صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: فرار از پدر و مادر بخاطر رهایی از گناه و دنیا

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۴
    نوشته
    1
    حضور
    1 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10

    اشاره فرار از پدر و مادر بخاطر رهایی از گناه و دنیا




    سلام خسته نباشید
    من 19 سالمه و ایرانی نیستم و در خارج ایران زندگی میکنم؛ طلبه بسیار مبتدی هستم و یک ساله که درس طلبگی میخونم.
    میخواهم به نجف اشرف جهت ادامه تحصیل و تهذیب نفس مشرف بشم.

    از خانواده ام بدانید
    پدرم تقریبا 70 سال سن داره و د ک ت ر هست و صبح و بعد از ظهر سر کار میره، مادرم هم 50 سال سن داره و خانه دار هست
    همه برادرهام به جز یکی ازدواج کردند... وضع اقتصادی ما خوبه و خونه از خودمونه...
    اگر پدرم فوت کند، د و برادرم به راحتی میتونند خرج مادرمو بدن

    از محیط ام بدانید
    در اطرافم گناه هست و بخاطر ضعف ایمانی که دارم منو گاهی دامن گیر میکنه؛ از تلوزیون گرفته تا اقوام و غیره...
    از پدر و مادرم بدانید

    دیدگاهی که من نسبت به دنیا دارم؛ اونها ندارن؛ همش میگن چه بخور چه بپوش فلانکار بکن که مردم بد نگن و ... یعنی کلا در مادیات هستند ولی من بیزارم...

    به پدر و مادرم خیلی غیبت رو توضیح دادم که غیبت نکنید، ولی گوش نمیدن، حتی روبرویشون وقتی غیبتو آغاز میکنن گوشهامو میگیرم و با انگشتام حرکت میدم تا چیزی نشنوم.

    در ضمن اخلاق خوبی هم اونها ندارند و با توجه که سنشون زیاد هست و سن من هم کم هست؛ گاهی بخاطر پیری که مادرم دارد منو نفرین میکنه میگه خدا لعنتت کنه!!!! مثلا اگه ما ساعت 8 شب نون لازم داشته باشیم، ساعت 4 میگه برو بخر، میگم مادر نونوایی تا 10 بازه، بزار مثلا 7:30 میرم؛ میگه نه.... اینقدر اصرا میکنه تا به لعن من میرسه... خلاصه بعد از نونوایی که میام میگم منو لعنت کردی و یک جورایی احساس میکنم که از روی غضب نفرین کرده و از ته دل نبوده... در کل ظاهرش اینه که ما باب میلش رفتار نمی کنیم و همیشه فرزندان دیگران را به رخ ما میکشه و میگه شما تنبلید و فلانی رو ببین و .... خلاصه اینکه منم اشتباهاتی دارم و واقعا راضی نگه داشتن پدر و مادر پیر و توقعات زیادی که از من دارند سخته

    از من بدانید

    حقیقتش من به ترک گناه به صورت کامل و نزدیکی به خدا و در یک کلام سیر و سلوک علاقه ای ویژه ای دارم؛ قبلا سفری به نجف داشتم و محیط نجفشو بسیار مناسب حالم دیدم تا هم درس بخونم و هم به خودسازی بپردازم.

    به نظر من رفتن به نجف گزینه بسیار مناسبی برای: 1- کسب علم 2- کسب اخلاق و تهذیب 3- فرار از گناه چون اونجا واقعا این زمینه هایی که الان برای گناه هست اونجا نیست 4- فرار از درخواست های پدر و مادر و اینکه موجبات نارضایتی شان رو فراهم نکنم 5- فرار از اهل دنیا و مادیات

    آیا؟؟؟؟!

    این کارم درسته؟ آیا اینکارم منافی با حقوق پدر و مادرم نیست؟ آیا اینکارم گناه نیست؟ آیا با اینکارم مدیون پدر و مادرم میشم؟
    لطفا نظرتونو در این مورد بگید
    ممنونم
    ویرایش توسط یا عالی : ۱۳۹۴/۰۶/۰۳ در ساعت ۲۳:۳۱

  2. صلوات ها 10


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,525
    حضور
    175 روز 5 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58323



    با نام و یاد دوست






    فرار از پدر و مادر بخاطر رهایی از گناه و دنیا








    کارشناس بحث: استاد نسیم رحمت


  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    1,729
    حضور
    48 روز 20 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    42
    صلوات
    6485



    نقل قول نوشته اصلی توسط fffff نمایش پست ها
    به نظر من رفتن به نجف گزینه بسیار مناسبی برای: 1- کسب علم 2- کسب اخلاق و تهذیب 3- فرار از گناه چون اونجا واقعا این زمینه هایی که الان برای گناه هست اونجا نیست 4- فرار از درخواست های پدر و مادر و اینکه موجبات نارضایتی شان رو فراهم نکنم 5- فرار از اهل دنیا و مادیات

    آیا؟؟؟؟!

    این کارم درسته؟ آیا اینکارم منافی با حقوق پدر و مادرم نیست؟ آیا اینکارم گناه نیست؟ آیا با اینکارم مدیون پدر و مادرم میشم؟
    لطفا نظرتونو در این مورد بگید
    ممنونم

    برادر ارجمند؛ لطفا به این سوالات پاسخ بدین:

    1. آیا پدر شما با رفتن به نجف موافق اند ؟

    2. آیا ایشان با طلبه شدن شما مخالفتی نداره؟اگر بله واکنششون چه بوده و چه هست ؟

    3. آیا امکان ارتباط گرفتن با جامعه المصطفی در ایران برای شما هست ؟

    4. آیاامکان تحصیل در شهر خودتان امکان پذیر نیست ؟ مثل اینکه مدرسه ای باشه و شما در آن جا مستقر بشین؟


    فرار از پدر و مادر بخاطر رهایی از گناه و دنیا
    ....إِلَهِي‏ كَفَى‏ بِي‏ عِزّاً أَنْ أَكُونَ لَكَ عَبْداً وَ كَفَى بِي فَخْراً أَنْ تَكُونَ لِي رَبّاً أَنْتَ كَمَا أُحِبُّ فَاجْعَلْنِي كَمَا تُحِب‏ ....

  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    1,729
    حضور
    48 روز 20 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    42
    صلوات
    6485





    شیطان همیشه در کمین ما است و زمینه گناه همه جا فراهم می کند ممکن است یه جا غیبت و یه جا غریزه جنسی و در جای دیگر به شکلی دیگر... انسان باید زمینه گناه را از بین ببرد و شیطان را از خود دور کند.


    طبق آیات قرآن‌، شیطان دشمن قسم خورده انسان است‌.
    نباید انتظار داشته باشیم به راحتی دست از سر ما بردارد.


    مهم‌ترین راه‌ِ در امان ماندن از چنین دشمنی‌، شناختن او است‌. شیطان‌، موجودی است که ما را می‌بیند و ما او را نمی‌بینیم‌. کار او فقط وسوسه کردن و زینت دادن به گناهان یا دشوار نشان دادن امور نیک ‌است‌.

    برای درامان ماندن از او باید به کسی پناه ببریم که شیطان را می‌بیند ولی شیطان او را نمی‌بیند که خداوند قاهر بیناست‌.

    قرآن می‌فرماید:
    "وَإِمَّا یَنزَغَنَّکَ مِن‌َ الشَّیْطَـَن‌ِ نَزْغ‌ٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّه‌ِ إِنَّه‌ُو سَمِیع‌ٌ عَلِیم‌(1) اگر از شیطان وسوسه‌ای به تو رسد، به خدا پناه بر. زیرا او شنوای داناست‌.


    پی نوشت :
    1. اعراف (7) آیه 200 .

    فرار از پدر و مادر بخاطر رهایی از گناه و دنیا
    ....إِلَهِي‏ كَفَى‏ بِي‏ عِزّاً أَنْ أَكُونَ لَكَ عَبْداً وَ كَفَى بِي فَخْراً أَنْ تَكُونَ لِي رَبّاً أَنْتَ كَمَا أُحِبُّ فَاجْعَلْنِي كَمَا تُحِب‏ ....

  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    1,729
    حضور
    48 روز 20 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    42
    صلوات
    6485




    بهترین راه برای محفوظ ماندن این است که از مرحله اول به خداوند پناه ببریم‌ ، سپس از قدم نهادن در راهی که مقابل ما نهاده خودداری کنیم .

    خداوند می‌فرماید: "...وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَ َت‌ِ الشَّیْطَـَن‌ِ إِنَّه‌ُ لَکُم‌ْ عَدُوُّ مُّبِین‌(1)... از پی گام‌های شیطان نروید که برای شما دشمن آشکار است‌".

    پی نوشت :
    1. بقره (2) آیه 168.



    فرار از پدر و مادر بخاطر رهایی از گناه و دنیا
    ....إِلَهِي‏ كَفَى‏ بِي‏ عِزّاً أَنْ أَكُونَ لَكَ عَبْداً وَ كَفَى بِي فَخْراً أَنْ تَكُونَ لِي رَبّاً أَنْتَ كَمَا أُحِبُّ فَاجْعَلْنِي كَمَا تُحِب‏ ....

  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    نوشته
    156
    حضور
    5 روز 9 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    655



    نقل قول نوشته اصلی توسط fffff نمایش پست ها
    سلام خسته نباشید
    من 19 سالمه و ایرانی نیستم و در خارج ایران زندگی میکنم؛ طلبه بسیار مبتدی هستم و یک ساله که درس طلبگی میخونم.
    میخواهم به نجف اشرف جهت ادامه تحصیل و تهذیب نفس مشرف بشم.

    از خانواده ام بدانید
    پدرم تقریبا 70 سال سن داره و د ک ت ر هست و صبح و بعد از ظهر سر کار میره، مادرم هم 50 سال سن داره و خانه دار هست
    همه برادرهام به جز یکی ازدواج کردند... وضع اقتصادی ما خوبه و خونه از خودمونه...
    اگر پدرم فوت کند، د و برادرم به راحتی میتونند خرج مادرمو بدن

    از محیط ام بدانید
    در اطرافم گناه هست و بخاطر ضعف ایمانی که دارم منو گاهی دامن گیر میکنه؛ از تلوزیون گرفته تا اقوام و غیره...
    از پدر و مادرم بدانید

    دیدگاهی که من نسبت به دنیا دارم؛ اونها ندارن؛ همش میگن چه بخور چه بپوش فلانکار بکن که مردم بد نگن و ... یعنی کلا در مادیات هستند ولی من بیزارم...

    به پدر و مادرم خیلی غیبت رو توضیح دادم که غیبت نکنید، ولی گوش نمیدن، حتی روبرویشون وقتی غیبتو آغاز میکنن گوشهامو میگیرم و با انگشتام حرکت میدم تا چیزی نشنوم.

    در ضمن اخلاق خوبی هم اونها ندارند و با توجه که سنشون زیاد هست و سن من هم کم هست؛ گاهی بخاطر پیری که مادرم دارد منو نفرین میکنه میگه خدا لعنتت کنه!!!! مثلا اگه ما ساعت 8 شب نون لازم داشته باشیم، ساعت 4 میگه برو بخر، میگم مادر نونوایی تا 10 بازه، بزار مثلا 7:30 میرم؛ میگه نه.... اینقدر اصرا میکنه تا به لعن من میرسه... خلاصه بعد از نونوایی که میام میگم منو لعنت کردی و یک جورایی احساس میکنم که از روی غضب نفرین کرده و از ته دل نبوده... در کل ظاهرش اینه که ما باب میلش رفتار نمی کنیم و همیشه فرزندان دیگران را به رخ ما میکشه و میگه شما تنبلید و فلانی رو ببین و .... خلاصه اینکه منم اشتباهاتی دارم و واقعا راضی نگه داشتن پدر و مادر پیر و توقعات زیادی که از من دارند سخته

    از من بدانید

    حقیقتش من به ترک گناه به صورت کامل و نزدیکی به خدا و در یک کلام سیر و سلوک علاقه ای ویژه ای دارم؛ قبلا سفری به نجف داشتم و محیط نجفشو بسیار مناسب حالم دیدم تا هم درس بخونم و هم به خودسازی بپردازم.

    به نظر من رفتن به نجف گزینه بسیار مناسبی برای: 1- کسب علم 2- کسب اخلاق و تهذیب 3- فرار از گناه چون اونجا واقعا این زمینه هایی که الان برای گناه هست اونجا نیست 4- فرار از درخواست های پدر و مادر و اینکه موجبات نارضایتی شان رو فراهم نکنم 5- فرار از اهل دنیا و مادیات

    آیا؟؟؟؟!

    این کارم درسته؟ آیا اینکارم منافی با حقوق پدر و مادرم نیست؟ آیا اینکارم گناه نیست؟ آیا با اینکارم مدیون پدر و مادرم میشم؟
    لطفا نظرتونو در این مورد بگید
    ممنونم
    فکر کردم چه پدر و مادر بد و جلادی دارین که می خواین فرار کنین. چون مادرتون یه خدا لعنتت کنه می گه باید دور بندازیش. چون اهل مادیات هستن باید ازشون فرار کنی.

    نمی گم نرو ولی انگار شما بیشتر از اینکه تهذیب نفس هدفت باشه، فرار از خانواده و والدین بد اخلاقه. شما کمتر پدر و مادری رو تو این سن پیدا کنی که خوش اخلاق باشن.

    اون ها غیبت می کنن شما اگر عالم به زشتی کار اون ها باشی و خودت رو مبرا از گناه نگه داری مشکلی نیست.

    به نظرم هر وقت که هدفت خالصانه بود برو. برای رضای خدا نه برای فرار از خانواده.

  13. صلوات ها 7


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    103
    حضور
    4 روز 1 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    324



    نقل قول نوشته اصلی توسط fffff نمایش پست ها
    فرار از پدر و مادر بخاطر رهایی از گناه و دنیا
    مقام پدر و مادر بسیار بزرگ و عظیم هست و انسان تنها در یک حالت از آنها اجازه نافرمانی دارد و آن هم اینکه اگر انها امر به معصیت خداوند کردند ، انسان میتونه سرپیچی کنه وگرنه در هیچ حالت دیگری مجاز به نافرمانی از آنها نیست . حتی در روایت داریم که اگر پدر و مادر انسان کافر هم بودند نباید به آنها بی احترامی کردو حفظ حرمت آنها واجب هست.

    اینکه شما در محیط پیرامونتون در معرض گناه قرار دارید با اینکه به خاطر اخلاق بد پدر و مادرتون بخواهید ، اونها رو ترک کنید ، دو تا بحث مجزا از هم هست. بعید میدونم عالمی به شما به خاطر اخلاق بد پدر و مادرتون اجازه ترک اونها رو به شما بده.

    اما برای پیشرفت در امور علمی و معنوی ، اگه میتونید حتما ابتدا رضایت خاطر پدر و مادرتون رو جلب کنید و بعد به محیطی که فکر میکنید رشد و تعالی شما در اونجا بهتر هست هجرت کنید ، که اگر بتونید این کار رو بکنید یقینا سرعت پیشرفتتتون در مقامات علمی و معنوی خیلی بهتر میشه هم به خاطر رضایت خاطر والدینتون و هم به خاطر ترک محیط آلوده به گناه.

    البته فکر میکنم جایی مثل قم برای کسب مباحث علمی و همچنین معنوی بهتر از نجف باشد ...

    خدایا اگر به دوزخم ببرى این کار موجب خوشحالى دشمنت می گردد، و اگر به بهشتم ببرى موجب خوشحالى پیامبرت می شود. و من به خدا سوگند مسلّما مى دانم که خوشحال شدن پیامبرت را بیشتر از خوشحال شدن دشمنت دوست دارى...

    خدایا تو خود در قرآن به ما فرمودى که گذشت کنیم از کسى که به ما ستم کرده، و ما به خودمان ستم کردیم پس از ما درگذر که تو از ما سزاوارتر بدین کار هستى.

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    412
    حضور
    8 روز 17 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1095



    فکر نمی کنید قم از نجف بهتر است؟ در نجف مشکلات زندگی فوق العاده فراوان است.اگر می تونید برید قم به جای نجف.

  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    زندگی
    نوشته
    957
    حضور
    18 روز 9 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    3287



    اگر واقعا دنبال تهذیب نفس و سیر و سلوکین لازم نیست برین جای دور همینکه بتونین با اخلاق خوش پدر و مادرتون نگهداری کنین و با اون شرایط پاک و اجتماعی باشین و دیگران رو با اخلاق خوبتون جذب کنین کافیه که شایدم بهتره. خدا که از ما عرفان نمیخواد.
    البته قبول دارم که شاید خودم برام سخت باشه


  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    895
    حضور
    12 روز 19 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3646



    ب نظر بنده هم در کنار خانواده باشین بهتره.....شما سعی کنید خیلی مهربان باشین باهاشون و کلا همه چیو رعایت کنید.......

    یکی از هم کلاسی های بنده 2 سال پیش پیش معلم دین و زندگی رفته بود و ماجرایی رو درمیون گذاشته بود......

    این نوجوان شب ها درو میبست با ملائکه قرآن میخوندن! برای من هم خیلی عجیب و غیر قابل باور بود.....
    اما خب شاهد مکالمات بین معلم دینی و اون بودیم...ک ب خوبی راهنماییش کرده بود و گفته بود ک نترسه و اینا.......
    یک شب از عصبانیت ناخواسته به مادرش گفته بود اه چقدر گیر میدی!
    بعد اومد گفت دیگه چند روزه کسی نمیاد اتاقم موقع قرآن خوندن! باز راهنماییش کرد معلم دینی ما ک انسان شریفی بود مسن هم بود.....
    و ایشان دست مادرشو بوسید.......و از دلش درآورد....فرداش اومد گفت دوباره برگشتن! خلاصه زیاد در جریان نمیذاشتن مارو منم با کنجکاوی فهمیدم قضیه رو....بهشم گفت به هیشکی نگو اینو!

    بگو چند جمعه گذشتی ز خوابت؟ چه اندازه در ندبه ها زاری یابی؟
    به شانه کشیدی غم سینه اش را؟ و یا چون بقیه تو سربار یاری؟





  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 17
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۰۹, ۰۹:۴۴
  2. پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۳/۰۸, ۲۱:۴۲
  3. مقایسه ؛ بلایی خانمان سوز یا سکویی برای پرش؟؟؟؟؟
    توسط راهی در انجمن مهارت های زندگی
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۷/۱۹, ۲۲:۰۲

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود