صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ایمان به خدا ؛ از راه دل یا از راه استدلال و مطالعه

  1. #1

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    31
    حضور
    7 روز 19 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    163

    اشاره ایمان به خدا ؛ از راه دل یا از راه استدلال و مطالعه




    سلام خدمت دوستان بزرگوار.......اینها همیشه سوالهای ذهن منم بوده از هرکسی هم پرسیدم یه چیزی جوابم داده ..واقعا بعضی موقعها شک تو دلم ایجاد میشه که ایا خدا وجود داره؟ اچرا جلوی کارای بد مارو نمیگیره ؟ا چرا دل ما غمنا ک میشه؟اما از همه اینها که بگذرم همیشه با خودم میگم ما یه اصل داریم یه ریشه از یه جایی اومدیم که بی انتهاست اونم خدا هست من خدارا با دلم دریافتم با معجزه دریافتم با نشونه اش دریافتم ..سالها پیش اصلا خدارو قبول نداشتم اما یه اتفاق من از خواب بیدار کرد وخدار با دلم دریافتم والان مطمنم خدا وجود داره اما اون سوالها هر از گاهی ذهنم مشغول میکنه.. اونوقته که ناامید میشم آرامشم بهم میخوره .........یه بار با چن تا از دوستام بحث میکردیم در مورد این مساله به من گفتن خدا را با دل دریافتن درست نیس باید اعتقادات کامل باشه حالا میخام بدونم اونا راست میگن ؟دوست داشتن من نسبت به خدا غلطه؟اونا میگفتن تو باید اهل قران باشی تا اینا رو نفهمی دوست داشتن تو ارزشی نداره ........حالا شما نظرتون بدهید ایمان به خدا داشتن از راه دل درسته یا از راه کتاب مطالعه...یا هردو؟
    ویرایش توسط mousavi928 : ۱۳۹۴/۰۵/۲۸ در ساعت ۰۹:۲۰

  2. صلوات ها 9


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58293



    با نام و یاد دوست






    ایمان به خدا ؛ از راه دل یا از راه استدلال و مطالعه








    کارشناس بحث: استاد رئوف


  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,327
    حضور
    28 روز 15 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3965



    نقل قول نوشته اصلی توسط نگین زهرا نمایش پست ها
    سلام خدمت دوستان بزرگوار.......اینها همیشه سوالهای ذهن منم بوده از هرکسی هم پرسیدم یه چیزی جوابم داده ..واقعا بعضی موقعها شک تو دلم ایجاد میشه که ایا خدا وجود داره؟ اچرا جلوی کارای بد مارو نمیگیره ؟ا چرا دل ما غمنا ک میشه؟اما از همه اینها که بگذرم همیشه با خودم میگم ما یه اصل داریم یه ریشه از یه جایی اومدیم که بی انتهاست اونم خدا هست من خدارا با دلم دریافتم با معجزه دریافتم با نشونه اش دریافتم ..سالها پیش اصلا خدارو قبول نداشتم اما یه اتفاق من از خواب بیدار کرد وخدار با دلم دریافتم والان مطمنم خدا وجود داره اما اون سوالها هر از گاهی ذهنم مشغول میکنه.. اونوقته که ناامید میشم آرامشم بهم میخوره .........یه بار با چن تا از دوستام بحث میکردیم در مورد این مساله به من گفتن خدا را با دل دریافتن درست نیس باید اعتقادات کامل باشه حالا میخام بدونم اونا راست میگن ؟دوست داشتن من نسبت به خدا غلطه؟اونا میگفتن تو باید اهل قران باشی تا اینا رو نفهمی دوست داشتن تو ارزشی نداره ........حالا شما نظرتون بدهید ایمان به خدا داشتن از راه دل درسته یا از راه کتاب مطالعه...یا هردو؟

    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    معرفت به خداوند به اندازه قدرت بشری، از دو راه حاصل می شود و باید هر دو را پاس داشت و هیچ کدام را بدون دیگری رها نکرد. راه نخست یافت درونی و باطنی است که انسان حقیقت باوری را در می یابد و با شهود درونی، درستی امری را می یابد.
    راه دیگر آن است که بر اساس استدلال و ادله عقلی، درستی یا نادرستی باوری را به دست بیاوریم.

    ایمان برتر به نظر بنده ایمانی است که از هر دوی این منابع استفاده کند. این مطلب از آن روست که استدلال های عقلی هنگامی موثر است و حقیقتا کارگر است که در درون انسان نیز یافت شود، یعنی مفادی که استدلال عقلانی دارد، از طریق باطنی نیز یافت شود و این معارف علاوه بر باورهای عقلانی به عنوان حقایق درونی نیز به وجود بیایند.

    از سوی دیگر، اکتفاء بر یافته های درونی نیز در پاره ای از اوقات نتایج مناسبی در بر ندارد. گاهی ممکن است فرد دارای مشاهدات و کشف و شهود درونی ای باشند که صحیح نباشد. بنابراین این یافته ها نیز نیامند آن است که با منابع دیگری مانند متون قطعی دینی و نیز عقل قطعی سنجیده شود.
    همچنین هنگامی که فرد می خواهد با پیروان عقائد دیگر وارد بحث و گفتگو شود، نمی تواند صرفا به یافته های درونی خود اکتفاء کند و بر آنها استدلال کند بلکه نیازمند آن است که بتواند از عقائد خود به نحوی همگانی یعنی استدلال عقلانی، دفاع کند. بنابراین نیازمند تبیین های عقلانی از باورهای خود نیز هستیم.

    نکته دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد این است که ایمان به خدا از راه نشانه ها و معجزات، باور بدون دلیل نیست بلکه می توان بر اساس استدلال های عقلانی، باور به خدا را بر اساس معجزه یا نشانه های خاص، تبیین نمود. البته بسیار مناسب است که این روش های بحث و استدلال نیز آموخته شود تا نظام باورهای ما، مستحکم تر و استوار تر باشد.

    بنابراین، باور به خداوند از راه درونی بسیار مناسب است اما باید تبیین ها و استدلال های چنین باوری را نیز فرا گرفت تا در مواجهه با افرادی که دیدگاه دیگری دارند، بتوان از آنها دفاع نمود.

    موفق باشید


  7. صلوات ها 11


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    208
    حضور
    21 روز 23 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    790



    نقل قول نوشته اصلی توسط نگین زهرا نمایش پست ها
    سلام خدمت دوستان بزرگوار.......اینها همیشه سوالهای ذهن منم بوده از هرکسی هم پرسیدم یه چیزی جوابم داده ..واقعا بعضی موقعها شک تو دلم ایجاد میشه که ایا خدا وجود داره؟ اچرا جلوی کارای بد مارو نمیگیره ؟ا چرا دل ما غمنا ک میشه؟اما از همه اینها که بگذرم همیشه با خودم میگم ما یه اصل داریم یه ریشه از یه جایی اومدیم که بی انتهاست اونم خدا هست من خدارا با دلم دریافتم با معجزه دریافتم با نشونه اش دریافتم ..سالها پیش اصلا خدارو قبول نداشتم اما یه اتفاق من از خواب بیدار کرد وخدار با دلم دریافتم والان مطمنم خدا وجود داره اما اون سوالها هر از گاهی ذهنم مشغول میکنه.. اونوقته که ناامید میشم آرامشم بهم میخوره .........یه بار با چن تا از دوستام بحث میکردیم در مورد این مساله به من گفتن خدا را با دل دریافتن درست نیس باید اعتقادات کامل باشه حالا میخام بدونم اونا راست میگن ؟دوست داشتن من نسبت به خدا غلطه؟اونا میگفتن تو باید اهل قران باشی تا اینا رو نفهمی دوست داشتن تو ارزشی نداره ........حالا شما نظرتون بدهید ایمان به خدا داشتن از راه دل درسته یا از راه کتاب مطالعه...یا هردو؟
    با سلام و ادب
    خواهر گرامی تمام این صحبتهای شما الان نزدیک به سی سال است که دغدغه ذهنی من است .متاسفانه برای من تلاش در کسب ایمان از راه عقلی و فلسفی به جایی نرسید. بعضی وقتها ایمانم به خدا از تار مویی به نظرم نازکتر میشود اما همین ایمانی که بدون دلیل عقلی و فلسفی داشته ام نگذاشته این تار مو پاره شود.میدانم خیلی ها این نصحیت را میکنند که زیاد در موردش فکر نکن ولی این کار خیلی سخت است من که آرزویم داشتن یک ایمان محکم و خلل ناپذیر است
    الهی ! اگر یک بار بگویی بنده من ، از عرش بگذرد خنده من

  9. صلوات ها 6


  10. #5
    اناالعبد آنلاین نیست. همکار اجرایی بخش آرشیو و عرفانهای کاذب

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۴
    علاقه
    هیچی ... کاش بتونم بنده باشم..هیچی نمیخوام دیگه
    نوشته
    1,049
    حضور
    37 روز 10 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    47
    صلوات
    7340



    نقل قول نوشته اصلی توسط نگین زهرا نمایش پست ها
    سلام خدمت دوستان بزرگوار.......اینها همیشه سوالهای ذهن منم بوده از هرکسی هم پرسیدم یه چیزی جوابم داده ..واقعا بعضی موقعها شک تو دلم ایجاد میشه که ایا خدا وجود داره؟ اچرا جلوی کارای بد مارو نمیگیره ؟ا چرا دل ما غمنا ک میشه؟اما از همه اینها که بگذرم همیشه با خودم میگم ما یه اصل داریم یه ریشه از یه جایی اومدیم که بی انتهاست اونم خدا هست من خدارا با دلم دریافتم با معجزه دریافتم با نشونه اش دریافتم ..سالها پیش اصلا خدارو قبول نداشتم اما یه اتفاق من از خواب بیدار کرد وخدار با دلم دریافتم والان مطمنم خدا وجود داره اما اون سوالها هر از گاهی ذهنم مشغول میکنه.. اونوقته که ناامید میشم آرامشم بهم میخوره .........یه بار با چن تا از دوستام بحث میکردیم در مورد این مساله به من گفتن خدا را با دل دریافتن درست نیس باید اعتقادات کامل باشه حالا میخام بدونم اونا راست میگن ؟دوست داشتن من نسبت به خدا غلطه؟اونا میگفتن تو باید اهل قران باشی تا اینا رو نفهمی دوست داشتن تو ارزشی نداره ........حالا شما نظرتون بدهید ایمان به خدا داشتن از راه دل درسته یا از راه کتاب مطالعه...یا هردو؟
    سلام
    اول از همه با معرفت دل که خدا رو دریافتید بعدش برای اینکه این معرفت و محبت در دلتون ثابت بمونه و برای اینکه
    بتونید در مقابلش از شبهاتی که در دلتون گاهی پیش میاد دفاع کنید باید برید دنبالش مطالعه کنید و عقایدتون رو قوی کنید.

    وگرنه ممکنه با چنتا شبهه که بعدا در شما بوجود بیاد راحت خدا رو بزارید کنار ..... پس مطالعه کنید تحقیق کنید انشاالله خدا هم کمک خواهد کرد ...

    در این زمینه ها از کارشناسان بخواین کتاب بهتون معرفی کنن ...

    طرح ترک رذائل اخلاقی و انجام فضائل اخلاقی برای نزدیکتر کردن ظهور امام زمان (عج) ... این هفته قرائت یک صفحه قرآن هر روز http://www.askdin.com/showthread.php...356#post819356

    انسان
    هرچند هم که عبادتش بسیار باشد، نباید مغرور گشته و خیال کند که به کمال نهایی خویش راه یافته است، بلکه باید بداند که انسان تا زنده است، هدف تیر شیطان و نفس اماره است و درهرحال باید خود را ضعیف و محتاج به مدد و کمک حضرت حق ببیند.

  11. صلوات ها 7


  12. #6

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    مطالعات دینی، فلسفی، ریاضی، فیزیکی ...
    نوشته
    2,628
    حضور
    73 روز 19 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    8025



    نقل قول نوشته اصلی توسط نگین زهرا نمایش پست ها
    سلام خدمت دوستان بزرگوار.......اینها همیشه سوالهای ذهن منم بوده از هرکسی هم پرسیدم یه چیزی جوابم داده ..واقعا بعضی موقعها شک تو دلم ایجاد میشه که ایا خدا وجود داره؟ اچرا جلوی کارای بد مارو نمیگیره ؟ا چرا دل ما غمنا ک میشه؟اما از همه اینها که بگذرم همیشه با خودم میگم ما یه اصل داریم یه ریشه از یه جایی اومدیم که بی انتهاست اونم خدا هست من خدارا با دلم دریافتم با معجزه دریافتم با نشونه اش دریافتم ..سالها پیش اصلا خدارو قبول نداشتم اما یه اتفاق من از خواب بیدار کرد وخدار با دلم دریافتم والان مطمنم خدا وجود داره اما اون سوالها هر از گاهی ذهنم مشغول میکنه.. اونوقته که ناامید میشم آرامشم بهم میخوره .........یه بار با چن تا از دوستام بحث میکردیم در مورد این مساله به من گفتن خدا را با دل دریافتن درست نیس باید اعتقادات کامل باشه حالا میخام بدونم اونا راست میگن ؟دوست داشتن من نسبت به خدا غلطه؟اونا میگفتن تو باید اهل قران باشی تا اینا رو نفهمی دوست داشتن تو ارزشی نداره ........حالا شما نظرتون بدهید ایمان به خدا داشتن از راه دل درسته یا از راه کتاب مطالعه...یا هردو؟
    بسم الله ... الرحمن الرحیم
    سلام علیکم و رحمت خدا بر شما
    در تأیید نظر کارشناس و دوستان، اصل بر درک باطنی توسط قلب است، استدلال و مطالعه به دو دلیل به صورت کمکی لازم می‌گردد:

    ۱. دل همیشه در مقام شهود حقیقت نیست و وقتی در مقام شهود نباشد مواجه است با خواطر و تردیدها، تعقل در این شرایط اعتقاد را نسبت به این خواطر و تردیدها بیمه می‌گرداند

    ۲. شهود قلبی قابل انتقال به غیر نیست و استدلال‌های عقلی اولین و ایمن‌ترین راهی است که می‌توان از آن طریق قلب مخاطب را دلالت کرد به سمت تجربیات مشابه

    نکته: همانطور که جناب رئوف هم فرمودند گاهی ممکن است شهود قلبی ما هم شهود باطلی باشد که در این صورت تعقل می‌تواند در این میانه اقدام به ممیّزی کند، به این طریق که تجربیات قلبی را بررسی کرده و سره از ناسره آن را با تعقل بازشناسد و این می‌تواند گاهی متفاوت از استدلال‌های عقلی معمول برای اثبات خدا و غیره باشد. در مورد شهودات باطل قلبی در واقع اگر دقت کنیم قوه‌ی توجیه‌گری در درون خود می‌یابیم که سعی دارد آنچه نفسمان دوست دارد را واقعی نشان دهد و از طرف دیگر فریاد وجدان را از اعماق خود می‌شنویم که می‌گوید این یک فریب و دروغ است و در این دعوا برای ما بدون هیچ دلیل قلبی مشخص است که فریاد وجدان حق است و گوش ندادن به آن سبب آزردگی انسان شده و عذاب‌آور است، شخص باید تمرین کند که بتواند میان تعقل و توجیه‌گری تفاوت قائل شده و به ندای وجدان خودش حساس باشد تا صرفنظر از آنچه که نفس برای خود می‌پسندد تنها حقایق شهود شده توسط قلب را رصد نماید و باقی را کأن لم یکن تلقی کند ... تعقلی که بیان شد در اینجا و برای شناخت توجیهات باطنی کارایی دارد. بوده‌اند کسانی که برای آنکه درگیر توجیهات نفس نشوند به کل با هر چه که میل نفسشان بوده است مخالفت کرده باشند ولی راه درست‌تر آن همان تعقل است که البته کار ساده‌ای هم نیست. این واکاوی درونی خود مانند یک کار کارآگاهی می‌ماند برای شناخت مجرم و شناخت ادعاهای باطل او و این کار ساده‌ای نیست و احتیاج به ممارست دارد. محاسبه‌ی نفس و حساب‌کشی از نفس و او را مدام به حرف در آوردن می‌تواند تناقض‌گویی‌هایش را برملا کرده و ما را در تشخیص حقیقت کمک نماید.

    اگر اشتباه نگفته باشم
    در پناه خدا باشید
    یا علی علیه‌السلام

    بهترین سرمایه‌گذاری عمر در کمک به تعجیل در ظهور است،
    ... بضاعتی محدود و اثرگذاری نامحدود،
    نگران سوددهی‌اش هم نیستیم چون خدا تضمین کرده است که قیام به بار خواهد نشست
    هر که می‌خواهد نامحدود بندگی خدا را کند و در هر خیری سهیم شود بسم الله ...

    بزرگواران و دوستان و هم‌مباحثه‌ای‌ها، ان شاء الله اگر جسارتی کرده‌ام ببخشید و اگر کوتاهی کرده‌ام یا رنجشی به شما رسانده‌ام حلال کنید

  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    نوشته
    53
    حضور
    4 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    279



    یکی از دوستام تعریف میکرد یه شخصی اینقدر تو زندگی براش مشکل پیش اومده که نسبت به همه چیز دچار شک شده نسبت به تمام اعتقادات و وجود خدا البته میدونم اشتباهه که ادم انتظار داشته باشه خدا همه ی مشکلات زندگیش رو حل کنه ولی تصور کنید کسی به خاطر مشکلی چندین سال خدا رو صدا کنه ولی جوابی دریافت نکنه تازه بر مشکلاتش هم اضافه بشه بگیم امتحانه ولی مگه ما همه عمر نوح داریم یا صبر ایوب داریم یا حتی اگه این صبر هم داشه باشیم مگه قراره دوباره جوان بشیم یا مثل یوسف اگه هفت سال زندان باشیم بقیه ی عمرمون تو رفاه زندگی میکنیم هیچ کدام از این اتفاقات برای ما نمیفته

    خدا خیلی تو زندگی به من کمک کرده ولی نمیدونم چرا وقتی مشکلی پیش میاد و خیلی دعا میکنم و نتیجه نمگیریم دچار شک میشم که این چیزها حقیقتا وجود داره کسی صدای منو میشنوه یا ..... بعدش به یاد کمک های خدا میفتم شک میکنم که اون کمک ها نتیجه ی تلقین مثبت خودم نبوده؟ میدونم این حرف ناشکریه ولی جدیدا من دچار چنین احساسی شدم

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    مطالعات دینی، فلسفی، ریاضی، فیزیکی ...
    نوشته
    2,628
    حضور
    73 روز 19 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    8025



    نقل قول نوشته اصلی توسط negiin نمایش پست ها
    یکی از دوستام تعریف میکرد یه شخصی اینقدر تو زندگی براش مشکل پیش اومده که نسبت به همه چیز دچار شک شده نسبت به تمام اعتقادات و وجود خدا البته میدونم اشتباهه که ادم انتظار داشته باشه خدا همه ی مشکلات زندگیش رو حل کنه ولی تصور کنید کسی به خاطر مشکلی چندین سال خدا رو صدا کنه ولی جوابی دریافت نکنه تازه بر مشکلاتش هم اضافه بشه بگیم امتحانه ولی مگه ما همه عمر نوح داریم یا صبر ایوب داریم یا حتی اگه این صبر هم داشه باشیم مگه قراره دوباره جوان بشیم یا مثل یوسف اگه هفت سال زندان باشیم بقیه ی عمرمون تو رفاه زندگی میکنیم هیچ کدام از این اتفاقات برای ما نمیفته

    خدا خیلی تو زندگی به من کمک کرده ولی نمیدونم چرا وقتی مشکلی پیش میاد و خیلی دعا میکنم و نتیجه نمگیریم دچار شک میشم که این چیزها حقیقتا وجود داره کسی صدای منو میشنوه یا ..... بعدش به یاد کمک های خدا میفتم شک میکنم که اون کمک ها نتیجه ی تلقین مثبت خودم نبوده؟ میدونم این حرف ناشکریه ولی جدیدا من دچار چنین احساسی شدم
    بسم الله ... الرحمن الرحیم
    سلام علیکم و رحمت خدا بر شما
    مطابق فرمایش مولا دنیا دو روزه، یکی برای تو و دیگری بر علیه تو ...
    در قرآن هم آمده که خدا وقتی زندگی را بر کسی آسان بگیرد او می‌گوید خدا مرا گرامی داشته است و اگر زندگی را بر او سخت بگیرد می‌گوید خدا مرا خوار کرده است و آن را عدالت نمی‌داند، اما باید بداند که سختی و راحتی در دنیا لزوماً ارتباطی به شأن انسان مقابل خدا ندارد و دنیا محل ابتلاء است و امتحان و این امتحان به صورت‌های متفاوتی است، گاهی به صورت دارا بودن و نداشتن مشکل که باید به فکر دیگران بود و شکرگزار بود و گاه به شکل سختی و مشکل که باید صبور بود و باز شکرگزار بود ... اما معمولاً ما انسان‌ها در راحتی‌ها از خدا غافل هستیم و در سرمستی خود سرگردان می‌شویم و در زمان سختی هم به جای تحمل کردن و راضی بودن به رضای خدا مدام استغاثه می‌کنیم و از خدا می‌خواهیم که تمام مشکلات ما را حل کند تا همیشه در راحتی باشیم، اگر هم صبر کنیم از سر ناچاری است، گاهی این سختی‌ها صرفاً ابتلاء است و گاهی نتیجه‌ی رفتارهای غلط خودمان در زمانی که آن مشکلات را نداشتیم، در همین دنیا سوزنی به ما می‌زنند تا مگر بیدار شویم و کار به جوالدوز بعد از مرگ نکشد، برخی هم در سختی‌ها توبه کرده و با خدا عهد می‌بندند که اگر باز در کارشان گشایش افتاد انسان خوبی بشوند، اصلاً نذر کردن در همین راستاست، برخی بعد به آن عهد و نذرشان عمل می‌کنند و برخی نمی‌کنند و باز شک و تردید پیدا می‌کنند که آیا کارم را خدا درست کرد یا خودش درست شد، مثل اینکه می‌گویند دنیا همین است و سختی‌ها بالأخره زمانی تمام می‌شدند ... تمامی این رفتارها در قران نقل شده است و وجدان انسان‌ها در این بین قاضی است:
    دنیا آزمایشگاه است و خداوند تجویز کننده‌ی آزمایش ... فرصت آزمایش فراهم می‌شود تا بعد عملکرد انسان رصد گردد ... نتیجه‌ی این آزمایش به خود انسان ارائه می‌شود تا اگر ضعفی داشت اقدام به درمان کند ولی انسان گاهی هیچ التفاتی به بیماری‌های نفس خودش ندارد:

    إِنَّ رَ‌بَّكَ يَبْسُطُ الرِّ‌زْقَ لِمَن يَشَاءُ وَيَقْدِرُ‌ ۚ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيرً‌ا بَصِيرً‌ا [الإسراء، ۳۰]

    گشایش در نعمت و راحتی و آسایش سبب فریب انسان می‌شود:

    اللَّـهُ يَبْسُطُ الرِّ‌زْقَ لِمَن يَشَاءُ وَيَقْدِرُ‌ ۚ وَفَرِ‌حُوا بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فِي الْآخِرَ‌ةِ إِلَّا مَتَاعٌ [الرعد، ۲۶]

    وَلَوْ بَسَطَ اللَّـهُ الرِّ‌زْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْا فِي الْأَرْ‌ضِ وَ لَـٰكِن يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ‌ مَّا يَشَاءُ ۚ إِنَّهُ بِعِبَادِهِ خَبِيرٌ‌ بَصِيرٌ‌ [الشوری، ۲۷]


    که یعنی تازه از نعمت و رفاه با دوز تعیین شده در آزمایش‌های خود استفاده می‌کند که شرایط آزمایش محقق شود اما باز انسان به آنچه به او می‌رسد شاد می‌شود و از خود بیخود می‌شود ...

    إِنَّ رَ‌بَّكَ لَبِالْمِرْ‌صَادِ ﴿١٤فَأَمَّا الْإِنسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَ‌بُّهُ فَأَكْرَ‌مَهُ وَنَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَ‌بِّي أَكْرَ‌مَنِ ﴿١٥وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ‌ عَلَيْهِ رِ‌زْقَهُ فَيَقُولُ رَ‌بِّي أَهَانَنِ ﴿١٦كَلَّا ۖ بَل لَّا تُكْرِ‌مُونَ الْيَتِيمَ ﴿١٧وَلَا تَحَاضُّونَ عَلَىٰ طَعَامِ الْمِسْكِينِ ﴿١٨وَتَأْكُلُونَ التُّرَ‌اثَ أَكْلًا لَّمًّا ﴿١٩وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا ﴿٢٠كَلَّا إِذَا دُكَّتِ الْأَرْ‌ضُ دَكًّا دَكًّا ﴿٢١وَجَاءَ رَ‌بُّكَ وَالْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا ﴿٢٢وَجِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ ۚ يَوْمَئِذٍ يَتَذَكَّرُ‌ الْإِنسَانُ وَأَنَّىٰ لَهُ الذِّكْرَ‌ىٰ

    و هر چه که به ما در دنیا از سختی‌ها برسد نتیجه‌ی کارهای خودمان است ... در واقع اگر کاری نکرده باشیم که مستوجب قهر خدا باشیم عذابی در پیش رو نخواهیم داشت که خداوند برای منصرف کردن ما از آن ما را در دنیا به سختی‌ها مبتلا کند تا بلکه به خودمان بیاییم ... تا جاده‌امان هموار باشد و خطری در کمینمان نباشد که در جاده سرعت‌گیر نمی‌گذارند ... این برای ماست که اسیر آثار کارهای بدمان هستیم و خوف جهنم برایمان می‌رود ... ابتلائات دنیا برای این است که به خودمان آمده و بیماری‌هایمان را درمان کنیم ... برای آنها که حسابشان پاک است اگر ابتلائاتی هست جهت دیگری دارد که شامل بسیاری از ما شاید نشود ... ما در مر واجبات و محرمات هستیم، در مرز بهشت و جهنم، اینجا خطر هلاکت وجود دارد و سختی‌ها عامل هوشیار کردن ماست ...


    اگر گاهی برخی از ما مشکلاتی داریم که هر چه دعا می‌کنیم برطرف نمی‌شود دلایل زیادی می‌تواند داشته باشد،
    یکی از دلایلش می‌تواند این باشد که اشتباهی کرده‌ایم که یا هنوز متوجه آن نشده‌ایم و یا در هر صورت اقدام به بجبران آن نکرده‌ایم، وقتی عامل مشکلی برقرار باشد خود آن مشکل هم برقرار می‌ماند ... بخصوص دعا حق‌الناس را برطرف نمی‌کند
    دلایل دیگری هم شاید داشته باشد که البته برخی از آنها در قابل همان مطلب بالا قابل توضیح هستند.

    اما شکی که در تجربیات قبلی خودتان داشته‌اید را باید مرور کنید و سعی کنید متوجه شوید که چقدر واقعی بوده‌اند و چقدر زائیده‌ی تخیل یا قوای ذهنی خودتان ... در درون خودتان باید معیاری بجویید ... ممکن است تمام کسانی که می‌گویند ما با تمام وجودمان وجود خدا را درک کرده‌ایم وبه خدا ایمان داریم دروغ بگویندو خودشان هم بدانند که دارند دروغ می‌گویند ولی تظاهر کنند که در آن تردیدی ندارند، ممکن هم هست تمام کسانی که می‌گویند ما داریم انسان را بررسی می‌کنیم و و بعد نظریه می‌دهند که وجود خدا یک توهم ذهنی است بخاطر میل به تصور کسی که حامی انسان است و این خطای ذهنی در جهت قوت قلب است و نتیجه‌ی ذهن بسیار قوی بشر است که این ذهن قدرت‌های خارق‌العاده‌ای دارد که هنوز جز اندکی از آن را نشناخته‌ایم اینها تماماً دروغ بگویند و خودشان هم بدانند که دارند دروغ می‌گویند ولی باز تظاهر کنند که در آن تردیدی ندارند ... جواب این سؤال را هیچ کسی نمی‌تواند به شما بگوید چون هر کسی هر شهادتی برای شما بدهد شما باز اطمینان ندارید که او راستگو باشد ... شاید قبل از آنکه به شما بخواهد دروغ بگوید ابتدا به خودش دروغ گفته باشد تا آنچه که دوست دارد را باور کرده باشد و خلاصه شاید خودش فریب‌خورده باشد ... پس تنها یک راه مطمئن برای رسیدن به این جواب هست و آن اینکه خودتان در درون خودتان به دنبال وجود یا عدم وجود خدا بگردید ... استدلال‌های عقلی می‌توانند برای دلالت کردن به سوی وجود این خدا کمکتان کنند ولی نهایتاً این قلب است که باید درک کند و مغز تنها یک رایانه‌ی بدون شعور است که در تفکرات به انسان کمک می‌کند و هویت اصلی انسان قلب اوست که تمام این بدن و از جمله مغز آن در خدمت اوست ...

    البته از نگاه ما که جزء گروه اول هستیم و وجود خدا را پذیرفته‌ایم و به وجود و یگانگی او شهادت می‌دهیم باید اضافه شود که نظر گروه دوم پر هم بیراه نیست، یعنی ذهن انسان به راستی قدرت بالایی دارد، این موضوع وقتی به خوبی درک می‌شود که بدانیم وجود ما در طول خداوند است و نه اینکه خداوند وجودی باشد در کنار وجود ما ... یعنی هر کسی که در درون خودش به بالا نگاه کند خدا را می‌یابد، اما یک نفر شاید چون در این نگاه به بالا دارد باز در درون خودش را نگاه می‌کند گمان کند که آنچه دیده است بخشی از وجود خودش هست که برایش مرموز و عجیب و ناشناخته است نه خدا ... مسیحیان چون تلقی درستی از خدا ندارند و نعوذ بالله حضرت عیسی علیه‌السلام را خدای مجسم می‌دانند شاید قادر به درک معارف عالی اسلامی نباشند، شاید هم برخی از ایشان بتوانند این مسائل را درک کنند ... خلاصه اینکه همان تلقین مثبتی که مردّد هستید که خدا کمکتان کرد یا آن تلقین‌ها حلّال مشکلاتتان بوده‌اند را خیلی مطمئن نباشید که از خودتان بوده باشد ... در ورای وجود هر کدام از ما وجودهای دیگری هستند و هر کدام از ما صرفاً از مرتبه‌ای به پایین است که می‌شویم «من» ... این کثرت در وجود از مرتبه‌ی عقل به پایین است و در ورای آن دیگر ما و شمایی در کار نیست ... در ورای ما ان شاء الله اگر مؤمن باشیم اهل بیت علیهم‌السلام هستند و در ورای ایشان حضرت احدیت ... ما مثل شاخه‌های درختی هستیم که کمی بالاتر به یکدیگر رسیده و شاخه‌ی دیگری را تشکیل می‌دهیم دیگر نه ما هستیم و نه شما، بلکه این شاخه قطورتر و اصلی‌تر است و این شاخه‌های قطورتر و اصلی‌تر هم نهایتاً به تنه‌ی درخت می‌رسند و از طریق ریشه در زمین مستحکم می‌شوند و قرار می‌یابند ... با این حساب نگاه علمای غربی به انسان و پیچیدگی‌های ذهن انسان و غیره از جهتی درست و از جهتی غلط است و این بستگی به جهان‌شناسی و انسان‌شناسی ما دارد که کدام را بپذیریم ... کسی که خدا را وجودی جدای از خود شناخته باشد اگر در درون خودش به بالا نگاه کند خدا را می‌بیند و می‌گوید قطعه‌ای از وجود خودم را دیدم و سپس نیتش به جای آنکه برای خدا باشد که دوستش دارد برای خودش می‌شود که گمان می‌کند دوستش دارد ... به جای تسبیح و تنزیه و تکبیر خدا مشغول تسبیح و تنزیه و تکبر در خودش می‌شود ... اینها دو نظریه است که باید یکی از آنها را انتخاب کرد ... اینکه وجود تشکیکی است و ما در امتداد خدا هستیم یا وجود تباینی است و تکثر در تمام مراتب وجودش متکثر است و خدایی وجود ندارد و اگر داشته باشد در کنار مخلوقاتش هست ...
    البته اگر گربه یا مورچه بودیم شاید انتخاب یکی از این دو نظریه سخت می‌بود ولی اینک که خودمان هم انسان هستیم می‌توانیم در درون خودمان تفحص کنیم تا یکی را بر دیگری برگزینیم ... ما حتی در تفکر هم به نظرمان می‌رسد که داریم با خودمان حرف می‌زنیم، سؤال می‌پرسیم و جواب می‌شنویم، سؤال درستی بپرسیم جواب بهتری می‌گیریم، ولی آیا این سیر تفکر را داریم یک نفره انجام می‌دهیم؟ آیا واقعاً با خودمان حرف می‌زنیم و جواب می‌گیریم؟ آیا آن صدایی که در درون خود می‌شنویم و با آنکه می‌شنویم توصیفی از بم یا نازک بودن صدای آن نداریم صدای خودمان است؟
    ... خداوند فرموده بخوانید تا اجایت کنم شما را ... اما شیاطنی هستند که وحی و الهام را قطع کرده و می‌خواهند گوش فرا دهند ... و شیاطین وسوسه‌گر و القاء‌گر در نفس انسان هستند ... آیا ما با خود صحبت می‌کنیم؟ آیا انسان ناطق در منطقش بر خودش استوار است؟ ... آیا وجدان ما بخشی از وجود خود ماست همانطور که دست ما عضوی از بدن ماست؟ ... این‌ها سؤالاتی است که شنیدن پاسخ‌ آنها شاید برای برخی ترسناک باشد ... در درون ما وجودهای چه بسا زیادی همکاری دارند و مأمور به همراهی ما هستند همانطور که در بدن ما بی‌شمار موجود زنده مانند سلول و ویروس و غیره و غیره مشغول فعالیت هستند، رزقشان را از خدا می‌گیرند و زندگی‌اشان را مطابق برنامه‌ی خودشان می‌کنند و بعد مرده و دفع می‌شوند و اعضای بدن ما نیز هر کدام هویت مخصوص خودشان را دارند و در قیامت ممکن است بر علیه ما شهادت بدهند ... در درون و بیرون هر کدام از ما غوغایی از حیات و شعور است و ما در این بین فقط خودمان را می‌بینیم، می‌گوییم بدنم و دستم و پوستم و می‌گوییم قلبم و وجدانم و عقلم و تفکرم ... و ما از خودمان خیلی بیگانه هستیم ...

    در پناه خدا باشید
    یا علی علیه‌السلام

    ویرایش توسط باء : ۱۳۹۴/۰۴/۰۸ در ساعت ۰۸:۱۲
    بهترین سرمایه‌گذاری عمر در کمک به تعجیل در ظهور است،
    ... بضاعتی محدود و اثرگذاری نامحدود،
    نگران سوددهی‌اش هم نیستیم چون خدا تضمین کرده است که قیام به بار خواهد نشست
    هر که می‌خواهد نامحدود بندگی خدا را کند و در هر خیری سهیم شود بسم الله ...

    بزرگواران و دوستان و هم‌مباحثه‌ای‌ها، ان شاء الله اگر جسارتی کرده‌ام ببخشید و اگر کوتاهی کرده‌ام یا رنجشی به شما رسانده‌ام حلال کنید

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    31
    حضور
    7 روز 19 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    163



    نقل قول نوشته اصلی توسط باء نمایش پست ها
    و هر چه که به ما در دنیا از سختی‌ها برسد نتیجه‌ی کارهای خودمان است ... در واقع اگر کاری نکرده باشیم که مستوجب قهر خدا باشیم عذابی در پیش رو نخواهیم داشت که خداوند برای منصرف کردن ما از آن ما را در دنیا به سختی‌ها مبتلا کند تا بلکه به خودمان بیاییم ... تا جاده‌امان هموار باشد و خطری در کمینمان نباشد که در جاده سرعت‌گیر نمی‌گذارند ... این برای ماست که اسیر آثار کارهای بدمان هستیم و خوف جهنم برایمان می‌رود ... ابتلائات دنیا برای این است که به خودمان آمده و بیماری‌هایمان را درمان کنیم ... برای آنها که حسابشان پاک است اگر ابتلائاتی هست جهت دیگری دارد که شامل بسیاری از ما شاید نشود ... ما در مر واجبات و محرمات هستیم، در مرز بهشت و جهنم، اینجا خطر هلاکت وجود دارد و سختی‌ها عامل هوشیار کردن ماست ...
    سلام این قبول که خدا مشکلات برا بیداری ما قرار میده برا یاد خدا بودن برا فراموش نکردن خدا ....ولی اگه اینطوری خیلی از ادمها در دنیا بدی میکنن اما روزبه روز خوشبخترن ارزوهاشون براورده میشه ...........؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    مطالعات دینی، فلسفی، ریاضی، فیزیکی ...
    نوشته
    2,628
    حضور
    73 روز 19 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    8025



    بسم الله ... الرحمن الرحیم
    سلام علیکم و رحمت خدا بر شما
    نقل قول نوشته اصلی توسط نگین زهرا نمایش پست ها
    سلام این قبول که خدا مشکلات برا بیداری ما قرار میده برا یاد خدا بودن برا فراموش نکردن خدا ....
    وَلَنُذِيقَنَّهُم مِّنَ الْعَذَابِ الْأَدْنَىٰ دُونَ الْعَذَابِ الْأَكْبَرِ‌ لَعَلَّهُمْ يَرْ‌جِعُونَ [السجده، ۲۱]
    و هر آينه آنان را از عذاب نزديكتر و كهتر بچشانیم پيش از عذاب بزرگتر، باشد كه بازگردند.
    ظَهَرَ‌ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ‌ وَالْبَحْرِ‌ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُم بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْ‌جِعُونَ [الروم، ۴۱]
    پدیدار شد تباهی در دشت و دریا بدانچه فراهم کرد دستهای مردم، تا چشاندشان پاره‌ای از آنچه کردند شاید بازگردند
    نقل قول نوشته اصلی توسط نگین زهرا نمایش پست ها
    ولی اگه اینطوری خیلی از ادمها در دنیا بدی میکنن اما روزبه روز خوشبخترن ارزوهاشون براورده میشه ...........؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    سنت استدراج و امهال را می‌شناسید حتماً ...
    البته ان شاء الله آن افرادی که مدّ نظر شما هستند اینطور نباشند ولی بسیاری از آنها که در دل دشمنی اسلام را دارند ممکن است در این جرگه قرار بگیرند:

    مَا يُجَادِلُ فِي آيَاتِ اللَّـهِ إِلَّا الَّذِينَ كَفَرُ‌وا فَلَا يَغْرُ‌رْ‌كَ تَقَلُّبُهُمْ فِي الْبِلَادِ [غافر، ۴]
    و در آیات خدا کسی به جدل جز مردم کافر برنخیزد پس تو از اینکه کافران بر شهر و دیارها مسلط و متصرّفند دل نبازی (که اگر به آنها مهلتی دادیم موقع انتقام خواهد رسید)

    مَتَاعٌ فِي الدُّنْيَا ثُمَّ إِلَيْنَا مَرْ‌جِعُهُمْ ثُمَّ نُذِيقُهُمُ الْعَذَابَ الشَّدِيدَ بِمَا كَانُوا يَكْفُرُ‌ونَ [یونس، ۷۰]
    آنها در اين جهان برخورداريى دارند سپس بازگشتشان به ماست، آنگاه به سزاى آنكه كفر مى‌ورزيدند عذاب سخت به آنان بچشانيم.

    وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا سَنَسْتَدْرِ‌جُهُم مِّنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ * وَأُمْلِي لَهُمْ ۚ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ [الأعراف، ۱۸۲ و ۱۸۳]
    و آنها که آیات ما را تکذیب کردند، به تدریج از جائی که نمی‌دانند، گرفتار مجازاتشان خواهیم کرد. * و به آنها مهلت می‌دهم (تا مجازاتشان دردناکتر باشد)؛ زیرا طرح و نقشه من، قوی (و حساب شده) است.

    در کل باید به خاطر داشت که دنیا محل ابتلاء و آزمایش است و نه محل عدالت حقیقی ... اتفاقاً نظام دنیا طوری است که جز برخی موارد محدود بهترین زندگی‌ها از نظر ظاهری را بدترین افراد که هیچ قیدی نمی‌شناسند بتوانند داشته باشند ...
    در این دنیا خوش‌بختی معنای درست و مشخصی ندارد ... آن کسی که رفاه جسمش فراهم شود معلوم نیست از نظر باطنی هم به آرامش برسد ... در اسلام اصل خوش‌بختی از نظر روحی و روانی است نه در دارندگی و سیر بودن ... اولیاء خدا در دنیا هم نه خوفی برای ایشان هست و نه هرگز حزین می‌شوند ...
    مطابق تعالیم اسلام بهشت و جهنم همین الآن هم وجود دارند و ارواح مؤمنین و کافران همین الآن هم در آنها متنعم یا معذب هستند، ولی ما سرمان به دنیا گرم است و از اعماق باطنی خود غافل هستیم، مگر در پاره‌ای از زمان‌ها که متوجه آنها می‌شویم و شیرینی نعمات بهشت و یا دردناکی و تیرگی عذاب‌های جهنم را در درون خود می‌چشیم و لذت برده یا معذب می‌گردیم ... خوش‌بخت کسی است که سراسر در بخشت رضای خدا باشد ... نه کسی که در جهنم است و در دنیا هر چه بخواهد اجابت می‌شود تا هرگز از این غفلت بیرون نیاید ... همان کسی که بر چشم و گوشش مهر زده شده و پرده افکنده شده تا نبیند و نشنود و آن را که خداوند به خودش واگذارد هدایت‌گری برایش نیست ...

    ببخشید که پراکنده‌گویی شد
    در پناه خدا باشید
    یا علی علیه‌السلام

    بهترین سرمایه‌گذاری عمر در کمک به تعجیل در ظهور است،
    ... بضاعتی محدود و اثرگذاری نامحدود،
    نگران سوددهی‌اش هم نیستیم چون خدا تضمین کرده است که قیام به بار خواهد نشست
    هر که می‌خواهد نامحدود بندگی خدا را کند و در هر خیری سهیم شود بسم الله ...

    بزرگواران و دوستان و هم‌مباحثه‌ای‌ها، ان شاء الله اگر جسارتی کرده‌ام ببخشید و اگر کوتاهی کرده‌ام یا رنجشی به شما رسانده‌ام حلال کنید

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود