صفحه 1 از 14 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: **** زن در آیینه شعر فارسی *****

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,018
    حضور
    192 روز 8 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28739

    **** زن در آیینه شعر فارسی *****




    جرعه ی از حکمت نامه فردوسی :

    شاهنامه
    اثر حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی، حماسه‌ای منظوم در بحرمتقارب مثمن محذوف و شامل حدود ۶۰٬۰۰۰ بیت و یکی از بزرگ‌ترین و برجسته‌ترین حماسه‌های جهان است که سرایش آن سی سال به طول انجامید. محتوای این شاهکار ادبی، اسطوره‌ها، افسانه‌ها و تاریخ ایران از ابتدا تا فتح ایران توسط اعراب در سده هفتم است که در چهار دودمان پادشاهی پیشدادیان، کیانیان، اشکانیان و ساسانیان خلاصه می‌شوند و به سه بخش اسطوره‌ای (از عهد کیومرث تا پادشاهی فریدون)، پهلوانی (از قیام کاوه آهنگر تا مرگ رستم) و تاریخی (از پادشاهی بهمن و ظهور اسکندر تا فتح ایران توسط اعراب مسلمان ) تقسیم می‌شود.

    فردوسی با سرودن شاهنامه موجب زنده‌شدن و احیای زبان پارسی شد. یکی از مأخذ مهمی که فردوسی برای سرودن شاهنامه از آن استفاده‌کرد، شاهنامه ابومنصوری بود. شاهنامه نفوذ بسیاری در ادبیات جهان داشته‌است و شاعران بزرگی مانند گوته و ویکتور هوگو از آن به نیکی یاد کرده‌اند.

    شاهنامه بزرگ‌ترین کتاب به زبان پارسی است که در همه جای جهان مورد توجه قرار گرفته و به همهٔ زبان‌های زندهٔ جهان بازگردانی شده‌است. نخستین بار بنداری اصفهانی شاهنامه را به زبان عربی بازگردانی‌کرد و پس از آن بازگردانی‌های دیگری از شاهنامه (از جمله بازگردانی ژول مل به فرانسوی) انجام‌گرفت.
    یکی از تاریخ دانان و مصر شناسان گفت که زبان قبطی و ادبیات کهن مصر در این سرزمین از بین رفت و به فراموشی سپرده شد و امروزه زبان رسمی کشور مصر، عربی است، چون مصریان کسی مثل فردوسی ایرانی را نداشتند.مصر تمدن، تاریخ، فرهنگ و زبانش را از دست داد، ما نمی‌توانیم راجع به فرهنگ مصریان صحبت کنیم چون امروزه کسانی با آن فرهنگ در آنجا حضور ندارند.فردوسی فرهنگ، زبان و تاریخ حماسی ایرانیان را با شاهنامه جاودانه کرد.

    فردوسی زمانی شاهنامه را سرود که زبان پارسی دچار آشفتگی بود و او از آشفتگی و افزونی آن جلوگیری کرد. فردوسی در سرودن شاهنامه از پارسی سره بهره‌نبرد و از پارسی دری استفاده‌کرد و شمار واژگان عربی در شاهنامه ۸۶۵ است.

    ۲ اسفند ۱۳۸۸ پایان هزارهٔ سرایش شاهنامه بود که به این مناسبت، جشن جهانی هزارهٔ شاهنامه با حضور نمایندگان ۱۹۲ کشور عضو
    یونسکو در پاریس، فرانسه (مقر یونسکو) با همکاری بنیاد فردوسی برگزار شد. هم‌چنین آیین بزرگداشت هزارهٔ شاهنامه در کشورهای گوناگون به بهانهٔ ثبت آن در یونسکو از جمله برلین، آلمان برگزار شد.

    حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی (زادهٔ ۱۰۲۰–۹۳۵ در دهکدهٔ پاژ در طابرانتوس) بزرگ‌ترین حماسه‌سرای تاریخ ایران و یکی از برجسته‌ترین شاعران جهان است.

    فردوسی نخستین کسی نبود که به آفرینش حماسهٔ ملی ایران دست‌زد. مسعودی مروزی قسمتی از شاهنامه را به وزن ترانه‌های ساسانی ساخته‌بود که از آن فقط چند بیت از سرگذشت کیومرث باقی مانده‌است. پس از او، دقیقی توسی سرگذشت گشتاسپ و ظهور زرتشت را به نظم آورد و چون به دست برده‌ای کشته‌شد، شاهنامهٔ او ناتمام ماند. فردوسی که پیش از مرگ دقیقی و حتی پیش از زمانی که او به سرایش شاهنامه دست‌بزند، در اندیشهٔ سرایش شاهنامه بود، اثری در حدود پنجاه برابر کار دقیقی به وجود آورد و زمانی که به داستان گشتاسپ رسید، هزار بیت دقیقی را در شاهنامهٔ خود نقل‌کرد. آن‌گاه بزرگان زمان مانند حیی قتیبه و علی دیلم او را تشویق‌کردند و او پس از سی سال در حدود «پنج هشتاد بار از هجرت» (سال چهارصد هجری قمری) سرایش شاهنامه را به پایان رساند او در مورد مدت سرایش شاهنامه چنین می‌سراید:

    بسی رنج بردم در این سال سی

    عجم زنده کردم بدین پارسی


  2. صلوات ها 16


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    103
    حضور
    4 روز 1 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    324



    با سلام ...

    بهتر است که با کتاب منظومه علی نامه هم آشنا شویم .


    آیت الله العظمی سیستانی : کتاب علی نامه مرا زنده کرد ...

    علی نامه، کهن ترین منظومه حماسی شیعی شناخته شده از نیمه دوم قرن پنجم هجری است و موضوع آن جنگ های جمل و صفین و مناقب و معجزات و کرامات حضرت علی علیه السلام است که شاعری شیعه اثنی عشری به نام ربیع، آن را در بیش از یازده هزار بیت در بحر متقارب مثمن محذوف (مقصور) سروده و در ماه ذی حجه سال 482 هجری به پایان آورده است.

    دست­نویس منحصر به فرد علی نامه متعلق به کتابخانه موزه قونیّه(ترکیه) است. کتابت این نسخه در اواخر قرن ششم و یا هفتم و هشتم حدس زده شده است. چاپ عکسی منظومه علی نامه با مقدمه دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی و محمود امیدسالار به همت مرکز پژوهشی میراث مکتوب با همکاری نهادهای
    دیگر به نحوی مطلوب در سال 1388 انتشار یافت.


    علی نامه چیست؟



    «علی نامه» نخستین تجربه شعر حماسی شیعه اثنی‌عشری است که هم از نظر قدمت تاریخی حماسه‌های شیعی و هم از نظر دربرداشتن نوادر لغات و ترکیبات فارسی کهن، در کمال اهمیت است. اما این اثر ارزشمند، تاکنون گمنام مانده و در کتب تاریخ ادبیات فارسی به آن اشاره‌ای نشده است. این کتاب حماسی، منظومه‌ای است بازمانده از قرن پنجم که تنها 60 سال پس از خلق نام دارد، «ربیع» شاهنامه به مقابله با آن برخاسته، و یا به تعبیر بهتر به استقبال شاهنامه رفته است. شاعر این منظومه 11 هزار بیتی که «ربیع» نام دارد ضمن احترام به فردوسی و اثر هنریاش، شاهنامه را غیر واقعی میداند و در مقابل آن « حماسه‌ای راستین ».آن هم در قالب جنگهای امام علی بن ابیطالب علیه السلام را ارائه می‌کند.


    مآخذ تاریخی علی نامه



    مأخذ تاریخی ربیع روایات«ابومخنف لوط بن یحیی» است که دو کتاب درباره جنگهای«جمل» و «صفین» داشته است. با این ، که این کتابها به ما نرسیده است، از دیگر روایات و قرائن مختلف می‌توان دانست که شاعر علی نامه تا حدودی به متن تاریخ وفادار بوده است و به این لحاظ شعر او در باب تاریخ جنگهای جمل و صفین کتابی ارزشمند به حساب می‌آید.

    به اعتقاد کارشناسان، زبان شعر در این منظومه نیز بسیار کهن است و گنجینه ای است از واژگانی که امروز مهجور و فراموش شده‌اند و حتی در کتب همان عصر هم به سختی میتوان مشابهتی برای آنها یافت. این کتاب به لحاظ دستوری و شیوهای بیانی نیز نکاتی در خور توجه در این منظومه یافت می‌شود.

    وزن و عروض و قافیه علی نامه



    ربیع این منظومه را در بحر متقارب یعنی همان وزن حماسی زبان فارسی سروده است؛ لذا وزن منظومه علی نامه دقیقا همان وزن است. شاعر عروض را در حد عصر خود می شناسد و به آن پایبند است؛ اما «فعولن فعولن فعولن فعل » شاهنامه فردوسی یعنی برخی ویژگیهای سبکی از یک‌سو و اشتباهات کاتب نسخه‌نویس از سویی دیگر سبب شده تا در برخی صفحات منظومه خطای فاحش عروضی دیده شود و برخی ابیات نیز کاملا موزون نباشد.



    اهمیت تاریخی ادبی علی نامه



    خود شاعر میگوید، علی نامه را به تقلید و در جواب شاهنامه سروده است و با توجه به فاصله زمانی اندکش با فردوسی و این که اولین کسی است که شاهنامه را استقبال کرده و جواب داده در اوج اهمیت است. فردوسی در سال 420 رحلت کرده است و علی­نامه در سال 482 سروده شده است.





    «علی نامه» مرا زنده کرد



    حجت الاسلام رسول جعفریان در بیان خاطره خود از دیدار با آیت الله العظمی سیستانی، به بیانات ایشان درباره کتاب علی نامه پرداخت و اظهار رضایت زیاد این مرجع بزرگ تقلید را از چاپ این نسخه نفیس که نخستین تجربه شعر حماسی شیعی است را اینگونه توصیف کرد:

    « آیت الله سیستانی از چاپ علی نامه ستایش کردند و فرمودند من کتاب زیاد می‌خوانم اما این کتاب را کنار دستم گذاشته‌ام. این کتاب مرا زنده کرد. از مقدمه آن تعریف کردند و فرمودند که من با پدر آقای شفیعی کدکنی آشنایی داشتم. سپس برخی از نکات مقدمه را بیان کرده و از این که احتمال داده شده که اشعاری بعدا اضافه شده از محققان آشنا به این متون خواستند که روی متن کار کنند که کدام یک اصل و کدام یک الحاقی است. تأکید ایشان این بود که یک همچنین کتابی بعد از پنجاه سال از تألیف شاهنامه بسیار اعجاب دارد.»

    خدایا اگر به دوزخم ببرى این کار موجب خوشحالى دشمنت می گردد، و اگر به بهشتم ببرى موجب خوشحالى پیامبرت می شود. و من به خدا سوگند مسلّما مى دانم که خوشحال شدن پیامبرت را بیشتر از خوشحال شدن دشمنت دوست دارى...

    خدایا تو خود در قرآن به ما فرمودى که گذشت کنیم از کسى که به ما ستم کرده، و ما به خودمان ستم کردیم پس از ما درگذر که تو از ما سزاوارتر بدین کار هستى.

  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    103
    حضور
    4 روز 1 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    324



    برخی از ابیات علی نامه رو خدمتتون قرار میدم ...

    که را مرد خواند ایزد دادگر *** ز حالش ز فرقان بخوان درنگر

    پس ار بیش خواهی ز مردان نشان *** تو این قصّۀ جنگ صفّین بخوان

    به شهنامه خواندن مزن لاف تو *** نظر کن در آثار اشراف تو

    تو از رستم و طوس چندین مگوي *** در این کوي بیهوده گویان مپوي ] ر[

    که مغ نامه خواندن نباشد هنر *** علی نامه خواندن بود فخر ]و[ فر


    //////////////////////

    بفرمود فردوسی را آن زمان *** که تصنیف کن تو کتابی چنان
    ز شاهان پیشین سخن یاد کن *** دل غمگنان را بدان شاد کن
    بکن شاهنامه مر او را تو نام *** که رغبت نمایند همه خاص و عام
    بکردند دلیلان صاحب غرض *** عداوت ]به[ پیدا که بُدشان غرض
    به شهنامه خواندن بپرداختند *** کسانی که این مکر برخاستند


    ////////////////////////////////////////

    همی رو به راهی که گفتت امام *** تو گر جست خواهی سراي سلام
    چو راه سلامت امین حیدر است *** که هم رهبر و ساقی کوثر است
    اگر چند بر دشمن است این طریق *** تو را مهر حیدر درون است رفیق
    شنیدي که طرماح طایی چه کرد *** در این راه و چون شد عدو زو به درد

    //////////////////////////////////////////////////

    به تصویر کشیدن جنگ جمل

    چو طلحه مدان گوید و چون زبیر *** مرا اي علی تو گه کار خیر
    مرا گوید از ناکثینان مدار *** مترسانمان بیش از ذوالفقار ] ر[
    چو رو به شدي گوید اي شیر تو *** نیاید ز تو کار و شمشیر تو
    کنون گوید او کم کنم کام تو *** شکسته کنم در دلت کام تو
    ندارد همی شرم از انجمن *** که ایدون ستاید همی خویشتن
    اگر چند غِرّه شد آن بدگمان *** در انبوهی لشکر بی کران
    بسا عبرتا کان ستم کاره مرد *** بخواهد ز ما دید روز نبرد
    .
    .
    .
    ///////////////////////////////////////
    به تصویر کشیدن واقعه صفین

    الا یا خردمند فرهنگ جوي *** شنو حال آن کز وفا کرد خوي
    به گوش تفضّل برافکن به مهر *** تو این قصۀ همچو تابنده مهر
    ز اخبار فرزند عباس راد *** کز اخبار وي شد دل فضل شاد
    چنین گوید آن مفخر عزّ و فخر *** در احوال آن نامۀ ابن صخر
    که چون حیدر آن نامۀ وي بخواند *** زگفتار وي در تعجب بماند
    به من داد آن نامه گفت این بخوان *** بن و بیخ این گفتهها را بدان
    من آن نامه برخواندم از اعتبار *** همه کفر بود اندر و آشکار
    ولیکن دل عامه و دو سپاه *** به معنیّ آن در نجستند راه
    مرا گفت زود آن گهی مرتضی *** که برخواندي این نامۀ پرجفا؟ ] پ[
    گوا کردمت گفت حیدر بر این *** که بیرون شد این ظالم از کوي دین
    که روزي به مکه درون مصطفی *** چه گفتست با من در این بی وفا

    خدایا اگر به دوزخم ببرى این کار موجب خوشحالى دشمنت می گردد، و اگر به بهشتم ببرى موجب خوشحالى پیامبرت می شود. و من به خدا سوگند مسلّما مى دانم که خوشحال شدن پیامبرت را بیشتر از خوشحال شدن دشمنت دوست دارى...

    خدایا تو خود در قرآن به ما فرمودى که گذشت کنیم از کسى که به ما ستم کرده، و ما به خودمان ستم کردیم پس از ما درگذر که تو از ما سزاوارتر بدین کار هستى.

  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,018
    حضور
    192 روز 8 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28739



    جلوه های توحیدی حکمت فردوسی :

    سپاس از جهاندار هر دو جهان
    شناسنده هر آشکار و نهان
    نگهدار خورشید و دریا تویی
    خدایی سرا و ثریا تویی
    بترسید او را ستایش کنید
    شب تیره پیشش نیایش کنید
    بدانید از کردگار جهان
    بد و نیک هرگز نماند نهان
    که او هست برتر زهر برتری
    توانا و داننده از هر دری
    دو گیتی پدید آید کاف و نون
    چه فرمان دهی برفراز و فزون


    ویرایش توسط صادق : ۱۳۹۴/۰۴/۰۹ در ساعت ۰۵:۴۰

  9. صلوات ها 9


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,018
    حضور
    192 روز 8 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28739



    جلوه های توحیدی حکمت فردوسی :

    به نام خداوند جان و خرد ** کزین برتر، اندیشه، بر نگذرد

    معنی: به نام خداوندی آغاز می کنم که دو نعمت بزرگ عقل و جان را به انسان عطا کرده است زیرا فکر و اندیشه انسان نمی تواند فراتر ازاین برود . به ذهن و اندیشه انسان ،سخنی بالاتر ازاین خطور نمی کند که سخنش را با نام پروردگاری آغاز کند که به انسان جان و خرد بخشیده است.

    خداوند نام و خداوند جای ** خداونـد روزی ده رهنمـای
    توضیحات: نام: در حدیثی اسمای الهی نود و نه مورد ذکر شده است. (إنَّ للّه ِ تِسعَة و تِسعینَ إسماً ) و در دعای جوشن کبیر کتاب مفاتیح الجنان شیخ عباس قمی هزار و یک اسم و صفت الهی آمده است./روزی ده : اشاره به صفت رزّاق بودن الهی است (هو الرّزّاق)/ رهنمای: اشاره به هدایتگری خداوند است ( واللّه یهدی مَن یشاء)
    معنی : خداوند متعال صاحب اسما و صفات و القاب متعدّد و آفریننده ی جاو مکان(عالم هستی) است. اوست که روزی دهنده موجودات عالم و هدایت کننده آنهاست.

    خداوند کیوان و گردان سپهر ** فروزنده ی ماه وناهید و مهر
    توضیحات: کیوان : زحل ، نام یکی از افلاک هفتگانه است./ گردان سپهر: گردان صفت است برای سپهر که قبل از موصوف آمده است./ناهید: زهره از افلاک هفتگانه/ مهر : خورشید از افلاک هفتگانه / مراعات نظیر در بین کلمات: کیوان، سپهر، ماه، ناهید و مهر
    معنی : خداوند متعال افلاک هفتگانه ( قمر، عطارد، ناهید، خورشید،مریخ ، مشتری، زحل) و آسمان در حال حرکت را آفریده است و اوست که به خورشید و ماه و ستارگان نور و روشنی بخشیده است.

    ز نام و نشان و گمان برترست ** نگارنـده ی بر شده گوهرست
    معنی : ذات اقدس الهی از محدوده ی نام و نشان و فکرو گمان قراتر است و گوهر وجود از همه عناصر و موجودات در عالم هستی بالاتر است.
    بــه بیننــدگــان آفـریننــده را ** نبینی مرنجان دو بیننــده را
    توضیحات: فردوسی در این بیت به یکی از عقاید مهم اهل تشیّع اشاره کرده است که وجود خداوند متعال با چشم و وجود مادّی قابل درک نیست .( لاتُدرکُهُ الابصارُ و هو یُدرکُ الابصارَ).
    معنی : با چشمان و وجود جسمانی و مادّی نمی توان خدا را درک کرد پس برای این کار بیهوده به چشمانت زحمت مده.

    نیابـد بـدو نیــز اندیشــه راه ** که او برتراز نام واز جایگاه
    معنی : انسان حتّی با افکار تیزو اندیشه های باریک بین نیز نمی تواند به وجود خداوند متعال دست یابد زیرا که ذاق اقدس پروردگار فراتر از محدوده اسما و نام ها و مکان ها است. ( خداوند لامکان است.)
    خـرد گر سخـن برگزیند همی ** همان را گزیند که بیند همی
    معنی: اگرعقل و اندیشه انسان موضوعی برای قضاوت و داوری برگزیند همان موضوعی را انتخاب می کند که قابل مشاهده و رؤیت باشد. ( وجود خدا ماده نیست در حالی که جسم و وجود انسان از ماده است وجسم ماده هرگز نمی تواند جسمی را که از جنس ماده نیست، درک کند.)
    ستودن نداند کس اوراچوهست ** میـان بنـدگی را ببایدت بست
    معنی : هیچ کسی نمی تواند خداوند متعال را آنگونه که شایسته درگاه اوست، ستایش کند پس تو باید کمر بندگی و اطاعت از او به میان ببندی و در بندگی و عبادت او تلاش کنی.
    خردراوجان راهمی سنجداوی ** دراندیشهٔ سخته کی گنجد اوی؟!
    معنی : خداوند متعال عقل و جان را به عنوان دو نعمت بزرگ که وسیله تشخیص و سنجش است در اختیار انسان قرار داده است و این دو که خود به وسیله خدا سنجیده و آفریده شده است هرگز نمی تواند به سنجش و شناخت پروردگار بپردازد.عظمت خدای بزرگ در اندیشه اندک و ناچیز ما نمی گنجد.
    بدین آلت رای و جان و زبان ** ستــود آفریننــده را کی توان؟!
    معنی:با اسباب و ابزارهایی چون فکر، اندیشه، جان، کلام و ... که انسان در اختیار دارد نمی توان خدا را ستود.
    به هستیش بایدکه خستوشوی ** ز گفتــار بیـــ‌کار یکسـو شوی
    توضیح: خستو: اعتراف و اقرار
    معنی : تو باید به یگانگی وجود خداوند اعتراف نمایی و از گفتن سخنان بیهوده و نادرست در باره او خودداری کنی.

    پرستنده باشی و جوینده راه ** به ژرفی به فرمانش کردن نگاه
    معنی : تو باید خدا را پرستش کنی و راه خدا را که راه مستقیم است جستجو کنی و بایت با تمام وجود از جان و دل به دستورات و فرمان های الهی عمل نمایی.
    منی چون بپیوست با کردگار ** شکست اندر آورد و برگشت کار
    معنی: وقتی که (جمشید شاه، هر انسان) در مقابل خداوند بزرگ تکبر و ناسپاسی کرد دچار شکست و ناکامی گردید و بخت و اقبال خوب از وی روی برگرداند.
    به یزدان هرآن کس که شد ناسپاس ** به دلش اندر آید ز هر سو هراس
    معنی: هر کس نسبت به خداوند تکبر و ناسپاسی نشان دهد ترس و وحشت از هر جهت بر قلب و دل او سرازیر می شود. برای رسیدن به درجه امنیت و آرامش خاطر باید خدا را سپاس گفت. (الا بذکر الله تطمئن القلوب)
    ویرایش توسط صادق : ۱۳۹۴/۰۴/۱۰ در ساعت ۰۵:۲۸

  11. صلوات ها 7


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,018
    حضور
    192 روز 8 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28739



    ****   زن در آیینه شعر فارسی   ***** ****   زن در آیینه شعر فارسی   ***** ****   زن در آیینه شعر فارسی   *****


  13. صلوات ها 7


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,018
    حضور
    192 روز 8 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28739




    جلوه ی از حکمت فردوسی :

    ترا دانش و دین رهاند درست

    در رستگاری ببایدت جست

    وگر دل نخواهی که باشد نژند

    نخواهی که دایم بوی مستمند


    به گفتار پیغمبرت راه جوی

    دل از تیرگیها بدین آب شوی


    چه گفت آن خداوند تنزیل و وحی

    خداوند امر و خداوند نهی



    ... علی بود جفت بتول

    که او را به خوبی ستاید رسول


    که من شهر علمم علیم در ست

    درست این سخن قول پیغمبرست


    گواهی دهم کاین سخنها ز اوست

    تو گویی دو گوشم پرآواز اوست


    علی را چنین گفت و دیگر همین

    کزیشان قوی شد به هر گونه دین


    نبی آفتاب و صحابان چو ماه

    به هم بستهٔ یکدگر راست راه


    منم بندهٔ اهل بیت نبی

    ستایندهٔ خاک و پای وصی


    حکیم این جهان را چو دریا نهاد

    برانگیخته موج ازو تندباد


    چو هفتاد کشتی برو ساخته

    همه بادبانها برافراخته


    یکی پهن کشتی بسان عروس

    بیاراسته همچو چشم خروس


    محمد بدو اندرون با علی

    همان اهل بیت نبی و ولی


    خردمند کز دور دریا بدید

    کرانه نه پیدا و بن ناپدید


    بدانست کو موج خواهد زدن

    کس از غرق بیرون نخواهد شدن


    به دل گفت اگر با نبی و وصی

    شوم غرقه دارم دو یار وفی


    همانا که باشد مرا دستگیر

    خداوند تاج و لوا و سریر


    خداوند جوی می و انگبین


    همان چشمهٔ شیر و ماء معین


    اگر چشم داری به دیگر سرای

    به نزد نبی و علی گیر جای


    گرت زین بد آید گناه منست

    چنین است و این دین و راه منست


    برین زادم و هم برین بگذرم

    چنان دان که خاک پی حیدرم


    دلت گر به راه خطا مایلست

    ترا دشمن اندر جهان خود دلست


    نباشد جز از بی‌پدر دشمنش

    که یزدان به آتش بسوزد تنش


    هر آنکس که در جانش بغض علیست

    ازو زارتر در جهان زار کیست


    نگر تا نداری به بازی جهان

    نه برگردی از نیک پی همرهان


    همه نیکی ات باید آغاز کرد

    چو با نیکنامان بوی همنورد


    از این در سخن چند رانم همی

    همانا کرانش ندانم همی


  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,018
    حضور
    192 روز 8 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28739



    نگاه حکیمانه حکیم فردوسی به زن :

    در ابتدا باید اشاره شود :
    استناد به تنوع نگرش ها در ساحت درون ساخت ادبیات، به خصوص تحلیل و بازگفت قاموس هر اثر باید گفت در ادبیات کلاسیک به خصوص شعر فردوسی، زن دقیقاً با توجه به اصول داستان نویسی و طراحی ذهنی فردوسی مطرح و ایفای نقش می کند.
    زن در شعر فردوسی ایفای نقش تاریخی دارد، در آغاز ا باید گفت آنچه از فحوای اشعار شاهنامه در معرفی شخصیت و جایگاه زن مورد ن نظر قرار می گیرد، فقط بازنگری و انعکاس زن در ذهن و زبان حکیم طوس است. آن هم از زاویه محدود و در بخشی خاص .
    زن در نگاه فردوسی به هیچ عنوان موجودی خوارمایه نیست، بلکه حافظ هویت و ارزشهای والای قومی و نژادی خویش است. آنچه از شاهنامه و اشعار فردوسی بر می آید دقیقاً نقطه مقابل تصور بی پایه نسبت به زن را اثبات می کند که در جوامع پیشین رایج بوده است .
    مثلا وقتی از زنی خواستگاری می کردند او را به صفاتی یاد می کردند که در خور یک زن مسلمان می باشد. از آن جمله است در داستان بهرام چوبینه هنگامی که بهرام بدست قلون نامی کشته می شود، خاقان در ارسال نامه برای گردیه خواهر بهرام بعنوان خواستگاری و طلب ازدواج خطاب به وی چنین می نویسد:

    سوی گردیه نامه بود جدا
    که ای پاک دامن زن پارسا
    هَمَت راستی و هَمَت مردمی
    سرشتت فزونی و دور از کمی
    در ادامه نامه باز روی پارسایی و پاکی زن و رأی زنی زن (گردیه) تأکید می ورزد.
    ز پیوند از پند و نیکو سخن
    چه از نو، چه از روزگار کهن
    زپاکی و از پارسایی زن
    که هم غمگسار است و هم رأی زن


  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,018
    حضور
    192 روز 8 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28739



    یکی از مهمترین صفاتی که در شاهنامه برای زنان قائل بوده اند، اصالت نژاد است. وقتی طوس و گیو و دیگر سواران و دلیران در نخجیرگاه به مادر سیاوش برمی خورند، اولین سوالی که از آن فریبنده ماه می کنند از نژاد اوست و او هم در پاسخ طوس و هم در پاسخ کاووس از نژاد و اصالت خانوادگی خویش با افتخار دفاع می کند:

    بپرسید از و پهلوان از نژاد

    بدویک بیک سرو بن کرد یاد
    بدو گفت من خویش گرسیوزم
    بشاه آفریدون کشد پروزم
    در ادامه همان داستان و در ملاقات با کاووس چنین می گوید:

    بدو گفت خسرو نژاد تو چیست

    که چهرت بمانند چهر پریست

    بگفتا که از مام، خاتونیم
    بسوی پدر زآفریدونیم
    نیایم سپهدار گرسیوزست

    بدآن مرز خرگاه او پروزست

  19. صلوات ها 5


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,018
    حضور
    192 روز 8 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28739



    نکته دیگر اینکه در شاهنامه و به استناد آنچه که حکیم طوس به قالب شعر ریخته زنان به لحاظ اظهار نظر و عقیده مانند مردان بوده اند. زن در آن روزگار موجودی خانه نشین صرف نبوده است که در آن انزوای تحمیلی، بسیاری از استعدادها، شایستگیها و سرمایه هایی که خداوند مانند مرد در وجودش به ودیعه گذاشته است، محروم بماند. بلکه او را صاحب رأی و نظر می دانستند و در عمل، حق می دادند تا از عقیده خود دفاع کند.

    بدو گفت رأ ی توای شیر زن
    درخشان کند دوده و انجمن
    در گفتگویی بین گردیه و بهرام چوبین صورت می پذیرد گردیه با صفاتی چنین توصیف می شود:

    همی گفت هر کس که این پاک زن
    چه نیکو سخن گفت بر انجمن
    تو گفتی که گفتارش از دفترست
    ز دانش بجا، سب او برتر است
    در داستان بهمن، در توصیف همای چنین آمده است:

    یکی دخترش بود نامش همای

    هنرمند و با دانش و پاکرای

  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 14 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جمع بندی دلیل مبارزه با کشورهای استکباری آمریکا ، اسراییل و انگلیس و ...
    توسط mehrdad1919 در انجمن دین و حقوق بشر
    پاسخ: 28
    آخرين نوشته: ۱۳۹۴/۰۴/۲۱, ۱۳:۲۸
  2. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۷/۰۵, ۱۹:۳۳
  3. لطفا راهنماییم کنید (چگونه از خداوند حاجت بخواهیم؟)
    توسط سپیده110 در انجمن اصول و معارف دين در قرآن
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۶/۰۹, ۱۶:۵۶
  4. جمع بندی تعیین روز قیامت توسط فلاسفه
    توسط محمد132 در انجمن معاد
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۵/۲۹, ۲۰:۲۲
  5. پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۰/۱۰, ۲۰:۰۰

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 43

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود