صفحه 1 از 10 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: الله، پروردگار عالم؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۳
    علاقه
    پس از مرگ شناسی
    نوشته
    145
    حضور
    4 روز 2 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    401

    اشاره الله، پروردگار عالم؟




    درود بر راستجویان و راست پذیران



    ما می گیریم که پروردگاری هست

    ولی هر دینی و اندیشه ای خدای خود را متفاوت از خدای دیگران بیان می کند

    مسلمانان چگونه نشان می دهند که پروردگار جهان آفرین تنها الله است و دیگر خدایان وجود ندارند


    با سپاس از همبازان در این گفتگو
    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۴/۰۵/۲۶ در ساعت ۱۷:۲۶

  2. صلوات ها 10


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,545
    حضور
    175 روز 7 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58331



    با نام و یاد دوست






    الله، پروردگار عالم؟








    کارشناس بحث: استاد صدیق


  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    باسلام و عرض تسلیت شهادت مولای متقیان حضرت علی(ع)

    سوالی که پرسیدید مربوط به توحید الهی است.
    اثبات توحید همانند اصل اثبات خداوند یک مسئله عقلی است و با ادله درون دینی و نقلی اثبات توحید فایده ای ندارد.
    بنابراین لازم است از ادله عقلی و قیاس برهانی استفاده کرد.
    اما باید توجه کرد که توحید چند مرتبه و معنا دارد که هر یک از آنها اتفاقا مورد ادعای دیگران بوده است.
    توحید در ذات، توحید در وجوب وجود، توحید در خالقیت، توحید در ربوبیت و توحید صفاتی.
    توحید در وجوب وجود
    توحید در خالقیت در مقابل ثنویه است که معتقدند که دو خدا داریم که هر کدام، یک سری از موجودات عالم را خلق میکنند.
    توحید در ربوبیت در مقابل وثنویه و بت پرستان که معتقدند بتها در کار تدبیر عالم و سرپرستی موجودات دستیاران خداوند هستند و کارهای عالم را انجام میدهند
    توحید صفاتی نیز در مقابل رأی کسانی است که معتقدند صفات خداوند جدای ازذات اوست.(۱)
    فلاسفه برای اثبات هر یک از مراتب توحید خداوند او ادله چندی ارائه کرده اند.
    بدین منظور لازم است ابتدا منظور خود از سوال را روشن کنیم.
    البته به نظر میرسد توحید ذاتی و توحید صفاتی مراد استارتر بحث نباشد و بیشتر منظور او با توجه به سوالش توحید در وجوب وجود، توحید در خالقیت و توحید در ربوبیت باشد.
    ولی از آنجا که پرداختن به هر سه بحث در یک تاپیک خلاف مقررات است و نمیتوان به سرانجامی مطلوب رسید بنابراین در این بحث صرفا به توحید در وجوب وجود میرسیم.

    این قسم از توحید بدان معناست که هیچ موجود دیگری واجب الوجود نیست و تنها در عالم یک واجب الوجود وجود دارد و نمیتوان دو واجب الوجود داشت.
    برای اثبات این مدعا ابتدا لازم است معنای وجوب وجود را بفهمیم.
    وقتی ما یک موجود را نسبت به وجود داشتن می سنجیم دو حالت بیشتر متصور نیست.
    یا آن موجود حتما باید وجود داشته باشد و حتی از نظر عقلی نمیتوان فرض کرد که موجود نباشد و اصولا فرض نبودنش مستلزم تناقض است، این موجود را واجب الوجود بالذات مینامیم.
    یا وجود داشتن آن موجود به خودی خود هیچ ضرورتی ندارد و میتوان فرض کرد که وجود نداشته باشد. این موجود را ممکن الوجود مینامیم.(۲)

    خدای ادیان همانی است که در فلسفه بدو واجب الوجود گفته میشود.
    حال بحث ما در توحید در وجوب وجود همین است که بررسی کنیم ایا یک وجود اینچنینی داریم یا عقلا میتوان فرض کرد که بیش از یک واجب الوجود داشته باشیم.



    ـــــــــــــــــــــــ
    ۱. ر.ک: نهایه الحکمه، علامه طباطبایی، مرحله ۱۲، فصل ۴-۶
    ۲. ر.ک: نهایه الحکمه، مرحله ۴، فصل ۱و ۳




  7. صلوات ها 9


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    فلاسفه برای اثبات این قسم از وجوب وجود چند برهان و استدلال ارائه کرده اند.
    یکی از این استدلالها اینچنین است:
    م1. اگر واجب الوجود بالذات متعدد باشد، پس این موجودات در ویژگی وجوب وجود باید مشترک باشد.(همانطور که وقتی دو معلم داریم، این دو حتما در ویژگی معلم بودن با هم باید مشترک باشند)

    م2. هر دو امر مشترکی علاوه بر جهت اشتراک، باید از یک جهت اشتراک و از یک جهت اختلاف داشته باشند. بنابراین، این دو واجب الوجود نیز باید از یک جهت با هم اختلف داشته باشند. جهتی غیر از وجوب وجود .

    م3. تمایز میان دو موجود، از دو حال خارج نیست، یا تمایز در ذات و امور ذاتی است یا تمایز در امری خارج از ذات آن دو.

    حال اصل استدلال به صورت قیاس استنثایی:
    اگر دو واجب الوجود داشته باشیم، لازم است تمایز آنها در یک امر ذاتی یا خارج از ذاتشان باشد. (قیاس استثنایی)
    اما تمایز دو واجب الوجود در این دو امر محال است، (بطلان تالی)
    پس دو واجب الوجود نخواهیم داشت.(بطلان مقدم)

    برای استدلال از طریق قیاس استثنایی، بعد از اقامه قیاس استثنایی لازم است ابتدا به اثبات ملازمه بین مقدم و تالی بپردازیم و سپس یا از طریق بطلان تالی به بطلان مقدم برسیم یا از طریق اثبات مقدم به اثبات تالی.

    حال ببینیم در این قیاس چه کرده ایم.
    در این قیاس، در اصل قضیه استثنایی به صورت یک جمله شرطیه گفته شده اگر دو واجب الوجود داشته باشیم، لازم است که:
    اولا: تمایزی بین آنها باشد(که این امری بدیهی است. چون اگر دو امر هیچ جهت تمایزی بین آنها نباشد، اصلا کثرتی ایجاد نمیشود و دو موجود نمیشوند بلکه یک موجود میشود.)
    ثانیا:تمایز یا باید در امری داخل ذاتشان باشد یا خارج از ذاتشان.(این هم امری بدیهی است چون اوصاف یک موجود یا ذاتی اوست و یا خارج ازذات او و از این دو خارج نیست. بنابراین اگر تمایزی بخواهد بین دو موجود وجود داشته باشد، دو احتمال بیشتر در میان نیست یا داخل ذات است یا خارج از ذات یعنی یا آن ویژگی مورد اختلاف ذاتی آنهاست یا عرضی آنها)
    بنابراین اصل ملازمه میان دو جزء قضیه استثنایی درست است.

    حال بخش دوم قیاس که عبارت است از بطلان تالی.
    برای بطلان تالی باید اثبات کنیم که بین دو واجب الوجود مفروض نه میتوان تمایز ذاتی در نظر گرفت و نه تمایز عرضی.

    اما چرا تمایز ذاتی نمیتواند برقرار باشد: چون اگر تمایز انها در امری ذاتی باشد، نتیجه اش این میشود که ذات هر یک از آن دو واجب الوجود دو جزء داشته باشد. یکی وجوب وجود که هر واجب الوجود در آن با هم اشتراک دارند و یک ویژگی دیگر که در هر کدام از ان دو واجب الوجود با هم تفاوت دارد. حال آن که در توحید ذاتی اثبات میشود که ذات واجب الوجود مرکب نیست و جزء ندارد.

    اما چرا تمایز عرضی بین آنها در کار نباشد.
    علت این است که:
    - اگر اینچنین باشد، وجه تمایز یبن این دو واجب الوجود، امری عرضی خواهد بود.
    - هر امر عرضی، معلول است و نیاز به علتی دارد.(کل عرضی معلّل)
    - علت این امر عرضی، یا خود ذات است یا امری خارج از ذات. و هر دو نادرست است: زیرا
    -- اگر علت آن خود ذات باشد، پس ذات این واجب الوجود بر تمیز و تشخص خود تقدم خواهد داشت. حال آنکه تا تمایزی درکار نباشد، اصلا موجودی موجود نخواهد شد تا بخواهد علت ایجاد ممیز خودش باشد. چون این وجه ممیز است که باعث تمییز وجود یک موجود از دیگری میشود و تا آن وجه ممیز در کار نباشد، وجودی ایجاد نخواهد شد. پس علت این امر ممیز، نمیتواند خود ذات باشد.
    - اگر هم علت آن امر ممیز، امری خارج از ذات باشد، نتیجه اش ان میشود که واجب الوجود در تمییز از وجودی دیگر(واجب مفروض دیگر) نیازمند به موجود دیگری است تا وجه امتیاز او از دیگری را ایجاد کند) حال آنکه واجب الوجود غنی محض است و هیچ نحوه نیازی در او متصور نیست. تا چه رسد به این نیاز که در اصل وجود یافتن و تشخصش است. بعلاوه اینکه تشخص یک واجب الوجود از دیگری، متوقف باشد بر موجودی دیگر تا وجه امتیاز او را ایجاد کند، خودش به معنای متوقف ماندن وجود واجب الوجود است که با اصل فرض وجوب وجود خلف فرض است و با فرض وجوب وجود خود متناقض است.

    بنابراین با توجه به اثبات ملازمه بین مقدم و تالی و بطلان تالی، به بطلان مقدم قیاس میرسیم که مدعی بود واجب الوجود دو تا هست.
    به صورت خلاصه میتوان قیاس را به این صورت ارائه کرد:

    اگر واجب الوجودها متعدد باشند، باید در وجوب وجود اشتراک داشته باشند؛ والتالی باطل: فالمقدم مثله.(۱)

    ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــ
    ۱. ر.ک: نهایه الحکمه، مرحله ۱۲، فصل ۵ و کشف المراد، ص۴۰۴(علامه حلی، شرح تجرید الاعتقاد خواجه نصیرالدین طوسی، قم:نشر اسلامی، ۱۴۲۷ق)



    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۹۴/۰۴/۱۷ در ساعت ۱۱:۴۸

  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    استدلال دیگری که میتوان بر اساس برهان صدیقین ارائه کرد بدین صورت است:

    وجود، داراي مرتبه اي است كه كاملتر از آن امكان ندارد يعني داراي كمال بي نهايت است، و چنين موجودي، قابل تعدّد نيست. نتيجه آنكه وجود خداي متعال، قابل تعدّد نيست.


    مقدّمه اوّل اين برهان، در واقع همان نتيجه برهان صديقين است. زيرا بر اساس برهان صدیقین وجود دارای سلسله مراتبی است. این سلسله مراتب منتهي به مرتبه اي می شود كه عاليترين و كاملترين است و هيچ ضعف و نقصي در آن، راه ندارد، يعني داراي كمال نامتناهي است.


    مقدّمه دوم نیز به این علت است که فرض تعدد در وجوب وجود، مستلزم این است که هر کدام از واجب الوجودها یک سری از کمالات را داشته باشد و یک سری را نداشته باشد. یعنی در کمالات محدود باشند و کمالاتی متناهی داشته باشند.
    اما وجوب وجود و واجب الوجود نمیتواند محدود باشد و عالی ترین کمالات را داراست که حدی ندارد.

    بنابراین، فرض دو موجودی که هر دو واجب الوجود باشند، از نظر عقلی نادرست است زیرا مستلزم محدودیت آنها خواهد بود.(۱)

    ـــــــــــــــــــــــــ
    ۱. آموزش فلسفه، محمد تقی مصباح یزدی، تهران، نشر بین الملل، ۱۳۸۲، چاپ هفتم،‌ ج۲، ص۳۷۸ و ۳۷۹


  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    علاقه
    مباحثه
    نوشته
    1,136
    حضور
    20 روز 1 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2465



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    خدای ادیان همانی است که در فلسفه بدو واجب الوجود گفته میشود.
    حال بحث ما در توحید در وجوب وجود همین است که بررسی کنیم ایا یک وجود اینچنینی داریم یا عقلا میتوان فرض کرد که بیش از یک واجب الوجود داشته باشیم.
    سلام

    شما از نظر فلسفه ثابت کردید واجب الوجود فقط یکیست
    ولی فکر می کنم منظور استارتر چیز دیگری بوده
    ببینید هر دسته و گروهی در جهان برای خودشان یک خدا دارن
    مثلا خدای هندیها
    یا خدای سرخ پوستان و گروههای دیگر
    و از طرفی خدای مسلمانان
    حال سوال این است از کجا بدانیم واجب الوجود
    فقط الله است و مثلا شیوا نیست ؟
    ازادی در پرواز است نه در انتخاب قفس

  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    نوشته
    302
    حضور
    6 روز 21 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    14
    آپلود
    0
    گالری
    4
    صلوات
    875



    بحث خیلی سنگین بود. خوب میشه اگه خلاصه مطلب هم به زبان ساده بیان بشه
    پروردگارا اگر بین من و او مرگ فاصله انداخته پس مرا از قبر بیرون آور در حالی که کفنم را دور کمر بسته ام
    شمشیرم را از قلاف کشیده ام
    و لبیک گویان دعوت دعوت کننده را اجابت می کنم


    (بخشی از دعای عهد)

  15. صلوات ها 3


  16. #8
    اناالعبد آنلاین نیست. همکار اجرایی بخش آرشیو و عرفانهای کاذب

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۴
    علاقه
    هیچی ... کاش بتونم بنده باشم..هیچی نمیخوام دیگه
    نوشته
    1,049
    حضور
    37 روز 11 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    47
    صلوات
    7340



    نقل قول نوشته اصلی توسط دکتر غلامعلی نمایش پست ها
    درود بر راستجویان و راست پذیران



    ما می گیریم که پروردگاری هست

    ولی هر دینی و اندیشه ای خدای خود را متفاوت از خدای دیگران بیان می کند

    مسلمانان چگونه نشان می دهند که پروردگار جهان آفرین تنها الله است و دیگر خدایان وجود ندارند


    با سپاس از همبازان در این گفتگو
    سلام
    خیلی ساده و روان :


    باید بگردی ببینی کدوم یک از برنامه های ادیان کاملتر و جامع تر از بقیه و بدون مشکل است..

    و در ادامه البته دو تا خدا نمیشه داشت ... بحث طولانی میشه .. ساده ترین روش اثبات اینکه نمیشه چند خدا داشت اینه که ناهماهنگی و نظم از بین میره.

    فرض کنیم به یک نقاش بگی تو سر خروس بکش به یکی دیگه بگیم تو دم خروس و بکش و به یکی هم بگیم تو بدنش و بکش... بعد بیایم
    این سه تا نقاشی و کنار هم بگیریم میبینیم که بهم نمیخوره ... ممکنه دم خیلی بزرگ ، سر کوچیک و بدن بزرگ باشه ... هماهنگی از بین میره.


    روش های مختلف دیگه هم هستش .. انشاالله بعدا بهش میپردازیم اگر لازم شد
    طرح ترک رذائل اخلاقی و انجام فضائل اخلاقی برای نزدیکتر کردن ظهور امام زمان (عج) ... این هفته قرائت یک صفحه قرآن هر روز http://www.askdin.com/showthread.php...356#post819356

    انسان
    هرچند هم که عبادتش بسیار باشد، نباید مغرور گشته و خیال کند که به کمال نهایی خویش راه یافته است، بلکه باید بداند که انسان تا زنده است، هدف تیر شیطان و نفس اماره است و درهرحال باید خود را ضعیف و محتاج به مدد و کمک حضرت حق ببیند.

  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    علاقه
    خدای یکتا
    نوشته
    16
    حضور
    15 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    50



    سلام
    اگه چندین خدا وجود داشته باشه نظم و هماهنگی در افرینش از بین میره


    قرآن میفرماید:

    لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّـهُ لَفَسَدَتَا ۚ فَسُبْحَانَ اللَّـهِ رَ‌بِّ الْعَرْ‌شِ عَمَّا يَصِفُونَ ﴿٢٢﴾ سوره ی انبیا
    گر در آنها [=زمين و آسمان‌] جز خدا، خدايانى [ديگر] وجود داشت، قطعاً [زمين و آسمان‌] تباه مى‌شد. پس منزّه است خدا، پروردگار عرش، از آنچه وصف مى‌كنند.

    ویرایش توسط یا صاحب زمان : ۱۳۹۴/۰۴/۱۷ در ساعت ۱۴:۲۹ دلیل: بزرگ کردن فونت قرآن


  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    1,261
    حضور
    31 روز 4 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    85
    صلوات
    3149



    سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط یا صاحب زمان نمایش پست ها
    اگه چندین خدا وجود داشته باشه نظم و هماهنگی در افرینش از بین میره
    اگر چند دنیا یا بی شمار دنیای از هم جدا وجود داشته باشد چطور
    پیروز و موفق باشید
    ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی
    تا راهرو نباشی کی صاحب خبر شوی

  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 10 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 30

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود