریضه سازد. آن سان كه بزرگان علمای سایر مذاهب اسلامی جز اعتراف به برتری و مرجعیت او كاری نتوانند كرد.
    امام از در دست گرفتن حكومت خودداری فرمود و این كار را به وقتی موكول كرد كه نقش دگرگون‌ سازی امت را ایفا كند و در مجرای افكار تاثیر گذارد و در رویدادهای مهمِ نفوذ كند و انحراف‌های گوناگونی را كه واقعیت سیاسی و اجتماعی به وجود آورده بود تصحیح نماید. آن گاه در داخل امت عهده‌ دار تجدید بنا شود و امت را آماده سازد تا در سطحی درآید كه بتواند حكومتی را كه خود می‌ خواهد، به وجود آورد.
    از این جا بود كه امام صادق علیه ‌السلام و پیش از او پدران بزرگوارش در معرض پی‌ جویی و مراقبت و شكنجه بودند و اگر امام با خِرد و حكمت و حُسن رفتار خود از دست حکومت رها نشده بود، بارها پیش آمده بود كه منصور خلیفه نزدیك بود، آن حضرت را از سخت ‌ترین راه صدمه رساند.

  15. صلوات


  16. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,588
    حضور
    63 روز 5 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33487



    آورده اند که ...

    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام
    بر صاحبان خرد، پوشیده نیست كه طبع انسانى را به داستان و سرگذشت دیگران رغبتى بسزاست. از این غریزه مى توان براى عبرت گرفتن و بیدار شدن دلها از خواب غفلت نهایت استفاده را نمود و بدون اینكه به تحریف و جعل داستانهاى دروغى احتیاجى باشد از سرگذشت پیشینیان و دیگران اندرز گرفت، چنانکه خالق یکتا در کتاب آسمانی خود به آن توصیه می فرماید: « لَقَدْ كانَ فى قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِاُولىِ اْلاَلْبابِ »(1).

    ارواح پنجگانه

    مفضل بن عمر، یكى از شاگردان برجسته امام صادق علیه السلام مى گوید: از آن حضرت پرسیدم : با اینكه امام (معصوم) در میان اطاقى است كه پرده اش آویخته است، چگونه به آنچه در اطراف سراسر زمین است، آگاهى دارد؟
    امام صادق علیه السلام : خداوند «پنج روح» را در پیامبر صلی الله علیه وآله قرار داد كه عبارتند از:
    روح زندگى ؛ كه بوسیله آن بجنبد و حركت كند.
    روح قوه ؛ كه به وسیله آن قیام و كوشش كند.
    روح تمایلات نفسانى ؛ كه به وسیله آن بخورد و بیاشامد و با همسران خود آمیزش نماید.
    روح ایمان ؛ كه به وسیله آن، ایمان بیاورد و به عدالت رفتار كند.
    روح القدس ؛ كه به وسیله آن مسئولیت مقام نبوت را به عهده بگیرد و اجرا نماید.
    سپس فرمود: هنگامى كه پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله رحلت فرمود، روح القدس، از وجود او، به امام (جانشین او) انتقال یابد... « و روح القدس كان یرى به »: و با روح القدس، همه چیز دیده و دریافت مى شود. (2)
    هنگامى كه پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله رحلت فرمود، روح القدس، از وجود او، به امام (جانشین او) انتقال یابد... « و روح القدس كان یرى به »: و با روح القدس، همه چیز دیده و دریافت مى شود

    افشای اسراری که سر به باد می دهد

    حفص تمّار حكایت می كند که در بحبوحه آن روزهائى كه مُعلّى بن خُنیس كه یكى از راویان حدیث و از اصحاب امام جعفر صادق علیه السلام بود را به دار آویخته و كشته بودند، به محضر مبارك امام صادق علیه السلام شرف حضور یافتم .
    حضرت فرمود: ما مُعلّى را به چیزى دستور دادیم و او مخالفت كرد، سرپیچى از دستور، سبب قتل او گردید. عرض كردم : یاابن رسول اللّه ! آن سرّى كه او آشكار كرد، چه بود؟
    حضرت فرمود: روزى او را غمگین و ناراحت دیدم ، پرسیدم : تو را چه شده است ، كه این چنین غمگین مى باشى ؟
    مثل این كه آرزوى دیدار خانواده و فرزندانت را دارى ؟
    مُعلّى پاسخ داد: بلى .
    به او گفتم : جلو بیا؛ و همین كه او نزدیك من آمد، دستى بر صورتش كشیدم و گفتم : هم اكنون كجائى و چه مى بینى ؟
    جواب داد: در خانه خود، كنار همسر و فرزندانم مى باشم . آن گاه من او را به حال خود رها كردم تا لحظاتى در كنار خانواده اش باشد، جائى كه حتّى از همسر خود نیز كامى برگرفت.
    پس از آن، به او گفتم : جلو بیا؛ و چون جلو آمد، دستى بر صورتش كشیدم و گفتم : الآن كجا و در چه حالى هستى؟
    گفت: در مدینه، در منزل شما و كنار شما مى باشم .
    سپس به او گفتم: اى معلّى ! ما داراى این اسرار هستیم، هر كه اسرار ما را نگهدارى كند و مخفى دارد، خداوند دین و دنیاى او را در أمان دارد. اى معلّى ! موضوعى را كه امروز مشاهده كردى، فاش مگردان وگرنه موجب هلاكت خویش ، خواهى شد. اى معلّى ! متوجّه باش كتمان اسرار ما موجب عزّت و سعادت دنیا و آخرت مى باشد؛ و هر كه اسرار ما را افشاء نماید، به وسیله آهن (یعنى شمشیر و تیر) و یا در زندان نابود خواهد شد.
    بعد از آن حضرت فرمود: و چون معلّى بن خُنیس نسبت به سخنان من بى اهمّیت بود و اسرار ما را براى مخالفین بازگو كرد، همین بى توجّهیش ‍ موجب هلاكتش گردید.(3)
    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام
    یارِ راستین


    شخصى به نام سهل به امام صادق علیه السلام عرض كرد: چرا نشسته اى با این كه صد هزار شمشیر زن یار و یاور دارى؟ امام صادق علیه السلام دستور داد در تنور خانه آتش افروختند. آن گاه به سهل فرمود: به درون آتش ‍ تنور برو و در آتش بنشین .
    سهل عرض كرد: اى آقاى من! مرا در آتش نسوزان، مرا رها كن تا من نیز حرفم را پس بگیرم. امام علیه السلام فرمود: تو را رها ساختم.
    در همین هنگام هارون مكى كه یكى از یاران راستین امام صادق علیه السلام بود، وارد شد. امام علیه السلام به او فرمود: برو در درون آتش تنور بنشین. او بى درنگ رفت و در درون آتش نشست. امام صادق علیه السلام درباره اوضاع خراسان با سهل به گفت و گو پرداخت، به گونه اى كه گویا در خراسان بوده و همه اوضاع آن جا را از نزدیك دیده است. سپس به سهل خراسانى فرمود: برخیز و ببین چه كسى در میان تنور آتش است.
    او برخاست و كنار تنور آمد دید هارون مكى چهار زانو در میان آتش نشسته است. امام علیه السلام به سهل فرمود: در خراسان چند نفر مانند این شخص هست؟ سهل گفت سوگند به خدا حتى یك نفر مثل این شخص نیست. امام صادق علیه السلام فرمود: من خروج و قیام نمى كنم در زمانى كه (حتى) پنج نفر یار راستین براى ما پیدا نشود ما به وقت قیام آگاه تر هستیم. (4)

    مسخ شدن بی ایمان به سگ

    علی بن حمزه می گوید: با جمعی در حضور جعفر بن محمد (امام صادق علیه السلام) عازم بیت الله الحرام بودیم. پس از مدتی راهپیمایی خسته و ناتوان در زیر درخت خشك و بی ‏برگی برای استراحت نشستیم. ناگاه لب‏های مبارك جعفر بن محمد علیهماالسلام به حركت درآمد و مشغول دعاهایی شد كه ما مضمون آن را درك نمی كردیم، سپس اشاره به درخت نمود و فرمود: «ای درخت! ما را از روزی‏ ای كه خدا در تو قرار داده است بهره‏ مند ساز.»
    اى معلّى ! ما داراى این اسرار هستیم، هر كه اسرار ما را نگهدارى كند و مخفى دارد، خداوند دین و دنیاى او را در أمان دارد. اى معلّى ! موضوعى را كه امروز مشاهده كردى، فاش مگردان وگرنه موجب هلاكت خویش ، خواهى شد. اى معلّى ! متوجّه باش كتمان اسرار ما موجب عزّت و سعادت دنیا و آخرت مى باشد؛ و هر كه اسرار ما را افشاء نماید، به وسیله آهن (یعنى شمشیر و تیر) و یا در زندان نابود خواهد شد

    ناگاه درخت به سوی حضرتش متمایل شد و برگ‏هایش سبز شد و رطب تازه به بار آورد!
    جعفر بن محمد علیهماالسلام خطاب به همسفرانش فرمود: «با نام خدا از میوه‏های این درخت میل كنید.»
    پس همگی از آن تناول نموده و آن رطب ‏ها را بهترین آنها یافتیم. در این میان جملگی از حضرت تشكر كردیم و دانستیم كه خداوند به بركت آن امام معصوم درخت خشك را سرسبز و بارور نموده است، ولی یك نفر عرب، این كار را سحر و جادوگری خواند و گفت: تاكنون چنین سحر بزرگی را ندیده بودم!
    جعفر بن محمد علیهماالسلام با زبان نرم و لحنی مهربان به او گفت:
    « ای عرب! این كار ما سحر نیست، بلكه خداوند، دعای ما را مستجاب می كند» ، ولی آن مرد لجوج هم‏چنان در امامت و كرامت روشن امام تشكیك و اظهار بی ‏ادبی می كرد.
    حضرت فرمودند: «ای عرب! ما اگر از خداوند بخواهیم كه تو را مسخ نموده و به صورت دیگری درآورد، اجابت می شود!»
    مرد عرب گفت: اگر راست می گویی این كار را بكن.
    پس جعفر بن محمد علیهماالسلام اراده‏ای فرمود و خداوند آن عرب را بی‏درنگ به صورت سگ ممثل نمود!
    راوی گوید: من به دستور امام آن عرب مسخ شده را تعقیب كردم و دیدم او را كه به سوی خانه ‏اش برگشت و بچه‏هایش را دیدم كه چگونه او را با چوب و سنگ می زدند و از خانه ‏اش بیرون می كردند!! او كه همچون سگ شده بود، زوزه می كشید و پارس می كرد و عاقبت به كنار حضرت جعفر بن محمد علیهماالسلام آمد و به عنوان استرحام و عذرخواهی اشك می ریخت و خودش را در خاك‏ها می غلتاند، تا آنكه آن امام مهربان دست به دعا بلند كرد و خداوند توانا، وی را به صورت اول باز گردانید!
    آنگاه امام جعفر بن محمد علیهماالسلام فرمود: «آیا ایمان آوردی؟»
    او گفت: بلی، بلی یابن رسول الله! هزار بار ایمان آوردم. (5)

    پی نوشت:
    1) یوسف: 11
    2) اصول كافى، ج 1، باب فیه ذكر ارواح التى فى الائمة، ح 3
    3) اختصاص شیخ مفید: 321، رجال كشّى: 240، بحارالانوار: 47/87، مستدرك الوسائل: 12/297
    4) سفینه البحار: 2/714
    5) الخرایج و الجرایح: 296

  17. صلوات


  18. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,588
    حضور
    63 روز 5 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33487



    ارث مادر

    •◆۩ غریب کوچه های غم  ۩◆•ویژه نامه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام
    خونین دلی که با تو ستمگر به سر بَرَد
    سر می برد، ولیک به خونِ جگر برد
    آن جا که هیچ لب به حمایت نگشت باز
    مظلوم، داوری به برِ دادگر برد
    بر خانه ام اگر زدی آتش مرا چه باک
    این گونه ارث مادر خود را پسر برد
    مزدور خویش را ز چه گفتی که نیمه شب
    از نزد چند کودک لرزان پدر برد
    کردند دست خویش به سوی خدا بلند
    تا بابشان ز دست عدو جان به در برد
    دیگر امید آمدن من کسی نداشت
    یک تن نبود در بر آنان خبر برد
    ای دادگر! خدای غیور، این روا مدار


  19. صلوات


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود