صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: **** انجام شناسی ( = معاد شناسی ) در سه مرحله . الف : چیستی مرگ ؟ *****

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,042
    حضور
    192 روز 16 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28781

    اشاره **** انجام شناسی ( = معاد شناسی ) در سه مرحله . الف : چیستی مرگ ؟ *****




    چیستی مرگ ؟


    تفسیر ماهیت مرگ کاملاً به تفسیر حقیقت انسان و روح بستگی دارد. هر تعریفی از انسان ارائه شود، باید مرگ را نیز متناسب با آن تفسیر کنیم، از این رو طبق تفسیری که از روح ارائه شد، حقیقت مرگ عبارت است از قطع ارتباط نفس مجرد انسانی با بدن مادی و جسمانی او، که در پی آن نفس از بدن و تصرف در آن دست می‌کشد و بدن سامان خود را از دست می‌دهد و متلاشی می‌شود.
    بنابر این طبق دیدگاه بسیاری از متکلمان و حکما حقیقت مرگ، جدایی کامل روح از بدن است که در پی آن روح به جهان دیگر منتقل می‌شود و بدن به مجموعة اجسام بی‌جان می‌پیوندد و مشمول قوانین حاکم بر آنها می‌گردد.(1)
    نکتة دیگر دربارة مرگ آن است که قرآن کریم، مرگ را شیء وجودی (که مخلوقی از مخلوقات خداوند است) می‌داند: «الذی خلق الموت؛(2) خدایی که مرگ را آفرید». از این آیه معنای مرگ روشن می‌گردد و آن اینکه حقیقت مرگ نابودی و عدم نیست، بلکه انتقال از عالمی به عالم دیگر است.

    پی‌نوشت‌ها:
    1. آموزش کلام اسلامی، ج 2، ص ،262. نشر مؤسسه فرهنگی طه، قم ـ 1378ش.
    2. ملک (67) آیه 2.
    ویرایش توسط صادق : ۱۳۹۴/۰۹/۱۰ در ساعت ۰۷:۵۶

  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,042
    حضور
    192 روز 16 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28781




    مرگ در منطق قرآني به معناي فنا و نابودي نيست بلكه دريچه اي به سوي جهان جاودانگي و بقاست. حقيقت مرگ چون حقيقت حيات و زندگي از اسرار هستي است به گونه اي كه حقيقت آن تاكنون بر كسي روشن نشده است. بلكه آن چه ما از حقيقت آن مي شناسيم تنها آثار آن است.
    آن چه از قرآن بر مي آيد آن است كه مرگ يك امر عدمي و به معناي فنا و نيستي نيست بلكه يك امر وجودي است. يك انتقال و عبور از جهان به جهان ديگر است، از اين رو بسياري از آيات قرآن از مرگ به توفي تعبير كرده اند كه به معناي بازگرفتن و دريافت روح از تن است.
    خداوند در بيان اين امر وجودي مي فرمايد: الذي خلق الموت و الحيوه (1) خداوندي كه مرگ و زندگي را آفريد. در اين جا خداوند، مرگ را همانند زندگي يك آفريده از آفريده هاي خويش بيان مي دارد. چون اگر مرگ امري عدمي بود مخلوق و آفريده به شمار نمي آمد از مخلوقات هيچ گاه جز به «امور وجودي» تعلق نمي گيرد.
    به هر حال مرگ از مخلوقات و امر وجودي و دريچه اي است به سوي زندگي ديگر، در سطحي بسيار وسيع تر و آميخته با ابديت؛ خداوند مي فرمايد: ولئن متم او قتلتم لالي الله تحشرون(2) اگر بميريد و يا كشته (شهيد) شويد به سوي خدا باز مي گرديد.
    در حقيقت مرگ پايان راه نيست بلكه آغاز راهي است كه بدان به جهان هاي ديگر منتقل مي شويد؛ و اين جهان با همه عظمتش تنها مقدمه اي براي جهان هاي گسترده تر و فراخ تر، جاوداني و ابدي است. و به سخني ديگر مرگ نه تنها موجب نمي شود تا زندگي، پوچ و بيهوده جلوه كند بلكه به زندگي اين جهاني معنا و مفهوم مي بخشد و از كاركردهاي مرگ مي توان معنا بخشي به زندگي دنيايي دانست؛ چون مرگ است كه آفرينش هستي را از بيهودگي خارج مي سازد و بدان جهت، معنا و مفهوم مي بخشد.

    1-ملك، آيه .2
    2-آل عمران، آيه 158

  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,042
    حضور
    192 روز 16 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28781



    در وقت مرگ حضرت عزرائیل چه شکلی است؟

    آنچه در روایات در این باره آمده، تعبیر تجلّی و تمثّل است، مثلاً در صحیفه امام سجاد(ع) آمده:
    «وتجلّى ملک الموت لقبضها من حُجُب الغیوب؛(1) فرشته مرگ برای گرفتن روح محتضر از ورای حجاب‌های غیب بر او تجلی می‌کند».
    اما تجلی و تمثل برای افراد متفاوت خواهد بود، زیرا برای کفار و معاندان جناب عزرائیل به صورت غضبناک تجلی می‌کند. در روایتی آمده که وقتی مرگ کافر فرا می‌رسد، عزرائیل بر بالین او حاضر می‌گردد و به او گفته می‌شود:
    «إنّ هذا کان یُبغض الله ورسوله وأهل بیته(ع)، فابغضه واعنف علیه؛(2) این فرد نسبت به خدا و رسول و اهل بیت غضب داشت، پس تو بر او غضب داشته باش و او را با حال غضب قبض روح نما».
    اما طبق روایات تمثل و تجلی بر صالحان و مؤمنان به صورت محبت‌آمیز و همراه با مهر و رحمت است. امام صادق(ع) فرمود:
    وقتی حالت احتضار پیشامد،‌جبرئیل و عزرائیل همراه با پیامبر و ائمه(ع) بر بالین مؤمن حاضر می‌شوند، رسول خدا خطاب به جبرئیل می‌فرماید: این شخص خدا و رسول و اهل بیت(ع) را دوست می‌داشت، پس او را دوست بدارید، جبرئیل خطاب به عزرائیل می‌گوید: که با این محتضر با محبت و رحمت و مدارا رفتار نما، آن گاه عزرائیل به آن شخص نزدیک می‌شود و به او می‌گوید:
    «یا ولیّ الله لا تجزع فوالذی بعث محمداً لأناا أبرّ بک وأشفق علیک من والدٍ رحیم؛(3) ای دوست خداوند! نگران نباش، سوگند به آن کسی که محمد را مبعوث کرده، من بر تو از پدر مهربان‌تر خواهم بود».
    بر اساس این روایات معلوم می‌شود گرچه جناب عزرائیل به صورت تمثل حاضر می‌شود اما تمثل و شکل او بر مؤمن و غیر مؤمن متفاوت خواهد بود.
    برای مؤمن به صورت چهره نیکو و محبت‌آمیز و برای کافر به صورت چهرة غضبناک و وحشت آور است.

    پی‌نوشت‌ها:
    1. دعای 43 صحیفة سجادیه.
    2. بحار الانوار، ج 58، ص 110، وج 45، ص 312.
    3. الکافی، ج 3، ص 127، نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران 1367ش.

  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,042
    حضور
    192 روز 16 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28781



    علت نگرانی و ترس از مرگ چیست ؟


    معمولاً بیشتر مردم از مرگ مى‏ترسند و وحشت دارند. ریشه این ترس را یکى از دو چیز تشکیل مى‏دهد:
    1 - بسیارى از مردم مرگ را به معناى فنا و نیستى و نابودى تفسیر مى‏کنند. بدیهى است که انسان از فنا و نیستى وحشت دارد. اگر انسان مرگ را به این معنا تفسیر کند، حتماً از آن گریزان خواهد بود. از این رو حتى در بهترین حالات زندگى، فکر مرگ، شهد زندگى را در کام او زهر مى‏کند و همیشه از این نظر نگران است.
    2 - افرادى که مرگ را پایان زندگى نمى‏دانند، ولى به خاطر اعمال ناپسند و کارى‏هاى خلاف خود از مرگ مى‏ترسند واز آن وحشت دارند، زیرا مرگ را آغاز رسیدن به نتایج شوم اعمال خود مى‏بینند. بنابراین براى فرار از محاسبه الهى و کیفر اعمال میل دارند هر چه بیشتر مرگ را عقب بیندازند. (1) در نتیجه اگر انسان ایمان به جهان آخرت داشته باشد و از اعمال زشت و معاصى دورى کند و وظایف دینى را انجام دهد و اگر مرتکب گناه شد، توبه کند و روحش را از آلودگى گناه پاک نماید، ترس و وحشت از مردن نخواهد داشت. کسى خدمت پیامبر (ص) عرض کرد: چرا مرگ را دوست ندارم؟ فرمود: آیا ثروت دارى؟ عرض کرد: آرى، فرمود: چیزى از آن را پیش از خود فرستاده‏اى است؟ عرض کرد: نه، فرمود: به همین دلیل است که مرگ را دوست ندارى (یعنى نامه اعمالت خالى از حسنات است). (2)
    کسى از ابوذر پرسید: چرا از مرگ متنفریم؟ جواب داد: براى این که شما دنیا را آباد کرده‏اید، و آخرتتان را ویران. طبیعى است که دوست ندارید از نقطه آباد به نقطه ویران منتقل شوید. (3) بنابراین راه وحشت نداشتن از مرگ این است که انسان معتقد باشد که مرگ پا نهادن به یک جهان وسیع است و به هیچ وجه پایان زندگى نیست. از سوى دیگر به وظایف شرعى خود عمل کند و به رحمت واسعه امیدوار باشد. خدا را نسبت به بنده خود مهربان تر از مادر به فرزندش بداند. متوجه این مسئله باشد که همه از او بیم و بازگشت مان به سوى او است و او مطمئناً آفریده خود را دوست دارد.
    در این صورت نه تنها از مرگ نمى‏ترسد، بلکه آن را دوست خواهد داشت و به آن عشق ورزید.
    امیرمؤمنان (ع) فرمود: "به خدا سوگند! فرزند ابى طالب علاقه‏اش به مرگ بیشتر است از کودک شیرخوار به پستان مادر". (3) امام سجاد (ع) فرمود: "مرگ براى مؤمنان مانند کندن لباس چرکین و پرحشرات است، و گشودن غل و زنجیرهاى سنگین، و تبدیل آن به فاخرترین لباس‏ها و خوش‏ترین عطرها و راهوارترین مرکب‏ها و مناسب‏ترین منزل‏ها". (4) امام حسین (ع) در کربلا هنگام شدت گرفتن جنگ در باره حقیقت مرگ به اصحاب خود فرمود:
    "شکیبایى کنید اى فرزندان مردان بزرگوار، مرگ تنها پلى است که شما را از ناراحتى‏ها و رنج‏ها به باغ‏هاى وسیع بهشت و نعمت‏هاى جاودان منتقل مى‏کند. کدام یک از شما از انتقال یافتن از زندان به قصر ناراحتید؟ اما نسبت به دشمن شما همانند این است که شخصى را از قصدى به زندان و عذاب منتقل کنند. پدرم از رسول خدا (ص) نقل فرمود: دنیا زندان مؤمن و بهشت کافر است و مرگ پل آن‏ها به باغ‏هاى بهشت و پل این‏ها به جهنم است. (5)
    پس انسان مؤمن با امید رحمت بى پایان و توجه به مهربانى و لطف خداوند و انجام وظایف و تکالیف شرعى خود و ترک محرمات و توبه و بازگشتن به سوى پروردگار مى‏تواند در مورد مرگ چنان بیندیشد که نه تنها از آن نترسد، بلکه مشتاق آن گردد، چرا که در آن جا با رسول خدا (ص) و ائمه اطهار(ع) همنشین شده و از نعمت‏هایى که در تصور نمى‏گنجد، بهره‏مند خواهد شد. کسانی که با دیدگاه الهی، مرگ را گذرگاه حیات ابدی و باز شدن دفتر زندگی نوینی می‌دانند و باورشان این است که رحمت و مغفرت خداوند بی‌پایان است، به لطف و رحمتش امیدوار می‌گردند و هراسی از مرگ ندارد، چه آن که هر چقدر گناهان آنان بزرگ و زیاد باشد، با رحمت نامحدود خداوند قابل مقایسه نیست، پس با آب توبه آثار گناهان را شستشو می‌دهند و با بیم و امید زندگی می‌کنند، زیرا توبه کننده «محبوب» خداست. قرآن کریم می‌فرماید:
    «انّ الله یحب التوابین»(6). کسی که دوستدارش خداوند است، چه غم‌دارد و از چی هراس داشته باشد، در حالی که همه چیز از بهشت و جهنم، دنیا و آخرت در اختیار و تحت فرمان دوستش است؟!بنابر این برای خروج از ترس و بیم، رابطه دوستی با خدا را بیشتر نمایید: «اَلا بذکر الله تطمئنّ القلوب(7)؛ تنها با ذکر و یاد خدا است که دل‌ها آرام می‌گیرد. یاد خدا بودن به این است که، وظایف خویش را در برابر او، همسر، اقوام، همسایگان و سایر مردم بشناسید و به قصد اطاعت از خدا و جلب خشنودیش، آنها را انجام دهید. نیز از گناهان و تقصیرات گذشته، با انجام وظایف خویش توبه کنید؛ گذشته‌ها را جبران نمایید و بر ترک گناه وجلب رضایت خداوند در آینده مصمم باشید. ذکر مقدس «بسم الله الرحمن الرحیم لا حول ولا قوة إلاّ بالله العلی العظیم حَسْبُنا الله ونعم الوکیل» را زیاد بگویید، تا هول و هراس از شما دور شود.
    با ترسیم و تعریفى که از سوى پیشوایان دینى براى مرگ شده، درمى‏یابیم که مرگ براى مؤمن چیزى نیست که از آن بترسد، بلکه ترس از مرگ باید براى کسانى باشد که در زندگى آنان جز اعمال ناشایست دیده نمى‏شود. خطاکار هر لحظه تصوّر مى‏کند ممکن است مأموران قانون براى مجازات به تعقیب او بیایند. وى پیش از تسلیم شدن به قانون آرامش ندارد و پس از آن که بازداشت شد، هر قدم که به دادگاه نزدیک‏تر مى‏شود، دلهره او بیشتر مى‏شود، چون که مى‏داند رسیدن به دادگاه و سپس بازداشتگاه یعنى آغاز تحمل مجازات خطاهاى گذشته، همین‏طور گناهکار به علّت خطاهایى که مرتکب شده مى‏داند با رسیدن مرگ، باید به کیفر گناهان خود برسد، از این رو از مرگ و مردن مى‏ترسد. اما مؤمنان و انسان‏هاى شایسته چون مرگ را تغییر منزل مى‏دانند و از رسیدگى به پرونده اعمال خود هراسى ندارند، از مرگ نمى‏ترسند. با نگاهى کوتاه روایاتى که در این موضوع از معصومان(ع) به دست ما رسیده بهتر مى‏توانیم چهره مرگ را ترسیم کنیم:
    1 - پیامبر اکرم(ص) فرمود: "مرگ هدیه مؤمن است". (8)
    2 - امیرالمؤمنین(ع) فرمود: "میان ما و بهشت یا جهنّم چیزى جز مرگ نیست". (9)
    3 - پیامبر(ص) فرمود: "مردم دو دسته هستند: گروهى با مرگ خود جامعه را راحت مى‏کنند. گروهى (با مرگ) راحت مى‏شوند. مؤمن با مردن از گرفتارى‏هاى دنیا راحت مى‏شود و به دریاى رحمت خدا و ثواب الهى وارد مى‏شود، اما با مردن ستمکار، مردم، حیوانات و درختان از او آسوده مى‏شوند و براى (رسیدن به مجازات) اعمال گذشته خود فرستاده مى‏شود". (10)
    4 - امام صادق(ع) فرمود: هر مؤمنى در هنگام مرگ پیامبر(ص) و على(ع) را مى‏بیند و خوشحال مى‏شود و هر مشرکى هم در آن هنگام آنان را مى‏بیند، اما سبب ناراحتى او خواهد شد. (11)
    5 - به امام صادق(ع) گفته شد: مرگ را براى ما توصیف کنید، حضرت فرمود: "(مرگ) براى مؤمن همانند بوییدن خوشبوترین بوییدنى‏ها است که بوى آن او را به خواب ببرد و از همه رنج‏ها و ناراحتى‏ها راحت شود امإ؛ ح‏ح براى کافر همانند نیش مار و عقرب یا شدیدتر از آن است". (12)
    از مجموعه سخنان پیشوایان دینى به این نتیجه مى‏رسیم که: مرگ هدیه براى مؤمن و فاصله تا بهشت و سبب راحتى از گرفتاریهاى دنیا و همانند بوییدن خوشبوترین بوییدنى‏ها است. مؤمن در حال مرگ، پیامبر(ص) و على(ع) را مى‏بیند و خوشحال مى‏شود، بنابراین عامل ترس نیست تا مؤمن از آن بترسد؛ اما مرگ براى کافران و گناهکاران همچون گزیدن مار و عقرب و فاصله رسیدن به عذاب و کیفر گناهان است و از این رو از آن مى‏ترسد.

    پى‏نوشت‏ها:
    1. تفسیر نمونه، ج 1، ص 358.
    2. همان، ج 24، ص 123.
    3. نهج البلاغه، خطبه 5.
    4. تفسیر نمونه، ج 22، ص 262.
    5. همان، ص 263.
    6. بقره، آیه 222.
    7. رعد، آیه 28.
    8. بحار، ج70، ص171.
    9. همان
    10. امالى الشیخ الطوسى، منشورات مکتبةالداورى، قم ص 184
    11. بحارالأنوار، همان، ص 174، ح 8.
    12. معانى‏الأخبار، همان، ص 287.

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,042
    حضور
    192 روز 16 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28781



    اکثر افراد فارغ از گرایش دینی و اعتقادی و پایبندی یا عدم پایبندی شان به این امور از مرگ و سرنوشتی که در انتظارشان خواهد بود، هراس دارند اما یا آن را ابراز نمی کنند و یا با بی توجهی نسبت به مرگ و مردن تلاش می کنند اصلاً به آن فکر نکنند.
    اصولا مشکل اکثر افراد این است که به نوعی مرگ را برای «خود» باور ندارند. معمولا در زمانی که یکی از دوستان یا بستگان نزدیکشان می میرد، ناگهان دچار یک دلهره درونی و تغییر ناگهانی در رفتار و تفکرات خود می شوند که حاکی از هراس و نگرانی درونی اما مورد غفلت قرارگرفته است.
    پس علت اصلی عدم ترس برخی افراد غیر مومن، کم توجهی به مرگ وحقیقتی که در پیش رویشان خواهد بود است ؛ اما فارغ از این امر عامل اصلی تهور و بی باکی ظاهری بی دینان نسبت به مرگ را باید در جهل و نادانی آنها نسبت به مرگ و حقایق پس از آن جستجو کرد ؛ وضعیت این افراد همانند وضعیت کودکی است که آتش برافروخته و هیزم سوخته ای را می بیند و به سوی آن دست دراز می کند؛ مسلما این شجاعت ظاهری کودک ارزش نیست، بلکه بالاترین نقطه ضعف و عامل عذاب است که منشا آن هم جهل و بی اطلاعی اوست، نه چیز دیگر.
    مولوی داستان زیبایی را در مثنوی نقل می کند که بی تناسب با مساله ما نیست ؛ داستان مردی روستایی که شبانه و در تاریکی برای سرکشی به گاوش وارد طویله خانه اش می شود، غافل از آن که شیری گاو را خورده و به جای گاو دراز کشیده است :
    روستایی گاو در آخور ببست
    شیر گاوش خورد، بر جایش نشست
    روستایی شد در آخور، سوی گاو
    گاو را می‌جست شب، آن کنجکاو
    دست می‌مالید بر اعضای شیر
    پشت و پهلو، گاه بالا، گاه زیر!
    شیر گفت از روشنی افزون شدی
    زهره‌اش بدریدی و دل خون شدی!
    این چنین گستاخ زان می‌خاردم
    کو در این شب، گاو می‌پنداردم!(1)
    وضعیت افرادی هم که از مرگ نمی ترسند، بی شباهت به چنین فردی نیست که از روی نادانی و جهالت خیالی آسوده و راحت دارند اما وقتی روشنایی حقیقت طالع گردد، آن گاه هراسی به مراتب سخت تر و دشوارتر از هر فرد دیگری خواهند داشت. خواهند دریافت که چه ابلهانه از نعمت ترس و هراسی که می توانست نیروی حرکت و تلاش و تعالی باشد، به واسطه جهالت و نادانی خویش دست شستند و آینده خویش را تباه نمودند.

    پی نوشت :
    1. مثنوی معنوی، ج 1، دفتر دوم، ص 275.

  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,042
    حضور
    192 روز 16 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28781



    ترس از مرگ و سکرات مرگ و هول های بعد از مرگ سه مقوله است که باید جداگانه مورد تامل قرار گیرد.
    1- ترس از مرگ؛
    ترس از مرگ یا به خاطر آن است که انسان مرگ را نیستی می داند و طبیعی است که آدم از نیست و نابود شدن می­ترسد.
    یا مرگ را جدا کننده از بهشتی می داند که در دنیا برای خود ساخته و پلی به مقصدی که برای آن هیچ تدارکی ندیده است. این پندار، ترسناک بلکه هولناک است. این دو گونه ترسیدن از مرگ مربوط به بی ایمانان به آخرت و دلدادگان به دنیاست.
    گاهی نیز ترس از مرگ به خاطر ترس از گناهان و کوتاهی های احتمالی و آماده نبودن است. این ترس به مؤمنان اختصاص دارد و بسیار پسندیده و سازنده است.
    2-ترس از سکرات مرگ،
    این ترس برای مؤمنان قبل از رسیدن مرگ وجود دارد ولی با مشاهده چهره بشاش و مهربان ملک الموت و شنیدن بشارت ها، به آرامش بدل شده و در آرامش و راحتی جان می دهند. بنا به روایتی ملک الموت به رسول خدا اعلام می­کند :
    ای رسول خدا چشم روشن و راحت خیال باش که من با مؤمنان رفیقم (1)
    پیامبر فرمود : فرشته مرگ در پیشگاه مؤمن ذلیلانه می ایستد و به او سلام و بشارت بهشت داده و سپس جانش را می گیرد.(2)
    جان دادن مؤمن مانند نوشیدن جرعه ای آب خنک در روز گرم تابستان است.(3)
    ولی کافر و گناهکار فرشته مرگ را با قیافه ای هولناک می بیند که به سختی جان او را می کند و این از عذاب های سختی است که کافر و گناهکار باید تحمل کنند.
    3-ترس پس از مرگ که از مشاهده عذاب­ها و تحمل آنها حاصل می­شود و برای کافران و گناهکاران است.
    بنابر این مؤمن گرچه قبل از رسیدن مرگ می­ترسد که مبادا تقصیر کرده و بعد از مرگ با قهر و عذاب مواجه شود ولی با رسیدن مرگ و مشاهده ملک الموت و شنیدن بشارت ها،آرامش می یابد ولی کافر و گناهکار قبل از رسیدن مرگ از آن می ترسد و با مشاهده مرگ و عذاب های بعد از آن، خوف و هراسش بیشتر می شود.

    پی نوشت ها:
    1. میزان الحکمه،ج3،ص2963.
    2. همان،ص2961.
    3. همان.

  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,042
    حضور
    192 روز 16 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28781



    از آیات استفاده می‌شود که مرگ همراه با شداید و حالت گیج کننده ای است. قرآن می‌فرماید:"سرانجام سکرات مرگ فرا می‌رسد (و در این هنگام به انسان گفته می‌شود:) این همان چیزی است که از آن فرار می‌کردی (عاقبت دامان تو را گرفت)".(1)
    "سکره" از مادّه، "سُکر" حالتی است که میان انسان و عقل او مانع ایجاد می‌کند و غالباً در مورد شراب به کار می‌رود. هر چند گاهی در مورد حالتی که از شدّت غضب یا عشق آتشین و سوزان دست می‌دهد، گفته می‌شود. در مقاییس اللغه آمده است: اصل این ماده به معنی حیرت است. بعضی آن را به معنی "شدّت" تفسیر کرده اند. ظاهراً همه آنها ناظر به یک معنی است، با تعبیرات مختلف.(2)
    از روایات استفاده می‌شود که حتّی انبیا و مردان خدا که نه دلبستگی به دنیا داشتند و نه وحشتی از آینده، از آرامش خاصی در لحظه مرگ برخوردار بودند اما از مشکلات و شداید این لحظه‌انتقالی بی نصیب نبودند، چنان که در حالات پیامبر(ص) می‌خوانیم که در واپسین لحظات عمر مبارکش، دست در ظرف آبی می‌کرد و به صورت می‌کشید و "لااله‌الا‌الله" می‌گفت و می‌فرمود: "إنّ للموت سکرات؛ مرگ سکرات و شدایدی دارد".(3) البته شاید برای اطرافیان این سخن را می‌گفت. از علی(ع) نقل شده: "مرگ شداید و سختی هایی دارد، شدید تر از آن چه در وصف بگنجد، یا با معیار عقل مردم دنیا سنجیده شود".(4)
    گاه سکرات مرگ با امور دیگری همراه می‌شود که شدت آن را مضاعف می‌کند،‌همان گونه که در کلام امیرمؤمنان(ع) آمده است: "سکرات مرگ و حسرت و اندوه از دست دادن آن چه را داشتند، بر آن‌ها هجوم می‌آورد".(5)

    پی‌نوشت‌ها:
    1. ق (50) آیه 19.
    2. ناصر مکارم شیر ازی، پیام قرآن، ج5، ص 431.
    3. تفسیر روح البیان، ج9، ص 118.
    4. غررالحکم، ج2، ص 589، شماره 667.
    5. نهج البلاغه ( فیض الاسلام) خطبه 108، ص 322.

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,042
    حضور
    192 روز 16 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28781



    مرگ آسان ؟

    1) ایمان حقیقی، رعایت تقوای الهی، انجام واجبات، ترک محرمات، دوستی اهل بیت(ع)، یاد مرگ، صلة رحم، نیکی به والدین و وضوی کامل گرفتن مرگ را آسان و عبور از پل صراط را راحت می کند.
    رسول خدا(ص) فرمود: "مرگ را زیاد یاد کنید. هر بنده ای مرگ را زیاد یاد کند، خداوند قلبش را زنده می کند و مرگ را بر او آسان می نماید".(1) حضرت صادق(ع) فرمود: "مرگ برای مؤمن همانند خوشبوترین چیزی است که با بوییدن آن مؤمن از تمام درد و رنج ها رها می شود".(2) امام علی(ع) فرمود: "بهترین تحفه و سوغات برای مؤمن مرگ است".(3)
    از حضرت دربارة آمادگی برای مرگ سؤال شد، فرمود: "انجام واجبات و ترک محرمات و دارا شدن مکارم و فضایل، آمادگی برای مرگ است. کسی که واجبات را انجام دهد و محرمات را ترک کند و دارای فضایل باشد، باکی از مرگ ندارد".(4) امام صادق(ع) فرمود: "هر کس دوست دارد خداوند سکرات مرگ را آسان کند، باید صلة رحم کند و به پدر و مادرش نیکی نماید".(5)
    رسول گرامی(ص) به علی(ع) فرمود: "ثابت قدم ترین شما بر صراط کسی است که اهل بیت مرا بیش تر دوست داشته باشد".(6) نیز فرمود: "یا علی، روز قیامت من و تو و جبرئیل در پل صراط می ایستیم. از پل صراط عبور نمی کند مگر کسی که به خاطر داشتن ولایت تو، برائت از آتش جهنم را داشته باشد".(7)
    پس جواز عبور از پل صراط، ولایت امیرالمؤمنین(ع) است.
    فرمود: "وضوی صحیح و کامل بگیر و از پل صراط مثل عبور ابرها، حرکت کن".(8)
    هر ذکر و دعایی برای نجات انسان از مهالک دنیوی و اخروی مفید است. امام باقر(ع) از قول پیامبر(ص) به جابر فرمود: "گفتن« اشهد ان لا اله الاّ الله وحده لاشریک له و اشهد انّ محمداً عبده و رسوله» باعث بالا رفتن اعمال و کارهای خوب انسان می شود . عمل را چند برابر می کند . میزان عمل خیر را مضاعف می کند.
    به واسطة این دو شهادت از جهنم نجات یافته و به بهشت راه پیدا می کند . باعث عبور از صراط می شود. پیامبر فرمود: "زیاد صلوات بر من بفرستید تا به رحمت الهی نائل شوید".(9)
    حضرت صادق(ع) فرمود: "هر که یک روز از آخر ماه رجب را روزه بگیرد، خدا او را از شدت سکرات مرگ و از عذاب قبر ایمن گرداند و هر که دو روز از آخر رجب روزه بگیرد، از صراط به آسانی بگذرد".(10)
    یادآور رحمت و مغفرت گسترده الهی نیز باشید که شامل حال تمام بندگان و به خصوص بندگان مؤمن می شود . از این طریق امید را در قلب خود زنده نگه دارید.

    پی نوشت ها:
    1. محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ماده موت، حدیث شمارة 19154.
    2. همان، شمارة 19109.
    3. همان، شمارة 19124.
    4. همان، شماره 19209.
    5. همان، شماره 19237.
    6. همان، ماده صراط، شمارة 10483.
    7. همان، شمارة 10484.
    8. همان، شمارة 10492.
    9. کافی، ج 8، ص 18.
    10. مفاتیح الجنان، اعمال ماه رجب.

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,042
    حضور
    192 روز 16 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28781



    یاد مرگ همیشه کم و بیش تأثیر گذار است.
    امام صادق(ع) می‌فرماید: «یاد مرگ شهوت‌ها را می‌میراند و ریشه‌های غفلت را از بین می‌برد».(1)
    هم‌چنین دل انسان‌ها همیشه به یک حالت نیست و تأثیر‌پذیری آن در حالات مختلف، متفاوت است، همان گونه که در روایات آمده: «دل گاهی رو می‌کند و گاهی پشت می‌نماید. چنانچه دل رو کرد، خود را بر نوافل (مستحبات) بگمارید و اگر دل پشت کرد، به واجبات اکتفا نمایید»(2) بنابر این هنگامی که دل رو نکرده، نباید بر آن سخت گرفت.
    یاد مرگ نباید عامل مخرّب شود و سرور و نشاط زندگی و استفاده از فرصت‌های مطلوب و شایسته را گرفته، آثار منفی بر روح و جان‌تان وارد نماید. به حفظ اعتدال در این مورد باید توجه شود.

    پی‌نوشت‌ها:
    1. میزان الحکمه، ماده موت، ش 19154.
    2. همان، ماده قلب، ح 16960.

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,042
    حضور
    192 روز 16 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28781



    علت دوری از یاد مرگ چیست؟

    دوری از یاد مرگ علل مختلفی می‌تواند داشته باشد، از جمله اینکه:
    1ـ بعضی افراد چون از مرگ می‌ترسند، از یاد مرگ نیز وحشت دارند.
    2ـ بعضی مرگ و عالم پس از آن را مهم نمی‌دانند و معمولاً انسان آن چه را که برای او مهم است، بیش‌تر یاد می‌کند و آن چه را مهم نمی‌داند، از آن روی گردان است.
    3ـ عامل مهم دوری از یاد مرگ، غفلت است. متأسفانه اسباب غفلت که زیاد است، انسان را به خود مشغول کرده ومرگ را از خاطره‌ها محو کرده است.
    4ـ عامل دیگر، دلبستگی به دنیا و مظاهر مادی است. کسی که هم و غمّ و تلاش او دنیاست،‌دیگر برای او مجالی برای مرگ و عالم پس از آن باقی نمی‌ماند.
    5ـ معاشرت با اهل دنیا و همنشینی با افراد بی ایمان دل را می‌میراند و اثرش غفلت از یاد مرگ است.
    6ـ برخی نیز چون به اعمال خود نظاره می‌کنند، می‌بینند که کارهای خلاف و گناهان بسیاری انجام داده‌اند و یا مرگ آنها را از عواقب کارشان و حسابرسی اعمالشان بیمناک می‌کند.


  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود