جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا خدا مکرر، به نعمت های بهشتی (حوری، میوه و شراب) وعده داده؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    214
    حضور
    24 روز 23 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    380

    اشاره چرا خدا مکرر، به نعمت های بهشتی (حوری، میوه و شراب) وعده داده؟




    سلام...من در دوران کودکی همیشه فکر می کردم که انجام عمل خیر، باید بدون هیچ چشم داشتی به پاداش هایی مادی که احتمالا از بابت اون عمل خیر می تونه نصیبمون بشه، صورت بگیره.ولی می بینم که قرآن مکرر وعده حوری و شراب و میوه و رودخانه و درختان سرسبز داده...این وعده ها بابت چیه.؟؟مگر ما نباید انسان باشیم، چون وظیفمون هست و باید انسان باشیم بدون چشم داشتی به پاداش ها.آیا انسان بودن به طمع حوری منطقیست و ارزمشمند است.. انسان به طمع منافع خود(حوری و شراب بهشتی)برود اعمالی انجام بدهد، ارزشمند است؟آیا خدمت به خلق به خاطر اینکه اینکه رئیس جمهور به شما پول و پاداش می دهد، ارزشمند و انسانی است و یا خدمت به خلق بدون در نظر گرفتن این امر که رئیس جمهور پولی می دهد و یا نه منطقیست و انسانی است و ارزشمند است؟؟؟؟
    ما چرا باید رفتار پسندیده و نیک انجام دهید؟؟؟اگر نه برای حوری و شراب و امثال اینها، پس چرا خدا ما را به این ها وعده می دهد و مکرر به آنها اشاره می کند؟؟
    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۴/۰۵/۲۶ در ساعت ۱۶:۰۲

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58293



    با نام و یاد دوست






    چرا خدا مکرر، به نعمت های بهشتی (حوری، میوه و شراب) وعده داده؟








    کارشناس بحث: استاد مسلم


  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    مولا و مقتدای آزادمردان جهان، امیرالمومنین(ع)
    نوشته
    2,022
    حضور
    57 روز 5 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4535



    نقل قول نوشته اصلی توسط پیروز نمایش پست ها
    سلام...من در دوران کودکی همیشه فکر می کردم که انجام عمل خیر، باید بدون هیچ چشم داشتی به پاداش هایی مادی که احتمالا از بابت اون عمل خیر می تونه نصیبمون بشه، صورت بگیره.ولی می بینم که قرآن مکرر وعده حوری و شراب و میوه و رودخانه و درختان سرسبز داده...این وعده ها بابت چیه.؟؟مگر ما نباید انسان باشیم، چون وظیفمون هست و باید انسان باشیم بدون چشم داشتی به پاداش ها.آیا انسان بودن به طمع حوری منطقیست و ارزمشمند است.. انسان به طمع منافع خود(حوری و شراب بهشتی)برود اعمالی انجام بدهد، ارزشمند است؟آیا خدمت به خلق به خاطر اینکه اینکه رئیس جمهور به شما پول و پاداش می دهد، ارزشمند و انسانی است و یا خدمت به خلق بدون در نظر گرفتن این امر که رئیس جمهور پولی می دهد و یا نه منطقیست و انسانی است و ارزشمند است؟؟؟؟
    ما چرا باید رفتار پسندیده و نیک انجام دهید؟؟؟اگر نه برای حوری و شراب و امثال اینها، پس چرا خدا ما را به این ها وعده می دهد و مکرر به آنها اشاره می کند؟؟
    با سلام و احترام و تشکر از سوال خوب شما

    در این که شایسته است که همه انسان ها بدون چشم داشت و از روی احساس وظیفه در مسیر درست، و بندگی خدا گام بردارند شکی نیست و حرف شما در این خصوص کاملا متین است، اما باید دقت بفرمایید که انسان ها دارای درجات مختلفی از فهم و معرفت هستند و این موجب می شود که اصل بندگی و انسانیت نیز دارای مراتبی باشد، امام علی(ع) در روایتی می‌فرمایند:

    «إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ التُّجَّارِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْعَبِيدِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ شُكْراً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْأَحْرَار»(نهج البلاغه(صبحی صالح)، کلمات قصار، شماره237)

    ترجمه: گروهى خدا را از روى ميل به ثواب عبادت كردند و اين عبادت تاجران است. و گروهى از ترس كيفر عبادت كردند و اين عبادت‏ بردگان‏ است، و گروهى به خاطر سپاسگزارى عبادت كردند و اين عبادت آزادگان است‏.

    روشن است که عبادت هر سه مقبول است، چون هیچکدام از روی ریاء و رضایت مخلوق خدا را عبادت نکرده اند، اما همین عبادت کردنشان مراتبی دارد.
    اگر چه خداوند در گام اول به دنبال این است که انسان ها از روی احساس وظیفه این مسیر را بپیمایند، نه منافع دنیوی، و نه حتی از روی طمع بهشت و ترس جهنم، همان طور که در تمجید از امام علی(ع) در لیلة المبیت به خاطر جانفشانی و خوابیدن در بستر پیامبر(ص)، می فرماید:

    «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْري نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِباد» (بقره:207)
    ترجمه: و بعضى از مردم جان خود را به خاطر خشنودى خدا مى‏فروشند و خداوند نسبت به بندگان مهربان است.

    یعنی نیت امام علی(ع) در گذشتن از جان خویش فقط رضایت الهی بوده، نه طمع بهشت و ترس از جهنم.
    اما خب طبیعتا غالب انسان ها در این سطح از معرفت نبوده و رضایت الهی در نگاهشان چنین جایگاه رفیعی ندارد، بلکه عمدتا اهل معامله هستند و همواره به دنبال این هستند که با گذشتن از چیزی، چیز بهتری به دست آورند، از طرفی آنچه که حکمت اقتضاء می کند جذب حداکثری است، یعنی موجود حکیم همواره به دنبال این است که همه انسان ها را با ابزار متناسب با فهم و درکشان از مسیر ضلالت بازداشته و به مسیر هدایت فرا بخواند، اما یقینا جایگاه کسانی که بدون طمع بهشت و ترس جهنم و به خاطر رضایت الهی در این مسیر گام برداشته اند، جایگاه ویژه ای است:

    «وَ مَثَلُ الَّذينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبيتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصابَها وابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَها ضِعْفَيْنِ فَإِنْ لَمْ يُصِبْها وابِلٌ فَطَلٌّ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصير» (بقره-265)
    ترجمه: و كسانى كه اموال خود را براى خشنودى خدا، و تثبيت روح خود، انفاق مى‏كنند، همچون باغى است كه در نقطه بلندى باشد،(و از هواى آزاد و نور آفتاب، به حد كافى بهره گيرد) و بارانهاى درشت به آن برسد، و ميوه خود را دو چندان دهد و خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد، بيناست‏.

    و نیز می فرماید:
    «لا خَيْرَ في‏ كَثيرٍ مِنْ نَجْواهُمْ إِلاَّ مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاحٍ بَيْنَ النَّاسِ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ فَسَوْفَ نُؤْتيهِ أَجْراً عَظيما»(نساء-114)
    ترجمه: در بسيارى از سخنانِ درِگوشى (و جلسات محرمانه) آنها، خير و سودى نيست مگر كسى كه امر به كمك به ديگران، يا كار نيك، يا اصلاح در ميان مردم كند و هر كس براى خشنودى پروردگار چنين كند، پاداش عظیمی به او خواهيم داد.

    با این اوصاف روشن می شود که نمی توان توقع داشت که خداوند انسان هایی که حاضر نیستند بدون چشم داشت و تنها برای رضایت او عبادت کنند را رها کند، بلکه می بایست آنها را نیز با ابزاری به سمت خویش فرا می خواند. خصوصا با توجه به این که این دسته از انسان ها اکثریت را تشکیل می دهند، لذا همین امر موجب شده است که به تناسب کثرت مخاطب، تعداد این دسته از آیات نیز افزایش یابد، و ضرورت این کثرت تشویق و تنذیر زمانی روشن می شود که می بینیم علی رغم این حجم کثیر از آیات تشویقی به برترین پاداش ها و تنذیر نسبت به بدترین مجازات ها هنوز نیز غالب مردم دنیا را بر آخرت ترجیح می دهند و به فرمایش قرآن کریم:

    «أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُون‏»؛ اکثر آنها نمی فهمند.(مائده:103)
    «أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُون‏»؛ اکثر آنها نمی دانند.(انعام:37)

    پس نمی توان از کسانی که با دیدن این همه آیه عذاب نترسیده و در این همه آیه پاداش طمع نمی کنند، توقع داشت که بدون این آیات ایمان آورده و از روی احساس وظیفه انسانیت خویش را حفظ کنند.

    چرا خدا مکرر، به نعمت های بهشتی (حوری، میوه و شراب) وعده داده؟

    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89

    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    214
    حضور
    24 روز 23 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    380



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها
    روشن است که عبادت هر سه مقبول است، چون هیچکدام از روی ریاء و رضایت مخلوق خدا را عبادت نکرده اند، اما همین عبادت کردنشان مراتبی دارد.
    سلام.
    شما می فرمایید که هیچکدامشان از روی ریاء و رضایت مخلوق عبادت نکردند؟؟اینکه کسی به خاطر به قول امام از روی کیفر و ترس خدا را عبادت کند از نظر شما مقبول است؟؟این فضیه برای من قابل هضم نیست.عبادت از روی کیفر چطور مقبول است.چه ارزشی دارد این عبادت؟؟آنوقت اگر خدا بیان می کردند که نگران هیچ کیفری نباشید.آنها خدا را عبادت نمی کردند؟؟خوب این چه ارزشی دارد.شما چطور می فرمایید این عبادت مقبول می افتد؟؟شما می فرمایید هیچکدام از روی ریاء و رضایت مخلوق نبوده پس مقبول است؟ یعنی همین که از روی ریاء و رضایت مخلوق نباشد، مقبول است؟(شاید من منظور از ترس از کیفری که در کلامتان بود را متوجه نشدم.ولی اگر کیفر از آتش جهنم باشد.این چه ارزشی دارد.اگر آتش جهنم نبود.شخص خدا را عباردت نمی کرد؟بعد شما می فرمایید این عبادت مورد پذیرش خداست؟ و با مقبول شدنش، پاداش هم احتمالا دارد؟؟)
    البته من فکر می کنم.این گفته کمی خارج از بحث است!و در ادامه...

    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها
    اما خب طبیعتا غالب انسان ها در این سطح از معرفت نبوده و رضایت الهی در نگاهشان چنین جایگاه رفیعی ندارد، بلکه عمدتا اهل معامله هستند و همواره به دنبال این هستند که با گذشتن از چیزی، چیز بهتری به دست آورند، از طرفی آنچه که حکمت اقتضاء می کند جذب حداکثری است، یعنی موجود حکیم همواره به دنبال این است که همه انسان ها را با ابزار متناسب با فهم و درکشان از مسیر ضلالت بازداشته و به مسیر هدایت فرا بخواند،
    انسانی که در آن سطح معرفتی به قول شما نبوده را نباید آگاه کرد و روشنش کرد و انسانیت و ارزشمندی را یادش داد؟؟(و اصلا نیاز به یاد دادن نیست.چون ما ادعا داریم این امور فطری هستند، یعنی نیاز به آموزش ندارد.بلکه نیاز به آگاهیدن و تذکر است)به جای تذکر دادن و اگاهیدن و بیدار کردن این افراد باید آنها را به راهی غیر ارشمند سوق داد و به آنها وعده های حوری و شراب و میوه داد؟و آنها را به این باور سوق داد که به طمع حوری و شراب و میوه، عمل نیک و خدا پسندانه انجام دهند؟شما می فرمایید که همه انسان ها را با ابزار متناسب با فهم و درکشان باید از مسیر ضلالت بازداشت.چرا نمی گویید که باید فهم و درکشان را بالا برد؟؟که به طمع حوری و میوه و شراب عمل پسندیده انجام ندهد. و بر عکس با دادن این وعده و وعیده ها، نه تنها یک بار و دو بار، بلکه مکرر، آنها را اتفاقا در درک معرفت راستین، بازداشت و آنها را غافل تر کرد.و به هر روی، آیا اصلا این نوع طمع، پسندیده هست یا نه.به نظر من هیچ ارزشی ندازد.حالا چرا ما باید انسان ها را به چیزی که هیچ ارزشی نداردند دلشاد و مشغول کنیم؟؟ ونیاییم معرفت آنها را بالا ببریم؟و یا از روش نیکوتری بهره ببریم؟آیا این تنها یک فریب نیست که آنها را می دهیم؟؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها
    ا این اوصاف روشن می شود که نمی توان توقع داشت که خداوند انسان هایی که حاضر نیستند بدون چشم داشت و تنها برای رضایت او عبادت کنند را رها کند، بلکه می بایست آنها را نیز با ابزاری به سمت خویش فرا می خواند.
    خوب با چه ابزاری.با ابزار فریب و مشغول کردن به وعده هایی بی ارزش.و یا با ابزار هایی و یا وسیله هایی نیکو آنها را آگاه کردن؟؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها
    پس نمی توان از کسانی که با دیدن این همه آیه عذاب نترسیده و در این همه آیه پاداش طمع نمی کنند، توقع داشت که بدون این آیات ایمان آورده و از روی احساس وظیفه انسانیت خویش را حفظ کنند.
    و در آخر نکته مهم اینکه.آیا در نزد خدا، هدف وسیله را توجیه می کند؟؟به قولی هدف این باشد که انسان ها به زلالت کشیده نشوند.خدا که کمال مطلق و قادر مطلق و خود هستی بخش و خود هدف گذار و خود اول و آخر، است.نمی تواند با وسیله ارزشمند انسان ها را آگاه و به سمت خود بکشانند.آیا باید با وعده و عید دادن به حوری و بهشت و میوه و شراب، انسان ها را از افتادن به گناه منع کند؟؟
    شاید بگویید که خدا با چه ابزار و وسیله ای پس انسان ها را جذب کند
    ؟خوب خدا اگر خداست، اگر وسیله هم نباشد که من بدان اشاره کنم، خود وسیله ای نیکو می آفریند و می فرستد و مگر آنکه خدا را محدود کنیم و بگوییم مجبور شده با شعار، وسیله، هدف را توجیه می کند و با پیدا نکردن روشی بهتر، از این روش و ابزار استفاده کند.!!!!
    ویرایش توسط پیروز : ۱۳۹۴/۰۵/۰۹ در ساعت ۱۲:۴۵

  9. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    مولا و مقتدای آزادمردان جهان، امیرالمومنین(ع)
    نوشته
    2,022
    حضور
    57 روز 5 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4535



    نقل قول نوشته اصلی توسط پیروز نمایش پست ها
    سلام.
    شما می فرمایید که هیچکدامشان از روی ریاء و رضایت مخلوق عبادت نکردند؟؟اینکه کسی به خاطر به قول امام از روی کیفر و ترس خدا را عبادت کند از نظر شما مقبول است؟؟این فضیه برای من قابل هضم نیست.عبادت از روی کیفر چطور مقبول است.چه ارزشی دارد این عبادت؟؟آنوقت اگر خدا بیان می کردند که نگران هیچ کیفری نباشید.آنها خدا را عبادت نمی کردند؟؟خوب این چه ارزشی دارد.شما چطور می فرمایید این عبادت مقبول می افتد؟؟شما می فرمایید هیچکدام از روی ریاء و رضایت مخلوق نبوده پس مقبول است؟ یعنی همین که از روی ریاء و رضایت مخلوق نباشد، مقبول است؟(شاید من منظور از ترس از کیفری که در کلامتان بود را متوجه نشدم.ولی اگر کیفر از آتش جهنم باشد.این چه ارزشی دارد.اگر آتش جهنم نبود.شخص خدا را عباردت نمی کرد؟بعد شما می فرمایید این عبادت مورد پذیرش خداست؟ و با مقبول شدنش، پاداش هم احتمالا دارد؟؟)
    البته من فکر می کنم.این گفته کمی خارج از بحث است!و در ادامه...
    با سلام
    بله که مقبول است، چون به خاطر ترس از عذاب خود خداست، نه عذاب مخلوقین؛ به خاطر شوق به پاداش های خود خداست، نه به خاطر پاداش های دنیوی مردم.
    ببینید این که عبادت از روی ترس و طمع در مقابل عبادت بدون چشم داشت ارزش کمتری دارد شکی نیست، اما نباید موجب شود که عبادت به خاطر بهشت و ترس از جهنم را اصلا غیر قابل قبول بدانیم.
    دقیقا تصور کنید اگر من به خاطر ترس از عقوبت خدا در حق کسی ظلم نکنم، به کسی دشنام ندهم، بد دهن نباشم، دزدی نکنم، عیبجویی نکنم و اهل نماز وروزه باشم و... هیچ ارزشی ندارد؟!! خود شما این را بی عدالتی نمی دانید؟! این شخص فقط به خاطر ترس از خدا گناه را ترک کرده و درست زندگی کرده، این عاقلانه است که او را در زمره ریاکارانی بدانیم که فقط برای منافع دنیوی و عزت در پیش چشم مردم ژست عابدانه می گیرند و در خلوت هر کاری دلشان خواست انجام می دهند! آیا این دو قابل مقایسه با هم هستند؟!



    نقل قول نوشته اصلی توسط پیروز نمایش پست ها
    انسانی که در آن سطح معرفتی به قول شما نبوده را نباید آگاه کرد و روشنش کرد و انسانیت و ارزشمندی را یادش داد؟؟(و اصلا نیاز به یاد دادن نیست.چون ما ادعا داریم این امور فطری هستند، یعنی نیاز به آموزش ندارد.بلکه نیاز به آگاهیدن و تذکر است)به جای تذکر دادن و اگاهیدن و بیدار کردن این افراد باید آنها را به راهی غیر ارشمند سوق داد و به آنها وعده های حوری و شراب و میوه داد؟و آنها را به این باور سوق داد که به طمع حوری و شراب و میوه، عمل نیک و خدا پسندانه انجام دهند؟شما می فرمایید که همه انسان ها را با ابزار متناسب با فهم و درکشان باید از مسیر ضلالت بازداشت.چرا نمی گویید که باید فهم و درکشان را بالا برد؟؟که به طمع حوری و میوه و شراب عمل پسندیده انجام ندهد. و بر عکس با دادن این وعده و وعیده ها، نه تنها یک بار و دو بار، بلکه مکرر، آنها را اتفاقا در درک معرفت راستین، بازداشت و آنها را غافل تر کرد.و به هر روی، آیا اصلا این نوع طمع، پسندیده هست یا نه.به نظر من هیچ ارزشی ندازد.حالا چرا ما باید انسان ها را به چیزی که هیچ ارزشی نداردند دلشاد و مشغول کنیم؟؟ ونیاییم معرفت آنها را بالا ببریم؟و یا از روش نیکوتری بهره ببریم؟آیا این تنها یک فریب نیست که آنها را می دهیم؟؟
    من گفتم که این پاداش ها و مجازات ها گامی در جهت هدایت مردم است، اما نباید از سخن بنده مفهوم گیری کنید که خداوند به این امر قناعت کرده است و از بندگان بیش از این مرتبه را درخواست نکرده است، منافاتی ندارد که انسان در ابتدا به خاطر ترس از دوزخ یا شوق به بهشت وارد این مسیر شده و سپس بدون چشم داشت آن را ادامه دهد. خداوند هرگز نفرموده است که در همین درجه ای که هستید باقی بمانید، بلکه دائما در آیات و روایات سخن از تعالی و تکامل روح است.
    علاوه بر اینکه عاقلانه تر و حکیمانه تر این است که انسان در ابتدا با مرتبه های پایین تر شروع کند و سپس با رشد و تکامل از آنها عبور کند؛ آیا می شود برای دعوت یک بت پرست جاهل توقع داشت در همان ابتدا از او خواست که دست از عبادت بت برداشته و بدون توقع خدا را عبادت کند؟ کسانی که با این همه و عده و وعید ایمان نمی اوردند! آنها حتی بت ها را هم اگر عبادت می کردند به خاطر این بود که برای آنها نقش در تدبیر عالم قائل بودند.
    پس خداوند بین دعوت در همه مراتب جمع کرده است.


    نقل قول نوشته اصلی توسط پیروز نمایش پست ها
    خوب با چه ابزاری.با ابزار فریب و مشغول کردن به وعده هایی بی ارزش.و یا با ابزار هایی و یا وسیله هایی نیکو آنها را آگاه کردن؟؟

    سخن شما یک مقدار بی انصافی است، آیا وعده پاداش در برابر گذشتن از برخی نعمتهای دنیوی که با سختی همراه است فریب دادن است؟! این که خداوند برماید هر کس از مال خودش گذشت و دیگران را سیر نمود من او را در آخرت بی نیاز می کنم فریب است؟! این که می فرماید هر کس چشمش را از ناموس دیگران بازداشت به او نعمتهای فراوان می دهم فریب است؟!
    آیا اگر پدر و مادری فرزندشان را که هنوز رشد و تکامل نیافته تا وظیفه اش را از روی مسئولیت پذیری انجام دهد، اگر به او وعده داده و پاداش دهند، او را فریب داده اند؟! یا اگر او را بیم داده و تنبیه کنند فریبکاری است؟!

    نقل قول نوشته اصلی توسط پیروز نمایش پست ها
    و در آخر نکته مهم اینکه.آیا در نزد خدا، هدف وسیله را توجیه می کند؟؟به قولی هدف این باشد که انسان ها به زلالت کشیده نشوند.خدا که کمال مطلق و قادر مطلق و خود هستی بخش و خود هدف گذار و خود اول و آخر، است.نمی تواند با وسیله ارزشمند انسان ها را آگاه و به سمت خود بکشانند.آیا باید با وعده و عید دادن به حوری و بهشت و میوه و شراب، انسان ها را از افتادن به گناه منع کند؟؟
    شاید بگویید که خدا با چه ابزار و وسیله ای پس انسان ها را جذب کند؟خوب خدا اگر خداست، اگر وسیله هم نباشد که من بدان اشاره کنم، خود وسیله ای نیکو می آفریند و می فرستد و مگر آنکه خدا را محدود کنیم و بگوییم مجبور شده با شعار، وسیله، هدف را توجیه می کند و با پیدا نکردن روشی بهتر، از این روش و ابزار استفاده کند.!!!!
    این حرف شما :

    اولا: این که هدف وسیله را توجیه نمی کند در جایی است که وسیله نامشروع باشد، اما وعده دادن و پاداش دادن به خاطر سختی هایی که بنده در دنیا کشیده است چه زشتی دارد؟ بلکه بالعکس، خیلی نیکو و پسندیده است، اگر خداوند بین انسانهای عادل و ظالم تفاوت نگذارد این ظلم و بی عدالتی است.

    ثانیا: خداوند به بهترین روش ها انسان ها را به راه سعادت دعوت کرده است، و وعده و وعید بخشی از این روش است، نه اینکه خداوند تنها از این مسیر بندگان را دعوت کرده باشد.

    ثالثا: بر فرض که وعده پاداش و جزا کار اشتباهی باشد، تأکید می کنم بر فرض این که کار درستی نباشد باز هم طبق قاعده عقلی اهم و مهم، اگر با مفسده ای بتوان مفسده بزرگتری را دفع کرد، یعنی بین بد و بدتر ، بد را انتخاب کرد دیگر آن مذموم نیست؛ پس حتی اگر این وعده دادن کار درستی نباشد بالاخره به وسیله آن خداوند جلوی خیلی از قتل و جنایات و دزدی ها و... را گرفته است، شاهد آن که اگر فردا به مردم بگویید بهشت و جهنمی در کار نیست می دانید چه وضعی می شود.

    رابعا: از خداوند توقع دارید که نسبت به بندگانی که در مراتب پایین تر معرفتی قرار دارند بی تفاوت باشد؟ یا همان توقعی که از علی(ع) دارد را از انها داشته باشد؟ توقع دارید که خداوند نسبت به بت پرستی که تازه مسلمان شده یا هنوز مسلمان نشده، از همان ابتدا بگوید وظیفه شما این است و فقط باید از روی وظیفه مرا پرستش کنید و خوب باشید، هیچ مزد و جزایی هم در کار نیست! به نظر شما چنین توقعی به جا است؟ به نظر شما چنین دعوتی موجب جذب طرف به سمت هدایت می شود یا دفع او؟

    خواهش می کنم بیشتر دقت بفرمایید، وعده پاداش و جزا در کنار وعده های دیگر بسیار کارگشا است، و بسیاری از مردم امروزه به خاطر همین وعده ها خود را حفظ می کنند، علاوه بر اینکه فیاض بودن خداوند و عدالت او اقتضاء می کند در برابر تکالیف دنیوی به انسان ها اجر و مزد بدهد.

    یا علی(ع)


    چرا خدا مکرر، به نعمت های بهشتی (حوری، میوه و شراب) وعده داده؟

    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89

    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  10. صلوات


  11. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    مولا و مقتدای آزادمردان جهان، امیرالمومنین(ع)
    نوشته
    2,022
    حضور
    57 روز 5 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4535

    جمع بندی




    سوال
    با توجه به اینکه آنچه که پسندیده و ارزشمند است، این است که انسان بدون هیچ گونه چشم داشتی، و صرفا از سر احساس وظیفه انسانی در مسیر درست گام بردارد، نه از روی طمع مزد و پاداش؛ پس چرا قرآن کریم به طور مکرر به حوری و شراب و میوه و رودخانه و درختان سرسبز وعده داده است؟

    پاسخ
    در این که شایسته است که همه انسان ها بدون چشم داشت و از روی احساس وظیفه در مسیر درست، و بندگی خدا گام بردارند شکی نیست و حرف شما در این خصوص کاملا متین است، اما باید دقت بفرمایید که انسان ها دارای درجات مختلفی از فهم و معرفت هستند و این موجب می شود که اصل بندگی و انسانیت نیز دارای مراتبی باشد، امام علی(ع) در روایتی می‌فرمایند:

    «إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ التُّجَّارِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْعَبِيدِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ شُكْراً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْأَحْرَار»(1)
    ترجمه: گروهى خدا را از روى ميل به ثواب عبادت كردند و اين عبادت تاجران است. و گروهى از ترس كيفر عبادت كردند و اين عبادت‏ بردگان‏ است، و گروهى به خاطر سپاسگزارى عبادت كردند و اين عبادت آزادگان است‏.

    روشن است که عبادت هر سه مقبول است، چون هیچکدام از روی ریاء و رضایت مخلوق خدا را عبادت نکرده اند، اما همین عبادت کردنشان مراتبی دارد.
    اگر چه خداوند در گام اول به دنبال این است که انسان ها از روی احساس وظیفه این مسیر را بپیمایند، نه منافع دنیوی، و نه حتی از روی طمع بهشت و ترس جهنم، همان طور که در تمجید از امام علی(ع) در لیلة المبیت به خاطر جانفشانی و خوابیدن در بستر پیامبر(ص)، می فرماید:

    «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْري نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِباد» (2)
    ترجمه: و بعضى از مردم جان خود را به خاطر خشنودى خدا مى‏فروشند و خداوند نسبت به بندگان مهربان است.

    یعنی نیت امام علی(ع) در گذشتن از جان خویش فقط رضایت الهی بوده، نه طمع بهشت و ترس از جهنم.
    اما خب طبیعتا غالب انسان ها در این سطح از معرفت نبوده و رضایت الهی در نگاهشان چنین جایگاه رفیعی ندارد، بلکه عمدتا اهل معامله هستند و همواره به دنبال این هستند که با گذشتن از چیزی، چیز بهتری به دست آورند، از طرفی آنچه که حکمت اقتضاء می کند جذب حداکثری است، یعنی موجود حکیم همواره به دنبال این است که همه انسان ها را با ابزار متناسب با فهم و درکشان از مسیر ضلالت بازداشته و به مسیر هدایت فرا بخواند، اما یقینا جایگاه کسانی که بدون طمع بهشت و ترس جهنم و به خاطر رضایت الهی در این مسیر گام برداشته اند، جایگاه ویژه ای است:

    «وَ مَثَلُ الَّذينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبيتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصابَها وابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَها ضِعْفَيْنِ فَإِنْ لَمْ يُصِبْها وابِلٌ فَطَلٌّ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصير» (3)
    ترجمه: و كسانى كه اموال خود را براى خشنودى خدا، و تثبيت روح خود، انفاق مى‏كنند، همچون باغى است كه در نقطه بلندى باشد،(و از هواى آزاد و نور آفتاب، به حد كافى بهره گيرد) و بارانهاى درشت به آن برسد، و ميوه خود را دو چندان دهد و خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد، بيناست‏.

    و نیز می فرماید:
    «لا خَيْرَ في‏ كَثيرٍ مِنْ نَجْواهُمْ إِلاَّ مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاحٍ بَيْنَ النَّاسِ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ فَسَوْفَ نُؤْتيهِ أَجْراً عَظيما»(4)
    ترجمه: در بسيارى از سخنانِ درِگوشى (و جلسات محرمانه) آنها، خير و سودى نيست مگر كسى كه امر به كمك به ديگران، يا كار نيك، يا اصلاح در ميان مردم كند و هر كس براى خشنودى پروردگار چنين كند، پاداش عظیمی به او خواهيم داد.

    با این اوصاف روشن می شود که نمی توان توقع داشت که خداوند انسان هایی که حاضر نیستند بدون چشم داشت و تنها برای رضایت او عبادت کنند را رها کند، بلکه می بایست آنها را نیز با ابزاری به سمت خویش فرا می خواند. خصوصا با توجه به این که این دسته از انسان ها اکثریت را تشکیل می دهند، لذا همین امر موجب شده است که به تناسب کثرت مخاطب، تعداد این دسته از آیات نیز افزایش یابد، و ضرورت این کثرت تشویق و تنذیر زمانی روشن می شود که می بینیم علی رغم این حجم کثیر از آیات تشویقی به برترین پاداش ها و تنذیر نسبت به بدترین مجازات ها هنوز نیز غالب مردم دنیا را بر آخرت ترجیح می دهند و به فرمایش قرآن کریم:

    «أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُون‏»؛ اکثر آنها نمی فهمند.(5)
    «أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُون‏»؛ اکثر آنها نمی دانند.(6)

    پس نمی توان از کسانی که با دیدن این همه آیه عذاب نترسیده و در این همه آیه پاداش طمع نمی کنند، توقع داشت که بدون این آیات ایمان آورده و از روی احساس وظیفه انسانیت خویش را حفظ کنند.
    یا از خداوند توقع داشت که نسبت به بندگانی که در مراتب پایین تر معرفتی قرار دارند بی تفاوت باشد؟ یا همان توقعی که از علی(ع) دارد را از آنها داشته باشد؟ آیا منطقی است که توقع داشت خداوند نسبت به بت پرستی که تازه مسلمان شده یا هنوز مسلمان نشده، از همان ابتدا بگوید وظیفه شما این است و فقط باید از روی وظیفه مرا پرستش کنید و خوب باشید، هیچ مزد و جزایی هم در کار نیست! به نظر شما چنین توقعی به جا است؟ به نظر شما چنین دعوتی موجب جذب طرف به سمت هدایت می شود یا دفع او؟

    نتیجه گیری
    انسان ها از نظر معرفت و بینش در مراتب مختلفی هستند، طبیعتا باید روش دعوت آنها به مسیر انسانیت و سعادت نیز متفاوت باشد، پس اگرچه شایسته تر این است که انسان بدون چشم داشت و از روی وظیفه در این مسیر گام بردارد اما اگر کسی در این سطح از معرفت نبود اشکالی ندارد که ابتدا با وعده و وعید او را وارد این مسیر کرد و سپس رشد داد، چرا که پیمودن این مسیر از روی ترس یا شوق بهتر از رویگردانی از آن است.

    _____________________________

    1. شريف الرضى، محمد بن حسين‏، نهج البلاغه(صبحی صالح)، کلمات قصار، شماره237.
    2. بقره:2/207.
    3. بقره:2/265.
    4. نساء:4/114.
    5. مائده:5/103.
    6. انعام:6/37.
    ویرایش توسط مسلم : ۱۳۹۴/۰۶/۱۱ در ساعت ۱۷:۳۵ دلیل: ویرایش
    چرا خدا مکرر، به نعمت های بهشتی (حوری، میوه و شراب) وعده داده؟

    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89

    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جمع بندی تصویر امام خمینی، رحمة الله تعالی علیه، در ماه!
    توسط لبیک یا علی النقی در انجمن امام خمینی رحمة الله علیه
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۹۴/۰۴/۲۷, ۰۶:۵۴
  2. جمع بندی دیدگاه امام خمینی، درباره‌ی «حق رأی زنان»؟
    توسط هــُــژبـــــر در انجمن ولایت فقیه و حکومت اسلامی
    پاسخ: 20
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۶/۰۲, ۰۷:۱۷
  3. هفتم دی، سالروز تشکیل نهضت سواد آموزی به فرمان امام خمینی (ره)
    توسط تمنـای وصـال در انجمن مناسبت مذهبي
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۰/۰۶, ۲۳:۴۱

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود