صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    10,199
    حضور
    144 روز 11 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    622
    آپلود
    104
    گالری
    1493
    صلوات
    93055

    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام




    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام اَلسلامُ عَلیکَ یا اَبا مُحَمَّدٍ یا حَسَنَ بْنَ عَلِی اَیُّهَا الْمُجْتَبى یَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام
    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام
    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام پرسمان و موضوعات :
    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام دروغ پردازی دشمنان علیه امام حسن مجتبی علیه السلام
    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام احادیثی گهربار از امام حسن مجتبی علیه السلام
    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام معرفی شخصیت امام حسن مجتبی علیه السلام
    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلاملقب امام حسن مجتبی علیه السلام
    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلامداستان ها و حکایت هایی از امام حسن علیه السلام
    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلامگوشه ای از فضائل امام حسن علیه السلام
    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلامدعای قنوت شکوه آمیز حضرت امام حسن مجتبی سلام الله علیه
    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلامانتظارات امام حسن علیه السلام از شیعیان
    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلامنتایج صلح امام حسن علیه السلام
    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلامنظر اندیشمندان در مورد صلح امام حسن علیه السلام
    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام فرهنگی و رسانه ی مذهبی :
    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام ❋•°˙·٠✿ مسابقه بزرگ آفتاب مهر ✿٠·˙°•❋تمدید مهلت شرکت در مسابقه
    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام كتاب موبايل چهل حديث امام حسن علیه السلام
    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام دانلود کتاب - حضرت امام حسن علیه السلام
    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام اشعار و قطعات ادبی ویزه میلاد کریم اهل بیت علیه السلام
    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام پیامک به مناسبت میلاد امام حسن علیه السلام
    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام احادیث و تصاویر زیبا از امام حسن مجتبی علیه السلام
    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام دانلود براش نام های امام حسن علیه السلام
    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام سخنرانی های صوتی با موضوع امام حسن مجتبی علیه السلام
    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام مولودی میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام
    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام زیارت نامه امام حسن مجتبی علیه السلام
    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام 40 ثانیه در حرم امام حسن مجتبی علیه السلام - فیلم
    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام منی که سرمستم * دل به حسن علیه السلام بستم - فلش
    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام میلاد کریم اهل بیت علیه السلام - فلش
    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام ویژه نامه سال 1389
    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام ویژه نامه سال 1390
    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام ویژه نامه سال 1391
    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام ویژه نامه سال 1392
    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام ویژه نامه سال 1393
    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام نرم افزار :
    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلامکتاب مالتي مديا از توليدات اسک دين- 40 داستان امام حسن علیه السلام
    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلامنرم افزار ويژه میلاد امام حسن علیه السلام - كريم سفره احسان
    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلامدانلود نرم افزار - فرهنگ سخنان امام حسن علیه السلام
    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلاماسکرین سیور اسک دین ویژه تولد کریم ال طه علیه السلام
    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام ارسال کارت پستال صوتی برای دوستان
    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام هدیه صلوات به امام حسن مجتبی علیه السلام
    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام نرم افزار اندروید احکام روزه - تولید مرکز ملی پاسخگویی
    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام سیستم ختم قرآن مشارکتی انجمن گفتگوی دینی





    دانلود صوت


  2. صلوات ها 13


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    10,199
    حضور
    144 روز 11 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    622
    آپلود
    104
    گالری
    1493
    صلوات
    93055



    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام


    شمس عفت زگريبان، قمر آورده برون
    نخله ي فاطمه، اول ثمر آورده برون
    بوالحسن را حسني داده خداوند و حسن
    از افق، رخ پي اهل نظر آورده برون
    آمد آن ماه که ماه رمضان کرد دو نيم
    چون نبي معجز شق القمر آورده برون



  5. صلوات ها 13


  6. #3

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    خدا-ائمه-قرآن-رهبرم سید علی خامنه ای
    نوشته
    4,453
    حضور
    45 روز 2 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    365
    صلوات
    22966



    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام


    در نیمه های ماه بشارت رسیده بود

    آقای سبز پوش کرامت رسیده بود

    بالا گرفته بود زمین دست خویش را

    چون لحظه های سبز اجابت رسیده بود



    میلاد فرخنده امام حسن مجتبی علیه السلام مبارک باد

    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام



  7. صلوات ها 9


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,724
    حضور
    63 روز 13 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33626



    ای حسن بی‏نهایت!
    طراوت پندارت را با کدام گلستان بگوییم که شکفته نشود؟
    وقار نگاهت را با کدام کوه بگوییم که سر به تعظیم، خم نکند؟!
    تو از گفت ‏گوی مهتاب آمده ‏ای؛ با کلامی که خورشید می‏ پاشد.


  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,724
    حضور
    63 روز 13 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33626



    ای زنده به عشق و رهرو صبر و ثبات در ماه پُر از فضیلت صوم و صلات
    تقدیم به مقدم حسن جا دارد برخیزد اگر ز دل نسیم صلوات


  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,724
    حضور
    63 روز 13 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33626



    امام مجتبی علیه السلام، مقتدر مظلوم

    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام
    مسأله پذیرش صلح امری بود که پیشوای دوم معصوم، حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام هیچ گریزی از آن نداشت.(1) در مقابل این رفتارِ امام علیه السلام، موضع گیری های متفاوتی به وجود آمد. در این میان عده ای از یارانِ ایشان، او را متهم به کوتاهی در امر خلافت و واگذاری آن به معاویه می کنند. اما شواهد تاریخی گواهی بر بطلان این نظر می دهد. چرا که رفتار امام علیه السلام در برهه های گوناگون زندگی خود، گواه بر شجاعت آن امام همام است.

    از سستی مردم تا غربت امیر

    شرایط حاکم بر زمان امامت حضرت حسن بی علی علیهما السلام، نشان می دهد که راهی جز پذیرش صلح نبود. حکومت امیرالمومنین علی علیه السلام در رمضان سال 40 به پایان رسید.(2) این حکومت چهار سال و ده ماهه، به سبب اصرار امام علیه السلام در اجرای دستورهای خداوند و احیای سنت های نبوی با مخالفت های زیادی همراه گشت. تا جایی که بخش عمده ای از این دوران به جنگ گذشت. این جنگ های پی در پی و بعضا طولانی، سپاه امام علیه السلام را خسته و فرسوده کرده بود. از طرف دیگر انشقاق در جبهه یاران امام علیه -السلام در ماجرای حکمیت، خود علت دیگری در سستی و تعلل مردم کوفه شد. این کوتاهی مردم کوفه تا آنجا ادامه یافت که امام علی علیه السلام در آخرین روزهای زندگی خود، از خدا می خواهد مردمی بهتر از اینان به او بدهد و حاکمی بدتر از او نصیب این مردم کند. (3)

    امام و جام زهری که از دست بی بصیرتان نوشید

    بعد از شهادت امیرالمومنین علیه السلام، ضربه دیگری بر پیکره این سپاه فرسوده وارد می شود. با این حال بعد از بیعت مردم کوفه با فرزندش امام حسن علیه السلام، امام دوم شیعیان پیگیر تلاش پدر برای تشکیل سپاهی جهت دفع تهاجم معاویه می شود. در نهایت، او موفق می شود تا سپاه را تشکیل داده و از کوفه خارج کند.(4) اما اتفاقاتی که در مدائن برای امام علیه السلام و پیش قراولان لشکر او پیش می آید،(5) حسن بن علی علیه السلام را به این نتیجه می رساند که این لشکر توانایی جنگ با معاویه را ندارد. همچنین این اتفاقات نشان داد که یاران حضرت، بصیرت و فهم درستی ندارند و معاویه و مشاور حیله گر او عمرو بن عاص با استفاده از این بی بصیرتی خواهند توانست حقایق را واژگون جلوه داده و مسئولیت کشته شدن مسلمانان را به امام حسن علیه السلام متوجه کنند تا جایی که یاران خود حضرت علیه او بشورند. از این روست که امام علیه السلام در مقابل خود راهی جز صلح نمی بیند و سرانجام به علت سستی و بی بصیرتی یاران خود، جام زهر را نوشیده و حکومت را به معاویه ملعون تسلیم می کند.
    آنچه سبب نوشیدن جام زهر توسط امام دوم شیعیان گردید، سستی مردم کوفه و بی بصیرتی یاران او بود. اما حسن بن علی علیهما السلام، همواره در کمال شجاعت و درایت، سعی در حفظ حکومت کرد و تنها هنگامی تن به پذیرش صلح داد که راهی جز آن در مقابل خود نمی یافت

    بعد از این واقعه، گروهی از یاران حضرت، او را متهم به ضعف و سستی نموده و عباراتی تند علیه ایشان به کار می برند. عباراتی همچون «یا عار المومنین»(6) و «یا مسوّد وجوه المومنین»(7) از این قبیل است. در یکی از صحنه های تلخی که تاریخ برای ما به یادگار آورده است، یکی از بزرگان کوفه به نام سفیان بن اللیل، ایشان را «یا مذّل المومنین» خطاب می کند. حضرت در جواب او می فرماید: ای سفیان! من مایه ننگ مومنین نیستم، بلکه نخواستم برای به دست آوردن حکومتی، خون مومنان را بریزم.(8) در حالی که از گفتگوی او و امام علیه -السلام، معلوم است که به خوبی معاویه را شناخته و می داند که خلافت حق حسن بن علی علیهما السلام است. با این حال توان درک مقام عصمت امام را نداشته و آن حضرت را با چنین عنوانی خطاب می نماید.
    شجاعتی تمام قد در برابر باطل

    این در حالی است که شواهد تاریخی علیه این باور است. این شواهد را در دو دسته قبل و بعد از صلح می توان جای داد. حضور در نبرد با لشکریان سایر کشورها در زمان خلیفه دوم،(9) از جمله شواهد قبل از صلح است که شجاعت این امام را بیان می کند. همچنین دفاع آن حضرت در سن جوانی از خلیفه سوم در مقابل مردمی خشمگین که قصد کشتن او را دارند، کاری خطرناک است که فرزند علی علیه السلام و معدودی دیگر آن را عهده دار شده اند.(10) در دوران خلافت پدر نیز، صحنه های جنگ جمل از جمله شواهد تاریخی است که به خوبی گواهی بر شجاعت آن حضرت می دهد.(11)
    اما بعد از صلح صحنه هایی روشن تر و واضح تر از شجاعت پسر پیامبر صلی الله علیه و آله به تصویر کشیده می شود. لحظاتی پس از صلح، معاویه به پیشنهاد عمرو بن عاص و به غرض نشان دادن ضعف فرزند رسول اکرم صلی الله علیه و آله، به ایشان می گوید در فضیلت ما سخن بگو. اما پاسخ امام چنان کوبنده و سرسختانه است که معاویه ناچار می ¬شود صحبت او را قطع نماید. و سپس به سرزنش عمرو بن عاص به خاطر این پیشنهاد می پردازد.(12)
    عده ای از یارانِ ایشان، او را متهم به کوتاهی در امر خلافت و واگذاری آن به معاویه می کنند. اما شواهد تاریخی گواهی بر بطلان این نظر می دهد. چرا که رفتار امام علیه السلام در برهه های گوناگون زندگی خود، گواه بر شجاعت آن امام همام است

    در مورد دیگری که آن مورد نیز با فاصله اندکی از صلح، رخ می دهد، خوارج به جنگ با سپاه معاویه می پردازند. شکست بخشی از سپاه معاویه از خوارج سبب می شود تا فرزند ابوسفیان ملعون، در نامه ای پسر پیامبر صلی الله علیه و آله را به جنگ با خوارج امر کند. پاسخ حضرت حسن بن علی علیهما السلام به این نامه اینگونه است:
    «اگر قرار بود با کسی از اهل قبله بجنگم، باید اول از همه با خود تو می جنگیدم. من تو را رها کردم تا جان امت را حفظ نمایم».(13)
    در این نامه نیز شجاعت امام حسن علیه السلام به وضوح نمایان است.

    زندگیِ سراسر افتخار سبط اکبر

    از مجموع آنچه تاریخ از صحنه های زندگی سبط اکبر پیامبر صلی الله علیه و آله ترسیم می کند –چه وقایع قبل از صلح و چه وقایع بعد از آن-، معلوم می شود که آن بزرگوار حتی لحظه ای در مقابله با معاویه -که دشمن اساس دین است-، نه کوتاهی کرده است و نه دچار ترس شده است. بلکه آنچه سبب نوشیدن جام زهر توسط امام دوم شیعیان گردید، سستی مردم کوفه و بی بصیرتی یاران او بود. اما حسن بن علی علیهما السلام، همواره در کمال شجاعت و درایت، سعی در حفظ حکومت کرد و تنها هنگامی تن به پذیرش صلح داد که راهی جز آن در مقابل خود نمی یافت.

    پی نوشت:
    1. انسان 250 ساله، مقام معظم رهبری، مرکز صهبا، صفحه117
    2. تاریخ یعقوبی، یعقوبی، نسخه المکتبة الشاملة ویرایش دوم، جلد1، صفحه 193.
    3. الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، انتشارات دار صادر (بیروت)، جلد3، صفحه 388.
    4. همان، صفحه 404.
    5. همان.
    6. الاصابة فی تمییز الصحابة، ابن حجر عسقلانی، انتشارات دار الجیل (بیروت)، جلد2، صفحه72.
    7. اسد الغابة فی معرفة الصحابه، این اثیر، انتشارات دار احیاء التراث العربی (بیروت) جلد2، صفحه20.
    8. الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، جلد1، صفحه 114 و مقاتل الطالبین، جلد1، صفحه 18.
    9. تاریخ الاسلام، ذهبی، نسخه مکتبة الشاملة، جلد1، صحفه 429.
    10. الکامل فی التاریخ، همان، صفحه172.
    11. الکامل فی التاریخ، همان، صفحه 227 تا 232.
    12. اسد الغابة، همان، صفحه20 و 21.
    13. الکامل فی التاریخ، همان، صفحه409.

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,724
    حضور
    63 روز 13 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33626



    حکایتِ کرامت

    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام
    پیشوای دوم ما از جمیع جهات، مقامی برگزیده و ممتاز داشت. او نه تنها معدن علم و تقوی و زهد و عبادت بود بلكه از لحاظ بذل و بخشش و دستگیری از بیچارگان و درماندگان نیز در عصر خود همتایی نداشت. وجود گرامی او آرام بخش دلهای بی‏قرار و نقطه‏ی امید خاكیان بود. آن قدر كرامت داشت كه هیچ فقیری با دست خالی از خانه‏ی او باز نگشت. هیچ آزرده دلی شرح پریشانی خود را نزد او نمی گفت جز آن كه مرهمی بر دل ریش او می نهاد.

    مردانی چند از یاران امام حسن‌علیه السلام، در گوشه نخلستانی از نخلستان‌های اطراف كوفه گرد هم آمده بودند. یكی از آنان اهل مدینه و دیگری اهل شام و بقیه از اهالی كوفه بودند. آنان خاطراتی را كه خود شاهد آن بودند برای یكدیگر بازگو می‌كردند.

    فرق اهل فضیلت با اهل رذیلت

    مردی كه اهل مدینه بود و سر و وضعی مرتب‌تر از دیگران داشت، گفت: در مجلسی حاضر بودم كه «مروان بن حكم» به مناسبت خویشاوندی با صاحب منزل، در آن حضور داشت. در آن مجلس شنیدم كه مروان در جمع برخی هم پیاله‌گان خویش گفت: من شیفته قاطری هستم كه حسن بن علی بر آن سوار می‌شود. قاطری زیبا و قدرتمند و سبك‌رو كه فقط برازنده بزرگان است.
    «ابن ابی عتیق» كه پیرمردی چاپلوس و چرب زبان بود، رو به مروان گفت: اگر آن را به تو برسانم آیا سی حاجت مرا بر آورده می‌كنی؟
    «مروان» در حالی كه می‌خندید دستی برشانه او نهاد و گفت: آری! هر حاجتی را كه طلب كنی بر آورده می‌كنم.
    گفت: بسیار خوب. فردا در نماز جماعت شركت كن و زمانی كه من شروع به مدح قریشیان كردم و حسن بن علی را نادیده گرفتم مرا ملامت كن.
    «مروان» قهقهه بلندی سر داد و گفت: فرزند شیطان! چه نقشه‌ای داری؟
    «ابن ابی عتیق» سرش را تكان داد و گفت: همان كه گفتم. اگر قاطر حسن‌بن علی را می‌خواهی باید آنچه را كه گفتم انجام دهی.
    فردا وقتی مردم برای نماز جماعت جمع شده بودند «ابن ابی عتیق» را دیدم كه در حضور مروان و دیگران شروع به ستایش قریشیان كرد و از اخلاق والا و مزایای اجتماعی و سوابق درخشان و خدمات شایانشان به آیین الهی تمجید و تعریف كرد.
    «مروان» حرف او را قطع كرد و گفت: آیا از فضایل و برتری‌های «ابو محمد» یادی نمی‌كنی در حالی كه او در همه این زمینه‌ها ویژگی‌هایی دارد كه دیگران از آن بی‌بهره‌اند؟!
    وجود گرامی او آرام بخش دلهای بی‏قرار و نقطه‏ی امید خاكیان بود. آن قدر كرامت داشت كه هیچ فقیری با دست خالی از خانه‏ی او باز نگشت. هیچ آزرده دلی شرح پریشانی خود را نزد او نمی گفت جز آن كه مرهمی بر دل ریش او می نهاد

    «ابن ابی عتیق» با لحنی شیطنت آمیز گفت: من فقط از اشراف و بزرگان سخن می‌گفتم و اگر سخنم درباره انبیاء و اولیاء می‌بود یقینا فضایل او را مقدم بر دیگران ذكر می‌كردم.
    امام حسن‌علیه السلام كه در بین نمازگزاران حاضر در مسجد، شاهد این مناظره بود، بی آن كه عكس‌العملی نشان دهد، یا كلامی بر زبان آورد، تنها نگاهی به «ابن ابی عتیق» و «مروان» انداخت و در حالی كه لبخند تلخی روی لبانش جای گرفته بود روگرداند و آماده اقامه نماز شد.
    پس از نماز وقتی كه امام حسن‌علیه السلام خارج شد تا بر مركب خویش سوار شود «ابن ابی عتیق» در پی او بیرون آمد و طمعكارانه به دنبال او رفت. امام حسن‌علیه السلام كه اینك بر قاطر خویش سوار شده بود، برگشت و تبسمی زد و گفت: آیا حاجتی داری؟
    ابن ابی عتیق قدری شرمنده شد، لكن با به یاد آوردن وعده‌ای كه به مروان داده بود، جسورانه گفت: آری! قاطر شما را می‌خواستم.
    امام حسن‌علیه السلام با خوشرویی پیاده شد و قاطر را به او داد.
    مرد كوفی با شنیدن این ماجرا، از روی تاسف سری تكان داد و گفت: «ان الكریم اذا خادعته انخدع» راست است كه گفته‌اند: شخص كریم را اگر بفریبی، گول می‌خورد.
    مرد مدنی با قاطعیت گفت: هرگز! من حتی فكرش را نمی‌كنم كه حسن بن علی‌علیهما السلام از ماهیت آنچه بین او و «ابن عتیق» شیاد و «مروان بن حكم» منافق گذشت، بی اطلاع بوده و چنان كه در ضرب المثل آمده گول خورده باشد. او اگر از مدح زیركانه ابن عتیق كه او را فراتر از اشراف قریش و هم‌رتبه انبیاء و اولیاء بر شمرد خوشش می‌آمد، همانجا به او عنایت می‌كرد و هدیه‌ای عطا می‌نمود و منتظر نمی‌ماند تا او ذلیلانه در پی قاطرش به راه افتد و در خواست خود را مطرح كند.
    به خدا قسم! او همان كسی است كه دو بار همه اموالش را در راه خدا صدقه داد و سه بار هم مقاسمه كرد؛ یعنی هرآنچه را كه داشت دو قسمت كرد. قسمتی را برای خود نگه داشت و قسمت دیگر را به بیچارگان بخشید.
    یكی از مردان كوفی پرسید: جای شگفتی است، پس چرا قاطرش را به او بخشید؟!
    مرد مدنی در جواب گفت: تا فرق اهل فضیلت با اهل رذیلت عملا روشن گردد! او كه نگاه سایلانه سگی را بی جواب نمی‌گذاشت، چگونه می‌توانست درخواست انسانی را نادیده بگیرد؟
    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام
    کرامت به حیوان ولگرد


    مرد كوفی با تعجب به دوستان هموطن خود نگاه كرد و چون آن‌ها را نیز منتظر توضیح بیشتری دید، همانند آنان در سكوت چشم به دهان مرد مدنی دوخت. و او ادامه داد:
    آری! من با حسن بن علی در سفری همراه بودم و به چشم خود دیدم كه در منزلگاهی بین راه، در سایه درختی نشسته بود و غذا می‌خورد، هر بار كه لقمه‌ای برای خود بر می‌داشت، لقمه‌ای مانند آن را، برای سگ صحرا گردی كه پیش رویش نشسته بود، می‌انداخت.
    پیش رفتم و گفتم: ای پسر رسول‌خدا! آیا این سگ را با پرتاب سنگی برانم تا مزاحم غذا خوردن شما نشود؟
    فرمود: او را رها كن. من از خدای عزوجل شرم دارم كه در حالی كه غذا می‌خورم، جانداری در چهره من نگاه كند و من چیزی به او ندهم.

    دنیایی پست تر از نعلین وصله خورده‌

    مرد شامی كه تا آن موقع ساكت مانده و شنیدن این خاطرات، شوق و ارادت او را به مولایش امام حسن مجتبی‌علیه السلام افزوده بود لب به سخن گشود و گفت: ... یكی از قضایایی كه به دنبال سفر مولایمان به شام، بین مردم شهرت یافت، این بود كه در یكی از دیدارها جمع كثیری از سران لشكری و كشوری معاویه جمع بودند، معاویه به مامور محاسبات دربار دستور می‌دهد كه صورتی از بارنامه‌ای را كه به عنوان هدیه برای امام حسن‌علیه السلام، تهیه دیده بودند، در مجلس قرایت كند. محموله‌ای عظیم شامل انواع مختلف هدایا، كه هم می‌توانست نشانه لطف و سخاوت معاویه نسبت به خاندان وحی باشد و وسیله‌ای برای فریب مردمی كه هنوز تبلیغات دستگاه معاویه را نسبت به دنیا طلبی و پول دوستی امام حسن‌علیه السلام باور نكرده بودند.
    مرد كوفی، با كنجكاوی نزدیك‌تر آمد، دو زانو نشست و با عجله پرسید: چه شد؟ آیا امام حسن‌ علیه السلام هدیه را پذیرفت؟
    مرد شامی به آرامی پاسخ داد: آری! بارنامه را تحویل او دادند و او گرفت، اما زمانی كه از در قصر بیرون می‌رفت، خادمی را دید كه روی پله‌ها نشسته و نعلین او را وصله می‌زند. پیش رفت. از او تشكر كرد. نعلینش را گرفت و بارنامه را در پیش چشمان بهت زده سران شام، به او تحویل داد.
    او همان كسی است كه دو بار همه اموالش را در راه خدا صدقه داد و سه بار هم مقاسمه كرد؛ یعنی هرآنچه را كه داشت دو قسمت كرد. قسمتی را برای خود نگه داشت و قسمت دیگر را به بیچارگان بخشید

    خدمتكار كه جسته و گریخته درباره این بارنامه چیزهایی شنیده بود حیرت‌زده برخاست تا آن را به مولا تحویل دهد. اما امام‌علیه السلام با نگاهی او را منصرف ساخت. گویا در همان نگاه به او فهمانده بود كه ارزش نعلین وصله خورده‌اش در نزدش، بالاتر از محموله بزرگ هدایای معاویه است.

    من فرزند فاطمه هستم

    مردی كه اهل مدینه بود دیگر بار به سخن آمد و گفت:
    این خاطره مرا به یاد جریان دیگری انداخت كه در مدینه بین امام حسن‌علیه السلام و معاویه اتفاق افتاد.
    در اولین روزی كه معاویه وارد مدینه شد، هر كس از بزرگان و سران مدینه را كه به دیدارش می‌رفتند بین پنج هزار تا صد هزار درهم عطا می‌كرد. آخر از همه، امام حسن مجتبی‌علیه السلام بود كه بنا به مصالحی بر او وارد شد. معاویه به احترام او برخاست و با لحنی شكوه‌آمیز گفت:
    دیر یاد ما كردی ای ابامحمد! نكند خواستی ما را در نزد قریش، بخیل جلوه دهی؟ به همین خاطر منتظر ماندی تا آنچه مال به همراه آورده‌ایم تمام شود و دستی برای عطای مورد استحقاق تو نداشته باشیم.
    معاویه لحظاتی ساكت ماند. نگاهی به اطرافیانش كرد و چون كلامی از امام حسن‌ علیه السلام نشنید، رو به جوانی كه در سمت راست جایگاهش ایستاده بود كرد و به طوری كه همگان بشنوند گفت: ای غلام! برو و از درهم و دینار به میزان مجموع آنچه امروز به دیگران بخشیدیم به ابو محمد حسن بن علی عطا كن.
    جوان بیرون رفت و معاویه در حالی كه از جا برمی‌خاست، مستكبرانه نگاهی به امام حسن‌علیه السلام انداخت؛ چند قدمی راه رفت و بعد رو به روی آن حضرت ایستاد و گفت: یا ابا محمد! من فرزند هنرم!
    امام حسن‌علیه السلام با خونسردی و وقار همیشگی از جا برخاست و قاطعانه فرمود: یا اباالرحمان! مرا به همه آنچه تو بخشیده و می‌خواهی ببخشی نیازی نیست. بنابراین همه آن را به تو باز می‌گردانم. من فرزند فاطمه، پاره تن محمد رسول‌الله‌ صلی الله علیه وآله هستم.

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,724
    حضور
    63 روز 13 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33626



    « سرور جوانان بهشتی »، لقبی آسمانی


    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام

    یکی از القاب امام حسن علیه السلام، «سید شباب اهل الجنة»، می‌باشد که توسط رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله به آن حضرت داده شده است. از آنجا که زبان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله از هر گونه دروغ و چاپلوسی و زیاده روی به دور است و به دلیل آنکه ایشان هیچگاه تحت تأثیر هیجانات عاطفی کنترل خود را از دست نمی‌دهند تا مطلبی نادرست یا افراطی بفرمایند، جا دارد که درباره این لقب بیشتر بیندیشیم زیرا مانند این سخن همه گفته‌ های پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله حق است و منبعی وحیانی دارد.
    مناسب است ابتدا به تک تک کلمات این عبارت توجه کنیم:
    سید: این کلمه با سواد هم ریشه است. سواد به معنای سیاهی است. عربها حتی به انبوه رنگ سبز گیاهان نیز سیاه می‌گفتند زیرا از دور سیاه دیده می‌شود. منظور از سید یک قوم، رییس و بزرگ آن قوم است. به عبارت دیگر، سید یک قوم کسی است که نماینده انبوه همه آن قوم باشد و بتوان گفت که اگر مردم را به منزله سیاهی لشگر در نظر بگیریم، ‌سید آنان به منزله فرمانده لشگر است.
    شباب: جمع شابّ است به معنای جوان. شابّ به کسی می‌گویند که هنوز موی سفیدی داخل موهای سیاهش نیامده باشد و بعد از حدود سی سال، که کم کم موهای سفید ظاهر می‌شوند، انسان به مرحله میانسالی وارد می‌شود که به آن کهل می‌گویند.
    اهل: به معنای خانواده و خاندان است و نیز کسانی که در یک امر با کسی اشتراک دارند. اهل خانه ساکنان خانه هستند و اهل دین، مومنان به آن هستند. بنابراین معنای اهل الجنة، افراد بهشتی است.
    از آنجا که سخنان پیامبر حاوی معانی فراوان و جوانب مختلف است، ‌ما هم درباره این سخن ایشان از هر دو جهت دنیایی فکر می‌کنیم:
    الف. از جهت دنیایی
    این گفته پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌تواند بجز معنای آخرتی، معنایی مخصوص عالم دنیا هم داشته باشد. به عبارت دیگر "جوانان اهل بهشت" همان نسل نو هستند. این جوانان کسانی هستند که در مسیر ایمان به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله دوره نشاط جوانی را می‌گذرانند. با این توجه "سیدا شباب اهل الجنة" به معنای آن است که امام حسن مجتبی علیه السلام رهبر نسل نوی مۆمنان است و تا قیامت هر جوانی که در خود ایمان و محبت به سبک زندگی و تفکر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله داشته باشد، این دو برادر (امامین حسنین علیهماالسلام) را سرمشق و سرور خود می‌یابد.
    "جوانان اهل بهشت" همان نسل نو هستند. این جوانان کسانی هستند که در مسیر ایمان به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله دوره نشاط جوانی را می‌گذرانند. با این توجه "سیدا شباب اهل الجنة" به معنای آن است که امام حسن مجتبی علیه السلام رهبر نسل نوی مۆمنان است و تا قیامت هر جوانی که در خود ایمان و محبت به سبک زندگی و تفکر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله داشته باشد، این دو برادر (امامین حسنین علیهماالسلام) را سرمشق و سرور خود می‌یابد.

    ما ایمان داریم که جز حرف حق از لبان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله خدا خارج نمی‌شود؛ بنابراین اگر قرار باشد که امام مجتبی در کنار امام حسین علیهماالسلام ، سرمشق جوانان مۆمن باشند، بدون شک زندگی ایشان سرشار از درسهایی است که راهبردهای کلیدی برای فکر مۆمنان جوان می‌باشد. از اینجا متوجه یک خلأ فکری در میان جوانان مۆمن می‌شویم که همانا کمبود آشنایی با زندگی این دو فرزند پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله است. به عبارت دیگر ما نیاز داریم که از نحوه تفکر و سبک زندگی ایشان برای زندگی امروزی خود درس بگیریم.
    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام
    ب. از جهت آخرتی
    شباب اهل الجنة؛ به معنای جوانان بهشتی است؛ اما از طرف دیگر باید توجه داشته باشیم که همه بهشتیان جوان هستند (توضیح بیشتر در انتهای این نوشته می‌آید) بنابراین سید شباب اهل الجنة به معنای آن است که حضرت مجتبی علیه السلام نماینده و شاخص در میان جوانان بهشتی و در نتیجه همه بهشتیان است. ‌به عبارت دیگر،‌ بهشتی‌ها دو نمونه‌ عالی و کافی برای مشخص شدن دارند که یکی امام حسن مجتبی است و دیگری امام حسین علیهماالسلام.

    پاسخ به دو سۆال
    ممکن است سۆال شود که در این نگاه، جایگاه پدر ایشان یعنی امیرالمۆمنین علیه السلام چه می‌شود و چرا ایشان دارای چنین لقبی نیستند؟ با وجود آنکه ظاهرا سزاوارتر است که علی مرتضی و فاطمه زهرا سلام الله علیهما سرور جوانان بهشتی باشند، اما در بیان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله ، به آنان القاب دیگری داده شده است با توجه به اینکه پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله در بسیاری از موارد که امام حسن و امام حسین علیهماالسلام را سید جوانان بهشتی نامیده‌اند، در ادامه فرموده‌اند: "و أبوهما خیر منهما" یعنی پدرشان بهتر از خودشان است.
    از این مطالب می‌توانیم بفهمیم که شأن امام علی علیه السلام بالاترست و لقب دیگری به ایشان داده شده است که عبارتست از"قسیم النار و الجنة" که به معنای تقسیم کننده بهشت و جهنم است؛ یعنی آن حضرت در چنان جایگاهی قرار دارند که در میان امت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله ، ملاک برای بهشتی یا جهنمی بودن افراد هستند و هر کس که در حقیقت پیرو ایشان باشد بهشتی و دیگران جهنمی ‌اند. همچنین مناسب است به "سیدة‌ نساء العالمین" که از القاب فاطمه زهرا علیهاالسلام است نیز فکر کنیم.
    در بهشت، از افراد میانسال و پیر خبری نیست. به عبارت دیگر همه کسانی که به بهشت راه می‌یابند حتی اگر در حال میانسالی یا پیری از دنیا رفته باشند، جوان می‌شوند و با آن حالت وارد بهشت می‌گردند.

    سۆال دیگر آنکه آیا درباره سایر ائمه علیهم السلام بجز حضرت مجتبی و امام حسین علیهماالسلام نیز می‌توانیم چنین بگوییم؟ آنچه به نظر می‌رسد پاسخ مثبت است. می‌توانیم این لقب را به همه ائمه علیهم‌السلام سرایت دهیم اما چون خود آن حضرات در این باره سکوت کرده‌اند و پسندیده‌اند که این لقب مخصوص آن دو میوه دل پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله بماند، ما هم سکوت می‌کنیم و آن لقب را مخصوص آن دو عالیجناب نگه می‌داریم.

    آقای میانسالان و آقای پیران بهشتی
    در بهشت، از افراد میانسال و پیر خبری نیست. به عبارت دیگر همه کسانی که به بهشت راه می‌یابند حتی اگر در حال میانسالی یا پیری از دنیا رفته باشند، جوان می‌شوند و با آن حالت وارد بهشت می‌گردند.
    این حقیقت را می‌توانیم از لابلای یکی از شوخی‌های نقل شده از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآلهبفهمیم. بنابراین لقب "سیدا کهول اهل الجنة" (به معنی سرور میانسالان بهشتی) به هر کس که داده شود، لقبی نادرست و جعلی است همانطور که امام جواد علیه السلام آن را شرح فرموده ‌اند.

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,724
    حضور
    63 روز 13 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33626



    امامی که تنها ماند

    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام


    پس از شهادت امیرمومنان علی علیه السلام در شب بیست و یکم رمضان سال چهلم هجری، فرزند برومند ایشان، امام حسن مجتبی علیه السلام در صبح همان روز به مسجد كوفه رفتند در حالی كه پیش از ایشان انبوه مردم در مسجد جمع شده بودند، مردمی كه داغ امام و رهبر خود را دیده بودند. انبوه مردم چنان بود كه مسجد كوفه با همه وسعتش گنجایش آنها را نداشت.

    امام اولین سخنرانی خود را پس از شهادت رهبر عظیم‌الشان اسلام امام علی علیه السلام در حالی كه بزرگان مهاجر و انصار پیرامون ایشان بودند، پس از حمد الهی با حالتی از حزن و اندوه چنین آغاز نمود:«...سوگند به خدایی كه جز او خدایی نیست و سوگند به خدایی كه بر بنده‏ خود قرآن را نازل فرمود. در شب گذشته مردی از بین ما رفت كه پیشینیان در عمل بر وی سبقت نگرفتند و متاخران در عمل به پای او نمی‌‌رسند، وی در كنار رسول خدا صلی الله علیه و آله به جهاد پرداخت و با جان خویش از پیامبر صلی الله علیه و آله دفاع نمود و به هر ماموریتی كه از طرف آن حضرت فرستاده می ‌شد جبرییل در طرف راست و میكاییل در طرف چپ وی بود. لذا بر نمی ‌گشت مگر آنكه خداوند فتح و پیروزی را نصیب وی ساخته بود».
    سپس یاد پدر و رنجهایی كه در زندگیش متحمل شد برایش مجسم گشت و از ادامه خطبه بازماند و آن قدر گریست كه مردم نیز به گریه افتادند.
    سپس ادامه داده فرمود:
    «پدرم از دینار و درهم دنیا بیش از هفتصد درهم برجای نگذاشت، كه آن هم می خواست با این مبلغ برای خانواده‏ خود خدمتكاری تهیه فرماید، اما امور خدای تعالی جریان خود را طی می كند، و چه امری بهتر از تقدیر الهی و چه امری بدتر از رفتاری كه شما از خود نشان دادید.
    بدانید كه قریش اعمال خود را به شیاطین واگذارد و این شیاطین نیز آنها را به طرف آتش كشانند. پس عده‏ ای از قریش با رسول خدا صلی الله علیه و آله به نبرد پرداختند، تا خدای تعالی پیامبر خود را بر آنان پیروز فرمود. و بعضی از آنها دشمنی خود را در درون خود پنهان كردند، تا یارانی از اهل نفاق برای خود یافتند. به كتاب خدا بی ‏اعتنا شدند. قلم تقدیر خشك گردید و اموری به وقوع پیوست كه قبلا در كتاب ثبت شده است».
    امام مجتبی علیه ‏السلام دریافت كه عقب نشینی سیاسی ایشان اكنون در حكم یك ضرورت اسلامی و ضامن حفظ آینده‌ اسلام است. ضروری بود كه امام با معاویه مصالحه كند و به طور ظاهری خود را از صحنه سیاست و حكومت خارج سازد تا افكار شوم و جاهلانه معاویه برای مردم كاملا آشكار شود

    سپس خطبه خود را با معرفی خویش و ذكر اوصاف رهبر از دست رفته ادامه داد و خود را شایسته‌ رهبری مسلمانان معرفی فرمود و مكاتب و جایگاه خویش را در دنیای اسلام و مسلمین چنین بیان فرمود:
    « ای مردم هر كس مرا می‌ شناسد كه هیچ و هر كس كه نمی‌ شناسد بداند كه من حسن بن علی هستم. من فرزند پیامبر صلی الله علیه و آله و فرزند وصی او هستم. من فرزند پیامبر بشارت دهنده و هشدار دهنده هستم، هم او كه به اذن خدا به سوی خدا دعوت می‌ كرد و من فرزند چراغ فروزان هستم، من از اهل بیتی هستم كه جبرییل به سوی ما نازل می ‌شد و از نزد ما بالا می ‌رفت، من از اهل بیتی هستم كه خداوند رجس و پلیدی را از آنها دور و آنها را مطهر و پاك نموده و مودت آنها را بر تمامی مسلمین واجب فرموده است ».
    پس از خطابه‏ امام مجتبی علیه السلام، عبدالله بن عباس از جا برخاست و خطاب به مردم چنین گفت: ای مردم، این پسر پیغمبر شما و وصی امام شماست. با او بیعت كنید.
    مردم با سرعت به ندای ابن عباس پاسخ داده، گفتند: «ما احبه الینا و اوجب حقه علینا ؛ وه كه چقدر او در دل ما محبوب است چقدر حق او بر ما واجب است، و تا چه اندازه وی برای خلافت شایسته است». و بدین ترتیب برای بیعت با آن حضرت پیش رفتند.
    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام
    واکنش شیاطین


    چون خبر شهادت امام علی علیه ‏السلام و بیعت مردم با امام مجتبی علیه ‏السلام به معاویه رسید به خشم آمد و دو نفر به كوفه و بصره فرستاد تا اخبار را گزارش كنند و مردم را نسبت به آن حضرت دلسرد نموده، كار را بر امام تباه سازند. امام باخبر شد، دستور داد جاسوس كوفه را كه نزد مرد قصابی پنهان شده بود بیرون آورده، گردن زدند و نیز به امیر بصره نامه نوشت و جاسوس بصره را نیز گردن زدند. سپس به معاویه نوشت:
    «… اما بعد، حالا مردانی می فرستی تا دست به خرابكاری و ترور بزنند، و جاسوسانی می گماری تا اخبار را برایت گزارش كنند؟ گویی سر جنگ داری؟ البته به همین زودی جنگ درخواهد گرفت، پس چشم به راه باش…»
    معاویه نیز در پاسخ حضرت نامه ‏ای نامناسب نوشت. و از آن پس همواره نامه ‏ها و بحثها و احتجاجاتی میان آن دو صورت می گرفت، امام حقانیت خود را گوشزد می نمود و از كار خلفای پیشین انتقاد می كرد تا آنكه حجت را كاملا بر معاویه تمام كرد. اما معاویه دست ‏بردار نبود، بلكه تنها 18 روز پس از شهادت امام علی علیه‏ السلام سپاهی تهیه دید و برای اشغال عراق به سوی آن سامان حركت كرد. از سوی دیگر جاسوسانی چند به كوفه فرستاد تا برخی از منافقان و خوارج را دیدار كنند.

    خائنین عراق در شام

    شیخ مفید می گوید: امام حسن علیه ‏السلام مردم را به جهاد دعوت كرد، اما مثل اینكه برای آنها سنگین باشد سخن آن حضرت را با سستی پاسخ دادند. پس از آن امام و همراهان كه عده ‏ای از پیروان پدرش و برخی از پیروان خود او بودند حركت كردند. اما در میان آنها عده‏ ای نیز از خوارج و جمعی فتنه ‏جو و برخی در طمع غنایم و دسته ‏ای شكاك و گرفتار عصبیت بودند كه تنها با پیروی از روسای قبایل به راه افتادند و هرگز پای ‏بند به دین نبودند.
    معاویه كاملا دریافت كه امام حسن علیه ‏السلام عزم جنگ دارد و قصد دارد او را تصفیه سیاسی نموده و پس از رد تمامی پیشنهادات قبلی معاویه می‌ خواهد وی را از صحنه‌ سیاست خارج كند، لذا معاویه سعی نمود راه تطمیع و نیز ایجاد رعب و وحشت را در بین مردم و ارتش امام پیش گیرد. معاویه توانست با این روش مكارانه تعداد بسیار زیادی از سپاهیان امام و فرماندهان را به طرف خود جلب نماید. این خیانتهای پی در پی و شایعه‌پراکنی های مسموم معاویه در میان مردم و ارتش اسلام، سرانجام تاثیر خود را بر باقیمانده سپاه امام گذاشت و تمامی خائنین و طمعكاران عراق را به دور معاویه جمع نمود.

    در میان حلقه سست‌گامان

    در چنین لحظات سخت و سرنوشت‌سازی، هیأتی سه نفره از طرف معاویه برای مذاكره با امام حسن علیه ‏السلام و ارایه پیشنهاد صلح به كوفه آمدند. ایشان نامه ‌ای از معاویه را همراه با تعداد فراوانی از نامه‌ های (خائنانه) فرماندهان امام كه در آن اعلام آمادگی و اطاعت محض از معاویه را عنوان كرده بودند به امام تسلیم نمودند. اطرافیان امام در آن نامه ‌ها به معاویه اطمینان داده بودند كه هر گاه بخواهند امام مجتبی علیه ‏السلام را به وی تسلیم خواهند نمود.
    معاویه سعی نمود راه تطمیع و نیز ایجاد رعب و وحشت را در بین مردم و ارتش امام پیش گیرد. معاویه توانست با این روش مكارانه تعداد بسیار زیادی از سپاهیان امام و فرماندهان را به طرف خود جلب نماید. این خیانتهای پی در پی و شایعه‌پراکنی های مسموم معاویه در میان مردم و ارتش اسلام، سرانجام تاثیر خود را بر باقیمانده سپاه امام گذاشت و تمامی خائنین و طمعكاران عراق را به دور معاویه جمع نمود

    به جهت همین موضعگیری ها، امام ‌خواست برای آخرین بار پایگاه مردمی و میزان یاری و علاقه‌ آنها به خود را بسنجد و دریابد كه آیا آنها قدرت و آمادگی ادامه جهاد را دارند یا نه. امام در بین فرماندهان و سربازان ایستادند و جملاتی بیان فرمودند تا با آنها اتمام حجت نماید:
    « معاویه ما را به امری فراخوانده كه خیر ما و شما در آن نیست پس شما اكنون چه می ‌كنید؟»
    آنها یكپارچه فریاد زدند: صلح، صلح. همین كه امام این فریاد همگانی را شنید كاملا دریافت كه بقای جوّ سیاسی به رهبری ایشان دیگر امكان‌ پذیر نیست و یقین كامل پیدا كرد كه دیگر سپاه را نمی ‌شود امر به نبرد با معاویه نمود چرا كه اینك مردم و ارتشی در برابر امام قرار گرفته كه شك و تردید به اهداف عالیه‌ امام و تمایل فراوان به دشمن و سازش با وی تمامی وجودش را فراگرفته است.

    تنها راه ممکن

    پس از این جریانات بود كه امام مجتبی علیه ‏السلام دریافت كه عقب نشینی سیاسی ایشان اكنون در حكم یك ضرورت اسلامی و ضامن حفظ آینده‌ اسلام است. ضروری بود كه امام با معاویه مصالحه كند و به طور ظاهری خود را از صحنه سیاست و حكومت خارج سازد تا افكار شوم و جاهلانه معاویه برای مردم كاملا آشكار شود و مسلمانان ساده لوح با تمام وجود، حقیقت معاویه را لمس كنند و دریابند كه هدف و برنامه ‌ای كه پدر بزرگوارش امام علی علیه ‏السلام برای تحقق آن و پیاده كردن آن در جامعه، مجاهدتها نمود چیزی جز حفظ مصالح واقعی اسلام و مسلمانان نبود. كه اگر جامعه به چنین دركی برسد امام می‌تواند آن گاه فضای سیاسی جدیدی را در پرتو حكومتی نوین از سر گیرد حكومتی كه پایه‌ های آن بر دوش مردمی آگاه و یاور و امام خود خواهد بود. اما دریغا که جامعه در خوابی عمیق فرو رفته بود.

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,724
    حضور
    63 روز 13 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33626



    آورده اند که ...

    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام


    توانمندیها و دانش بیكران خاندان وحی صلوات الله علیهم اجمعین كه در معجزات آن بزرگواران به ظهور رسیده چراغ راه و باعث هدایت شده و می شود. چرا كه خداوند متعال آنچه را در این مسیر لازم بوده در اختیار آنها گذارده است. آنها حجتهای الهی هستند كه در قیامت خداوند به خاطر بودنشان در بین مردم از بندگان خود سوال می كند.

    شفاعت کودک

    محمد بن اسحاق روایت می كند: ابوسفیان جهت تجدید پیمان با پیامبر، به مدینه آمد و حضرت او را نپذیرفت. سپس پیش امام علی علیه ‌السلام آمد و گفت: آیا ممكن است پسر عمویت برای من امان بدهد؟
    امام علی علیه‌السلام فرمود: پیامبر صلی الله علیه و آله تصمیمی گرفته كه هرگز برگشتی در آن نیست امام حسن علیه ‌السلام در آن موقع، چهارده ماه بیشتر نداشت. به زبان فصیح گفت:
    «ای پسر صخر! شهادتین (لا اله الا الله، محمد رسول الله) را بگو تا اینكه من تو را نزد جدم رسول خدا شفاعت كنم».
    ابوسفیان متحیر شد. آنگاه حضرت علی علیه‌السلام فرمود: «حمد خدای را كه در ذریه‌ محمد، نظیر یحیی بن زكریا، قرار داده است».(مناقب آل ابی‌طالب: 3/173؛ بحارالانوار: :43/326)

    سخنی از اسرار علوم

    روایت شده كه امام حسن علیه‌السلام و برادرانش و عبدالله بن عباس، بر سر سفره‌ای نشسته بودند كه ناگهان ملخی بر سفره آنها افتاد. عبدالله از امام حسن علیه‌السلام پرسید: بر بال این ملخ چه نوشته شده است؟
    حضرت فرمود: نوشته شده است: «من خدایی هستم كه بجز من خدایی نیست. چه بسا ملخها را برای قوم گرسنه‌ای به عنوان رحمت می‌فرستم تا از آنها استفاده كنند. و چه بسا برای قومی موجب بلا هستند و محصولات آنها را می‌خورند».
    عبدالله ایستاد و سر حضرت را بوسید و گفت: این سخن از اسرار علوم است.(بحارالانوار: :43/337)
    آنچه تا قیامت واقع خواهد شد خداوند متعال به پیامبرش محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم خبر داده است و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آنها را به امیرالمومنین علیه ‏السلام خبر داده است و آن بزرگوار همه‏ آن اخبار را به من داده است و هر یك از ما به بعد از خود خبر می دهیم تا به قائم آل محمد(عج)

    همچنین ابن‏عباس می گوید: روزی در خدمت امام حسن علیه‏ السلام نشسته بودیم، دیدم ماده گاوی را برای ذبح كردن می برند. در این هنگام امام حسن علیه ‏السلام فرمود:
    این گاو به گوساله‏ ماده‏ای كه میان پیشانی و سر دمش سفیدی وجود دارد، حامله است.
    ما با قصاب روانه شدیم تا آن كه آن گاو را كشت و گوساله ‏ای را از شكمش بیرون آورد، مشاهده كردیم كه گوساله دقیقا همانطوری است كه امام حسن علیه ‏السلام فرموده بود.
    به خدمت آن حضرت آمدیم و عرض كردیم: حق تعالی می فرمایند: «و یعلم ما فی الارحام؛ (لقمان: 34) خدا می داند آنچه در رحم‏ها است». حال شما چگونه دانستید؟
    امام حسن علیه‏ السلام فرمود:
    « انا نعلم المكنون المحزون المكتوم الذی لم یطلع علیه ملك مقرب، و لا بنی مرسل، غیر محمد و ذریته علیهم‏السلام؛
    ما (اهل‏بیت) به آنچه تكوین، و آفرینش، ذخیره و پوشیده شده آگاهی و علم داریم، آن دانشی كه فرشته مقرب و پیامبر مرسل از آن اطلاع ندارند مگر پیامبر اكرم و خاندان او علیهم‏السلام .(مدینة المعاجز: 2/14 ؛ نوادرالمعجزات: 129 ؛ صحیفة الابرار: 2/159 به نقل از بحارالانوار: 43 / 328)

    قسم دروغ

    در زمان امام مجتبی علیه السلام مردی به دروغ مدعی شد كه: «من هزار درهم از حسن بن علی علیه السلام می خواهم».
    حضرت با آن مرد برای محاكمه به نزد شریح قاضی رفتند، شریح رو به امام حسن علیه السلام كرده و گفت: شما قسم می خورید كه بدهكار نیستید؟
    حضرت فرمودند: «اگر این مرد قسم بخورد، من پول را به او می دهم.»
    شریح رو به آن مرد كرده، گفت: بگو: «بالله الذی لا اله الا هو عالم الغیب و الشهادة ؛ سوگند بدان خدایی كه معبودی جز او نیست دانای غیب و شهود
    •:.❀اسوه کرامت ❀.:• ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام
    حضرت مجتبی علیه السلام به آن مرد فرمود:
    «نه، نمی خواهم این گونه قسم بخوری، زیرا در آن خداوند را با وحدانیت و عظمت یاد می كنی و خداوند حیا می كند كه بنده‏اش را در این فرض گرفتار كند، پس بگو: « بالله ان لك علی هذا؛ و خذ الالف ؛ به خدا قسم من این مبلغ را از تو طلبكارم و دنبال آن هزار درهم را بگیر
    مرد همان گونه قسم خورد و پول را گرفت ولی به محض آن كه از جا برخاست به صورت بر زمین افتاد و مُرد.
    (مناقب ابن شهرآشوب: 4/7 ؛ بحارالانوار: :43/327)

    خبر از پنهان

    روزی دو نفر نزد امام حسن علیه‏السلام آمدند. حضرت به یكی از آن‏ها فرمود: تو دیشب در خانه ‏ات فلان غذا را تناول كردی و به خانواده ‏ات این سخنان را گفتی. سپس روی مبارك به آن مرد دیگر كرد و فرمود: تو به پسر بزرگت چنین و چنان گفتی. آن دو نفر گفتند: عجیب است كه آن چه از نظر دیگران پنهان است شما می دانید و از آنها خبر دارید.
    حضرت فرمود: بلی آنچه تا قیامت واقع خواهد شد خداوند متعال به پیامبرش محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم خبر داده است و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آنها را به امیرالمومنین علیه ‏السلام خبر داده است و آن بزرگوار همه‏ آن اخبار را به من داده است و هر یك از ما به بعد از خود خبر می دهیم تا به قائم آل محمد(عج). (مصابیح القلوب)

    معجزه ای همچون پدر

    مرحوم شیخ مفید به نقل از امام محمّد باقر علیه السلام حكایت می نماید: روزى عدّه اى از مردم حضور امام حسن مجتبى علیه السلام آمده و به حضرت گفتند: یاابن رسول اللّه ! شما نیز همچون پدرت امیرالمۆ منین علىّ علیه السلام معجزه اى - كه بسیار مهمّ باشد - برایمان آشكار ساز.
    امام مجتبى علیه السلام فرمود: آیا پس از دیدن معجزه به امامت من مطمئن خواهید شد؟ و آیا ایمان خواهید آورد؟
    گفتند: بلى ، اعتقاد و ایمان مى آوریم ؛ و دیگر هیچ شكّ و شبه اى وجود نخواهد داشت .
    حضرت فرمود: آیا پدرم را مى شناسید؟ همگى گفتند: بلى .
    ما (اهل‏بیت) به آنچه تكوین، و آفرینش، ذخیره و پوشیده شده آگاهی و علم داریم، آن دانشی كه فرشته مقرب و پیامبر مرسل از آن اطلاع ندارند مگر پیامبر اكرم و خاندان او علیهم‏السلام

    در این هنگام، حضرت پرده اى را كه آویزان بود كنار زد؛ پس ناگهان تمام افراد مشاهده كردند كه امیرالمۆ منین علىّ علیه السلام نشسته بود.
    سپس امام حسن مجتبى علیه السلام خطاب به جمعیّت كرد و فرمود: آیا او را مى شناسید؟
    گفتند: بلى، این مولاى ما امیرالمۆ منین علىّ علیه السلام است ؛ و ما ایمان آوردیم و شهادت مى دهیم كه تو ولىّ و حجّت بر حقّ خداوند هستى؛ و امام و جانشین پدرت خواهى بود.
    و پس از آن اظهار داشتند:ما شاهد و گواه هستیم كه جنابعالى، پدرت امیرالمۆ منین علىّ علیه السلام را پس از مرگش به ما نشان دادى، همان طورى كه آن حضرت، رسول اللّه صلى الله علیه و آله را پس از رحلتش در مسجد قُبا به ابوبكر و عمر نمایاند.
    امام حسن مجتبى علیه السلام فرمود: واى بر حال شما! مگر این آیه شریفه قرآن را نخوانده ونشنیده اید كه خداوند متعال مى فرماید:
    « وَلا تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فی سَبیلِ اللّه أمْواتا بَلْ أحْیاءُ وَلكِنْ لا تَشْعُرُون ؛ (بقره: 154) آن هائى را كه در راه خدا به شهادت رسیدند، مپندارید كه مرده اند؛ بلكه آنان زنده و جاوید مى باشند ولى شما درك نمى كنید».
    البتّه این حالت مختصّ كشته شدگان فى سبیل اللّه است، كه در همه جا حاضر و ناظر خواهند بود.
    سپس در پایان افزود: شماها درباره ما اهل بیت رسالت و نبوّت چه تصوّراتى دارید و چه مى اندیشید؟
    گفتند: یاابن رسول اللّه! ما به تو ایمان آوردیم و مطمئن شدیم كه تو امام و خلیفه بر حقّ رسول اللّه صلى الله علیه و آله هستى. (بحارالانوار: :43/328 ؛ الخرایج و الجرایح : 2/810 )

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود