صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نیاز به ازدواج و خودکشی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۴
    علاقه
    شنا
    نوشته
    67
    حضور
    2 روز 4 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    147

    نیاز به ازدواج و خودکشی




    با عرض سلام وخسته نباشید
    من جوانی 23ساله هستم. ترم آخر دانشگاه هستم. من از کودکی اعتیاد به پورنوگرافی و به تبع اون خودارضایی داشتم درحالی که پدر و مادرم تا همین یکی دو سال پیش ازاین موضوع خبر نداشتند. الان هرکار می کنم نمی توانم از این قضیه زخلاص شوم. یکی دو روز ول می کنم ولی دو باره می روم سراغ این فیلم ها. هرچه مقاومت می کنم نمی توانم جلوی خودم رابگیرم.

    در همین ترم ان شالله دانشگاهم تموم می شه و بعد هم باید برم سربازی. هیچ کاری ندارم و تازه توی این بیکاری امیدی هم به پیدا کردن شغل به درد بخور بعد از اتمام سربازی ام هم ندارم. پدر و مادرم هم ازم حمایت مالی نمی کنند تازه به خاطر این که الان ازشون به خاطر خرج یومیه پول می گیرم کلی سرکوفتم می زنند.
    به نظر شما من باید چه کار کنم اونم در این شرایط با این همه پولی که باید برای ازدواج خرج کرد و من یک قران ندارم. همش این فیلم ها از جلوی چشمام رد می شوند. این راهم بگم اولین بار من دراثر کاهلی پدر و مادرم ازاین فیلم ها مطلع شدم و به اون ها و خودارضایی مبتلا شدم.اصولا پدر ومادر من اعتقادی به مراقبت کردن از فرزند ندارند. اون ها فقط فکر می کنند که پدر ومادر وظیفه دارند خرج بچه رابدهند اون هم در حد بخور و نمیر و اگر بیشتر از اون دادند به بچه لطف کردند.

    راستش را بخواهید من دیگه نمی تونم این زندگی را تحمل کنم. هرچه دعا و توسل می کنم کاری از پیش نمی برم. راستش را بخواهید نیاز به داشتن رابطه جنسی دارد مرا خفه می کند. این برای من یک عقده شده است. یک دقیقه نمی توانم روی یک مطلبی تمرکز کنم. همش فکرم به سمت رابطه می رود. موسیقی گوش می دهم .ورزش می کنم .خودزنی می کنم. با دیگران حرف می زنم.باخودم حرف می زنم. داد می زنم. سریال تلویزیون نگاه می کنم و... اما نمی توانم فکرم را ازاین موضوع خارج کنم وآخرش هم کارم به تماشای فیلم و خودارضایی می کشه. پدر و مادرم هم با وجود این که وضع منو می دانند با خونسردی تمام می گویند خوب نگاه نکن تا نیاز پیدا نکنی. به کی بگم نمی تونم. پدر و مادرم می گویند که برای ازدواج باید خونه و ماشین داشته باشی یا حداقل بتونی یک خونه کرایه کنی. حالا شما بگید. انصافا من دانشجو که باید دوسال هم برم سربازی الان از کجا می تونم پول اجاره خانه را در بیاورم.

    برای هرکس درد و دل می کنم می گویند برو خداروشکر کن تنت سلامت است. برو خدارو شکر کن فلج نیستی و از این جور حرفا. اما سوال من این است که وقتی من روح ناسالمی دارم تن سالم را می خواهم چه کار کنم. وقتی به خاطر این نیاز دو روزی یک بار فقط گریه می کنم تن سالم را می خواهم چه کار کنم؟ یک مدت بود که توی این فکر افتاده بودم که ازدواج موقت داشته باشم. اما هرچی می گردم نمی توانم موردی پیدا کنم. یک مدت هم گفتم برم دنبال داشتن رابطه با دوست دختری چیزی که بتوانم از این وضع خلاص شوم اما فکر این که اگر این کار لو بره و بخواهند دختره را بندازند به من و من مجبور بشم بازنی که هرلحظه امکان خیانت به من را دارد زندگی کنم از این کار منصرف می شوم. راستش رو بخواهید تنها راهی که به ذهنم می رسد خلاص شدن از این جهنم با خودکشی کردن است. دیگه هیچ انگیزه ای برای زندگی ندارم. اصلا حال هیچ کاری را ندارم. حس می کنم خدایی وجود ندارد وگرنه من این قدر بدبخت نبودم. اوایل از خودکشی می ترسیدم اما با بدتر شدن اوضاعم دیگه ترسم داره می پره.

    دیشب که در حیاط خانه خوابیده بودم نمی دونم چرا یک حسی داشت می گفت برو یک طناب بردار و خودت را ازاین دنیا خلاص کن!!!
    اون لحظه هیچ چیز دیگه توی فکر من نمی آمد فقط خودم را که طناب دار به گردنم بود تصور می کرم و لذت می بردم.الان خیلی برایم تعجب آور است که چرا لذت می بردم. این فکر را قبلا هم داشتم اما نمی دانید دیشب چقدر هوس این کار را کرده بودم. حالا شما بگید من چه کار کنم؟

    لطفا نگویید خود را سرگرم کن تا فکرش از سرت بپرد. شاید این نسخه شما برای کسانی که پدر و مادرشان از کودکی ازشان مراقبت می کردند (که معمولا اونا زود تر ازدواج می کنند)و این چیز ها را ندیده اند امکان پذیر باشد اما من تمام این راه ها را رفته ام. راستش رو بخواهید جهنم محرومیت از این کار به کنار جهنم حس کثافت بودن هم کنار. این هم خیلی مرا آزار می دهد. واقعا به این نتیجه رسیده ام که این عالم خدایی ندارد. امیدم به همه چیز را ازدست داده ام. فقط دوست دارم بخوابم و دیگه بیدار نشوم. دوست دارم نیست شوم. دوست دارم هیچی از من باقی نماند. دیگه نمی تونم این زندگی را تحمل کنم.

    همچنین یک چیز دیگه هم می خواستم بپرسم. من پدرم مشکل قلبی دارد.(البته از پدرم خیلی متنفرم چون او با یک زن نامحرم رابطه دارد و فکر می کند هیچکس نمی داند) مادر من هم مشکل جسمی خیلی دارد. (از او هم متنفرم چون خیلی مرا تحقیر می کند) می خواستم بپرسم اگه من خود کشی کنم و این وسط پدر ومادرم از شدت ناراحتی سکته کنند یا فوت کنند و برادر و خواهرم یتیم شوند یا مجبور شوندتا آخر عمر از پدر ومادرم مراقبت کنند آیا من درحق خواهر و برادرم ظلم کرده ام یا نه؟



    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۴/۰۴/۱۲ در ساعت ۱۴:۳۰

  2. صلوات ها 16


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,554
    حضور
    175 روز 11 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58344



    با نام و یاد دوست






    نیاز به ازدواج و خودکشی








    کارشناس بحث: استاد حامی


  5. صلوات ها 9


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 3 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151471



    سلام خدمت شما برادر بزرگوارم
    به هر حال نبايد فراموش كنيد كه خداوند حكيم است و گذشته شما را ناديده نمي گيرد. يعني فرق است بين كسي كه نادانسته در محيطي آلوده به خودارضايي و فيلم هاي مبتذل آلوده شده است با كسي كه عمدا و با اختيار سراغ آن رفته است. خود ارضايي گناه است ولي نااميدي از رحمت خدا هم گناه است. نااميدي يكي از قوي ترين ابزاري است كه شيطان از آن استفاده مي كند. اگر خودارضايي گناه است خب نبايد فراموش كنيد كه خودكشي هم گناه است و عذاب ابدي را به همراه دارد به علاوه اين كه خودكشي كه در ظاهر رهايي از تنش ها است عمري زندگي پر تنش براي خواهر و برادرتان به بار خواهد آورد و شما به سهم خود در اين مشكل گناه خواهيد كرد.
    قبول دارم كه فشار شهوت تمركز و سازمان رواني انسان را به هم مي ريزد ولي وقتي فردي از شدت فشار جنسي پر تب و تاب است احتمال اين كه بر اثر هيجان شديد منفي شناختش پايين بياييد و در گزينش همسر همتا موفق نباشد زياد است.
    شما از روان شناس باليني كمك بگيريد افسردگي و اضطراب مي تواند مشكل را تشديد كند. اگر نياز به دارو بود بدون ترديد داروها را مصرف كنيد تا ذهن تان آرام شود و هيجانات منفي فروكش كند اين طوري بهتر مي توانيد شهوت خود را مديريت كنيد و در گزينش همسر هم موفق باشيد.
    تذكر: همه مراجع مي فرمايند اگر انسان به دليل نداشتن همسر به گناه بيفتد واجب است ازدواج - دائم يا موقت - كنند. ازدواج موقت هم مانند ازدواج دائم است بايد براي يافتن همسر در شهرتان پرس و جو كنيد و به محضر ازدواج هم رجوع كنيد. شيطان وسوسه مي كند كه از گناه نياز را ارضا كنيد ولي وقتي راه حلال باز است چرا گناه؟!
    تذكر: البته بنده به جوانان توصيه مي كنم تا جايي كه ممكن است ازدواج موقت را تجربه نكنند مگر در مواردي فرد نتواند شهوت را مهار كند و فشار شديد جنسي براي فرد مشكلات روحي و معنوي به بار آورد.

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  7. صلوات ها 12


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    1,118
    حضور
    37 روز 21 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3880



    منم قبلن که خیلی نیاز داشتم همین فکر را میکردم.میگفتم خودکشی میکنم.(یه چیزی اصلا به فکر خودکشی با طناب و رگ زدن و اینا نباش اینا تو فیلماس.احتمال مردن پایینه .اگه نمیری به انواع بیماری ها مواجه میشی ه از اینم بدبخت تر میشی.یه راه بهتر را امتحان کنه.)باور کن.زود تموم میشه این نیاز هات.برو سربازی وقتی برگشتی این حس ها را دیگه نداری. بعد بیا اینجا حرفاتو بخون.خودت خندت میگیره.شاید فکر کنی مگه میشه...مگه داریم...اره هم میشه هم داریم :)
    غم، مگر جز خاطر من، منزل و ماْوا نداری؟

    خوش بیا...خوش بیا...آسوده بنشین، بر دلم
    گر جا نداری…!

  9. صلوات ها 9


  10. #5

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۳
    علاقه
    اعتقادی-ازدواج
    نوشته
    1
    حضور
    11 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5

    واای حرف از خودکشی نزن به خودت رحم کن لطفا اگه این دنیا برات بدبختی داره با خودکشی که اون دنیاتم خرا




    نقل قول نوشته اصلی توسط انتخاب اول نمایش پست ها
    با عرض سلام وخسته نباشید
    من جوانی 23ساله هستم. ترم آخر دانشگاه هستم. من از کودکی اعتیاد به پورنوگرافی و به تبع اون خودارضایی داشتم درحالی که پدر و مادرم تا همین یکی دو سال پیش ازاین موضوع خبر نداشتند. الان هرکار می کنم نمی توانم از این قضیه زخلاص شوم. یکی دو روز ول می کنم ولی دو باره می روم سراغ این فیلم ها. هرچه مقاومت می کنم نمی توانم جلوی خودم رابگیرم.

    در همین ترم ان شالله دانشگاهم تموم می شه و بعد هم باید برم سربازی. هیچ کاری ندارم و تازه توی این بیکاری امیدی هم به پیدا کردن شغل به درد بخور بعد از اتمام سربازی ام هم ندارم. پدر و مادرم هم ازم حمایت مالی نمی کنند تازه به خاطر این که الان ازشون به خاطر خرج یومیه پول می گیرم کلی سرکوفتم می زنند.
    به نظر شما من باید چه کار کنم اونم در این شرایط با این همه پولی که باید برای ازدواج خرج کرد و من یک قران ندارم. همش این فیلم ها از جلوی چشمام رد می شوند. این راهم بگم اولین بار من دراثر کاهلی پدر و مادرم ازاین فیلم ها مطلع شدم و به اون ها و خودارضایی مبتلا شدم.اصولا پدر ومادر من اعتقادی به مراقبت کردن از فرزند ندارند. اون ها فقط فکر می کنند که پدر ومادر وظیفه دارند خرج بچه رابدهند اون هم در حد بخور و نمیر و اگر بیشتر از اون دادند به بچه لطف کردند.

    راستش را بخواهید من دیگه نمی تونم این زندگی را تحمل کنم. هرچه دعا و توسل می کنم کاری از پیش نمی برم. راستش را بخواهید نیاز به داشتن رابطه جنسی دارد مرا خفه می کند. این برای من یک عقده شده است. یک دقیقه نمی توانم روی یک مطلبی تمرکز کنم. همش فکرم به سمت رابطه می رود. موسیقی گوش می دهم .ورزش می کنم .خودزنی می کنم. با دیگران حرف می زنم.باخودم حرف می زنم. داد می زنم. سریال تلویزیون نگاه می کنم و... اما نمی توانم فکرم را ازاین موضوع خارج کنم وآخرش هم کارم به تماشای فیلم و خودارضایی می کشه. پدر و مادرم هم با وجود این که وضع منو می دانند با خونسردی تمام می گویند خوب نگاه نکن تا نیاز پیدا نکنی. به کی بگم نمی تونم. پدر و مادرم می گویند که برای ازدواج باید خونه و ماشین داشته باشی یا حداقل بتونی یک خونه کرایه کنی. حالا شما بگید. انصافا من دانشجو که باید دوسال هم برم سربازی الان از کجا می تونم پول اجاره خانه را در بیاورم.

    برای هرکس درد و دل می کنم می گویند برو خداروشکر کن تنت سلامت است. برو خدارو شکر کن فلج نیستی و از این جور حرفا. اما سوال من این است که وقتی من روح ناسالمی دارم تن سالم را می خواهم چه کار کنم. وقتی به خاطر این نیاز دو روزی یک بار فقط گریه می کنم تن سالم را می خواهم چه کار کنم؟ یک مدت بود که توی این فکر افتاده بودم که ازدواج موقت داشته باشم. اما هرچی می گردم نمی توانم موردی پیدا کنم. یک مدت هم گفتم برم دنبال داشتن رابطه با دوست دختری چیزی که بتوانم از این وضع خلاص شوم اما فکر این که اگر این کار لو بره و بخواهند دختره را بندازند به من و من مجبور بشم بازنی که هرلحظه امکان خیانت به من را دارد زندگی کنم از این کار منصرف می شوم. راستش رو بخواهید تنها راهی که به ذهنم می رسد خلاص شدن از این جهنم با خودکشی کردن است. دیگه هیچ انگیزه ای برای زندگی ندارم. اصلا حال هیچ کاری را ندارم. حس می کنم خدایی وجود ندارد وگرنه من این قدر بدبخت نبودم. اوایل از خودکشی می ترسیدم اما با بدتر شدن اوضاعم دیگه ترسم داره می پره.

    دیشب که در حیاط خانه خوابیده بودم نمی دونم چرا یک حسی داشت می گفت برو یک طناب بردار و خودت را ازاین دنیا خلاص کن!!!
    اون لحظه هیچ چیز دیگه توی فکر من نمی آمد فقط خودم را که طناب دار به گردنم بود تصور می کرم و لذت می بردم.الان خیلی برایم تعجب آور است که چرا لذت می بردم. این فکر را قبلا هم داشتم اما نمی دانید دیشب چقدر هوس این کار را کرده بودم. حالا شما بگید من چه کار کنم؟

    لطفا نگویید خود را سرگرم کن تا فکرش از سرت بپرد. شاید این نسخه شما برای کسانی که پدر و مادرشان از کودکی ازشان مراقبت می کردند (که معمولا اونا زود تر ازدواج می کنند)و این چیز ها را ندیده اند امکان پذیر باشد اما من تمام این راه ها را رفته ام. راستش رو بخواهید جهنم محرومیت از این کار به کنار جهنم حس کثافت بودن هم کنار. این هم خیلی مرا آزار می دهد. واقعا به این نتیجه رسیده ام که این عالم خدایی ندارد. امیدم به همه چیز را ازدست داده ام. فقط دوست دارم بخوابم و دیگه بیدار نشوم. دوست دارم نیست شوم. دوست دارم هیچی از من باقی نماند. دیگه نمی تونم این زندگی را تحمل کنم.

    همچنین یک چیز دیگه هم می خواستم بپرسم. من پدرم مشکل قلبی دارد.(البته از پدرم خیلی متنفرم چون او با یک زن نامحرم رابطه دارد و فکر می کند هیچکس نمی داند) مادر من هم مشکل جسمی خیلی دارد. (از او هم متنفرم چون خیلی مرا تحقیر می کند) می خواستم بپرسم اگه من خود کشی کنم و این وسط پدر ومادرم از شدت ناراحتی سکته کنند یا فوت کنند و برادر و خواهرم یتیم شوند یا مجبور شوندتا آخر عمر از پدر ومادرم مراقبت کنند آیا من درحق خواهر و برادرم ظلم کرده ام یا نه؟


    بظر برو سراغ کار یه کار کم درامدم باشه باز از هیچی بهتره به بزرگترای فامیل بگو برا ازدواجت کاری کنن
    اگه هم میخای ازدواج اسون و کم هزینه ای داشته باشی برو از شهرستان اونجا همسرتو انتخابکن و ازدواج کن
    تو شهرستان ازدواجو خیلی اسون میگیرن

  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    زندگی
    نوشته
    957
    حضور
    18 روز 9 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    3287



    سلام
    به نظر من مشکل شما شاید با ازدواج هم از بین نره. شما تا خودتون نخواید اتفاقی نمی افته . خودتون هم زمانی تصمیم میگیرین و ارداه میکنین که به آخر خط و نا امیدی رسیده باشین طوری که لذت این کار به تلخی رسیده باشی و تو چشمتون دیگه خسته کننده و بی ارزش بیاد و اون هم زمانیه که کاملا و عمیقا متوجه بشین این کار دیگه براتون جذابیتی نداره و خسته شدین. اون وقته که از دنیا سیر شدین و زشتیش جلوی چشمتون میاد. مثل معتاد هایی که خیلی ترک میکنن اما ترک واقعی زمانیه که واقعا میبرن و خسته میشن و دیگه براشون هیچ جذبه ای نداره. دعا کنین و برین سمت قرآن. و تقصیر این مشکل رو هم سر دیگران نیندازین.


  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۴
    علاقه
    گل و شعر
    نوشته
    560
    حضور
    18 روز 15 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2700



    سلام شما کاملا دیوانه اید
    اینهمه مشکلات هست و گناه کرددی حالا خودکشی هم میخواید بکنید؟
    من میگم بجای این حرفها برو یه دوش آب سرد بگیر و مقدار کمی گل گاو زبان و همراه با نبات دم کن
    هم خودت بخور هم بده مامانی
    نوش جان کنه
    و بهش بگو نیاز داری
    اونم در خدمت سربازی برات
    یه کاری کنه
    که هم خدمتت زودتر تموم بشه
    هم همه جوره راحت بشی
    ما چی بگیم که سنمون الانه به اندازه یه خدمت کرده اقا هست
    اما هیچ خبری از هیچی نیست

  15. صلوات ها 6


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۴
    علاقه
    گل و شعر
    نوشته
    560
    حضور
    18 روز 15 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2700



    نقل قول نوشته اصلی توسط روزنه نمایش پست ها
    سلام
    به نظر من مشکل شما شاید با ازدواج هم از بین نره. شما تا خودتون نخواید اتفاقی نمی افته . خودتون هم زمانی تصمیم میگیرین و ارداه میکنین که به آخر خط و نا امیدی رسیده باشین طوری که لذت این کار به تلخی رسیده باشی و تو چشمتون دیگه خسته کننده و بی ارزش بیاد و اون هم زمانیه که کاملا و عمیقا متوجه بشین این کار دیگه براتون جذابیتی نداره و خسته شدین. اون وقته که از دنیا سیر شدین و زشتیش جلوی چشمتون میاد. مثل معتاد هایی که خیلی ترک میکنن اما ترک واقعی زمانیه که واقعا میبرن و خسته میشن و دیگه براشون هیچ جذبه ای نداره. دعا کنین و برین سمت قرآن. و تقصیر این مشکل رو هم سر دیگران نیندازین.
    سلام با اینکه منم یه جورایی البته کمتر از این اقا در گرداب گناه بودم و به برکت ماه رمضان امسال هنوز خطائی نکردم میخوام بگم با حرفاتون موافقم اما یه چیزی رو بگم؟
    درسته که میگید بعضی آدمها وقتی سرشون به سنگ میخوره توبه میکننو یا توبه هم نمیکنن دیگه نمیتونن گناه کنن کمی آدم میشن
    اما در مورد من و شاید اون اقا صادق نباشه
    ببیند من خودم رو میگم من سیستمم فعلا برا خودمه هیچ کسی هم تا سحر نمیاد اتاقم
    یاهو و ... و ... و... رو دارم و همه جوره دوستان خوب و بد در ادد لیست دارم
    اما من چراغم خاموشه با کسی کاری ندارم
    ضمنا اینجا رو هم تا وقتی دوستانم بهم بها بدن و جواب بدن حرف میزنم بعدشش شاید برم و ...
    بگذریم میخوام بگم من خودم از مشکلاتی که پشت سر هم برام پیش اومده و تنهایی و حالت افسردگی گناه کردمو اینجوری شدم
    و میدونم که میتونم ترکشش کنم و امیدوارم بعد ماه رمضون ترکشش کنم
    اما اگر مجردید که منظورم رو کمی میفهمید اگر متاهل باشید اصلا درک نخواهید کرد که من چی میگم
    وقتی نیاز انسان شدید شد و مجبور به گناه شد و یادشش اومد هزار بار توبه کرده داغون میشم اما چی بگم
    دوستانم هم در نت میگن بعدشش پشیمون میشیم اما لذت کم بهتر از افسردگی دائم هست
    میخوام بگم ما شیرینی ترک لذت رو نچشیدیم میشه منظورم رو بفهمید خواهشا/؟
    موفق باشیددد

  17. صلوات ها 6


  18. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    نوشته
    292
    حضور
    6 روز 3 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    999



    کار پیدا کن دیگه وقت نمیکنی به این چیزها برسی

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۴
    علاقه
    تشکیل خانواده
    نوشته
    52
    حضور
    2 روز 1 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    249



    سلام،
    دوست من این مشکلات انشاالله ختم به خیر میشه ، بع تلاش و کوشش و اراده قوی .
    برزگترین سلاحی که به شیطان میدیم نا امیدی هست ! و یکی از بزرگترین گناه ها بعد از شرک نا امیدی از رحمت و بخشایش خداست ! پس امید داشته باش دوست عزیز و از رهنمود هایی که دوستان گرام دادن پیروی کن انشاالله مشکل حل میشه

  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 5

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود