صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اعتدال مزاج در انسان کامل در عرفان اسلامی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۳
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    98
    حضور
    1 روز 14 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    224

    اشاره اعتدال مزاج در انسان کامل در عرفان اسلامی




    در عرفان شواهدی که بیان‌گر ضروری بودن اعتدال مزاج در انسان کامل است، چیست؟ آیا اصلا چنین امری ضروری است؟ آیا اگر کسی دچار نقصان در اعدلیت مزاج بود در بهره‌های معنوی وی و مقام ولایت او تأثیر گذار است؟ اختصاص یک مزاج به انسان کامل، متأثر از چه اموری است؟‌آیا جهت حقانی انسان کامل، تأثیری در اعتدال مزاج وی ندارد؟ آیا جهت بشری و مزاج عنصری انسان کامل در جهت حقانی وی تأثیر گذار است؟ این تأثیر گذاری به چه صورت است آیا به نحو علت و معلول است یا به انحاء دیگر؟
    ویرایش توسط یا عالی : ۱۳۹۴/۰۷/۰۷ در ساعت ۲۱:۳۰

  2. صلوات ها 8


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,545
    حضور
    175 روز 7 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58331



    با نام و یاد دوست






    اعتدال مزاج در انسان کامل در عرفان اسلامی








    کارشناس بحث: استاد اویس


  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    دانش
    نوشته
    3,184
    حضور
    55 روز 23 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    42
    صلوات
    30927



    با عرض سلام خدمت دوست فرهیخته جناب آقای نفس الرحمان
    پیش از پاسخ به سوال شامختان لازم است توضیح اندکی پیرامون مفهوم اعتدال مزاج از بیانات جناب بوعلی سینا در قانون داشته باشم. به تعبیر شریف ایشان، مفهوم اعتدال مزاج در اصطلاح پزشكان، كيفيت بدن و يا اندامي است كه در آن عناصر در هم آميخته از لحاظ چندي و چوني با چنان سهم عادلانه اي شركت كرده باشند كه مزاج نيازمند آن است .


    اعتدال مزاج یکی از اصلی ترین ارکان تشخیص اتصال شخص به مبدا فیض علی الاطلاق است. بر همین اساس جناب شیخ الرئیس در فصلی از کتاب شفا می گوید کسی که از علم لذت نمی برد اعتدال مزاج ندارد. معلوم می شود اعتدال مزاج به همراه آورنده مجموعه ای از آثار و احکام است که از جمله آنها اشتیاق علم و حتی میل به معنویات است. انسانی که اعتدال مزاج ندارد از زمین مناسب برای بارور نمودن بذور ایمان و عمل صالح برخوردار نیست اگر چه ایمان و عمل صالح اگر مستحکم باشد مانند بذوری که در میان سنگها قد علم می کنند در ابدان ناصحیح مانند مفلوجان نیز نمایان می شوند و ظهوراتشان اختصاص و انحاصر عقلی در ابدان معتدله ندارد اما باید پذیرفت که آمادگی محل مناسب برای کاشت تاثیری بسیاری شایانی در پرواز و ارتقای معنوی نفسانی دارد خصوص آنکه در حکمت متعالیه مبرهن است که انسان جسمانیه الحدوث بوده و بدن وی نقش به سزایی در تکون روح مجرد وی دارد و نیزمبرهن است که بدن از نفس متباین نبوده بلکه مرتبه ای نازل از نفس است به طوری که می توان گفت بدن همان نفس رقیق شده است.


    بدین خاطر برای اعتدال مزاج اهمیتی شایان برای کمالات و مقامات انسانی است زیرا اگر طبایع انسان که از امور مؤثر در نفس انسان هستند از تعادل خارج شوند و باعث کدورت مزاج شوند، نفس ناطقه مجبور است که جهت اصلاح این عدم اعتدال از توجه به عالم قدس منصرف شده و به تدبیر مزاج بدن بپردازد. در واقع در این حالت «طبیعت» اقتضائات خویش را به نفس تحمیل میکند که در اصطلاح اهل سلوک از آن به حکومت طبع بر نفس تعبیر میشود. این حکومت بهصورت هوي و تمایلات نفسانی خود را بروز میدهد و باعث غلبه هوي بر نفس ناطقه(عقل) میشود.


    بر همین اساس در روایتی امام علی علیه السلام به یکی از دانشمندان یهود گفت: هر کس طباع او معتدل باشد مزاج او صافی گردد، و هر کس مزاجش صافی باشد اثر نفس در وی قوی گردد، و هر کس اثر نفس در او قوی گردد به سوی آن چه که ارتقایش دهد بالا رود، و هر که به سوی آن چه ارتقایش دهد بالا رود به اخلاق نفسانی متخلق گردد و هر کس به اخلاق نفسانی متخلق گردد موجودی انسانی شود نه حیوانی ، و به باب ملکی درآید و چیزی او را از این حالت برنگرداند. پس یهودی گفت : الله اکبر! ای پسر ابوطالب! همه فلسفه را گفته ای - چیزی از فلسفه را فروگذار نکرده ای.( هزار و یک نکته، ص 826.)

    اما اعتدال مزاج که نقش علیت غیر تامه در صعود برزخی و عقلانی نفس دارد ناشی از امورات گوناگونی می باشد اموری چون صحت وسلامت والدین در هنگام انعقاد نطفه و سلامت مادر در ایام بارداری و شیردهی و نیز مراقبت و اهتمام خود فرزند در میزان و کیفیت استفاده از غذاها و نوشیدنیها و وقت خواب و نکاح و استحمام و ورزش و امثال آن.



  7. صلوات ها 9


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۳
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    98
    حضور
    1 روز 14 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    224



    نقل قول نوشته اصلی توسط اویس نمایش پست ها
    اعتدال مزاج به همراه آورنده مجموعه ای از آثار و احکام است که از جمله آنها اشتیاق علم و حتی میل به معنویات است. انسانی که اعتدال مزاج ندارد از زمین مناسب برای بارور نمودن بذور ایمان و عمل صالح برخوردار نیست
    ضمن تشکر از استاد اویس؛ اگر این عبارت برای جناب شیخ الرئیس بوده باشد قابل خدشه است زیرا عملا ما می‌بینیم کسانی که در اثر بُعد از تعادل مزاج به بیماری‌ها دچار می‌شوند و حتی بر اثر کهولت سن، به این عارضه (اختلال در تعادل مزاج) دچار می‌شوند حالات معنوی پررنگ‌تری پیدا می‌کنند و حتی این مسئله در رؤیاهایشان متجلی شده و خوابهای معنوی و بی غل و غشی را حکایت می‌کنند. پس سخن شیخ در خصوص رو آوردن به معنویت قابل مناقشه است. بعلاوه اگر علم را شامل علوم حضوری بدانیم باز هم فرمایش شیخ بدون ایراد و نقض نیست زیرا اولا تجربه اشخاص نامبرده در بالا این را اثبات می کند ثانیا عرفایی مانند مرحوم شیخ جعفر آقا مجتهدی و مرحوم کشمیری بوده اند که در عین داشتن مقامات و بهره داشتن از علوم و معارف، دچار انحراف در مزاج عنصری بوده‌اند.
    بعلاوه، در میان صاحبان ولایت از انبیاء، جناب یحیای پیغمبر را داریم که ایشان در عین داشتن مقامات حقانی و توحیدی، دچار بیماری‌های عدیده‌ای شده بودند. بعلاوه اگر تأکید ما مبنی بر داشتن مزاج اعدل برای انسان کامل به این میزانی باشد که جناب شیخ بیان کرده‌اند، با برخی اقتضائات بشری (از قبیل بیماری‌ها و نقائص بشری) که در وجود انسان‌های کامل مسلم است منافات دارد.
    به نظر می‌رسد گفتنی‌های ناب‌تری از جانب پیروان مکتب محی‌الدین وجود دارد که مرهون واکاوی مي‌باشد


  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۳
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    98
    حضور
    1 روز 14 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    224



    سخن در باب اهميت اعتدال مزاج همين بس که برخي بر اين عقيده‌اند که اهميت کار انبياء در اظهار معجزات، به تصرف در مزاجِ اشياء و به اعتدال رساندن مزاج آ‌نها در آنِ واحد بوده است که در صورتِ عادي، چنين به اعتدال رسيدني محتاج زمان زيادي خواهد بود که البته، تصرفات و کرامات عارفان و کمّلين از همين قبيل است. (مجموعه رسائل ابوحامد محمد غزالی، ص 348)
    همچنین، اختلاف مزاج باعث اختلاف احوال سالکین طریقِ حق می‌شود و در عین حال که طریق حق واحد است، فی‌الجمله، دوری و نزدیکی به اعتدال مزاج،‌ موجب اختلاف در وجوه این طریق واحد شده است. (مجموعه رسائل ابن عربی، ص 2)
    به خاطر همین، بحث از اعتدال مزاج در مباحث عرفانی و سلوکی از اهمیت زیادی برخوردار است.
    حتی در مباحث اخلاقی، در تخلق به اخلاق حسنه نیز نقش اساسی دارد. (مدارج السالکین، ص 631)
    اما آیا انسان کامل به عنوان اسوه اخلاق حسنه، بایستی اعدل امزجه را داشته باشد؟
    برای پی بردن این سوال، به نظر می رسد انسان از دو مزاج تشکیل یافته است یکی مزاج عنصری و دیگری مزاج روحانی.
    مزاج عنصری متشکل از دم، مرتین (صفرا و سودا) و بلغم می‌باشد. اعتدال چنین مزاجی به معنای به معنای حالت میانه‌ای از اختلاط اجزاء و طبایع تشکیل دهنده بدن است.
    سؤال مطرح شده در مزاج عنصری متمرکز است.
    در قرآن، در قالب اصطلاح تسویه، اشاره‌ای به این اعتدال مزاج شده است.
    برای پاسخ به سوال لازم است مقداری ریشه ای تر به بحث مزاج پرداخته شود.
    هرگاه، مزاج نسبت به اعتدال دور باشد، سبب پیدایش مزاج معدن و هرگاه در دوری و نزدیکی،‌ حالتی متوسط داشته باشد، سبب پیدایش مزاج نبات و روح نباتی، و هرگاه نسبت به اعتدال نزدیک باشد، روح حیوانی پدید می‌آید که انسان در حقیقت، نوعی از این نوع حیوانی است. بدین ترتیب، عناصر اربعه، مفردات عالم طبیعت بوده که از ترکیبشان اخلاط اربعه پدید می‌آید. به تعبیر دیگر، موالید سه‌گانه (معدن، نبات و حیوان) از ترکیب مفردات درست شده‌اند که اعدل مزاج‌ها، همان اعدل ترکیب‌هاست که متعلق به مزاج انسانی است. با توجه به همین معنا،بیان این نکته به‌جاست که تفاوت مفردات و مرکب از آن‌ها در چیست؟ چرا برای تشکیل نفس انسانی مثلاً، نیاز به ترکیب عناصر است؟
    برخی در مقام پاسخ بیان داشته‌اند که مفردات اگرچه استعداد بقاء را دارند اما خالی از استعداد ارتقاء می‌باشند،‌ در مقابل، مرکبات، استعداد ارتقاء داشته، اگرچه استعداد بقاء ندارند.
    بیان مطلب آن است که هرگاه، موجودی مجمع اضداد باشد، در آن مرکب، تضاد ایجاد شده، نزاع بین حفظِ بقاءِ حالت ترکیبی و از دست دادن آن حالت، مرکب را به ورطه نابودی می‌کشاند؛ در حالی‌که عناصر بسیط از چنین تنازعی عاری می‌باشند. (سیدجعفر سجادی، فرهنگ لغات و اصطلاحات تعبیرات عرفانی،‌ ص240). از این‌رو، انسان به جهت آن‌که حقیقتی قابل ارتقاء و تکامل است، در تکوّن، نیازمند به اختلاط عناصر بسیط می‌باشد.

    دامی و مرغ از تو رمد
    رو لانه شو رو لانه شو

  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    اهل البيت عليهم السلام،فلسفه،عرفان،ادبيات،فيزيك،مطالعه
    نوشته
    4,990
    حضور
    133 روز 12 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    21820



    نقل قول نوشته اصلی توسط نفس الرحمان نمایش پست ها
    در عرفان شواهدی که بیان‌گر ضروری بودن اعتدال مزاج در انسان کامل است، چیست؟ آیا اصلا چنین امری ضروری است؟
    به نام خدا

    با عرض سلام و ادب و احترام خدمت جناب استاد اویس و عذرخواهی از ایشان برای ورود به بحث.

    و با سلام خدمت پرسشگر محترم:

    انسان کامل در عرفان،مظهریت اسم الله و مقام جمعیت اسماء و صفات را دارا است و لازمه جمعیت در انسان كامل آن است

    كه آثار تمام حقايق را به صورت متعادل، بدون غلبة هيچ ‌اثري نسبت به اثر يا آثار ديگر، بروز دهد. بدن عنصري انسان كامل

    نيز مشمول چنين قاعده‌اي بوده، مزاج عنصري انسان كامل را در بالاترين نقطه از اعتدال قرار مي‌دهد.





    نقل قول نوشته اصلی توسط نفس الرحمان نمایش پست ها
    اختصاص یک مزاج به انسان کامل، متأثر از چه اموری است؟‌آیا جهت حقانی انسان کامل، تأثیری در اعتدال مزاج وی ندارد؟
    نحوه ی هستی او در مراحل تنزلات در قوس نزول در این اعتدال مزاج تاثیر به سزا دارد.تشكيل مزاج عنصري انسان كامل برگرفته از نورانيت او در عوالم بالاست.

    اعتدال در نشئة عنصري، نمونه‌اي از اعتدال در عالم امر است .


    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۳
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    98
    حضور
    1 روز 14 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    224



    نقل قول نوشته اصلی توسط حبیبه نمایش پست ها
    انسان کامل در عرفان،مظهریت اسم الله و مقام جمعیت اسماء و صفات را دارا است و لازمه جمعیت در انسان كامل آن است

    كه آثار تمام حقايق را به صورت متعادل، بدون غلبة هيچ ‌اثري نسبت به اثر يا آثار ديگر، بروز دهد. بدن عنصري انسان كامل

    نيز مشمول چنين قاعده‌اي بوده، مزاج عنصري انسان كامل را در بالاترين نقطه از اعتدال قرار مي‌دهد.
    این سخن شما فقط شامل وقتی است که انسان کامل به صورت نفس ناطقه، تکوّن یافته باشد. باز این سوال باقی است که قبل از تعلق یافتن روح به بدن انسان کامل، چگونه این مزاج به این روح اختصاص می‌یابد؟‌اصلا چرا این مزاج باید مختص به این روح بشود؟

    من لازم است یک کمی مصداقی جلو بروم؛ در روایات آمده یکی از امامان معصوم، موی سرش طاس بوده است یا کمی اضافه وزن داشته‌ است ... ؛ آیا در کیفیت تدبیر انسان کامل در بدن عنصری‌اش باید شک کنیم؟

    ویرایش توسط نفس الرحمان : ۱۳۹۴/۰۴/۳۱ در ساعت ۱۷:۴۴
    دامی و مرغ از تو رمد
    رو لانه شو رو لانه شو

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    اهل البيت عليهم السلام،فلسفه،عرفان،ادبيات،فيزيك،مطالعه
    نوشته
    4,990
    حضور
    133 روز 12 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    21820



    نقل قول نوشته اصلی توسط نفس الرحمان نمایش پست ها
    این سخن شما فقط شامل وقتی است که انسان کامل به صورت نفس ناطقه، تکوّن یافته باشد. باز این سوال باقی است که قبل از تعلق یافتن روح به بدن انسان کامل، چگونه این مزاج به این روح اختصاص می‌یابد؟‌اصلا چرا این مزاج باید مختص به این روح بشود؟

    من لازم است یک کمی مصداقی جلو بروم؛ در روایات آمده یکی از امامان معصوم، موی سرش طاس بوده است یا کمی اضافه وزن داشته‌ است ... ؛ آیا در کیفیت تدبیر انسان کامل در بدن عنصری‌اش باید شک کنیم؟
    جناب نفس الرحمان:

    ابتدا لطف نموده مدل فکری و الگوی اندیشه خویش را در معارف مشخص بفرمائید تا بشود طبق همان الگو با شما به بحث پرداخت.

    البته اگر این مدل یکسان باشد.


    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۳
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    98
    حضور
    1 روز 14 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    224



    نقل قول نوشته اصلی توسط حبیبه نمایش پست ها
    جناب نفس الرحمان:

    ابتدا لطف نموده مدل فکری و الگوی اندیشه خویش را در معارف مشخص بفرمائید تا بشود طبق همان الگو با شما به بحث پرداخت.

    البته اگر این مدل یکسان باشد.
    مدلها؟ لطفا اسم مدلها را بفرمایید تا بنده انتخاب کنم.
    دامی و مرغ از تو رمد
    رو لانه شو رو لانه شو

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    اهل البيت عليهم السلام،فلسفه،عرفان،ادبيات،فيزيك،مطالعه
    نوشته
    4,990
    حضور
    133 روز 12 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    21820



    نقل قول نوشته اصلی توسط نفس الرحمان نمایش پست ها
    مدلها؟ لطفا اسم مدلها را بفرمایید تا بنده انتخاب کنم.
    منظور شما این است که از هیچ اندیشه ای پیروی نمی کنید؟

    به هر حال اندیشه شما باید در یک سیستم فکری خاص شکل گرفته باشد.


    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود