صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: علت رخ دادن حوادث مختلف زندگی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    دین - علم - سیاست - شطرنج
    نوشته
    300
    حضور
    13 روز 22 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    14
    صلوات
    1720

    پرسش علت رخ دادن حوادث مختلف زندگی




    سلام
    نماز و روزه تون قبول باشه ان شاء الله

    یک سوالی هست که خیلی وقته تو ذهنمه.
    ما اعتقاد داریم که هیچ کاری بی علت نیست. حتی برگی که از درخت می افته یک حکمتی داره.
    حالا سوال من اینجاست. گاهی اوقات یه حادثه ای (هرچند خیلی خیلی کوچک مثل زخم خیلی خیلی سطحی چاقو بر روی انگشت) برامون اتفاق میفته. ما نمیدونیم این حادثه به خاطر مثلاً گناهی که کردیم هست یا به خاطر امتحان و آزمایشه و یا ...؟ اگه به خاطر گناهمونه به خاطر کدوم گناهمونه؟ اگه به خاطر اینه که میخواد یه چیز رو تو آینده یادآوری کنه اون چیز چیه؟ ...؟
    به هر حال خدای ناکرده یه گناهی کردیم و یه حادثه ای برامون اتفاق افتاد. ما تا ندونیم حادثه به خاطر فلان گناهمون بوده چطور میتونیم ازش عبرت بگیریم؟ شاید به خاطر آزمایش بوده یا چیزه دیگه.

    میخوام بپرسم باید چیکار کنیم تا متوجه بشیم یک حادثه به فلان علت برامون اتفاق افتاده؟

    با تشکر
    در پناه حق
    موفق و موید باشید
    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۴/۰۴/۱۹ در ساعت ۲۲:۰۲
    این روزها، خیلی به آن روزها فکر می کنم.
    شما چطور؟
    (یادداشت های کاربری من - صفحه 3 - نوشته دوم)
    منتظر نظراتتون هستم.


    یادداشت های کاربری من (23 نوشته)

    شهید محمّدرضا رمضانی چمازی


  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 16 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58289



    با نام و یاد دوست






    علت رخ دادن حوادث مختلف زندگی








    کارشناس بحث: استاد مشکور


  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    علاقه
    مطالعه و تحقیق و پاسخگویی
    نوشته
    1,509
    حضور
    33 روز 23 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4010

    راهنما بررسی حکمت اتفاقات و حوادث و رابطه آنها با افعال انسان




    نقل قول نوشته اصلی توسط felfely نمایش پست ها
    سلام
    نماز و روزه تون قبول باشه ان شاء الله

    یک سوالی هست که خیلی وقته تو ذهنمه.
    ما اعتقاد داریم که هیچ کاری بی علت نیست. حتی برگی که از درخت می افته یک حکمتی داره.
    حالا سوال من اینجاست. گاهی اوقات یه حادثه ای (هرچند خیلی خیلی کوچک مثل زخم خیلی خیلی سطحی چاقو بر روی انگشت) برامون اتفاق میفته. ما نمیدونیم این حادثه به خاطر مثلاً گناهی که کردیم هست یا به خاطر امتحان و آزمایشه و یا ...؟ اگه به خاطر گناهمونه به خاطر کدوم گناهمونه؟ اگه به خاطر اینه که میخواد یه چیز رو تو آینده یادآوری کنه اون چیز چیه؟ ...؟
    به هر حال خدای ناکرده یه گناهی کردیم و یه حادثه ای برامون اتفاق افتاد. ما تا ندونیم حادثه به خاطر فلان گناهمون بوده چطور میتونیم ازش عبرت بگیریم؟ شاید به خاطر آزمایش بوده یا چیزه دیگه.

    میخوام بپرسم باید چیکار کنیم تا متوجه بشیم یک حادثه به فلان علت برامون اتفاق افتاده؟

    با تشکر
    در پناه حق
    موفق و موید باشید
    سلام علیکم

    طاعات و عبادات شما هم قبول، از سؤال خوب شما تشکر می کنیم.

    در پاسخ به سؤالات شما گفتنی است:

    حوادث و اتفاقات زندگی انسان بطور کلی، یا جنبه مثبت و شیرین دارد یعنی انسان از به وجود آمدن آن ها منتفع می شود فلذا از این که چنین اتفاقی در زندگی او رخ داده خوشحال و مسرور است و یا این حوادث جنبه منفی دارد که همان ناملایمات و ناگواری های زندگی انسان است که هر کسی از وجود آن ها ناراحت می شود. اینکه آیا بین این حوادث شیرین و تلخ با اعمال و رفتار انسان ارتباطی وجود دارد یا نه! پاسخش مثبت است. براساس عقل و منطق بین اعمال اختیاری انسان با حوادثی که در زندگی او پیش می آید صرف نظر از شیرین یا تلخ بودن آن،(توجه کنید) ارتباط وجود دارد و عقل براساس اصل علت و معلول وجود چنین ارتباطی را تایید می کند چون هر حادثه ای علت هایی دارد که یا طبیعی اند یا انسانی و یا جنبه ماورایی دارند، پس عقل، وجود چنین ارتباطی را تجویز می کند چون براساس اصل علیت است.

    اما این نکته که تلخی ها یا حوادث شیرین زندگی تابع علت مشخص یا قطعی باشند؛ مثلا اگر باران ببارد و خشکسالی را از بین ببرد گفته شود این به دلیل اعمال خوب انسان است و اگر باران شدید بارید و سیل جاری شد بگویند این نتیجه اعمال نادرست و گناهان انسان است،(یا مشابه مثالهای مورد نظرشما) این را عقل نمی تواند به صورت قطعی حکم کند(چون حوادث بظاهر تلخ و ناگوار در نظر ما، چه بسا در باطن و حقیقت، سرشار از خیرات و برکات بسیاری باشند) چنانکه خداوند می فرماید: "
    وَ عَسى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لاتَعْلَمُونَ ؛ چه بسا چیزى را خوش نداشته باشید، حال آن که خیر شما در آن است;و یا چیزى را دوست داشته باشید، حال آن که شرّ شما در آن است. و خدا مى داند، و شما نمى دانید. (بقره/٢١٦) پس عقل کلی در این زمینه جواب گو نیست. اما شواهد و نمونه های بسیاری در زندگی هر کدام از ما وجود دارد یا ما در زندگی دیگران آن ها را مشاهده کرده ایم که نشان می دهد چنین ارتباطی وجود دارد پس به لحاظ تجربی هم وجود چنین ارتباطی تایید می شود.

    اما اگر از نگاه دینی بخواهیم این موضوع را بررسی کنیم باید بگوییم آیات قرآن و روایات در این زمینه روشن و صریح است. در قرآن کریم آیه ای هست که می گوید: « وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ وَلَـكِن كَذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ ؛ اگر ساکنان قریه ها و آبادی ها ایمان داشته و پرهیزگار باشند ما برکات خود را از آسمان و زمین بر روی آن ها می گشاییم ولی آن ها چنین نکردند، آیات الهی را تکذیب کردند، پس به بلاهایی گرفتار شدند».(بقره، 96) در این آیه، علت فراوانی و گشایش در رزق، ایمان و تقوا و علت نزول بلا و گرفتاری، طغیان و گناه انسان ها معرفی شده است، روایات اسلامی هم فراوان در این زمینه بحث کرده اند مثلا در روایات آمده است اگر انسان صله رحم به جای آورد عمرش طولانی و اگر صله رحم را قطع کند عمرش کوتاه می شود، یعنی کوتاهی و بلندی عمر تابع رفتار انسان است. و ... بنابراین پاسخ سوال در این جا هم مثبت است و تردیدی نیست که به لحاظ دینی و اسلامی بین حوادث زندگی انسان و اعمال او ارتباط وجود دارد.

    اما در پاسخ به این سؤال که آیا این ارتباط صددرصد و قطعی است و همه حوادث و اتفاقات زندگی ما بازتاب رفتارهای ماست؟ گفتنی است: همه حوادث زندگی انسان را نباید به رفتارهای او نسبت دهیم گاهی حوادثی در زندگی انسان رخ می دهد و همه ما شاهد مصداق های فراوانی از آن بوده و هستیم که براساس جهان بینی دینی ما تابع قواعد دینی دیگری است و با اعمال و رفتار انسان ارتباط کامل ندارد. امتحان ها و آزمون های الهی یکی از این قاعده هاست. گاهی خداوند برخی ناملایمات را برای امتحان و آزمون سر راه ما قرار می دهد و بر اساس حکمت خود مصیبت و بلایی را برای کسی قرار می دهد در حالی که ممکن است آن فرد گناهی را هم مرتکب نشده باشد. گاهی هم انسان لغزش هایی دارد ولی گناه کبیره انجام نداده اما دچار ناملایمات و مصیبت هایی می شود که این ناگواری ها به منظور پیرایش و تهذیب و تزکیه نفس انسان بر او نازل شده نه این که جنبه کیفر و عذاب داشته باشد.

    بنابراین می توان گفت گاهی حوادث زندگی انسان، نعمت است یعنی حادثه تلخی برای انسان پیش می آید که نشان دهنده خشم خداوند از اعمال و رفتار انسان است و گاهی نشان دهنده خشم خدا نیست بلکه در راستای زدودن لغزش های کوچک زندگی انسان است(کفاره گناهان) و گاهی اوقات هم امتحان و آزمون الهی است که در راستای رشد و تکامل و وصول انسان به درجات بالاتر بر او نازل می شود که نمونه هایی از این قاعده در زندگی ائمه اطهار (ع) و سایر مومنین فراوان دیده می شود.

    در نتیجه، کسی نمی تواند در خصوص اتفاقات و حوادث زندگی خود و دیگران حکم قطعی دهد که مثلا اگر فلان حادثه در زندگی کسی رخ داده بر اثر گناه و لغزش او و حاصل رفتارهایش است؟ و یا این اتفاق قرار است مطلبی را نسبت به آینده اش گوشزد کند؟ تشخیص این قبیل موضوعات نیازمند علم بیشتری است که معمولا ما انسان های عادی فاقد آن هستیم. و این تشخیص را تنها در علم معصومان (ع)، اولیاء الهی و صاحبان معرفت می توان جست.

    در پستهای بعد به نکات دیگری پیرامون همین مطلب اشاره خواهیم کرد.

    موفق باشید ...

    بنام حضرت دوست علت رخ دادن حوادث مختلف زندگی

    هیچ چیز مثل اخلاق، نمی تواند در قلبها نفوذ کرده، دنیایی را گلستان و قلبهایی را با اندیشه و مرام شما همراه سازد.

    با ما همراه باشید در کانال تلگرام: اخلاق الهی

    https://telegram.me/smashkor


  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۴
    علاقه
    عشق بی منتهای الهی
    نوشته
    175
    حضور
    3 روز 1 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    677



    سلام
    در زمستان گذشته با ماشینم داشتم توی خیابون میرفتم
    دیدم چند تا خانم که ارایش غلیظی هم داشتند
    و بد حجاب دارن کنار خیابون میرن
    منم برا اینکه خود شیرینی کنم رفتم کنارشون و بوق زدم
    و رد شدم
    تو ائینه متوجه خندشون شدم
    و ....
    تموم شد و منم رفتم
    اما وقتی داشتم توی خونه مادرم وارد میشدم باد پرده جلو خونه رو برده بود عقب و وقتی من به وسط راهرو رسیدم ناگهان برگشت و سر پرده پارچه ای خورد به چشمم من احساسی خیلی بدی پیدا کردم اشکم درومد اما همش در اون حالتی که چشمام رو بسته بودم و با دست فشارش میدادم
    بیاد خنده مستانه اون خانمهایی بودم که با بوق ماشین من ....
    فهمیدم هر کاری میکنیم و هر بلایی سرمون میاد علتی داره


    حسن روز افزون یوسف چون برآمد از نقاب** نیست ممکن پاس عصمت از زلیخا داشتن

    بیاد دوستان قدیمی انجمن آیه های زندگی... قلم صنع و...


  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    علاقه
    مطالعه و تحقیق و پاسخگویی
    نوشته
    1,509
    حضور
    33 روز 23 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4010



    نقل قول نوشته اصلی توسط felfely نمایش پست ها
    ما اعتقاد داریم که هیچ کاری بی علت نیست. حتی برگی که از درخت می افته یک حکمتی داره.
    حالا سوال من اینجاست. گاهی اوقات یه حادثه ای (هرچند خیلی خیلی کوچک مثل زخم خیلی خیلی سطحی چاقو بر روی انگشت) برامون اتفاق میفته. ما نمیدونیم این حادثه به خاطر مثلاً گناهی که کردیم هست یا به خاطر امتحان و آزمایشه و یا ...؟ اگه به خاطر گناهمونه به خاطر کدوم گناهمونه؟ اگه به خاطر اینه که میخواد یه چیز رو تو آینده یادآوری کنه اون چیز چیه؟ ...؟
    به هر حال خدای ناکرده یه گناهی کردیم و یه حادثه ای برامون اتفاق افتاد. ما تا ندونیم حادثه به خاطر فلان گناهمون بوده چطور میتونیم ازش عبرت بگیریم؟ شاید به خاطر آزمایش بوده یا چیزه دیگه.
    سلام مجدد

    در تکمیل مطالب قبلی بحث را از منظری دیگر با این بیان ادامه می دهیم: یک بحث خیلی جدی و دقیق که در این زمینه مطرح است این باور عمومی است که اغلب ما معتقدیم ما انسان ها در اعمال و رفتار خود فاقد اختیاریم مثلا اگر قرار است زلزله ای یا سیلی بیاید، می آید و این به اختیار و اراده ما ربطی ندارد و ما نمی توانیم از خواست و اراده خدا جلوگیری کنیم. بنابراین مثلا اگر خانه هایمان را ضد زلزله هم بسازیم باز زلزله می آید و اگر تقدیر الهی بر مرگ ما باشد بر اثر آن زلزله می میریم، در اینجا این سؤال پیش می آید که آیا این بینش و تفکر درست است؟

    در پاسخ گفتنی است: این سوال از سویی به مسئله قضا و قدر بر می گردد که بحث مفصل و دقیقی است و طرح آن فرصت دیگری می طلبد اما این که گفته می شود مثلا بلایای طبیعی نتیجه گناهان ماست و به خاطر گناهان ما خدا خشمش گرفته و مثلا زلزله ای را نازل کرده و در اثر آن تر و خشک در کنار هم می سوزند؟! این قبیل مسائل در زمان حوادث و اتفاقات و بلایی طبیعی مثل سیل و زلزله فراوان مطرح می شود، این دیدگاه از این جهت درست است که همه وقایع عالم هستی تابع اراده الهی اند یعنی اگر او نخواهد برگی بر زمین نخواهد افتاد پس اراده و خواست خداوند تعیین کننده است. اما آن چه نادرست است و معمولا لغزش های ذهنی از همین جا به وجود می آید این است که انسان مختار است و خودش سبب انجام کاری می شود به این معنا که نفس انسان واسطه انجام خیر یا شر می شود و او صاحب اراده و اختیار است.

    درست است که براساس تقدیر الهی زلزله یا سیل رخ می دهد، اما در بروز این حوادث اختیار انسان نقش دارد اگر اراده او در جهت مثبت و الهی باشد برکاتش نصیب خودش می شود و اگر در راستای معصیت الهی باشد پیامدهای منفی اش نصیب خودش می شود به هر حال گناهان او زمینه بروز بلا را فراهم می کند بلاهایی که فراگیر هم می باشند پس عوامل انسانی را نمی توان نادیده گرفت. بنابراین بر اساس اندیشه اسلامی علاوه بر این که انسان نباید گناه کند تا زمینه بروز برخی بلاها را فراهم نکند، باید اسباب عدم وقوع آن حادثه را هم فراهم کند، مثلا سد بسازد تا جلوی سیل را بگیرد، خانه ها را ضدزلزله بنا کند تا مانع مرگ انسان ها شود. از عوامل معنوی مانند پرداخت خمس و زکات و انفاق و صدقات و امور خیر غفلت نکرده و بعبارتی بصورت تمام و کمال باید نقش خودش را ایفا کند. البته تحلیل موضوعاتی از این دست نیازمند جامع نگری و ژرف اندیشی است هم باید همه جوانب مسئله را دید و هم با نگاه عمیق آن ها را تجزیه و تحلیل کرد. حاصل نگاه های عامیانه و غیردقیق در این زمینه برداشت هایی سطحی است که بعضا با آموزه های دینی هم در تعارض و تضاد است.(1)

    در توضیح و تبیین رابطه اختیار و اراده و افعال انسان با حوادث و بلایا گفتنی است: انسان بدلیل دارا بودن اختیار و اراده، از موجودات مادی دیگر برجسته و متمایز است. فلذا تعیین آینده و سرنوشتش به عهده خودش می‌باشد و این در واقع یکی از سنن الهی است که در نهاد انسان، نهاده شده است تا او با اختیار و اراده خود، در کنار سایر عوامل و علت‌ها، آینده خود را رقم زند.(2)

    میان اعمال انسان و نظام تکوینی زندگی او، ارتباط و پیوند نزدیکی وجود دارد که اگر بر اصول فطرت و قوانین آفرینش گام بردارد مشمول برکات الهی شده وَاِلا زندگیش به فساد می گراید. خداوند می فرماید: «ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ»؛(هر مصیبتى به شما رسد به خاطر اعمالى است که خودتان انجام داده اید.(دستاورد خودتان است))(3) پیامبر اکرم(ص) در مورد این آیه به حضرت امیر علیه السلام ‌فرمودند: «این آیه بهترین آیه در قرآن است، ای علی! هر خراشی که از چوبی برتن انسان وارد می‌شود و هر لغزش قدمی، بر اثر گناهی است که از او سر زده ...»(4)

    در آیات فراوان دیگری(5) نیز بر ارتباط مصائب با اعمال انسان تاکید شده است، مثل این آیه که می فرماید: «ما أَصابَکَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَکَ مِنْ سَیِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِکَ»؛ ((آرى،) آنچه از نیکی ها به تو مى رسد، از طرف خداست؛ و آنچه از بدى به تو مى رسد، از سوى خود توست.)(6)

    خداوند در مورد گروهی از امتّهای پیشین که هر کدام به خاطر گناهانشان گرفتار مجازاتهایی شدند پس از ذکر این عذابها می فرماید: «ما کانَ اللَّهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لکِنْ کانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُون»؛ (این خدا نبود که برایشان ستم کرد بلکه خودشان بر خود ستم کردند).(7)، در کتب روایی نیز حجم زیادی از روایات به این مهم اختصاص یافته و سعی شده مصائب، اول به خود فرد نسبت داده شود که برای نمونه به چند مورد اشاره می کنیم.

    1- امام صادق می‌فرماید: هرگاه خدا بر قومی خشم گیرد ولی بر آنها عذابی نازل نکند «اغلی اسعارها ، و قصّر اعمارها ، و لم تربح تجّارها و لم تغزر انهارها، و سلّط علیها شرارها و حبس علیها امطارها» مایحتاج آنها را گران می‌کند و عمر ایشان را کوتاه می‌کند و تجارتشان را کم سود و رودهای آنها را کم آب کرده و اشرار را بر آنها حاکم می‌کند و آنها را از باران محروم می‌کند.(8)

    2- از حضرت امیر علیه السلام نقل است که فرمود: از گناه پرهیز کنید زیرا «ما من بلیّه و لانقص رزق الا بذنب»؛ (هیچ بلا و مصیبتی جز به سبب گناه رخ نمی‌دهد.)(9)

    3- در نهج البلاغه آمده است: «ما کانَ قَوْمٌ قَطُّ فِی غَضِّ نِعْمَةٍ مِنْ عَیْشٍ، فَزالَ عَنْهُمْ، إِلَّا بِذُنُوبٍ اجْتَرَحُوها، لِأَنَّ اللَّهَ لَیْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیْدِ»؛ (هیچ ملتى از آغوش ناز و نعمت زندگى، گرفته نشد، مگر به واسطه گناهانى که انجام دادند، زیرا خداوند هرگز به بندگانش ستم روا نمى دارد.)(10)

    با این تفصیل، برخی از بلایا نتیجه سوء اعمال و رفتار انسان بوده و ناشی از گناهکاری خود ماست لکن شناخت و تمیز رابطه گناه و نافرمانی و بلا و گرفتاریی که نازل شده در توان هر کسی نیست. البته کشف این رابطه شاید در باره وضعیت خود تا حدودی ممکن و حتی شایسته باشد مثلاً العیاذ بالله گاهی در اثر غفلت و فراموشی به گناه کبیره ای بطور مداوم مشغول می شویم ناگاه با حادثه و بلایی غیرمترقبه که حاکی از زنگ خطر و هشدارباشی است مواجه می شویم. در این وضعیت گویا این گرفتاری و بلیه را تلنگری از طرف خدای کریم و بنده نواز برای بیداری خود می یابیم و رابطه علت و معلولی آن را ادراک می کنیم. اما در باره دیگران حق چنین قضاوتی نداریم زیرا از وضعیت روحی و درونی افراد هیچ اطلاعی نداریم و آنچه می دانیم مربوط به مشاهدات حصولی(باواسطه) است و امکان خطا در آن بسیار است. البته اولیاء خدا بدلیل آگاهی از باطن و درون برخی مسائل می توانند ربط اتفاقات و بلایا را با علت آنها احصا و کشف کنند.

    موفق باشید ...

    پاورقی______________________________________ _______________
    1. برگرفته از گفتگوی باشگاه اندیشه با استاد ربانی گلپایگانی از فضلای حوزه علمیه.
    2. شهید مطهری، مجموعه آثار، ج 1، ص 391.
    3. شوری، آیات 27، 28، 30.
    4. الطبرسی، مجمع البیان، ج 9، ص 53، ذیل آیه 30 شوری.
    5. شوری، 30؛ روم، 36؛ شوری، 48 و ...
    6. نساء، 79.
    7. عنکبوت، 40.
    8. بحارالانوار، ج 70، ص 353.
    9. ری شهری، میزان الحکمه، ج 4، ص 1900، ح 6635، دارالحدیث قم.
    10. نهج البلاغه، خطبه 178.

    ویرایش توسط مشکور : ۱۳۹۴/۰۴/۰۶ در ساعت ۱۶:۵۰
    بنام حضرت دوست علت رخ دادن حوادث مختلف زندگی

    هیچ چیز مثل اخلاق، نمی تواند در قلبها نفوذ کرده، دنیایی را گلستان و قلبهایی را با اندیشه و مرام شما همراه سازد.

    با ما همراه باشید در کانال تلگرام: اخلاق الهی

    https://telegram.me/smashkor


  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    اهل البيت عليهم السلام،فلسفه،عرفان،ادبيات،فيزيك،مطالعه
    نوشته
    4,988
    حضور
    133 روز 11 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    21809



    به نام خدا

    کمال انسان در تخلق به اخلاق الهی است،قال رسول الله صلی الله علیه و اله:"تخلقوا بأخلاق الله"

    خداوند ستّار العیوب است یعنی گناهان بندگانش را می پوشاند،یکی از محاسن اخلاق مؤمنان

    آن است که عیوب مردم را بپوشانند.

    و پوشاندن عیب خویش را نیز دستور دارند،تا به این وسیله مظهر ستار العیوبی حضرت حق باشند.


    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    895
    حضور
    12 روز 19 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3646



    نقل قول نوشته اصلی توسط مشکور نمایش پست ها

    سلام مجدد

    در تکمیل مطالب قبلی بحث را از منظری دیگر با این بیان ادامه می دهیم: یک بحث خیلی جدی و دقیق که در این زمینه مطرح است این باور عمومی است که اغلب ما معتقدیم ما انسان ها در اعمال و رفتار خود فاقد اختیاریم مثلا اگر قرار است زلزله ای یا سیلی بیاید، می آید و این به اختیار و اراده ما ربطی ندارد و ما نمی توانیم از خواست و اراده خدا جلوگیری کنیم. بنابراین مثلا اگر خانه هایمان را ضد زلزله هم بسازیم باز زلزله می آید و اگر تقدیر الهی بر مرگ ما باشد بر اثر آن زلزله می میریم، در اینجا این سؤال پیش می آید که آیا این بینش و تفکر درست است؟

    در پاسخ گفتنی است: این سوال از سویی به مسئله قضا و قدر بر می گردد که بحث مفصل و دقیقی است و طرح آن فرصت دیگری می طلبد اما این که گفته می شود مثلا بلایای طبیعی نتیجه گناهان ماست و به خاطر گناهان ما خدا خشمش گرفته و مثلا زلزله ای را نازل کرده و در اثر آن تر و خشک در کنار هم می سوزند؟! این قبیل مسائل در زمان حوادث و اتفاقات و بلایی طبیعی مثل سیل و زلزله فراوان مطرح می شود، این دیدگاه از این جهت درست است که همه وقایع عالم هستی تابع اراده الهی اند یعنی اگر او نخواهد برگی بر زمین نخواهد افتاد پس اراده و خواست خداوند تعیین کننده است. اما آن چه نادرست است و معمولا لغزش های ذهنی از همین جا به وجود می آید این است که انسان مختار است و خودش سبب انجام کاری می شود به این معنا که نفس انسان واسطه انجام خیر یا شر می شود و او صاحب اراده و اختیار است.

    درست است که براساس تقدیر الهی زلزله یا سیل رخ می دهد، اما در بروز این حوادث اختیار انسان نقش دارد اگر اراده او در جهت مثبت و الهی باشد برکاتش نصیب خودش می شود و اگر در راستای معصیت الهی باشد پیامدهای منفی اش نصیب خودش می شود به هر حال گناهان او زمینه بروز بلا را فراهم می کند بلاهایی که فراگیر هم می باشند پس عوامل انسانی را نمی توان نادیده گرفت. بنابراین بر اساس اندیشه اسلامی علاوه بر این که انسان نباید گناه کند تا زمینه بروز برخی بلاها را فراهم نکند، باید اسباب عدم وقوع آن حادثه را هم فراهم کند، مثلا سد بسازد تا جلوی سیل را بگیرد، خانه ها را ضدزلزله بنا کند تا مانع مرگ انسان ها شود. از عوامل معنوی مانند پرداخت خمس و زکات و انفاق و صدقات و امور خیر غفلت نکرده و بعبارتی بصورت تمام و کمال باید نقش خودش را ایفا کند. البته تحلیل موضوعاتی از این دست نیازمند جامع نگری و ژرف اندیشی است هم باید همه جوانب مسئله را دید و هم با نگاه عمیق آن ها را تجزیه و تحلیل کرد. حاصل نگاه های عامیانه و غیردقیق در این زمینه برداشت هایی سطحی است که بعضا با آموزه های دینی هم در تعارض و تضاد است.(1)

    در توضیح و تبیین رابطه اختیار و اراده و افعال انسان با حوادث و بلایا گفتنی است: انسان بدلیل دارا بودن اختیار و اراده، از موجودات مادی دیگر برجسته و متمایز است. فلذا تعیین آینده و سرنوشتش به عهده خودش می‌باشد و این در واقع یکی از سنن الهی است که در نهاد انسان، نهاده شده است تا او با اختیار و اراده خود، در کنار سایر عوامل و علت‌ها، آینده خود را رقم زند.(2)

    میان اعمال انسان و نظام تکوینی زندگی او، ارتباط و پیوند نزدیکی وجود دارد که اگر بر اصول فطرت و قوانین آفرینش گام بردارد مشمول برکات الهی شده وَاِلا زندگیش به فساد می گراید. خداوند می فرماید: «ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ»؛(هر مصیبتى به شما رسد به خاطر اعمالى است که خودتان انجام داده اید.(دستاورد خودتان است))(3) پیامبر اکرم(ص) در مورد این آیه به حضرت امیر علیه السلام ‌فرمودند: «این آیه بهترین آیه در قرآن است، ای علی! هر خراشی که از چوبی برتن انسان وارد می‌شود و هر لغزش قدمی، بر اثر گناهی است که از او سر زده ...»(4)

    در آیات فراوان دیگری(5) نیز بر ارتباط مصائب با اعمال انسان تاکید شده است، مثل این آیه که می فرماید: «ما أَصابَکَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَکَ مِنْ سَیِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِکَ»؛ ((آرى،) آنچه از نیکی ها به تو مى رسد، از طرف خداست؛ و آنچه از بدى به تو مى رسد، از سوى خود توست.)(6)

    خداوند در مورد گروهی از امتّهای پیشین که هر کدام به خاطر گناهانشان گرفتار مجازاتهایی شدند پس از ذکر این عذابها می فرماید: «ما کانَ اللَّهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لکِنْ کانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُون»؛ (این خدا نبود که برایشان ستم کرد بلکه خودشان بر خود ستم کردند).(7)، در کتب روایی نیز حجم زیادی از روایات به این مهم اختصاص یافته و سعی شده مصائب، اول به خود فرد نسبت داده شود که برای نمونه به چند مورد اشاره می کنیم.

    1- امام صادق می‌فرماید: هرگاه خدا بر قومی خشم گیرد ولی بر آنها عذابی نازل نکند «اغلی اسعارها ، و قصّر اعمارها ، و لم تربح تجّارها و لم تغزر انهارها، و سلّط علیها شرارها و حبس علیها امطارها» مایحتاج آنها را گران می‌کند و عمر ایشان را کوتاه می‌کند و تجارتشان را کم سود و رودهای آنها را کم آب کرده و اشرار را بر آنها حاکم می‌کند و آنها را از باران محروم می‌کند.(8)

    2- از حضرت امیر علیه السلام نقل است که فرمود: از گناه پرهیز کنید زیرا «ما من بلیّه و لانقص رزق الا بذنب»؛ (هیچ بلا و مصیبتی جز به سبب گناه رخ نمی‌دهد.)(9)

    3- در نهج البلاغه آمده است: «ما کانَ قَوْمٌ قَطُّ فِی غَضِّ نِعْمَةٍ مِنْ عَیْشٍ، فَزالَ عَنْهُمْ، إِلَّا بِذُنُوبٍ اجْتَرَحُوها، لِأَنَّ اللَّهَ لَیْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیْدِ»؛ (هیچ ملتى از آغوش ناز و نعمت زندگى، گرفته نشد، مگر به واسطه گناهانى که انجام دادند، زیرا خداوند هرگز به بندگانش ستم روا نمى دارد.)(10)

    با این تفصیل، برخی از بلایا نتیجه سوء اعمال و رفتار انسان بوده و ناشی از گناهکاری خود ماست لکن شناخت و تمیز رابطه گناه و نافرمانی و بلا و گرفتاریی که نازل شده در توان هر کسی نیست. البته کشف این رابطه شاید در باره وضعیت خود تا حدودی ممکن و حتی شایسته باشد مثلاً العیاذ بالله گاهی در اثر غفلت و فراموشی به گناه کبیره ای بطور مداوم مشغول می شویم ناگاه با حادثه و بلایی غیرمترقبه که حاکی از زنگ خطر و هشدارباشی است مواجه می شویم. در این وضعیت گویا این گرفتاری و بلیه را تلنگری از طرف خدای کریم و بنده نواز برای بیداری خود می یابیم و رابطه علت و معلولی آن را ادراک می کنیم. اما در باره دیگران حق چنین قضاوتی نداریم زیرا از وضعیت روحی و درونی افراد هیچ اطلاعی نداریم و آنچه می دانیم مربوط به مشاهدات حصولی(باواسطه) است و امکان خطا در آن بسیار است. البته اولیاء خدا بدلیل آگاهی از باطن و درون برخی مسائل می توانند ربط اتفاقات و بلایا را با علت آنها احصا و کشف کنند.

    موفق باشید ...

    پاورقی______________________________________ _______________
    1. برگرفته از گفتگوی باشگاه اندیشه با استاد ربانی گلپایگانی از فضلای حوزه علمیه.
    2. شهید مطهری، مجموعه آثار، ج 1، ص 391.
    3. شوری، آیات 27، 28، 30.
    4. الطبرسی، مجمع البیان، ج 9، ص 53، ذیل آیه 30 شوری.
    5. شوری، 30؛ روم، 36؛ شوری، 48 و ...
    6. نساء، 79.
    7. عنکبوت، 40.
    8. بحارالانوار، ج 70، ص 353.
    9. ری شهری، میزان الحکمه، ج 4، ص 1900، ح 6635، دارالحدیث قم.
    10. نهج البلاغه، خطبه 178.


    خب ممنون از شما....
    ولی بنده مثلا خوابم میاد......نمیخوابم رانندگی میکنم! بعد تصادف میکنم!
    این قضا و قدر الهی داشت؟
    بگو چند جمعه گذشتی ز خوابت؟ چه اندازه در ندبه ها زاری یابی؟
    به شانه کشیدی غم سینه اش را؟ و یا چون بقیه تو سربار یاری؟





  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    اهل البيت عليهم السلام،فلسفه،عرفان،ادبيات،فيزيك،مطالعه
    نوشته
    4,988
    حضور
    133 روز 11 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    21809



    به نام خدا

    با سلام:

    این دیدگاه نسبت به قضایای طبیعی اشکالات زیادی را متوجه اعتقادات دینی خواهد کرد.

    کمترین آن این است که اشخاصی که اعتقادات دینی ندارند از ما بپرسند زلزله یا سیل و یا وقایع طبیعی دیگر

    چگونه با گناه انسان ربط پیدا می کند؟

    یا چرا فلان مردم مؤمن در فلان کشور اسلامی دچار این بلایا شدند،اما مردم بی دین و ایمان فلان کشور لائیک

    غرق نعمتند و فراوانی نزولات آسمانی و برکت در سرزمینها و رفاه مردم ووووو.

    از این زاویه هم لطفا به موضوع نظر بفرمایید.

    البته اینها پاسخ دارد منتها قصد داشتم بحث همه جانبه و گره گشا پیش برود.

    با سپاس


    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    علاقه
    کتاب
    نوشته
    10
    حضور
    3 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    39



    با سلام، ضمن آرزومندی قبولی طاعات وعبادات
    حوادث باعث افزایش ظرفیت در انسان می شود به شرطی که توام با صبر باشد
    در حوادث زیاد نباید وارد جزئیات شد چون در چنبره مقدرات الهی اسیریم ما بسیار کوچکتر از آنیم که بتوانیم حتی شدت احاطه ی مقدرات الهی را بر خود ببینیم
    رفتار ما،نیت ما ،افکار ما، دعای ما ،دعای دیگران در حق ما، محبت خدا به ما، محبت اولیا خدا به ما، و بسیاری امور دیگر در مقدرات ما نقش دارد
    در این میان مهمترین عامل تعیین کننده در حیات ما امتحان است که ما آنرا هنوز نشناخته ایم چه برسد به آنکه بدانیم مهمترین است.
    آیه 2 سوره ملک:همان كه مرگ و زندگى را (براى شما آدميان) پديد آورد تا شما را بيازمايد كه كدامتان نيكوكارتريد و اوست مقتدر شكست‏ناپذير و آمرزنده.
    کسی که شیوه ی امتحان گرفتن از خود را نداند زندگی کردن را نمی داند چون زندگی سراسر امتحان است.
    حالا بر فرض یک حادثه ای رخ داد این وسط باید دید اگه سهل انگاری از طرف شخص بوده که مسبب این حادثه شده باید عبرت گرفت و جلوی این قبیل حوادث را گرفت
    یک مثال ساده:شخصی در یک حادثه رانندگی به علت بر خورد سر با شیشه جلو جان خود را از دست میدهد یکی از علل این اتفاق نبستن کمربند ایمنی است حالا ما عبرت می گیریم که در موارد مشابه کمربند ایمنی را استفاده کنیم یانه
    اگر با وجود دیدن این اتفاق ها از کمربند استفاده نکردیم و نسبت به آن بی اهمیت شدیم و اتفاقی افتاد این دیگر انتخاب خود ماست و هر چه پیش آمد باید خودمان را ملامت کنیم.
    در سایر حوادث که ما درآن دخیل نیستیم باید صبر پیشه کنیم.
    چه کنیم که در حوادث عبرت بگیریم؟
    ممکن است در اثر یک حادثه رانندگی برای مدتی به خود بیاییم.مثلا به مدت یک ماه کلیه ی قوانین رانندگی را رعایت کنیم اما پس از مدتی انسان بی اهمیت می شود و از حادثه فراموش میکند که البته خاصیت انسان این است.
    حالا باید چه کار کرد در اینجا باید دنبال انذار باشیم بایستی حوادث و عواقب را یادآوری کنیم .
    خدا وند از خلق و احوالات انسان با خبر است به همین دلیل صدوبیست و چهار انذار کننده فرستاد،بگذریم..
    انسان خودشناس و خداشناس از حوادث نگران نمی شود چون می داند در امتحان قرار دارد حتی در فوت عزیزانش.
    انسان خداشناس انذار و بشارت های آخرت را می داند وبدان ایمان دارد به همین دلیل در برابر حوادث کاملا بر خود مسلط است
    از امام خمینی هنگام بازگشت به ایران پرسیده شد چه احساسی دارید امام فرمودند هیچی.
    بارها و بارها به طعنه این موضوع مطرح شده است که امام چرا:
    از ترس های ورود به ایران و ساقط شدن هواپیما نگفتند!
    از خوشحالی بازگشت به کشور نگفتند!
    از امیدهای آینده نگفتند!
    فقط گفتند:

    هیچی!
    امام دوری از وطن را به دلیل ارزشی والاتر پذیرفته بود یعنی مبارزه با ظلم و وظیفه انسانی و دینی اش و گرنه مجبور به تحمل دوری از وطن نبود و تبعید نمیشد.
    انسان باید در حوادث فقط وظیفه ی خود را انجام دهد و به چیز دیگری فکر نکند(بر خدا تو کل کند).
    با قرآن میشود بر مصائب قالب شد
    با خواندن قرآن نور ایمان در دل فروزان میشود.
    وقتی می خوانیم مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ انسان مومن با خود می گوید که اصلا من فقط منتظر حوادث هستم تا بر من فرود آید که البته بر زبان روان جاری می شود.
    این جاست که میگن هرکه در این بزم مقرب تر است جام بلا بیشترش میدهند.

    امیدوارم مطالب مفید واقع بشه
    با آرزوی دعای خیر
    موفق باشید
    زندگی درست مثل نقاشی کردن است
    خطوط را با امید بکشید
    اشتباهات را با آرامش پاک کنید
    قلم مو را در صبر غوطه ور کنید
    و با عشق رنگ بزنید

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    علاقه
    کتاب
    نوشته
    10
    حضور
    3 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    39



    امام خمینی در وصیت نامه شان می فرمایند

    با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص
    ...

    انسان به چه درکی از خداوند میرسد که در مواجه با مرگ هم کاملا مسلط بر احوال خویش است.
    زندگی درست مثل نقاشی کردن است
    خطوط را با امید بکشید
    اشتباهات را با آرامش پاک کنید
    قلم مو را در صبر غوطه ور کنید
    و با عشق رنگ بزنید

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 4

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود