شرح حال كميل بيست و يكم : كُميل بن زياد النَّخَعى اليَمانى ، از خواص اصحاب اميرالمؤ منين عليه السّلام و از اعاظم ايشان است . عُرفا او را صاحب سرّ اميرالمؤ منين عليه السّلام دانسته اند و سلسله جماعتى از عرفا را به او منتهى مى دارند. دعاى مشهور كه در شب نيمه شعبان و شبهاى جمعه مى خوانند منسوب به آن جناب است . و حديث مشهور كه اميرالمؤ منين عليه السّلام دست او را گرفت و به صحرا برد و فرمود: يا كُمَيْلُ! اِنَّ ه ذه القُلُوبُ اَوْعِيَةٌ فَخَيْرُها اَوْع اه ا فَاحْفَظْ عَنّي م ا اَقوُلُ لَكَ: اَلنّاسُ ثَلاثَةٌ الخ ،(231) در بسيارى از كتب حديث مى باشد و شيخ بهائى آن را يكى از احاديث (اربعين ) خود قرار داده (232) و هم از كلمات اميرالمؤ منين عليه السّلام است كه با كميل وصيّت كرده ، فرموده : ي ا كُمَيْلُ مُرْ اَهْلَكَ اَن يَروُحُوا في كسبِ الْمَك ارِم وَيُدْلِجُوا في حاجَةِ مَنْ هُوَ ن ائِمٌ فَوَالذَّي وَسِعَ سَمْعُهُ الاَْ صْو اتَ ما مِنْ اَحَدٍ اَوْدَعَ قَلْبا سُروُرا إ لاّ وَخَلَقَ اللّهُ تَع الى لَهُ مِنْ ذالِكَ السُّرُورِ لُطْفا فَاِذا نَزَلَتْ ن ازِلَةٌ جَرى اِلَيْه ا كَالمآءِ في انحِد ارِهِ حَتَّى يَطْرُدَه ا عَنْهُ كَما تُطْرَدُ غَريبَةُ اْلاِبِل .(233) چندى كميل از جانب آن حضرت عامل بيت بوده و عاقبت حجّاج ثقفى او را شهيد كرد، چنانكه روايت شده كه چون حجّاج والى عراق شد خواست كميل را به دست آورد و به قتل رساند كميل از وى بگريخت ، چون حجّاج بدو دست نيافت عطائى كه از بيت المال به اقوام كميل برقرار بود قطع نمود، چون اين خبر به كميل رسيد گفت : از عمر من چندان به جاى نمانده كه سبب قطع روزى جماعتى شوم ؛ برخاست وبه نزد حجّاج آمد؛ حجّاج گفت : اى كميل ! ترا همى جستم تا كيفر كنم . گفت : هر چه مى خواهى بكن كه از عمر من جز چيز اندكى نمانده و عنقريب بازگشت من و تو به سوى خداوند است و مولاى من به من خبر داده كه قاتل من تو خواهى بود. حجّاج گفت : تو در شماره قاتلان عثمانى و فرمان كرد تا سرش ‍ برگرفتند(234). و در سنه هشتاد و سه هجرى و اين وقت نود سال داشت و فعلا قبرش در ثويّه ما بين نجف و كوفه معروف است . _________________________ 231- (نهج البلاغه ) ترجمه شهيدى ص 378، كلمه قصار 147. 232- (اربعين شيخ بهائى ) حديث 36. 233- (نهج البلاغه ) ترجمه شهيدى ص 403، كلمات قصار 257. < قبل بعد > [برگشت به ليست]