صفحه 1 از 41 123112131 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شبهه بشری بودن دین

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,145
    حضور
    59 روز 9 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2752

    شبهه بشری بودن دین




    سلام
    چند تا مسله وجود داره...که برای من شبهه بشری بودن دین رو بوجود آورده که دوتای اولی درون دینی است و سومی بیرون دینی

    1-خدا ترو خشکو باهم میسوزونه
    2-خدا حقالناسو نمیبخشه
    3-دین نداشتن و هدایت نشدن افراد کم جمعیتی که در جنگلها زندگی میکنند...

    توضیح:
    مورد اولی از این جهت شبهه بشری بودن دین را تقویت میکنه که خب رفتار طبیعت معمولا اینگونه است مثل سیل و زلزله که نگاه به مومن و کافر نمیکنه اما دینداران از اونجایی که ورای طبیعت به خدایی قایلند آن را به خدا نسبت میدهند در حالی که صفت مهربانی و عدل هم برایش قایلند..
    در حالی که ترو خشک سوزوندن کار عادل نیست
    لذا ما خدارو ساختیم برای توجیه بعضی امور

    مورد دومی هم باز نشان از خدایی دارد که کارکرد و مصرف زمینی دارد برای حفظ منافع و برقراری عدالت
    در حالی که با یه دودوتای ساده خدا حق الناس را هم میتواند جبران کند...


    مورد سومی هم این دلیلی رو که اکثرا برای اثبات نبوت بکار میبرند را مخدوش میکند...اینکه ضرورت وجود شی اثبات شی است در مورد سومی نقض میشود
    این مورد به خودی خود این موضوع را که دین هم مثل خیلی از امور مانند ادبیات و هنر یک پدیده اجتماعی است را قوت میبخشد

    منتظر پاسخ شما هستم

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,569
    حضور
    175 روز 16 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58358



    با نام و یاد دوست






    شبهه بشری بودن دین








    کارشناس بحث: استاد صدیق


  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    با سلام خدمت تمام دوستان

    سوال شما به از دو جهت نیاز به بررسی دارد.
    جهت اول: بررسی مقدمات.
    جهت دوم: بررسی ملازمه میان این امور و وجود نداشتن خدا یا الهی نبودن دین.

    با این حال، به خاطر درهم تنیدگی این دو بحث، هر دو را در ضمن هم ارائه میکنیم.
    در این سوال، سه شاهد و دلیل بر بشری بودن دین و خدا ارائه شد است:
    سوزانده شدن خشک و تر با هم؛ نبخشیدن حق الناس و نرسیدن دین به مناطق کم جمعیت و جنگلها

    اما شاهد اول: سوزانده شدن خشک و تر با هم.
    در این سوال، بر روی این مطلب تکیه شده است که در شرور طبیعی مانند سیل و زلزله، مومن و کافری که در یک منطقه زندگی میکنند با هم سوخته میشوند و از بین میروند. حال آنکه خدای مهربان و عادل، خوب و بد را جدا میکند و اینها را با هم اشتباه نمیگیرد.
    این سوال، حاوی چند مطلب بود:
    مطلب اول: شرور طبیعی، مجازات الهی و سوزانده شدن است.
    مطلب دوم: تحقق این امور، با عدالت و مهربانی خداوند منافات دارد.
    در پاسخ به این مطلب میتوان گفت:
    اولا: شرور طبیعی، همیشه مجازات الهی نیست. درست است که در زمان حضور پیامبران، وقوع برخی از این شرور مانند سیل و طوفان سراسری زمان حضرت نوع علیه السلام و نیز زلزله به خاطر عذاب الهی بوده است. اما این بدان معنا نیست که همیشه و در همه زمانها، وقوع این شرور و حوادث طبیعی به خاطر عذاب وعقاب دنیوی مبتلایان آن باشد.
    این حوادث بر اساس آیات و روایات، فواید و حکمتهای دیگری نیز دارند که عبارتند از:

    ۱. بیدار شدن وجدان خفته انسانها: یکی از فواید حوادث طبیعی آن است که انسان ضعف خود را مشاهده و از غرور و خودبینی ولو به اندازه ای مدتی رها شود، خود را محتاج خداوند ببیند و از او مدد بخواهد. چنانکه در سوره اعراف، آیه ۹۴ به این مطلب اشاره دارد و می فرماید:
    «وَ ما أَرْسَلْنا في‏ قَرْيَةٍ مِنْ نَبِيٍّ إِلاَّ أَخَذْنا أَهْلَها بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُون‏»

    «و ما هيچ پيامبرى را به هيچ قريه‏ اى نفرستاديم مگر آنكه ساكنانش را به سختى و بيمارى گرفتار كرديم، باشد كه تضرع كنند»


    ۲. قدر شناسی نسبت به نعمتها: یکی دیگر از فواید سختیها و حوادث طبیعی آن است که انسان پس از آنکه مدتی در خوشی و راحتی بوده، لحظه ای به سختی بیفتد و با درنگ در گذشته و ایام خوشی، متوجه تفاوت این دو بشود و به همین خاطر، نسبت به نعمتهای الهی که قبلا در اختیارش بود شکرگذار شود. در روایت مفصلی از امام صادق(علیه اسلام) به نام توحید مفضل به این مطلب اشاره شده است. ایشان در مورد یکی از حکمتهای بلاهای دنیوی مورد میفرماید:
    «لَوْ حَدَثَ عَلَيْهِ شَيْ‏ءٌ مِنْهَا كَانَ فِيهِ بَوَارُهُ وَ يُلْذَعُ‏ أَحْيَاناً بِهَذِهِ الْآفَاتِ الْيَسِيرَةِ لِتَأْدِيبِ النَّاسِ وَ تَقْوِيمِهِمْ ثُمَّ لَا تَدُومُ هَذِهِ الْآفَاتُ بَلْ تَكْشِفُ عَنْهُمْ عِنْدَ الْقُنُوطِ مِنْهُمْ فَتَكُونُ وُقُوعُهَا بِهِمْ مَوْعِظَةً وَ كَشْفُهَا عَنْهُمْ رَحْمَة»(۱)
    «گاهى ايشان را به آفات و مشکلات کمی مى‏ گزد و انها را مى‏ ترساند براى تأديب و تقويم ايشان. البته پس از مدتی کوتاه، آن مشکل را برطف میکند تا وقوع آنها پندى و نصيحتى باشد براى ايشان و برطرف کردنش رحمتى و نعمتى باشد بر ايشان.»


    ۳. توبه و بازگشت از ناسپاسی و کفران نعمت: یکی دیگر از حکمتهای این بلاها، آن است که انسان متوجه کارهای زشت خود بشود و توبه کرده و دست از گناه بردارد و از انها درسی بگیرد. حضرت علی علیه السلام در این مورد میفرماید:
    "خداوند بندگانش را به کیفر رفتارهای ناپسند، به کاهش میوه درختان و دریغ داشتن باران و فروبستن درهای نیکی، دچار می سازد، تا آن که توبه کاری،توبه کند و گنه کاری، دست از گناه بردارد و عبرت آموزی، پند پذیرد"(۲)


    با توجه به این نکاتی که گفته شد و البته باز هم میتوان نکاتی را به عنوان حکمت بلاهای دنیوی برشمرد، مشخص میشود که این بلاها، ممکن است برخی اوقات کارکرد عذاب و عقاب داشته باشد ولی فواید دیگری نیز دارد که ذکر شد. پس این نعمتها همیشه عذاب الهی نیست تا گرفتار شدن مومن و کافر در آن با عدالت و رحمت خداوند منافات داشته باشد.

    ممکن است گفته شود، این بلاها همیشه از قبیل مریضی و فقر نیست که قابل جبران باشد و کارکرد پند آموزی و عبرت داشته باشد، بلکه گاه شخص در این حادثه از بین میرود؛ مثلا در سیل یا زلزله کشته میشود. آن وقت چه حکمتی در این بلا میتواند باشد.
    پاسخ این سوال نیز آن است که در آن صورت، باز هم چند دلیل بر مبتلا شدن مومنان در کنار کافران وجود دارد.
    اول: گاه این فرد مومن به خاطر همراهی با کافران و یا حتی نهی از منکر نکردن آنان از گناهی که انجام میدادند، به همراه آنان مبتلا به آن عذاب دنیوی میشوند. در روایتی از امام باقر ع به این مسئله اشاره شده است که مدارا کردن با اهل معصیت و ناراحت نشدن به خاطر تحقق گناه، خودش از عوامل نزول بلا است.
    "َ أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى شُعَيْبٍ النَّبِيِّ ص أَنِّي مُعَذِّبٌ مِنْ قَوْمِكَ مِائَةَ أَلْفٍ أَرْبَعِينَ أَلْفاً مِنْ شِرَارِهِمْ وَ سِتِّينَ أَلْفاً مِنْ خِيَارِهِمْ فَقَالَ ع يَا رَبِّ هَؤُلَاءِ الْأَشْرَارُ فَمَا بَالُ‏ الْأَخْيَارِ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ دَاهَنُوا أَهْلَ الْمَعَاصِي وَ لَمْ يَغْضَبُوا لِغَضَبِي"(۳)
    "امام محمد باقر علیه‌السلام فرمودند: خداى تبارک و تعالى به شعیب پیامبر وحى فرمود که: من صد هزار نفر از قوم تو را عذاب خواهم کرد: چهل هزار نفر بدکار را، شصت هزار نفر از نیکانشان را.شعیب عرض کرد: پروردگارا! بدکاران سزاوارند اما نیکان چرا؟ خداى عزوجل به او وحى فرمود که: آنان با گنهکاران راه آمدند و به خاطر خشم من به خشم نیامدند."

    دوم: این نوع مرگ، همانند خیلی از بلاهای زودگذر دنیا(مانند مریضی و فقر) گاه به جهت آمرزیدن گناهان و بالا رفتن درجه ابرار است. چنانکه در فلسفه بلاها نیز به این مطلب اشاره شده است.


    ادامه دارد...
    ــــــــــــــ
    ۱. بحار الانوار، ج۳، ص۱۳۸
    ۲. نهج البلاغه، خطبه ۱۴۳
    ۳. اصول کافی، ج۵، ص۱۴۳


  7. صلوات ها 10


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    اما شاهد دوم: بخشیدن نشدن حق الناس

    این شاهد که واقعا شاهکار است. چه ارتباطی بین بخشیده نشدن حق الناس و ساختگی بودن خدا(نعوذ بالله) وجود دارد.
    اینکه خداوند متعال، برای حفظ جان، مال و ناموس مردم، تاکید دارد حلالیت رد مورد حق الناس را باید از خود افراد طلب کرد و از خود کسانی که به آنان مدیون هستیم باید حلالیت طلبید، نشانه این است که ایده خدا ساختگی و صرفا برای حفظ منافع اجتماع و برقراری عدالت است.
    این مطلب نمونه کاملی از مغالطه وجه و کنه است؛
    اینکه یکی از کارکردهای ادیان، حفظ حریم افراد و احترام به حق الناس آنها، نتیجه آن میشود که بگوییم دین صرفا همین است. حال چه بعدش بگوییم دین وجود الهی دارد ولی کارکردش صرفا همین است یا اینکه مانند این سوال بگوییم دین اصلا وجود الهی ندارد و زمینی است و برای ایجاد عدالت.
    دوست عزیز، دین صرفا برای تامین سعادت دنیا نیست بلکه مجموعه از آموزه ها و دستورالعمل هایی است که برای سعادت دنیاو آخرت ما انسانها از سوی خداوند آورده شده است. از آنجا که انسان به صورت اجتماعی زندگی میکند، قاعدتا یک سری از این قواعد مربوط به زندگی دنیا و حفظ نظام اجتماعی انسانهاست.
    این شاهد هم چیزی جز یک مغالطه نبود و از اساس باطل بود.


    ادامه دارد...

  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    اما شاهد سوم: نرسیدن دین به برخی افراد دور افتاده

    در مورد این شاهد از دو جهت میتوان مسئله را مورد توجه قرار داد.
    جهت اول: اینکه ضرورت نبوت از چه سنخی است.
    جهت دوم: آیا دین به برخی از افراد نرسیده است.
    جهت سوم: آیا "نرسیدن پیام انبیاء به برخی انسانها" مستلزم آن است که دین، بشری است؟

    در مورد بخش اول، باید توجه کرد که ضرورت ارسال انبیاء، ضرورت وصفی است نه ذاتی.
    ضرورت ذاتی عبارت است از ضرورت داشتن یک امر مادامی که ذاتی موجود است. اما ضرورت وصفی عبارت است از ضرورت داشتن یک امر برای یک ذات، مادامی که متصف به یک وصفی(ولو زمان) است.(۱)
    ارسال انبیاء همانطور که میدانید به جهت هدایت بندگان است:«رُسُلاً مُبَشِّرينَ‏ وَ مُنْذِرينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَ كانَ اللَّهُ عَزيزاً حَكيماً »(۲)
    خداوند میتوانست همه انسانها را به اجبار مومن قرار بدهد، به صورتی که هیچ دینی را نیز برایشان نفرستد؛ درست مانند ملائکه.
    آمدن انسان به این دنیا برای آن است که با اختیار خود، کارهای خوب انجام دهد و نفس خود را کامل کرده و شایستگی صحبت با ابرار را بیابد و به قرب الهی برسد.
    اما چون هر کسی نمیتواند با عالم غیب ارتباط برقرار کند و خودش نیز نمیتواند برنامه سعادتش را فراهم کند، به همین جهت، خداوند پیامبرانی را برای این کار قرار داده است که برنامه سعادت را از طریق وحی گرفته و به انسانها برساند.(۳)

    تفصیل بیشتر این بحث را میتوانید از اینجا دنبال کنید.

    در مورد بخش دوم، نیز باید به این نکته توجه کرد که با توجه به آیات قرآن کریم، دین خداوند در طول تاریخ به تمام بندگانش رسیده است. هیچ قومی نبوده که دین خداوند به آنها نرسیده باشد. چنانکه در آیه میفرماید:
    «و ان من امه الا خلا فیه نذیر»(۴)
    یا در ایه شریفه دیگری می فرماید:

    « و لقد بعثنا فی کل امه رسولا ان اعبدوالله و اجبتنبوا الطاغوت»(۵)
    البته منظور از این آیه شریفه آن است که هر امتى، انذار كننده‏اى داشته است، و اما اينكه او در هر مكان، شخصا حضور داشته باشد لازم نيست، همين اندازه كه صداى دعوت پيامبران بزرگ الهى بوسيله اوصياى آنها به گوش همه مردم جهان برسد كافى است‏.(۶)

    بنابراین، کسی که قرآن کریم را قبول دارد، به عنوان یک دلیل متقن دیگر نیاز به جوابی ندارد. قرآن کریم به او میگوید که پیام پیامبران به همه انسانها رسیده است.
    کسی هم که قبول ندارد، باید ادعای خود را اثبات کنند؛ چون این ادعا خصوصا حالا که مقدمه برای شبهه شده است، نیاز به اثبات دارد و العهدة علی المدعی.

    در مورد بخش سوم نیز، چند اشکال وجود دارد.
    اولا: مبنای این بخش، مبتنی بر آن است که در برخی جاهای کره زمین پیام پیامبران نرسیده است، حال آنکه در سطور قبل اثبات شد که این حرف از نظر دینی درست نیست و از نظر برون دینی نیز صرف ادعاست و نیاز به اثبات با شواهد قطعی دارد.
    ثانیا: برفرض از اشکال قبل صرف نظر کنیم و قبول کنیم که در برخی مناطق پیام پیامبران نرسیده باشد، باز هم ملازمه ای بین این دو نکته وجود ندارد(نرسیدن پیام به برخی و بشری بودن دین) واقعا چه ملازمه ای بین این دو وجود دارد.
    اینکه دین به برخی نرسیده باشد(برفرض صحیح باشد)، به خاطر این است که موانع طبیعی وجود داشته است.
    اگر هم بگویید خدای قادر باید بتواند موانع را برطرف کند، پاسخ این است که اگر خدا میخواست همه کارها را به صورت غیر طبیعی پیش ببرد، اصلا چه نیازی بود که انسان را به روی زمین بیاورد و یا اصلا برای کمالشان، دین برایشان بفرستد. مگر نمیتوانست انسان را مانند ملائک از همان ابتدا، کامل خلق کند.
    بعلاوه، نرسیدن دین به برخی(برفرض صحت) تنها میتواند خدشه بر عدالت خدا ایجاد کند که آن نیز پاسخ خودش را بارها در این انجمن دریافت کرده است. قرار نیست به کسی ظلم شود و این افراد جزء مستضعفین شمرده شده و تکلیف خودشان را دارند و با عدالت با آنان رفتار میشود.

    موفق باشید.
    ــــــــــ
    ۱. نهایه الحکمه، مرحله ۴، فصل۱
    ۲. سوره نساء، آیه ۱۶۵
    ۳. آموزش عقائد، مصباح یزدی، درس ۲۲
    ۴. سوره فاطر، آیه۲۴
    ۵. سوره نحل، آیه۳۶
    ۶. تفسیر نمونه، ج۱۷، ص۱۱۰




  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    197
    حضور
    3 روز 21 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    311



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    اما شاهد دوم: بخشیدن نشدن حق الناس

    این شاهد که واقعا شاهکار است. چه ارتباطی بین بخشیده نشدن حق الناس و ساختگی بودن خدا(نعوذ بالله) وجود دارد.
    اینکه خداوند متعال، برای حفظ جان، مال و ناموس مردم، تاکید دارد حلالیت رد مورد حق الناس را باید از خود افراد طلب کرد و از خود کسانی که به آنان مدیون هستیم باید حلالیت طلبید، نشانه این است که ایده خدا ساختگی و صرفا برای حفظ منافع اجتماع و برقراری عدالت است.
    این مطلب نمونه کاملی از مغالطه وجه و کنه است؛
    اینکه یکی از کارکردهای ادیان، حفظ حریم افراد و احترام به حق الناس آنها، نتیجه آن میشود که بگوییم دین صرفا همین است. حال چه بعدش بگوییم دین وجود الهی دارد ولی کارکردش صرفا همین است یا اینکه مانند این سوال بگوییم دین اصلا وجود الهی ندارد و زمینی است و برای ایجاد عدالت.
    دوست عزیز، دین صرفا برای تامین سعادت دنیا نیست بلکه مجموعه از آموزه ها و دستورالعمل هایی است که برای سعادت دنیاو آخرت ما انسانها از سوی خداوند آورده شده است. از آنجا که انسان به صورت اجتماعی زندگی میکند، قاعدتا یک سری از این قواعد مربوط به زندگی دنیا و حفظ نظام اجتماعی انسانهاست.
    این شاهد هم چیزی جز یک مغالطه نبود و از اساس باطل بود.


    ادامه دارد...

    با سلام. جناب صدیق، حالا که بحث حق الناس شد، بنده هم یک سؤال دارم: دلیل نبخشیدن حق الناس عدالت خداست یا وعده ای که به نبخشیدنش داده؟ منظورم اینه که اگر خدا وعده نداده بود که حق الناس را تا زمان رضایت صاحب حق نخواهم بخشید، آیا با عدالتش سازگار بود که خودش یک طرفه حق الناس را ببخشد؟

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    باسلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط rejection نمایش پست ها
    دلیل نبخشیدن حق الناس عدالت خداست یا وعده ای که به نبخشیدنش داده؟ منظورم اینه که اگر خدا وعده نداده بود که حق الناس را تا زمان رضایت صاحب حق نخواهم بخشید، آیا با عدالتش سازگار بود که خودش یک طرفه حق الناس را ببخشد؟
    طبق قاعده و سنتی که خداوند خودش وضع کرده است، هر کسی که به دیگری بدی میکند، برای برای بخشیده شدن از کسی که به او بدی شده، طلب بخشش کند.
    این قاعده اولیه است و مطابق با عدالت است.
    زیرا کسی که به حقوق دیگران اهمیت قائل است باید با کسی که به حقوق دیگران توجهی ندارد تفاوت داشته باشد.
    بنابراین، نبخشیدن نیازی به اعلام ندارد و طبق قاعده، کسی که ظلمی را انجام میدهد، ذمه اش مشغول میشود و تا زمانی که آنرا جبران نکند، برعهده اش است.

    موفق باشید.


  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    197
    حضور
    3 روز 21 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    311



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    باسلام

    طبق قاعده و سنتی که خداوند خودش وضع کرده است، هر کسی که به دیگری بدی میکند، برای برای بخشیده شدن از کسی که به او بدی شده، طلب بخشش کند.
    این قاعده اولیه است و مطابق با عدالت است.
    زیرا کسی که به حقوق دیگران اهمیت قائل است باید با کسی که به حقوق دیگران توجهی ندارد تفاوت داشته باشد.
    بنابراین، نبخشیدن نیازی به اعلام ندارد و طبق قاعده، کسی که ظلمی را انجام میدهد، ذمه اش مشغول میشود و تا زمانی که آنرا جبران نکند، برعهده اش است.

    موفق باشید.
    سلام. جناب صدیق، آیا قرار دادن این قاعده و سنت، لازمۀ عدل خدا بود و عقلاً امکان نداشت خدا این قاعده را قرار ندهد، یا اینکه این امکان هم وجود داشت که خدا بخشیدن حق الناس را مشروط به بخشش صاحب حق قرار ندهد؟

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    نقل قول نوشته اصلی توسط rejection نمایش پست ها
    جناب صدیق، آیا قرار دادن این قاعده و سنت، لازمۀ عدل خدا بود و عقلاً امکان نداشت خدا این قاعده را قرار ندهد، یا اینکه این امکان هم وجود داشت که خدا بخشیدن حق الناس را مشروط به بخشش صاحب حق قرار ندهد؟
    سلام
    دوست عزیز، شما در سوالتان دو مطلب با هم به صورت ترکیبی قرار گرفته است و لازم است از یکدیگر تفکیک شود.
    مطلب اول اینکه این قاعده برچه اساسی است، شرعی است یا عقلی.
    مطلب دوم اینکه آیا خداوند توان آنرا داشته یا دارد که جایگزینی برای این قاعده قرار بدهد.

    تاکنون در مورد مطلب اول سوال شده است. جمع بندی بحث اول اینکه، این قاعده همانطور که عرض شد، قاعده ای عقلی است.
    بر اساس این اصل، هر موقع ذمه کسی مشغول میشود، تا زمانی که از عهده آن خارج نشویم، ذمه ما بریء نمیشود.
    به بیان ساده تر، هر کسی که به دیگری بدهکار میشود، تا زمانی که بدهی خود را به او ندهد، بدهکار است.
    حال، فرقی نمیکند، ذمه انسان به بدهی خداوند مشغول باشد یا بدهی انسانهای دیگر.
    فرقی نیز نمیکند که این بدهی مالی باشد یا معنوی.
    حال اگر در این دنیا توانست بدهی خودرا بدهد که هیچ، والا در آخرت باید طلبکارش را راضی کند.

    سنت الهی نیز بر همین تعلق گرفته است که بنابر اصل اولیه هیچ کسی را که حق الناس بدهکار است را نبخشد مگر زمانی که بدهی خود را بدهد.
    به همین جهت، در روایات به این مسئله اشاره شده که شهید با اولین قطره خونش که ریخته میشود، تمام گناهانش بخشیده میشود مگر حق الناس:
    « اولین قطره خون شهید کفاره گناهان اوست مگر بدهی ها (حقوق مردم)، که کفاره آن ادای آن است».(1)

    اما در مورد مطلب دوم، بله خداوند به عنوان خالق و رب عالم، میتوانست جایگزینی را برای حق الناس قرار بدهد و مثلا بگوید اگر فلان کار را انجام بدهید، حق الناسی که برعهده دارید را می بخشم. اما چنین کاری را انجام نداد و دستور داد که هر کسی باید از حق الناسی که بر عهده اش دارد ذمه خود را بریء کند. با این حال، برای اینکه برای انسانهای پیشمان راه بخشش و توبه بسته نباشد، میفرماید اگر هرچه گشتی او را پیدا نکردی و ورثه او را نیز نیافتی، میتوانی به جای او به فقیران صدقه بدهی.

    ــــــــــــــــ
    ۱. حر عاملی، وسائل الشیعه، نشر دار الاحیا التراث العربی بیروت 1412 ق، ج13، ص85، حدیث 5.


  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,145
    حضور
    59 روز 9 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2752



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    اما شاهد دوم: بخشیدن نشدن حق الناس

    این شاهد که واقعا شاهکار است. چه ارتباطی بین بخشیده نشدن حق الناس و ساختگی بودن خدا(نعوذ بالله) وجود دارد.
    اینکه خداوند متعال، برای حفظ جان، مال و ناموس مردم، تاکید دارد حلالیت رد مورد حق الناس را باید از خود افراد طلب کرد و از خود کسانی که به آنان مدیون هستیم باید حلالیت طلبید، نشانه این است که ایده خدا ساختگی و صرفا برای حفظ منافع اجتماع و برقراری عدالت است.
    این مطلب نمونه کاملی از مغالطه وجه و کنه است؛
    اینکه یکی از کارکردهای ادیان، حفظ حریم افراد و احترام به حق الناس آنها، نتیجه آن میشود که بگوییم دین صرفا همین است. حال چه بعدش بگوییم دین وجود الهی دارد ولی کارکردش صرفا همین است یا اینکه مانند این سوال بگوییم دین اصلا وجود الهی ندارد و زمینی است و برای ایجاد عدالت.
    دوست عزیز، دین صرفا برای تامین سعادت دنیا نیست بلکه مجموعه از آموزه ها و دستورالعمل هایی است که برای سعادت دنیاو آخرت ما انسانها از سوی خداوند آورده شده است. از آنجا که انسان به صورت اجتماعی زندگی میکند، قاعدتا یک سری از این قواعد مربوط به زندگی دنیا و حفظ نظام اجتماعی انسانهاست.
    این شاهد هم چیزی جز یک مغالطه نبود و از اساس باطل بود.


    ادامه دارد...
    سلام و تشکر

    مورد اول: سخن شما تمام نیست چراکه خیلی مواقع کودکان هم از بین میروند
    انسانی که هنوز به سن تکلیف نرسیده چه حکمتی در مردنش است
    اگر قرار نبوده امتحان شود و به رشد و تعالی برسد...چرا اصلا به دنیا آمد؟
    و اگر میخواهید بگویید در برزخ امتحان میشود و رشد میکند...پس چه ضرورتی باقی میماند که بگوییم دنیا مزرعه آخرت است؟ و اینکه مرگ را پایان فرصت ها بدانیم؟


    مورد دوم: بعد از مرگ حق الناس چه وجهی دارد؟خب چه فرقی میکند که آدم از گرگ لطمه دیده باشه یا از انسان؟
    در هرصورت خدا باید جبران کند
    وقتی که جبران کرد رابطه بدهکاری و طلبکاری در میان نمی ماند
    پس همین طور که ملاحظه میکنید این تعبیر کارکرد زمینی دارد

    و اما مورد سوم:
    نگاه کنید بحث بر سر عدالت نیست بحث برسر رشد و تعالی است
    اگر ما ضرورت نبوت را برای انسان ثابت کردیم...باید برای تمام افراد آن ثابت شده باشد...در غیر اینصورت استدلال ایراد دارد

    نکته بعدی که گفتید موانع طبیعی...سخن تمامی نیست چرا که ما داریم از دین که یک امر فراماده است صحبت میکنیم نه هنر و ادبیات
    اتفاقا سخن شما خود موید این است که دین پدیده اجتماعی مثل هنر و صنعت است
    اما اگر هدایت و وحی..و فرشته از سنخ فراماده اند هیچ موانع طبیعی نباید کارساز باشد
    در غیر اینصورت زمینی و بشری بودن دین را پذیرفته ایم
    ویرایش توسط غریبه آشنا : ۱۳۹۴/۰۵/۰۹ در ساعت ۰۰:۵۶

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 41 123112131 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود