جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: زمینه های شکل گیری جنگ صفین

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,648
    حضور
    63 روز 9 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33592

    راهنما زمینه های شکل گیری جنگ صفین




    زمینه های شکل گیری جنگ صفین



    جنگ صفین دومین جنگی است که در مدت کوتاه چهار سال و نه ماه و چند روزی که جامعه اسلامی توفیق داشت تا شخص بزرگواری را چون امیر المومنین علیه السلام بر آن حکمرانی کند رخ داد، جنگی که مدتی پس از جنگ جمل رخ داد.
    در جنگ صفین معاویه دشمن بی چون و چرای اسلام در مقابل امیرالمومنین علیه السلام به جنگ پرداخت.
    اگر بخواهیم زمینه های شکل گیری جنگ صفین را در مطلبی بگنجانیم باید به موارد زیر اشاره کنیم:

    1- قدرت طلبی بنی امیه از قدیم الایام
    بنی امیه قبیله ای بود که حتی قبل از زمان بعثت پیامبر اسلام صلی الله و علیه وآله هم به دنبال سلطه همه جانبه بر شبه جزیره عربستان بود.
    با مبعوث شدن حضرت رسول صلی الله و علیه وآله اتفاقی در شبه جزیره عربستان رخ داد و آن این بود که همه قبایل باید زیر یک پرچم آن هم اسلام می رفتند. بنابر این، این نکته سبب شد تا بنی امیه به طمع بزرگی بیفتد که از راه اسلام بتواند پرچم حکومت بر قبایل عرب را در دست گیرد و سلطه افکنی کند و در این میان اسلام را فرصت مناسبی برای این کار در نظر گرفتند.
    امیرالمومنین علیه السلام در جنگ های زمان پیامبر صلی الله و علیه وآله مانند جنگ بدر بسیاری از بزرگان آنها را کشته بود. بنابراین آنها علت کشته شدن اقوام خود را امیرالمومنین علیه السلام می دانستند

    2. ضدیت بنی امیه با اسلام و پیامبر ازهمان زمان پیامبر
    شاید کمتر کسی معتقد باشد که ابوسفیان از روی اعتقاد قلبی اسلام آورده باشد. پسر او هم (معاویه) نه تنها هیچ گاه به اسلام واقعی اعتقاد پیدا نکرد، بلکه کینه اسلام و پیامبر را همیشه در قلب خود داشت.
    خبری از قول مغیرة بن شعبه می باشد که در کتاب شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید آمده است: مغیرة ابن شعبه از زیرکان عرب بود و جزو جاسوسان اموی محسوب می شد و به معاویه در کارها مشورت می داد.
    پسر مغیرة ابن شعبه می گوید که "پدرم مرتب نزد معاویه می رفت و از زیرکی معاویه برای ما سخن ها می گفت. شبی از شب ها دیدم که پدرم به شدت ناراحت و اندوهگین بود.
    من علت ناراحتی او را جویا شدم پدرم به من گفت که من از نزد بدترین انسان ها آمدم. پرسیدم چه طور؟ گفت امشب بین من و معاویه سخنانی رد و بدل شد من به او گفتم که بنی هاشم از خویشاوندان تو هستند اکنون که بر زمامداری مسلط شده ای و قدرت یافته ای، کمی با آنها مدارا کن (این قضیه بعد از صلح امام حسن مجتبی علیه السلام رخ داده است).
    معاویه گفت: هرگز. ابوبکر به خلافت رسید و آن خدمات را انجام داد اما سخنی از او در میان نیست. عمر به خلافت رسید و آن همه خدمت کرد! اما یادی از او نمی شود. عثمان به خلافت رسید و آن همه زحمت کشید ولی با او چه کردند؟ اما این مرد (تعبیر زشتی را در خطاب به پیامبر به کار برد) هر روز در موذّن ها نام او را می برند و من تا این نام را دفن نکنم از کار فرو نمی مانم ."
    کسی که چنین کینه ای از پیامبر صلی الله و علیه وآله و اسلام داشته است مشخص است که هیچ گاه به آنها و دستورات آنها ذره ای اعتقاد نداشته است.
    3. کینه و دشمنی بنی امیه با امیرالمومنین علیه السلام
    بزرگان قبیله بنی امیه از زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله کینه و بغض علی علیه السلام را در دل خود داشتند.
    امیرالمومنین علیه السلام در جنگ های زمان پیامبر صلی الله و علیه وآله مانند جنگ بدر بسیاری از بزرگان آنها را کشته بود. بنابراین آنها علت کشته شدن اقوام خود را امیرالمومنین علیه السلام می دانستند.
    جد و برادر و دایی معاویه در جنگ بدر توسط امام علی علیه السلام کشته شده بودند. هفتاد نفر از بزرگان بنی امیه به دست پر توان امیرالمومنین علیه السلام کشته شده بودند بنابراین کینه قلبی آنها با حضرت علی علیه السلام دلیل مهمی بود که بخواهند در مقابل او بایستند و با او جنگ کنند.
    عبدالله ابن عباس در این خصوص به حضرت می گفت در ابتدای حکومت خود معاویه را عزل نکنید، فرصت دهید تا پایه های حکومتتان مستحکم شود و سپس نسبت به عزل او اقدام کنید اما امیرالمومنین علیه السلام در این کار در خود هیچ تردیدی راه ندادند.
    حضرت علی علیه السلام از ابن عباس سوال کردند که آیا تو ضمانت می دهی که من تا آن وقت که معاویه را عزل کنم زنده بمانم و بتوانم خلاف های او را پاک کنم

    4. مخالفت امیرالمومنین علیه السلام با معاویه و کارگزاری او از ابتدای حکومتش
    معاویه از زمان حکومت خلیفه دوم و بر طبق زد و بندهای سقیفه، کارگزار او در شام شده بود و پس از آنکه حضرت علی علیه السلام به خلافت مسلمین رسید، در بر کناری معاویه تردید نکرد و نامه های متعددی را به بر کناری او از شام نوشت و به نزد او فرستاد. در حالی که افرادی مانند عبدالله ابن عباس مخالف نظر امیرالمومنین علیه السلام بودند.
    عبدالله ابن عباس در این خصوص به حضرت می گفت در ابتدای حکومت خود معاویه را عزل نکنید، فرصت دهید تا پایه های حکومتتان مستحکم شود و سپس نسبت به عزل او اقدام کنید اما امیرالمومنین علیه السلام در این کار در خود هیچ تردیدی راه ندادند.
    حضرت علی علیه السلام از ابن عباس سوال کردند که آیا تو ضمانت می دهی که من تا آن وقت که معاویه را عزل کنم زنده بمانم و بتوانم خلاف های او را پاک کنم. [به نقل از امالی شیخ طوسی از قول حبلة ابن سحیم]
    یعنی امیرالمومنین علیه السلام حتی برای یک روز هم حاضر نبودند معاویه را در حکومت خود به عنوان کارگزار مشاهده کنند زیرا با این کار مهر تاییدی بر ظلم های نامشروع او می زدند. در ابتدای حکومت امیرالمومنین علیه السلام همه مناطق اسلام با ایشان بیعت کرده بودند به جز شام که اعلام خود مختاری کرده بود.

    سیاست های امام مبنی بر، اقامه ی حق و عدال و مقالبه با معاویه به عنوان لازمه ی آن
    اگر امیرالمومنین علیه السلام حتی برای یک روز به حکومت معاویه مشروعیت می دادند، با سیاست های مهمی که در پیش گرفته بودند متناقض در می آمد و مردم در گفتار و کردار شک می کردند و با خود می گفتند: چگونه می شود که ایشان مدام از هدف حکومت خود که برپایی حق و دفع هرگونه ظلم است صحبت می کند اما با معاویه با در آشتی در می آیند.

  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود