جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سلیمان بن مهران الاعمش یا اسماعیل بن عبدالله الاعمش ؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    43
    حضور
    22 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    42

    سلیمان بن مهران الاعمش یا اسماعیل بن عبدالله الاعمش ؟




    سلام
    جناب کرباسی درباره اسماعیل بن عبدالله الاعمش می نویسد:
    "المراد بالاعمش هنا هو سلیمان بن مهران"
    الخراسانی الکرباسی، محمد جعفر بن محمد طاهر (متوفای 1175ه.ق) اکلیل المنهج فی تحقیق المطلب، صفحه 57، تحقیق: السید جعفر الحسینی الاشکوری، نشر دارالحدیث، چاپ سال 1425ه.ق

    و

    جناب مازندرانی درباره سلیمان بن مهران الاعمش می نویسد:
    "یروی عنه ابن ابی عمیر"
    المازندرانی، محمد بن اسماعیل (متوفای 1216ه.ق) منتهی المقال فی احوال الرجال، جلد 3، صفحه 404، تحقیق: موسسه آل البیت، نشر موسسه آل البیت، چاپ سال 1416ه.ق

    در حالی که شیخ طوسی اسماعیل بن عبدالله الاعمش را استاد ابن ابی عمیر می داند نه سلیمان بن مهران الاعمش را:
    "اسماعیل بن عبدالله الاعمش الکوفی روی عنه ابن ابی عمیر"
    الطوسی، محمد بن الحسن (متوفای 460ه.ق) الابواب، صفحه 160، تحقیق: جواد القیومی الاصفهانی، نشر موسسة النشر الاسلامی، چاپ سال 1415ه.ق

    ******

    حال سوال اینجاست که جناب کرباسی و مازندرانی چطور به این نتیجه رسیده اند که اسماعیل بن عبدالله الاعمش همان سلیمان بن مهران الاعمش است؟ (در نرم افزار درایة النور نیز در شاگردان سلیمان بن مهران الاعمش نامی از ابن ابی عمیر به چشم نمی خورد)

    با تشکر


  2. صلوات


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,545
    حضور
    175 روز 7 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58331



    با نام و یاد دوست






    سلیمان بن مهران الاعمش یا اسماعیل بن عبدالله الاعمش ؟








    کارشناس بحث: استاد مجید


  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    علاقه
    تحقیقات در زمینه ی معارف اسلامی
    نوشته
    2,166
    حضور
    29 روز 7 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    9019



    نقل قول نوشته اصلی توسط hosein-110 نمایش پست ها
    سلام
    حال سوال اینجاست که جناب کرباسی و مازندرانی چطور به این نتیجه رسیده اند که اسماعیل بن عبدالله الاعمش همان سلیمان بن مهران الاعمش است؟ (در نرم افزار درایة النور نیز در شاگردان سلیمان بن مهران الاعمش نامی از ابن ابی عمیر به چشم نمی خورد)
    با تشکر
    با صلوات بر محمد و آل محمد
    وسلام وعرض ادب
    پرسش گر گرامی آن چه که در مورد اسماعیل بن عبد الله الاعمش در کتب رجالی آمده بود را خدمت شما ارسال می نمایم:
    1263 - إسماعيل الأعمش:
    = إسماعيل بن عبد الله الأعمش.
    ذكره البرقي في أصحاب الصادق ع.
    و ذكره الشيخ في رجاله بعنوان إسماعيل بن عبد الله الأعمش و يأتي.(معجم ‏رجال ‏الحديث ج : 3 ص95)
    1373 - إسماعيل بن عبد الله:
    الأعمش الكوفي، روى عنه ابن أبي عمير، من أصحاب الصادق ع.
    رجال الشيخ (101) و تقدم في إسماعيل الأعمش. (معجم‏ رجال‏ الحديث ج : 3 ص 152)
    این شخص در « رجال ‏البرقي، ص 28» فقط ذکر شده و توصیفی در مورد آن نیامده است.
    و در رجال شیخ طوسی آمده:« 1797 - 101 - إسماعيل بن عبد الله الأعمش
    الكوفي روى عنه ابن أبي عمير.»

    ویرایش توسط مجید : ۱۳۹۴/۰۵/۱۸ در ساعت ۱۷:۲۰
    سلیمان بن مهران الاعمش یا اسماعیل بن عبدالله الاعمش ؟

  7. صلوات


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    علاقه
    تحقیقات در زمینه ی معارف اسلامی
    نوشته
    2,166
    حضور
    29 روز 7 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    9019



    با صلوات بر محمد و آل محمد
    وسلام وعرض ادب
    پرسش گر گرامی آن چه که در مورد « سلیمان بن مهران الاعمش» در کتب رجالی آمده را خدمت شما ارسال می نمایم:
    اسم : سليمان بن مهران الأعمش‏
    تقويم : إمامي،ثقةعلى‏ التحقيق‏
    طبقة : الصادق عليه السلام(جخ)
    لقب : الأعمش(جخ) الأسدي‏ مولاهم(جخ) الكوفي(جخ)
    كنية : أبومحمد(جخ)
    روی عنه: جعفر بن عثمان الاحمسی الروسی، علی بن الحسن ابو الحسن العبدی، محمد بن خازم ابو معاویه الضریر.
    رجال‏ الطوسي/أصحاب‏ أبي‏ عبد.../باب‏ السين/215
    2834 - 72 - سليمان بن مهران أبو محمد
    الأسدي مولاهم الأعمش الكوفي.
    رجال‏ ابن‏ داود/الجزءالأول‏ من.../باب‏ السين‏ المهملة/177
    718 - سليمان بن مهران أبو محمد
    الأعمش الأسدي الكوفي مولاهم ق [جخ‏] مهمل‏.
    مرحوم خویی در مورد ایشان می فرمایند:
    5508 - سليمان بن مهران:
    = سليمان الأعمش.
    أبو محمد الأسدي، مولاهم، الأعمش الكوفي: من أصحاب الصادق ع، رجال الشيخ (72).
    و عده ابن شهرآشوب في (فصل في تواريخه و أحواله) من خواص أصحاب الصادق ع.
    المناقب: الجزء 4، باب إمامة أبي عبد الله جعفر بن محمد الصادق ع.
    و عده ابن داود في القسم الأول (الموثقين) (718).
    و لم يتعرض له العلامة في الخلاصة و اعترض عليه الشهيد الثاني في محكي تعليقته على قول العلامة في يحيى بن وثاب: كان مستقيما، ذكره الأعمش بما لفظه عجبا من المصنف ينقل عن الأعمش استقامة يحيى بن وثاب ثم لم يذكر الأعمش في كتابه أصلا، و لقد كان حريا بالذكر لاستقامته و فضله، و قد ذكره العامة في كتبهم و أثنوا عليه مع اعترافهم بتشيعه و غير المصنف من أصحابنا الذين صنفوا في الرجال تركوا ذكره (انتهى).
    أقول: الاعتراض على العلامة - قدس سره - في محله جدا، فإن الأعمش إذا كان يعتمد العلامة على قوله - و لذلك ذكر يحيى بن وثاب في القسم الأول - فلما ذا لم يذكر الأعمش نفسه، على أنا قد بينا أن العلامة يعتمد على قول كل شيعي لم يرد فيه جرح، و لا إشكال في أن تشيع الأعمش من المتسالم عليه بين الفريقين، و تدل عليه عدة روايات، منها: ما رواه الصدوق بسنده ع الأعمش، عن الصادق ع، في حديث شرائع الدين، قال: و من مسح على الخفين خالف الله و رسوله و كتابه و وضوؤه لم يتم و صلاته غير مجزئة الحديث، الخصال، أبواب المائة و ما فوقها خصال شرائع الدين، الحديث 9.
    لكن في سند الرواية مجاهيل و بما أن الأعمش لم يرد فيه جرح، فلا وجه لعدم ذكره.
    هذا مضافا إلى أنه يكفي في الاعتماد على روايته جلالته و عظمته عند الصادق ع، و لذلك كان من خواص أصحابه ع.
    و قد وقع في أسناد تفسير علي بن إبراهيم كما تقدم بعنوان سليمان الأعمش و قد التزم أن لا يروي فيه إلا عن الثقات.
    روى بعنوان سليمان بن مهران عن جعفر بن محمد ع و روى عنه أبو الحسن العبدي (القندي).
    الفقيه: الجزء 2، باب نكت في حج الأنبياء و المرسلين، الحديث 668.( معجم ‏رجال‏ الحديث ج : 8 ص 281)




    سلیمان بن مهران الاعمش یا اسماعیل بن عبدالله الاعمش ؟

  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    43
    حضور
    22 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    42



    نقل قول نوشته اصلی توسط مجید نمایش پست ها

    اینا رو که منم می دونستم. به نظرتون مطالبی که شما فرستادید جواب سوال من بود؟!

    سوال من اینه برادر:

    جناب کرباسی و مازندرانی چطور به این نتیجه رسیده اند که اسماعیل بن عبدالله الاعمش همان سلیمان بن مهران الاعمش است؟ (در نرم افزار درایة النور نیز در شاگردان سلیمان بن مهران الاعمش نامی از ابن ابی عمیر به چشم نمی خورد)



  11. #6

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    علاقه
    تحقیقات در زمینه ی معارف اسلامی
    نوشته
    2,166
    حضور
    29 روز 7 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    9019



    نقل قول نوشته اصلی توسط hosein-110 نمایش پست ها
    سلام
    جناب کرباسی درباره اسماعیل بن عبدالله الاعمش می نویسد:
    "المراد بالاعمش هنا هو سلیمان بن مهران"
    الخراسانی الکرباسی، محمد جعفر بن محمد طاهر (متوفای 1175ه.ق) اکلیل المنهج فی تحقیق المطلب، صفحه 57، تحقیق: السید جعفر الحسینی الاشکوری، نشر دارالحدیث، چاپ سال 1425ه.ق
    با صلوات بر محمد و آل محمد
    وعرض سلام وادب
    پرسشگر گرامی متن جناب محمد طاهر کرباسی در« اکلیل المنهج فی تحقیق المطلب» را خدمت شما ارسال می نمایم:
    قوله: (وروی عن الأعمش).
    سیأتی إن شاء الله تعالی إسماعیل بن عبد الله الأعمش من أصحاب الصادق (علیه السلام) روی عنه ابن أبی عمیر (2)، فالظاهر أنه هو، ویحتمل سلیمان بن مهران لکنه بعید، فتدبر " م د ".
    المراد بالأعمش
    هنا - وفی کل موضع یکون التعبیر بالأعمش بقول مطلق - هو سلیمان بن مهران،
    وکان مخالطا للعامه، من أصحابنا. ویدل علیه ما کتب المصنف علی سلیمان وفی ترجمه یحیی بن وثاب، والمصنف فیما یأتی عند قوله: (وما ذکره عن " کش "، فلم أجده فیه فی بابه) جعل الثالث مرسله لروایه الثانیه من جهه روایه ابن أبی عمیر، عن علی بن إسماعیل بن عمار، عن ابن مسکان، عن أبان بن تغلب، وإسماعیل بن عبد الله الأعمش یروی عنه ابن أبی عمیر، فکیف یروی أبان عن أعمش هذا؟! " جع ".

    نتیجه:
    اصل متن بخش قرمز رنگ است و برداشت شما ظاهرا اشتباه است، چون ایشان می فرمایند مراد به اعمش در این جا- و در هر موضعی که تعبیر به اعمش شود به صورت مطلق- آن جا منظور سلیمان بن مهران است.

    سلیمان بن مهران الاعمش یا اسماعیل بن عبدالله الاعمش ؟

  12. صلوات


  13. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    43
    حضور
    22 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    42



    نقل قول نوشته اصلی توسط مجید نمایش پست ها
    اصل متن بخش قرمز رنگ است و برداشت شما ظاهرا اشتباه است، چون ایشان می فرمایند مراد به اعمش در این جا- و در هر موضعی که تعبیر به اعمش شود به صورت مطلق- آن جا منظور سلیمان بن مهران است.
    مازندرانی چطور به این نتیجه رسیده که اسماعیل بن عبدالله الاعمش همان سلیمان بن مهران الاعمش است؟ (در نرم افزار درایة النور نیز در شاگردان سلیمان بن مهران الاعمش نامی از ابن ابی عمیر به چشم نمی خورد)

  14. #8

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    علاقه
    تحقیقات در زمینه ی معارف اسلامی
    نوشته
    2,166
    حضور
    29 روز 7 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    9019



    نقل قول نوشته اصلی توسط hosein-110 نمایش پست ها
    مازندرانی چطور به این نتیجه رسیده که اسماعیل بن عبدالله الاعمش همان سلیمان بن مهران الاعمش است؟ (در نرم افزار درایة النور نیز در شاگردان سلیمان بن مهران الاعمش نامی از ابن ابی عمیر به چشم نمی خورد)
    با صلوات بر محمد و آل محمد
    و با سلام وعرض ادب
    پرسشگر گرامی متن کتاب« منتهی المقال فی أحوال الرجال» ابی علی حائری محمدبن اسماعیل المازندرانی را خدمت شما ارسال می نمایم:
    1383- سلیمان بن مهران:
    أبو محمّد الأسدی، مولاهم، الأعمش، الکوفی، ق «6» د «7».
    و قال شه: أصحابنا المصنّفون فی الرجال ترکوا ذکره، و لقد کان حریّا لاستقامته و فضله، و قد ذکره العامّه فی کتبهم و أثنوا علیه مع اعترافهم
    _____________________________
    .(6) رجال الشیخ: 206/ 72.
    (7) رجال ابن داود: 106/ 729.

    بتشیّعه «1» رحمه اللّه «2».
    و فی تعق: یظهر من روایاته کونه شیعیّا منقطعا إلیهم مخلصا، مع کونه فاضلا نبیلا، و سیجی ء فی یحیی بن وثّاب عن صه ما یشیر إلیه «3». و ربما یذکر له مذهب و رأی خاص فی الفقه، لکن بعد وضوح تشیّعه لا یضر.
    و یروی عنه ابن أبی عمیر.
    أقول: قول شه: ترکوا ذکره، لعلّه بالمدح، و إلّا فقد رأیت ذکره فی ق (و د نقلا عن ق) «4».
    و فی الرواشح: الأعمش الکوفی المشهور، ذکره الشیخ فی کتاب الرجال فی ق، و هو أبو محمّد سلیمان بن مهران الأزدی مولاهم، معروف بالفضل و الثقه و الجلاله و التشیّع و الاستقامه، و العامّه أیضا مثنون علیه مطبقون علی فضله و ثقته مقرّون «5» بجلالته مع اعترافهم بتشیّعه. ثمّ قال: له ألف و ثلاثمائه حدیث. مات سنه ثمان و أربعین و مائه عن ثمان و ثمانین سنه «6» «7»، انتهی.
    أقول: بل الحدیث المشهور المروی فی کتب الخاصّه و العامّه أنّه سأله المنصور: کم تحفظ من الحدیث فی فضائل علی علیه السّلام؟ قال له: عشره آلاف حدیث. و فی بعض الروایات علی بعض النسخ ثمّ قال: أو
    ______________________________
    (1) تأریخ بغداد 9: 3/ 4611، تهذیب الکمال 12: 87/ 2570.
    (2) تعلیقه الشهید الثانی علی الخلاصه: 86 فی ترجمه یحیی بن وثّاب.
    (3) الخلاصه: 181/ 1.
    (4) ما بین القوسین لم یرد فی نسخه «ش».
    (5) فی نسخه «ش»: یقرون.
    (6) الرواشح السماویّه: 78، الراشحه الثانیه و العشرون.
    (7) تعلیقه الوحید البهبهانی: 174.
    منتهی المقال فی أحوال الرجال، ج 3، ص: 405
    ألف حدیث، فقال له المنصور: بل عشره آلاف کما قلت أوّلا «1»، فتأمّل.
    و فی الوجیزه: ممدوح «2».
    و فی البحار: عن الحسن بن سعید النخعی، عن شریک بن عبد اللّه القاضی «3» قال: حضرت الأعمش فی علّته التی قبض فیها، فبینا أنا عنده إذ دخل علیه ابن شبرمه و ابن أبی لیلی و أبو حنیفه، فسألوه عن حاله، فذکر ضعفا شدیدا و ذکر ما یتخوّف من خطیئاته، و أدرکته رنّه «4» فبکی، فأقبل أبو حنیفه فقال: یا أبا محمّد اتّقاللّه و انظر لنفسک فإنّک فی آخر یوم من أیام الدنیا و أوّل یوم من أیام الآخره، و قد کنت تحدّث فی علی بن أبی طالب بأحادیث لو رجعت عنها کان خیرا لک، قال الأعمش: مثل ماذا یا نعمان؟
    قال: مثل حدیث عبایه أنا قسیم النار، قال: أو لمثلی تقول یا یهودی؟! اقعدونی سنّدونی: حدّثنی- و الذی إلیه مصیری- موسی بن طریف و لم أر أسدیا کان خیرا منه قال: سمعت عبایه بن ربعی إمام الحی قال: سمعت علیّا أمیر المؤمنین یقول: أنا قسیم النار أقول: هذا ولیّی دعیه و هذا عدوّی خذیه.
    و حدّثنی أبو المتوکّل الناجی فی إمره الحجّاج و کان یشتم علیّا شتما مفظعا «5» - یعنی الحجّاج لعنه اللّه- عن أبی سعید الخدری رضی اللّه عنه قال: قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله: إذا کان یوم القیامه یأمر اللّه عزّ و جلّ فأقعد أنا و علی علی الصراط و یقال لنا: أدخلا الجنّه من آمن بی و أحبّکما
    ______________________________
    (1) أمالی الصدوق: 353/ 2.
    (2) الوجیزه: 222/ 851.
    (3) فی نسخه «م»: ابن القاضی.
    (4) فی نسخه «ش»: رقه.
    (5) فی المصدر: مقذعا.
    منتهی المقال فی أحوال الرجال، ج 3، ص: 406
    و أدخلا النار من کفر بی و أبغضکما. قال أبو سعید: قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله: ما آمن باللّه من لم یؤمن بی، و لم یؤمن بی من لم یتول- أو قال:
    لم یحب- علیّا، و تلا أَلْقِیٰا فِی جَهَنَّمَ کُلَّ کَفّٰارٍ عَنِیدٍ «1».
    قال: فجعل أبو حنیفه إزاره علی رأسه و قال: قوموا بنا لا یجیئنا أبو محمّد بأطمّ من هذا.
    قال الحسن بن سعید: قال لی شریک بن عبد اللّه: فما أمسی- یعنی الأعمش- حتّی فارق الدنیا رحمه اللّه «2»، انتهی.
    و هو فی جلالته و حسن خاتمته فی الظهور «3» کالنور علی شاهق الطور.
    بنابر این در این جا هم اسمی از « اسماعیل بن عبد الله الاعمش » نیست که بخواهیم بگوییم مازندرانی گفته سلیمان بن مهران الاعمش همان اسماعیل بن عبد الله الا عمش باشد.
    حتی اشاره می نماید که؛
    الأعمش الکوفی المشهور،همان أبو محمّد سلیمان بن مهران الأزدی می باشد.



    سلیمان بن مهران الاعمش یا اسماعیل بن عبدالله الاعمش ؟

  15. صلوات


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود