صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: کهنه سرباز وخاطره ای از منافقین

  1. #1

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    علاقه
    مسایل انقلاب وجبهه وجنگ
    نوشته
    710
    حضور
    6 روز 5 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2104

    کهنه سرباز وخاطره ای از منافقین




    وقت بخیر
    4/4/67 عراق با یک حملهء گسترده جزیره مجنون را از ایران پس گرفت
    که خاطرات وحشتناگی دارم که به موقع تقدیم میدارم
    31/4/67عراق دوباره خط محل اسقرار ما را در منطقه کوشک شکست وحمله سنگینی کرد وبطرف خرمشهر حرکت کرد
    من وتعدادی از دوستان پایور با پای پیاده به طرف پادگان حمید حرکت کردیم
    هوا بسیار گرم و شرجی بودتشنگی یواش یواش برما غلبه میکرد
    هرچه در دوران آموزشی برای رفع تشنگی دیده بودیم عمل کردیم تا اینکه تشنگی را بر طرف کنیم
    جواب نداد
    ساعت تقریبآ 10صبح بود
    تصمیم گرفتیم در دستان خودمان (با عرض معذرت) ادرار کرده ورفع تشنگی کنیم
    هیچ کدام موفق نشدیم مثل این بود که محکوم به مرگ شده بودیم
    اما یک لحظه متوجه شدیم یکی از پایوران بنام بهروز نادری(احتمالا)ترک زبان واهل خوی بودند مقداری در کف دستش ادرار هست همگی به او التماس کردیم که نخوره
    واجازه بدهد که ما با انگشت خودمان حداقل لب هایمان را تر کنیم
    اما
    ایشان ضمن اینکه همه سر کشید با دست خیس از ادارار را به سر وصورت خود کشید
    همگی به اعتراض کردیم
    این اعتراض ما چند ثانیه ای طول نکشید وادامه نداشت
    دوست ما با سرگیجه شدید زمین خورد واز حال رفت
    هر کاری کردیم افاقه نکرد وبر حسب وظیفه هر کدام چند قدم با او حرکت کردیم
    ودر نهایت به این نتیجه رسیدیم که او را در اسفالت پادگان حمید به بطرف جزیره (پاسگاه خاتمی) بگذاریم وعراقی ها بعنوان اسیر ببرند
    دقایقی بعد این تصمیم عملی شد
    در محلی قرار گرفتیم که نتیجه کار را ببینیم که اگر عراقی ها متوجه او نشدند اورا تغییر مکان دهیم
    از دور تعدادی نفر بر پی ام پی ونفربر چرخدار وحتی تانگهای چرخدار را دیدیم که نزدیک میشوند پرچم ایران را داشتند خوشحال شدیم وسعی کردیم به استقبال آنها برویم
    یکی از همکاران که نمی شناختم یکبار فریاد کشید پنهان شوید همگی استتار کردیم بلی آنها منافقین بودند که نزدیک میشدند وعکس دو ملعون اشرف و رجوی را روی تانگها داشتند
    به محض رویت دوست ما توقف وچند نفری به پیش او رفتند ومشخص بود سوالاتی از او میکنند
    دوست ما بی هوش بود وجوابگو نبود
    یکی از آنها که ظاهرآ می بایست زن می بود(طرز راه رفتن واندامش از دور طوری نشان می داد که خانم باشد)لکد محکمی به شکم دوست ما زده دوست ما لحظه ای روی باسن نشست وحالت قی گرفت ودوباره بی هوش شد
    آنها دست وپای دوست ما را گرفته به شانه جاده بردند وبا نفر بر پی ام پی از روش رد شدند که الان که این مطلب را با گریه می نویسم صدا پوکیدن شکم دوستمان در گوشم هست
    ما مرتب گریه میکردیم ونشانه هایی از امید در گریه یافته بودیم
    هر قطره از گریه که از گونه هایمان سرازیر میشد به گوشه لبمان هدایت می کردیم وبا مکیدن به دهانمان میکشیدیم
    هر قطره اشک ثواب یک پارچ آب خنک را داشت
    به راه افتادیم
    تشنگی از یادمان رفته بود
    ساعت حدود 14الی15 بود یکی از دوستان اظهار تشنگی کرد
    ما شروع به گریه کردیم
    البته به هر بهانه ای گریه میکردیم تا رفع تشنگی کنیم
    او دیکر توان راه رفتن نداشت
    همسنگر بود قاسم خسروی را میگویم اهل شیراز بود بسیار شجاع ومؤمن معتقد بود
    به او گفتم باید در گوشه ای از این بیابان بگذارمت تا فردا کمک بیاورم
    قاسم گفت آیا مرا اینجا میگذارید تا زنده زنده سگ وگرگ مرا بخورند
    قاسم پس چی بکنم
    از من خواست به او شلیک کنم
    دوست داشتم همان لحظه قبضه روح می شدم دوستم از من میخواست اورا بزنم این دومین بار هست که در طول جنگ چنین خواسته ای از من میشه
    قبل نکردم سرش را بغل کردم وتا می توانستم گریه کردم
    خواسته دیکری داشت
    مرا روی جاده قرار دهید تا منافقین با زیر گرفتن براحتی بمیرم
    این کار را کردیم
    تانگهای دشمن ومنافقین مرتب در حال تردد بودن
    ایشان را به جاده بردم وحلالیت طلبیدم
    تانگهای دشمن سر رسیدند وتوقف کردند یک ستوان عراقی از تانگ پیاده شد وسر قاسم خسروی را روی زانوهای خود قرار داد وقمقمه خود را در آورد وروی صورت دوستمان ریخت وآمبولانس آمد سرم وصل کردند وبه عنوان اسیر بردند
    خوب
    به راه خود ادامه دادیم من در فاصله 10کیلومتری یک واحد نظامی دیدم ودست خودم را بالا برده وافتادم
    وقتی به هوش آمدم می گفتند در فاصله 100متری ترا دیدیم نه 10کیلومتری
    قضاوت با شما
    ارادت
    حسنعلی ابراهیمی سعید
    کهنه سرباز وخاطره ای از منافقین
    @ گردان 283 سوار زرهی لشکر92 زرهی اهواز@@ گردان 283 سوار زرهی لشکر92 زرهی اهواز@@ گردان 283 سوار زرهی لشکر92 زرهی اهواز@@ گردان 283 سوار زرهی لشکر92 زرهی اهواز@

  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    نوشته
    292
    حضور
    6 روز 3 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    999



    موی تنم سیخ شد این متن رو خوندم...
    خدا همشون رو لعنت کنه

  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    علاقه
    مسایل انقلاب وجبهه وجنگ
    نوشته
    710
    حضور
    6 روز 5 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2104



    نقل قول نوشته اصلی توسط amirabdi نمایش پست ها
    موی تنم سیخ شد این متن رو خوندم...
    خدا همشون رو لعنت کنه
    من وقتی یادممی آید اعصابم داغون میشه

  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۴
    نوشته
    273
    حضور
    7 روز 19 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    962



    سلام
    با کمال احترام به دوست عزیزمون ، و با اجازه ایشون نکته ای را عرض کنم:

    به نظر بنده ، یک مسلمان ، حتی در اون شرایطی که دوست عزیزمان بیان کردند ، کاری مثل خوردن ادرار انجام نمیده. یا اینکه مثلا از همرزمش بخواد تا او رو بکشه یا او را جایی بذاره که تانک از رویش رد بشه و بمیره و ...

    این جور تصمیمات و اقدامات ، با تفکر اسلامی جور در نمیباد.

    البته توجه به یک نکته را لازم می دانم:

    همه سربازان جبهه ، به خاطر اسلام نبود که می جنگیدند. برخی هاشون به خاطر ارزش های دیگری ( مثل وطن ) می جنگیدند. آنهایی که به خاطر اسلام می جنگیدند ، قاعدتاً خودشون هم به رعایت دستورات اسلامی در هر شرایطی ملزم هستند. اما اونایی که به خاطر چیزی غیر از اسلام می جنگیدند ، خوب ، ممکن است یا خیلی به رعایت دستورات اسلام ملتزم نباشند ، یا اگر هم در حالت عادی به اسلام ملتزم بوده اند ، در شرایطی که تحت فشار قرار می گرفتند ، این التزام را رها می کردند. اما آنهایی که هدفشون از جنگیدن ، یاری کردن دین خدا بود ، حاضر هستند بمیرند اما خلاف اسلام کاری نکنند.

    به نظر بنده ، ضمن احترام گذاشتن به تمامی رزمندگان و مجاهدان و ایثارگران ، توجه به تقسیم بندی فوق ، در برخی جاها مهم و لازم است.
    ویرایش توسط شمس الضحی : ۱۳۹۴/۰۶/۰۲ در ساعت ۲۱:۲۶

  9. صلوات


  10. #5
    اناالعبد آنلاین نیست. همکار اجرایی بخش آرشیو و عرفانهای کاذب

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۴
    علاقه
    هیچی ... کاش بتونم بنده باشم..هیچی نمیخوام دیگه
    نوشته
    1,049
    حضور
    37 روز 11 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    47
    صلوات
    7340



    نقل قول نوشته اصلی توسط هومن نمایش پست ها
    به نظر بنده ، یک مسلمان ، حتی در اون شرایطی که دوست عزیزمان بیان کردند ، کاری مثل خوردن ادرار انجام نمیده. یا اینکه مثلا از همرزمش بخواد تا او رو بکشه یا او را جایی بذاره که تانک از رویش رد بشه و بمیره و ...
    سلام

    دوست عزیز اون دو قسمت آخر رو باهات موافقم که در هر حالتی خودکشی و کشتن دیگری خوب نیست ... اما شما گفتی یک مسلمان حتی در اون شرایط

    کاری مثل خوردن ادرار انجام نمیده .. میشه بپرسم منبع این حرفتون رو ؟


    اتفاقا در موقع ضرورت این کار اشکالی نداره ... و در کلاس های تکاوری یاد میدن که در شرایط سخت چکار کنیم که زنده بمونیم ... یکیش ادراره .. البته خوردن مستقیم ادرار فک کنم

    و قطعا خیلی ضرر داره فک کنم باید ادرار کنن یک شیشه پلاستیکی روش بزارن وقتی بخار کرد بخورنش اما اگر وقت نبود و این چیزها ضرر داره اما از مرگ بهتره ...


    در برخي موارد مي‎بينيم كه حكم به حرمت خوردن و آشاميدن چيزي آمده است امّا اين قانون و دستور در حال اضطرار، استثناء شده است، بدين معنا كه خداوند براي انسان مضطر و ناچار از خوردن گوشت حرام، كه مواجه با خطر از دست دادن جان است، جايز دانسته كه، به اندازه نيازش كه او را از اين خطر دور نگه‎دارد، استفاده كند. اكنون به آيات مربوط به آن اشاره مي‎شود:

    1- انما حرّم عليكم الميتة والدم و لحم الخنزير و ما اهل لغير اللّه فمن اضطرّ غير باغ و لا عاد فلا اثم عليه انّ اللّه غفور رحيم،
    خداوند تنها گوشت مردار، خون، گوشت خوك، و آنچه را نام غير خدا به هنگام ذبح بر آن گفته مي‎شود حرام كرده است [ولي] آن كسي كه مجبور شود -در صورتي كه ستمگر و متجاوز نباشد- گناهي بر او نيست (مي‎تواند براي حفظ جان خود در مواقع ضرورت از آن بخورد)، خداوند آمرزنده و مهربان است(بقره/173).

    همچنین این آیات هم مطالعه کنین .. (مائده/3). (انعام/119).(انعام/145).(نحل/115)

    ویرایش توسط اناالعبد : ۱۳۹۴/۰۶/۰۲ در ساعت ۲۲:۰۳
    طرح ترک رذائل اخلاقی و انجام فضائل اخلاقی برای نزدیکتر کردن ظهور امام زمان (عج) ... این هفته قرائت یک صفحه قرآن هر روز http://www.askdin.com/showthread.php...356#post819356

    انسان
    هرچند هم که عبادتش بسیار باشد، نباید مغرور گشته و خیال کند که به کمال نهایی خویش راه یافته است، بلکه باید بداند که انسان تا زنده است، هدف تیر شیطان و نفس اماره است و درهرحال باید خود را ضعیف و محتاج به مدد و کمک حضرت حق ببیند.

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    علاقه
    مسایل انقلاب وجبهه وجنگ
    نوشته
    710
    حضور
    6 روز 5 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2104



    نقل قول نوشته اصلی توسط هومن نمایش پست ها
    سلام
    با کمال احترام به دوست عزیزمون ، و با اجازه ایشون نکته ای را عرض کنم:

    به نظر بنده ، یک مسلمان ، حتی در اون شرایطی که دوست عزیزمان بیان کردند ، کاری مثل خوردن ادرار انجام نمیده. یا اینکه مثلا از همرزمش بخواد تا او رو بکشه یا او را جایی بذاره که تانک از رویش رد بشه و بمیره و ...

    این جور تصمیمات و اقدامات ، با تفکر اسلامی جور در نمیباد.

    البته توجه به یک نکته را لازم می دانم:

    همه سربازان جبهه ، به خاطر اسلام نبود که می جنگیدند. برخی هاشون به خاطر ارزش های دیگری ( مثل وطن ) می جنگیدند. آنهایی که به خاطر اسلام می جنگیدند ، قاعدتاً خودشون هم به رعایت دستورات اسلامی در هر شرایطی ملزم هستند. اما اونایی که به خاطر چیزی غیر از اسلام می جنگیدند ، خوب ، ممکن است یا خیلی به رعایت دستورات اسلام ملتزم نباشند ، یا اگر هم در حالت عادی به اسلام ملتزم بوده اند ، در شرایطی که تحت فشار قرار می گرفتند ، این التزام را رها می کردند. اما آنهایی که هدفشون از جنگیدن ، یاری کردن دین خدا بود ، حاضر هستند بمیرند اما خلاف اسلام کاری نکنند.

    به نظر بنده ، ضمن احترام گذاشتن به تمامی رزمندگان و مجاهدان و ایثارگران ، توجه به تقسیم بندی فوق ، در برخی جاها مهم و لازم است.
    سلام
    ممنونم از اظهار نطرتان
    باید عرض کنم جنگیدن ما فقط بخاطر حفظ دین کشور وناموس بود
    با بازی دادن کلمات ما را زیر سوال نبرید
    اگر در ان شرایطی که ما قرار داشتیم شما بودید کار بدتر انجام میدادید
    شما اگر مطلب را خوب خوانده باشید ودرک کرده باشید بین بد وبدتر یکی باید انتخاب میشد
    وانهم قرار دادن عزیزمان در مسیری که یا باید به اسارت بره ویا از بین بره
    زنده ماندن در محلی که احتمال حمله حیوانات درنده باشه چه مفهومی می تونه داشته باشه
    بیشتر مواقع ، جوانان این مرز وبوم برای باز کردن مسیر عبور دیکر رزمنده گان، خود را روی مین می انداختند چه فتوایی برای ان دارید
    و....

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۴
    نوشته
    273
    حضور
    7 روز 19 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    962



    سلام. قصد زیر سئوال بردن کسی را ندارم. فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجراً عظیماً.
    نقل قول نوشته اصلی توسط حسنعلی ابراهیمی سعید نمایش پست ها
    بیشتر مواقع ، جوانان این مرز وبوم برای باز کردن مسیر عبور دیکر رزمنده گان، خود را روی مین می انداختند چه فتوایی برای ان دارید
    و....
    شما این مورد را با آن موردی که موضوع سخن بنده بود ، یکی می دانید؟!
    نقل قول نوشته اصلی توسط حسنعلی ابراهیمی سعید نمایش پست ها
    خواسته دیکری داشت
    مرا روی جاده قرار دهید تا منافقین با زیر گرفتن براحتی بمیرم
    این کار را کردیم
    فرمودین:
    نقل قول نوشته اصلی توسط حسنعلی ابراهیمی سعید نمایش پست ها
    اگر در ان شرایطی که ما قرار داشتیم شما بودید کار بدتر انجام میدادید
    برادر عزیز ، این حکمی که برای من صادر کردین ، بر چه مبنای عقلی یا فقهی بود؟؟؟
    ....
    ویرایش توسط شمس الضحی : ۱۳۹۴/۰۶/۰۲ در ساعت ۲۳:۰۹

  15. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۴
    نوشته
    273
    حضور
    7 روز 19 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    962



    نقل قول نوشته اصلی توسط اناالعبد نمایش پست ها
    کاری مثل خوردن ادرار انجام نمیده .. میشه بپرسم منبع این حرفتون رو ؟

    اتفاقا در موقع ضرورت این کار اشکالی نداره ... و در کلاس های تکاوری یاد میدن که در شرایط سخت چکار کنیم که زنده بمونیم ... یکیش ادراره .. البته خوردن مستقیم ادرار فک کنم

    و قطعا خیلی ضرر داره فک کنم باید ادرار کنن یک شیشه پلاستیکی روش بزارن وقتی بخار کرد بخورنش اما اگر وقت نبود و این چیزها ضرر داره اما از مرگ بهتره ...

    در برخي موارد مي‎بينيم كه حكم به حرمت خوردن و آشاميدن چيزي آمده است امّا اين قانون و دستور در حال اضطرار، استثناء شده است، بدين معنا كه خداوند براي انسان مضطر و ناچار از خوردن گوشت حرام، كه مواجه با خطر از دست دادن جان است، جايز دانسته كه، به اندازه نيازش كه او را از اين خطر دور نگه‎دارد، استفاده كند. اكنون به آيات مربوط به آن اشاره مي‎شود:

    1- انما حرّم عليكم الميتة والدم و لحم الخنزير و ما اهل لغير اللّه فمن اضطرّ غير باغ و لا عاد فلا اثم عليه انّ اللّه غفور رحيم،
    خداوند تنها گوشت مردار، خون، گوشت خوك، و آنچه را نام غير خدا به هنگام ذبح بر آن گفته مي‎شود حرام كرده است [ولي] آن كسي كه مجبور شود -در صورتي كه ستمگر و متجاوز نباشد- گناهي بر او نيست (مي‎تواند براي حفظ جان خود در مواقع ضرورت از آن بخورد)، خداوند آمرزنده و مهربان است(بقره/173).

    همچنین این آیات هم مطالعه کنین .. (مائده/3). (انعام/119).(انعام/145).(نحل/115)
    سلام.
    سخن شما درباره این مسأله فقهی صحیح است.
    در این مورد ، نظر شخصی ام را گفتم، نه فتوای علماء را. ممکن است حق با شما باشد.
    آیه فوق را خوانده ام. نمی دانم خوردن ادرار مشمول این آیه میشه یا نه. ممکنه بشه. بعید نیست.
    ویرایش توسط شمس الضحی : ۱۳۹۴/۰۶/۰۲ در ساعت ۲۲:۴۱

  16. صلوات ها 2


  17. #9
    اناالعبد آنلاین نیست. همکار اجرایی بخش آرشیو و عرفانهای کاذب

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۴
    علاقه
    هیچی ... کاش بتونم بنده باشم..هیچی نمیخوام دیگه
    نوشته
    1,049
    حضور
    37 روز 11 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    47
    صلوات
    7340



    نقل قول نوشته اصلی توسط هومن نمایش پست ها
    سلام.
    سخن شما درباره این مسأله فقهی صحیح است.
    در این مورد ، نظر شخصی ام را گفتم، نه فتوای علماء را. ممکن است حق با شما باشد.
    آیه فوق را خوانده ام. نمی دانم خوردن ادرار مشمول این آیه میشه یا نه. ممکنه بشه. بعید نیست.
    سلام

    خب در اینجور مسائل درست نیست نظر شخصی گفته بشه چون شما صراحتا گفتین یک مسلمان این کار رو انجام نمیده ..

    قطعا شاملش میشه .. اگر خوردن ادرار باعث بشه از مرگ نجات پیدا کنه چرا نباید خورده بشه؟!

    شما بین خوردن ادرار و زنده ماندن و مرگ کدوم رو انتخاب میکنین؟ قطعا زنده ماندن ...


    زمان جبهه برای زنده ماندن خیلی کارها میکردن .. بعضیا حتی شامپوشونو میخوردن تا ازتشنگی نمیرن ...

    طرح ترک رذائل اخلاقی و انجام فضائل اخلاقی برای نزدیکتر کردن ظهور امام زمان (عج) ... این هفته قرائت یک صفحه قرآن هر روز http://www.askdin.com/showthread.php...356#post819356

    انسان
    هرچند هم که عبادتش بسیار باشد، نباید مغرور گشته و خیال کند که به کمال نهایی خویش راه یافته است، بلکه باید بداند که انسان تا زنده است، هدف تیر شیطان و نفس اماره است و درهرحال باید خود را ضعیف و محتاج به مدد و کمک حضرت حق ببیند.

  18. صلوات ها 2


  19. #10

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    علاقه
    درس خواندن
    نوشته
    332
    حضور
    6 روز 18 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1341



    خاطره ی قشنگب بود....ممنون
    امپراطوریونان به کوروش کبیرگفت:مابرای شرف میجنگیم وشمابرای ثروت کوروش گفت:آری هرکس برای نداشته هایش میجنگد




  20. صلوات ها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۴/۰۶/۰۲, ۲۲:۳۲ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود