صفحه 2 از 23 نخست 12341222 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: پای درس «جهاد با نفس» شیخ حر عاملی

  1. #11

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,008
    حضور
    100 روز 21 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25376



    و اما حق کسی که مالک توست این است که دستور هایش را اطاعت کنی و نافرمانیش نکنی مگر در مواردی که باعث خشم خدای عزوجل است زیرا فرمانبرداری از مخلوق در نافرمانی خالق سزاوار نیست.
    و اما حق زیر دستان تو این است که بدانی آنها به خاطر ناتوانی خود و توانایی تو رعیت تو گشته اند پس واجب است که در بین آنان به عدل رفتار کنی و برای آنان چون پدری مهربان باشی و نادانی آنان را ببخشایی و در کیفر نمودن آنان شتاب نکنی و خدای عزوجل را بر قدرت و تسلطی که بر ایشان به تو داده سپاسگذار باشی. و اما حق آنانکه سرپرستی علمی ایشان را به عهده داری این است که بدانی خدای عزوجل تو را در آموختن دانشی که به تو عطا فرموده متولی و سرپرست آنان قرار داده و از خزانه علم دری بر تو گشوده پس اگر د رتعلیم و آموزش آنان نیک بکوشی و برای آنان دروغ نبافی و از قدر ناشناسی آنان ملول و دلتنگ نگردی خداوند از فضل خود بر تو زیادتی از علم و ایمان را عطا می فرماید و اما اگر دانشت را از مردمان دریغ داشتی یا آنگاه که آنان خواهان دانش تو هستند با دروغ بافی آنان را متحیر و سرگردان سازی بر خدای عزوجل سزاوار است که دانش و درخشندگی آن را از تو بگیرد و جایگاهت را در دلها بی اعتبار سازد.
    و اما حق همسرت این است که بدانی خداوند عزوجل او را مایه ی آسایش و آرامش تو قرار داده او نعمتی از جانب خدای عزوجل برای توست پس او را گرامی بداری و با او مدارا کنی اگر چه حقی که تو بر او داری بسی لازم تر است پس بر توست که با او به مهربانی رفتار کنی زیرا او اسیر توست و باید اورا اطعام نموده و جامه بپوشانی و هرگاه نادانی نمود مورد بخشش قرارش دهی .
    واما حق مملوک تو این است که بدانی او نیز آفریده ی روردگار توست و فرزند پدر و مادر تو یعنی فرزند حضرت آدم و حوا است و گوشت و خون تو است تو مالکش نیستی به این دلیل که تو اورا آفریده باشی نه خدا و تو هیچ یک از اعضای او را نیافریده ای و روزی او را از دل طبیعت تو بیرون نیاورده ای ولی خداوند عزوجل کار او را به تو واگذاشت سپس او را مسخر تو گرداند و تو را بر او امین قرار داد و او را به امانت نزد تو نهاد تا او آنچه از مال و دارایی که تو به او می دهی برایت نگهداری کند، پس تو نیز به او نیکی کن چنانکه خداوند به تو نیکی نموده است و اگر د نظر تو ناپسند است به جای او مملوک دیگری بگیر و مخلوق خدای عزوجل را عذاب مده و هیچ نیرویی نیست مگر به یاری خدا . واما حق مادرت این است که بدانی او زمانی تو را حمل کرد که با آن وضعیت کسی دیگری را حمل نمی کند و به تو از میوه ی قلب خود چیزی را که هیچ کس به کسی دیگر نمی بخشد عطا کرد و با تمامی اعضای خود تو را نگهداری نمود و باکی نداشت از اینکه تو گرسنه شوی و غذایت دهد و تشنه شوی و سیرآبت کند و عریان باشی و تورا بپوشاند و آفتاب بر تو بتابد و او سایه بر تو افکند،و به خاطر تو از خواب کناره گرفت.
    و تو را از گرما و سرما نگاهداشت تا برای او باشی و تو توانایی سپاسگذاری از او را نداری مگر به کمک و توفیق الهی . و اما حق پدزت این است که بدانی او اصل و ریشه ی توست زیرا اگر او نبود تو نیز نبودی پس هرگاه در خود چیزی دیدی که مایه ی خود پسندی تو شد بدان که پدرت در آن صفت اصل و ریشه ی توست پس خدای را سپاس گو و شکرش را به حای آور که هیچ نیرو و جنبشی نیست مگر به اراده الهی.
    و اما حق فرزندت این است که بدانی او از توست و در این دنیا خیر و شرش منسوب به توست و تو در برابر ادب نیکوی او و راهنمایی او به سوی خدای عزوجل و یاری او بر طاعت پروردگار مسئول هستی، پس در مورد او همانند کسی که میداند بر احسان به فرزند ثواب خواهد برد و بر بدی نمودن به او کیفر خواهد دید عمل کن.
    و اما حق برادرت این است که بدانی او به منزله ی دست تو و مایه ی عزت و قدرت توست بنابراین از او به عنوان اسلحه و وسیله ای برای معصیت خداوند و همچنین شتیبان و ساز و برگ برای ستم به خلق خدا استفادهمکن،در مقابل دشمنش او را تنها مگذار و از نصیحت نمودن و خیر خواهی او کوتاهی مکن،و اینها در صورتی است که او مطیع خداوند باشد و گرنه باید خداوند در نزد تو ارجمندتر از او باشد و هیچ جنبش و قدرتی نیست مگر به کمک خداوند، و اما حق آقایی که تو را آزاد کرده این است که بدانی او مالش را در راه تو خرج کرده و تو را از ذلت و وحشت بندگی به عزت و آرامش آزادی رسانده است و از اسیری ملکیت تو را رها نموده و بند بندگی را از تو گشوده و تو را از زندان بیرون آورده و تو را مالک خود نموده و به تو برای عبادت پروردگارت فراغت بخشیده و باید بدانی که او در زندگی و رگت سزاوارترین و نزدیکترین مردمان به توست و یاری رساندن به او بر تو واجب است حال چه خودت به یاریش بشتابی و چه آنچه را که از تو احتیاج دارد در اختیارش قرار دهی و هیچ قدرتی نیست مگر به کمک خداوند. واما حق بنده ای که تو بر او انعام نموده و آزادش ساخته ای این است که بدانی خداوند عزوجل آزادی او را به دست تو وسیله ای به سوی خودش قرار داده و آن را برای تو مایه حجاب گشتن از آتش دوزخ نموده و ثواب این کار تو در دنیا این است که اگر او خویشاوندی نداشته باشد ارث او به خاطر انفاقی که بر او نموده ای به تو می رسد ودر آخرت نیز بهشت نصیبت خواهد شد.

    پای درس «جهاد با نفس» شیخ حر عاملی
    تا صورت پیوند جهان بود علی بود/ تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود

    شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود / سلطان سخا و کرم و جود علی بود

    عیسی به وجود آمد و در حال سخن گفت/ آن نطق و فصاحت که در او بود علی بود

    مسجود ملایک که شد آدم ، ز علی شد / آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود

    آن شير دلاور كه براي طمع نفس/بر خوان جهان پنجه نيالود ، علي بود

    سر دو جهان جمله ز پنهان و ز پيدا / شمس الحق تبريز كه بنمود ، علي بود



  2. صلوات ها 13


  3. #12

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,008
    حضور
    100 روز 21 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25376



    و اما حق کسی که به تو احسان و نیکی نموده این است که او را سپاس گویی و نیکی اش را یاد کنی و گفتار نیکو را در مورد او به گوش دیگران برسانی و بین خود و خدای عزیز و جلیل برای او خالصانه دعا کنی اگر چنین کنی از او در نهان و آشکار قدردانی کرده ای.سپس اگر روزی توان عوض دادن و جبران خوبی اش را یافتی چنین کن. و اما حق اذان گو این است که بدانی او پروردگار عزیز و جلیل را به یاد تو می آورد و تو را به سوی بهره ات دعوت می کند و تو را بر انجام فریضه ای که خدای عزوجل بر واجب ساخته یاری می کند پس بر این کار از او همانند کسی که به تو نیکی روا داشته قدردانی کن.
    و اما حق کسی که پیشنماز توست این است که بدانی او سفیر بودن بین تو و پروردگارت را به عهده گرفته و سخنگوی توست و تو از جانب او سخن نمی گویی و دعا گوی توست و تو دعایش نمی کنی و تو را از هول و هراس ایستادن در پیشگاه پروردگارت کفایت کرده است، اگر نقصی باشد به گردن اوست نه تو و اگر نمازش کامل و تمام باشد تو نیز با او شریک هستی و بر تو برتری ندارد با سپر خود تو را نگاه داشته و با نماز خود نمازت را حافظ گشته پس باید به اندازه خوبی و خدمتی که به تو دارد قدردان و سپاسگوی وی باشی.واما حق همنشینت این است که با نرمی پذیرای او باشی و در گفتگو با وی انصاف را رعایت کنی و جز با اجازه او از جایت بر نخیزی و او می تواند بدون اجازه ی تو برخیزد ،لغزشهایش را به فراموشی سپار و خوبیهایش را حفظ کن و جز خوبی را به گوش او مرسان. و اما حق همسایه ات این است که در نبود او حفظش کنی و در هنگام حضور اکرامش نمایی و زمانی که مورد ستم قرار می گیرد به یاری اش بشتابی،عیب او را پیگیری مکن و اگر دانستی که بدی ای دارد بدی اش را بپوشان و اگر دانستی که نصیحت را می پذیرد بین خود و او نصیحتش کن و به هنگام سختی او را وا مگذار و از لغزشش در گذر و گناهش را ببخش و با او به بزرگواری معاشرت کن و هیچ نیرویی نیست جز به کمک خدا.
    و اما حق همدم و همصحبت این است که با او به مهربانی و انصاف مصاحبت کنی و چنانکه گرامی ات می دارد گرامی اش داری و او را مگذار که در کرم نمودن بر تو پیشی گیرد و اگر پیشی گرفت پاداشش را ده و دوستش بدار چنانکه دوستت می دارد و اگر همت به ارتکاب معصیت خدا گماشت بازش دار و برای او مایه رحمت باش نه عذاب و هیچ نیرو و قدرتی نیست جز به کمک خدا . و اما حق شریک این است که اگر غایب شد کارش را تو انجام ده و اگر حاضر باشد رعایت حالش را کن و بدون نظر او تصمیم مگیر (یا در مقابل حکم او حکم مده)و بدون مشورت او به رأی خود عمل مکن و مالش را نگهداری کن و در کار او چه با ارزش باشد و چه بی ارزش خیانت روا مدار زیرا دست خداوند تبارک و تعالی تا زمانی که دو شریک به یکدیگر خیانت نکرده اند بر سر آنان است و هیچ نیرویی نیست جز به کمک خدا. و اما حق مال و دارائی ات این است که آن را جز از راه حلال به دست نیاوری و جز در جای صحیح خرج نکنی و به کسی که از تو قدردانی نمی کند در صورتی که خود نیاز به مالت داری ندهی و او را بر خویشتن مقدم نداری پس به وسیله دارائی ات به طاعت پروردگارت بپرداز و درباره مالت بخل نورز که اگر چنین کنی با حسرت و پشیمانی قرین شوی بعلاوه اینکه عقوبت آن بر گردن تو می ماند و هیچ نیرویی نیست جز به نیروی الهی.
    و اما حق بستانکار تو این است که اگر داری به او پرداخت کنی و اگر در سختی او را با سخن خوش راضی کنی و با لطافت و نرمی از پیش خود برگردانی. و حق شریک در حقوق ملک آن است که او را فریب ندهی و خلاف آنچه در دل داری با او ظاهر نسازی و به او خیانت روا نداری و در مورد او از خدا بترسی. واما حق طرفی که بر علیه تو ادعایی نموده است این است که اگر ادعای او حق است تو خود نیز باید به نفع او و بر علیه خودت شاهد او باشی و به او ستم نکنی و حق او را به طور کامل به او بدهی و اگر ادعای او باطل است با او مدارا کنی و در مورد او جز مدارا کار دیگری نکنی و پروردگارت را به خشم نیاوری و هیچ نیرویی جز به نیروی الهی نیست.
    و حق طرفی که ادعایی بر او داری این است که اگر در ادعایت حق با تو باشد در گفتگو با وی آرامش را رعایت کن و حق او را انکار مکن و اگر در ادعایت بر حق نیستی،از خدای عزوجل بترس و به سوی او توبه کن و دعوا را ترک کن. و حق کسی که با تو مشورت می کند این است که اگر دانستی که او رأی نیکویی دارد او را به صواب رهنمون باش و اگر نظر او را نیک ندانستی او را به سوی آنچه که می دانی ارشاد کن. و حق کسی که در مشورت تو را راهنمایی می کند این است که او را در نظری که موافق نظر تو نیست متهم نسازی و اگر هم رأی تو بود خدای عزوجل را سپاس گویی . و حق کسی که از تو طلب نصیحت کند این است که اندرزش دهی و باید روش تو مهربانی و مدارای با او باشد. و حق نصیحت کننده تو این است که در برابر او متواضع و نرم باشی و به سخنش گوش فرا دهی اگر سخن صوابی با تو گفت ، خدای عزوجل را سپاس گوی و اگر سخنش موافق صواب نبود با او مهربان باش و او را متهم نساز و او را بر خطایش مواخذه نکن مگر اینکه مستحق تهمت باشد به هر حال به سخنش اعتنا مکن و هیچ نیرویی نیست جز به نیروی خدا.
    و حق آنکه بزرگتر است که او را به خاطر سنش احترام کنی و او را به خاطر اینکه بر تو در مسلمانی پیشی داشته بزرگ شمری و در هنگام مرافعه و مجادله ، مقابله نمودن با او را ترک نمایی و در راه ،در راه رفتن بر او پیشی نگیری و جلو نیفتی و با او نادانی نکنی و اگر با تو نادانی کرد تحملش کنی و او را به خاطر حق مسلمانیش و حرمتش اکرام نمایی. و حق خردسال این است که آن کس که می خواهد آموزشش دهد با او مهر ورزد و از خطایش در گذرد و چشم پوشی کند و با او مدارا کند و یاری اش سازد.
    و حق سائل این است که به قدر نیازش به او عطا کنی و حق کسی که از او چیزی در خواست نموده ای این است که اگر عطا کرد از او با سپاس و قدردانی بذیر و اگر خودداری کرد عذرش را پذیرا باش. وحق کسی که به خاطر خدای تعالی تو را شادمان نموده این است که اولا خدای عزوجل را سپاس گویی و سپس از او تشکر کنی. و حق کسی که به تو بدی نموده این است که از او در گذری و اگر دانستی که عفو نمودن او ضرر دارد از او انتقام بگیر خدای تعالی فرموده : (کسی که انتقام گیرد بعد از ستمی که بر او شده مسئولیتی ندارد)و حق همکیشان تو به طور عموم این است که نسبت به آنان حسن نیت و مهربانی داشته باشی و با خطا کارشان مدارا کنی و او را با مهربانی به خویش متمایل سازی و به راه صلاح در آوری و از نیکو کارشان قدردانی کنی و گنه کارشان را آزار ندهی و آنچه را که برای خود دوست داری برای آنان دوست بداری و آنچه را که برای خود ناپسند می شمری برای آنان نیز ناپسند بشمری و پیر مردانشان به منزله پدر تو و جوانشان به منزله برادرت و پیرزنانشان به منزله مادرت و کودکانشان به منزله فرزندانت باشند. و حق اهل ذمه این است که آنچه را که خدای عزوجل از آنان پذیرفته تو نیز از آنان بپذیری و تا زمانی که به عهد و پیمان خود وفا دارند به خاطر خدای عزوجل به آنان ستم روا مداری.

    پای درس «جهاد با نفس» شیخ حر عاملی
    تا صورت پیوند جهان بود علی بود/ تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود

    شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود / سلطان سخا و کرم و جود علی بود

    عیسی به وجود آمد و در حال سخن گفت/ آن نطق و فصاحت که در او بود علی بود

    مسجود ملایک که شد آدم ، ز علی شد / آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود

    آن شير دلاور كه براي طمع نفس/بر خوان جهان پنجه نيالود ، علي بود

    سر دو جهان جمله ز پنهان و ز پيدا / شمس الحق تبريز كه بنمود ، علي بود



  4. صلوات ها 12


  5. #13

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    19
    حضور
    11 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    63



    عرض سلام و ادب به محضر استاد گرامی ...

    ممنون از قرار دادن این مطالب ارزشمند ...

    به نظر حقیر اگر حجم م طالب رو کم کنید و روی مطالب بحث و تفسیر شود و مصداقی روی اونها تحلیل و گفتگو شود نتیجه بهتری دربر خواهد داشت ...

    در حد پیشنهاد بود ... خدا خیرتان دهد.


  6. صلوات ها 8


  7. #14

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    علاقه
    مسایل انقلاب وجبهه وجنگ
    نوشته
    847
    حضور
    7 روز 12 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2240



    سلام استاد
    ممنونم از مطالب مفید شما
    ارادت

  8. صلوات ها 5


  9. #15

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,008
    حضور
    100 روز 21 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25376



    نقل قول نوشته اصلی توسط عبدالقائم نمایش پست ها
    عرض سلام و ادب به محضر استاد گرامی ...

    ممنون از قرار دادن این مطالب ارزشمند ...

    به نظر حقیر اگر حجم م طالب رو کم کنید و روی مطالب بحث و تفسیر شود و مصداقی روی اونها تحلیل و گفتگو شود نتیجه بهتری دربر خواهد داشت ...

    در حد پیشنهاد بود ... خدا خیرتان دهد.
    سلام علیکم
    ممنون از توجه شما برادر گرامی
    برنامه تاپیک عمل به دستور آیت الله العظمی بهجت است لذا بحث های حاشیه ای صورت نگرفت،البته اگر عزیزی نیاز به توضیح در زمینه خاصی داشت می تواند سوال خود را بپرسد.
    طولانی بودن مطالب نیز از آن باب است که هر بار مطلب گذاشته می شود احادیث یک باب از کتاب برای عزیزان مطرح شود تا همه احادیث آن باب را یکجا مطالعه کرده و استفاده ببرند.
    إن شاء الله خداوند متعال به همه ما توفیق عمل به این احادیث ارزشمند و خودسازی را عنایت بفرماید.الهی آمین

    باز هم از عزیزان درخواست می کنم لینک صفحه اول تاپیک را برای دوستان خود ارسال کنند و از ثواب نشر علوم آل محمد علیهم صلوات الله بهره مند گردند.

    پای درس «جهاد با نفس» شیخ حر عاملی
    تا صورت پیوند جهان بود علی بود/ تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود

    شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود / سلطان سخا و کرم و جود علی بود

    عیسی به وجود آمد و در حال سخن گفت/ آن نطق و فصاحت که در او بود علی بود

    مسجود ملایک که شد آدم ، ز علی شد / آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود

    آن شير دلاور كه براي طمع نفس/بر خوان جهان پنجه نيالود ، علي بود

    سر دو جهان جمله ز پنهان و ز پيدا / شمس الحق تبريز كه بنمود ، علي بود



  10. صلوات ها 9


  11. #16

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,008
    حضور
    100 روز 21 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25376




    4- باب استحباب کسب صفات پسندیده و به کار بردن آنها و ذکر تعدادی از آنها

    20 : امام صادق علیه السلام فرمود :
    همانا خداوند بزرگواری های اخلاقی را به رسول خود اختصاص داد پس خود را بیازمایید اگر آن مکارم در وجود شما باشد خدای را سپاس گویید و در طلب زیادی آنها به سوی خدا زاری کنید. پس عدد آنها را ده عدد ذکر کرده است : یقین و قناعت و صبر و شکر و بردباری و خوش خلقی و سخاوت و غیرت و شجاعت و مردانگی.

    21 : امام باقر علیه السلام فرمود :
    رسول خدا صلی الله علیه و اله به علی علیه السلام فرمود : ای علی !تو را درباره ی خودت به داشتن چند خصلت سفارش می کنم اینها را حفظ کن،سپس فرمود : خداوندا او را یاری کن . اما خصلت اول راستگویی است مبادا هرگز دروغی از دهان تو بیرون آید، دوم پارسایی است مبادا هرگز بر خیانت نمودن دلیر گردی ، سوم ترس از خداست گوئیا تو او را می بینی ، چهارم زیاد گریستن از خوف خدای عزوجل که به خاطر هر قطره اشکی خانه ای در بهشت برایت ساخته می شود ،پنجم مال و جانت را در مقابل دینت عطا کنی، ششم در نماز و روزه و صدقه به سنت من رفتار کنی اما نمناز پنجاه رکعت در هر شبانه روز و اما روزه سه روز در هر ماه ، پنجشنبه اول هر ماه و چهارشنبه وسط هر ماه و پنجشنبه آخر هر ماه ،و اما صدقه تا می توانی در پرداخت آن بکوش تا جایی که گفته شود زیاده روی می کنی و تو زیاده روی مکن. بر تو باد به نماز شب ، نماز شب ، نماز شب و بر تو باد به نماز ظهر اول وقت و بر تو باد به قرائت قرآن در هر حال و بر تو باد به بالا بردن دستانت در نماز و برگرداندن دو کف به ریقه دعا و بر تو باد به مسواک زدن در هنگام هر نماز و بر تو باد به کسب اخلاق نیک و بر تو باد به مسواک زدن در هنگام هر نماز و بر تو باد به کسب اخلاق نیک و بر تو باد به دوری از اخلاق ناپسند، اگر این اموری را که بر تو بر شمردم به جای نیاوردی پس جز خودت کسی دیگر را سرزنش مکن.

    22 : امام صادق علیه السلام از پدرانش علیهم السلام روایت کند که در وصیت پیامبر صلی الله علیه و اله به علی علیه السلام چنین آمده است :
    ای علی ! سه خصلت است که در دنیا و آخرت از بزرگواری های اخلاقی شمرده می شود: اینکه از کسی که به تو ستم نموده در گذری و با کسی که از تو بریده پیوند برقرار کنی و در برابر کسی که با تو نادانی نموده بردباری به خرج دهی.


    پای درس «جهاد با نفس» شیخ حر عاملی
    تا صورت پیوند جهان بود علی بود/ تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود

    شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود / سلطان سخا و کرم و جود علی بود

    عیسی به وجود آمد و در حال سخن گفت/ آن نطق و فصاحت که در او بود علی بود

    مسجود ملایک که شد آدم ، ز علی شد / آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود

    آن شير دلاور كه براي طمع نفس/بر خوان جهان پنجه نيالود ، علي بود

    سر دو جهان جمله ز پنهان و ز پيدا / شمس الحق تبريز كه بنمود ، علي بود



  12. صلوات ها 7


  13. #17

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,008
    حضور
    100 روز 21 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25376




    23 : امام صادق علیه السلام فرمود :
    بزرگواری های اخلاقی ده چیز است ، پس اگر توانایی آن داری که این اخلاق در تو باشد پس اقدام کن زیرا این مکارم گاه باشد که در مرد هست ولی در فرزندش نیست و گاه در فرزند هست و در درش نیست و گاه در بنده هست ولی در فرزندش نیست و گاه در بنده هست و در آزاد نیست و آنها عبارتند از : راستی با مردمان و راستگویی زبان و امانتداری و پیوند با خویشان و مهمان دوستی و نیکویی نمودن با او و طعام دادن به سائل و پاداش دادن به خاطر انجام کارها و خودداری از سرزنش همسایه و همنشین ،و سر همه این بزرگواری ها حیا است.

    24 : امیر المؤمنین علیه السلام فرمود :
    جوهره و اصل اسلام را چنان ترسیم و بیان می کنم که کسی پیش از من چنین بیان ننموده و پس از من نیز جز به همین گونه ای که می گویم کسی (بهتر از )آن را بیان نخواهد کرد : همانا اسلام همان تسلیم ( در برابر حق تعالی) است و تسلیم همان باور داشتن است و باور همان تصدیق نمودن است و تصدیق،اقرار و اعتراف آوردن (به عبودیت وحقانیت رسول ) است و اقرار همان عمل و کردار است و عمل همان به جای آوردن (و به ظهور رسانیدن)است . به راستی که مؤمن دین خود را از رأی و اندیشه خود بر نمیگیرد بلکه به آنچه که از پروردگارش به او رسیده است تمسک جوید.

    25 : امام صادق علیه السلام فرمود :
    رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود : اسلام برهنه است و لباس و پوشش آن حیاست و زیور آن وفا و مردانگی آن کار شایسته نمودن و پایه و ستون آن پارسایی است و هر چیز بنیاد و ریشه ای دارد و ریشه اسلام دوستی ما اهل بیت است.

    26 : امام جواد علیه السلام از پدر بزرگوارش و ایشان از جدش روایت کند که امیر المؤمنین علیه السلام فرمود :
    رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود : همانا خداوند اسلام را آفرید و برای آن میدان و روشنایی و قلعه استوار و یاری کنندگانی قرار داد اما میدان آن قرآن و روشنایی آن حکمت و قلعه آن احسان است و یاری کنندگان اسلام ،من و اهل بیتم و شیعیان ما می باشیم.

    27 : امام صادق علیه السلام فرمود :
    شما نیکوکار نمی باشید مگر اینکه شناخت پیدا کنید و شناخت پیدا نمی کنید مگر اینکه تصدیق کنید و تصدیق نمی کنید مگر اینکه تسلیم شوید و اینها چهار باب است (صلاح و عرفان ،تصدیق و تسلیم)که اولین آنها به سامان نمی آید مگر به سبب آخرین آنها.

    پای درس «جهاد با نفس» شیخ حر عاملی
    تا صورت پیوند جهان بود علی بود/ تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود

    شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود / سلطان سخا و کرم و جود علی بود

    عیسی به وجود آمد و در حال سخن گفت/ آن نطق و فصاحت که در او بود علی بود

    مسجود ملایک که شد آدم ، ز علی شد / آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود

    آن شير دلاور كه براي طمع نفس/بر خوان جهان پنجه نيالود ، علي بود

    سر دو جهان جمله ز پنهان و ز پيدا / شمس الحق تبريز كه بنمود ، علي بود



  14. صلوات ها 7


  15. #18

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,008
    حضور
    100 روز 21 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25376




    28 : امام صادق علیه السلام فرمود :
    بر مؤمن سزاوار است که دارای هشت خصلت باشد :در هنگام فتنه ها با وقار و بردبار باشد،هنگام نزول بلا شکیبا باشد،در هنگام فراخی و ناز و نعمت شکرگزار باشد،به آنچه که خداوند به او روزی بخشیده قانع باشد ، به دشمنان ستم نکند و به دوستان جفا نکند،بدنش از او در سختی و مردم از او در آرامش باشند،همانا دانش دوست مؤمن و بردباریوزیر اوست و عقل فرمانده لشکریان او و مدارا برادر او و نیکی پدر اوست.

    29 : امیر المؤمنین علیه السلام فرمود :
    اسلام دارای چهار رکن است : توکل بر خدا و واگذاردن کار به خداوند و راضی بودن به قضای الهی و تسلیم بودن در مقابل امر خدای عزوجل.

    30 : امام باقر علیه السلام فرمود :
    از امیر المؤمنین درباره ایمان سؤال شد و حضرت پاسخ دادند : همانا خداوند عزوجل ایمان را بر چهار پایه نهاد: بر صبر و یقین و عدل و جهاد. اما صبر خود بر چهار شاخه است : بر شوق (به بهشت) و ترس (از جهنم) و بی رغبتی به دنیا و انتظار کسیدن (مرگ)-تاآنجا که فرمود :- و یقین نیز بر چهار شاخه است : بر بینا شدن در زیرکی و بازگردانیدن (امور به سوی)حکمت و شناخت عبرت و روش پیشینیان. وعدل نیز بر چهار شاخه است : بر فهم دشوار و فرو رفتن در علم و حکم نیکو و (وارد شدن در )سبزه زار بردباری – تا آنجا که فرمود :- و جهاد نیز بر چهر شاخه است : بر امر به معروف و نهی از منکر و صداقت و راستی در مواضع و دشمنی با نابکاران.

    31 : امام سجاد علیه السلام فرمود:
    مؤمن سکوت می کند تا سالم و سلامت بماند و سخن می گوید تا (از گفتگو با دیگران) غنیمت گیرد و شهادتش را از افراد دور ( وناآشنا)کتمان نمی کند و هیچ کار خیری را ریاکارانه انجام نمی دهد و هیچ کار خوبی را به خاطر حیا ترک نمی کند،اگر ستوده شود از آنچه که درباره اش می گویند بیمناک است و از خداوند به خاطر آنچه که درباره اش نمی دانند طلب مغفرت می کند،گفتار کسی که نسبت به او جاهل است او را نمی فریبد و از اینکه یکایک عملش حفظ و نگاهداری می شود بیمناک است.

    پای درس «جهاد با نفس» شیخ حر عاملی
    تا صورت پیوند جهان بود علی بود/ تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود

    شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود / سلطان سخا و کرم و جود علی بود

    عیسی به وجود آمد و در حال سخن گفت/ آن نطق و فصاحت که در او بود علی بود

    مسجود ملایک که شد آدم ، ز علی شد / آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود

    آن شير دلاور كه براي طمع نفس/بر خوان جهان پنجه نيالود ، علي بود

    سر دو جهان جمله ز پنهان و ز پيدا / شمس الحق تبريز كه بنمود ، علي بود



  16. صلوات ها 5


  17. #19

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,008
    حضور
    100 روز 21 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25376





    32: هشام بن حکم از امام موسی بن جعفر علیه السلام در حدیثی طولانی روایت کند که فرمود:
    ای هشام! ایمر المؤمنین علیه السلام فرمود : خداوند به هیچ چیز برتر از عقل پرستش نشده است و عقل کسی تمام . کمال نمی شود مگر اینکه در وی چند خصلت باشد : از کفر و بدی او ایمنی حاصل باشد و امید پایداری در راه راست و خیر از او می رود و زیادی مالش بذل و بخشش می شود و زیادی گفتارش باز داشته می شود ، بهره اش از دنیا همان طعامی است که می خورد،در تمام عمرش از علم سیر نمی شود ، ذلتی که در راه خدا باشد از عزتی که در راه غیر خدا باشد نزد او دوست داشتنی تر است و فروتنی در نزد او از بلند پایگی محبوبتر است ،احسان کمی را که دیگران انجام می دهند زیاد می شمرد و احسان زیاد خودش را کم به حساب می آورد و همه مردم را از خود بهتر می بیند و خودش را در نفس خود بدترین مردم میداند و اینها تمام آن خصال است.

    33 : از امام صادق علیه السلام روایت است که فرمود :
    مؤمن دارای توانایی در دینداری و ثبات در نرمی و ایمان در یقین و حرص در دریافت دانش و نشاط در هدایت و نیکی در پایداری و دانش در بردباری و زیرکی در مدارا و سخاوت در مسیر حق و میانه روی در هنگام ثروتمندی و تحمل در زمان نداری و عفو در وقت قدرت و فرمانبرداری خدا در پند و اندرز دادن و باز ایستادن از شهوترانی و پارسایی در هنگام خواهش نفس و حرص در جهاد و نماز در وقت گرفتاری و صبر در سختی است و در فتنه ها با وقار و در دشواری ها صبور و در فراخی شکرگزار است و غیبت نمی کند و تکبر نمی ورزد و از خویشاوندان نمی برد و سستی کننده نیست و درشتخوی و خشن نیست و چشمش بر او پیشی نمی گیرد (یعنی اینگونه نیست که ابتدا نگاه کند و سپس از نگاه خود پشیمان شود بلکه از آغاز نگاه نمی کند)و شکمش او را رسوا نمی کند و عورتش بر او چیره نمی شود و بر مردم حسد نمی ورزد،سرزنش می شود و سرزنش نمی کند و اهل اسراف نیست، ستمدیده را یاری می کند و بر بیچاره رحم می آورد ، نفس او از او در سختی است و مردم از او در راحتی اند ، میل به عزت و ارجمندی دنیا ندارد و از ذلت دنیا بی تابی نمی کند ،مردم می کوشند که روی آورند و کوشش او در این است که به کار خود (و تهذیب نفس خود)مشغول باشد،در بردباری اش کمبودی نیست و در رأی و نظرش سستی راه ندارد و در دینش زیان و خسارت نباشد،کسی را که از او مشورت خواهد راهنمایی می کند و کسی را که از او درخواست کمک کند کمک می کند و از فحش و نادانی ترسان است.

    34 : در حدیثی از امیر المؤمنین علیه السلام روایت است که حضرت از رسول خدا صلی الله علیه و اله در مورد اوصاف مؤمن سؤال کرد و پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله فرمود :
    بیست خصلت در مؤمن هست که اگر این خصلتها در او نباشد ایمانش کمل نیست. ای علی!از اخلاق مؤمنین این است :به نماز (جماعت)حاضر می شوند و به پرداخت زکات شتاب کننده اند و مسکین را طعام دهند، دست بر سر یتیم کشند ، جامه های کهنه خویش را پاکیزه می کنند ، ازار و پوششی بر میان خود می بندند،مؤمنان کسانی هستند که اگر سخن بگویند دروغ نمی گویند و اگر وعده دهند به وعده عمل می کنند و اگر در کاری آنان را امین شمرند خیانت نمی کنند و اگر سخن گویند راست خواهند گفت ، پارسایان شب و شیران روزاند، روز را به روزه و شب را به قیام می گذرانند، همسایه را آزار نمی دهند و همسایه ای از آنان رنجیده خاطر نمیشود ، به آرامی بر روی زمین قدم بر می دارند و برای کمک به زنان بی سرپرست و برای تشییع جنازه ها قدم پیش می گزارند. خداوند ما و شما را از پرهیزکاران قرار دهد.

    پای درس «جهاد با نفس» شیخ حر عاملی
    تا صورت پیوند جهان بود علی بود/ تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود

    شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود / سلطان سخا و کرم و جود علی بود

    عیسی به وجود آمد و در حال سخن گفت/ آن نطق و فصاحت که در او بود علی بود

    مسجود ملایک که شد آدم ، ز علی شد / آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود

    آن شير دلاور كه براي طمع نفس/بر خوان جهان پنجه نيالود ، علي بود

    سر دو جهان جمله ز پنهان و ز پيدا / شمس الحق تبريز كه بنمود ، علي بود



  18. صلوات ها 5


  19. #20

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,008
    حضور
    100 روز 21 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25376




    35 : امام صادق علیه السلام فرمود :
    همانا شیعیان علی علیه السلام شکمهاشان تهی و لبهاشان خشکیده بود ، اهل مهربانی و علم و بردباری بودند ، به پارسایی شناخته می شدند پس با پرهیزکاری و تلاش ما را بر شیعه بودنتان یاری کنید.

    36 : امام صادق علیه السلام فرمود :
    مؤمن بردباری است که بردباری اش از روی نادانی نیست و اگر با او از روی نادانی و حماقت رفتار شود او بردباری به خرج می دهد و به کسی ستم نمی کند و اگر به او ستمی شد می بخشاید و بخل نمی ورزد و اگر به او بخل ورزیده شد صبر پیشه می کند.

    37 : امام صادق علیه السلام فرمود :
    مؤمن کسی است که محل کسب روزی اش پاکیزه و خلق و خوی او نیکوست و درونش بی عیب و نقص است و زیادی دارایی اش را انفاق می کند و جلو زیاد سخن گفتن خود را می گیرد و شرش را از مردم باز می داد و در مورد خودش با مردم به انصاف و عدالت رفتار می کند.

    38 : امام باقر علیه السلام فرمود :
    امیر المؤمنین علیه السلام فرمود : شیعیان ما کسانی هستند که در سایه ولایت ما به یکدیگر بذل و بخشش می کنند، یکدیگر را در راه دوستی ما دوست می دارند، در زنده نمودن امر ما با یکدیگر دید و بازدید می کنند، آنان زمانی که به خشم آیند ستم نمی کنند و اگر خشنود باشند زیاده روی نمی کنند، آنان مایه برکت برای همسایگانشان و مایه صلح و سلامت معاشران خود هستند.

    39 : از فاطمه دختر حسین بن علی علیهاالسلام روایت است که فرمود :
    رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود : سه خصلت است که کسی که این سه خصلت در او باشد خصلتهای ایمان را به طور کامل داراست : هنگامی که خشنود است خوشنودی اش او را در باطل داخل نمی کند و هنگامی که خشمگین است خشمش او را از راه حق بیرون نمی برد و هنگامی که قدرت و توانایی دارد آنچه را که از آن او نیست به نا حق نمی گیرد.

    40 : امام صادق علیه السلام فرمود :
    امیر المؤمنین علیه السلام فرمود : همانا اهل دین نشانه هایی دارند که به آن نشانه ها شناخته می شوند : راستی در گفتار و امانتداری و وفای به پیمان و پیوند با خویشان و مهربانی با ناتوانان و کمی معاشرت و مخالطت با زنان (یا اینکه فرمود کمی جماع با زنان)و بذل احسان و حسن همسایگی و وسعت خلق و پیروی از علم و آنچه که به خدا نزدیک می کند تا اینکه فرمود : همانا مؤمن نفسش از دست او گرفتار است و مردم از او در راحتی اند، هنگامی که شب بر او می رسد صورتش را بر زمین می گذارد و برای خدا با گرامی ترین اعضای بدن خود به خاک می افتد و با پروردگاری که او را آفریده مناجات می کند که او را از آتش برهاند، آگاه باشید که چنین باشید.

    پای درس «جهاد با نفس» شیخ حر عاملی
    تا صورت پیوند جهان بود علی بود/ تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود

    شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود / سلطان سخا و کرم و جود علی بود

    عیسی به وجود آمد و در حال سخن گفت/ آن نطق و فصاحت که در او بود علی بود

    مسجود ملایک که شد آدم ، ز علی شد / آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود

    آن شير دلاور كه براي طمع نفس/بر خوان جهان پنجه نيالود ، علي بود

    سر دو جهان جمله ز پنهان و ز پيدا / شمس الحق تبريز كه بنمود ، علي بود



  20. صلوات ها 5


صفحه 2 از 23 نخست 12341222 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود