صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: کسی که ازدواجش خیابانی بوده چه باید بکند؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    علاقه
    تحول و دگرگونی
    نوشته
    203
    حضور
    7 روز 8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    765

    کسی که ازدواجش خیابانی بوده چه باید بکند؟




    سلام علیکم<br>از اونجا که غالب ازدواجهایی که نتیجه ی عشق های خیابونیه به پشیمونی میکشه و بعد از اینکه به سر خونه و زندگی میرن مشکلاتش رو ظاهر میکنه و شک و تردیدهایی رو نسبت به هم به وجود میاره و تازه زن و شوهر عیب های همدیگه رو میبینن. و نهایتا یا به طلاق کشیده میشه و یا اینکه تا آخر به سوختن و ساختن به خاطر حفظ آبرو.<br>ولی سوالم اینجاست حالا که این ازدواج رخ داده و این مشکلات پیش اومده چه راهکاری رو هم برای دوری از طلاق و هم برای ادامه ی زندگی بدون این مشکلات پیشنهاد میکنید؟<br>
    این مشکل خودم نیست بلکه مشکل بعضی از دوستانه. و خودم به ذهنم بعضی چیزها میرسه که ان شاالله خواهم گفت و اگه مشکلی داشت لطفا بفرمایید.
    ویرایش توسط م.ح. : ۱۳۹۴/۰۴/۱۲ در ساعت ۰۹:۰۷

  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,567
    حضور
    175 روز 17 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58362



    با نام و یاد دوست






    کسی که ازدواجش خیابانی بوده چه باید بکند؟








    کارشناس بحث: استاد امین


  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    علاقه
    روانشناسی؛ قرآن ؛فلسفه؛ کلام
    نوشته
    893
    حضور
    31 روز 13 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    52
    آپلود
    2
    گالری
    0
    صلوات
    4654



    سلام

    شرایط و عوارض یکسان نیست. برخی قابل پیش گیری و برخی غیر قابل پیش گیری است. لذا بهترین راهکار این است که هر وقت طرفین به مشکل خوردند به مشاور مراجعه کنند تا مسئله مورد بررسی قرار بگیرد.


    اما آنچه به طور کلی می توان گفت این است که جلوگیری از برخی عواقب در چنین ازدواج هایی ممکن نیست یا اگر هم باشد به این راحتی نیست. به عنوان مثال یکی از عواقب عشق های خیابانی که به ازدواج ختم می شود، فراز و فرود کاذب عشق طرفین به همدیگر است؛ به این صورت که در ابتدای رابطه به دلیل محدودیت ها و ... عشق شدیدی بین طرفین ایجاد خواهد شد و تصمیمی هم که برای ازدواج گرفته می شود مبتنی بر همین عشق و علاقه است؛ در حالی که این عشق و علاقه پشتوانه عقلی و واقعی ندارد. لذا وقتی این دو نفر وارد زندگی شدند و کم کم با واقعیات رو برو شدند و عشق و علاقه شان به همدیگر به حد نرمال رسید، چون قبلا عشق شدید را تجربه کرده اند، دیگر این عشق راضیشان نمی کند و مشکلات شروع می شود. این مسئله سیر طبیعی خود را طی می کند و زخم خودش را بر زندگی می زند.

    یا مسئله مهم دیگری که از عوارض این ازدواج هاست، کر و کور شدن عاشق و معشوق قبل از ازدواج است؛ به صورتی که به داشتن تناسب های توجهی نمی کنند و گمان می کنند با عشق صرف می شود خوشبخت بود. اما چون عشق آنها پشتوانه عقلی ندارد، دوام پیدا نمی کند و دیر یا زود کمرنگ شده و از بین می رود. وقتی طرفین با هم تناسب نداشته باشند، تنها راه باقی مانده برای حفظ زندگی، یا تغییر طرفین است که ممکن نیست؛ و یا توصیه به سازگاری است که آن هم سخت است.


    البته عوارضی هم هست که اگر شرایط فراهم شود قابل پیش گیری است؛ مثل کم شدن اعتماد طرفین به همدیگر که می توانند با شفاف عمل کردن در طول زندگی تا حدودی این اعتماد را برگردانند که البته این مسئله هم سختی های خودش را دارد. با این حال اگر در مواردی این ازدواج به هر دلیل صورت گرفت و طرفین به مشکل خوردند، قبل از هر اقدامی بهتر است به یک مشاور مراجعه کنند تا کمترین آسیب متوجه آنها شود؛ هر چند رساندن این آسیب ها به صفر ممکن نباشد.

    پیروز و سربلند


  7. صلوات ها 13


  8. #4

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    895
    حضور
    12 روز 19 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3646



    نقل قول نوشته اصلی توسط م.ح. نمایش پست ها
    سلام علیکم<br>از اونجا که غالب ازدواجهایی که نتیجه ی عشق های خیابونیه به پشیمونی میکشه و بعد از اینکه به سر خونه و زندگی میرن مشکلاتش رو ظاهر میکنه و شک و تردیدهایی رو نسبت به هم به وجود میاره و تازه زن و شوهر عیب های همدیگه رو میبینن. و نهایتا یا به طلاق کشیده میشه و یا اینکه تا آخر به سوختن و ساختن به خاطر حفظ آبرو.<br>ولی سوالم اینجاست حالا که این ازدواج رخ داده و این مشکلات پیش اومده چه راهکاری رو هم برای دوری از طلاق و هم برای ادامه ی زندگی بدون این مشکلات پیشنهاد میکنید؟<br>
    البته این درسته ....
    اما خب تمام مذهبیا ک تجرشو نداشتن ی چیزی شنیدن و فکر میکنن هرکی دیگه اینجوری ازدواج کرد کارش تمومه!

    خواستید در خصوصی 5 خانواده رو نشونتون بدم ک با یکدیگر دوس دختر پسر بودن و ازدواج کردن سالیان سال هست چقدر کنار یک دیگر خوشبختن

    "خوشبختی با اون چیزی ک شما فکر میکنید فرق میکنه شما خوشبختیو تو رضای خدا میبینین ک غالب این افراد پایه زندگیشون سکولاهر و خوشبختن!"
    بگو چند جمعه گذشتی ز خوابت؟ چه اندازه در ندبه ها زاری یابی؟
    به شانه کشیدی غم سینه اش را؟ و یا چون بقیه تو سربار یاری؟





  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    نوشته
    619
    حضور
    12 روز 16 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    3035



    نقل قول نوشته اصلی توسط م.ح. نمایش پست ها
    غالب ازدواجهایی که نتیجه ی عشق های خیابونیه به پشیمونی میکشه و بعد از اینکه به سر خونه و زندگی میرن مشکلاتش رو ظاهر میکنه و شک و تردیدهایی رو نسبت به هم به وجود میاره
    سلام علیکم
    همانطور که اشاره کردید غالب این نوع ازدواج ها که صرفا از روی احساس بوده منجر به شکست خواهد شد
    چون مواردی هست که با دخالت والدین که لا محاله هر ازدواجی با آن مواجه هست, قابل ارزشیابی و اصلاح قرار گرفته است و چه بسا هر چند شروع این نوع ازدواج ها بر پایه ی نگاه یا برخورد عاطفی بوده ولی با دخالت والیدن و راهنمایی اونها این عشق در مسیر اصلی و خود یعنی ازدواج قرار گرفته و همانطور که جناب منجی هم اشاره کردند, به خوشبختی نسبی رسیدند...
    ولی با این همه عمده مشکلی که این دسته از ازدواج ها با آن روبه رو می شند
    همانطور که استاد محترم هم اشاره کردند
    احساس و عشق محور بودن آنهاست
    که طبیعتا وقتی این احساس با شناخت نقاط ضعف و قوت طرفین از همدیگه و حتی از خود؛ فروکش می کنه
    اونها به طور طبیعی در وهله احساس شکست خواهند کرد.
    البته این صرفا مربوط به عشق های خیابانی هم نمیشه و شامل همه ازد.اج هایی خواهد شد که طرفین بدون شناخت از خود و طرف مقابل اقدام به ازدواج کرده
    بعضی ازدواج های سنتی که والدین تصمیم گیرنده مطلق هستند, ازدواج به خاطر فرار از محیط خانه و فشارهای روانی که ممکن است در خانه باشه, و... می تونه در نهایت منجر به شکست بشه
    و چون غالب جوانان با مهارتهای زناشویی آشنا نیستند و یا اونقدر دست دست میکنند تا کارد به استخون برسه و بعد به مشاور مراجعه میکنند
    این احساس شکست اونقد رعمیق میشه که در بعضی موارد حتی راهنمایی های مشاوره هم نمی تونه احساس این دو رو نسبت به هم ترمیم کنه
    لذا به نظر میرسه بهتر هست در صورت احساس شکست در ازدواج و عشق فورا با مشاور گفتگو کنند
    تا هم اوضاع رو از روی جهالت وخیم تر نکنند هم با آموزش مهراتهای مختلف بتونند یک زندگی مسالمت آمیز و توام با مهر و محبت در کنار هم داشته باشند
    حتی در موارد ی هم که اعتماد کاسته میشه, با مراجعه به مشاور تا حدودی از سوء ظن کاسته خواهد شد.
    در غیر این صورت
    متاسفانه شاهد ارتباط های بیرون از خانه هستیم که به تعبیر ما
    قوز بالا قوز خواهد بود.


    ما لیلی ها را
    مجنون ساخته ایم.

    [SIGPIC][/SIGPIC]

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    علاقه
    تحول و دگرگونی
    نوشته
    203
    حضور
    7 روز 8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    765



    به نظرم میرسه دو طرف وقتی که متوجه شدن تو انتخابشون اشتباه کردن باید قبول کنن که اشتباه کردن ولی نباید اشتباه دیگه ایی رو تکرار کنن چون با طلاق گرفتن کار خیلی بزرگی تو زندگیشون نمیتونن انجام بدن و بعد از طلاق ناچارند که ازدواج دیگه ایی بکنن چون نمیتونن که تا آخر عمرشون مجرد زندگی کنن و چون سابقه ی زیاد جالبی ندارن شاید تو ازدواج دومشون هم زیاد موفق نباشن و وقتی اینها رو قبول کردن هر دو تاشون با هم تصمیم بگیرن همین زندگی رو با همه ی نواقصش از نو با همدیگه بسازن و اون اینطور که نسبت به اصل ازدواج دیدگاهششون رو درست کنن و دیدگاه درست اینکه بدونن اینها با ازدواج یه زندگی مشترک ساختن و هر دو تو این زندگی سهیمند و همدیگه رو از خودشون بدونن و نقص دیگری رو نقص خودشون بدونن و همونطور که دوست ندارن خودشون نقص داشته باشن دوست نداشته باشن که همسرشون نقصی داشته باشه و همونطور که دوست ندارن کسی با نقصشون بد رفتاری کنه سعی نکنن با نقص همسرشون بد رفتاری کنن و همونطوری که دوست ندارن کسی باهاشون بد رفتار کنه دوست نداشته باشن هم کسی با همسرشون بد رفتاری کنه هر کدوم نصف دیگه ی دیگری هستن و اگه این نصف از نصف دیگه ایی جدا بشه هر دو پوسیده و سیاه میشن مثل سیبی که از وسط نصف بشه. و با همدیگه وقتی رو اختصاص بدن تا تو این وقت برای برطرف کردن نقص دوتاشون برنامه ریزی کنن و واقعا برای برطرف کردنش تلاش کنن چون واقعا با این کار زندگی خودشون رو نجات میدن ولی تو این وقتها سعی کنن با نهایت محبت به همدیگه نقصها رو بگن و واقعا غرور رو بذارن کنار و حتی اگه طرف مقابلشون قبول نکرد و تو اینجا مسیله عدم غرور رو رعایت نکرد سعی کنن فعلا چشم پوشی کنن و اصلا کش ندن و سعی کنن دربرابر حرف حق خاضع باشن و اگه احساس کردن همسرشون حرف حقی میزنه سریعا قبول کنن.
    بعد سعی کنن هر دو به همدیگه نهایت محبت رو داشته باشن و حتما به مسایل شرعی پایبند باشن و...
    شاید بگین رعایت اینها خیلی سخته ولی با یه تصمیم جدی و کمی تمرین امکان پذیره و این برای زندگیه خوشون مفیده.
    اگه تو حرفهام اشتباهی احساس کردید خوشحال میشم تذکر بدید.
    ممنون

    ویرایش توسط م.ح. : ۱۳۹۴/۰۴/۱۱ در ساعت ۲۱:۰۶

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    21
    حضور
    1 روز 1 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    27



    خیلی راحل های زیادی وجود داره

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    علاقه
    خـــــــــــــــــــــــــــــــــدا
    نوشته
    1,401
    حضور
    77 روز 8 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6576



    نقل قول نوشته اصلی توسط م.ح. نمایش پست ها
    حالا که این ازدواج رخ داده و این مشکلات پیش اومده چه راهکاری رو هم برای دوری از طلاق و هم برای ادامه ی زندگی بدون این مشکلات پیشنهاد میکنید؟<br>
    سلام
    خودتون میگین حالا که این ازدواج رخ داده ...
    یعنی اگر اشتباهی هم پیش اومده مقصر خود آدمه و به نظرم اینکه جرات وجسارت تصحیح اشتباهتو داشته باشی خیلی بهتر از اینه که بخوای کلا حذفش کنی...

    به نظر من رعایت این اصل قبل ازدواج چشاتو باز کن و بعد ازدواج چشاتو ببند میتونه مفید باشه...

    شما باید عیب های طرفتونو نادیده بگیرین از خطاهاش با بردباری بگذرین و چشم پوشی کنین... البته ابدا این کارا مسئولیتش به عهده یک طرف نیست ودوجانبه س... بالاخره یه جاهایی شما باید کوتاه بیاین یه جاهایی ایشون!

    یک قدم شما برین عقب یه قدم ایشون... اگر به دوام زندگیتون فکر میکنین هردو به یک اندازه باید گذشت و فداکاری کنین درحق همدیگه ...

    من نمیفهمم چه جوریه که اکثرا اعتماد توی اینجور روابط قبلش هست و بعدش نیست؟؟؟
    این آدم همون آدمه... نمیدونم دوستی تون چقدر طول کشیده ولی بهش اعتماد کردین تو اون مدت درسته؟؟؟

    پس سعی کنید حس سوءظن رو که اغلب واسه ازدواجای اینجوری رخ میده رو نداشته باشین و
    اولا مثبت ببینین بعدشم انصاف داشته باشین ایشون انقدر تونسته اعتمادتونو جلب کنه که باهاش ازدواج کردین بنابراین همون آدمه فقط احتمالا کمی شعله احساستتون در موردش کمتر شده اونم طبیعیه!

    بعدشم به حرف دیگران گوش ندین و نزارین حرفاشون تاثیری توی زندگیتون بزاره (به نظرم این عدم اعتماد نصفش واسه گوش دادن به حرف این و اونه)

    به این فکر کنین که ازدواجای موفقی دراینجور روابط وجود داشته و چرا شما یکی از مثال هاش نباشین؟؟؟(البته من اصلا تاییدنمیکنم اینجور ازدواجا رو این حرفمو به معنای تایید نزارین )

    برای بهتر شدن رابطه تون کمی بیشتر محبت کنین و مطمئن باشین همسرتون وقتی ببینه برای شما فرقی نداره با دوران قبل ازدواج و چیزی از اون شورو هیجان کم نشده واستون کم نمیزاره

    البته همه اینا به شرط اینه که همسرتون 180درجه بعدازدواج تغییر نکرده باشن






    ویرایش توسط ترگل : ۱۳۹۴/۰۴/۱۲ در ساعت ۰۰:۳۱


    Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ و اُفــوِّضُ أمری إلَی الله إنّ ✿الله✿ بصیــــــــرٌ بالعباد Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
    {。^◕‿◕^。}

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    علاقه
    خـــــــــــــــــــــــــــــــــدا
    نوشته
    1,401
    حضور
    77 روز 8 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6576



    نقل قول نوشته اصلی توسط م.ح. نمایش پست ها
    به نظرم میرسه دو طرف وقتی که متوجه شدن تو انتخابشون اشتباه کردن باید قبول کنن که اشتباه کردن ولی نباید اشتباه دیگه ایی رو تکرار کنن چون با طلاق گرفتن کار خیلی بزرگی تو زندگیشون نمیتونن انجام بدن و بعد از طلاق ناچارند که ازدواج دیگه ایی بکنن چون نمیتونن که تا آخر عمرشون مجرد زندگی کنن و چون سابقه ی زیاد جالبی ندارن شاید تو ازدواج دومشون هم زیاد موفق نباشن و وقتی اینها رو قبول کردن هر دو تاشون با هم تصمیم بگیرن همین زندگی رو با همه ی نواقصش از نو با همدیگه بسازن و اون اینطور که نسبت به اصل ازدواج دیدگاهششون رو درست کنن و دیدگاه درست اینکه بدونن اینها با ازدواج یه زندگی مشترک ساختن و هر دو تو این زندگی سهیمند و همدیگه رو از خودشون بدونن و نقص دیگری رو نقص خودشون بدونن و همونطور که دوست ندارن خودشون نقص داشته باشن دوست نداشته باشن که همسرشون نقصی داشته باشه و همونطور که دوست ندارن کسی با نقصشون بد رفتاری کنه سعی نکنن با نقص همسرشون بد رفتاری کنن و همونطوری که دوست ندارن کسی باهاشون بد رفتار کنه دوست نداشته باشن هم کسی با همسرشون بد رفتاری کنه هر کدوم نصف دیگه ی دیگری هستن و اگه این نصف از نصف دیگه ایی جدا بشه هر دو پوسیده و سیاه میشن مثل سیبی که از وسط نصف بشه. و با همدیگه وقتی رو اختصاص بدن تا تو این وقت برای برطرف کردن نقص دوتاشون برنامه ریزی کنن و واقعا برای برطرف کردنش تلاش کنن چون واقعا با این کار زندگی خودشون رو نجات میدن ولی تو این وقتها سعی کنن با نهایت محبت به همدیگه نقصها رو بگن و واقعا غرور رو بذارن کنار و حتی اگه طرف مقابلشون قبول نکرد و تو اینجا مسیله عدم غرور رو رعایت نکرد سعی کنن فعلا چشم پوشی کنن و اصلا کش ندن و سعی کنن دربرابر حرف حق خاضع باشن و اگه احساس کردن همسرشون حرف حقی میزنه سریعا قبول کنن.
    بعد سعی کنن هر دو به همدیگه نهایت محبت رو داشته باشن و حتما به مسایل شرعی پایبند باشن و...
    شاید بگین رعایت اینها خیلی سخته ولی با یه تصمیم جدی و کمی تمرین امکان پذیره و این برای زندگیه خوشون مفیده.
    اگه تو حرفهام اشتباهی احساس کردید خوشحال میشم تذکر بدید.
    ممنون
    ببخشید من نفهمیدم بالاخره این مشکل خودتون بود یا واسه بقیه دوستان پرسیدین:)
    اگه مشکل خودتونه که شماکه ماشالله بلدین فقط به کار ببندین همینایی که گفتین رو!!!


    Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ و اُفــوِّضُ أمری إلَی الله إنّ ✿الله✿ بصیــــــــرٌ بالعباد Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
    {。^◕‿◕^。}

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    علاقه
    تحول و دگرگونی
    نوشته
    203
    حضور
    7 روز 8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    765



    نقل قول نوشته اصلی توسط rainygirl نمایش پست ها
    ببخشید من نفهمیدم بالاخره این مشکل خودتون بود یا واسه بقیه دوستان پرسیدین:)
    اگه مشکل خودتونه که شماکه ماشالله بلدین فقط به کار ببندین همینایی که گفتین رو!!!
    سلام نه مشکل خودم نیست ولی مشکل بعضی از دوستانه.
    خودم به ذهنم این ها می رسید ولی خواستم ابتدا دوستان کمک کنن بعد نظر خودمم بگم و اگه اشکالی داشت مشاورین تصحیح کنن.

  21. صلوات


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 4

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود