صفحه 1 از 8 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: علل اختلاف من و همسرم و راهکار های برطرف کردن آن

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,545
    حضور
    175 روز 7 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58331

    علل اختلاف من و همسرم و راهکار های برطرف کردن آن




    با نام و یاد دوست


    سلام

    یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

    لذا با توجه به اهمیت موضوع، سوال ایشان با حفظ امانت جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم سایت در این تاپیک درج می شود:


    سلام دوستان
    من (آقا) و همسرم خانواده تقریبا مذهبی داریم و به خیلی اعتقادات پایبندیم. و همینطور سنتی ازدواج کردیم
    با خوندن مقالات ، سایت های روانشناسی و مشاوره ای و گوش دادن به سخنرانی ها و شرکت در همایش ها و کارگاه های مشاوره خانواده ، همیشه سعی داشتیم زندگیمون رو به پیشرفت باشه و مشکلاتمونو تا جایی که امکان داره با بیان مناسب به همدیگه انتقال بدیم. و الحمدلله زندگی خوبی هم داریم

    متاسفانه حدود 1 سال هست که بعد از به دنیا اومدن فرزندمون، همسرم مقداری تغییر کرده. البته من همیشه سعی میکنم تا جایی که میتونم منطقی باشم و همه جوانب رو بسنجمو مشکلات و سختی های مادر شدن و مسئولیت هاش رو در نظر بگیرم. اما مدتی هست که همسرم نسبت به خیلی چیزها عوض شده
    مثلا نسبت به نمازش و اول وقت خوندن اون ، نسبت به حجابش و رعایت اون جلوی نامحرم ( مثلا برادر شوهر ) ، نسبت به ایمانش و اعتقاد به خدا ، نسبت به من و محبتش
    متاسفانه زن برادر همسرم بدحجاب هستن. مادر خانمم هم تقریبا مشخصه که فقط به خاطر دخترش منو تحمل میکنه و تا حالا حتی نشده یه بار مثل بقیه مادر خانم ها به دخترش بگه قدر شوهرتو بدون ، تو زندگیت قناعت کن ، حواست به شوهرت باشه ، ببین چی شوهرت صلاح میدونه و ..... . به خاطر این مسائل مشکلاتی توی رفت و آمد ما به اونجا پیش اومده ( ولی حداقل هفته ای چندبار خانمم با من یا بدون من میره اونجا ) .

    خواسته هایی که من از همسرم دارم به نظر خودم چیزهای بزرگی نیست یا شاید من اشتباه میکنم شما بگید !!
    - استفاده از وقت های مرده توی زندگی و تلف نکردن وقت با خواب خیلی زیاد، تلوزیون نگاه کردن بیهوده و بیش از حد ، وقت گذرانی در شبکه های اجتماعی ، یا کارهای بی مصرف دیگه و در عوض انجام کارهای مثبت مثل ادامه دادن درس و تحصیل ، مطالعه کتاب های دینی مشاوره ای آشپزی تربیت فرزند
    - تمرین برای آشپزی بهتر و یادگرفتن غذاهای جدید و البته آشپزی همراه با عشق و علاقه نه روی اجبار
    - مرتب و تمیز بودن خونه
    - مقایسه نکردن خانواده ها با همدیگه ( متاسفانه خانواده همسر من زیاد اهل محبت نیستن و همسرم بارها عنوان کرده که مادرم در حق من مادری نکرده. من هر راهی به ذهنم می رسید برای جلب محبت و توجه خانواده همسرم انجام دادم ولی در مقابل فقط بی احترامی دیدم البته بیشتر از سمت مادرخانمم ، ولی با این حال هنوز هم به خاطر همسرم رفت و آمد و مراوده دارم و به روی اونها نمیارم. در مقابل خانواده من همسرم رو مثل دخترشون دوست دارن و حتی بیشتر و خود همسرم هم این موضوع رو بارها تایید کرده و همسرم هم اونها رو خیلی دوست داره. با این تفاسیر بازهم سر هر موضوعی بحث داریم که چرا مثلا بیشتر پیش خانواده شما میریم یا ... )
    - متاسفانه خانواده همسر بنده علی رغم بی میلی و بی محبتی هاشون مخصوصا از طرف مادرخانم ، خیلی دوست دارن به تفریح و گردش و ... برن. بحث من و همسرم هم بیشتر سر این موضوعه که چرا باید این همه از خونه بریم بیرون و همه فکر و ذکرمون این باشه که چجوری تفریح کنیم و به جای این با برنامه ریزی هم به تفریحمون برسیم ( البته در حد معقول ) هم به بقیه کارهامون و برای زمان هایی که بدست میاریم برنامه ریزی کنیم تا پیشرفت کنیم توی زندگی
    - دغدغه زندگی ما شده این که فلانی گفت بریم فلان جا تفریح، فلانی گفت بیا خونه ما و ... . من میگم ما دوتا که این همه کمبود داریم توی زندگی باید الان زحمت و سختی بکشیم تا بعدا حسرت نخوریم

    و خیلی چیزای دیگه که الان حضور ذهن ندارم

    لطفا کمکم کنید که چیکار کنم با همسرم؟ بارها شده تو این مدت نشستم و خیلی گرم و صمیمی یا بعضی مواقع با دلخوری و عصبانیت همه ی حرفامو زدم
    و اونم بیشتر مواقع قبول کرده حرفامو و به نحوی قول داده درست بشه ولی از فردا همون آش و همون کاسه
    احساس میکنم حرفام بی ارزشه براش چون خیلی خیلی کم بهشون عمل میکنه
    طوری شدم که سر کوچکترین کار ها و مشکلات که میبینم درست عمل نمیکنه ازش ناراحت میشم ( مثلا پوشک بچه رو عوض میکنه همونجا میذاره تا چندساعت میمونه یا هزار دفه گفتم واسه اینکه نمک غذا دستت بیاد بریز کف دستت تا بدونی چقدر ریختی ولی باز یا غذا شوره یا بی نمک بعضی وقتا هم خوبه ) همین مسائل کوچیک جمع میشه روی هم هر چند وقت یه بار میزنه بالا و به چیزای الکی گیر میدم و یه دعوا سر میگیره . جالب اینجاست که چون سر چیز کوچیکی عقده های درونیم (!!) زده بالا و دعوا شده به نظر میاد من مقصرم و گیر الکی میدم !!!!!

    میگه اعتماد به نفسم کمه
    رفتم براش چنتا برنامه افزایش اعتماد به نفس رو گوشیش ریختم خودم تشویقش کردم کتاب معرفی کردم ولی اصلا نگاه نکرده به اینا !

    رفتم براش انواع فیلمای آموزشی آشپزی رو گرفتم و همینطور کتاب ولی جز معدود دفعاتی اصلا نگاه نکرده بهشون

    تو کارای خونه کمک میکنم بهش اوایل بیشتر الان کمتر شده خودش هم کم و بیش فعالیت داره تو خونه ولی بازم خونمون نمیدونم چرا مثل خونه بقیه تمیز و با سلیقه و شیک نیست
    واسه همین برنامه های نکات خونه داری ، سلیقه و .... گرفتم براش اما به اونا هم توجه زیادی نکرده

    خلاصه سرتونو درد نیارم دلم پره از این مسائل به ظاهر کوچیک و موثر توی زندگی. منم انصافا همیشه سعی کردم کم نذارم توی زندگی از بهترین میوه ها گرفته تا کمک توی خونه و .... ولی در مقابل .....
    از حق نگذریم همسرم هیولا نیست !!!! نکات مثبتی هم داره ولی این نکات ریز و کوچیک زندگیمو به هم ریخته


    اما اجازه بدین قسمت پایانی حرفامو اینجوری بگم که
    البته قبلش اینو بگم فکر نکنید من از اون دومادهایی هستم که دشمن خونواده خانمشه .
    هرکاری که به ذهنم رسیده انجام دادم . تلاش برای صمیمی شدن گرفته ، شوخی ، کمک کردن توی کارهای خونه مادرخانمم ، احترام به اقوام و بزرگترهای فامیل اونا ، اما در بیشتر موارد نتیجه عکس دیدم و بی احترامی . من هم مرد هستم و غرور داردم بالاخره تا جایی تحمل داشتم. الان هم حتی ببینم یواش یواش دارن عوض میشن من درست میشم ولی هیچ خبری نیست اگه هم باشه موقتیه و بعد یه مدت همه چی سر خونه اوله

    حالا قسمت بزرگی از مشکلات ما سر مادر خانممه
    ایشون متاسفانه کمی خودخواه و خودبین هستن و انتظار دارن همه زیرنظر و فرماندهی ایشون باشن
    تا حالا نشده حتی یه بار به دخترش یاد بده و نصیحت کنه که تو زندگیت این کارو بکن خوبه ، با شوهر اینطور رفتار کن ، یا بیاد به دخترش یاد بده چطور آشپزی کنه یا .....
    مثلا زندگیمون خوبه و ایشون پیام میده به دخترش بیا بریم فلان شهر سه روز دیگه برگردیم !! حالا نمیگه خب شوهرت گناه داره تنهاش نذار ، بمون به زندگیت برس و ... . فقط میگه بیا که به من خوش بگذره

    این رو هم بگم که:
    برای هر چیزی باید دلیل بیارم.
    خسته شدم بس که کل کل کردم گه چرا فلان چیز اینجوریه چرا فلا جا بریم چرا فلانی رو دعوت نکنیم و ....


    عرضو تموم کنم
    راهنمایی کنید لطفا
    برای خانمم چه راهنمایی ها و حرفایی دارید. بگید شاید بهش بگم

    اگه سوالی داشتید بگید تا از طریق مدیر ارجاع جواب بدم خدمتتون

    التماس دعا





    در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید



    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۴/۰۴/۰۶ در ساعت ۱۷:۳۵

  2. صلوات ها 10


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,545
    حضور
    175 روز 7 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58331



    با نام و یاد دوست






    علل اختلاف من و همسرم و راهکار های برطرف کردن آن








    کارشناس بحث: استاد حامی

    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۴/۰۴/۰۶ در ساعت ۱۷:۵۸

  5. صلوات ها 8


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 1 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    سلام خدمت شما برادر گرامي
    تصور كنيد بخواهيم كمد بزرگي را دو نفري جابه جا كنيم. اگر با هم هماهنگ نباشيم و هدف و مقصد مشخص نباشد موفق نخواهيم بود. ممكن است يكي به سمت جلو برود ديگري به سمت عقب. يا يكي طرف خود را زودتر بلند كند ولي ديگري آمادگي نداشته باشد. مسائل مربوط به خانواده نيز همين گونه است يعني زن و شوهر بايد با هم و هماهنگ باشند و براي رفع مشكل انگيزه داشته باشند تا از روش هايي كه مشاور بيان مي كند تبعيت كنند و مشكل را رفع كنند. وقتي يكي از همسران در مشاوره حاضر است در واقع مشاوره خانواده يا زناشويي موفقيت زيادي ندارد. بنابراين براي دريافت بهره بيشتر از مشاوره حتما از مشاور حضوري به همراه همسرتان مدد بگيريد. همين كه همسرتان هم علاقه به مطالب علمي مشاوره و نظر كارشناسان داشته نقطه مثبتي براي رفع مشكلات تان است.
    وقتي از يك متخصص كامپيوتر درباره مشكلي سؤال مي كنيم مي گويد مي تواند علل مختلفي داشته باشد مشاجرات و اختلاف زناشويي هم علل مختلفي دارد كه بايد مورد به مورد بررسي و علت يابي شود.
    برخي از علل احتمالي مشكلات شما
    • سوء تفاهم ها:
    • افسردگي پس از زايمان
    • احتمال مديريت مستبدانه يا مديريت مستبدانه: يعني ممكن است مديريت شما در زندگي مستبدانه باشد يا حداقل همسرتان اين طوري فكر كند كه ديدگاه هاي او در زندگي در نظر گرفته نمي شود و حرف حرف شما است. گاهي همان مطلبي را كه يكي از زوجين مي خواهد بيان كند و به حق هم هست وقتي از سوي نفر سومي بيان مي شود زودتر پذيرفته مي شود.
    • انتقاد سوزنده: گاهي مشكلات به خاطر شيوه نادرست انتقاد است مثلا بدون توجه به اين كه مادر فردي عزيزترين شخص براي او است و نسبت به او تعصب دارد بدون مقدمه و بدون توجه به شرايط روحي فرد از او انتقاد مي كنيم و يا به خاطر ناراحتي و خشم در بيان عيوب زياد روي يا مبالغه مي كنيم. مهارت انتقاد مانند رانندگي نياز به ممارست دارد.
    • جدا نكردن رفتار معيوب از شخصيت: در بسياري از مواقع هنگام مشاجرات ما از روي عصبانيت بين رفتار معيوب و شخصيت را جدا نمي كنيم يعني همه نقاط مثبت را ناديده مي گيريم طوري كه گرفتار بي انصافي مي شويم و كل شخصيت او را منفي و غيرقابل تحمل مي دانيم. اين امر سبب انهدام زندگي مشترك مي شود. و طرف مقابل را بدبيني مي كند و نااميد.
    • شيوه هاي ناشيانه براي حل مشكل: انسان اشرف مخلوقات است ولي گاهي از نعمت تفكر منطقي استفاده نمي شود و براي حل مشكل به در دسترس ترين راه حل بسنده مي كنيم. تسليم شدن، پرخاشگري، تظاهر و دورويي، خودخوري از جمله راه هاي نادرست براي حل مشكل است. بهترين راه براي حل مشكل مذاكره است آن هم با توجه به شرايط روحي مناسب. بنابراين گاهي لازم است براي بيان مشكلات و بررسي راه حل يك وقت اختصاص داد و آن هم مثلا در پاركي خوش آب و هوا. و از بين مشكلات و اختلافات تنها يكي را بررسي كرد.
    • ايراد بني اسرائيلي: گاهي مردها مانند بچه ها بهانه گير مي شود و ايراد بني اسرائيلي مي گيرند وقتي مشاوره بهانه هاي مرد را ترجمه مي كند مي بيند درد و ناراحتي او يك چيز است كه همسرش نسبت به نيازهاي جنسي او بي خيال و بي تفاوت است و با اشتغال به كارهاي خانه و بچه و... او ناديده گرفته مي شود و گاهي هم اين بهانه گيري ريشه در حسادت دارد يعني مرد يا زن با ورود كودك در خانه احساس مي كند مورد توجه همسر نيست. سرد مزاجي زن ممكن است به دليل افسردگي پس از زايمان باشد يا به دليل مشكلات زياد و خستگي در مراقبت از فرزند.
    • مداخله ها: زن و شوهر بايد با ظرافت تمام حساب خود را از حساب خانواده ها جدا كنند. مسائل زن و شوهر و زندگي آنها 95 درصد زندگي مشترك را تشكيل مي دهد و ارتباطات با ديگري 5 درصد نبايد ارتباط با ديگري طوري باشد كه مرز زندگي ها از بين برود.
    • وسوسه شيطان:‌يكي از عوامل ما ورايي كه ناديده گرفته مي شود وسوسه شيطان و جنيان شرور است. ازدواج نيمي از ايمان را حفظ مي كند و اين امر براي شياطين تلخ است و حتما وسوسه او مستمر است. كاري مي كند كه نقاط مثبت همسر ديده نشود و بيش از اندازه به اختلافات ريز بها بدهيم طوري كه جز تاريكي و سياهي از رابطه زناشويي نبيينم و تصور كنيم ديگران همه خوش هستند و علل تمام ناخوشي ما همسرمان است. نماز اول وقت، تلاوت باتدبر قرآن ( كم ولي مستمر)، خواندن سوره فلق و ناس، دعا، صدقه و نذر براي رفع اين مشكلات توصيه مي شود
    • مقايسه همسر با ديگري:

    موفق باشيد

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  7. صلوات ها 10


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 1 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    چقدر به قانون طلايي زير پايبند هستيم؟
    بشنويم و تأمل كنيم

    قانونی طلایی:ارتباط موفق( فایل صوتی بسیار زیبا و راهگشا)


    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۴
    نوشته
    22
    حضور
    11 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    66



    با سلام
    ممنون از پاسختون
    با اجازه مدیر سایت یه اکانت دیگه ساختم تاجواب اساتید رو بدم .بعد از بسته شدن موضوع لطفا پاک کنید اکانتو
    .
    .
    فعلا امکان مراجعه حضوری نداریم. اگر سوال یا مساله ای هست بفرمایید جواب بدم. در ضمن فکر میکنم توی پست اول به طور کامل توضیح دادم که ممکنه مشکل از کجا باشه
    .
    کاربران محترم هم اگه تجربه ای دارن خوشحال میشم استفاده کنم

  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 1 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    نقل قول نوشته اصلی توسط گناه کار نمایش پست ها
    اگر سوال یا مساله ای هست بفرمایید جواب بدم. در ضمن فکر میکنم توی پست اول به طور کامل توضیح دادم که ممکنه مشکل از کجا باشه
    سلام
    مشكل اينه است كه اين توضيحات اگر چه خوبه است ولي كافي نيست مثل اين است كه قاضي بخواهد با حضور يك نفر در دادگاه حكم صادر كند مشاور هم براي بررسي مشكلات لازم دارد سخن هر دو نفر را بشنود
    شايد چيزي كه بيشتر بتونه كمك تون كنه اين باشد كه از فردي با تجربه كه قابل اعتماد براي دو نفرتون است كمك بگيريد. يعني در فضايي مسالمت آميز به اين نتيجه برسيد كه بين شما مشكلاتي هست كه خودتان با گفتگو نتوانسته ايد حل كنيد و براي خروج از بن بست لازم است فرد سومي كمك تان كند.
    البته با هم در خواست دارم پاسخم را با دقت كامل بخوانيد.

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  13. صلوات ها 8


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    علاقه
    عاشق مطالعه و کسب دانش
    نوشته
    443
    حضور
    6 روز 3 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1400



    سلام .صبر و استقامت پیشه کن مشکلت حل میشه

  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    407
    حضور
    20 روز 2 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    872

    علل اختلاف من و همسرم و راهکار های برطرف کردن آن




    سلام، اين مشكلات كه بيان كرديد كم و بيش در بيشتر خانواده ها هست، و گاهي اوقات اجتناب ناپذير هست
    شما سعي كنيد نااميد و خسته نشيد ، به آينده و همچنين رشد فرزندتون اميدوار باشيد
    رفتارتون نبايد طوري باشه كه همسرتون احساس كنه نظر شما نسبت بهش تغيير كرده و منفي شده چون اينجوري بدتر ميشه
    به یـــــزدان که گـــــر ما خرد داشتیم
    کجـــــا این سر انجــــام بد داشتیم
    "حکیم فردوسی"

  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    343
    حضور
    7 روز 22 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    869



    سلام
    مواردی را به صورت گزینه گویی عرض می کنم:

    موارد متعددی از زندگی من و همسرم شبیه مشکلات این دوستمان است. آنها خانواده مذهبی هستند ، اهل تفریح و بیرون رفتن ، ....

    اما چند تفاوت هم هست: خانواده همسرم هیچگاه حتی قدر یک مو ، در زندگی ما دخالت نمیکنند...

    من در چندین مورد ، به خانمم تذکراتی می دادم. اما رفتار او تغییر نمی کرد. حتی گاهی پس از چند بار تکرار ، دعوایی هم با هم می کردیم. اما باز هم این باعث نمی شد رفتار او تغییر کند....

    من فکر می کنم: اگر یک سازمانی ، تشکیلاتی ، سیستمی ، از چند عنصر (عضو) تشکیل شده باشد که برخی از این عضوها "عاقل" باشند و برخی "عاقل" نباشند ؛ شما از کدام عضو انتظار دارید طوری رفتار کند که سیستم دچار بحران نشود؟ مسلما از هر کسی به اندازه عقل او می توان انتظار داشت. بر همین اساس ، من از خانمم انتظاری جهت اصلاح وضعیت ندارم. بلکه سعی می کنم خودم طوری سیستم را مدیریت کنم که مشکلی پیش نیاید... این "دید" باعث می شود احساس "تنهایی" بکنم. زیرا "مسئولیت" کنترل عدم بروز بحران را فقط بر دوش خودم حس می کنم. اگر قرار باشد همسرم را هم "شریک" خودم بدانم ، طبیعتا باید "انتظاراتی" از او داشته باشم ، که میدانم تآمین نخواهد شد و تآمین نشدن آنها ، باعث بروز آسیب روحی برای من می شود. بر همین اساس ، من گاهی همسرم را نه همسر ، بلکه " بچه " بزرگ خانواده ام حساب می کنم ( البته در دل خودم ، به زبان نمی آورم).

    فکر میکنم: او در خانواده و شرایطی بزرگ شده که شاکله وجودی اش چنین شکل گرفته است و ، قل کل یعمل علی شاکلته (قرآن). شاکله کسی را که نمی توان در سن بزرگسالی تغییر داد!

    سعی می کنم بیشتر مدارا کنم. فکر میکنم: اگر د ر برابر آنچه از رفتار همسرم خوش نمیدارم ، صبر کنم ، نهایتش این است که به مقام "صابران" می رسم و انما یوفی الصابرون اجرهم بغیر حساب (قرآن). خوب ، این که چیز بدی نیست! خیلی هم خوب است! سخت است اما خوب است.

    عرض کنم که "تذکر مستقیم" اصلا فایده ای ندارد. آسبیب زا هم هست. باید هدایت کردن ایشان به سمت رفتار درست ، با روشهای کاملا غیر مستقیم انجام شود. مثلا می توان به عنوان تفریح هفتگی و بیرون رفتن از خانه ، در کنار گردش در تفرجگاهها ، ماهی دو سه بار هم به هیئت های مذهبی برویم و پای صحبت روحانیون بنشینیم. روحانی ، یک شخص " ثالث " و عالم است.

    حتی نمی شود ایشان را توصیه به خواندن کتاب خاصی کرد. در اینگونه موارد معمولا پیش فرض های ذهن طرف مقابل منفی است و از رفتارهای شوهر معمولا برداشت بد می شود. لذا هر رفتاری از طرف شوهر که جهتگیری "اصلاح" ایشان را داشته باشد ، دافعه خواهد داشت. بهتر است به جای این کار ، آن کتاب را در جایی که همسرمان ما را ببیند ، خودمان بخوانیم ( یا تظاهر کنیم که داریم میخوانیم) و بعد از نیم ساعت خواندن ، مثلا قصد استراحت کنیم و کتاب را جا بگذاریم و خودمان دنبال کاری برویم. اینطوری احتمال دارد آن کتاب توجه همسرمان را جلب کند و آن را ورق بزند و نگاه کند. اما سفارش مستقیم، هرگز!


    اینقدر همسران در قبال شوهرانشان جبهه می گیرند و رفتارها و گفتارهای شوهر برای آنها دافعه آور است که گاهی فکر می کنم ، رفتار همسران ما با ما ، رقیقه سوره کافرون است: لا اعبد ما تعبدون. و لا انتم عابدون ما اعبد. و لا انا عابد ما عبدتم. و لا انتم عابدون ما اعبد. لکم دینکم و لی دین.

    خانواده ،؛ قوامش به محبت است. محبت ، ستون خانواده است. بچه های کوچک را دیده اید؟ نمی توان با زبان عقل با آنها حرف زد. چون بچه اند و عقلشان کم است و نمی فهمند. راه هدایت آنها چیست؟ محبت. وقتی چند بار به آنها شکلات بدهی ، تو را دوست خواهند داشت. و وقتی دوستت بدارند ، کارهایت را هم دوست خواهند داشت و درست خواهند دانست و ناگفته ، سعی می کنند از تو تبعیت کنند و حتی اگر گاهی امر و نهی مستقیم هم بکنی ، چون از تو محبت دیده اند ، با میل پذیرا خواهند بود.

    زن هم گاهی مثل بچه است. با روش عقلی و استدلال ، نمی توان با او رابطه برقرار کرد. باید به او محبت کرد. حالا ، هر کسی ، یک جور محبت دوست دارد ( شکلات هر کسی ، یک چیزی است). مثلا من شکلاتم ، کتاب خریدن ( نه کتاب خواندن ) است. همسرم شکلاتش ، بیرون رفتن از خانه برای تفریح است ( به گفته خودش ، حتی ساعت دو نصفه شب هم با بیرون رفتن موافق است!!).
    امتحان کرده ام ، وقتی جوری که او دوست دارد به او محبت می کنم ( شکلاتش را به او می دهم ) تا مدتی جو خانه خوب و زیبا می شود...
    اما وای به ساعتی که بفهمد این شکلات را "به خاطر او" بهش مید هم ( به خاطر او داریم بیرون میرویم). اصلا نمی پذیرد. می گوید: "تو باید خودت بیرون رفتن را دوست د اشته باشی. نمیخواهم به خاطر من بیرون بیایی". لذا من باید گاهی بازیگری کنم....

    اوائل ( تا چهار پنج سال ) مشکل من و همسرم شدیدتر بود . هر ساعت اعصاب خوردی داشتیم. اما بدون اینکه من کار خاصی انجام بدهم یا همسرم تغییر کند، این مشکل ناگهان حدود نود درصد کاهش پیدا کرد. الان گاهی احساس می کنم عاشق همسرم هستم ( گرچه او پیش زمینه ذهنی منفی نسبت به من و رفتارهایم دارد) من این را لطف خد ا می دانم که در این مورد خاص ، "دید" مرا نسبت به مسأله عوض کرد و به من "حلم" بیشتری عطا فرمود. و گرنه من هیچ اقدام خاصی انجام ندادم. این لطف خدا هم شاید به خاطر دعای کسی در حق من بوده. نمی دانم.


    یک دکتر اعصاب و روان حرف خوبی زد. گفت: دیده اید گاهی دو سه روز قبل از یک مسابقه فوتبال ، مربی تیم را عوض می کنند؟ این مربی جدید در عرض دو سه روز که نمی تواند کار خاصی انجام دهد که در سرنوشت مسابقه پیش رو موثر باشد. پس چرا مربی را عوض می کنند؟ پاسخ این است که مربی جدید ، نگاه اعضاء تیم را به مسایل تغییر می دهد. این تغییر نگاه و تغییر زاویه دید ، خودش عامل اصلی است که باعث تغییر رفتار اعضاء تیم می شود.


    اختلاف با همسر ، امر خیلی شایعی است. حتی بین بزرگان دینی هم بوده. مثلا آیت الله بهجت هم گاهی با خانمش اختلاف پیدا میکرد تا جاییکه آیت الله بهجت شامش را در اتاق خودش و تنهایی صرف میکرد و روی سفره نمی نشست. ( نقل از پسر ایشان – فایل ناگفته هایی از آیت الله بهجت ، فایل اندروید ، قابل دانلود از نرم افزار بازار). آنچه مهم است ، نحوه برخورد ما با این مسأله و مدیریت خوب آن است. با برخورد خوب ، در دراز مدت میتوان تغییراتی را در رفتار شخص ایجاد کرد. البته صحبت یکی دو سه سال نیست. زمان خیلی طولانی تری می برد و کار سختی است.

    رهنمودهای استاد حامی خیلی تذکرات به جایی بود. ممکن است ما شوهرها ، علیرغم بر حق بودن نظرمان ، با روش نامناسبی حرف حقمان را بزنیم و این باعث جبهه گیری خانم ها شود. این که کسی بتواند "رفتار نامناسب" را از "حرف حق" تفکیک کند و علیزغم نامناسب بودن یک رفتار فرضی ، پیام حق آن رفتار را درک کند و در برابر آن تواضع کند و آن را بپذیرد ، هم نیاز به "عقل" دارد ، هم نیاز به "روحیه حقیقت طلبی" که متآسفانه در جامعه امروز ما هر دوی اینها کمیاب است.

    خلاصه کنم: با برخورد منطقی ، این مسأله حل نمی شود. سعی کنید از خودتان محبت نشان بدهید ( البته افراط هم نشود) محبتی که او خواهان آن است ( روح هر کسی ، همانند جسمش ، عذایی دارد. ببنید غذای روح او چیست؟ آن را به او بدهید). اگر "محبت" به خانه تان بیاید ، مشکلات مورد نظر حل می شود. البته محبت عالمانه ، نه محبت جاهلانه. فقط محبت عالمانه ، سازنده است.مثلا از دست پخت او تعریف کنید ( ولو واقعا نظرتان نپسندد) از لباسی که برای خودش خریده و سلیقه ای که برای انتخاب آن به کار برده ( ولو واقعا نپسندید). موقعی که از سر کار می آیید ، برای او چیزکی ( حتی یک بستنی) بیاورید. در کارهایی که دوست د ارد ( بیرون رفتن و ...) از خودتان همراهی نشان دهید و نشان دهید که در کنارش هستید و با هم آن کار را انجام می دهید. امر و نهی مستقیم نکنید. اگر گاهی هم امر و نهی مستقیم ضرورت پیدا کرد ، پدرانه با او سخن بگویید طوریکه شخصیتش خدشه بر ندارد. دیده اید چطور ماشین را با یک پارچه تمیز میکنند؟ پارچه نرم به کار می برند. طوری آن پارچه را به ماشین می کشند که هم آلودگی ها برود ، هم مواظب هستند که رنگ ماشین آسیب برندارد. شخصیت انسان که هزاران بار حساستر از بدنه یک ماشین است!

    بسیار معتقدم به این شعر مولوی که می گوید:
    از محبت خارها گل می شود
    .....
    این محبت هم نتیجه دانش است...

    ویرایش توسط رهروی شهدا : ۱۳۹۴/۰۴/۱۰ در ساعت ۲۱:۲۰
    سَلامٌ عَلى‏ آلِ یس‏، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا داعِىَ اللَّهِ وَرَبَّانِىَّ آیاتِهِ،

    اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا بابَ اللَّهِ وَ دَیَّانَ دینِهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خَلیفَةَ اللَّهِ‏ وَناصِرَ حَقِّهِ ...

    اَلسَّلامُ عَلَیْکَ فى‏ آناءِ لَیْلِکَ وَاَطْرافِ‏ نَهارِکَ... اَلسَّلامُ عَلَیْکَ بِجَوامِعِ‏ السَّلامِ...
    فَالْحَقُّ ما رَضیتُموُهُ، وَالْباطِلُ ما اَسْخَطْتُموُهُ ...

  19. صلوات ها 6


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 1 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    توافق 70%


    سؤال 69. چهار ماه است عروسي کرده‌ايم؛ امّا هيچ شور و نشاطي در زندگي ما نيست و سردي بر زندگي حاکم است. شوهرم از سر کار که مي‌آيد، دريغ از يک نگاه که به من بکند؛ يا تلويزيون تماشا مي‌کند يا به کاري مشغول مي‌شود و هيچ وقتي را براي من قرار نمي‌دهد. شايد اين‌ها نکته‌هاي باريکی باشد؛ ولي در زمينۀ ‌همسرداري هيچ نکته‌اي را بلد نيست يا رعايت نمي‌کند. مشکل من هم اين است که واقعاً نمي‌دانم چگونه همسرداري کنم؟ هيچ لذّتي از زندگي نمي‌برم. اصلاً انگار شوهرم نيست؛ تمام جسم و جانم افسرده شده. حسرت به دلم مانده است يک روز مثل آدم زندگي کنم و احساس زن و شوهري داشته باشم. آيا این زندگی درست مي‌شود؟ او خوش‌اخلاق است؛ امّا با من قاطي نمی‌شود و البته من هم با ديگران بسيار خوش اخلاق هستم؛ ولي به او که مي‌رسم، نمي‌توانم خوش‌رفتاري که با ديگران دارم، داشته باشم و من هم دچار تنش روحي شده‌ام. هميشه فکر مي‌کنم که نقش بازي مي‌کنم و تا به‌حال با او راحت نبوده‌ام. از شما مي‌خواهم بفرمایيد من بايد چه کنم که رفتارم خوب شود؟

    پاسخ آيت الله مظاهري: اوّلاً بدانيد که توافق اخلاقي اگر هفتاد درصد باشد، بسيار خوب است و آن سي‌ درصد را بايد با گذشت و ايثار و فداکاري جبران کنید.
    قرآن کریم بالاتر از این مي‌خواهد و آن اینکه اگر يک طرف بدي کرد، ديگري خوبي کند.
    ثانیاً بنابر آنچه نوشته‌اید، شما از اوّل محبّت داشته‌ايد و الان بسيار کم شده است. اين کمبود محبّت را بايد زياد کنید و بدانيد اگر نسبت به بدی او صبور باشید و از بگذرید، به مرور زمان خوب مي‌شود.
    ثالثاً بدانيد شما به احساسات همدیگر ضربه زده‌ايد و طبق آنچه نوشته‌اید، او خیلی تقصیر دارد و باید به آنچه نوشته شد، عمل کند و اگر چنین نکرد، شمایید که باید عمل کنید و او را بسازید و در این صورت، ثواب جهاد در راه خدا را می‌برید.
    شما می‌توانید با تواضع و گذشت، آن عقده را که براي او بلکه براي خودتان پيدا شده است، به مرور زمان رفع ‌کنيد؛ البته مشکل است، ولي ميوۀ شيرين دارد و با کمک از خداوند به واسطۀ‌ دعا و توسّل و ترک گناه، پيروز مي‌شويد. همسر صالح و شایسته کسی است که در این‌گونه شرایط، با محبّت و از خودگذشتگی، سردی زندگی را به گرمی مبدّل سازد.

    منبع

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  21. صلوات ها 8


صفحه 1 از 8 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 19

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود