صفحه 1 از 14 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا ممکن است حوری بهشتی در همین دنیا به انسان داده شود؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    41
    حضور
    9 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    109

    اشاره آیا ممکن است حوری بهشتی در همین دنیا به انسان داده شود؟




    با سلام
    آیا ممکن است کسی به واسطه ی دوری از گناه و مراقبه ی بسیار طولانی به جایی برسد که خداوند پاداش اخروی او را در همین دنیا عطا کرده و در همین دنیا مثلا فرشتگانی را به شکل حوریان بهشی در اختیار او بگذارد و به او اجازه ی برقراری روابط نا مشروع با آنها را بدهد؟
    ویرایش توسط یا عالی : ۱۳۹۴/۰۷/۰۷ در ساعت ۲۱:۵۴
    از استاد فلسفه اي پرسيدند: "کلاست چطور پيش مي رود؟" او هم پاسخ داد: "زياد خوب نيست چراکه زمان حضور و غیاب و خواندن ليست، دانش پژوهان معمولا بر سر وجود و يا عدم وجود خودشان با هم بحث مي کنند

  2. صلوات ها 9


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,569
    حضور
    175 روز 16 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58356



    با نام و یاد دوست






    آیا ممکن است حوری بهشتی در همین دنیا به انسان داده شود؟








    کارشناس بحث: استاد اویس


  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    دانش
    نوشته
    3,184
    حضور
    55 روز 23 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    42
    صلوات
    30927




    با سلام خدمت شما برادر گرامی

    اگر نعمت حضور و مراقبت تامه روزی انسان شود و شخص علاوه بر دوری از گناهان، توفیق ادراک معارف الهیه از جمله توحید صمدی
    هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن را پیدا کند به چنان درجه ای نائل می شود که هر دم فرشتگان و حوریان الهی صف در صف منتظر نیم نگاهی از چنین انسانی هستند تا چه رسد به اینکه افتخار هم آغوشی با وی را پیدا کنند. اگرچه انسانی که بدین مقام راه یافته و حلاوت حقیقی ذکر رب را چشیده است از چنان لذت فوق العاده ای برخوردار خواهد بود که دیگر سودای مقاربت با ملائکه الله را نداشته و هرگز اعتنایی به ایشان نخواهد داشت.

    فرض بفرمایید کودکی را که آرزو دارد سطلی انباشته از اسباب بازی خانه سازی داشته باشد آیا می توان این آرزو را نیز در مرد بالغ مرفهی که از دهها خانه های بزرگ و مجلل برخوردار است محقق دانست. بدیهی است که این چنین آرزویی سودای همان کودکی است که بضاعت فهمش در حد همان لذت بازی با اسباب بازی است نه بیش از آن.

    خوب است در این خاطره علامه طباطبایی علیه الرحمه اندکی اندیشه نمایی که فرمود:
    روزی مشغول گفتن ذکری بودم که باید چند هزار مرتبه گفته می‌شد و از این رو، چند ساعت وقت لازم داشتم. اتاق را خلوت کرده و شرایط را طوری فراهم کردم تا کسی به آنجا نیاید و من بتوانم آن ذکر را به تعداد مشخصی بگویم. مشغول گفتن ذکر بودم که احساس کردم آثار این ذکر، کم‌کم بر من هویدا می‌شود. ناگهان دیدم که از جانب راست من فرشته‌ای با جامی از آب بهشتی ظاهر شد و عرض کرد این یک جام بهشتی برای شماست آن را برای شما آورده‌ام تا میل کنید.
    من که در میانه ذکر توجه به هر چه غیر حق را ناروا و بیرون از ادب می دانستم به این فرشته، اعتنا نکردم! ملک بارها می‌گفت: من فرشته‌ام و آب سلسبیل بهشتی برایت آورده‌ام از دست من بگیر و آن را بنوش و همچنان توجه نمی کردم تا اینکه ملک از سمت چپم ، ظاهر شد و باز همان سخنان را تکرار کرد و این بار نیز کوچکترین توجهی به آن فرشته نکردم تا اینکه سقف شکافته شد و آن فرشته بالا رفت.

    آری آنکه غرق لذت حضور عند الله است موانست و مقاربت و معاشقت با ملائکه برایش طعمی ندارد. اگر می خواهی این معنا را درک کنی کافی است عسل مصفایی را بنوشی و بعد از آن نی شکری را در دهان گذاری آیا شرینی نی شکر در کام عسلین تو قابل ادراک است؟!

    ویرایش توسط اویس : ۱۳۹۴/۰۴/۰۸ در ساعت ۰۹:۳۹


  7. صلوات ها 24


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    312
    حضور
    17 روز 10 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1181



    نقل قول نوشته اصلی توسط اویس نمایش پست ها
    انسانی که بدین مقام راه یافته و حلاوت حقیقی ذکر رب را چشیده است از چنان لذت فوق العاده ای برخوردار خواهد بود که دیگر سودای مقاربت با ملائکه الله را نخواهد داشت و هرگز اعتنایی به ایشان نخواهد داشت
    استاد
    پس بفرمایید امامان برای چی آنقدر عنایت به جنس لطیف (زنان) داشتند و درباره ی لذت آن سخن ها فرموده اند؟
    ویرایش توسط تسنیـم : ۱۳۹۴/۰۴/۰۸ در ساعت ۱۰:۳۱
    دنیا، سرنوشت، سرگذشت یا خلاصه هر چیزی که اسمش هست
    آنچه بر من گذشت مرا به اینجا رساند؛

  9. صلوات ها 10


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    968
    حضور
    16 روز 10 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1947



    نقل قول نوشته اصلی توسط خادم مهدی(عج) نمایش پست ها
    به او اجازه ی برقراری روابط نا مشروع با آنها را بدهد؟
    روابط نامشروع نیست که این میشه مشروع و حلال...بله که میشه ولی بهتره به همین زمینیاش بسنده کنیم...البته انقدر وضع این دنیا خراب شده ادم مجبور میشه از اون دنیا نیرو بیاره

  11. صلوات ها 8


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    109
    حضور
    4 روز 12 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    302



    نقل قول نوشته اصلی توسط خادم مهدی(عج) نمایش پست ها
    به او اجازه ی برقراری روابط نا مشروع با آنها را بدهد؟
    واقعا بعضی وقتها آدم از بعضی سوالها خندش میگیره. آخه اجازه برقراری رابطه نا مشروع ؟ اونم از طرف خدا؟

  13. صلوات ها 10


  14. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    225
    حضور
    4 روز 18 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    645



    نقل قول نوشته اصلی توسط خادم مهدی(عج) نمایش پست ها
    و به او اجازه ی برقراری روابط نا مشروع با آنها را بدهد؟

    روابط نامشروع یعنی روابطی که خدااجازه نداده و حرامه
    روابط مشروع یعنی روابطی که خدا اجازه داده

    آنوقت سوال اینه که آیا خدا اجازه می دهد به کسی که کاری را که خدا اجازه نمی دهد انجام دهد!
    خوب اگه خدا اجازه بده دیگه نامشروع نیست و اجازه داده و مشروعه


  15. صلوات ها 8


  16. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    2,802
    حضور
    132 روز 8 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10765



    عذر میخوام که اینو میگم
    چرا یه عده از کاربران عادت کردید تا یکی یه تاپیکی میزنه سوالی میپرسه نقدش میکنید و میکوبیدش؟
    خوبه وقتی خودتون هم تاپیک میزنید به جای جواب دادن بهتون نقدتون کنن و با عصبانیت جوابتون بدن؟
    اگر بلدید به سوال جواب بدید خوب بدید اگر بلد نیستید واسه چی نقد میکتید؟

  17. صلوات ها 11


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    1,334
    حضور
    33 روز 6 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6239



    استاد ظاهر

    کاش تاپیکایی که باعث میشن مسلمونا بشن مضحکه دشمن و سوزه خنده یه عده بی دین

    رو تایید عمومی نکنین از این به بعد


    .
    یا رفیق من لا رفیق له



  19. صلوات ها 7


  20. #10

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۳
    نوشته
    89
    حضور
    1 روز 21 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    335



    نقل قول نوشته اصلی توسط اویس نمایش پست ها
    اگرچه انسانی که بدین مقام راه یافته و حلاوت حقیقی ذکر رب را چشیده است از چنان لذت فوق العاده ای برخوردار خواهد بود که دیگر سودای مقاربت با ملائکه الله را نداشته و هرگز اعتنایی به ایشان نخواهد داشت.
    سلام
    آیا عارفی می تواند ادعا کند بگوید مثلا من به مقاماتی رسیدم و حلاوتی در وصول حق و ذکر رب یافته ام که هرگز اعتنایی به همنشینی اهل بیت نمی کنم و چنان خداوند و راز و نیاز با او برای بنده لذت بخش است که اصلا سودای نزدیکی با اهل بیت علیهم السلام را در سر ندارم!
    آری آنکه غرق لذت حضور عند الله است همنشینی با غیر او یعنی اهل بیت برایش طعمی ندارد. اگر می خواهی این معنا را درک کنی کافی است عسل مصفایی را بنوشی و بعد از آن نی شکری را در دهان گذاری آیا شرینی نی شکر در کام عسلین تو قابل ادراک است؟!
    فرض بفرمایید کودکی را که آرزو دارد سطلی انباشته از اسباب بازی خانه سازی داشته باشد آیا می توان این آرزو را نیز در مرد بالغ مرفهی که از دهها خانه های بزرگ و مجلل برخوردار است محقق دانست. بدیهی است که این چنین آرزویی سودای همان کودکی است که بضاعت فهمش در حد همان لذت بازی با اسباب بازی است نه بیش از آن.باید عارف بضاعت خود را تنها متوجه ذات الهی بنماید و از توجه به غیر من جمله اهل بیت دوری گزیند تا به کمالات معنوی برسد!

    هر کسی چنین حرفی زد بنده همان ابتدا به او می گویم که تو عارف نیستی،عارف همه چیز را مظهر خدا می بیند
    به دریا بنگرم دریا تو بینم
    به صحرا بنگرم صحرا تو بینم
    به هر جا بنگرم از کوه و در و دشت
    نشان از قامت رعنا تو بینم

    در مورد حور عین در روایات داریم که
    مَكْتُوبٌ عَلَى خَدِّهَا الْأَيمَنِ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ- وَ عَلَى خَدِّهَا الْأَيسَرِ عَلِي وَلِي اللَّهِ وَ عَلَى جَنْبَيهَا الْحَسَنُ وَ عَلَى ذَقَنِهَا الْحُسَينُ وَ عَلَى شَفَتَيهَا بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ (مستدرك‏الوسائل،ج4 ،ص387)
    نوشته شده بر گونه ي راست حور عین « محمّدٌ رسولُ اللَّه‏» و بر گونه ي چپ او نوشته شده « علىٌّ ولىُ اللَّه‏» و بر پيشاني او حسن و بر چانه ي او حسين و بر دو لب او بسم اللَّه الرّحمن الرحيم

    اينكه فرمودند: بر جاهاي مختلف صورت حور العين جملاتي نوشته شده، روشن است كه مراد نوشته شدن به معناي عادي كلمه نيست. چرا كه در اين صورت چنان همسری را نمي شد حور العين ناميد؛ چه در اين صورت قيافه اي نازيبا از او پديد مي آمد. اهل معنا در تفسير اين روايت مي گويند: مراد اين است كه صورت حور العين ظهور ولايت اهل بيت (ع) مي باشد؛ به گونه اي كه هر كه به او نظر كند نور وجود و جمال باطني اهل بيت(ع) را مشاهده مي كند. و نور وجود اهل بيت (ع) همانا ظهور اسم الله مي باشد كه وجه الله خوانده مي شود. لذا فرمودند: « نَحْنُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى ـــ ماييم اسماء حسناي خدا » و فرمودند: « ... نَحْنُ وَجْهُ اللَّهِ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى فَأَينَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّه ــــ ماييم وجه الله كه خداوند متعال فرمود: پس هر كجا سر بگردانيد ، وجه الله آنجاست» آیا عارفی می تواند بگوید من حور العین که تجلی ولایت اهل بیت و نور وجود و جمال باطنی آنهاست و تجلی وجه الله و در مقام شهود نور الله است توجهی نمی کنم؟


    شاعر می گوید:
    به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
    عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

    اینکه عارف حقیقی به حور عین هم نظر می کند از این بابت است که او را مظهر اسماء و صفات خدا می داند.

    یا به تعبیر امیر بیان علی (ع) می گوید : ما رأیت شینا الّا و رأیت الله قبله و بعده و معه

    هیچ چیز را ندیدم جزء آنکه خداوند را قبل از او و بعد از او و با او دیدم .

    یا به تعبیر قرآن کریم : شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلاَئِكَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَآئِمَاً بِالْقِسْطِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ( سوره آل عمران / 18 )

    تا به مقام شهود برسد که الشهید ینظر بنورالله و همه عالم را نور خدا ببیند .

    پس توجه و نظر به حور عین با مطالبی که گفتیم نه تنها امر پست و دونی نبوده بلکه یکی از نعمات عالی بهشتی است.


    نقل قول نوشته اصلی توسط اویس نمایش پست ها
    خوب است در این خاطره علامه طباطبایی علیه الرحمه اندکی اندیشه نمایی که فرمود:
    در اینجا می شود یک نکته ای ذکر کرد که بسیار مهم است و آن ادامه داستان است که علامه می گوید ابتدا از طرف راست آن حوری امد و سپس از طرف چپ و وقتی از طرف چپ من آمد و آن جام را به من تعارف کرد. من نـیز توجهى ننمودم و روى خود را برگرداندم. آن حوریه رنجیده شد و رفت و من تا به حال، هر وقت آن منظره به یادم مى افـتد، از رنجش آن حور متأثر مى شوم.

    این تاثر از چه جهت است؟ کلید پاسخ به این داستان همینجاست که علت تاثر علامه طباطبایی و همچنین علت رنجیده شدن آن حوز چه بوده است؟ البته بیشتر تاثر علامه طباطبایی اهمیت دارد اینجا.
    در قران امده
    «و أنه هو أضحک و أبکی»؛ و به درستی اوست که می خنداند و می گریاند (نجم/ 43)
    امام علی (ع) فرمود: «السرور یبسط النفس؛ شادی، سبب انبساط روح است»
    دقیقا عکس آن را هم می توان گفت که غم و تاثر از انقباض روح است

    یعنی علت تاثر علامه که از انقباض روح است به دلیل بی توجهی به حور بوده؟ چون بالاخره این ذکری که علامه می گوید ذکر الله است اما حور عین هم تجلی و عین ذکر الله است....

    بیشتر این مطلب را باز نکنم بهتر است همین حد که بالاشاره عرض شد کفایت می نماید.




    فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَٰلِكَ
    الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ﴿الروم: ٣٠﴾




  21. صلوات ها 11


صفحه 1 از 14 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 10

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود