صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا واقعاً شریح قاضی به قتل امام حسین(ع) فتوا داده بود؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    6,141
    حضور
    136 روز 20 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    19274

    آیا واقعاً شریح قاضی به قتل امام حسین(ع) فتوا داده بود؟




    سلام خدمت اساتید و کاربران اسک دین

    موضوع فتوای قاضی شریح مبنی بر قتل امام حسین(ع) رو کم و بیش همگی شنیدیم. متن فتوا به این شکل بیان میشه:

    «إنّ حسین بن علىّ بن ابى طالب لقد شقّ عصا المسلمین، و خالف امیر المؤمنین و خرج عن الدّین ثبت و حقّق عندى قضیت و حکمت بدفعه و قتله حفظا لشریعة سیّد المرسلین»
    حسین ستون مورد اعتماد مسلمانان را به دو نیم کرده و با امیر المؤمنین یزید بن معاویه به مخالفت پرداخته است. برای من خروج او از اسلام محرز شده و حکم من جنگ با اوست و قتل او برای حفظ شریعت اسلام واجب است

    و منبع این مطلب هم معمولاً کتاب "ألفین" علامه حلی بیان میشه. اما به تازگی دیدم که در برخی سایت های مذهبی کلاً این موضوع رد شده و گفته شده که هیچ دلیل تاریخی مبنی بر صحت این موضوع وجود نداره و منبعی هم که به عنوان سند ارائه میشه سخن خود علامه حلی نیست ، بلکه صرفاً از طرف مترجم به کتاب اضافه شده

    لطفاً در این خصوص راهنمایی بفرمایید


    آن حرفی که بین مردم خریدار دارد حرف حق نیست
    بلکه حرفی است که با
    داد گفته شود. چه حق باشد ، چه نباشد



  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,554
    حضور
    175 روز 11 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58344



    با نام و یاد دوست






    آیا واقعاً شریح قاضی به قتل امام حسین(ع) فتوا داده بود؟








    کارشناس بحث: استاد عماد


  4. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,144
    حضور
    45 روز 22 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10551



    سلام علیکم

    از تاخیر در پاسخ به پرسش شما پوزش می طلبم چرا که در ایام قدر دسترسی به اینترنت داشتم انشاءالله معذرت ما را پذیرا باشید
    در مورد شریخ قاضی بله همینطور است، این فتوا با تمام معرفیت و مشهوریتش منبع موثقی ندارد و در الفین علامه حلی نیز نیامده (1)وفرمایش شما نسبت به آن صحیح است

    1.علامه حلی، حسن بن یوسف، الالفین، مترجم: وجدانی، جعفر، ص 1003، تهران، سعدی و محمودی، بی‌تا.


  5. صلوات ها 3


  6. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    6,141
    حضور
    136 روز 20 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    19274



    نقل قول نوشته اصلی توسط عماد نمایش پست ها
    در مورد شریخ قاضی بله همینطور است، این فتوا با تمام معرفیت و مشهوریتش منبع موثقی ندارد
    سلام و تشکر از پاسختون

    دو نکته:

    1 - ابتدا بفرمایید جدای از موضوع مورد بحث ، در کل سریح قاضی شخصیتی مثبت داشتن یا منفی؟ و چرا چنین حرفی درمورد این شخص باب شده؟

    2 - آیا نیاز به این نیست که حقیقت گفته بشه و از چنین اشتباهات تاریخی جلوگیری بشه؟ بحث صرفاً روی قاضی شریح نیست ، بلکه منظورم تمام اشتباهات و گاهاً خرافاتی هست که دامن دینداری ما رو گرفته و باعث شده بدون علم و تنها از روی احساسات دینداری کنیم


    آن حرفی که بین مردم خریدار دارد حرف حق نیست
    بلکه حرفی است که با
    داد گفته شود. چه حق باشد ، چه نباشد



  7. صلوات


  8. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8432




    سلام

    البته که بنص اخبار وفتاوای عامه ، علت قتل امام ع همین خروج ایشان بر امام زمانش یعنی یزید بود وبر مسلمین قتل وی بجهت اتحاد مسلمین واجب !!!


  9. صلوات


  10. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    6,141
    حضور
    136 روز 20 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    19274



    نقل قول نوشته اصلی توسط خیر البریه نمایش پست ها
    سلام
    البته که بنص اخبار وفتاوای عامه ، علت قتل امام ع همین خروج ایشان بر امام زمانش یعنی یزید بود وبر مسلمین قتل وی بجهت اتحاد مسلمین واجب !!!
    سلام
    ولی بحث من مشخصاً درمورد قاضی شریح هست
    وگرنه عوامل یزیدی برای عوام فریبی و مشروع جلوه دادن گناهشون ، دست آویز دیگه ای بجز همین دلیل نداشتن
    بدعتی که آثارش همچنان در کتب و تفکرات اهل سنت (و در نوع وخیم تر در نگاه تکفیری ها) دیده میشه


    آن حرفی که بین مردم خریدار دارد حرف حق نیست
    بلکه حرفی است که با
    داد گفته شود. چه حق باشد ، چه نباشد



  11. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,144
    حضور
    45 روز 22 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10551



    نقل قول نوشته اصلی توسط Reza-D نمایش پست ها
    ابتدا بفرمایید جدای از موضوع مورد بحث ، در کل سریح قاضی شخصیتی مثبت داشتن یا منفی؟ و چرا چنین حرفی درمورد این شخص باب شده؟
    شریخ شخصیتی صددر صد منفی است وی انسانی دنیا طلب بود به همین دلیل با با تمام حکام ارتباط بر قرار می کرد و به هر رنگ در می آمد تا موقعیت خود را حفظ کند
    حضرت علی علیه السلام چند بار وی را توبیخ می نمایند مهم‌ترین قضایایی که در آن، رفتار و عملکرد شریح توسط امیرالمومنین (ع) نکوهش شده تا جایی که امام با نوشتن نامه‌ای به او از کار اشتباهش انتقاد نموده است، موضوع خرید خانه‌ای مجلل به قیمت ۸۰ دینار در دوران تصدی مقام قضاوت بوده است که شرح آن، همراه با نامه امام علیه السلام در نهم البلاغه آمده است.(1)
    وی یکی از مشاوران مخصوص زیاد بود که در امور خاص مورد مشورت او قرار می‌گرفت و اکثرا نظر وی را مورد پذیرش قرار می‌داد. از جمله این مشورت‌ها، نظر خواهی از شریح در مورد قطع کردن یا نکردن دست راستش به دلیل طاعون بود(2)
    در جریان شهادت حجر، عده ای به دروغ علیه حجر شهادت دادند نام شریخ قاضی(شریح بن حارث) نیز در میان آنان است، اگر چه بعضی می گویند زیاد بن ابیه خود این امضاها را جعل کرده (3)ولی در هر صورت اشکال به شریح وارد زیرا باید جعل امضا را اعلام کرده و خود را تبرئه می نمود همان طور که شخصی به نام شریح بن هانی نیز که امضایش جعل شده بود اعلام نموده و خود را تبرئه نمود.(4)


    1. سید شریف رضی، نهج البلاغه، ترجمه دکتر جعفر شهیدی (چاپ سیزدهم: تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۷ش) نامه چهارم، ص۲۷۲-۲۷۳.
    2.مسعودی، مروج الذهب، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج۲، ص۳۰ و ابن خلکان، همان، ص۴۶۲.
    3.محمد بن جریر طبری، تاریخ الطبری (بیروت، داراحیإ التراث العربی، بی‌تا، ج۵) ص۲۶۸-۲۷۰ و عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ترجمه روحانی (چاپ اول: تهران، انتشارات اساطیر، ۱۳۷۳) ج۲، ص۲۱۱۳-۲۱۱۵.
    4. همان


  12. صلوات ها 2


  13. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,144
    حضور
    45 روز 22 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10551



    نقل قول نوشته اصلی توسط Reza-D نمایش پست ها
    بحث صرفاً روی قاضی شریح نیست ، بلکه منظورم تمام اشتباهات و گاهاً خرافاتی هست که دامن دینداری ما رو گرفته و باعث شده بدون علم و تنها از روی احساسات دینداری کنیم
    نقل قول نوشته اصلی توسط Reza-D نمایش پست ها
    ولی بحث من مشخصاً درمورد قاضی شریح هست
    وگرنه عوامل یزیدی برای عوام فریبی و مشروع جلوه دادن گناهشون ، دست آویز دیگه ای بجز همین دلیل نداشتن

    این دو فرمایش تناقض دارد ؟؟؟!!!!
    بنده اشتباه متوجه شدم؟؟؟!!!


  14. صلوات ها 3


  15. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,144
    حضور
    45 روز 22 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10551



    اما در جریان کربلا نیز شریح بارها امتحان خود را بد پس داد و مردود شد
    به جزو هفتاد نفری بود که به امام حسین علیه السلام نامه نوشت(1) ولی به محض ورود عبیدالله بن زیاد به دارالاماره رفته و به عبیدالله اظهار وفاداری کرد، و یکی از مشاورین وی شد(2) و عبیدالله نیز از وی استقبال کرد(3)
    همچنین وی پس از مجروح شدن هانی و قیام قبیله هانی علیه ابن زیاد به پیشنهاد ابن زیاد به نزد آنان رفته و به دروغ گفت هانی در سلامت کامل است و باعث پراکنده شدن قبیله هانی (مذحجیان) شد. (4)
    بعضی نیز گفته اند که حضرت مسلم علیه السلام فرزندان خود را به وی سپرد ولی شریح از ترس ابن زیاد پس از شهادت حضرت مسلم آنان را بدون سرپرست رها ساخت تا به شهادت رسیدند(5) البته داستان اخیر قطعی نیست بعضی گفته اند که از تحریفات قیام امام حسین علیه السلام است.

    1.محمدبن جریر طبری، تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده (تهران، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۵۳) ج۷، ص۲۹۲۲-۲۹۲۳ و ابن عساکر، همان، ص۲۶.
    2. محمدبن جریر طبری، همان، ص۲۹۱۸.
    3.مرتضی مطهری، حماسه حسینی (چاپ سی‌ام: تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۷۷ش) ج۱، ص۴۲۴.
    4.محمدبن جریر طبری، همان، ص;۲۹۲۰ عزالدین ابن اثیر، همان، ج۶، ص۲۱۹۸ و شیخ مفید، الارشاد، ترجمه رسولی محلاتی (چاپ چهارم: تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۸) ج۲، ص۶۹- ۷۰.
    5.کاشفی، روضه الشهدا، ص۲۸۳-۲۸۴.وص۲۹۲-۲۹۴.


  16. صلوات ها 2


  17. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    6,141
    حضور
    136 روز 20 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    19274



    نقل قول نوشته اصلی توسط عماد نمایش پست ها
    این دو فرمایش تناقض دارد ؟؟؟!!!!
    بنده اشتباه متوجه شدم؟؟؟!!!
    با احترام ، شما اشتباه متوجه شدید برادر

    1 - باید ببینید دو پاسخ من ناظر به چه سؤالاتی بوده. درمورد اول دوستمون فرمودند:

    نقل قول نوشته اصلی توسط خیر البریه نمایش پست ها
    البته که بنص اخبار و فتاوای عامه ، علت قتل امام ع همین خروج ایشان بر امام زمانش یعنی یزید بود وبر مسلمین قتل وی بجهت اتحاد مسلمین واجب !!!
    بنده هم گفتم منظور من از این تاپیک فتاوای عامه نبوده ، بلکه فتوای شریح قاضی مد نظرم هست

    در ادامه شما فرمودید که چنین فتوایی بی سند است (یعنی مورد اول حل شد)
    لذا من سؤال دومی مطرح کردم که این سؤال در راستای پاسخ شما بود پس این دو پاسخ بنده به دو نکتهء متفاوت بود. لذا پاسخ ها هم متفاوت بود


    2 - اگر به بیان بنده دقت بفرمایید ، گفتم:
    نقل قول نوشته اصلی توسط Reza-D نمایش پست ها
    دو نکته:

    1 - ابتدا بفرمایید جدای از موضوع مورد بحث ، در کل شریح قاضی شخصیتی مثبت داشتن یا منفی؟ و چرا چنین حرفی درمورد این شخص باب شده؟

    2 - آیا نیاز به این نیست که حقیقت گفته بشه و از چنین اشتباهات تاریخی جلوگیری بشه؟ بحث صرفاً روی قاضی شریح نیست ، بلکه منظورم تمام اشتباهات و گاهاً خرافاتی هست که دامن دینداری ما رو گرفته و باعث شده بدون علم و تنها از روی احساسات دینداری کنیم
    اول اینکه گفتم دو نکته و نکتهء اولم کاملاً درموردذ قاضی شریح بود و مورد دوم هم سؤال دیگری (همان سؤالی که عرض کردم در راستای پاسخ شما پیش اومد)
    ثانیاً ، حتی درمورد دوم هم عرض شد: بحث
    ((صرفاً)) روی قاضی شریح نیست ، یعنی گر چه مورد بحث قاضی شریح است ، اما مطلب مورد نظر من رو میشه به تمام مسائل مشابه تعمیم داد

       
    حاجی چطور شما این دو نکته رو تناقض برداشت کردید؟ انتظارم از شما بیشتر بود



    آن حرفی که بین مردم خریدار دارد حرف حق نیست
    بلکه حرفی است که با
    داد گفته شود. چه حق باشد ، چه نباشد



  18. صلوات


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۶/۰۵/۲۰, ۰۲:۵۵ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود