شرح حال هاشم بن عتبه مِرْقال بيست و ششم : هاشم بن عُتْبَةِ بن ابى وقّاص الملقّب بالمِرْقال ، قاضى نوراللّه گفته كه در كتاب (اصابه ) مذكور است كه هاشم همان شجاع معروف مشهور ملقّب به مرقال است و براى آن به اين لقب شهرت يافته كه (اِرْقال ) نوعى است از دويدن و او در روز كارزار بر سر خصم مسارعت مى كرد و مى دويد و از كلبى و ابن حِبّان نقل كرده كه او به شرف صحبت حضرت رسالت صلى اللّه عليه و آله و سلّم رسيده و در روز فتح مكّه مسلمان گرديده ودر جنگ عجم با عمّ خود سعد وقاص در قادسيه همراه بود و در آنجا آثار مردى و مردانگى به ظهور رسانيد و در حرب صفيّن ملازم ركاب ظفر انتساب شاه ولايت مآب بوده و در آنجا نيز مراسم مجاهده به جا آورده .(263) و در (فتوح ) اعثم كوفى و كتاب (اصابه ) مسطور است كه چون خبر كشتن عثمان و بيعت كردن مردمان به اميرالمؤ منين عليه السّلام پراكنده شد اهل كوفه نيز اين خبر بشنيدند و در آن وقت ابوموسى اشعرى امارت كوفه داشت ، كوفيان به نزد ابوموسى آمدند و گفتند: چرا با اميرالمؤ منين على بيعت نمى كنى ؟ گفت : در اين معنى توقّف مى كنم و مى نگرم تا بعد از اين چه حادث شود و چه خبر رسد؟ هاشم بن عتبه گفت : چه خبر خواهد رسيد، عثمان را بكشتند و انصار خاصّ و عامّ با اميرالمؤ منين عليه السّلام على بيعت كردند از آن مى ترسى كه اگر با على بيعت كنى عثمان از آن جهان باز خواهد آمد و ترا ملامت خواهد كرد؟ هاشم اين سخن بگفت و به دست راست خويشتن دست چپ بگرفت و گفت : دست چپ از آن من است و دست راست من از آن اميرالمؤ منين عليه السّلام با او بيعت كردم و به خلافت او راضى شدم ؛ چون هاشم با اين وجه بيعت كرد، ابوموسى را هيچ عذرى نماند برخاست و بيعت كرد و در عقب او جمله اكابر و سادات و معارف كوفه بيعت كردند.(264) در (اصابه ) مذكور است كه هاشم در وقت بيعت اين ابيات را بديهةً انشاد نموده بر ابوموسى اشعرى انشاد كرد: شعر : اُبايِعُ غَيْرَ مُكْتَرِثٍ عَلِيّا وَلا اَخْشى اَميرا اَشْعَرِيّا اُبايِعُهُ وَاَعْلَمُ اَنْ سَاءُرْضي بِذ اكَ اللّهَ حَقَّا وَالنَّبِيّا(265) هاشم در حرب صفّين به درجه شهادت رسيد و بعد از عتبة بن هاشم ، عَلَم پدر بر گرفت و بر اهل شام حمله كرد و چند كس را بكشت واثرهاى خوب نمود عاقبت او نيز شربت شهادت چشيد و به پدر بزرگوار خود رسيد.(266) فقير گويد: از اينجا معلوم شد كه هاشم مرقال در صفّين به درجه رفيع شهادت رسيد پس آن چيزى كه در بعضى كتب است كه روز عاشوراء به يارى سيدالشهداء عليه السّلام آمد و گفت : اى مردم هركه مرا نمى شناسد من خودم را بشناسانم من هاشم بن عتبه پسر عموى عمر سعد م الخ ، واقعى ندارد واللّه العالم . _________________________ 263- (مجالس المؤ منين ) 1/269، (الاصابة ) ابن حجر 6/404. 264- (الاصابة ) ابن حجر 6/405، تحقيق : عادل احمد عبدالموجود و شيخ معوّض . 265- همان ماءخذ. 266- (مجالس المؤ منين )1/296.